علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

شعر 30 آبان

به روز رسانی بخش شعر
عصر سه شنبه هر هفته
به جز ایام تعطیل
توجه:
لطفا در ابتدای هر پیام عنوان " بخش شعر" را قید نمایید و تا جای ممکن اشعاربا ذکر شاعر ارسال شوند. باتشکر

محمودی باهر:
تقدیم به مردم قهرمان غرب کشور:
غرب لرزید وزمین وآسمان آتش گرفت
ازغم یاران،تمام جسم و جان آتش گرفت
غرق ماتم شد تمام شعرم از این واقعه
بیت بیت این غزل وقت بیان آتش گرفت
هرسیه پوش محرم باغم این حادثه
گردهم باچشم تر در سوگشان آتش گرفت
درمیان بغض توبغض همه ایران شکست
باغم تو بندبنداستخوان آتش گرفت
قصر شیرین سرپل، وای زادگاه فرخی
درغمت شد دل شریک و جانمان آتش گرفت

خددادی . فارس:
امروز ایلام فردا شاید خراسان بلرزد
فرقی ندارد کجای خاک دلیران بلرزد!
ما قرنها با حوادث لرزیده ایم و شکستیم
نگذاشتیم اشک اما در چشم ایران بلرزد
هر جا بلرزد به زودی آباد خواهد شد اما
وای از زمانی که در دل یک روز ایمان بلرزد!
پیمانه ها را شکستیم تا پای پیمان بمانیم
ننگ است هنگام یاری دستان انسان بلرزد
با دردهای فراوان با قرن ها رنج انسان
در برخی از حکمرانان ای کاش وجدان بلرزد
آواز کن آنچه داری از سال ها بیقراری
وقتی که داش آکلی نیست بگذار مرجان بلرزد
دلگرم باشیم از هم در این جهان جهنم
تا پیش گرمای دلها سوز زمستان بلرزد!
حبیب حاجی پور

مهین24شوشتر:
صبح می خندد و من گریه کنان از غم دوست
ای دم صبح! چه داری خبر از مقدم دوست؟
بر خودم گریه همی آید و بر خنده تو
تا تبسم چه کنی بی خبر از مبسم دوست
سعدی

سیده آرمیتا28مازندران:
دربند هواییم یاضامن آهو! در فتنه رهاییم یاضامن آهو!
بی تاب وشکیبیم، تنهاوغریبیم، بی سقف وسراییم یاضامن آهو
عریانی پاییز،خاموشی پرهیز، بی برگ ونواییم یاضامن آهو!
سرگشته ترازعمر،برگشته ترازبخت،جویای وفاییم یاضامن آهو!
آلوده بدنام، فرسوده ایام، باخود به جفاییم یاضامن آهو!
آلوده مبادا فرسوده مبادا، اینگونه که ماییم یاضامن آهو!
پوچیم وکم ازهیچ، هیچیم وکم ازپوچ، جز نام نشاییم یاضامن آهو
ننگینی نامیم، سنگینی ننگیم، دررنج وعناییم یاضامن آهو!
بی رد و نشانیم ازدیده نهانیم، امواج صداییم یاضامن آهو!
صید شب و روزیم، پابندهنوزیم، درچنگ فناییم یاضامن آهو!
چندیست به تشویش باچیستی خویش درچون و چراییم یاضامن آهو!
سهیل محمودی

امیری. تهران:
غم است و غم است و غم است و غم است
جهان سر به سر ماتم و ماتم است
فقط رنج نان،جنگ،آوارگی ست
هر آن چیز از زندگی یادم است
به جز زلزله،سیل،طوفان،بلا..
چه در صدر اخبار این عالم است
فقط زخم بر زخم بر زخم زد
هر آن کس که پنداشتم مرهم است
کسی که به اسمش قسم خورده ام
چه بسیار دیدم که نامحرم است
بگویم هر آنقدر از بی کسی
کم است و کم است و کم است و کم است
ندیدم به جز غم،چرا گفته اند
غم و شادی این جهان در هم است
بگریید ای ابرهای سیاه
دلم تنگ آن آبی‌‌‍ِ نم نم است
تو ای عشق ویرانگر من،بمان!
که جای تو در سینه ام محکم است
اعظم سعادتمند

مهدی 17 قوشچی:
رو چشم جان را برگشا در بی‌دلان اندرنگر
قومی چو دل زیر و زبر قومی چو جان بی‌پا و سر
بی‌کسب و بی‌کوشش همه چون دیگ در جوشش همه
بی‌پرده و پوشش همه دل پیش حکمش چون سپر
از باغ و گل دلشادتر وز سرو هم آزادتر
وز عقل و دانش رادتر وز آب حیوان پاکتر
چون ذره‌ها اندر هوا خورشید ایشان را قبا
بر آب و گل بنهاده پا وز عین دل برکرده سر
در موج دریاهای خون بگذشته بر بالای خون
وز موج وز غوغای خون دامانشان ناگشته تر
مولوی

سارایی 23 البرزنشین :
نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست!
مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست
تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود ازمن
خودش از گریه ام فهمید مدتهاست،مدتهاست!
به جای دیدن روی تو، درخود خیره ایم ای عشق
اگر آه تو در آیینه پیدا نیست عیب از ماست
جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار
اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد اینجاست!
فاضل نظری

حدیث 13 آبسرد:
گفتا: تو از کجائی کاشفته می‌نمائی
گفتم: منم غریبی از شهر آشنائی
گفتا: سر چه داری؟ کز سر خبر نداری
گفتم: بر آستانت دارم سر گدائی
گفتا: کدام مرغی کز این مقام خوانی
گفتم: که خوش نوائی از باغ بینوائی
گفتا: ز قید هستی رو مست شو که رستی
گفتم: به می پرستی جستم ز خود رهائی
گفتا: جویی نیرزی گر زهد و توبه ورزی
گفتم: که توبه کردم از زهد و پارسائی
گفتا: به دلربائی ما را چگونه دیدی؟
گفتم: چو خرمنی گل در بزم دلربائی
گفتا: من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم
گفتم: به از ترنجی لیکن بدست نائی
گفتا: چرا چو ذره با مهر عشق بازی
گفتم: از آنکه هستم سرگشته ‌یی هوائی
گفتا: بگو که خواجو در چشم ما چه بیند
گفتم: حدیث مستان سری بود خدائی
خواجوی کرمانی

کاظمی.کرمانشاه:
میان حوض سنگی ماهی من
دل با قاصدک ها راهی من
زمین آرام آرام است امشب
بخواب ای زخم کرمانشاهی من!
سید حبیب نظاری

***انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با پیام نمای پنج:
پیامک به شماره : 30000162
تماس در تهران 162 و سایر شهرها 2781 - 021
تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد