• slide-0.jpg
  • slide-2.jpg
علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

لبخندانه 19 دی

مخاطبین عزیز
به کانال تلگرامی لبخندانه بپویندید...

به روز رسانی لبخندانه
سه شنبه شب هر هفته به جز ایام تعطیل و سوگواری
لطفا در ابتدای هر پیام حتما واژه " لبخندانه" را قید فرمایید.

زهرا27 همدان:
دیدم بابام توچشماش اشک جمع شده، پریدم بغلش کردم، ماچ و موچ . گفتم الهی بمیرم من. بادستمال اشکهاش رو که پاک کردم گفتم: فدات بشم. دیگه نبینم غمت رو... که یهو محکم خوابوند توی گوشم گفت: نفهم! قطره اشک خارجکی ریخته بودم توی چشمم! فقط زجر و خسارتی ها!

احمدی.لرستان:
دیروز اومدم روی گوشیم "وایبر" نصب کنم، وایبر پیام داده: ها؟ پ چی شد؟ برو پیش همون ... جونت! دیگه خام تو نمی شم! دلم رو شکستی/ برو حالشو ببر!

شانلی اردبیل عشقپولیسی:
می گن تو بهشت، شنبه صبح از خواب که پا می شی یه فرشته می یاد می گه: بخواب عزیزم، هنوزصبح جمعه اس، بخواب نازکم ... بعد دستور می ده برات سیب زمینی سرخ کرده "چاق نکننده" هم بیارن تا خوابت ببره... واین داستان تا آخرهفته ادامه دارد.

ندا عشق پرسپولیسسس15 :
اگه گفتید مشنگ خان به قرمز کم رنگ چی میگه؟... میگه قرمز آسمانی!

نگین ازقزوین:
مورد داشتیم عروسه رفته تو گوشی مادرشوهرش اسم خودش رو همراه اول ذخیره کرده! حالا هرروز بهش پیامک میده که با عروس خود مهربان باشید! به او نیکی کنید باشد که رستگار شوید و عذاب الهی شامل حالتان نشود.

سمیرا دختربلوچ:
مورد داشتیم طرف رفته خواستگاری برادر عروس رو با خود عروس اشتباه گرفته! یه پارچه خانوم، یه چیزی می گم یه چیزی می شنوین!

حدیث 13 آبسرد :
یه نصیحت به آقایونی که میخوان برن خواستگاری:به محض اینکه مادر عروسو دیدین بگین: عههه من فکر میکردم،شما خواهر بزرگتر شون هستید!تأثیرش از کتابهای "کجا برم و چی بخونم" در کنکوربیشتره!... به مشنگ خان می گن : علت اصلی طلاق چیه؟ می گه: ازدواج!!

مریم از اهر:
سرسفره به بابام گفتم من دیگه میخوام مستقل بشم.گفت دونگ غذات میشه دوازده تومن، ماست و سبزیت هم عیب نداره، مهمون من! بعد قیافه مچاله ام رو که دید... گفت عیب نداره! می تونی جای پولش فعلا با شستن ظرفها شروع کنی! جاخوابت هم مهمون من! ... اینجا داره به یه کشورپنج فصل تبدیل میشه،وسط پاییزو زمستون یه فصلی هست که نه برف میاد نه بارون،فقط زلزله! ...

توی بزرگراه به بابام گفتم: کاربرد راهنما چیه؟ گفت: ببین عزیزم! واسه پیچیدن و کنار زدن استفاده می شه. گفتم: آفرین خب شما که بلدی چرا هیچوقت استفاده نمی کنی؟ گفت: راست می گیا... و برای اولین بار راهنما زد، پیاده ام کرد و رفت! ررررفت!

مریم17همدان:
من وداداشم تصمیم گرفتیم ازاین به بعد سرسفره شام وناهاراز پدرومادرای مردم تعریف کنیم! قبل ازاینکه مامان بابامون ازبچه های مردم تعریف کنن!

محمدرضامددی15تهران:
پدرمشنگ خان توی آتیش می سوزه، سر در مغازش می نویسه:به علت پدرسوختگی مغازه تا اطلاع ثانوی تعطیل است... مشنگ خان باگوسفنداش لج می کنه!می برشون زمین چمن مصنوعی!

فرزانه نصرالهی عاشق بایرن:
رفتیم کافی نت داداشم میگه اندازه هزار و دویست تومن به ما تحقیق بدین! خب آخه خیارشوره مگه برادر من! .... بهتون قول می دم که بالاخره یک روزی هم این بدبختی ها تموم می شن و ... بله بدبختیای جدیدی شروع میشه! ...

یه گدایی هم هست چهار ساله توی میدون ونک می بینمش، میگه کرایه نداره بره تا کرج، یعنی با درازگوش هم نه، اگه پیاده هم می رفت الان نزدیکای آمستردام بود! ... یعنی هرچی می خوابم این کمبود خوابم جبران نمیشه، لامصب باید یه برنامه بچینم که صاف برم تو کما!

مهسا حیدری 17 ورامین :
مراحل بیدار شدن من : یک: انکار... دو: خشم... سه: فحش... چهار: افسردگی... پنج: بالاخره قبول کردن و پس از ساعتی بیدار شدن... نوشته: "بعد از رفتنت عقربه ها از حركت ایستاده اند حتی زمان هم متوقف شده" نوشتم: خب داداچچ! شما یه نیگا بنداز اگه باتری ساعتت تموم نشده بود بیا بزن تو گوش من! بلاکم کرد! آدم انقدر بی منطق آخه!؟

رها13مشهد:
به فوضول خان می گن: اگه نصف دنیا رو به تو بدیم، قول میدی دیگه فوضولی نکنی؟ فضول خان: اونوقت نصف دیگه اش رو به کی می دین؟.... معلم: به زنبورهایی که ازکندو محافظت می کنن،چی می گن؟ مشنگ خان: خسته نباشی!

امیرحسن ربانی بجنورد:
پادشاهی با تلخک دربار به حمام رفت. پادشاه پرسید: من به چقدر می ارزم ای بیچاره؟ تلخک گفت:10دینار... پادشاه گفت:ای ابله، لنگ من فقط 10 دینارمی ارزد! مگر دیوانه شدی؟ تلخک گفت: قربان با لنگ تان حساب کردم!

سیده آرمیتا28مازندران:
زیربارون تند یا بایدچاقوخورد! یا بالای سرکسی که چاقوخورده بلنددادبزنی بگی: ای خدااااا ! وگرنه که همینجوری بارون خالی اصلا حال نمی ده! ... از زمستون جان هم خواهشمندم: انقدرادای تابستون رو درنیاره! خودت باش عزیزم! بی شخصیت! نفهم!

حدیث "دخت بهارم":
انقده کیف میده، به یکی بگی وایسا ازت عکس بگیرم ...بعد ازش فیلم بگیری، عین اسکلها "بر و بر" نگاه می کنه! خدایا این دلخوشی ها و دلهای پاک رو از ما نگیر! ... معمولا وقتی یکی میگه: خدابزرگه! یعنی شرمنده من که هیچ راهی به ذهنم نمی رسه ...پدرت در اومده بدبخت!

فوزی17سرپلذهاب:
یاروخواب می بینه زنش روتوی بازی کامپیوتری کشته، صبح که پامیشه می بینه زنش زنده است! میگه خاک توی سرم شد، چرا اومدم بیرون "سیوش" نکردم!

مهدخت 8آبانی زنجان :
داشتم تو اتوبان با 120 تا می رفتم، دیدم یه موتور گازی از کنارم رد شد. به غیرتم برخورد رفتم با 150 تا دیدم باز سبقت گرفت! رفتم تا 200 کیلومتر تا دیدم باز رد شد، زدم کنار، پیاده شدم گفتم : داداش نوکرتم، من با این ماشین 200 تا تهشه، تو چه جوری با این از من جلو زدی؟ گفت: قربونت که بالاخره وایسادی، این کش تونبونم گیر کرده بود به آینه بغلت.مردم از ترس!

زریااا:
به 30 تا از شماره های گوشیم پیام زدم: سلام خوبی؟ من گوشیم رو عوض کردم شمارت پاک شده ، میشه یه تک زنگ بزنی،شماره ات رو ذخیره کنم ؟ تا الان 27 تماس داشتم،این رفقای دانشمندم رو چه جوری می شه فراری داد؟!

سامان 17 منچسترى:
تعارف كردن دخترا: شیما جووووونی، كیک مى خولى عجیجم؟ / آره ناناسم! یه كوچمولو اگه بدى دیوونه ات می شم عچقم! ... حالا تعارف كردن ما پسرا: ساندویچ مى خورى گشنه؟! / آره که می خورم! این سوال بود پرسیدی گدا دوزاری؟ / خب خاک تو سرت بدبخت، تو انقدر می لمبونی مگه سیرمونی نداری ... ؟ مى خواى بیا منم بخور! بیا ولی کوفتت بشه!

***انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با پیام نمای پنج:
پیامک به شماره : 30000162
تماس در تهران 162 و سایر شهرها 2781
تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد