علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

لبخندانه 16خرداد

به روز رسانی لبخندانه

سه شنبه شب هر هفته به جز ایام تعطیل و سوگواری

لطفا در ابتدای هر پیام حتما واژه " لبخندانه" را قید فرمایید.


سمیرا 20 صغرا 46 ورامین:
جای سوختگی روی پام بود به مامانم نشون دادم گفتم این جای چیه !؟! گفت بچه بودی چهارشنبه سوری رفتیم خونه بابابزرگ اینا از روی آتیش پریدی. گفتم: آهان پس اونجا اینطوری شد؟ گفت نه دیگه. تا رسیدیم خونه همچین قاشق داغ غ غ گذاشتم روی پات که دیگه از این غلطا نکنی! ... گزرشگر اومد تو اتوبوس از یه آقایی پرسید : می تونم بپرسم شما چرا با اتوبوس اینور اونور میرین؟؟ یارو گفت : به نام خدا.. . اولا” واسه اینکه آلودگی هوا رو بیشتر نکنم! ثانیا” زودتر به کارهام میرسم ، تو ترافیک نیستم ، دنبال جا پارک نمیگردم و نکته آخر: به هر دری زدم نشد یه ماشین بخرم ! مجبورم ! میفهمی؟! مجبوررر!


بی سااااان:
اعترافات تکان دهنده یک زن : دیشب کلی کار کردم! خونه بمب خورده مون رو، زیر و رو کردم شد عین دسته گل! مبلها رو جا به جا کردم! لباسها رو مرتب کردم! کمدها رو چیدم! دیگه کم کم شوهرم داشت باورش می شد به خونه داری علاقمند شدم که: شارژر تلفن همراهم پیدا شد و دوباره به کار اصلیم مشغول شدم!

فاطمه.رومشكان:
چینیه میره بالاى كوه دادمیزنه: "سالاو هیولان هین شین تانیى" جوابی نمی آد . باز میگه : " اوتایی میرا اینسی چان دو گا رادوو" یهوازكوه صدامیاد: خب نامرررد! انصافا خیلى سخته! چرا می خوای سرشکستگیم رو ببینی؟!

هدیه 15 از مشهد :
یه ندایی درون شکمم می‌گه خیلی مونده تا اذان اذان اذان اذان اذان . می بینین؟ این اکوش هم به خاطر خالی بودن شکممه!

فاطمه ، مریم صادقی. اسلامشهر :
با دوستم رفتم باغ وحش جلوی قفس شیرهاوایستادیم دوستم میگه اینا شیرن؟ گفتم پ ن پ! گربه است باباش مرده ریش گذاشته!

دنیا 14 اهواز :
مامانم یه بار ، دویست تومن داده بود واسه کرم دور چشم ! بابام ، سی ثانیه یه بار ، بهش می گفت هنوز چروک دارن که ! ... سوار تاکسی شدم .. راننده تاکسی گفت همش کار خودشونه! پرسیدم چی کار خودشونه؟ گفت: برای امنیت خودت بهتره بیشتر از این چیزی ندونی ! هرکسی این چیزا رو نمی دونه!

آناهیتا:
بچه انار با مامانش میره بیرون، وسط راه به مامانش می گه:مامان مامان! مامانش میگه: چیه نکنه آب انار داری؟ می گه: کاش آب انار بود! رب انار دارم!!!

هدیه15 از مشهد :
فکر کنم روزه بردتم! مغزم رسما تو کماست. الان یکی زنگ زد موقعی خداحافظی بهش گفتم: تو رو خدا سر دعا، منو افطار کنین!

حدیث موسوی:
همسایه مون، تازه مبل خریده، پسرش داره توی کوچه بازی می کنه، باباش سرش رو ازپنجره آورده بیرون می گه: پسرم خب چرا توی کوچه بازی میکنی؟ بیا خونه بشین روی مبل!!!

المیرام از خونمون :
یکی هم هست توی فامیلمون که بیش از حد لاغره. طفلی هر وقت میخواد حرف بزنه خودش با یه حال رنجوری میگه :" بشنو از نی چون حکایت می کند!"

سیاوش حشمتیان از سهنله
:
یه یاکریم با یه مرغ عشق ازدواج می کنه اسم بچه اش رو میذاره : کریم عشقی!

سیده آرمیتا27مازندران:
تو آخرش هم هیچی نمیشی چیست؟! ..... نوید آینده ای روشن ازسوی والدین به فرزندان! .... رفتیم عید دیدنی؛همه پسته هاشون دربسته بود! صاحب خونه هم با لبخندی پیروزمندانه هی می گفت: آخه چرا میل نمی کنین؟ بفرمایین! که یهوبابام ازجیب کتش یه چکش دو متری در آورد؛ نشست کف زمین تا دونه آخرشون روشکوند و خوردیم! بزرگوارهمیشه مدیریت بحرانش زبانزده!!


فاطمه 17طبرسی مشهد:
رفتم از عابر بانک پول بگیرم . نوشته: وجه نقد موجود نیست! آیا درخواست دیگری دارید؟ ... معلومه که داریم! چهارتا جوک بگو دور هم باشیم!

آوا چگنی 19 :
توی هواپیما بودم رفتم دستشویی . وقتی برگشتم می بینم طرف نشسته جای من! می گم : ببخشید اینجا جای منه ها! برگشته با یه عالم فیس و افاده می گه: می دونم! فکر کردم پیاده شدی! ... مهماندارها جلوم رو گرفتن وگرنه از دستش می خواستم واقعا پیاده بشم!

خدیجه ملکی14.چابهار :
مامانم مرغ رو از فریزر درآورده. میگم میخوای غذا درست کنی ?! میگه پ ن پ. خانواده اش اومدن از سرد خونه تحویل بگیرن ببرن خاکش کنن!

زهرا 14 از نیشابور :
ملت توی خونه شون میز بیلیارد و تردمیل و سونا و جکوزی دارن ٬اونوقت ما تنها امکانات ورزشی مون یک میله بار فیکس بود که اونم مامانم زده توی کمد بهش لباس آویزون می کنه!

شیما 7 7 بلوچستان :
این که میگی خو ا بت نمیبر ه حتما یکی داره بهت فکر میکنه کاملا غلطه ها ... ا ین تویی که داری به یکی فکر میکنی! آره درستش اینه . ای نا قلا اا ! برو ما خودمون زغال فروشیم!

فاطمه علی عسگریان از اصفهان :
هرچه سردتر بامن رفتار کرد،بیشتر بهش وابسته شدم! کولر خونمون رو میگم ...!!.... دست به من بزنی جیغ میزنما ... هیچی! کتابمه باز فصل امتحانات شد داره غریبی می کنه !

بارانا14:
بزرگترین دروغی که میشه پشت تلفن به طرف مقابل گفت: خیلی سلام می رسونن!

وثرکلاس هفتم:
آیاشمابه گوشی خود معتادشده اید؟....... آره من هم معتادشده ام، خوشبختم!

بنین 23 زاهدان :
اگه کسی یه کار اشتباهی کرد و بهتون گفت: ببخشید... حتما ازش قبول کنید وگرنه خیلی هم خوب کاری کردم تا جونت درآد! جواب بعدیشه ها ! دیگه خود دانید! ... اصلا شور و شعف خاصی توی جمله " دیدی گفتم " وجود داره ، اصن یه جور احساس دانایی خاص به آدم دست میده اون لحظه!

امیرمحمدپاکیزه خو:
طرف نه کار داره، نه سواد داره، نه قیافه و نه شعور! بعد ازش می پرسی : ازدواج نکردی؟ میگه: هنوز دم به تله ندادم! ... باباجون تو خودت یه تله انفجاری هستی! دهن منو باز نکن!

فهیمه 26 شهر "یار" :
اونی كه میره توى قنادى جلوى تك تك یخچالها می ایسته و كیك و شیرینی ها رو نگاه میكنه و بعدش هیچى نمی خره و میاد بیرون ، نه فقیره ، نه دیوونه ، آقا ! اون منم ! رژیم دارم !... واسه مردى بمیر كه واست عابر بانكشو در بیاره بچپونه تو كیفت ! خب تب كنه كه چى بشه ؟ ! واست آب و نون میشه ! یكم واقع بین باش !

امیر18 از دلفان:
هعی روزگار..انقدر که زمین خوردم..! به جرم زمین خواری مرا گرفتند ... شمام دنبال سند باش برام، چیه؟ فکر کردی از این پیامهای تریپ خسته اس!؟ پس شماها به چه دردی می خورین خب؟

مسعودكرد 31 . زاهدان:
به یه نفر گفتن با وطن جمله بساز . گفت : به حمام رفتم و تنم را شستم ! بهش گفتن : نه ، چرا متوجه نیستی؟ با ط دسته دار . گفت : اتفاقا خیلی هم متوجهم! خب منم با تی دسته دار خودم رو شستم دیگه!



***انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با پیام نمای پنج:

پیامک به شماره : 30000162
تماس در تهران 162 و سایر شهرها 2781 - 021


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد