10000528   @didgah.tv5 
باشگاه دیدگاه دوشنبه 20 دی
سلام دوستان عزیز
به دیدگاه دوشنبه 20 دی ماه قدم رنجه فرمودین
سالروز وفات کریمه اهل بیت حضرت معصومه سلام الله علیها رو خدمت همه شما عزیزان تسلیت و تعزیت عرض می کنیم . هرچند دیدگاه بعد از غروب دوشنبه به روز می شه اما با توجه به مسائل جوی این ایام، امروز رو با مدارا و رسمیت بیشتری پی می گیریم . به امید خدا بخش آتیش سوزوندن شما عزیزان رو هم چهارشنبه بیشتر انعکاس می دیم البته تا اونجا که بدآموزی و غیره و غیره نداشته باشه .

فعالان دیدگاهی:
استاد سهراب 22 میانه
سمیه 22 بوکان
زهرا کریمی
شانلی 20 اردبیل
شیوا رمضانی 18 تهران
مهلا 21 رشتخوار
پژاره

موضوعات هفته:
یک) تا حالا چه آتیش هایی سوزوندین؟ و چند بار آتیش دامنگیر خودتون شده؟ ( پوریا از یاسوج)
دو) وجدانتون چه شکلیه؟ با رسم نمودار آن را شرح دهید! ( مهدی ابوطالبی از قوشچی)

سه) برای همه ما پیش اومده که بریم خرید اما آخرش اون چیزهایی که می خواستیم رو نخریده باشیم یا جایی بخوایم بریم اما سر از جای دیگه در بیاریم....
با این اوصاف: چقدر اهداف کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت تون رو به طور مشخص می نویسین؟ و آیا هر از گاهی بهشون سر می زنین؟ ( مامور معذور)
چهار) سهم من : از اصلاح و بهبود جامعه چیست؟ مثلا : حفظ محیط زیست؟ اموال عمومی ؟ آثار ملی؟ مشارکت در فعالیتهای خیرخواهانه مردمی؟ احترام به قوانین ؟ کاهش مصرف انرژی و آب ؟ افزایش مطالعه کتاب؟ حفظ حریم خصوصی افراد؟ و ....

خواهشات مامورانه:
*لطفا اول : به هنگامه نگارش پیامها بیشتر تر تر! به املاء ، فاصله حروف و شکسته ننوشتن واژه ها دقت کنین ! ( چون همواره تصحیحش وقت زیادی رو از مامور میگیره؛ اگر نوشتین مث ، ب ، ک و... امواتتون رو کاملا ... اهم... خدا رحمت کنه!)
*لطفا لطفا دوم : به جای یک پیامک مشروح و چند خطی مثنوی هفتاد نیم من! که موضوعات مختلف رو توی اون چپوندین، موضوعات رو از هم تفکیک کنین خب ( خشکها اینور و ترها اونور !) در چند پیام و خلاصه تر بنویسین تا پیامتون با حذف و تعدیل مثل تریلی از روشون ردگشته ها نگردد!
* لطفا لطفا لطفا سوم : صاف و پوست کنده اسم و سن و محل سکونت حضرتتان رو بنویسین و از نوشتن دو متر و سی و هفت سانتیمتر، القاب ، شماره کمربند، اندازه کفش پدر و صفت های تخیلی یا تاریخهایی که باید با ماشین حساب بررسی بشن و ... پرهیز کنین ! انقدرم سوال نپرسین! چطوری میشه به تک تک اینها جواب داد؟ واجب موکد است : پیام در چارچوب موضوعات و بحثها، به علاوه کمی نمک و خلاقیت لططططفااااااا

فاطمه 18 قم:
رحلت حضرت فاطمه معصومه (س) رو خدمت دوستان و هم باشگاهى تسلیت میگم .

مرضیه و مهدیه فیروزی راد :
( بابلسر17و16) سهم من: اینجا بعضی موقع آب رو قطع میکنن و تا ساعت ها وصل نمیشه ،چاهی که داریم هم بخاطر وجود دریا آبش شوره و قابل مصرف نوشیدن نیس همیشه با خودم فکر میکنم اگه یه روزی اصلا آب نباشه چی میشه؟بخاطر همین تو مصرف انرژی ها صرفه جویی میکنیم .

فاطمه21ازمشهد. سه راه دانش:
"شاید فراموش کنی که با چه کسی خندیدی، ولی هرگز فراموش نخواهی کرد که با چه کسی گریه کردی! " خلیل جبران

مهدی ابوطالبی /16/قوشچی:
امتحان نوبت اول دیدگاه: 1.چگونه خودش را كنترل كنیم ؟ 2.فواید گل گاو زبون؟ 3.مامور معذور که بود و چه كرد؟ 4.چگونگی تبدیل مسئول به مامور راه شرح دهید... پاسخ غلط بیش از سه مورد، مجازات شندیدن ده عدد: بد بد بد.

مینا /18 /ارومیه کهریز:
مامور جون من دیگه به خودم قول دادم ناامید نشم و ...

فرناز18. مشهد:
معلم نفس خود،و شاگرد وجدان خویش باش! : ارسطو ... دیشب رفتیم کفش بخرم توی راه کلی فکر کردم دیدم مامانم خیلی وقته دندونش خرابه. کفش نخریدم با اینکه حدودا چند ماه بود کفش میخواستم بخرم دیشب نخریدم . گفتم مامانم بره دندونش رو درست کنه! امروز یه پولی رسید کفش هم خریدم!

اسما19کوهدشتی:
منم مثل توام(ف الف)اګه به یه جمله ی لری بربخوردم مثل دبستانی ها چهارساعت صدا میکشم!

صدیق . دخترلر:
میخواستم به اون شخصی که گفت لره ولی نمیتونه لری بخونه بگم واقعا که نمیدونم چی بگم . انقدرعصبانی شدم . من با افتخارسرم روبالامیگیرم ومیگم من ازقوم لرم!

ریحانه 25از قم:
سلام مسول عزیز دیدگاه؛ من ازحرف زدنیت فهمیدم خیلیوم فهمیده ای؛ تازشوم ازلهجه های مختلفوم خوشیت میا؛ ازاین به بعدوم بالهجه شیرین قمی بارت پیام میرفستم؛ نیس یه باروم به ییکی بچه ها گفته(بافتح ت)بودی خارشوور اصلیش شک کردم نکند(باکسر ن) قمی باشی/خوشیت اومه؟

وفا:
آخه قیافه من به بچه شیطونا میخوره....نه خدایی میخوره...من فقط یه بارترقه انداختم جلو پای مامان بزرگم که بعدشم کتک نوش جان کردم .

مینا از یه جای دور:
سلاوژوادیگاهیان عزیز. خوب به زبان کردی سلام کردم دیگه...

پژاره:
این یه سیاست بین حکام سابق ایران برای یکدست کردن مردم و از بین بردن اقوام بوده اینکه مردم رومجبورکردن با بچه هاشون فارسی حرف بزنن نه گویش محلی خودشون،فرهنگی غلطی که از سر ناآگاهی مردم هنوز ادامه داره!

مامور معذور:
البته همونطور که هفته پیش عدم اطلاع از هویت و زبون مادری رو نکوهش کردیم، الانم باید بگم خدمتتون که معمولا در کشورهای پهناور یا با قومیت های مختلف، زبانی رو به عنوان زبان معیار و رسمی انتخاب می کنند که باعث انسجام و ارتباط بیشتر میشه . شما در نبود زبان رسمی ، تصور کنین که از بخشی به بخش دیگه کشور سفر کردین و قصد گفتگو دارین . اون شرایط در حالت بدش می تونه خدای نکرده حتی به تجزیه طلبی میل کنه . بنابر این: خیر الامور اوسطها . هردوش لازمه.

لاله 16 مشهد:
داداشم داره کارهاش رو میکنه بره سربازی خییییییییلی دلم گرفته حالا میفهمم حال اونایی که میگفتن دلم تنگ شده برا داداشمم که سربازیه و اینا.. همین الانشم 5 ماه اضافه خدمت خورده ولی خب چاره چیه باید بره دیگه...خیلی تنها میشم داداشم بره خییییییلی تنهام . آخه خواهرم ازدواج کرده..غیر از داداشم کس دیگه ای رو ندارم...منم که ته تغاری ام..دیگه فقط تنهایی هام رو با باشگاه پر میکنم..هر چند دیگه با خودم عهد کردم پیام غمگین نفرستم اخه بخدا نمیخواستم کسی رو ناراحت کنم.

موسوی از هفت شهیدان:
دم دم صبح باتوأم وباتوحرف میزنم كه چگونه ترا معنی كنم .كه هركلمه ازتو برایم دنیاهایی ارزش دارد.ومن هركلمه ازتراگل می نامم .دوست دارم بال دربیارم بسویت پروازكنم برشانه بنشینم وازته قلبم بگم دوستت دارم اما افسوس...

زهرا24کرمانشاه:
وجدان من صوووورتیه!!! چیهههه؟؟؟خب وجدان خودمه دوست دارم اینطوری باشه!شکلشم شیکه! وقتی درد میگیره رنگش صورتی کمرنگ میشه!

زهره 17 اسفراین:
امروز بالاخره حین خوردن نون ریزه ها دیدمشون. چه خوب بود... تازگی ها یعنی یک ماهی میشه که حافظه ام خیلی ضعیف شده و حواسم شدیدا پرررت... دوستان اگه احیانا حواسم حوالی شما پرت شده بود بندازیدش توی اولین صندوق پستی. آره و اینا! برای درمانش شروع کردم قرآن حفظ کردن... بره اون قضیه هم خوبه! هم ذهنم ازشلوغی در میاد. هم قلبم آروم میشه.

محمدرضا مدنی ازآبادان:
موضوع الف: ازكدومش شروع كنم؟ ازخراب كردن رایانه،شكستن تلفن،ازجاكندن درازجاش،شكستن قفل در،شكوندن میزوخیلی كارا كه نمیشه توضیحشون داد!

خانم براهویی . 19 :
ظاهرا تنهاچیزی که عا دلانه تقسیم شده (عقله) چون هیچکسی شکایتی نداره!

مشخصات محفوظ:
موضوعات این هفته افتضاحن. خدایی اصلا ازت انتظار نمی رفت این بحثهارو بذاری. آخه آتیش سوزوندنامون به درد کی میخوره. یه بچه که خودش آتیش سوزونده این فکرو داده. تو چرا قبول کردی؟ بقیه شم همینطور به جز سهم من. انقدر حرص خوردم سرم درد گرفت. بدترین باشگاهت امشب بود.موضوعات سرسخت و کاربردی بذار اینا چیه گذاشتی؟ وای وای من واسه باشگاه (بوووق از طرف مامور) میگفتم موضوعاتش مزخرفه اما حالا خودمون بدتر شد . ببخش رک گفتم ناراحت نشو. اینارو درج نکنی. در ضمن منم کمتر پیام میدم که درج نکنی. دوستان راست گفتن باشگاه شده فقط مال ما. اونام حق دارن. شب بخیر.

مامور معذور:
درود بی کران بر عضو فعال و قدیمی . خب می بینین که نه تنها می خونیم . درج هم میشه، پاسخ هم می دیم . عزیز مهربون شاید کاملا کاملا حق با شما باشه : پس آرام. آرام، آرامتر نازنین. چی؟ خویشتنداریت رفته گل بچینه؟ اونم گرفتن؟ دور از جون سکته کردن شاخ و دم نداره ها . بعد ما بی رفیق دلسوز می شیم . یه اصطلاح سیاسی هست به نام "توتالیتر" یعنی تمامیت خواه . توتالیتر نشیم صلوات ! شمایی که معمولا همیشه از موضوعات راضی بودی نباید اینطور خودش رو ناراحت کنی که . همیشه شعبون ، خب یه بارم رمضون . بعد از اونهمه موضوع اونطوری و خصوصا یک هفته موضوع تلخ اعتیاد، یه تغییر فضا کاملا لازم بود. یادتونه گفتم چاپلین گفته بین سکانس های خنده دار باید یک دقیقه فاصله بیوفته . برعکسش که بیشتر لازمه . ما در حد خودمون واقعا به کارهامون یه کمکی هم فکر می کنیم .

اتفاقا در تمرین های نویسندگی ایده های فانتزی و تخیلی می دن که ذهن طرف باز بشه . موضوع ترسیم وجدان هم که خوبه از طرف من نبود ولی واقعا خلاقانه و بامزه بود : وارد شدن به یه بحث جدی و شخصی با لحنی ملایم و دوستانه... ضمن اینکه جدای از بحث سهم من، بحث برنامه ریزی و هدفگذاری از مهمترین بحثهایی هست که به زندگی همه ما جهت و انسجام می ده و به تنهایی اندازه یه هفته از اوجب واجباته. پس حالا کمی نفس عمیق ( زیاد شد ، همینجا خوبه پیاده می شیم) اندکی هم لبخند و یه بشکه دمنوش گل گاو زبون : وانگاه زندگی فول اچ دی گشتندی . ارادت رفیق.

نادیا قاسمیان 17تبریز :
زندگی بدون هدف اصلا معنی نداره من خودم هدفامو می نویسم و جایی مثل میز تحریر یا روی آینه ی اتاقم میذارم تا یادم نره دارم به خاطر چی زندگی میكنم و هدفم تو زندگی چیه حتی وقتی روحم آشفتس یا روال زندگی از دستم در رفته هدف هامو مرور میكنم و حالم خوب میشه .

مبینا 17ازقزوین :
این هفته موضوعات خیلی باحاله فکر کنم این نوبت کلی بخندم طراحان سوال و مامور دمتون جیز... من و وجدانم همیشه باهم حرف میزنیم به خصوص مدرسه رفتنی...هرکی نگام کنه فکر میکنه کم دارم...البته دارما : به اندازه ی یه ملاقه فقط.

زینب ازکرمانشاه:
با این حرف هایی که در مورداعتیاد زدید نه تنها درنزدیکیم احساس میکنم بلکه نه خودم ونه خانوادم اجازه ندارن برن بیرون! فضاخطرناکه، طوفان! پناه بگیرید!

مریم 18جیرفت:
وجدانم چشاش گرده،دهنش ازتعجب بازه، موهاش سفید وسیخ سیخه الهی آخی تو کی موهات سفیدشد من نفهمیدم؟!چون بعضی وقتا باکارام خیلی متعجبش میکنم.

ستاره/ لاهیجان:
همسرم مدتیه بیکار شده. به چند نفر برا کار سپردیم. اطرافیان میگن هرجا همسرت برا کار میره تو هم برو از مشکلاتتون بگو شاید قبول کنن همسرت اونجا کار کنه. ولی از شما چه پنهون خجالت میکشم البته از خدا. با خودم میگم روزی دهنده خداست تلاش میکنیم ولی چرا التماس؟

فاطمه/19/اندیکا:
برای کسانی که قصد دارند کاری رو شروع کنند یا اعتیاد به مواد یا هرچیز دیگه ای رو ترک کنند: ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که در میدان نبرد با گروهی روبه رو میشوید ثابت قدم باشید و خدارا فراوان یاد کنید تا رستگار شوید. سوره انفال آیه45

رویا 17 اردبیل:
والله منكه تاحالا یادم نمیاد برم بازار چیزی كه بخوام و بگیرم كمه كمش سه روز تو بازار میگردم انقد كه دیگه از خرید كردن بیزززززارم ولی تاحالا نشده سر از جای دیگه دربیارم!

نغمه 27 :
مامور یکی از اقواممون تفریحی میرفت شكار ، البته غیر قانونی! یه دفعه یه بز كوهی زده بود موقع پوست كردنش دیده بود یه بچه تو شكمشه . عین خیالش نبود دفعه بعدش دوباره یه آهو زده بود كه اونم بچه داشت ، خوشحال بچه آهوی زبون بسته رو برده بود خونه اش كه اونم مرد ، آخ آخ مامور دیروز با دوتا بچه اش میخواسته از خیابون رد بشه یه ماشینی زده به هر سه تاشون پسر پنج سال اش رو دست مادرش تموم كرد. اون یكی پسرشم نه سالشه رفته تو كما . خودشم گردنش شكسته ، چقدر بهش گفتن نكن زبون بسته ها گناه دارن اصلا عین خیالش نبود!

زهرایوسفی20فارس:
طرف میره ماشینش روبیمه کنه، آقاهه بهش میگه: خداکنه هیچوقت ازاین بیمه استفاده نکنی.طرف هم میگه: الهی توهم ازاین پول خیرنبینی!

فاطمه و علی صفری 16 و 14 ورزنه:
ما که خیلی خیلی بلا و مصیبتیم، یعنی خانواده ی محترمم از دست ما کفری گشتندی. بد وضعی گشتندی. میفهمی بدددددد؟(ولی به قول معروف شیطونی نمک زندگیه)

م.اهواز:
با اینکه مامور همه نقش ها روبازی کردواسماگلی اجازه عرض اندام نداشت ولی خیلی خوب بود.بقیه هم گفتن خوبه توتکرارش نکن. یه عینک دودی زدن به اینهمه لت وپار شدن نمی ارزه.

ناهید18قزوین:
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد / تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس!حافظ

طیبه،16لنده،روستای ایدنک:
مسئول مهربون وصبور، همونطورکه قبلا گفتم دارم واسه کنکورمیخونم اصلاوقت ندارم پیام بدم ودرضمن محصل هم هستم،..پیام دادم بگم همراهتون هستم..بذارپام به دانشگاه برسه بعدبرنامه دارم واستون، برام دعاکنید،دوستتون دارم،خدانگهدار.

هانیه 16 فارس :
هدفم قبول شدن توی رشته روانشناسیه.آینده گاهی میترسونتم ... تجربه ثابت کرده هرجوری باشی باز یه عده ناراحتن. پس خودت باش!

بی نام:
باران عزیز، فکرنمیکنی کسی که درهرنوبت دیدگاه داره 20-30تا پیام میده ودر6-7ماه نزدیک ب 1000تاپیام داده ویاحتی کسی که یک پیام پرازخلاقیت ونمک میفرسته،حقشه پیامش درج بشه ؟ یکی از30پیام؟انصافت کجاست مسلمون؟کاش همدیگه رودرک کنیم وبی دلیل بهم برچسب نزنیم.مرسی

دختربابام14:
وجدان من یه موجود بیریخت بی ادبیت استغفرالله هست که حین ارتکاب جرم که هیییچ نطق نمیکنه تا آب از سرت میگذره شروع میکننه به ننه بزرگ بازی .اه متنفرم ازش.چندشششششش

سخاوت19تهران:
خواستگارخواهرم تافهمید خواهرم6ساله ورزشش جیت کاندو هستش پشیمون شدازاینکه حتی اومده خواستگاری ! مرد آنقدر ترسومیشه؟

محبوبه17مشهد:
سلام مسول ازساعت6صبح دارم فکر میکنم وجدانم چه شکلیه به این نتیجه رسیدم که مجهول بمونه عین خودت

نیما 20سرباز اردبیل:
سلام ماموری ببخش مهدی مرادی کار داره پیام نمیده اعزامش کردن انزلی اعصابش داغونه!

مهلا21رشتخوار:
سه سال پیش همه اهداف بلند مدتمو رو یه کاغذ بزرگ نوشتم و گفتم باید به اینها برسم.اما به هیچکدوم خوشبختانه نرسیدم.الان دیگه اهداف کوتاه مدت رو یه جا یادداشت میکنم تا یادم نشه که این کارا باید انجام بشه با این حال در مواقعی که تنهام بهشون سر میزنم ببینم چقد تا اون هدف فاصله دارم.

بهنام از كرمانشاه :
سلام دیدگاهی هاى عزیز من خواننده خاموش بودم منو تو جمعتون راه میدید ؟

فرناز/21/ زیباشهر:
درموردخرید که تادلت بخواد پیش اومده اماازاونجایی که تنهاخرید نمیرم جوجه هام همه رویادآوری میکنن بکنارکارتمم تاخالی نکنن دست بردارنیسن ... وجدانم که چه عرض کنم ازش شرمنده م چون بعضی جاهاعین گربه شرک مظلوم نگام کرده اما نشد دیگه.

زهرا 22 کرج:
از مهمترین مشکلات زندگی من این هست که من هرچی میخرم بعدش پشیمون میشم.نمیدونم چرا اینطوریه؟ اگه راه حل بگین خوشحال میشم.

مامور معذور:
اگر اینطوری که می فرمایین هست و زیاد اتفاق می افته یعنی وسواس دارین و ریشه اصلی وسواس انباشته شدن ترس در ناخودآگاه افراد هست . بهتره حضوری با مشاور متخصص همصحبت بشین.

سیده آرمیتا27 مازندران:
برخی ازچالش های زندگی مابه این دلیل ایجادمیشه،که ماشرایط پشت صحنه زندگیمون روباظاهرساختگی دیگران مقایسه میکنیم،همواره بهترین آرزوهاوبزرگترین اهدافم رودرنظرمیگیرم وهرروززمانی روصرف اندیشیدن به آنهامیکنم،وبرای رسیدن به بالاترین سطح تلاش میکنم.

سارا آدینه / دزفول :
مأمور انصافأ هر چه به خودوم فشار بیاروم نمیتونم در مثلث موضوعات نظر بدم . احسنت دارماااا

لیلی24تهران:
یه سال که شیفت بعدظهردبیرستان بودم زنگ اخرفیزیک داشتیم درسشودوس نداشتم.اجازه گرفتم اومدم بیرون ازکلاس،کنتور برق توراهرو بود درشو بازکردم همه کلیدهارو زدم پایین... کل مدرسه تاریک شد تعطیلمون کردن... یکی ازآتیش هایی که سوزوندم بود الان وجدانم طفلکی درد می کنه!

زهرا16همدان:
اووف من هر وقت برم خرید حتما چند قلم جا می ندازم یا به خاطر رفتاربعضی فروشنده ها مجبور شدم چیزی روبخرم واکثرا چون سخت پسند وخجالتی ام گند میزنم توی خرید کردن!

معصومه 15 از همدان :
سلام بر مامور معذور و الباقی دوستان ! من از هفته اول همراه باشگاه هستم ولی خاموش بودم اما حالا مثل بمب ساعتی یه دفعه فعال شدم ! راستی فکر کنم مسئول می شینه تو غار باشگاه رو بروز میکنه آخه وقتى میخنده صداش انعکاس پیدا میکنه!

لطیفه 20 از بلوچستان :
وجدان من خیلى خوشكل خوشتیپه اینم نمودار نظرتون چیه ؟

مامور معذور:
یه جوری گفتی اینم نمودار! یاد اون داستان لباس پادشاه افتادم! ... چقدر هم نمودارتون تمیز رسم شده! به به !

سهیلا/ 30/رشت:
سلام به همگی . مامور خان ، اسما جان عالی بودین. عالی. خداخیرتون بده. خیلی داغون بودم وقتی باشگاه به خصوص مصاحبه تون روخوندم دلم شاد شد. مامورخان ببخش فعال نیستم . خدا خیرت بده دلم روشادکردی همیشه باشگاه رومیخونم وهمراهتونم خدای بزرگ پشت وپناهت . امیدوارم به حق بانوی بزرگوار حضرت معصومه گرفتاریهای همه رفع بشه.

نرگس 24مامان محمدامین.کلاردشت:
وجدانم شکل بیضی ، نمودارشم منحنی رو به بالا . اصلا یه وضعیه .

على اصغر21 کازرون:
سلام وقتى که باهامون مصاحبه کردى من 2ساله ومهدى 1ساله بودیم ؟!

هاجر:
ارزشمندترین مکان هاکه دردنیامی توان حضورداشت-درفکرکسی...دردعای کسی...ودرقلب کسی است.

استاد سهراب 22میانه!
آقا سند نیاوردی که هیچ! به درجه استادی ما چیکار داری بین مصاحبه!؟ استادی بنده ازطرف بچه های باشگاه بود حافظه بنده یاری نمیده . بچه ها خودشون با این اسم خطابم کردن... یه بارم حواسم به زمین فوتبال بود( ده ساله بودم )فرستادنم مغازه . عقب عقبی راه میرفتم یهو رفتم تو چاه!الانم کچل بزنم روسرم.10 تا بخیه خوردم. دلتون نخواد یه وخ!بچگیا سرازچاه دربیاری و الانم زندان! به خاطر شوخی بعضیا ، ما روچه به گل چیدن که بگیرن و نیای دنبالم؟!

فاطمه احمدیان. ازرومشكان:
من كه هرچه فكرمیكنم هیچ كارى نكردم كه هم به كسى ضرررسانده باشم وهم دامن خودم روگرفته باشه اماكسانى رومیشناسم كه كارشون اینه كه آتش بسوزونن بین دیگران موفق هم شدندامابعدازچندوقت آتش دامن خودشون رو هم گرفته چنین كسانى دنیاوآخرت خودشونرومیسوزونند.

غزل 16 گیلان:
وجدانم ذوذنقه ایه خخ...من آدمیم که اصلا تحمل عذاب وجدان رو ندارم یعنی عذاب وجدان منو میکشه.

زهرا 15 اصفهان:
من که سهمی ندارم،لا اقل بذارین سهم بابامو بگم.سهم پدرم اینه که تو چند تا خیریه دست اندر کاره و با شناسایی افراد نیازمند،بهشون کمک میکنن.

فاطمه سلیمانی18قم:
وووجدان من وجداااانا شبیه مسئول خودمونه..دقیقاااانمیدونم چه شکلیه.

دخترمعمولی18دیارخیام:
بی بین(ببین به سبک حشمت فردوس) بی بین منو ! به ازای هرپیام : ده تا فاتحه و یه آیت الکرسی اشانتیون، یه کلوم ختم کلوم، افتاد؟

شیوارمضانی18/تهران:
من یادگرفتم نبایدکاری کنم که باعث بشه بعدا معذرت خواهی کنم، نباید زود قضاوت کنم،به خودم شک نکنم،انتقادپذیرباشم و... همه ایناموجب اصلاح رفتارم وبهترشدن رابطه ام بادوستام شدن همچنین باعث آرامش روحی خودم...

مامور معذور:
خیلی خوشحال شدم از دیدن پیامت آبجی عزیزم ... ماهم شما رو دعا می کنیم.

ندا ازبیجار:
درمورد موضوع 3باید بگم خیلی پیش اومده برم خرید ازبس وسایل های موردنظرم زیاد بوده یادم بره خیلی ازضرورات رو یادم بره بگیرم ! بعدهم مامور منم باید بگم پیام منو بدرج تامنم 20تافاتحه براامواتت بفرستم حالا می صرفه؟!

سپیدازقلب تپنده ایران تهران22:
سلام مامورجان میشه دررابطه باکتاب همنوایی شبانه وارکسترچوبهایه توضیح مختصری بدی میخوام برم خریدکتاب شایداین دوهم تولیستم قراربدم وممنون میشم بفرمایید اثرکدوم نویسنده؟

مامور معذور:
نوشته رضا قاسمی ... یه رمان نیمه بلند هست و فضاش سورئالیستی ( فرا واقعی ) هست با درونمایه هایی عاشقانه و کمی طنز کلامی.

سمیه22بوکان:
مسئول جان تقصیر اون بنده خدا که نمیتونه لری حرف بزنه وبنویسه چیه؟سیستم آموزشیمونه که ازپایه ایراد داره تا میایم زبون مادری مون و درست حسابی یادبگیریم میریم مدرسه . تنها چیزی که یادمون میدن اینه:(زبان فارسی را پاس بدارید) ولی کسی نمیگه زبان مادری رو فراموش نکنید. تو کشور ژاپن قبل ازهر درسی به دانش آموزان مهارت نوشتن وخوندن با زبان مادری یادمیدن. اینجام بعد مدتها تلاش وپیگیری موافقت کردن دانشگاه کردستان سنندج زبان وادبیات کردی رو بطور تخصصی آموزش بده.ولی اینا به کنار ، من تا دوسال پیش خوندن ونوشتن کردی برام مشکل بود که با خرید چندکتاب وعضوشدن تو گروه آموزشی بوکان سیتی الان مسلطم.

پری ومهسا 17و15ازمشهد:
وجدان من شکل بچه سوسکی یه که تازه ازتخم اومده بیرون رنگشم صورتی روشن باگل های قرمزآتشی وجدان خودمه دوست دارم شکل بچه سوسک باشه!!!

زهراکریمی21:
دو)وجدان من یه چیزیه تومایه های خانم هاویشام!یارئیس پرورشگاه جودی ابوت که اسمش یادم نیست!مدام بهم گیرمیده! تازگیاهم سیاه وکبودم میکنه!یوهاهاها!اماازشوخی که بگذریم خیلی خوبه که وجدان داشته باشیم وبه عذاب وجدان دچار بشیم!بعضیاکه اصلاوجدان ندارن!یابهتربگم کلانادیده اش می گیرن!وجدان باعث میشه که به راحتی گناه نکنیم وحواسمون به خودمون باشه!

شانلی 20 اردبیل:
زبان مادری یعنی: هویت .فرهنگ. اصالت.غیرت. اگه یک روز زبان مادری مون رو فراموش کنیم به مرور زمان همه اینهارو فراموش می کنیم و این ممکنه برامون گرون تموم بشه!

افسانه . شوشتر:
درمورد شوشترباید بگم علاوه برآبشارها جاذبه های زیاد دیگه ای داره : مثل بقاء وامام زادگان زیادی که داره وبه همین دلیل به شوشترشهردارالمؤمنین میگن واقوام مختلفی مثل: بختیاری شوشتری وعرب درش زندگی میکنن ... مامورمن عاشق شعرم وشعرایی که میذاری برای پایان عالیین. من همیشه شعرپایان روقبل از مطالب میخونم


مامور معذور:
خب رفقا قصه ما فعلا در این نوبت دیدگاه هم به سر رسید
روز و روزگار بر شما خوش . در پناه خدا.

دانه و دام در این راه فراوان اما
مرغ دل سیر، ز هر دام رها می ماند!
بی صدا تر ز سکوتیم! ولی گاه خروش
نعره ماست که در گوش شما می ماند!
بروید ای دلتان نیمه، که در شیوه ما
مرد با هرچه ستم هرچه بلا می ماند!(محمدعلی بهمنی)