علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

شعر 15 فروردین

به روز رسانی بخش شعر
شبهای سه شنبه

لطفا قبل از ذکر مشخصات خود، فقط واژه "شعر" و در پایان شعر ارسالی، نام "شاعر" را حتما قید نمایید تا انتخاب پیام شما با موفقیت انجام شود. اولویت با اشعار گویا و مختصر و مفید است.

شهرام قاسمی از شهرکرد:
"بهار را باور کن " باز کن پنجره ها را، که نسیم /روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد / و بهار روی هر شاخه ، کنار هر برگ / شمع روشن کرده است . فریدون مشیری

الهام محمدی از نیشابور :
تا پرستو خواب خوش بیند در آغوش بهار
قصه سبز چمن پیچیده در گوش بهار
چون کند از شاخه ها مهتاب فروردین طلوع
نقره باران می شود اندام گلپوش بهار
از نگاه ژاله ها در ساغر آلاله ها
می تراود بادهء رنگین پرجوش بهار
خسرو احتشامی

مهدیه13تهران:
سر به هم آورده دیدم برگ های غنچه را
اجتماع دوستان یکدلم، آمد به یاد
صائب تبریزی

هستی 16 کاشمر:
از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟
بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایره ی کبود، اگر عشق نبود
از دست تو در اینهمه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟
قیصر امین پور


سیده آرمیتا27 مازندران:
درفروبسته ترین دشواری،درگرانبارترین نومیدی،بارهابرسرخودبانگ زدم:"هیچت ارنیست مخورخون جگر،دست که هست."بیستون رایادآردستهایت رابسپاربه کار،کوه راچون پرکاه ازسرراه بردار!وه چه نیروی شگفت انگیزیست!دستهایی که به هم پیوسته ست..فریدون مشیری

محبوبه از گیلان:
ای چرخ فلک خرابی از کینه توست
بیدادگری شیوه دیرینه توست
ای خاک اگر سینه تو بشکافد
بس گوهر قیمتی که در سینه توست

از آن روزی که ما را آفریدی
به غیر از معصیت از ما چه دیدی
خداوندا به حق هشت و چارت
ز ما بگذر شتر دیدی ندیدی
بابا طاهر

زهراشرفی 16یزد:
جهان جمله فروغ روی حق دان
حق‌اندر وی ز پیدایی است پنهان
شیخ محمود شبستری

مهدیه از قم:
آنچنان کز رفتن گل خار می ماند به جا
از جوانی حسرت بسیار می ماند به جا
صائب تبریزی

نسرین/ اصفهون:
در عشق هم آتش بزن وقتی حجابت می شود
حتی دعا هم بی دعا، بهتر اجابت می شود
تفسیر دشنه سخت نیست، تسبیح اما مشکل است
وقتی که گاهی بال دل، گاهی وبالی بر دل است
از غیر تا تو می برد، از تو به غیر ت می رسد
از خیر تا شر می برد، از شر به خیرت می رسد
هربار گم تر بوده ام، در هیچ پیدا می شدم
با چشم های بسته ام، مات تماشا می شدم
بعد از خروجم از بهشت، هم مست هستم هم خمار
آدم همینجا خلق شد: در رقص جبر و اختیار
یاغی بمان در عاشقی، پرواز کن بی پر زدن
از بی نهایت رد شو در عشق هم آتش بزن
زنده یاد افشین یداللهی

مهین 19 :
گویند كه با نام تو مجنون گم شد
در چشم تو آفتاب گردون گم شد
من می گویم ستاره ای بود شهید
پیدا شد و چرخی زد و در خون گم شد
سید حسن حسینی

غریبانه:
آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
آورد حرز جان زخط مشکبار دوست
خوش میدهد نشان جمال و جلال یار
خوش میکند حکایت عز و وقار دوست
جان دادمش به مژده و خجلت همى برم
زین نقد کم عیار که کردم نثار دوست
حافظ

زهره 17 اسفراین :
ای واژه ی بی معنی ، رویایی بی تعبیر
آغاز ترین پایان، آزادترین تقدیر
از قلب تو می روید، نبض غزلی تازه
پنهان شده ای در من، گمنام پر آوازه
تو سایه ی خورشیدی، تو بوسه ی در بحران
تو دلهره ای آرام، مهتاب تر از باران
مرحوم افشین یداللهی



***انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با پیام نمای پنج:
پیامک به شماره : 30000162
تماس در تهران 162 و سایر شهرها 2781 - 021
تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد