علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

15 فروردین

توجه:
لطفا پیش از ذکر مشخصات خود، فقط واژه " لبخندانه " را قید فرمایید.

فاطمه احمدیان.رومشكان:
یارو زنگ میزنه رادیو:سلام رادیو پیام؟! خانمه:بله بفرماید.میگه :من یه کیف پیدا کردم توش 50میلیون پوله. خانمه:آفرین به شما، میخواهید از این طریق پیام بگذارید که صاحبش پیدا بشه؟ جواب میده: نه بابا دلت خوشه! میخوام یه آهنگ غمگین واسه صاحبش درخواست کنم! ... پدر خنگول پشت در اتاق عمل بود ، پرستار صدا می زنه: همراه مریض؟ … پدره میگه: دو سه تا شماره گوشی داره! کدومش رو بگم؟

پویا حسینی17/سنندج/حلوان:
یعنی انقدر که آیفون تصویری توی ایام عید کارایی داره گنجیاب فوق پیشرفته کارایی نداره !

ستایش جعفری 10ساله.مشهد:
کمک خلبان: چه جالب! نگاه کن آدما از این بالا مثل مورچه دیده می شوند... خلبان:دانشمند خب چیزی که تو می بینی همون مورچه است ! ما که هنوز پرواز نکردیم!

فاطمه 14 بهشهر:
پدر برای اولین بار دید که دخترش به جای اینکه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از یک ربع حرف زدن تلفن رو قطع کرد. پدر پرسید کی بود؟ دختر جواب داد شماره رو عوضی گرفته بود! داشتم راهنماییش می کردم!

ابولفضل چراغی:
رفتم عابر بانک، از کارتم 80 تومن پول بکشم، دوتا 10 تومنی داد 5 تا 5 تومنی ده تا 2 تومنی با پونزده تا هزار تومنی. اشک تو چشمهام جمع شد. بنده خدا تمام جیب هاش رو کلی گشت تا پول من رو جور کنه ... میدونید تلخ ترین تجربه زندگی چیه؟ در فریزر رو باز کنی و قالب بستنی شکلاتی رو ببینی و خوشحال شی ولی وقتی بازش کنی توش پیاز سرخ کرده یخ زده باشه!

مریم از تهران:
زنه به شوهرش میگه: پنجاه تومن بده، باید بدیم مدرسه دخترمون. مرد هم میده بهش . فرداصبح دخترش میگه: بابا بابت 20تومنی که دیشب دادی ممنون. همون لحظه پیامک از طرف مدرسه میاد بابت 10تومن مشارکت مالی شما متشکریم!!

رقیه حسینی14اسلامشهر:
یه سری علائم خیلی ضعیف ازسرماخوردگی دارم که باقاطعیت نمیشه گفت سرماخوردم فکرکنم ویروسها فعلا دارن داربست میزنن تا شروع کنن!

زهراکریمی21:
یکی ازآشناهامون واسه ترک سیگارشکلات میریخت توجیبش،هروقت سیگارمیخواست،شکلات می خورد... هیچی دیگه، بنده خدا عمرش به دنیا نبود به خاطرقندبالامرد! ... وانتیه توکوچه باسرعت صدوبیست کیلومترمیرفت توبلندگودادمیزدبدوبدوهندونه!یعنی یوزپلنگم بهش نمی رسید!فکرکنم هندونه هاش اصلا فروشی نبود!

الهه رییسی:
اسم بچه های همسایه مون جلیل وجلال، خلیل و سعید. خب هرطورکه فکرکنی اسم اون آخریه هم بایدخلال باشه!

نسترن خانوم از خونمون:
طرف برادرشو نصیحت میکرده که:وقتی ازدواج کردی اقتدار داشته باش;مثل من...دیشب به زنم گفتم بایددد ساعت یازده شب آب گرم باشه! اونم آب رو گرم کرد.داداشش : چرا اذیتش می کنی؟ ساعت یازده شب آب گرم میخواستی چیکار؟ طرف میگه: آخه پوستم حساسه با اب سرد نمی تونم ظرف بشورم!

عبدالکریم از آمل:
یکی از خاطرات مشترک دهه شصتی ها رفتن به مدرسه حتی در صورت باریدن سنگ از آسمونه! آخ هنوز جاش روی سرم هست!

بی نام:
زندگی مجّردی یعنی : با مایع ظرفشویی هم دست و صورتت رو بشوری، هم لباسات رو, هفته ای یه بار هم ظرفهارو،( شستن دندونهام رو هم قراره امشب امتحان کنم)

محبوبه:
دونفر می رن بانک دزدی ... اولی : بیا پولها رو بشمریم ببینیم چقدر گیرمون اومده ... دومی : نه بابا خیلی زیادن... بذار فردا توی اخبار خودشون اعلام می کنن!!

براتی دشتک چهارمحال وبختیاری
بابام یه مرغ مینا خریده از وقتی فهمیده پرنده اش نره، بهش میگه مرغ سینا!

فائزه 17تربت جام:
به سلامتی مادری که اگه 100تاپریزخالی هم باشه برای وصل کردن جاروبرقی باید گوشی توروازشارژدربیاره!

مهین 19 :
آخرین بررسی ها نشون میده : جمله " پنج دقیقه دیگه خونم " آقایون با جمله " پنج دقیقه دیگه حاضر میشم " خانم ها برابری میكنه !

مینو شکلاتی 17سرخس:
از هرکسی بپرسی، خونه رویاهات چه شکلیه؟ میگه یه کلبه چوبی وسط یه جنگل. فقط کافیه همین آدم رو ببری توی اون کلبه ، شب از صدای جک و جونورا سکته رو زده!

نسرین20 /اصفهون:
طرف داشت واسه بچه ده ساله اش توضیح میداد که زمان ما آب لوله کشی نبود... گاز نبود... تلفن نبود... مایکروفر نبود... ال سی دی کسی نداشت... یهو بچش میگه: داری حال میکنی با ما زندگی میکنیا! ... یارو پلیس مخفی میشه... الان دو ساله پیداش نمیکنن حقوقش رو بدن! ... یکی از خانومهای فامیلمون اصن پسر نداره. هر وقت منو می بینه میگه: به به عروس خوشگلم... واقعا نمیفهمم فازش چیه؟ فکر کنم میخواد من رو شکنجه روحی بده!
تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد