علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

شعر 23خرداد

به روز رسانی بخش شعر
سه شنبه شب هر هفته
به جز ایام تعطیل

توجه:
لطفا ابتدای هر پیام، واژه "شعر" را قید نمایید تا انتخاب پیامهای شما بهتر صورت گیرد.

آوا چگنی 19:
گرچه هر لحظه مدد می دهدم چشم پر آب
دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز
همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع
قصه ما دو سه دیوانه دراز است هنوز
گر چه رفتی، ز دلم حسرت روی تو نرفت
در این خانه به امید تو باز است هنوز
عماد خراسانی

مهین24شوشتر:
هر که در حافظۀ چوب ببیند باغی
صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد ماند.
هر که با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود.
آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند
می گشاید گرۀ پنجره ها را با آه...
زیر بیدی بودیم.
برگی از شاخه بالای سرم چیدم، گفتم :
چشم را باز کنید، آیتی بهتر از این می خواهید ؟
سهراب سپهری

شهرام قاسمی:
درچشم من یگانه ای و جاودانه ای/آری هنوز هم / معیار تازه ای ز وجاهت /در خورد شعرهای خوش عاشقانه ای / چون شعر ناب حافظ / روح ترانه ای.
حمید مصدق

سخاوت19تهران:
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگریست
جای گلایه نیست که این رسم دلبریست
هرکس گذشت ازنظرت دردلت نشست
تنها گناه آینه ها زودباوریست!
مهرت به خلق، بیشترازجور برمن است
سهم برابرهمگان،نابرابریست
دشنام یا دعای تو درحق من یکی است
ای آفتاب هرچه کنی ذره پروریست!
ساحل جواب سرزنش موج را نداد
گاهی فقط سکوت سزای سبکسریست!
فاضل نظری


مومنه 19شهرری:
پر هراس میشود، بازخواب های من
روزهایتان کجاست، افتاب های من؟
تانگین نامتان، نقش سنگ قبرهاست
کی تمام میشوند، التهابهای من؟
می وزد هنوز هم، بوی گریه های تلخ
روی عکسهایتان، روی قابهای من
ای سکوت مبهم ای لکنت همیشگی!
ای سوال ته نشین، در جوابهای من!
مانده ام دراین قفس بی امان و بی امید
میله های محکمش از کتابهای من
گاه گریه میکنم، گاه خنده می زنم
دستهای من پر است ازنقاب های من!؟
ساده زیستید وخوب ،مثل آب و آینه
روزهایتان کجاست، افتابهای من؟
عبدالجبار کاکایی

زهره 18 اسفراین:
ببخشای ای روشن عشق بر ما، ببخشای!
ببخشای اگرصبح را ما به مهمانی کوچه دعوت نکردیم
ببخشای اگر روی پیراهن ما نشان عبور سحر نیست
ببخشای ما را اگر از حضور فلق روی فرق صنوبر خبر نیست!
نسیمی گیاه سحرگاه را،
در کمندی فکنده ست و تا دشت بیداری اش می کشاند
و ما کمتر از آن نسیمیم،
در آن سوی دیوار بیمیم
ببخشای ای روشن عشق، برما ببخشای!
به پایان رسیدیم اما …نکردیم آغاز
فرو ریخت پرها
نکردیم پرواز!
دکتر شفیعی کدکنی

راضیه 15:
تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی
نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی
جان منی و یار من دولت پایدار من
باغ من و بهار من باغ مرا خزان دهی
یا جهت ستیز من یا جهت گریز من
وقت نبات ریز من وعده و امتحان دهی
عود که جود می‌کند بهر تو دود می‌کند
شیر سجود می‌کند چون به سگ استخوان دهی
برگذرم ز نه فلک گر گذری به کوی من
پای نهم بر آسمان گر به سرم امان دهی
عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو
چون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی
در دو جهان بننگرد آنک بدو تو بنگری
خسرو خسروان شود گر به گدا تو نان دهی

مولانا

سیده آرمیتا27 مازندران:
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن براین غریب
گفت دردنبال دل ره گم کندمسکین غریب
گفتمش مگذرزمانی,گفت معذورم بدار
خانه پروردی چه تاب آرد,غم چندین غریب
خفته برسنجاب شاهی نازنینی راچه غم
گرزخاروخاره سازد,بستروبالین غریب
ای که درزنجیرزلفت جای چندین آشناست
خوش فتاد آن خال مشکین بررخ رنگین غریب
می نمایدعکس می دررنگ روی مهوشت
همچوبرگ ارغوان برصفحه نسرین غریب
حافظ

***انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با پیام نمای پنج:
پیامک به شماره : 30000162
تماس در تهران 162 و سایر شهرها 2781 - 021

تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد