علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

19 اردیبهشت

به روز رسانی بخش شعر
سه شنبه شب هر هفته
به جز ایام تعطیل

توجه:
لطفا ابتدای هر پیام، واژه "شعر" را قید نمایید تا انتخاب پیامهای شما بهتر صورت گیرد.


فاطمه بهادری 13 ازجیرفت:
اگرکوهها کرنبودند/ اگرآبها ترنبودند/ اگرباد می ایستاد/ تورا می توانستم/ای دور!/ ازدور/ یک بار دیگر ببینم!
قیصر امین پور

زهرا27 همدان:
ای نسخه نامه الهی که توئی
وی آینه جمال شاهی که توئی
بیرون ز تونیست هرچه درعالم هست
ازخود بطلب هرآنچه خواهی که تویی!
مولوی/ رباعیات دیوان شمس

سمیرا 20 ورامین:
فلک چو دید سرم را اسیر چنبر عشق
بیست گردن صبرم به ریسمان فراق
حافظ

یاسمین ازبهارهمدان:
هرچند مضحک است وپرازخنده های تلخ
برما هر آنچه لایقمان هست میرود!
مرحوم افشین یداللهی

فاطمه رفیعی:
به گورستان گذرکردم صباحی
شنیدم ناله وافغان وآهی
شنیدم کله ی باخاک میگفت
که این دنیانمی ارزد به کاهی!
باباطاهر

فاطمه رشیدی17:
مرامهر سیه چشمان زسربیرون نخواهدشد
قضای آسمان است این دیگرگون نخواهدشد
مجال من همین باشدکه پنهان عشق او ورزم
کناربوس وآغوشش چه گویم چون نخواهدشد!
حضرت حافظ

محبوبه.گیلان:
ای همه هستی ز تو پیدا شده
خاک ضعیف از تو توانا شده
زیرنشین علمت کائنات
ما بتو قائم چو تو قائم بذات
ما همه فانی و بقا بس تراست
ملک تعالی و تقدس تراست
خاک به فرمان تو دارد سکون
قبه خضرا تو کنی بی ستون
نظامی

سیده آرمیتا27 مازندران:
گرچه هرشب استکان بر استکانت می زنند
هرچه تنهاتر شوی آتش به جانت می زنند
تا بریزی دردهایت را درونِ دایره
جای همدردی فقط زخم زبانت می زنند
زندگی را خشک-مثل زنده رودت-می کنند
با تبر بر ریشه ی نصف جهانت می زنند
پیشترها مخفیانه بر زمینت می زدند
تازگی ها آشکارا آسمانت می زنند!
آه! قدری فرق دارد زخم خنجرهایشان
دوستانت پا به پای دشمنانت می زنند
امیدصباغ نو

هاجر/17/زاهدان:
نسیم صبح سعادت بدان نشان که تودانی
گذربکوی فلان کن درآن زمان که تودانی
توپیک خلوت رازی ودیده برسرراهت
به مردمی نه به فرمان چنان بران که تودانی
حافظ

مهدیه13تهران:
آه از پاییز سرد،ای کاش من/ازتو باغی در بهاران داشتم
سلمان هراتی

مهدیس 20 مازندران :
در پی آن نگاه های بلند
حسرتی ماند و آه های بلند!
فریدون مشیری

مژگان20مشهد:
نهاده ام سر تسلیم زیر شمشیرت
بیار بر سرم ای عشق،هرچه می خواهی!
رهی معیری

عاطفه، محیا:
ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم
ساده از "من بی تو میمیرم" گذشتی خوب من
من به این یک جمله خود، سخت ایمان داشتم
لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید!
تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم
کاظم بهمنی

نیما فداکار. رشت:
به قدر پایه ی دار است اوج معراجم
اگر چه خلق گمان می کنند حلاجم
به ذره ذره ی این ساعت شنی بنگر
ببین چگونه زمان می برد به تاراجم
بیا که دست بشویم ز پادشاهی خویش
بیا که ملعبه ی کودکان شود تاجم
امیدوار چونان قایقی در این توفان
به شوق غرق شدن رهسپار امواجم
فاضل نظری

فاطمه 21 تبریز :
تو خامشی ، که بخواند ؟
تو می روی ، که بماند ؟
که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند ؟
محمد رضا شفیعی کدکنی

فاطمه خانوووم:
از هجری و از درد نهانیش مپرس
زآزرده دلی و خسته جانیش مپرس
پرسی اگر از زندگیش دور از تو
زنده ست ولی ز زندگانیش مپرس
هجری تفرشی

زهره 18 إسفراین :
نمی توانم نامت را در دهانم و تو را در درونم پنهان کنم . گل با بوی خود چه می کند ؟ گندم با خوشه اش؟ طاووس با دمش ؟ چراغ با روغنش؟ با تو سر به کجا بگذارم ؟ کجا پنهانت کنم؟
نزار قبانی

سخاوت19تهران:
مرابازیچه خودساخت چون موسی که دریارا
فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را
خیانت قصه تلخی است اماازکه مینالم؟
خودم پرورده بودم درحواریون یهودا را
خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست
چه آسان ننگ میخوانند نیرنگ زلیخارا!
فاضل نظری

زهرا مدنی17قزوین:
با تیشه ی خیال تراشیده ام تورا
درهر بتی که ساخته ام دیده ام تورا
از آسمان به دامنم افتاده آفتاب؟
یا چون گل از بهشت خدا چیده ام تورا؟
قیصرامین پور




***انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با پیام نمای پنج:

پیامک به شماره : 30000162
تماس در تهران 162 و سایر شهرها 2781 - 021


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد