• slide-0.jpg
  • slide-2.jpg
علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی
به روز رسانی بخش شعر
عصر سه شنبه هر هفته
به جز ایام تعطیل
توجه:
لطفا در ابتدای هر پیام عنوان " بخش شعر" را قید نمایید و تا جای ممکن اشعاربا ذکر شاعر ارسال شوند. باتشکر

امیری. تهران:
آسمان تعطیل است
بادها بیکارند
ابرها خشک و خسیس
هق هق گریه خود را خوردند
من دلم می خواهد
دستمالی خیس
روی پیشانی تب دار بیابان بکشم
دستمالم را اما افسوس
نان ماشینی
در تصرف دارد
......
......
آبروی ده ما را بردند!
قیصر امین پور

آمین :
چترها را باید بست/ زیر باران باید رفت/ فکر را، خاطره را زیر باران باید برد/ با همه مردم شهر، زیر باران باید رفت/ دوست را زیر باران باید دید/ عشق را زیر باران باید جست/ زیر باران باید بازی کرد/ زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد ، نیلوفر کاشت/زندگی تر شدن پی در پی/ زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است. آب در یک قدمی است..
سهراب سپهری

سارا از اصفهان:
بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی
دشمنی ها کرد بامن در لباس دوستی
کوه پابرجا گمان میکردمش دردا که بود
از حبابی سست بنیان تر اساس دوستی
جان فداکردیم و یاران قدر ما نشناختند
کور بادا دیده حق ناشناس دوستی
رهی معیری

زهرازاهدنیا:
وقتی دل سودایی، می رفت به بستانها
بی خویشتنم کردی،بوی گل وریحانها
گه نعره زدی بلبل،گه جامه دریدی گل
با یادتو افتادم،از یاد برفت آنها
تاعهد تودر بستم،عهدهمه بشکستم
بعد ازتو روا باشد،نقض همه پیمانها
تاخارغم عشقت،آویخته دردامن
کوته نظری باشد،رفتن به گلستانها
گر درطلبت رنجی مارا برسد شاید
چون عشق حرم باشد،سهل است بیابانها
گویند مگوسعدی،چندین سخن ازعشقش
می گویم وبعد از من گویند به دورانها
سعدی

سیده آرمیتا28مازندران:
برخیزکه غیر ازتو مرا دادرسی نیست
گویی همه خوابند،کسی رابه کسی نیست
آزادی و پرواز از این خاک به آن خاک
جز رنج سفراز قفسی تاقفسی نیست
تا آئینه رفتم که بگیرم خبرازخویش
دیدم که درآئینه هم جزتوکسی نیست
من درپی خویشم؛به توبرمی خورم اما
آنسان شده ام گم که به من دسترسی نیست
آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است
حیثیت این باغ منم خار وخسی نیست
امروزکه محتاج توام جای توخالیست
فرداکه می آیی به سراغم نفسی نیست
درعشق خوشامرگ که این بودن ناب است
وقتی همه بودن ماجزهوسی نیست
هوشنگ ابتهاج

پریابخشی15پلدختر:
ماه من،مهرآمد و مرداد و شهریورگذشت
روبه شهرآورکه فصل خوبی قمصرگذشت
نیست بی جا نامه راگرکاغذآبی کنم
یعنی ازبس بی توکردم گریه،آب ازسرگذشت
درتلاش وصل،اگربرخویش می پیچم بجاست
کی تواند رشته بی تاب،ازگوهرگذشت
در دیارحسن،مخلص،خوش حسابی باب نیست
دادهرکس دل به خوبان،بایدش ازسرگذشت
میرزامحمدمخلص کاشانی

فاطمه رستاقی نیا 18:
از سر کوی تو هر کو به ملامت برود
نرود کارش و آخر به خجالت برود
کاروانی که بود بدرقه اش حفظ خدا
به تجمل بنشیند به جلالت برود
سالک از نور هدایت ببرد راه بدوست
که به جائی نرسد گر به ضلالت برود
کام خود آخر عمر از می و معشوق بگیر
حیف اوقات که یکسر به بطالت برود
ای دلیل دل گم گشته خدا را مددی
که غریب ار نبرد ره به دلالت برود
حکم مستوری و مستی همه بر خاتمت است
کس ندانست که آخر به چه حالت برود
حافظ از چشمه حکمت بکف آور جامی
بو که از لوح دلت نقش جهالت برود!
حافظ

محدثه بچه اراک :
تا کی در انتظار گذاری به زاریم
باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم
دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز
جان سوز بود شرح سیه روزگاریم
بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود
دیشب که ساز داشت سرسازگاریم
شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد
چشمی نماند شاهد شب زنده داریم
طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست
ماند به شیر شیوه وحشی شکاریم
شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز
تا زنده ام بس است همین شرمساریم
شهریار

زهرا اردیبهشتی20:
چنان تنهای تنهایم که حتی نیستم با خود
نمی دانم که عمری را چگونه زیستم با خود
خدا بر موج خون خواهد سه ربع غیرمسکون را
ز بس بگریستم بی خویشتن بگریستم با خود
گدا و شیخ و شه دانند هر یک چندشان چون است
من بیدل نمی دانم که حتی کیستم با خود...
مهدی اخوان ثالث

خددادی / فارس:
رفته بودم چند روزی جایتان خالی: پکن
لای یک ملیارد و صد ملیون و اندی مرد و زن

این زبان چینیان، آن قدرها هم سخت نیست
فی المثل "چی چانگ چی چون چانگ" یعنی نسترن

جزوه آموزش چینی خریدم صد دلار
بود وزن خالصش نزدیک هفتاد و دو من

خط تولیدی مجهز دیدم از اقسام عطر
یک به یک در شیشه تف می کرد آهوی ختن

خط تولید ترقه را به را و فرت و فرت
اندکی رفتم جلو، دیدم خطرناکه حسن!

نیمه شب رفتم به قبرستان چینی ها که بود
کارگاهِ جانماز و خط تولید کفن

یک زن چینی میان کوچه افتاد و شکست
اینهم وصف زنان چینی نازک بدن

چینیان خیلی غذاهای عجیبی می خورند
هم خورشت قورباغه، هم خوراک کرگدن

شغلهای پر درآمد هم در آنجا جالب است
مایه داری دیدم آنجا، بود چینی بند زن

بنده با صنعت گری گفتم که جنست بنجل است
گفت با من: گر تو بهتر می زنی، بستان بزن

مثل چینی، می شود خرد و خمیر و ریز ریز
ریز علی، خود را بیندازد اگر لای ترن

یک شب آنجا بنده دیدم رونمایی می کنند
خط تولید دماغ و خط تولید دهن

سال دیگر هم هنرمندان چینی می رسند
سعدی و تاج و کمال الملک و بهزاد و شوپن!

واقعا این چینیان تیز، خیلی خبره اند
خبره در اجناس بنجل را به ما انداختن

روز اول خامه را دادند جای چسب چوب
روز دوم دستشویی را به جای رختکن

هر چه در خانه ست را یک روز از دم بشمرید
چند در صد کار ایران است بالا غیرتا؟

با توام! حالا که من برگشته ام، نسبت به قبل
صد برابر بیشتر تر دوستت دارم، وطن!
سعید بیابانکی

***انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با پیام نمای پنج:
پیامک به شماره : 30000162
تماس در تهران 162 و سایر شهرها 2781 - 021
پیام نما
در وب

گالری
تصاویر
گالری
ویدوئو
نظرسنجی

از مطالب کدام یک از مجله‌های پیام‌نما بیشتر رضایت دارید؟

کسب و کار - 26.1%
علم و دانش - 13%
حقوق و قوانین - 4.3%
شعر و داستان - 39.1%
روانشناسی موفقیت - 13%
یادداشت های سلامتی - 4.3%
اين نظرسنجي به پايان رسيده است on: 22 سپتامبر 2017 - 00:00
اوقات
شرعی
حدیث
امام علی علیه السلام: مَنْ غاظَكَ بِقُبْحِ السَّفَهِ عَلَيْكَ، فَغِظْهُ بِحُسْنِ الْحِلْمِ عَنْهُ هر كس با زشتىِ سبكسرى تو را خشمگين كرد تو با زيبايى بردبارى او را به خشم آور غررالحكم / حدیث 8620
تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد