10000528   @didgah.tv5 
باشگاه دیدگاه 4 دی

از غیر تو بی نیاز کردند مرا
با عشق تو هم تراز کردند مرا
تا فاش شود فقط تو در قلب منی
جراحی قلب باز کردند مرا! (سعید بیابانکی)

سلام رفقای دیدگاهی
به دیدگاه خودتون خوش آمدن فرمودندی ( از اون تعارفها بودا )
اینجا دیدگاه است شنبه چهارم دیماه نود و پنج ولاغیر!

الکی دنبال نامزدهای مصاحبه فعالها هم نگردین ... حالا فعلا باید کلی متن بخونین ... فکر کردین کم الکیه؟ یه بخشی هم اضافه کردیم از این به بعد به نام " جالب انگیز "

جالب انگیز :
مریم 20 نیشابور :
وقتی بار گذشته را حمل کنیم ، نمی توانیم قلبی باز داشته باشیم . هنگامی که قلبمان به روی دنیا بسته باشد ، نمی توانیم به احساس آرامش دست یابیم . مکث جایز نیست . باید قبل از اینکه از نظر جسمانی ، احساسی یا روحی از بین برویم ، وزنه های سنگین رنجش و خشم از گذشته را زمین بگذاریم و قلبمان را پاک کنیم . در این صورت سبک می شویم . نیروی بخشش و گذشت هم در این راه یاری مان می کند تا بدی های گذشته را به باد فراموشی بسپاریم . حالا انتخاب با خودمان است که آینده ای روشن را بخواهیم یا به گذشته ای تاریک و دردناک بچسبیم . بسیاری از ما مطالبی در مورد بخشش شنیده یا خوانده ایم و کم و بیش ارزش آنرا در راه نجات از شر خشم و رنجش دریافته ایم . اما هیچوقت حاضر به انجام آن نشده ایم . خیال می کنیم اگر خشم را در دلمان زنده نگهداریم ، از دیگری انتقام می گیرم و او را مجازات میکنیم . اما این واقعیت موضوع نیست . خشم مانند خوردن زهر است به امید اینکه دیگری را بکشد اما تنها کسیکه می میرد ، خودمان هستیم ... در رابطه با سرکوب کردن احساسات ، کتاب نیمه تاریک وجود از دبی فورد رو به دوستان معرفی کنم.

مامور معذور:
خیلی عالیه هم متنت و هم این کتاب.... و بسیار ممنونیم برای حضور گهگاه اما بسیار موثرت! شما اولین پیام بخش جالب انگیز ما رو به خودت اختصاص دادی رفت !

بیش فعالان دیدگاهی!
مریم 20 از نیشابور
نسرین 20 از اصفهون
هستی سلحشور 17 نگفته از کجا؟
زهرا از همونجا که خودش و ما می دونیم!
(خدا خودش بعدی رو به خیر کنه ! )
مهدی قوشچی از ابوطالب ! یا یه همچین چیزایی خلاصه!
سخاوت 19 از تهرون
نرگس 24 از کلاردشت
شانلی 20 از اردبیل
وووو لاله 16 از مشهد الرضا

موضوعات هفته :
یک) چند درصد از انرژی تون رو صرف تغییر دادن خود و چند درصد رو صرف تغییر دادن اطرافیانتون می کنین؟ ووو کدوم موثرتره؟
دو) شنیدن چه حرفهایی ، شما رو به هم می ریزه ؟ و به چه دلیل ؟؟؟
سه) همونقدر که دیگران رو می بخشین، خودتون رو هم می بخشین؟ تا به حال به چه علت ، چه جایزه هایی به خودتون دادین؟
چهار) سهم من : از اصلاح و بهبود جامعه چیست؟ مثلا : مشارکت در فعالیتهای خیرخواهانه مردمی؟ احترام به قوانین ؟ کاهش مصرف انرژی و آب ؟ افزایش مطالعه کتاب؟ حفظ حریم خصوصی افراد؟ و ....
پنج ) هرچه می خواهد دل تنگت ... خووو بوگو!

رها / خمین :
موضوع الف : واقعیت اینه که آدم ها فقط در یک چیز مشترکند ،آنهم در متفاوت بودن است . باید به تفاوتها احترام گذاشت تا هم بستگی آسانتر شود.جالب اینجاست که همه به فکر تغییر جهان هستند اما کسی به فکر تغییر خودش نیست! ... دیگران و راحت میبخشم اما حقیقتا خودمو به راحتی نمیبخشم ... گاهی از دست خودم گریه ام میگیره و به خودم میگم بابا اینقدر سخت نگیر حالا اتفاقیه که افتاده اما وجدانم گوشش به این حرفا بدهکار نیست و دست از شماتت و سرکوفت و بیخوابی و شب زنده داری و نگرانی و خود خوری و گریه کردن بر نمیداره و واسه همینم هست که سعی میکنم کمتر خطا کنم.

لاله 16 مشهد:
ماموری بابام همین الان یه نصیحتی بهم کرد که خیلی دلگرم شدم . بهم گفت: دخترم آسیاب رو که میخوای بچرخونی اولش خیلی سنگینه,سخته..ولی همونقدر که تونستی بچرخونی دیگه میچرخه. اونقدر تند که دیگه نمیتونی بگیریش! آسیاب زندگی تو هم الان سنگینه یه روزی سبک میشه آسون میشه میچرخه ... روزهای سخت دوام نمی اورند اما انسان های سخت چرا ... انقدر که از دست دادن چیزی ما رو افسرده و ناراحت میکند از داشتن همان چیز احساس خوشبختی و خوشحالی نمیکنیم سلامتی و خانواده هم از هموناست ... دو . وقتی کسی رو مسخره میکنن و میخنندن من بهم میریزم آخه خنده به چه قیمت؟ یکی نیست بگه شما خوشحال نباشی نمیشه؟!

زهرا:
راستش روبخواین بیشترحرفها من رو به هم میریزه ، مثل اینکه صاحبخونه بیاد اجاره اش رو بخواد خیلی به هم میریزم چون دستمون خالیه، یا خیلی وحشت دارم وقتی ازجلوی مغازه ای که ازاون نسیه گرفتیم ردمیشیم بگه حسابتون رو نیاوردین!! خیلی به هم میریزم، حرص میخورم آخرش سر درد میگیرم ... هرگزخودم رو به خاطرکارهای بدی که انجام دادم نمی بخشم هرگز.ولی تادلتون بخواد دیگران رومی بخشم... 80 درصد از انرژیم رو واسه تغییر دادن خودم و20درصد باقیمانده روبرای تغییر اطرافیانم صرف میکنم.

مامور معذور:
الهی الهی ... حالا باز خوبه که درصد رو رعایت می کنی ... یه مربی داش مشتی اسطوره ای داشتیم براش جوک در آورده بودن که گفته : بچه های ما که هشتاد درصد آماده ان ... ان شاللا 30 درصد هم دعای هوادارا !

زهره 17 اسفراین:
تو دوران جوونی (!) که فک میکردم حتما میتونم آرمان شهرم رو بسازم خیلی دنبال تغییر دادن دیگران بودم... عاما دیدم اگه همین خودمو تغییر بدم و سعی کنم به معنای واقعی به خوب بودن نزدیک باشم خودش کلیه... اما هنوزم اگه بدونم ب تغییر کسی امید هست تلاشمو میکنم.

دلارام بچه محل امام رضا:
راستش من از دروغ ودورویی متنفرم یعنی اگرکسی بهم دروغ بگه دیگه برای همیشه ازچشمام افتاده!

پویا از اندیکا:
یک) متاسفانه تو این دوره و زمونه بعضی از آدما بجای ایجاد تغییردر باطن در فکرتغییر ظاهرشونن . با اینکاردر پی پرکردن خلاء های شخصیتی شون هستن و نسبت به جامعه و اطرافیانشون کاملا بی تفاوتن . چه برسه به اینکه بخوان درش ایجاد تغییرکنن واینا هیچکدومشون مؤثرنیست!!! .... بقیه رو خیلی راحت می بخشم اما خودم رو!

فهیمه 25 شهریار:
یک. من هشتاد درصد انرژی واسه تغییرم صرف كردم و تغییر خودم رو مؤثرتر میدونم.. دو.كاره نكرده رو بهم بچسبونن بدجور بهم میریزم دلیلشم معلومه 3. .نه! تازه كلیم از دست اشتباهات خودم حرص میخورم جایزه پیش كش!

هستی سلحشور17:
داشتم تو آینه خودم رونگاه میکردم، دیگه خلاصه اش می کنم براتون : مهم اخلاقه! ... سه) خودم رو آره میبخشم چون همیشه قبل هرکاری کلللی راجبش ( اوهوم ایهیم : راجع بهش ) فکر میکنم، اما قبل ازحرف زدن خیلی وقتها اصلا فک نمیکنم ، واسه همین اکثربلاهایی که سرم اومده سرزبونم بوده! هیچوقت ازین بابت خودم رونمیبخشم، خیلی فرصتها روبه خاطرحرفای بی جام ازدست دادم! ... یه چیزیم هس ک حتی ممکنه اشکمو در بیاره اینه که کسی بالجبازی ازعقایدمضحکومسخره خودش دفاع کنه ونتونم قانعش کنم!ااااه، زورگوهم خودتونید!بعله !دوستان گرامی میشه لدفا بعضیاتون اینقد لفظ قلم حرف نزنین! سرکنفرانس علمی که ننشستین خو!

مامور معذور:
ای دلاور سلحشور! شما که در شکسته نوشتن کلمات ید طولا و چه بسا بیضائی داری دیگه چرا؟ بعد این آخری که فرمودی همون زور زدن برای تغییر بقیه محسوب نمیشه ؟! خب اینا دارن دم در خونه خودشون بازی می کنن که !

مهدی ابوطالبی 16 از قوشچی:
یک)خب معلومه اول باید تو فكر تغییر خودمون باشیم تا دیگرون... و نظرم اینه كه تغییر خودمون موثر تره چون در برخی مواقع دیگران رو مشتاق به تغییر خودشون می كنه ... دو)شنیدن حرفایی كه توش تمسخر دیگران هست و همچنین دروغ و غیبت منو بدجوری آزار میده و به هم میریزه... سه)جایزه؟ همین الان به خودم جایزه دادم كه به دیدگاه پیام بدم!چون امتحانمو خوب خوندم و عربیمو تموم کردم!!

استاد سهراب 22میانه!
دو: نالایقی خود رو به جای لایقی قالب (!!!) کردن! حقی ناحق شدن! سه: دیگران رو واقعا میبخشم ،سخته ولی شیرینه! خودمون! امکان نداره ، خدا ببخشه هممون رو!

زهرا میرزایی/19/تهران:
دو) خیلی حرفا من و به هم میریزه مثلا اگه کسی پیش من به یکی تهمت بزنه هر چند واقعیت داشته باشه اعصابم خراب میشه و هر کی این حرف و بزنه برخورد میکنم باهاش هرکی میخواد باشه چون أبروی هر شخصی نزد خدا خیلی با ارزشه.

سخاوت19:
وای مأمورجون امروز بدترین ضدحال عمرم رو خوردم..من وبابام یکسال تمام ، کلی تلاش کردیم تا کارگاه گرانول سازی مون راه بیفته امشب بعدیکسال جون کندن اولین شب تولیدمون بود که اداره برق اومد بخاطربدهی ، برق کارگاهمون قطع کرد..همه امیدم نا امید شد..هعی خدا ...
( حالا فردای همین روز ، خود همین ایشون)
سخاوت19:
مأمورجون بابام تواداره برق یه پارتی پیداکرد . قراره امروزساعت4بیان برق کارگاهمون رو وصل کنن.. اگه امروزتولید رو شروع کنیم عاااالی میشه... بابام گفته تولید روز اولمون رو میده برای خیریه!

مدیر پیام نمای شبکه پنج:
(با حال عصب داخل اتاق می پرد) اوهوی اصلا خودت می فهمی داری چیکار می کنی ماموری؟ می فهمی با درج این پیام می گی باید پارتی داشته باشین؟!

مامور معذور:
نهههه ... خب این اصلا چه حرفیه؟ این که معلومه کاملا بهتان و دروغه! همه هم که می دونن اصلا اینجور چیزی نیست! پس شومام خودش رو ناراحت نکن! این شایعه ها رو کسی باور نمی کنه!

در اینجا مدیر با لبخند مرموزی درب اتاق را از داخل می بندد ... وانگاه یک فروند تیرآهن شونزده از جیب بغل مبارک برون می نماید! فک ما روی زمین کشیده می شود! ( مامور به ناچار سمت دوربین می آید و لنز آن را به سمت سقف می دهد : همه جا به لرزه در می آید ! )

زهراچنگایی18لرستان:
مأمور جان میخواستم قبل این که بخوابم یه خبر خوب بهت بدم تا خوب خوابم ببره ، باید بهت بگم که تا خود 12 اسفند هیچ تعطیلی در روز های زوج نداریم!

نرگس 24مامان محمدامین.کلاردشت:
سهم ویژه همه ی ما : رفقا هوا داره روز به روز سردترمیشه بیایم با نریختن زباله روی زمین (هرچقدرم ناچیز) به رفتگرای عزیز اندک کمکی کرده باشیم... تغییر دادن دیگران هم آب درهاونگ کوبیدنه. چون اول اراده ی خود فرد مهمه برای تغییرکردن .تازه اگه هم واسه شخصی وقت صرف کنیم و تغییرش بدیم بازم اگه طرف خودش نخواد الکی وقت گرانبهاصرفش شد و دوباره میره نقطه سرخط.

فاطمه گرمسار:
من 50درصد برای تغییرخودم و50درصدبرای تغییردیگران صرف میکنم واینکه خودم رو تغییربدم موثرتره چون اطرافیانم رو نمیتونم قانع کنم.

علی22تهران:
یک) من فقط نقاطه ضعفم رو تغییرمیدم،دیگران رو میشه تا جایی تغییر داد،در غیر این صورت داری خودش بودن رو ازش آشکارا میگیری... داشتم فک میکردم به اینایی که دنباله کارمیگردن میخوای آدرس بدم میان به نظرت؟

مامور معذور:
سلام در مورد سوال شما ، ما که می دونیم شماها چقدر مهربون و به فکر هستین ... اما چون موارد مشابه این سوال زیاده بگم : نه عزیز ، متاسفانه یکی از معذوریت های مامور ارتباط دادن بچه ها باهم هست ... از بنده که کوچیک همه شماها هستم و فعالیت زیادی در فضای مجازی داشتم و دارم و چارتا وب سایت بیشتر از شما آپ و داوون کردم!!! بپذیرین که این فضا مراقبت خاص خودش رو می طلبه و آسیبهایی ممکنه در این جریان اتفاق بیوفته که فعلا مجبوریم عطاش رو به لقاش ببخشیم . ارادت ، درود و سپاس.

آریسووو 22 قم:
قطعا تغییردادن خودم موثرتره. چندبارخواستم رفتارنامناسب یه نفر روبا حرفام تغییربدم ولى تاثیرچندانى نداشت بعدازاون سعى كردم به جاى حرف زدن باعمل خوب خودم جلوى طرف رفتارش روبهش بفهمونم اثرش بیشتربود.

مینا 17 بهبهان :
طاهره خانم شما تازه باشگاه رو میخونید . بعد چه موقع این اطلاعات رو جمع آوری کردید؟!

نگار افشار مشهد:
من خودم رو خیلى وقتها میبخشم اما دیگران رو سخت می بخشم! نمیگم آدم مغرورى هستم خیلى هم مهربونم اما خیلی زود رنجم با كوچیك ترین حرفى گریه ام میگیره . از كسى عذرخواهى نمیكنم حتى اگه مقصر باشم دوست دارم عذرخواهى كنم اما عذرخواهى كردنم نمیاد.

شیما22 . سنقر:
تغییر دادن دیگران عمر نوح میخواد و اراده فولادین!


مهلا21رشتخوار:
.حرفای زیادی برای بهم ریختن هس ولی من یکی که با حرفای آدم بی منطق یعنی بی منطق ها...به هم میریزم که قاطی میکنم و صد البته دروغ که در این مواقع ترجیح میدم سکوت کنم اما در شرایط مناسبتر با اون افراد سخت برخورد میشه.

نرگس صانعی17تهران:
من بیشترازاین ناراحت می شم که آدم فقروثروت و پول یکی رومثال بزنه وبگه توفقیری. ویکی دیگه مربوط به خودم"کلمه ی یتیم" یعنی چی واقعا این کلمه ازکجاوچرا اومده؟

مامور معذور:
بله اون پیام شما درج شد و جواب هم دادیم ... می تونی توی سایت پیام نمای پنج ببینی. رفقا دارن می ترکونن سایت رو ها .

شانلی 20اردبیل:
... برای مثال جداکردن آشغالای تروخشک من از دوسال پیش شروع کردم جداسازی آشغالای تر وخشک توی خونمون اولا هیچکس اهمیت نمیداد اماوقتی من این کاروکردم چند وقت بعدش خونوادم هم کم کم اینکاروکردن بعدش عمه ام . همسایمون الان بعد2سال تقریبا نصفی ازآشناهادارن اینکارو میکنن برای همین میگم اول خودمون بعد دیگران . اگه تغیرمامثبت باشه خودبه خود روی دیگران هم اثرمیذاره... فرنازجون کارکردن که عیب نداره توداری برای خانوادت تلاش میکنی من خودم 3ساله ترک تحصیل کردم بخاطرمشکلات مالی پدرم کارمیکنم خیلی هم خوشحال و راضی هستم کارهم هست اماپیداکردنش سخته مامورمیدونه چن وقت پیش منم کارموازدس داده بودم اما اینقداین ورواون ورزدم که پیداکردم توهم دس ازتلاش برنداربه خودت افتخارکن که داری ب خانوادت خدمت میکنی هرچقداین کاروبارضایت قلبی انجام بدی لذت بخشتره.

فاطمه عاشق خدا:
کلاهمه حرفارومن تاثیرمیزاره اگه حرفایی باشه که بهم توهین شه دیگه بدتر.یه موضوعی هم هست که کلابهم میریزم.

مهدیس 20 مازندران :
همه ی ما همیشه میخندیم ولی خندیدن همیشه از روی شادی نیس . راستی مامور جون اصلا به این انتقادا اهمیت نده آخه کجا طرز صحبت کردنت لوسه ... به این قشنگی ... بنده به شخصه عاااااششققق طرز صحبت کردنتم هیچ تغیری هم توش ایجاد نکن.

بانو/ بم:
من سعی نمیکنم اطرافیانم تغییر بدم ادما رو با همه ی خوبی و بدی هاشون دوس دارم ولی ی وقت های ک فک میکنم دارن راهو اشتباه میرن از فرمول1 به 5 استفاده میکنم 5 تا خوبی طرف میگم بعد 1 اشتباهش رو میگم،معجزه میکنه....

مامور معذور:
ممنون از لطفت در پایان پیام ... ماهم ! ... پنج به یک رو عالی اومدی ! ولی عجب سیاستمدارایی داریم تو دیدگاه ... ضمنا من تا قبل از این از فرمول " سه ، پنج ، دو" استفاده می کردم عاما دیدم زیاد گل می خورم (خودمم گلم ، یکم ولی ... اهم اهم ) دیگه الان از دفاع خطی چهار نفره بهره می جویم ... بیشتر به خاطر دل نازک سرهنگ علیفر!

مبینا 17 . قزوین :
عرض سلام دارم... ولی طول سلام رو ندارم.... واسه همین نمیتونم محیط و مساحتش رو حساب کنم یو ها ها هی هو!

مریم 19خرم آباد:
من تا حالاعضو خاموش بودم ازاین به بعد به لطف مواد مامور زدم روشن شدم ... من که میدونم نمی درجی ولی دلم خواست بگم من یکسره تنهام دیگه باتنهایی خوگرفتم . حوصله شلوغیم ندارم . دل تنگم حسابی گرفته چون یه چیزی توشه که کسی درک نمیکنه ماموری ....

سحر17مشهد:
سخن عشق تو بی آنکه برآید به زبانم / رنگ رخساره خبر میدهد از سوز نهانم ... گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم / باز گویم که عیان است چه حاجت به بیانم؟ ( سعدی)

فاطمه 19 اندیکا:
من معتقدم نمیتونم به طور مستقیم دیگران رو تغییربدم.تجربه به من ثابت کرده تلاش واسه تغییر دادن دیگران اشتباه محضه (حمااااقته). فقط درصورتی یک انسان تغییرمیکنه که درونش یه تحول و انقلاب عظیم بوجود بیاد. من این روزا به دنبال این انقلابم.چشم انتظار یه استارت از درون...

فاطمه سلیمانی18قم:
سه)همیشه بقیه روبخشیدم چون هیچی تودلم نمیمونه.اماخودم رو : نه ! چون خیلی خودم رواذیت میکنم بس که احساسیییم.

ماهکان 20 دشتیاری:
سلام میشه در مورد رسمیت شناختن احساسات یکم بیشتر توضیح بدین اخه یکم گیج شدم . اگه ادم ناراحت باشه اما تو جمع بخنده یا وانمود کنه شاده تا عزیزانش ناراحت نشن بده .

مامور معذور:
سلام سلام ، صدتا سلام . خب حقیر چندین بار توضیح دادم مفصل ... خصوصا در نوبت چهرشنبه ( آها ! الان همه دست به گوشی شدن بگن آهااای نوشتی: چهرشنبه !!! ، یعنی به باقی حرفهای ما هم انقدر توجه می کنین ؟ واقعنی باور کنم ؟ باشه بابا: چهارشنبه ) ، پس تکرار این توضیحات دوست ندارم ملال آور بشه . اگه چند بار امتحان کنین بهتر متوجه می شین . پله به پله و گاماس گاماس!
خیلی از مشکلات روحی و ارتباطی ما به خاطر بروز ندادن احساسات هست ... البته فرمول بیانش رو هم گفتم که به طرف اینطور بگین : کاش ( رفتار مطلوب و پیشنهادی شما ) رو انجام بدی ... دوست ندارم (فلان رفتار نامناسب از نظر شما ) رو انجام بدی چون اینجوری احساس می کنم ( دلیل شما از این خواسته ) ... سرکوب احساسات عوارض مختلفی داره : از افسردگی گرفته تا وسواس و استرس ... نقل است که : هربار که سیلی خوردیم : خندیدیم ، نفهمیدند چه درد عمیقی را تحمل می کنیم پس محکمتر زدند!!! ... حالا شما فعلا در همین حد که اگه ناراحت هستین ، مودبانه به نزدیکان توضیح بدین که حالم خوب نیست و معذورم ! امتحان کنین ... همچنین به فراخور : ترس ، غم ، خشم ؛ آزردگی و ....

مامان مونا از اردبیل :
من نه میتونم خودم رو تغییر بدم نه اطرافیان ! و چندساله یه خواسته ای ازهمسرم دارم نه اون انجام میده نه من کوتاه میام !

زهرا 16 تبریز :
احساس بدى دارم . . . امتحانات داره به باشگاه خوندنم لطمه میزنه !

على اصغر 21 کازرون:
شنیدن حرفهاى تجمل گرایی من رو بهم میریزه که داریم نتیجه تاسف آورش رو میبینیم. براى مثال: طرف میگه براى فلان مجلس یا مهمونى چنان خرجى میکنم که به چشم همه بیاد (در واقع منظور اصلیش اینه که چشم همه دربیاد) و ازهمه جا پر زرق و برق تر باشه. این میشه رقابتی جاهلانه و ترویج اسراف و درنتیجه افزایش فاصله طبقاتی و تبعیض، کسب درآمد نامشروع، سخت شدن زندگی ها، مشکلات مالی وخلاصه ایجاد بی عدالتی.

پناه17 همدان:
ماموری دیدی بعضی وقتها آدم میترسه... احساس خطر میکنه یه عرق سرد میشینه پشتش ، یه جور نبض های شقیقه هاش گرومپ گرومپ میزنه... دقیقا اونطور بود... آخه ماشینه ام روشن بود .... آخه بگو دختره ی.............. واقعا هرچی تو نقطه چین بذارین حقمه.... شاید یه خرده خنده دار بوده... ولی واقعا از دیشب وقتی فک میکنم به اون لحظه بغض میکنم ......

مامور معذور:
اون سوالی که آخرش نوشتی : تا جایی که من می بینم اصلا ! از این اتفاقها برای همه می افته . همگی باید خودمون رو هم ببخشیم ... یه بار دقیقا همین ماجرا برای من اتفاق افتاده بود با این تفاوت که آخر شبی ، ته یه خیابون خلوت و تاریک منتظر مامانم بودم از یه مرکز خرید بیاد و یهویی یه آقای گنده ای با دو متر و نیم قد در رو باز کرد و زارررپ اومد نشست توی ماشین کنارم ! سکوت سنگین و ترس ... و ناگهان در اینجا صحنه آهسته می شود : ب ب ب ب ب ع ع ع ع ع د د د د د ، ه ه ه ه م م م م د د د د د ی ی ی ی ی ی گ گ گ گ ه ه ه ه .... ر ر ر ر ر و و و نگاه کردیم وووووو گفت : عه ببخشید اشتباه گرفتم ببخشید ! و رفت توی یه ماشینی چند تا جلوتر نشست! ... راستی این شربت زعفرون چقدر برای اعصاب مفیده ؟! برای جیب که می دونم مفید اصلا نیست!


هانیه22 کوثر 15:
(مامان جونم نرگس 54 ، آقاجانم علی اصغر 62) خوی . خونوادم بخصوص بابام رو تحقیر و مسخره کنن.حق رو ناحق کنن . به خدا بهم میریزم .

اسما آزادی مردهک14:
به خانواده و شهرم و تمام روستا ها شهر های کشورم تعصب دارم طوری که حتی اگه کسی به شهر خودش به شوخی توهین کنه حرفی بزنه من داغون میشم خانوادهῖام که مهمه مخصوصا خواهرم... خدایا... ببخش مرا که آنقدر حسرت نداشته هایم را خوردم... که شاکر داشته هایم نبودم.

سیده آرمیتا27 مازندران :
من کلا ازهیچکسی کینه ای به دل ندارم و به سادگی دیگران رومیبخشم،حتی اگه بدی ای درحق من کرده باشه،ولی کم پیش مییادخودم رو ببخشم،کلااشتباهی که انجام بدم،توذهنم خودم روسرزنش میکنم،ولی خب بعضی اوقاتم خودم رومیبخشم،واینکه واسه هرکاردرستم،یه هدیه کوچولومیخرم ... حرفی که ناحق زده بشه، چه در رابطه باخودم چه دیگران،کلا سیستم عصبی ام میریزه به هم، یعنی میخوام سرم به بکوبم به دیفال، به چهارقسمت مساوی تقسیم بشه وخلاص، همین الانم اومدن دست وپام وزنجیر ببندن ببرنم!

فاطمه 20 تبریز :
مشکلاتی که بر اساس جبر بوجود اومدن به کنار ! من مشکلیو که با اختیار خودم بوجود آورده بودم و حل کردم ! همین دیروز ! الان رو ابرام منو اینهمه خوشبختی محاله ! . وقتی یکی در مورد بخشی از زندگیم که تو انتخابش هیچ نقشی نداشتم یسره نظر میده و به قول خودش آسیب شناسی می کنه و دنبال مقصر میگرده و طبق تفکرات خودش اعضای خانواده مو که شاهرگ حیاتیه زندگیه منن قضاوت میکنه بهم میریزم اما وقتی شدیدا ناراحت و دلشکسته میشم که بفهمم دارن به دروغ واسم دلسوزی می کنن ! کاش دورویی وجود نداشت !

نسرین دخمل زمستون:
تجمل گرایی و فخر فروشی اعصاب منو داغون می کنه.اخه اگه تو چیزی داری واسه خودته چرا مخای به ماها بفهمونی . بعضی از پدر و مادرا دوست دارن از همه ی کارای یچه هاشون سر در بیارن آخه من نمیگم که ولش کنن به امون خدا و دیگه اسیرشم نکنن . چون واقعا به جای این که خوب شه بد ترم میشه .در کل پدر و مادر برای تربیت باید شناخت داشته باشن این شناخت نداشتن من رو بهم میریزه.

زهراکریمی21:
سه)بیشتروقتا خیلی به خودم سخت میگیرم . اگه اشتباهی انجام بدم مدام خودخوری میکنم واین خیلی بده واذیتم میکنه! یه باربه خودم یه جایزه ی کوچیک دادم! روزی که ازخودم نسبتاراضی بودم وحال دلم وب بود!یه شیشه عطرکوچیک خریدم وب خودم هدیه دادم! خیلی هم بهم مزه داد! ... درجواب طاهره خانم شماهنوزکاملابا باشگاه آشنا نشدی وگرنه متوجه موضوعات میشدی که هدف دار، کاربردی و مهم هستند.

مریم 18جیرفت:
مأموری دستت تاآرنج طلا! موضوعات این هفته همچین آدمو پرت میکنن تودریای فکر،مجبوری واسشون وقت بذاری وفک کنی این بارموضوعاتت عالین.

نغمه 27 رفسنجون :
وااای مامور، من وقتی بشنوم یكی میخواد بیاد خواستگاریم بدجور به هم می ریزم ، اینقدرم خوشحال میشم وقتی كه میرن و دیگه خبری ازشون نمیشه یا خونواده ام قبول نمیكنن ، ذوق مرگ میشم دلیلشم نمیدونم فقط میدونم كه تازگیا اینجوری شدم ، یه بشكه سركه لطفا !

راضیه 19 خوزستان:
به خدا تا اندازه ای امیدوار باش که جرأت گناه کردن پیدا نکنی و از اون تا اندازه ای بترس که از رحمت اون نا امید نشوی!

ناهید18قزوین:
دو) .... چند ماه پیش برام یه خواستگار اومده بود،خانوادم ردش کردن، صحبت اونم بشه نمیدونم چرا به هم می ریزم.

***محفوظ:
مامورم خواهش می کنم من روببخش به خدا ........... دیگه چیزی نمیگم که ناراحتت کنه مامورم.باشه؟

مامور معذور:
ای خداااااا ... اول اینکه خدا ببخشه ما کی باشیم ؟ دوم : اصولا چیزی نبوده که بخوایم ببخشیم ! سوم : چون پیامهای مشابه داریم به عنوان نماینده اونها به این جواب می دیم . قبلا هم گفتیم : صادقانه تا به حال از هیچ کدوم بچه ها ناراحت نشدیم . حتی انتقادها و تک و توک بوق بوق ها .... هیچکدام مگر در یک مورد عاما با این حال از اوشون هم باز پیام درج کردیم اما با توجه بیشتر .... دختر خانمی از شمال غربی کشور ماجرایی خلاف واقع تعریف کرده بود و از احساسات پاک رفقا سوء استفاده کرده بود ، دلیل اینهم فقط و فقط به خاطر احترام به شما بود نه خودم ... در راستای همون بحث توجه طلبی بود که ذکر شد البته من درکشون می کنم اما ایشون عذرخواهی هم فرمودن ... قبلا گفتیم ، بازهم می گیم هیچوقت از شخص بنده کمترین ، تشکر یا عذرخواهی نکنین ، حساب ما با خود صاحاب مجلسه و بس ، خود خودش می دونه ، و انرژیش بیشتر از اونیه که تصور کردنی باشه ... برای ما مهم اینه که مفید و در چارچوب شرایط دیدگاه بنویسین ... در مورد شماهم بعضی وقتها واقعا نمیشه که بشه . شما با پیامهای خلاقانه ، متفاوت و در موضوع کمک کنین که بشه... میشه ؟ ، باشه ؟ بشه چی بشهههه ! ( دو کلمه دیگه بگم زبونم قفل ... میشه نشه؟! ااااه )

هانی از روبه رو تلوزیون:
مسئولی چند روز پیام ندادم سراغی ازم بگیرین دیدم نه! بی خیال دلتنگی شدم خودم برگشتم خخخخ ... من با شنیدن صدای بچه های کار بهم میریزم صدای غم صدای غصه صدای ترس واقعا سخته سسسختتتت .

زیبا از خوی:
امروزحرف گوش كن شدم میخوام درمورد موضوعات نظر بدم1)نودوهشت در صد انرژی ام رو صرف تغییر خودم میكنم كه خیلی موثره2)شنیدن دروغ ٬ وتعریف از خود كردن آدمهای از خود متشكر ٬ دلیل خاصی هم ندارم3)بله سعی می كنم 4)سهم من مصرف صحیح انرژی.

غریب از زرین آباد:
سلام به همگی ، من تازه با باشگاهتون آشناشدم معرفم هم دوست خوبم(زهرا مرادی)هستش که کلی ازباشگاه دیدگاه تعریف کرد .... ، اگه میشه ماروازخودتون بدونید.

مامور معذور:
بلههههه ؟ معرف ؟! اولا که ایشون خیلیییییی ..... اهم اهم .... لطف کردن، نظر لطفشونه! ثانیا ما اینجا معرف از کسی نمی خوایم، فقط قبلش باید دستت رو از زیر در نشون بدی تا اعتماد برای این کوچولوها حاصل آید ! ( همه مخاطبین خاموش سابق و برافروخته فعلی خوش اومدین / احتیاجی به اجازه ورود نیست یه راست پیام درباره موضوع لطفا )

مومنه امیری 18شهرری:
همیشه بخاطر به ارامش رسیدن خودم ،خودم رومیبخشم من بخاطر صبری که دواین هفته ای که دخترم بیمارستان بود داشتم در بدترین لحظه ها لحظه هایی که توعمرم هم ندیده بودم خداروشکر کردم به خودم جایزه میدم.

کیمیا 17 مشهد:
یه چیزی میگم قول بده نخندی . من نمیدونم چرا فکر میکنم شما و کاپی مسئول باشگاه پرواز یکی هستین !! البته یه دلیل دیگه هم داره که اونو نمیگم چون مطمئنم که خندت میگیره.

مامور معذور:
نخیرم بوخودا چند تا هستیم و همه این عزیزان چه اونایی که هستن چه اونایی که رفتن پیشکسوت و استاد بنده هستن ! البته مثل خواهر و برادر می مونیما عاما خواهر- برادرهایی از پدر جدا و از مادر سوا !


نازى 27 اردبیل:
سه: یه بارتو نوزده بیست سالگى اشتباهى کردم که با اینکه ندانسته بود ولى واقعأ درحق كسى جفاکردم ... به زور خودمو بخشیدم ولى همین که بخشیدم کلى جایزست.کاش اون طرف منو ببخشه مطمئنم خدا بخشیده چون آگاهه اشتباهم جهالت محض بود وتوبه کردم.

مامور معذور:
سلام و ممنون . اون پیامت درباره انگلیسی حرف زدن رو گذاشته بودم کنار که درباره اش صحبت کنیم دیدم جا نمیشه . مطمئن باش خیلی بیشتر از اینا حواسمون هست اما ماجرا انقدرها که به نظر میاد ساده نیست . فقط همین رو بگم که به تاثیر کلی دیدگاه نگاه کن نه یک مورد . این شیوه همراه کردن دلایلی داره . یادمون بنداز بعدا توضیح می دیم. ممنون.

سیما . مشهد:
نجات بخشا! یاری ام ده تااز لغزش در امان مانم وبرمن منت نه تادرپناه تو ازگناه گریزان باشم ... مهربانا! سحرگاهان که روزنه های اسمانت بازاست من بیکس را با توتنها راز و نیاز است.

سپیده 21دانشجوبیوشیمی:
می گویند چشمی که دائم عیب های دیگران رو می بینه اون عیب رو به ذهن منتقل میکنه، وذهنی که دائمأ باعیب های دیگران درگیره ، آرامش نداره ،درونش متلاطم وآشفته ست،درعوض چشمی که یادگرفته همیشه زیبایی ها روببینه، اول ازهمه خودش آرامش پیدامیکنه چون چشم زیبابین،عیب های دیگران رو نمیبینه ودنیای درونش دنیای قشنگی ست .دنیاتون زیبا وآروم.

نسرین/20 اصفهون:
طبق تحقیقات بنده انتقادها به دیدگاه چند دسته اند: 1-یه عده ای مثل ( بوق و بوق از طرف مامور) ، دوست دارن که بهشون توجه بشه و دیده بشن، حالا چه با پیام در مورد موضوعات و چه با انتقاد. البته این اواخر با صبر و حوصله ای که به خرج دادین و بهشون جواب دادین، کم کم دارن متوجه میشن که علاوه بر انتقاد کردن، راههای دیگه ای هم واسه دیده شدن هست. هواشون رو داشته باش، مبادا ازشون غافل بشی ها، بچه های خوبین. منظورم اینه که ذاتشون خوبه، وفادار میمونن. 2. یه عده دیگه، انتقاد الکی میکنن، چون میخوان واسه یه بار هم که شده، پیامشون درج بشه. در اصل هدفشون، درج پیامشونه، مثل اون پیامه بود که ( و بووووق مجدد مامور ، خب چیه ؟ دلم میخواد با بوقش خریدم !) ... بعضیام دارن از اخلاقتون سوء استفاده میکنن، چون میدونن که انتقادها رو درج میکنی، اینجور پیامها رو می فرستن. من نمیگم انتقاد بده ، اما اگه کسی صلاح باشگاه رو میخواد باید پیشنهاد معقول بده نه اینکه الکی یه حرفی بزنه و رفتم که رفتم حبیبم ... به جبر هم که شده باید بهشون بفهمونی که راه دیگه ای هم واسه دیده شدن هست... اصلا مسئول میدونی چیه؟ وقتی کسی با پیام انتقادی وارد دیدگاه میشه، بعدها هرچقدر هم منطقی حرف بزنه، دیگه اون اعتبار اولیه رو نداره. اگه کسی راجع به باشگاه انتقادی کرد و اولین باری بود که پیام میده، کمی صبر کن شاید پیام بهتری داد، بذار با یه سابقه خوب، تو باشگاه شناخته بشه. اینطوری خیلی بهتره. سیده آرمیتا و و فاطمه خطیر امتحان خودشون رو پس دادن، حرفهاشون رو بی ریا و صادقانه میزنن، میتونی رو کمکشون برای درج پیام جدید الورودها حساب کنی، منم هستم. مسئول جان باید به جبر هم که شده طرز صحیح صحبت کردن رو به ما یاد بدی . باید به همه ما بفهمونی که همه با هم دوستیم و با هم دعوا نداریم. باید به اون بعضیا که الهی ... بفهمونی که دیدگاه جای بچه های با صفاست ....

مامور معذور:
البته یکی باید به ما یاد بده چه جوری خوب گوش کنیم و خوب درک کنیم و خوب جواب بدیم عاما به هرحال این تنها بخشی از تحلیل و بررسی های موشکافانه نسرین بانوی همیشه همراه هست ... ایشون گاه یه زوایایی رو با بشکاف باز می کنن که دیگه قابل وصله نیست ... الان یه جاهایی از دل و روده دیدگاه همینطور پشق و پلاست اصلا یه وضعی . به هرحال فقط خواستم ذره ای تشکر کنم .

بهههله
اینم از دیدگاه این نوبت ... نه وایسا وایسا !
حالا وقتشه که به نامزدهای مصاحبه فعالها بپردازیم . البته برای من که مثل روز روشنه که آخرش چی میشه ولی این کار بایس بشد ( باید اصفهوونی می خوندینش ) البته امیدواریم که غافلگیرمون کنین . شوما تا دوشنبه دوازده شب فرصت دارین که در یک پیامک جدا، فرد مورد علاقه تون رو اعلام کنین: لطفا فقط عدد مورد نظر رو بدون هیچ نام یا توضیحی ارسال کنین .
آرمیتا 27 از مازندران عدد 1001
اسما گلی 18 از شووشتر عدد 1002
بنین 22 از زاهدان عدد 1003
عاطفه 27 از اصفهان عدد 1004
فاطمه خطیر 20 از تبریز عدد 1005

خب یه سری هام که از قبل باهاشون مصاحبه شده ... البته در اینجا من باید اعتراف کنم که افراد دیگه ای هم هستن که نوبتشون نرسیده . افراد دیگه ای هم بودن که از نظر مامور حتی نوبتشون گذشته ولی از ابتدا شرط کردن حتی برای همصحبتی هم باهاشون تماس نگیریم چه برسه به مصاحبه و از این منظر، بنده اون دنیا ، سر پل صراط هولشون ... حالا شایدم نه در این حد ولی به هر حال اینکه واقعا حسرت شنیدن صداشون رو دارم ، این رو نمی تونم کتمان کنم الهی که کامیون هجده چرخ ..... توی قرعه کشی بانک نصیبشون بشه! بزنن توی کار ترانزیت دیگه نبینمشون این ورا ...
به هرحال ما بسیار از شماها آموختیم ، تک تکتون رو بسی دوست داریم و بارها هم گفتیم که بسیاری تون رو هم تحسین می کنیم تقریبا همه اونایی که تا حالا تلفنی باهاشون صحبت کردیم. امیدواریم دلشاد و سلامت و در آرامش باشین . عزت زیاد !

حالا درسته وسط امتحانات هستین و اعصاباتون غیره و غیره است
ولی دقیقا الان وقتشه ...
این نوبت دیدگاه رو تقدیم می کنیم به همه معلمها و اساتید دلسوز که بسیار مدیون آموخته هاشون هستیم...
پادشاهی پسر به مکتب داد
لوح سیمینش بر کنار نهاد
بر سر لوح او نبشته به زر:
" جور استاد به ز مهر پدر "!( سعدی)