علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

شعر 13تیر

به روز رسانی بخش شعر
سه شنبه شب هر هفته
به جز ایام تعطیل

فصاحت از گلپایگان:
من حاصل عمر خود ندارم جز غم
درعشق ز نیک وبد ندارم جز غم
یک همدم با وفا ندیدم جزدرد
یک مونس نامرد ندارم جز غم
حافظ

جواد از اصفهان:
از باغ می برند چراغانیت کنند
تا کاج جشنهای زمستانیت کنند
پوشانده اند روی تو را ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانیت کنند
یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانیت کنند
ای گل گمان مبر به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانیت کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
شاید بهانه ایست که قربانیت کنند
فاضل نظری

زهره 18 إسفراین:
خبرت خراب تر کرد جراحت جدایی
چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی
تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی!
سعدی

فاطمه خانوووم 13 بهشهر :
پر نقش تر از فرش دلم بافته‌ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را!
محمد علی بهمنی

محبوبه.گیلان:
ای در دل من میل و تمنا همه تو
وندر سر من مایه و سودا همه تو
هر چند به روزگار در مینگرم
امروز همه تویی و فردا همه تو!!
مولانا

فاطمه 21 تبریز:
ای دوست شاد باش که شادی سزای توست
این گنج مزد طاقت رنج آزمای توست
صبح امید و پرتو دیدار و بزم مهر
ای دل بیا که این همه اجر وفای توست
این باد خوش نفس به مراد تو می وزد
رقص درخت و عشوه گل در هوای توست
هوشنگ ابتهاج

شیمابانو 15 گناباد:
ایدل چو زمانه می‌کند غمناکت
ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
زان پیش که سبزه بردمد از خاکت
پرنیان.مشهد:
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند!
حافظ

آبجی کوچیکه 28:
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای کوربشه اون چشات این چه نگاه کردن است؟!
خخخ زنگ تفریح باشگاه شعر بود!

مهنانی از بجنورد:
ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر
به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر
در آفاق گشادست ولیکن بستست
از سر زلف تو در پای دل ما زنجیر
من نظر بازگرفتن نتوانم همه عمر
از من ای خسرو خوبان تو نظر بازمگیر
گر چه در خیل تو بسیار به از ما باشد
ما تو را در همه عالم نشناسیم نظیر
در دلم بود که جان بر تو فشانم روزی
باز در خاطرم آمد که متاعیست حقیر!
سعدی

یاسمین/بهارهمدان:
دود اگر بالا نشیندکسرشأن شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه اوبالاتراست
شصت وشاهد هردودعوای بزرگی میکنند
پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتراست؟
آهن وفولاد ازیک کوره می ایند برون
آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل خراست
گرببینی ناکسان بالا نشینند صبرکن
روی دریاکف نشیند ٬ قعردریاگوهراست
صائب تبریزی

شهرام قاسمی:
وین فرش هفت رنگ که پامال رقص توست
از خون و زندگانی انسان گرفته رنـــــــــــگ
در تار و پود هر خط و خالش هزار رنـــج
در آب و رنگ هر گل و برگش هزار ننگ
اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پــــاک
اینجا به باد رفته هزار آتش جــــــــوان
هنگام بوسه و غزل عاشقانه نیــــست
هر چیز رنگ آتش و خون دارد این زمان
هوشنگ ابتهاج

سمیه اولادقباد:
ما در عصر احتمال به سرمی بریم
در عصر شک وشاید
در عصر پیش بینی وضع هوا
از هر طرف که باد بیاید
در عصر قاطعیت تردید
عصر جدید عصری که هیچ اصلی جزاصل احتمال یقینی نیست
امامن.بی نام تو...حتی...یک لحظه احتمال ندارم
چشمان تو عین الیقین من
قطعیت نگاه تو...دین من است
من از تو ناگریزم
من بی نام ناگریز تو می میرم!
قیصر امین پور

***انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با پیام نمای پنج:
پیامک به شماره : 30000162
تماس در تهران 162 و سایر شهرها 2781 - 021
تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد