علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی
به روز رسانی بخش شعر
سه شنبه شب هرهفته
به جز ایام تعطیل

توجه:
لطفا در ابتدای هر پیام عنوان " بخش شعر" را قید نمایید و تا جای ممکن اشعاربا ذکر شاعر ارسال شوند. باتشکر


سخاوت19تهران:
چقدر ساده بهم ریختی روان مرا
بریده غصه دل کندنت امان مرا
قبول کن که مخاطب پسند خواهدشد
به هر زبان بنویسند داستان مرا
گذشتی از من و شبهای خالی ازغزلم
گرفته حسرت دستان تو جهان مرا
سریع پیرشدم آنچنانکه آینه نیز
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکرمعجزه ای تازه بودم و ناگاه
خداگرفت به دست تو امتحان مرا
نه تو خلیل خدایی نه من چو اسماعیل
بگیر خنجرو دردم بگیر جان مرا
تورا به حرمت عشقت قسم بیابرگرد
بیاوتلختر ازاین مکن دهان مرا
چه روزگارغریبی است بعد رفتن تو
بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا
تونیم دیگرمن نیستی، تمام منی!
تمام کن غم و اندوه سالیان مرا
امید صباغ نو

مومنه 19شهرری:
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
از هر کرانه تیر دعا کرده ام روان
شاید کز آن میانه یکی کارگر شود
ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من
آری به یمن لطف شما خاک زر شود
حافظ

محبوبه.گیلان:
برخیز که جان است و جهان است و جوانی
خورشید برآمد بنگر نورفشانی
آن حسن که در خواب همی‌جست زلیخا
ای یوسف ایام به صد ره، به از آنی
هر سوی نشانی است ز مخلوق به خالق
قانع نشود عاشق بی‌دل به نشانی!
برخیز و بیا دبدبه عمر ابد بین
تا بازرهی زود از این عالم فانی
او عمر عزیزی است از او چاره نداری
او جان جهان آمد و تو نقش جهانی
بر صورت سنگین بزند روح پذیرد
حیف است کزین روح تو محروم بمانی
مولوی

زهرا27 همدان:
دل من در شب گیسوی تو عاشق شد و مرد
عشق او قصه فردای خلایق شد و مرد
از همان لحظه که چشمان تـو را دید دلم
آخرین ثانیه عمر دقایق شد و مرد
برگل روی تو و موی تو دلباخته بود
دل دلباخته، بیمار علایق شد و مرد
دید چـون قصه هجر تو حقیقت دارد
واله گردید و پذیرای حقایق شد و مرد!
وحید دستجردی

سامان 17 عجبشیر:
روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده‌ام
چون نگاه آشنا از چشم یار افتاده‌ام
دست رغبت کس نمی‌سازد به سوی من دراز
چون گل پژمرده بر روی مزار افتاده‌ام
اختیارم نیست چون گرداب در سرگشتگی
نبض موجم، در تپیدن بیقرار افتاده‌ام
عقده‌ای هرگز نکردم باز از کار کسی
در چمن بیکار چون دست چنار افتاده‌ام
نیستم یک چشم زد ایمن ز آسیب شکست
گوییا آیینه‌ام در زنگبار افتاده‌ام
همچو گوهر گر دلم از سنگ گردد، دور نیست
دور از مژگان ابر نوبهار افتاده‌ام
من که صائب کار یکرو کرده‌ام با کاینات
در میان مردم عالم چه کار افتاده‌ام؟

زهرا اردیبهشتی 20 :
سخن عشق تو بی‌ آن که بر آید به زبانم
رنگ رخساره خبر می‌دهد ازسوز نهانم
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
باز گویم که عیان است چه حاجت به بیانم
سعدی

فاطمه 13 بهشهر:
هر کسی را همدم غمها و تنهایی مدان
سایه هم راه تو می آید ولی همراه نیست!
مولانا

ملکه پاییز:
دل ز تن بردی و در جانی هنوز
دردها دادی و درمانی هنوز
آشکارا سینه‌ام بشکافتی
همچنان در سینه پنهانی هنوز
ملک دل کردی خراب از تیغ ناز
واندرین ویرانه سلطانی هنوز
هر دو عالم، قیمت خود گفته‌ای
نرخ بالا کن که ارزانی هنوز
ما ز گریه چون نمک بگداختیم
تو ز خنده شکرستانی هنوز
جان ز بند کالبد آزاد گشت
دل به گیسوی تو زندانی هنوز
پیری و شاهدپرستی هم خوشست!
خسروا تا کی پریشانی هنوز؟
امیرخسرو دهلوی

هاجر/زاهدان:
زمانه قرعه ی نو میزند به نام شما
خوشا شماکه جهان میرود به کام شما
دراین هواچه نفسها پرآتش است و خوش است
که بوی عود دل ماست درمشام شما
تنورسینه سوزان ما به یادآرید
کزآتش دل ما پخته گشت خام شما
فروغ گوهری ازگنج خانه دل ماست
چراغ صبح که بر می دمد ز بام شما
زمان به دست شما می دهد زمام مراد
ازآن که هست به دست خرد زمام شما
هوشنگ ابتهاج

***انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با پیام نمای پنج:
پیامک به شماره : 30000162
تماس در تهران 162 و سایر شهرها 2781 - 021
پیام نما
در وب

گالری
تصاویر
گالری
ویدوئو
نظرسنجی

از مطالب کدام یک از مجله‌های پیام‌نما بیشتر رضایت دارید؟

کسب و کار - 26.1%
علم و دانش - 13%
حقوق و قوانین - 4.3%
شعر و داستان - 39.1%
روانشناسی موفقیت - 13%
یادداشت های سلامتی - 4.3%
اين نظرسنجي به پايان رسيده است on: 22 سپتامبر 2017 - 00:00
اوقات
شرعی
حدیث
امام باقر (سلام الله علیه) : الدُّعاءُ يَرُدُّ القَضاءِ وقَد اُبرِمَ إبراماً. دعا، قضا را گر چه حتمى و قطعى شده باشد بر مى گرداند. میزان الحکمة : ج4 ص 19 ح 576
تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد