10000528   @didgah.tv5 
باشگاه دیدگاه یکشنبه 26 دی
سلام سلام
حال همه ما خوب است ولی...
نه! بی زحمت این یه دفعه رو باور کن!
به دیدگاه یکشنبه 26 دی ماه خوش اومدین
سریع بریم سراغ پیامها؟ نه!
راستش اون موقعی که موضوع آتیش سوزوندن رو انتخاب کردم ، آخرش اضافه کردم چقدر دامنگیر خودتون شده؟؟! که اکثرا بهش توجه نشده بود . بعد هم با یه افتخار و ذوق زدگی بعضی ها از مردم آزاری و حیوان آزاری و ... نوشته بودن که خب خیلی بودن اما درج نکردیم . به بخش دوم سوال که وقعی ننهادید . حداقل می شد با خوشحالی ننوشت! . همه ما اشتباهاتی داشتیم و هنوزم داریم . خصوصا در دوره خامی و جهالت . با این حال ببخشید که درج نشد... ولی برید تو اتاق یکم فکر کنید از غذا و تلویزیون هم خبری نیست . جای شما و طرف مقابل عوض می شد چی می شد؟! برو آقا ... برو خانوم! ... د برو دیگه!

بیش فعالان دیدگاهی:
فهیمه 25 شهریار
هاجر
نیلوفر 18 قزوین
لیلی 24 تهران
نجمه منصوری . شوش دانیال
مرضیه و مهدیه فیروزی راد
سخاوت19تهران

موضوعات هفته:
یک) زرنگ بودن در باور و عقیده شما چطور تعریف میشه؟ دوستان، خانواده، اطرافیان و جامعه هم با شما هم نظر هستن؟ برای تغییر این شرایط باید چیکار کرد؟ خودتون هم ردیف اول!
دو) براساس آمار هفته گذشته رییس پلیس راهور: در کشور ما در هرساعت تقریبا 2 نفر در سوانح رانندگی جون خودشون رو از دست می دن (یعنی هر روز تقریبا 48 نفر!) و در هرساعت 40 نفر هم زخمی و مجروح می شن! آمار کشته ها در سال بیش از 16 هزاررررر نفر هست! با اطلاع و آگاهی از ضعف ایمنی راهها و وسایل نقلیه... واقعا چقدر هنگام رانندگی مراعات می کنین؟ به اطرافیان هشدار می دین؟ و اصولا خطرات جانی رو در نزدیکی خودتون می بینین؟ از تجربیات خودتون بگین!

سه) سهم من: از اصلاح و بهبود جامعه چیست؟ مثلا: حفظ محیط زیست؟ اموال عمومی ؟ آثار ملی؟ مشارکت در فعالیتهای خیرخواهانه مردمی؟ احترام به قوانین ؟ کاهش مصرف انرژی و آب ؟ افزایش مطالعه کتاب؟ حفظ حریم خصوصی افراد؟ و....

خواهشات مامورانه:
*لطفا اول : به هنگامه نگارش پیامها بیشتر تر تر! به املاء ، فاصله حروف و شکسته ننوشتن واژه ها دقت کنین ! ( چون همواره تصحیحش وقت زیادی رو از مامور میگیره؛ اگر نوشتین مث ، ب ، ک و... امواتتون رو کاملا ... اهم... خدا رحمت کنه!)
*لطفا لطفا دوم : به جای یک پیامک مشروح و چند خطی مثنوی هفتاد نیم من! که موضوعات مختلف رو توی اون چپوندین، موضوعات رو از هم تفکیک کنین خب ( خشکها اینور و ترها اونور !) در چند پیام و خلاصه تر بنویسین تا پیامتون با حذف و تعدیل مثل تریلی از روشون ردگشته ها نگردد!
* لطفا لطفا لطفا سوم : صاف و پوست کنده اسم و سن و محل سکونت حضرتتان رو بنویسین و از نوشتن دو متر و سی و هفت سانتیمتر، القاب ، شماره کمربند، اندازه کفش پدر و صفت های تخیلی یا تاریخهایی که باید با ماشین حساب بررسی بشن و ... پرهیز کنین ! انقدرم سوال نپرسین! چطوری میشه به تک تک اینها جواب داد؟ واجب موکد است : پیام در چارچوب موضوعات و بحثها، به علاوه کمی نمک و خلاقیت لططططفااااااا

زهرا24کرمانشاه:
سلام کم و هرچی دیدگایی عزیزه امرو 26 روژ ماه دویم زمسان چگه هایمه خدمتتان جور همیشه خوش هاتین و ایرله دیدگاه خوتان! ماموری دیدگاه رو بازبان کردی تقدیم بچه ها میکنم!

مهرنوش/17/همدان:
روزم را آغاز میكنم. امروز شروعى دوباره است براى بهتر زیستن.براى رهایى از دنیاوغم هایش براى "نه" گفتن به وسوسه هاى شیطان. وتو اى پروردگارم! خوب میدانم كه همه چیز رامیدانى روزم را با بندگى تو آغاز میكنم.صبح بخیر خدا.

زینب از سرایان :
سلام چه ضد حالی کله صبح بشینی پای تلویزیون بعدش به روز نشه ولی اشکال نداره تا ظهر منتظر می مونیم . آتیش ؟ من ؟ نه اصلا یه بچه آرومیم همیشه هم از آتیش سوزوندن دیگران جلوگیری میکنم!

هاجر:
مگه سامیارهم اسم دختره؟ آخه گفت رفته خرید، جهیزیه اش روآماده کرده.خدایا پژاره هم که اسم دختره ؟ ،سخاوت اسم پسره؟ ،پس نکنه هاجرم اسم پسره؟!جل الخالق!

سخاوت19تهران:
آبجی اسما خداییش ترمز دستی ماشین رو چه جوری شکوندی؟؟بزرگترین دغدغه زندگیم اینه واقعأ بفهمم!

استاد سهراب 22میانه!
توزندان بیشتر دلتنگت میشم و بیشتراس میدم بهت!قول بده منتظرم باشی! ... اهداف نوشتن و تو اون مسیر رفتن به سمتش سخت ترین کاره مشکله .یه اراده قوی میخواد ! ازهمه چی دست بکشی! فقط فکر هدف باشی! از آب وخوراک بیوفتی ..تا شاید حالا آخرش فرجی بشه.خلاصه به بعضیاش رسیدم سخت،ولی مهم هاش رو نمیتونم !سخت میشه با این همه مشغله به هدف فکر کرد.

زهرا 16 اراک:
من هروقت میرم بازارمیخوام چیزی نخرم نزدیک پونصد ، شیشصد تومان خرید می کنم اونوقت هرزمانی که چیزی بخواماهیچی پیدا نمیکنم.

ابوالفضل مرادی23 تهران/علی آباد جنوبی:
سهم من: فعلا دادن نون و دانه به پرندگان..چند وقتیه همسایمون مریضه بهش سر میزنم .دارو هاشو میخرم.

مهدی ابوطالبی/16/قوشچی:
هدف یا تیك میخوره یا ضربدر . مواظب اهداف خود باشید چون هرهدفی،تاریخ مصرفی داره!

سیده آرمیتا27 مازندران:
سهم من: شهرستان مابرف اومده بود،سه روزمتوالی برق رفته بود، دیدم هیچکسی اقدام نمیکنه،تماس گرفتم اداره برق کل استان،تقریبانیم ساعتی ازوقایعی که اتفاق افتاده بودتوضیح دادم،وایشونم گفتنددراسرع وقت بررسی میکنیم،چندساعت بعدش برق شهرمون وصل شد.

مامور معذور:
بلهههههه !؟! نیم ساعت توضیحححححح ؟! قربونت آبجی جان ... پس بدین وسیله بنده شما را به سمت خطیر ریاست کمیته پیگیری های اتصالات و قطعیات دیدگاه منصوب می نمایم ... نظر به توفیقات و تجربیات ارزشمندی که ذکر مصیبتش برای گوش آن مامور معذور دوردست که دل می برد هنوز ! رفت ... خواهشمند است به محض خاموشی دیدگاه روان پاک مسئولین را مورد عنایت شدیددد قرار دهید ... و من الله توفیق!

سید منصوره موسوى 40 ساله . نوشهر:
من وجدانم آرام است مثل خودم سعى میکنم کار خطایى نکنم که وجدانم ناراحت شود.

فاطمه 21جوانرود:
.وجدانم قرمز مایل به ابیه.خیلی شیک با لباس مجلسی نظاره گر کارهای من هستش. تو کارای دیگران هم دخالت میکنه همینکه کسی رو درحال ارتکاب جرم میبینه یه سیخونک بهم میزنه که برو نذار اونکارو انجام بده!

رضا 25 دی از ... :
سلام! وجدان تنها محکمه ایست که نیاز به قاضی ندارد.

ثمین از طهرون :
سلوم.این جانب فانوس به دست وارد میشودتاجمعتان راروشن فرماید.برق اضافی خاموش.

مارال/15/رشت :
ایتا سلام به امى مامور گرامى ...خاسیم شمه ره ایبچه از زبان زیباى گیلکى بگم..زبان گیلکى ایتا از زبانانه خب و زیبایى ایسه کى امى کیشور میان دره...بیدم از تمام زبانان حرف به زه ئید مى دل نمو از زبان گیلکى نگم.

فاطمه 20 تبریز :
من که افتخار می کنم تو کشوری زندگی می کنم که انقدر گویش های زیبا داره من خودم به گیلکی و ترکی مسلطم ! گیلکی رو بلدم چون اهل شمالم ترکی رو هم یاد گرفتم چون کلاس اول دبستان و تو تبریز خوندم با کلی کوچولوی ترک زبان ! از همون موقع ترکی حرف زدنم عالی بود موقع فارسی حرف زدن هم اصلا لهجه ی خاصی ندارم ! ولی عاشق اوناییم که موقع فارسی حرف زدن کمی لهجه ی شمالی یا ترکی هم دارن مثل اکثر استادای گل دانشگاهمون همه جای ایران سرای من است زنده باد ایران و ایرانی .

فائزه16از بابل(عاشق خدااز زمین):
سهم من ... سهم من ازاصلاح جامعه اینه که اینقدررو خودم کارکنم و تمرین کنم تا بتونم ایراد وخطاهامو به حداقل برسونم

فاطمه15 نورآبادممسنی:
سر زنگ علوم ساعتو بردم جلو معلمم درس دادنش که تموم شدگفت بچه ها وسایلتون رو جمع کنید الان زنگه بنده خدا هرچی وایساد تازنگو نمیزنن نیگا گوشیش کرد دید تاهنوز 10دقیقه دیگه مونده اونوقت تنبیهمون موندن تومدرسه تابعده 30دقیقه بود که خداروشکرنفهمید کارمن بوده...

فاطمه احمدیان. رومشكان:
وجدان من نازك نارنجیه چون تاپام روی مورچه میره عذاب وجدان میگیرم وقتی هم عصبانى میشم ویه حرفى به كسى میزنم تاچند روزعذاب وجدان ولم نمیكنه. بایدیه كم رواین وجدانم كاركنم خیلى لوس شده!

مامور معذور:
بله بله ... اعتراف می کنم در تمام طول خواندن پیامت ... بانگی در درونم نعره برداشته بود که : وای مامانم اینا !

ترمه بانو 16 تهران:
حاضرم واسه شیر خشک آدم بکشم یه بار رفتم خونه مامان جونم یه قوطیشو دیدم منو میگی هم چی با ذوق رفتم سمتش که نگو حالا فک کن چشامم برق میزنه دست دراز کردم برش داشتم از ذوق نمیدونستم چیکا کنم درشو که وا نکردم.......داغون شدم اصا ینی مامان جونم ازش وا سه جا نخ و سوزن استفاده میکرده داغون شدم

زهرا/کنگاور:
وجدانا از بی وجدانی بعضی هاوجدان درد می گیرم!!

نفیسه20دانشجوى مترجمی کرج:
سلام به قول سعدی!! عزیز: سگ بر آن آدمی شرف دارد / کو دل دوستان بیازارد / این سخن را حقیقتی باید /تا معانی به دل فرود آید / آدمی با تو دست در مطعوم / سگ ز بیرون آستان محروم /حیف باشد که سگ وفا دارد / و آدمی دشمنی روا دارد!

زینب 19 :
وای ماموری افتادی وسط آب بعد خاطره شده واسه فامیل ! کتک نخوردی ؟من بچگیم یه بار تو باغ بابچه های فامیل قایم موشک (قایم باشک ) بازی میکردیم گم شدم بعد 1 ساعت پیدام کردن مامانم اولش میگفت بیا قربونت برم یکم دورشدیم یه چوب برداشت چنان کتکی خوردم تایه هفته به دیوار سلام میدادم

لیلی24تهران:
کسی که چندآرزوی درهم ورهم دارد به هیچ کدام ازآنها نمی رسد مگرآنکه با ارزش ترین آنهارا انتخاب کندوآن راهدف نهایی خویش سازد.

زهرا 17 تهران:
ماموری وقتی به مامانم گفتم پیامکم درج شده انقدر بی احساس برخورد کرد که پشیمون شدم ازگفتنش!انسان تا این حد بی احساس?ولی منکرش نمیشم تمام دنیای منه و نوکرشم هستم.

فهیمه 25 شهریار:
انسان هاى بى هدف مجبورند تمام عمر براى انسان هاى هدفمند كار كنند .

پوریا_یاسوج:
آخ ماموری ینی سیت دارم ایسو هی بندا پشت گوش، راستش مو و ته لری بویراحمدی نبلد بیم سیکه مامانم بام فارسی گپیزه اما بی تلاش وافر خم ترسم لرینه یاد بگرم ایما من مدرسه بی دوسلم لری گپ ایزنیم،البته لری بویراحمد بی لری خرم آبادی ی خورده فرق ایکنه.

بیتا:
مامور دلم برات کباب خواست! هول نشوهضمش براتون سخته. فعلا برو شیر خشکت رو بخور عاما نه در خفا! همه می دونن نی نی شیر خشک می خوره!

لاله 16مشهد :
دعا نکنین یه زندگی آسون و راحت داشته باشین! دعا کنین چنان قدرتی بدست بیارین که بتونین از پس یه زندگی سخت بر بیاین!

ریحانه بوشهری19 :
گاهی اوقات یه دیازپام که به وجدانم بدم چنان میخوابه که دیگه واسه بیدار کردنش باید خونواده خبر کنم . گاهی اوقات هم چنان گیر سه پیچی بهم میده که باید با مشت بزنم لهش کنم تا ساکت شه . اصلا الان که فکر شو میکنم میبینم نه همچین وجدان خوبی هم نیس لوسش کردم باید واسه ادم کردش اقدام کنم .

کیمیا 18مشهد:
کسانی آدم حسابی اند که: شادیها را جمع، کینه ها را تفریق، محبت ها را ضرب و مهربانی ها را تقسیم کنند.

مامور معذور:
انصافا واژه لوگاریتم هم خیلی وزین به نظر می نماید! نذار دست خالی بره! یه جوری ، یه جای جملاتت جاش بده! خونواده داره، دلش رو نشکون ، روت حساب کردما!

مرضیه ومهدیه فیروزی راد:
( ازبابلسر17و16) والا مامور گفتی زرنگی توفرهنگ ما،یادم افتاد بگم بعضی جاها میگن: فردی رو رنجوندم ،سرش کلاه گذاشتم،آزارش دادم،جوابش رو بابدی دادم پس من خیلی زرنگم. نه خیر این زرنگی نیست ، زرنگی اونه که کسی رو آزار ندی ،جواب بدی روباخوبی بدی که اون فرد ازکارش خجالت بکشه و دیگه این کارونکنه... زرنگی ایناست.

النا18 شمال:
بعله بعله پارسال بخاطر خوراكی خوردن توكلاس دبیرمون به من و سه تا از دوستام یه صفر گنده داد،نیم ساعت داشتم التماس میكردم كه ببخشه و صفری كه داده رو پاك كنه،اما آخرش اجبارأ خودم دست به كار شدم و دفتر نمره رو پاره كردم كه فرداش با پا درمیونیه بابابزرگم رام دادن مدرسه...

فاطمه28 شاهرود:
من وجدانم همیشه خوابالوئه، تازه داره بیدارمیشه،آتیشم زیادسوزوندم توبچگی گم شدم

مشخصات محفوظ:
سلام. 150 تا پیام از خط 0937 و 50 تا پیام از خط 0930 فرستادم که جمعا 200 پیام شدند. لطفا به جاى این که اسم من درلیست پرتلاشها قرار بگیره، اسم کسى که تاحالا در لیست نبوده و تعداد پیامش هرچند "کم" اما بامحتوا بوده به عنوان نفر اول یادوم قرار بگیره. ممنون.

مامور معذور:
مر نع ثل مکحرد جس دهقفث ضهزطنت شامحر ( پس از لحظاتی ، مامور فکش را جاسازی می کند) از شما چه پنهون از وقتی که این پیام رو خوندیم ، تیر و تخته گذاشتیم زیر فک مون ... بد جورانه می کشید روی زمین! حالا بدبختیم برای وقت خونه رفتنه ... مردم که در جریان نیستن خلقت ما دیگه در این حد هم نبوده ! احتمالا تا برسیم خونه شونصد نفر ازمون فیلم گرفتن گذاشتن در فضای مجاز غیر مجاز! هشتک احتمالی : نچرال آویزون در میان جمع!
خب نازنین ... ما که همیشه همین کار رو می کنیم شما هم که می دونی! پس این چه ابتکارات منحصر به جمع ( از فرد گذشته) و جسورانه ایه ؟ چرا روح و روان یه هموطن نسبتا محترم رو تا این حجم مورد عنایت قرار می دین؟ اقلا مورد تفقد قرار بدین!

مینو شکلاتی 17سرخس:
واقعا منصفانه نیست که بعضی از پیامها صرفا به خاطر اینکه بی محتوا هستن و یا به موضوع ربطی ندارن درج نشن، ماها که خاموش هستیم هم حق داریم.

مامور معذور:
صد احسنت و شونصد آفرین به این منطق و استدلال . یهههنی واقعنی وقتی این دو تا پیام رو کنار هم می ذارم: فکم به گونه ای قاطی می نوماید که نیاااا و نبین ! بخت برگشته نمی فهمه الان باید در وضعیت یک : ثابت بمونه یا وضعیت دو : ول گونه و کش طور؟! ... خب دوست فیلسوفم ! فکر کنم باید درباره مفهوم بکر و جدیدی مثل: انصاف بیشتر باهم همکلام بشیم ! دیدگاه شما درباره مفاهیمی چون : اشراق، شهود ، هدف آفرینش و مسائل دیگه رو هم بعد از این واژه مورد مناقشه به بحث می نشینیم ! یعنی می نشینیم همچین می نشینیمممم که ... خلاصه یه جوری افتضاح ! .... راستی بچه ها این فک من در گذر مداوم از حالت یک به دو ، بالاخره افتاد، شما ندیدینش؟!

کیمیا (یلدا) 15 تبریز:
در واقع خیلی ها دوست دارن جای شما باشن ولی خوب که فکر میکنم می بینم این کار علاوه بر علاقه به صبر، سواد، شعور، حاضر جوابی و یه اعصاب خیلی مسلط احتیاج داره. اعتراف میکنم اگه صد ملیون هم بهم بدن نمیام اون جا باشگاه به روز کنم(حالا صد ملیون کجا بود؟) اعصابم رو که از سر راه نیاوردم. خسته نباااشییید.

پژاره:
اسم من یک واژه فولکلور و اصیل لکی هستش که از این شعر لکی انتخاب شده "خدالم شکری رسیمه متلو، دلم ساکت بی له پژاره شو"تلفظشم کسره(پ-ر)

رویا 17 اردبیل:
وای مأموری دیشب خواب دیدم زنگ زدی بامن مصاحبه كنی وای نمیدونی داشتی با یه لهجه تركی غللللییظ و با یه صدای اهم...اهم...اوهوم با من حرف میزنی،بیدار كه شدم نیم ساعت به خوابم خندیدم!

نرگس 29 زنجان:
سلام ماموری دیدگاه رو كلا فراموش كرده بودم تا اینكه دیشب خوابت رو دیدم،یه خانوم جدی وحدودا سی ساله همراه یه عینكی كه توی دستت بود وبا اون یكی دستت میزدی به تخته سفید ومیگفتی ساااكت ! پیاممونم رو تخته سفیدنوشته بودی كه منم سعی میكردم با كنترل تلویزیون عوض كنم صفحه شو كه نمیشد!!

هستی:
سهم ما : سلام به هم، ما توی مدرسمون هر ماه مبلغی رو از دانش اموزان جمع اوری می کنیم و به نیازمندان می دیم و ماه پیش برای مدافعان حرم کلاه بافتیم و فرستادیم.

مینا 17 بهبهان:
سهم من : صدمه نزدن به محیط زیست...

نسرین گوشکی17 کهنوج:
سهم من: زباله روی زمین نمیریزم سعی میکنم زودقضاوت نکنم...

م. اهواز :
ببخشیدرئیس. دنبال رابطه خریدو اهداف بلندمدتم میگشتم الان دیدم گم شدم! میشه یکی بیاد دنبالم ؟ صدای گرگ میاد.آخه نمیشد واضحتر؟من که میدونم خیلی هاگم شدن روشون نمیشه بگن! استعلام کن ببین.حالا من هیچی، به خاطر اون عزیزدر دونه ها بیا . صدای گرگ نزدیکتر شدآ.

مامور معذور:
سلام میم جان ... شما از اولش میم بودی؟ یا با الف شروع کردی و مدارج رو طی نمودندی؟ نترس پهلوون . گرگ خودیه ... تازه از اون مدلهای بارون خورده اش هم هست! ... بله بله ... خوب نگاه کن! هنوز نشناختی؟ منبع صدا و تصویر رو خب تطابق بده ... بهههله بهله :خودمم دیگه! مامور معذور! عده زیادی توصیه داشتن که توی این دوره زمونه باید گرگ باشی ... ماهم خام شدیم، خر شدیم! گرگ شدیم... توبه هم خواستیم بکنیما ولی (صدای لرزان) یکمی از مرگ می هراسم! البته هراس من از مردن نیستا ... (با صدای خش دار) هراس من از بیهوده زیستن است! ... هراس من باری همه از مرگ در سرزمینی است که مزد گورکن از ... اهم اهم ! ولی انصافا اون چیزی که بهت برخورد، محلی از اعراب نداشت! منظور اوشون اون کتاب بود وگرنه این وصله ها به ما نمی چسبه! یعنی اگه می گفت هندسه گور به گور شده! باید جامعه مهندسین خدوم ترش می فرمودن! حالا همگی باز اوصیکم به مبحث خطاهای شناختی در بخش روانشناسی ... شما بیشتر تر ... خیلی اوصیکم بالام جان!

نیلوفر 18 قزوین:
وجدان من صافه صافه عین آینه انقدر سوهان کشیدمش که ناخالصیاش از بین رفته وحالا عین آینه صاف شده.خوب شدن خیلی سخته خیلی با خودم میجنگم که خوب باشم موفقم شدم الان یه دروغ کوچکم نمیتونم بگم سریع وجدان درد میگیرم یا زباله میندازم زمین باید برگردم برش دارم وگرنه وجدانم دوباره ناخالصی پیدا میکنه!ولی راستش خیلی می ارزه،خوب شدن خیلی ارزشمنده و البته انسان بودن.

سامیه 21 :
اینكه زیاد مشاركت ندارم.كوشی واس ما نیست ! و همه حروفم نداره برا همین نمیخوایم با غلط املا ها زیاد رو اعصاب شما قدم بزنیم. دعا كوی شما و همكارانتون هستیم و قدر دان زحماتتون.

زهرا25ازنصف جهان:
زنگ زدم روابط عمومی ازت تشکرکردم گفتم خاستم اززباشگاه دیدگاه تشکرکنم خانمه گف ممنون کلی تحویلم گرفت بعدمن گفتم ببخشیدمن فقط خاستم ازمسئولش تشکرکنم .نه کسی یگه فقط نمیدونم چرایجوری شدگف باشه زودقط کرد.مردم حالشون خوب نیستا.لابدتوقع داش بگم دست شمادردنکنه تلفن جواب میدی والابوخدا.

زیبا از خوی :
وجدان منم برام معلم اخلاق شده ؛همش میگه این خوبه اون بده٬این كاررو بكن اون كار رونكن ؛ولی دلم باهام راه میاد میگه هرچی دلت میخواد بكن ؛الانم وجدانم ودلم دارن باهم دعوا میكنن؛به من چه ؛خودشون میدونن.هاهاهاهی هو.

رویا 18 بندرعباس :
ساناز جون منم با اینکه جنوبیم عاااشق شمال و مردم شمالم ! خوش به حالتون همش بارون و برف دارین ما اصلا اینجا بارون نداریم هق هق هق بچه ها دعا کنین این ورا هم بارون بیاد.

زهرایوسفی20فارس:
زمستون هم داره تموم میشه بدون ذره ای بارش.بچه هادعاکنید .نگرانم.هرسال این موقع آب کشور رو برده بود.بیاییم دلامون رو ازهم صاف کنیم،کینه هاروبریزیم دور،شایدخدا دلش به حال ماکه هیچ،به حال این زمین بیچاره سوخت. یارب نظرتوبرنگردد.

مامور معذور:
البته خدا عقل و اختیار رو هم بی دلیل به خلیفه الله نداده ... همین هفته می خوندم که نسبت به سال گذشته زراعی ، چهل درصد کاهش باران داشتیم . یعنی واویلاست . با این حال طبق آمار مختلف و متعدد، بین هشتاد تا نود درصد آب کشور به خاطر بخش کشاورزی داره صرف می شه . مثل این می مونه که توی آبکش بخوای آب نگه داری . هرچی باشه بازم آش همین آش و کاسه همین کاسه است . به امید خدا در هفته های آتی باز بر می گردیم به موضوع آب .

نجمه منصوری16 شوش دانیال:
سهم من: کمک به یک زن نیازمند، صدقه دادن به فقرا، کتاب خواندن و هدیه دادن به دیگران. وجدان من دو تا چشمای گنده داره که عین وزغ منو دید میزنن و منتظره دست از پا خطا کنم تا شروع کنه به سرکوفت زدن و سرزنش کردن.

فاطمه نزدیک 20ساله شدن. قم:
وجدان من شکل نداره. مثل یه مأورا اطرافمه. و از طریق قلبم باهام میحرفه.هیچوقت هم خودش رو نمیبخشه لعنتی.

مشخصات محفوظ:
مامور جون اون پیامى كه گفتم كشیده به زن داداشم زدم رو درج نكن بد آموزى داره مرسى.

مامور معذور:
بچه ها یک دقیقه سکوت ولی همچین سنگین ها ... ببینم چیکار می کنین!

سارا نصیری 24 ماسال:
سلام به همگى بالاخره منم روشن شدم. سهم من:آشغال نمیریزم تا جایی كه بتونم به همه كمك میكنم و سعی میكنم به همه قوانین احترام بزارم و...

امیرحسین19:
بنده وجدانی دارم : زیبا، جادارومطمئن ...هرکاری انجام بدم پشیمون نمیشم چون قبلش فکرمیکنم!

مانیا18 تربت جام:
خب از ظاهر وجدانم بگم که وجدان جان جان جان من، وجدانی است با آب هوای مدیترانه ای و.....عه ببشقید اشتب شد وجدان من وجدانی است با چشمان وزغی(!)دماغ اندازه هندوانه و یه گوشش بزرگتر از اون یکیه قد صد و بیست ، وزن هم صد و بیست...خب خواستگارای وجدانم صف رو خراب نکنید ...

فاطمه21از مشهد:
شماهم مثل من وقتی اعصابتون خرد میشه: به زبان مادری تون شروع به فحش دادن طرف می کنین آیا؟

یه تازه وارد از زنجان:
امروزبرای اولین بارباشگاه دیدگاه خوندم خیلی به نظرم جالب اومد برای همین خواستم تشکرکنم البته بگماخواننده چندین ساله تلتکست هستم.

فاطمه /19/ اندیکا:
من و وجدانم رفیقیم باهم.رفاقتی عجیب.اصلا یه وضعی.مثلا وقتی اشتباهی میکنم بهم گوشزد میکنه وبعد باهم درستش میکنیم.بیشتر اوقات با کمک وجدانم تصمیم میگیرم.وجدان عزیزم خیلی دوستت دارم.

اکرم یه مردادی:
اینم یه پیام کوردی : به شانازی خوم ازانم که کچیکی کوردم یا خوا همو کاتیک لیوتان به پی که نین بیت و خه م و پژاره له دلتان دور بیت خودای گه وره ئاگادارتان بیت.

ج زینی:
سلام بنده یكی از جانبازان هفتاد درصد نخاعی از جنگم ....

مامور معذور:
سلام و درود به شما و همه غیور مردان و شیرزنان میهن عزیزمون ... سرور بزگوار و عزیز ، همیشه پیامهای شما رو دیدیم و می بینیم . ما ارادت خاصی نسبت به شما و همرزم هاتون داریم و از این حال و احوالات هم دور نیستیم . با این حال در جایگاه رسیدگی و بررسی موردی که فرمودین نیستیم . با اینکه پیامهاتون معمولا ارتباطی با چهارچوب و موضوعات دیدگاه نداره اما بخشی از پیامتون رو درج کردیم تا بهونه ای باشه برای عرض ارادت و سلام مجدد . امیدواریم با پیگیری از ارگانهای مرتبط یا اطلاع رسانی به بخشهای مربوط صدا و سیما مثل واحد مرکزی خبر یا شبکه خبر به مسائل شما عزیز هم پرداخته بشه.

خب رفقا
این نوبت از دیدگاه رو تقدیم می کنیم به تمامی شهدا و جانبازان سلحشور و جان بر کف کشورمون و با شعر زیبایی از سعید بیابانکی این نوبت رو هم به پایان می بریم . در پناه خداوند بخشنده مهربان باشید.

میان خاک، سر از آسمان در آوردیم!
چقدر قمری بی آشیان در آوردیم
وجب وجب، تن این خاک مرده را کندیم
چقدر خاطره ی نیمه جان در آوردیم
لبان سوخته ات را شبانه از دل خاک
درست موسم خرما پزان در آوردیم
به زیر خاک، به خاکستری رضا بودیم
عجیب بود که آتشفشان در آوردیم
به حیرتیم که ای خاک پیر با برکت
چقدر از دل سنگت جوان در آوردیم!
چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم
زخاک تیره ولی استخوان در آوردیم
شما حماسه سرودید و ما به نام شما
فقط ترانه سرودیم و - نان در آوردیم-
برای این که بگوییم با شما بودیم
چقدر از خودمان داستان در آوردیم!
و آب های جهان تا از آسیاب افتاد
قلم به دست شدیم و زبان در آوردیم!

*** انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با دیدگاه :
پیامک به شماره : 30000162
تماس در تهران 162 و سایر شهرها 2781 - 021