علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

29 فروردین

به روز رسانی لبخندانه
در سال 96 : سه شنبه شب هر هفته به جز ایام تعطیل و سوگواری
توجه:
لطفا پیش از ذکر مشخصات خود، فقط واژه " لبخندانه " را قید فرمایید.

سپیدان بانو/ 19 میانه:
یک: انکار ، دو: خشم ، سه: غم و چهار: پذیرش . . . آها راستی اینا مراحل بیدار شدن و بیرون اومدن از زیر پتو بودا !

فاطمه رضایی یه باغملکی:
روزی شخصی نزد بزرگی رفت و گفت سوالی دارم که نمیتوانم جلوی جمع بگویم، بزرگ حاضران را بیرون کرد و شخص سوالش را پرسید فقط نه که همه رفته بودند بیرون، اینه که کسی نمیدونه چه سوالی کرد و چه جوابی شنید هیچی دیگه خععلی شرمندتون شدم ببخشید!

مبینا رفیعی 15 تهران:
یارو میره خونه دوستش ناهار بهش کنگر میدن شام بهش اسفناج میدن صبحانه روز بعد نون و سبزی : یارو میگه :برا ناهار زحمت نکشین خودم میرم پشت خونه میچرم! ... واقعا حیف سبزى و لوبیایى كه آش بشه اونم وقتى كه امكان پیشرفت قورمه سبزى شدنش وجود داره.

زهرا کوهبان:
آیا می دانستید بز بز قندی ، اولین و قدیمی ترین بز دیابتی ثبت شده در فلات ایران است؟!

فاطمه از همدان:
هنوزم باور نمی شه که من با تو صادق بودم، ولی تو با من اصغر بودی!

سمیرا20ورامین:
کاش بین جمعه و شنبه یه روز دیگه میذاشتن ،خیلی سخته یهو وارد شنبه بشی // خدایا...!اگه من رو لاغر نمیکنی ، لا اقل دوستام رو چاق کن.

هستی 16 کاشمر:
به یارو میگن 12تا جوجه داریم 8تاشو گربه میخوره چند تاش میمونه؟ اشک تو چشاش جمع میشه میگه: اون دیگه جاشون رو فهمیده به خدا همشون رو میخوره!

رقیه حسینی14اسلامشهر:
طرف جوری فرم یارانه روپرکرده بوده که از هلال احمر و صلیب سرخ واسه کمک اومدن، ازفائو واسشون آب وغذا آوردن. سفیران صلح سازمان ملل هم زنگ زدن ازشون شماره حساب خواستن... دراین حد!

زینب نسائی16/گرگان:
نمیفهمم چرا وقتی به یکی میگی آهوی من، پیشی من ! خیلی خوشش میاد ولی به همین بگی: حیوون جان ، ناراحت میشه!

فاطمه 14 بهشهر:
مورد داشتیم طرف تو مراسم کفن و دفن باباش فامیلها بهش گفتن: مشکی چقدر بهت میاد! بعد دانشمند با جنازه باباش عکس انداخته گذاشته اینستاگرام که : یک روز خوب با پدر مرحومم !!

فاطمه احمدیان.رومشكان:
خنگول مریض میشه بهش میگن اگه بمیرى چكارمیكنى؟میگه: معلومه! خودمومیكشم!

سیده آرمیتا27 مازندران:
من درتلاشم که فاصله آشپزخونه تااتاقم روتله کابین بزنم! بعد یه سری هاواسه عکس پروفایلشون پا می شن میرن آتلیه! ... امروزمیرم بازارموبایل، آیفون هفت قرمز روببینم، اگر به دلم بشینه، حتما حتما هفته دیگه هم باز میرم ببینمش!

براتی . چهارمحال وبختیاری:
مورد داشتیم پسره داشته می رفته خدمت سربازی ، باباش باز بی خیالش نشده! گفته: پسرم می ری اونجا خوب حواست رو جمع کن ببین چی به چیه؟ که برگشتی خودمون به پادگان راه بندازیم!

محمد پرورشی.ارومیه:
مورد داشتیم یارو آشغال رفته توی چشمش سر ساعت9شب رفته نشسته دم در ... مورد داشتیم طرف عینکش رو با دسته اش می چرخونده دور دستش ، بعد که عینک رو زده به چشمش انقدر سرش گیج رفته که ضربه مغزی هم شده!

فاطمه14جویبار:
( و دوستم کوثر15):یه ماشین لباسشویی داریم خیلی زحمتکشه ، یعنی انقدر تکون میخوره که بنده ی خدا همزمان هم لباس میشوره هم تو خونه قدم میزنه! ... تو فکرم یه نمایشگاه بزنم و نقاشی هایی که موقع درس خوندن واسه کنکور کشیدم رو به نمایش بزارم!

فاطمه 17طبرسی مشهد:
کاش تکنولوژی انقدر پیشرفت کرده بود پستهایی که هی آخرش نوشتن: لایک کن لایک کن! با زدن دکمه یه مشت میخورد پای چشم نویسندش! حتی تصورش هم آرامش بخشه!

فاطمه عبدی:
الان دیدم یه پشه اومده پیشم، نمی دونم توی این فصل این از پشه های پیشکسوت تابستونه و باید بهش احترام بذارم؟ یا که از این تازه به دوران رسیده های بهاره که بزنم بترکونمش!!؟ ای تردید همیشگی خدا بکشدت!

سحرغلامحسینی شهریار:
عزیزم می دونستی تو بهترین گل دنیایی ؟ ... اما نه ، صبر کن ببینم ... پرچم کمک داور بالاست... بعله آفسایده!

مهدخت 17 زنجان:
دارم چیز برگر می خورم به بابام تعارف کردم، با یه مهر و عطوفت وصف ناپذیری برگشته میگه: نه باباجان، من از این آشغالها نخورم واسم بهتره، می گن توشون گوشت گربه مرده میریزن! ، تو بخور نوش جونت عزیزم!

***انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با پیام نمای پنج:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران162 و سایر شهرها2781 - 021

تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد