علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

لبخندانه 15 اسفند

به روز رسانی لبخندانه
یکشنبه شب هر هفته

توجه:
لطفا پیش از ذکر مشخصات خود، فقط واژه " لبخندانه " را قید فرمایید.

برهان 18قلعه:
آخرین بررسی ها نشون می ده : خود کیک یزدی که وسیله است! هدف کاغذیه که دورشه!

فاطمه 17طبرسی/ مشهد:
یعنی احساس موفقیتی که من بعد از کشتن یه پشه دارم ، نیل آرمسترانگ بعد از قدم گذاشتن روی کره ماه نداشت! … ببخشیدا این ماشیناى خارجکی که بى سقف هستن ؛ یعنى كفـتـراى اونجا شعور دارن؟!

سمیه 16ساله ازتایباد:
مورد داشتیم طرف دندونش درد می کرده میره دكترمیگه : همه روبكش جز همین كه دردمیكنه ... بذارمثل یه سگ پیر و زخمی و تنها بمونه!

محمدی ازمریوان:
دیشب اینترنتم قطع شده بود! اجبارا" رفتم یه ذره با خانواده ام نشستم، یکمی باهاشون آشنا شدم...به نظر آدمای خوبی میان. راستی یه داداش هم دارم سال دیگه قراره بره مدرسه!

اسما19کوهدشتی:
تا چندم بیایم سرکلاس استاد؟؟؟ هم اکنون دردانشګاه ها ومدارس سراسر کشور.

مینوشکلاتی 17سرخس:
مورد داشتیم طرف دیروز به گدای سرکوچه شون غذا داده... بعد امروز که داشته رد میشده همون گدائه به طرف یه کتاب هدیه داده به اسم "چگونه یکم بهتر آشپزی کنیم" ؟!

یوسف :
دانش آموز: ببخشید فرق هفت تیر با مسلسل چیه؟ معلم : بذار با یه مثال کاملا روشنت کنم: کارکردن با هفت تیر شبیه حرف زدن پدرته ولی مسلسل دقیقا همون حرف زدن مادرت! منظور رو گرفتی؟ دانش آموز : بله بله ! کاملا!

سمیرا20ورامین:
خنگول داشته حیف نون رو میزده و میگفته : میکشمت اکبر! یکی رد می شد گفت :نزن گناه داره، حیف نون می گه : آقا بذار بزنه ،من که اکبر نیستم!

علی 14 از سه قلعه:
جایزه درد ناکترین لحظه خونه تکونی هم میرسه به تمیز کردن شیشه با پیرهن مورد علاقه ات !... زندگی خانوما 4 مرحله داره : 1.کودکی 2 . جوانی 3 . اصلا تکون نخوردی 4 . چقدر خوب موندی ! ! !

مهدی ابوطالبی/16/قوشچی:
خداجون از ما كه گذشت......ولی انصافا دفعه بعدی همین خواص شلغم رو بنداز تو موز!! ...
رضاحسینی19 ازجعفرآباد.:
دیشب یکی اومده بود خونمون برای دزدی . هیچی پیدانکرد! آخر سر من رو ازخواب بیدارکرد : ببین من دارم میرم هیچی هم همراهم نیست ... ولی خدایی اینم زندگی نیست که شمادارید!

سپیدان بانو / 19 میانه :
میگن حلال زاده به داییش میکشه !! خب دایی جان، انصافا هرجا هستی بدون که این راه و رسم زندگی نیستا ، بیا و یکم خودت رو اصلاح کن! بلکه منم کمتر خجالت بکشم!

علی فدایی ازمیامی:
به یارومیگن دوتاپرنده نام ببر. میگه خر! میگن: آخه دانشمند! خر که پرنده نیست! میگه: خب خره دیگه، یه هویی دیدی پرید!

هستی 16 کاشمر:
با کلی شوق و ذوق ﺍﺯ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ : مامانی ! ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﻧﺴﺘﻢ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻡ، شما و بابا ﭼﻪ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻠﯽ داشتین!؟ مامانم: خوب که یادم نیست، ﻓﻘﻂ این رو یادمه که ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﮔﻔﺘﻢ : زودی بپر، ﺩﺭ ﮐﺎﺑﯿﻨﺖ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺎ " ﮐﺶ " ﺑﺒﻨﺪ، همین چارتا خنزر پنزر هم می زنه می شکنه از دستمون می ره ها!

نرگس مظاهری 14ازالبرز:
من: وای بابا نونوایی قیامتی بودا! بابام: یعنی منظورت اینه که مثلا خیلی شلوغ بود؟ من: نه پس منظورم اینه که گناهکارا رو مینداختن توتنور، به آدم خوبا نون مجانی و عسل میدادن!

سحر عبدالرحمانی15.اهر:
شعر مخصوص ایام عید : به سراغ من اگر می آیید ... خو باشه بیایید ولی انصافا برای شام دیگه نمونین که خرج بالاس!

شایان و امیرحسین ازخوزستان :
به یارو میگن امتحان رانندگی قبول شدی؟ میگه: خیلی امیدوارم ولی هنوز معلوم نیست ... آخه ماشین رو زدم تو دیوار، سروان رفته تو کما منتظرم برگرده ببینم چی میشه!

مهدخت17زنجان:
والا بوخودا ما که آخر نفهمیدیم سکوت علامت رضاست؟ یا جواب ابلهان خاموشیست؟! شمام جواب بده ، نمی خواد فکر کنی!
تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد