علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

شعر 30خرداد

به روز رسانی بخش شعر
سه شنبه شب هر هفته
به جز ایام تعطیل

شهرام قاسمی:
حرفهای ما هنوز ناتمام / تا نگاه می کنی: وقت رفتن است / باز هم همان حکایت همیشگی!/ پیش از آنکه باخبر شوی / لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود / ای دریغ و حسرت همیشگی! / ناگهان چقدر زود دیر می شود!
قیصر امین پور

صفر رنجبر خوزنینی/ هشتگرد:
دوباره مسجد و محراب سر شکسته شده
فقط برای سری که سحر شکسته شده
نماز آخر دریای عشق طوفانی ست
میان سجده، جبین قمر شکسته شده
برای چیست زمین، عرش، غرق خون شده باز؟
برای چه ملک الموت پر شکسته شده؟
نگاه کن! که ملائک به سینه می کوبند
که جبرئیل امین هم کمر شکسته شده
دوباره تازه شده داغ استخوان هایی
که بین آتش و دیوار و در شکسته شده
امیر مرزبان

کیمیا 19 ایران:
قاصدک هان چه خبر آوردی؟/ از کجا وز که خبر آوردی؟/ خوش خبر باشی اما اما/ گرد بام و در من بی ثمر می گردی / انتظار خبری نیست مرا / ز نه یاری / نه دیار و دیاری و باری / برو آنجا که تو را منتظرند!
مهدی اخوان ثالث

آوا چگنی 19 :
الاای همنشین دل که یارانت برفت ازیاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
جهان پیر است و بی بنیاد ازاین فرهاد کش فریاد
که کردافسون و نیرنگش ملول ازجان شیرینم
جهان فانی و باقی فدای شاهدو ساقی
که سلطانی عالم را طفیل عشق می بینم
اگر برجای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
حافظ

فاطمه 21 تبریز:
چه خوش برقی به چشم شب درخشید
چراغم را فروغی تازه بخشید
مخوان ای جغد شب لالایی شوم
که پشت پرده بیدار است خورشید
هوشنگ ابتهاج

محبوبه.گیلان:
به مطلب می رسدجویای کام،آهسته آهسته
ز دریا میکشد صیاد دام،آهسته آهسته
به مغرب میتواند رفت در یک روز ازمشرق
گذارد هر که چون خورشید گام،آهسته آهسته
خیال نازک آخر می فروزد چهره شهرت
مه نو میشود ماه تمام،آهسته آهسته
اگر نام بلند ازچرخ میخواهی صبر کن صائب
ز پستی میتوان رفتن به بام،آهسته آهسته!
صائب تبریزی

سخاوت19تهران:
ای که برداشتی ازشانه موری باری
بهترآن بود که دست ازسرمن برداری
ظاهر آراسته ام درهوس وصل، ولی
من پریشان ترازآنم که تو می پنداری
هرچه میخواهمت ازیاد برم ممکن نیست
من تورا دوست نمیدارم اگربگذاری
بی سبب نیست که پنهان شده ای پشت غبار
تو هم ای آینه از دیدن من بیزاری!؟
فاضل نظری

مومنه 19شهرری:
یک صندلی گذاشته ام جای اسم ماه تاتوبیایی وبنشینی به اشتباه اما تو باز اول این شعر، غایبی مثل سکوت، یا کلماتی شبیه آه!
محمدسعید میرزایی

فرزانه 19 باغملک :
نه تومی مانی نه اندوه ونه هیچ یک از مردم این آبادی ... به حباب لب یک رود قسم ...به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت ... غصه هم نیز می گذرد...تنها خاطره می ماند ...بر تن خود جامه اندوه مپوشان هرگز...
سهراب سپهری

امیری.تهران:
دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست
در من طلوع آبی آن چشم روشن
یاد آور صبح خیال انگیز دریاست
گل کرده باغی از ستاره در نگاهت
آنک چراغانی که در چشم تو برپاست
بیهوده می کوشی که راز عاشقی را
از من بپوشانی که در چشم تو پیداست
ما هر دوان خاموش خاموشیم، اما
چشمان ما را در خموشی گفتگوهاست
دیروزمان را با غروری پوچ گشتیم
امروز هم زانسان، ولی آینده ماراست
حسین منزوی

***انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با پیام نمای پنج:
پیامک به شماره : 30000162
تماس در تهران 162 و سایر شهرها 2781 - 021
تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد