علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

لبخندانه 9 اسفند

به روز رسانی لبخندانه
یکشنبه شب هر هفته

توجه:
لطفا پیش از ذکر مشخصات خود، عنوان لبخندانه را حتما قید فرمایید.

نسرین/20 اصفهون:
انقدر رفتم بانک برای رانندگی فیش پر کردم، از شهرداری نامه اومد برای جلوگیری از انقراض جنگل ها به شما گواهینامه افتخاری تعلق می گیرد!

بیسان:
دیگه حرف‌ از سختی کنکور نزنیدا، توی این دور و زمونه برید سرجلسه فقط اسمتون رو هم درست بنویسید فرداش مامورا میان دستگیرتون میکنن میبرنتون دانشگاه! فقط چیزه! باید این شهریه اش رو تقبل کنین! ... میدونی چیه؟ 90 درصد زمان درس خوندن من صرف این میشه که ببینم چقدر از جزوه مونده! ... طرف مکعب روبیک رو زیر پنج ثانیه حل می کنه اونوقت من از خواب پا میشم تا یه ربع باید دنبال دستام بگردم!

سحر عبدالرحمانی 15.اهر:
کم کم داریم به روزهای مبارک و عزیزی میرسیم که میای خونه، می بینی لباس مورد علاقت داره خوش و خرم پنجره پاک میکنه!

ساحل"موبایل مامانم"
ازالان واسه روبوسی عیداسترس گرفتم که دوبار باید بوس کنیم یا سه بار!!؟؟ آخه خیلی شرایط سختیه! می خوای سه تابوس کنی، طرف دوتابوس میکنه و جاخالی میده، تو می مونی و ملت همیشه ناظر و ضایعه ی ضایعگی مفرط!

علی 16 خرم آباد:
به راستی که چه تلخ است ! .... بابا شکلات نود و شیش درصد رو میگم! حتما که نباید عاشقانه باشه! شمام گشنگی نکشیدی که عاشقی از یادت بره!

قدیراحمدى 16 قزوین:
رفتم آسایشگاه براى دیدن سالمندان مسئول اونجامیگه: اومدى عیادت؟ میگم: پ نه پ اومدم چند تا ازاین پیرمردها روببرم بزرگ كنم !

هانیه انصاری:
دوتاخرماباهم ازدواج میکنن واسه ماه عسل برنامه می چینن برن قبرستون!

سجاد مرعشی . گناباد :
طرف میره امتحان رانندگی،افسر بهش میگه: حرکت کن، طرف میزنه دنده عقب. افسر میگه: فکر نمی کنی اون دنده برای عقب رفتنه؟ .میگه: چرا! می خوام خیز بردارم !

هستی 16 کاشمر:
طرف می ره خواستگاری واسه پسرش. پدر عروس می گه:آقازاده دانشگام میرن؟ طرف می گه: بععععله ... اگه بار بخوره چرا که نه؟!

اکرم یه مردادی:
یه بخت برگشته ای هم بوده اومده ابتکار بزنه به خانمش پیام داده که :30مین صبر کن دارم میام! الان دقیقا 30 روزه که زنش گیرداده که این سیمین که گفتی کیه؟!

پویاوآروین ازتبریز:
یکی می ره مرغ فرشی میگه: بال دارین؟مرغ فروش: بال مرغ ؟ خریدار: پ ن پ چارخیابون انورترهواپیمامون سقوط کرده یه بال هواپیمای بی خط و خش می خواستم!

حسین مرادی 15.خرمکش:
یارو با یه بسته پول میره بانک، کارمند پشت باجه بهش میگه:اومدی بریزی به حساب؟ یارو میگه: په نه په! عاشقتم! اومدم زندگیم رو بریزم به پات!

سارابیگدلو از همدان:
دختره به خواستگارش گفته:اگه میخوای زنت بشم باید خیلی خرجم کنی. الان دو ماهه طرف رفته هرچی خر بوده جمع کرده! تاجایی که آگهی هم زده: توروخدا خر برسونید نقدا" حساب می کنم!

رضاوحسین اصغری.میکایل آبادمراغه:
منطق بعضی هاهم حکایت اون آدمیه که خونه اش رو زیر و رو کرده بوده و داشت می گشت... ازش پرسیدن: دنبال چی می گردی؟ گفت: کیفم. گفتن کجا گم کردی؟ گفت: توی خیابون! گفتن : خب پس چرا اینجا رو می گردی؟ گفت : آخه اینجا چراغ داره، اونجا که تاریکه!

سمیه و زهرا اکبریان. میاندوآب:
مشتری: ببخشید این کت چنده؟ فروشنده 100هزار تومان. مشتری:وای ...اون یکی چنده؟ فروشنده: اون یکی وای وای وای!

فاطمه رضایی / رستم آباد :
هزینه عمل دماغ اینقدر سنگین شده که پدر مادرا بچه‌دار که میشن میگن : دختر پسرش که مهم نیست فقط دماغش سالم باشه!

فاطمه احمدیان.رومشكان:
با نامزدم رفتم کافی شاپ. اومدم قپی بیام به ﮐﺎﻓﻪ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﻢ: لطفا ﻫموﻥ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ برای خودم و همسر آینده ام! ﻧﮕﺎﻩ ﺳﻨﮕﯿنی کرد ﻭ گفت : چرت نگو ﺑﺎﺑﺎ، ﺍﯾﻨﺠﺎ سه روز پیش ﺍﻓﺘﺘﺎﺡ ﺷﺪﻩ!

مینوشکلاتی 17سرخس:
تاحالا به راه رفتن مارمولک دقت کردین؟دو قدم میره وایمیسه..باز چهار قدم میره وایمیسه...دوباره یکم میره وایمیسه...همش فکرمیکنه یه چیزی جا گذاشته ! ... وصیت کردم هروقت مردم، هرکی توی مراسم ختم اومد گفت:خدابیامرزدش راحت شد، همونجا سینی خرما رو بزنن توی صورتش که اونم راحت بشه بیاد پیش من.

آرشام18زنجان:
به مامانم میگم چند وقته موهام خیلی میریزه،میگه: خب کمتر برو اینترنت !!! اینجا خواستم بگم اگه دردی،مرضی، چیزی دارین بگین از مامانم بپرسم دلیلش رو با جزییات علمی توضیح می ده!

مبینا رفیعى 15 تهران:
شماهم توجه كردین که با حلوا حلوا كردن دهن شیرین نمیشه ولى با لواشك لواشك گفتن دهن آب میوفته؟! خصوصا از اون لواشک ترشها هست که ...! هیچی هیچی! ... یه جورى به كدو میگن تنبل، انگاری که هندونه صبح به صبح پا میشه میره نون تازه میگیره میاد! ... یه بار با همه پس اندازم یه هدفون مارکدار خیلی گرون خریدم بعد از مدتى سمت راستش که ضعیف شده بود به خودم میگفتم امیدوارم مشکل از گوش من باشه!

سیده آرمیتا27 مازندران:
یه بار یکی چهارزانو نشسته بود وسط خیابون که از این ادا بازی ها در بیاره و عکس خاص بگیره، منم رفتم روبه روش چهارزانونشستم، هیچی دیگه ... سفره انداختیم وغذا خوردیم!
تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد