علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

نیازمند به مشاوره

دوست و آشنا متوجه تغییرات رفتاری شما شده‌اند و خودتان احساس می‌کنید خلق و خویتان تغییر کرده است. با این حال برایتان دشوار است که منبع و دلیل این تغییر رفتار را بفهمید. افسردگی، مشکلات کاری، استرس و نگرانی‌های روزمره و بی‌انگیزگی می‌توانند دلیل این تغییرات روحی باشند.‏ اما ممکن است تغییرات روحی شما ناشی از یک مساله مهم دیگر نیز باشد؛ اینکه در رابطه با همسرتان دچار مشکل هستید.

چرا همیشه ناراحتم و شاد نیستم؟!
طبیعی است که بخاطر مسائل روزمره و رایجی که رابطه شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد همیشه در یک حال روحی ثابت و پایدار قرار نداشته باشید و گاهی خوشحال نباشید. اما اگر تغییرات روحی شما شدید و پایدار است و برای مدت طولانی نتوانید احساس خود را بهبود بدهید و بیش از انداره احساس نارضایتی کنید و در عین حال نتوانید مشکلات‌تان را حل کنید به احتمال زیاد دلیل ناراحتی، رنجش و نارضایتی شما از زندگی به رابطه زناشویی ‌تان برمی‌گردد.‏به این پرسش‌ها پاسخ بدهید تا درک دوباره‌ای درباره احساس نارضایتی خود پیدا کنید. با پاسخ به این پرسش‌ها متوجه خواهید شد آیا دلیل نارضایتی شما مربوط به رابطه است یا نه.‏

آیا بیشتر وقت‌ها تنها هستید؟
آیا شما و همسرتان زمان کافی برای باهم بودن سپری می‌کنید؟ آیا به اندازه کافی اوقات مشترک دارید؟ اگر مشترکات شما کم هستند، اغلب تنها هستید و هر کسی در رابطه کار خودش را می‌کند این مساله می‌تواند باعث نارضایتی و احساس اندوه شود. اگر ترجیح می‌دهید وقت‌تان را طور دیگری پر کنید، در کنار آدم‌های دیگری باشید و از تنهایی خود بیشتر از معاشرت‌های دونفره لذت می‌برید این نشان می‌دهد چیزی در رابطه شما مشکل دارد. به دنبال عاملی باشید که باعث شده از ارتباط دونفره لذت نبرید و زندگی خود را از دیگری جدا کنید. دلیل را پیدا کنید و اگر می‌خواهید مشکل‌تان واقعاً حل شود به فکر یافتن راه حلی برای آن باشید.‏

آیا از معاشرت باهم لذت می‌برید؟
ممکن است شما با شریک زندگی‌تان وقت زیادی را بگذرانید. اما از این معاشر لذت چندانی نبرید و یا فقط حضور فیزیکی داشته باشید بدون اینکه از لحاظ روحی و عاطفی خود را درگیر رابطه کنید. ممکن است در رابطه قرار باشید و کاری را صرفا برای رضایت دیگری انجام بدهید بدون اینکه خودتان هیچ نوع نیاز روحی به آن داشته باشید. مثلا با همسرتان به یک مهمانی بروید اما این کار را صرفا بخاطر او انجام بدهید. ممکن است با او وارد گفتگو و مکالمه شوید اما این کار را از روی اجبار یا وظیفه انجام بدهید. حتی شاید کارها و برنامه‌هایی در ذهن‌تان داشته باشید که احساس می‌کنید نباید آن را با همسرتان در میان بگذارید و یا فکرهایی دارید که شخصا از آن لذت می‌برید اما اصلا برایتان دلپذیر نیست که‌ آنها را مطرح کنید. همین که کاری را بخاطر احساس تکلیف یا وظیفه انجام بدهید و از انجام کارهای دلپذیر خودتان امتناع کنید این نشان می‌دهد مشکلی در رابطه شما وجود دارد.‏


آیا از بحث و گفتگو گریزان هستید؟
آیا از بحث و گفتگو یا اعلام مخالفت هراسان هستید چون نمی‌خواهید تنش و دعوایی ایجاد شود؟ اگر اینطور است شما در رابطه با همسرتان خوشحال نیستید و احساس امنیت نمی‌کنید. اجتناب از بیان تعارض‌ها به این معناست که اختلاف‌ها هرگز حل و رفع نشوند و شما هرگز نسبت به هیچ چیزی احساس رضایت کامل یا نسبی نداشته باشید. امتناع از بیان اختلافات و تعارض‌ها یعنی شما و همسرتان نمی‌خواهید مشکلی را حل کنید. به این پرسش پاسخ بدهید که چرا نمی‌خواهید مشکلی را مطرح کنید و از چه چیزی می‌ترسید؟ سپس به دلایل ترس‌تان بپردازید و مساله را عمیق‌تر بررسی کنید در غیر اینصورت طبیعی است که خوشحال نباشید و احساس خوبی نداشته باشید.‏

آیا به دنبال فرد دیگری هستید؟

آیا احساسات، افکار و خواسته‌هایتان را با فرد دیگری در میان می‌گذارید؟ اگر ترجیح می‌دهید درباره احساسات، نگرانی‌ها و شادی‌هایتان با فرد دیگری حرف بزنید و بیان آنها برای همسرتان کار ساده‌ای نیست این به معنای آن است که چیزی در رابطه شما مشکل دارد در واقع به همین دلیل است که به دنبال کسی برای همدلی و همراهی هستید. این فرد می‌تواند مادر، دوست یا همکارتان باشد.‏

اینکه بیشتر وقت‌تان را با دیگران می‌گذرانید و کسانی هستند که می‌توانند بهتر از شریک زندگی‌تان با شما همدلی و همراهی کنند یک زنگ خطر برای رابطه شماست. ‏

آیا تنهایی را ترجیح می‌دهید؟
آیا همیشه به دنبال خلوت خودتان هستید؟ اگر خلوت تنهایی خودتان برایتان جذاب‌تر از زمانی است که با شریک زندگی‌تان سپری می‌کنید باید به دنبال دلیل آن باشید. اشتباه نکنید. حفظ حریم خصوصی یک اصل اساسی در یک رابطه سالم است. اما رفتن به انزوا و گسترده کردن این حریم خصوصی معنای رابطه را از بین می‌برد. از خودتان بپرسید که چه چیزی باعث می‌شود تنهایی را به معاشرت ترجیح بدهید؟

آیا خود را با دیگران مقایسه می‌کنید؟
آیا دائما زندگی زناشویی‌تان را با دیگران مقایسه می‌کنید؟ آیا احساس می‌کنید در مقایسه با دیگران شما بازنده هستید؟ آیا احساس می‌کنید دیگران بهتر و موفق‌تر هستند و در مقایسه با دیگران رابطه شما ضعیف، ناکافی و ناموفق است؟ چه چیزی باعث می‌شود که در این مقایسه شما بازنده رابطه باشید؟ آیا مقایسه شما رویکرد درستی دارد؟ آیا آنچه از دیگران می‌بینید مبتنی بر واقعیت است؟ آیا دیگران باعث افسردگی و نگرانی تان می‌شوند؟ واقعیت‌‌ها را ارزیابی کنید و اگر ربطی میان این نوع مقایسه‌ها با احساس نارضایتی خود پیدا می‌کنید به راه‌حل‌های جایگزین فکر کنید. شاید لازم باشد چیزهایی را تغییر بدهید؛ چه در شیوه مقایسه خود با دیگران و چه در رابطه.‏

آیا همیشه شکایت می‌کنید؟
آیا همیشه از همسرتان، اخلاق، عادت‌ها و سبک زندگی ‌اش ایراد می‌گیرید؟ آیا رفتارهای همسرتان را آزاردهنده می‌دانید؟ چه چیزهایی آزاردهنده هستند؟ آیا ممکن است بین احساس نارضایتی شما و رفتار همسرتان ربطی وجود داشته باشد؟ چه می‌توانید برای بهبود این رابطه بکنید؟

پیشنهاد:
‏اگر پاسخ‌های شما به بیشتر این پرسش‌ها مثبت است بهتر است برای تغییر کلی وضعیت خود ابتدا به یک مشاور یا روانشناس مراجعه کنید و مسائل و کشمکش‌های خود را با او در میان بگذارید.‏

در بسیاری از موارد با ایجاد چند تغییر مثبت می‌توانید همه چیز را بهبود بدهید. رها کردن مسائل به حال خود باعث افزایش نارضایتی‌های‌ درونی‌تان می‌شود. زندگی‌تان را تغییر بدهید تا شاد باشید و از آنچه در اختیار دارید بهره بیشتری ببرید.‏

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد