علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

لبخندانه 14 شهریور

به روز رسانی لبخندانه
سه شنبه شب هر هفته به جز ایام تعطیل و سوگواری
لطفا در ابتدای هر پیام حتما واژه " لبخندانه" را قید فرمایید.

هستی . طالقان:
آقا این وضع زندگی ماست: عزیزم بیداری؟ حالت چطوره : پیام با موفقیت ارسال نشد! .... عزیزم نگرانتم! یه خبری بهم بده : پیام با موفقیت ارسال نشد! ... مهربونم چرا خبری ازت نیست؟! : پیام با موفقیت ارسال نشد! .... ای خاک عالم توی اون فرق سرت با اون گوشی گوشکوبی داغونت : پیام با موفقیت هرچه تمام تر ارسال شد!!! جرات داری وایسا ! ... پسرخاله ام چهار سالشه! یه برنامه روی گوشیش نصب کرده که باهاش احضار روح کنه! اونوقت من خرس گنده با این سن و هیکلم هنوز می رم دستشویی دویست تا جا رو بررسی می کنم غافلگیر نشم سرپا گلاب به روتون بشم!

آرشیدانظری مقدم اصفهان:
واکنش مامانم بعد از شنیدن خبر فوت عمه اش : وااای خدایا شکرت! چه خوب شد دیروز عقل کردم موهام رو رنگ کردما ! وگرنه مردم چی می گفتن؟!

فرشاد میر از زاهدان:
بچه از مادرش میپرسه:توی چه سنی میتونم بدون اجازه از خونه برم بیرون؟مادرش میگه :بشین سرجات!بابات هم به این مرحله نرسیده!چه برسه به تو!

رویا 16 بوکان :
گوشیم از بس زنگ نخورده قاطی کرده بدبخت! مثلا همینجوری نشستیم یه دفعه خود به خود صفحه ش روشن میشه ولی هیچ اتفاقی نمی افته ! فکر کنم قولنج مولنج می شکونه واسه خودش ولی صداش رو در نمی یاره!

فاطمه انصاری.کرمانشاه:
دلهره آورترین لحظات زندگی وقتیه که؛ با رفیقت تو تاکسی نشستی وتا لحظه آخر نمی دونی تو میخوای حساب کنی یا اون؟! ... هفته پیش گوشى خواهرم زنگ خورد. گفت توی کیفمه، میدی بهم؟ هیچی آقا ماهم جوون، غافل ! جاهل ! دست کردم توی کیفش: هرچی گشتم پیداش نکردم . بعد سرم رو کردم توی کیف : همه چی بود غیر گوشی ... و اونجایی اون اشتباه بزرگ رو کردم که تا کمر خم شدم توش! ...هیچى دیگه الان یک هفته است گم شدم توی کیفش ! هرچی هم داد می زنم کمکککک! بیرونی ها دست می کنن توی کیف و می گردن اما پیدام نمی کنن! جرات هم نمی کنن بیان توو! کمکککک! حالا جالبش اینه گوشی رو هنوزم پیدا نمی کنم!!!

سامان 17 منچسترى:
قدیما اینجورى نبود كه ... پدرا یا تهدید نمى كردن یا اگه تهدید مى كردن حتما بهش عمل مى كردن، خود بنده سه شبانه روز با كلاه ایمنى مى خوابیدم چون بابام گفته بود: تو شب بخواب، من اگه اون زلفهات رو قیچى نكردم! ... بله اون اتفاق شوم! بعد شب سوم وقتی بدون کلاه خوابیده بودم افتاد!

زهرا 16 مشهد مقدس:
سهمگین ترین شکست زندگانیم رو درست کلاس سوم دبستان خوردم ... همون وقتی که فهمیدم جایزه ها رو مامانم می خریده میداده به معلمها !و دیگه اون آدم سابق نشدم !

مهدیه نجفی14ازسیرجان:
روال سلفی گرفتن من طوریه که اول عکس میگیرم یکم نگاهش میکنم باخودم میگم البته مهم اینه که شخصیت خوب و مهربونی داری بعدپاکش میکنم.

مریم 16 ازرامشیرآذرماهی:
مورد هم داشتیم که دوتا خانوم باهم 35 سال زندان بودند وحکم آزادی یکی شون اومده، بعد ایشون وسایلش رو جمع کرده اومده وسط در و روبه دوستش گفته:اقدس جون، حالابقیش رو اومدی بیرون برات تعریف می کنم!

اکرم19:
یه بیماری هم هست که وقتی یه پیامک خنده دارو برای کسی میخونی ، طرف اول میگه: این رو کی فرستاده؟ و بعد میخنده! اینا رو ولشون کنین خودشون خوب میشن. یعنی راستش هنوزم امیدواریم خوب بشن!

سیده آرمیتا 27 مازندران:
بچه ها من واسه تعطیلات بایک تورعازم اروپا بودما! ... منتهی نه که تورش پاره بود؛ افتادم توی حیاط خونه مون!

فاطمه پورعلی17:
یارو همچین میگه من تفریحی سیگار می کشم انگار بقیه برای شکنجه و عذاب می کشن!

سواران دهانی16 سرباز بلوچستان:
توی تاکسی بودم هر کی پیاده می شد در رو سفت می بست. راننده هم هی فحش می داد که : ... بی شعور! تا اینکه پیاده می شدم خیلی آروم در رو بستم. دیدم داره بربر من رو نیگا میکنه! گفتم :چیه خب؟ ... با شعور ندیدی؟

غزل 18 گیلان:
ما سالهاست عروسی که دعوت می شدیم از سه روز قبل دیگه از شام و ناهار توی خونه مون خبری نبود، این بار عروسی دخترداییم گفتن: عروسیش توی هتله ... بابام یک ماه تمااااام غذای خونه رو قطع فرمودن... درحدی که داداشم رو از "آی سی یو" بردیم مراسم!

دنیا رضایی 16 از چرام:
مامانم عکس بابام رو گذاشته پروفایل تلگرامش . بابام پیام داده: باز دوباره مامانت ماشین رو زده کجا مالیده؟

شقایق، خراسان:
یه اشتباهی کردم به خواهرم گفتم سه بارپشت سرهم بگو: سه شیشه شیر / سه سیر سر شیر... و اینجوری بود که ایشون حدود یک ماه کامل، لکنت زبون گرفته بود! هیچی دیگه از هفته پیش می ره جلسه گفتار درمانی، بابام پول توجیبی و یارانه ام رو قطع کرده!

سمیرا از تهران:
خدا خر رو شناخت بهش شاخ نداد ولی روحیات لطیف مارو نشناخت به سوسک بال داد!

امیری . تهران:
فقط دو دسته هستن که دانشگاه رفتن رو بی فایده می دونن:
دسته اول : اونایی که نتونستن دانشگاه برن ... دسته دوم : اونایی که تونستن دانشگاه برن! ... یک ساعت سکووت ممتدددد! ... نه ماه که توی آب غوطه ور بودیم .... یک عمر هم که روی هوا بودیم ... می میریم هم که می ریم توی خاک ... خب خداجون بعدش هم که دیگه تابلوئه می ریم توی آتیش ! شما سکوت رو ادامه بدین ! نمی شنوم سکوتتون رو ! شله شله !

نیلوفر آذری 15:
اتوبان رو میدن مشنگ خان رنگ بزنه: روز اول 8 کیلومتر ، روز دوم 4 کیلومتر ، روز سوم 2 کیلومتر، بهش میگن : خب چرا هر روز داری کمتر رنگ میزنی؟ میگه : به خدا من بیشتر از این نمیتونم کار کنم؛هر روز دارم از قوطی رنگ دورتر میشم!

مهدیه احمدی 14تهران:
من رو باش میخواستم18ساله شدم گواهینامه بگیرم بعدش پراید بخرم. از امروز دولت خط تولیدش رو متوقف کرد! آرزو به دل کی بودم من؟

فرزانه نصرالهی. تهران:
به حیف نون می گن جورابات رو کی شستی؟ میگه: دیگه قرار نشد سوالهای تاریخی بپرسید...!پسرک نگاهمی کرد مرا و پرسید: هی آقا ! چسب زخم دارم و ارزان میدهمش, با خنده تلخی نجوا کردم: زخمهایم عمیق تر از اینهاست, قلب من مدتهاست .... که یوهو گفت: برو بابا، یه کلام بگو پول ندارم گدا دوزاری!

شیما15گنابادفعلامشهد:
طرف زل زده بود به صفحه گوشیم سریع ازش یه سلفی گرفتم,شاکی شد که: حق نداری بدون اجازه ازم عکس بگیری. فکر کنم حریم ایشون خصوصی بود، مال من بدبخت عمومی!

آیدااکرمی16ازتهران:
رفیق یاروازش پرسید:به نظرت واسه تولدنامزدم چی بخرم که غافلگیربشه؟گفت:شماره پاش روبپرس بعدبراش روسری بخرغافلگیربشه!

مهدخت یه دهه هفتادی زنجان :
رییسم باهام دعوا می کرد: هرچی از دهان مبارکش در اومد بهم گفت! منم هیچی بهش نگفتم و حسابی صبر پیشه کردم. همکارم گفت: آفرین! خوب کاری کردی هیچی بهش نگفتی درود به شرفت! . فرداش رییسم با اونهم دعواش شد. همکارم گفت: ببین من فلانی نیستم مثل بز نگات کنم و مثل گوسفند سرم رو بندازم برم ها ! یعنی معلوم نبود الان با رییسم دعوا داره یا با من؟!

مهیـن 19 :
دوران دانش آموزی و دانشجویی دوران بسیار شیرینی است... بیایید با درس خوندن خرابش نکنیم!

***انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با پیام نمای پنج:
پیامک به شماره : 30000162
تماس در تهران 162 و سایر شهرها 2781 - 021

تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد