علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

شعر 9خرداد

به روز رسانی بخش شعر
سه شنبه شب هر هفته
به جز ایام تعطیل

توجه:
لطفا ابتدای هر پیام، واژه "شعر" را قید نمایید تا انتخاب پیامهای شما بهتر صورت گیرد.

زهرا کوهرو. دورود:
درخت غم به جانم کرده ریشه
به درگاه خدانالم همیشه
عزیزون قدریکدیگربونید
اجل سنگ است آدم مثل شیشه
باباطاهر

فرزانه رضایی باغملک :
وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که بایدند نه بایدها / مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خورم / چندیست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم / باشد برای روز مبادا / اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست / آن روز هر چه باشد روزی شبیه دیروز، روزی شبیه فردا/ روزی درست مثل همین روزهای ماست / اما کسی چه می داند شاید امروز نیز روز مبادا باشد / وقتی تو نیستی نه هستهای ما / چونان که بایدند نه بایدها / هر روز بی تو روز مباداست! / قیصر امین پور

یاسمین ازبهارهمدان:
من واین کوچه ی بن بست توراکم داریم
ترسم ان لحظه بیایی که جوانت پیراست
منم وعکس تودرقاب ونگاهی خسته
چشم من سوی لب بسته ی یک تصویراست
مرتضی شاکری

ملکه پاییز:
دلم تنهاست ماتم دارم امشب
دلی سرشارازغم دارم امشب
غم آمد،غصه آمد،ماتم آمد
خدارااین میان کم دارم امشب!
سلمان هراتی

سمیرا 20 صغرا 46 ورامین:
ای نور دل و دیده و جانم چونی؟
وی آرزوی هر دو جهانم چونی؟
من بی لب لعل تو چنانم که مپرس!
تو بی رخ زرد من ندانم چونی؟

در عشق تو هر حیله که کردم هیچ است
هر خون جگر که بی تو خوردم هیچ است
از درد تو هیچ روی درمانم نیست
درمان که کند مرا که دردم هیچ است
مولانا

شیما15گناباد:
مستی به شکستن سبویی بنداست
هستی به بریدن گلویی بنداست
گیسو گفشان توبه ما را مشکن
چون توبه عاشقان به مویی بند است!
سعیدبیابانکی

محبوبه .گیلان:
ای دل چو زمانه می کند غمناکت
ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
زان پیش که سبزه بر دمد از خاکت!
خیام

کوثرپوررمضان از بابل:
در پیله تا به کی بر خویشتن تنی
پرسید کرم را مرغ از فروتنی
تاچند منزوی در کنج خلوتی
در بسته تا به کی در محبس تنی
در فکر رستنم پاسخ بداد کرم
خلوت نشسته ام زین روی منحنی
همسالان من پروانگان شدند
جستند از این قفس گشتنددیدنی
در حبس و خلوتم تا وا رهم به مرگ
یا پرآورم بهر پریدنی
اینک تو را چه شد کای مرغ خانگی
کوشش نمی کنی، پری نمی زنی؟
نیما یوشیج

علیرضاموسوی18:
معرفت زین جاتفاوت یافته است
این یکی محراب وآن بت یافته است
چون بتابدآفتاب معرفت
ازسپهراین ره عالی صفت
هریکی بیناشودبرقدرخویش
بازیابددرحقیقت صدرخویش
گر نمی بینی جمال یار تو
خیز منشین، می‌طلب اسرار تو
گر نمی‌دانی طلب کن شرم دار
چون خری تا چند باشی بی ‌فسار؟!
عطار

هاجر/17/زاهدان:
سمن بویان غبارغم چو بنشینند بنشانند
پری رویان قرارازدل چو بستیزند بستانند
به فتراک جفا دل ها چو بربندند بربندند
ز زلف عنبرین جان ها چو بگشایند بفشانند!
حافظ

فاطمه 21 تبریز :
آه که می زند برون، از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان
پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم ، نعره زند که بر درم
آمدمت که بنگرم گریه نمی دهد امان!
هوشنگ ابتهاج

فاطمه خانوووم:
هرگز به رخت سیر نگاهی نتوان کرد
وز بیم کسان پیش تو آهی نتوان کرد
روزی که به نایددن رویت گذرانم
شرح غم آن روز، به ماهی نتوان کرد!
بابافغانی شیرازی

***انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با پیام نمای پنج:
پیامک به شماره : 30000162
تماس در تهران 162 و سایر شهرها 2781 - 021
تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد