10000528 
دیدگاه 12 مرداد
درود بی کران
از این کران تااااا اون کران
اینجا دیدگاه است. صدای حال دل خودتون با کمی دخل و تصرف مامورانه/ معذورانه طور
خوش اومدین خععععلی زیاد

قوانین مورد نظر:
لطفا! پیامها در چارچوب موضوعات یا پیامهای درج شده باشن، در ابتدای هر پیام حتما اسم خودتون رو بنویسین در غیر اینصورت درج پیام ممکن نیست... همچنین مشخصات دیگرتون مثل سن و شهر لطفا درج شود ... از چسباندن کلمات به هم و شکسته نوشتن واژه ها نیز لطفا پرهیز فرمایید... سعی شود پیامها هنگام ارسال کوتاه کوتاه و پشت سرهم باشند تا انتخاب آنها بهتر صورت گیرد.

موضوع زیر ذره بین:
بی شک از جذابترین نعمات و مخلوقات خداوند... چیه؟ بهههله! انواع و اقسام خوردنی ها و آشامیدنی هاست... این مباحث انقدر خاطرخواه و مبتلا داره که تخصصی ترین شبکه های خبری دنیا حتی بخشهایی رو به این امور یعنی امور شکمی طور اختصاص می دن... و چه شبکه هایی که اختصاصا فقط آموزش طبخ و پخت و پز و ملچ و مولوچ می دن... آیا غذا یا اغذیه ای که اختصاصا خوب به سامان برسانید وجود داره یا نه بیشتر در نقش قاتل و مهاجم نوک، ظاهر می شین؟... خصوصا غذاها و خوردنی های محلی مخصوص محل و شهر خودتان رو شرح بدین طوری که قندمون بیوفته!... ووو رابطه شما با این امور شکمی و ملچ مولوچی چگونه است؟ پادشاهی می کنین یا اسیرید یا زاهد خلوت نشین؟ رابطه تون حسنه است یا خصمانه یا منطقه بی طرف؟ ... راستی: نظرتون درباره بخشهای آشپزی صداو سیما خصوصا برنامه قدیمی و پرطرفدار: به خانه بر می گردیم چیه؟ / چیزه: موضوع رو شل کردیم گذاشتیم سرپایینی! یعنی اولش شل نبودا، توی آفتاب شل شده!

اما ادامه موضوع قبل:
سعیده نبی زاده:
خیلی وقتا که خواب خوب می بینم اینه که پولدار شدم! خخخ اثرات فشار اقتصادیه... یه شب خواب میدیدم باد کلی پول برام آورد منم روی یه تپه بودم و جمع می کردم یا خواب گنج میدیدم. بهترین خواب بود... دقت کردین؟ اگه خواب ببینیم از پشت بام افتادیم با آسفالت یکی شدیم، این میشه رویای صادقه! بعد خواب می بینم پولدار شدیم میشه کابوس کاذبه! خخ تو خوابم تبعیض هوف...

ام البنین 18جیرفت:
والا ما که خواب نمی بینیم، فیلم سینمایی می بینیم!

مامور معذور:
انشالله که فیلمش خانوادگیه! .... عه! بچه، کله ات رو بیگیر زیر میز، استغفرلله! این کنترلش کووووو؟! / و مامور در اوج کامفیوزی می فیوزد برق را!

مهدی برومند 15:
شب که می شود خوابیم ، صبح و ظهر هم خوابیم ، عصر هم که تا شب خواب ، شب دوباره تا شب خواب ، توی خواب می بینیم روز آفتابی را ... از: حسین صفا ، با صدای محسن چاوشی

لاله 24 گهرو :
سلام نخسته ! چقد این نوبت دیدگاه خندیدم ! خداخیرتون بده. مخصوصا اون دوستمون که خواب علیخانی رو میبینه !... از وقتی که پیام بچه هارو خوندم تو فکرم که چرا بهشون امضا ندادی ! انقد جدی نباش دوست من.

مامور معذور:
عه. امضا ندادن که ربطی به جدی بودن نداره که... چون سوات ندارم باید انگول بزنم پای برگه... اونم چون جوهر استاپمون تموم رفته خیلی باید خخخخ کنم داخلش تا یکم رنگ پس بده! ... به خاطر خودتون! سرتون رو بگیرین اونور، همینکه این صدای دل انگیز رو می شنوین برای کابوسهای یک ماهه تون کافیه... حالا یک
، دو، سه : خخخخخ.... بفرمایید آماده است!

پریسا مدل 71 لرستان :
دو روزه دیگ عصبی نمیشم آخه تا یکی داغ میکنه نمیگم چقد عصبیه یاد عصبانیت های خودم میوفتم. خلاصه دیگ دارم سعی میکنم از کسی ایراد نگیرم قضاوت نکنم چون خودم به اندازه کافی بد بودم الان دیگ موقع خوب شدنه. یادته گفتم لجبازم کینه ایم رفتارم متقابل به مثله؟ امروز توی آپارتمان همسایه ها گفتن آب زباله هایی که میبری بیرون ریخته توی آسانسور. قبلا عصبی میشدم بحث میکردم ناراحت میشدم امروز رفتم داخل آسانسور و دستمال کشیدم معذرت خواهی هم کردم. خیلی ناخودآگاه بود این آرامشم. فکر کن 2 روزه کتاب و میخونم اینقد ب بدیهام پی بردم اگه یه عمر این روند و پیش بگیریم چه گلستانی میشه دنیا.

یلدا از تهران:
سلام من خواب های زیادی دیدم که یکی شون یادم نمیره خواب دیدم کناره ساحل نشسته بودم که موج زد میخواست منو ببره خیلی ترسناک بود.

نرگس فضل اللهی:
خوابهای من یا از ارتفاع افتادنه یا یه سگ داره دنبالم می کنه خوشبختانه خوش شانسم تا میام از ارتفاع بخورم زمین کتلت شم یا سگه گازم بگیره مامانم صدام میکنه لنگ ظهره بیدار شو.

سارا20مشهد:
تنها چیزی که مطمئنم اینه که هرچی طی روز اتفاق میوفته و خیلی بهش فکر کرده میشه تو خواب تاثیر داره..من مثلا سال کنکورم بخاطر استرس بیش از حدم همش خواب می دیدم دندونام همشون باهم میریزن. ینی دیوونه کننده ترین خوابی ک میبینم همینه..وقتاییم ک ب یک فرد خاص زیادی فکر میکنم حتما خوابشو میبینم...واسه همین چون فک میکنم خوابام تاثیر تفکرات و احساسات خودمه زیاد بهشون توجه نمیکنم.

عاطفه احمدی باغملک:
سلام.بدن انسان روزانه 6تا7ساعت خواب نیاز داره که مغزانسان فقط 2ساعتشو خوابه.وقتی بدنت خوابه و مغز بیدار میشه,شروع میکنه وقایع روزانه روبررسی کردن.همین باعث میشه خواب ببینی .چیزای ک بیشتر درگیرشونی وفکر میکنی بهشون رو معمولا خواب می بینی.

سعید 29 ابهر :
بنده فکر نمی کنم خوابهای من به حقیقت تبدیل بشه اما اگه به واقعیت نزدیکم باشه بد نیس ! مجرد بودم یبار خواب دیدم چهار بار ازدواج کردم ! فقط اگه پیامم درج شد خدا کنه همسرجان باشگاه نخونه چون پوستم کنده است ! جون خوابم براش نگفتم! ... با جوابت به آبجی زینب یاد حرفهای خودمان تو تشیع جنازه ها افتادم ، راحت شد ! ! کاش با مرگم مثل خواب به آرامش می رسیدم...

محبوبه25خرم آباد:
... من تازه یکی دو روزه باشگاه رو میخونم. موضوع خواب جالبه. من همیشه خواب می بینم از کوه پایین می افتم وموقع برخورد با زمین به سبکی یه پر آروم میوفتم روی زمین یا مثلا می بینم تو یه کوچه باریک که هیچ میانبری نداره و طویل هست و یکی ازپشت سر یا می خواد بگیرتم یا با چاقو بزنتم و یه نوری انتهای کوچه هست که بهش نمی رسم. برام دعاکنید خواب پدرم رو ببینم آخه چهار ماهه از دستش دادم و دلم خیلی براش تنگ شده فقط یه بار خوابش رو دیدم.

مهسا 23 اردبیل:
بعضی از خواب هام برام مهمه بعضیاشم چرت و پرته یا اصلا یادم نمیاد. تو یه مقطعی از زندگیم که مامانم نبود دوست داشتم زود شب بشه و بخوابم و خواب مامانم رو ببینم... بعضی وقتها خواب میبینم نمی تونم راه برم. یا چشمام رو باز کنم یا نمیتونم حرف بزنم. بعضی وقتها از بلندی میفتم. یا بعضی موقع ها تو خواب می بینم که دارم خواب میبینم.خواب می بینم رفتم بیرون چادر یا روسری سرم نیست. خیلی وقتها خواب میبینم که دارم امتحان میدم. بعضی خوابهام رو اصلا دوست ندارم بیدار بشم. بعضیاشم تو خواب میگم کاش خواب باشه.

ریحانه 16 قم:
... دلیل اینکه گاهی روح ما چیزی رو درخواب می بینه وهمون اتفاق میوفته اینه که روح ماهیچ محدودیت زمانی ومکانی نداره وهر کجا بخواد میره وممکنه به گذشته یا آینده بره و اگرخوابمون یادمون بمونه کمی مارو از آینده باخبرکنه. مثلا 3 روز قبل تولد آقا امام رضاچون خیلی دلم هوای مشهد رو داشت خواب دیدم رفتیم مشهد و من به همه میگم دیدید! میگفتم امام رضا منو روز میلادش میاره زیارتش، با اینکه من اصلا امسال مشهد نرفتم و بنظرم خوابم بخاطر این بود که روز میلاد آقا توباشگاه بغلی از بچه های مشهد خواستم ناپیب الزیاره ماهم بشن و انگار روحم درجریان این اتفاق بود! یا دیروز قبل خواب که آخرین جوجه مرغمون بدنیا اومد فکر کردیم رنگش توسیه. خوابیدم توخواب دیدم اشتباه کردیم و قهوه ایه، بیدار شدم دیدم آره الان که خشک شده رنگش واقعا قهوه ایه! روح گاهی جلوتراز زمان میره...
آوین بلوجزهی :
سلام من بیشترخوابهایی که میبینم خیلی غمگین و ترسناکه فکر میکنم بیشتر بخاطر فیلم ها اکشن و ترسناکیه که می بینم گاهی خوابهام انقدرترسناک هستن که جرات نمیکنم حتی برای نماز صبح از اتاقم بیرون برم.

بدون اسم :
مأموری یه چیزی میگم بدون اسم بدرج. بچه که بودم شبها می ترسیدم برم دستشویی. شب داشتم از دستشویی می ترکیدم که خوابم برد. خواب دیدم خوش و خرم رفتم دستشویی و گلاب به روت همونطور که خودم رو توی خواب خالی می کردم دیدم ای دل غافل زیرم داره خیس میشه ووو یهو بیدار شدم، دیدم بهههله.... آره دیگه...

مهسام 19 :
میخام یه چیز عجیب بگم! من پدر بزرگی داشتم که سال94 فوت شدن بعد از فوت ایشون من هروقت که میرم پیش مامان بزرگم بخوابم بابابزرگ میاد به خوابم و بهم خوش آمد میگه. این جدأ عجیبه برام بعضی خوابامم صادقه است. تو خواب میبینم که فلانی ک بارداره بچش چیه و جالب اینه وقتی میرن سونوگرافی میبینم درست بوده خوابم باور کنید وقتشه بهم ایمان بیارین سقراطی ام واسه خودم.

مامور معذور:
خیلی هم عالی... فقط من یه پیشنهاد دوستانه برای همه رفقایی دارم که معتقدن پیش بینی های درستی دارن... لطفا تا مدتی همه پیش بینی هاتون یا نگرانی هاتون حالا چه در عالم واقع چه در خواب رو بنویسین و بعد مدتی برگردین و بررسی کنین... چیزی که من متوجه می شم و قبلا هم گفتم اینه که: معما چو حل گشت آسان شود... ذهن ما قدرت بسیار زیادی در ترسیم و اتصال نقاط و مضامین به هم داره تا مفهومی رو شکل بده... بسیاری از ماها داستانهایی درباره خودمون ساخته و پرداخته کردیم که بخشهای حذف شده بسیاری داره... چرا؟ چون اینطور برای ما معنا دارتر و قابل فهم تره... و این دقیقا عملکرد بخش خودآگاه ماست غافل از بخش عظیمی به نام ناخودآگاه... در واقع اینطور بعد مدتی، من با تصاویر ذهنی خودساخته خودم دارم زندگی می کنم نه حقیقت ناب زندگی... یه مثال دیگه: گوش ما فرکانس های خاصی رو می تونه بشنوه... در حالی که فرکانس های بالاتر و پایین تری هم وجود داره که حتی بعضی حیوانات می تونن فهم کنن... به عبارت دیگه ذهن ما داره به خاطر خوشایند خودش یا باور خودش، زاویه دید ما یا می تونم بگم وزن شناختی ما از اطلاعات اطرافمون رو تنظیم می کنه... و اینجاست که من فکر می کنم چقدر آدم دست و دلبازیم، اما این تصور منه نه واقعیت زندگی من... خسیس هم خودتونین... ایششش!

درنا 25 تبریز:
... ما یه فامیلی داریم، تو کودکی، خواب می دید که دو تا از اعضا خانواده اش، بهش بدی می کنن. حالا بعد 20 سال هنوزم اون خوابا رو ول نکرده و می گه اونا بهم بدی کردن، هی من می گم خواب بود، می گه نه، حتی یه مدتی باهاشون بد رفتاری می کرد که چرا تو خوابام باهام بد بودین!!! حتی به خاطر خواب و اعتقاد شدیدی که به خواب و این جور چیزا داره، کارش به دوا و دکتر کشیده بود. خودشم می گرده دنبال تعابیر خوابایی که باب میل خودشه. اگه اونی که می خواد رو پیدا کنه، می گه دیدی؟ این بودا. اگه پیدا نکنه، می گه این درست ننوشته.

محفوظ :
در مورد موضوع این هفته باید عرض کنم من همیشه تو خوابم می بینم تا حد مرگ هر دفعه یه مدل بابام رو می کشم. هر بار هم آخرش میگم اوخیش! انتقام این همه کتکی که به من و سه تا آجیام رو مامانم زدی رو ازت گرفتم آخه هیچی جز کتک و داد و بیداد وتعصب وتهمت زدن و کفر گفتن و خدا نشناسی و معتادی از بابام هیچی ندیدم واسه همین بیشتر خواب هام کشتن بابامه ولی در واقعیت جز سکوت و گریه و التماس کاری ازم بر نمیاد...

پری پرند 31 :
سلام. وقت بخیر.مامور من خواب رو دوست دارم ولی شب بیداری رو به خواب ترجیح میدم.یعنی تا جایی که چشمام یاری ام کنن دوست دارم بیدار بمونم. اگه تو پیامای منم دقت کنین ۹۹درصدش رو بعد از ساعت دوازده شب فرستادم.موقعی که بچه هام و همسرم خوابیدن تازه من فرصت میکنم به کارهای مورد علاقه خودم برسم. اصلا آرامش شب واقعا یه چیز دیگه است.در مورد خواب دیدن واقعیتش خیلی دوست ندارم خواب ببینم. در مورد خواب دیدن تو پیام های چند ماه پیش هم اشاره کردم که خواب های من خیلی ترسناکن.ویه جورایی چیزهایی که تو بچگی باچشمام دیدم رو دوباره کابوس وار میبینم.

مائده 17:
بنظرم یه خواب خوب میتونه روز آدمو بسازه... خعلی وقتا خواب میبینم که دارم از ارتفاع سقوط میکنم یا یه وسیله سنگین میفته روم که نمیتونم نفس بکشم از خواب میپرم! بقیه خوابایی رو هم که میبینم معمولا یادم نمیمونه، این نمونه ایم که گفتم چون بصورت مداوم دیدمش یادم مونده وگرنه حافظه ام از ماهی م کمتره تو موضوع خواب دیدن.

مانیا 15یه استقلالی:
بذارید صادق باشم ( مامور معذور: نه تولوخدا یوخده هوشنگ باش دور هم خوش باشیم!) من از 24ساعت اگه ولم کنن 26ساعتش رو خوابم. مخصوصا سر زنگهای دینی ومطالعات باورت نمیشه اگه بگم یه بارم مچمو نگرفتن ...خواب دیدنمم اکثرا خواب یه اسب خیلی خوشگل میبینم که سوارش میشم یا اینکه خواب میبینم پرواز میکنم نمی دونم معناشون چیه ولی فک کنم معنای خوبی داشته باشن.

زهرا 17 زوزن:
و یک تشکرصمیمانه از جناب آقای سعید عزت اللهی که افتخار دادن و به جمع مشاهیر متردد (مصدر تردد،خخ) درخواب های بنده افزوده شدن. ببین مسئول جون همه یه سر به خوابای من زدن جز تو، پس کی قراره بیای؟ اومدی از نونوایی سرکوچه دوتانون لواش هم بگیر بیار قربون دستت.

فاطمه 19 بستان آباد:
نمیدونستم بهش میگن رویای صادقه... منم اینطوریم مأموری هرچی تو خواب ببینم یا فردا حرفش پیش میاد یا کسی که تو خواب دیدمو میبینم یا عین همون اتفاق می افته..نمونش دیشب که خواب آریا عظیمی نژاد رو دیدم امروز یه بخش از عصر جدید که آقای آریا هم بودن رو دیدم.یا دیشب اسم بهروز تو خوابم بود امروز عکسای بهروز حاجیلو رو اتفاقی دیدم.در کل از خواب دیدن میترسم که نکنه خواب بد ببینم اتفاق بی افته واقعا...

فاطمه قادری 18 :
مهربون جونم من وقتی بجه بودم همه خوابام رو واسه مامان بزرگم تعریف میكردم ولی الان نه میترسم خوابام رو برای كسی تعریف كنم جون شنیدم كه میگن نباید خواب رو واسه كسی تعریف كرد خصوصا خوابای بد رو .. ماموری من اینقدر دوست دارم خواب بازیكنای فوتبال رو ببینم از همه بیشتر خواب بجه های تیم ملی و تیم محبوبم استقلال رو! آخه خیلی هیجان انگیزه یعنی حتی از تصورش هم ذوق زده میشم ! وای اگه از نزدیك ببینمشون دیگه جی میشه ؟ .یه لحظه قند تو دلم آب شد.

فاطمه و سپیده :
ماموری چی بگم؟ توی سال نمیشه من خواب جنگ نبینم . هرشب و هر شب خواب جنگ . عاصی(!) شدم . من به خوابام اعتقاد دارم . اره به نظر من نشونه ان . ادم از آیندش با خبر میشه خخ . ولی من خوابای طرف عصرم تعبیر میشن همونجوری که خواب دیدم همون حرفا واسم اتفاق میوفته... راستی بالاخره معلم شدم. وقت سر خاروندن ندارم ولی باشگاه رو میخونم . وقتی حرفای بچه هارو درباره فرافکنی و ... خوندم به کارها و رفتارام فکر کردم اصلا حس هیولا بودن بهم دست داده...

فاطمه 23 تبریز/ بهشهر:
من یمدت خیلی خواب داعش می دیدم واقعا کابوس های وحشتناکی بودن تا اینکه یک روز خاله جانم خوابم رو بصورت طنز واسم تعبیر کرد گفتم خواب دیدم یکی از اعضای داعش اومد تو اتوبوس و از بین اون همه جمعیت فقط من رو برد اسیر شدم گفت تا اینجاش یعنی خواستگار داری ! از بین همه تو رو انتخاب کرده ! گفتم بعد طلاهام رو گرفتن ! گفت خانواده داماد برات طلا می خرن ! گفتم بعدش بهم گفتن باید یکسال براشون بشورم ، بسابم و بپزم تا آزادم کنن ! گفت خب یکسال اول زندگی حرف حرفه شوهره بعد نوبت به تو می رسه زندگی تو مشت خودته ! خیلی اون روز با تعبیرش خندیدم و دقیقا از اونموقع تا الان خوابی از داعش ندیدم !

میناخوش نظر:
خوابهایی که پیش ازچند بار دیدم: رفتم مدرسه اما کفش پام نیست، بازیکنان پرسپولیس یا والیبال اومدن خونمون، خواب جنگ و.. گاهی وقتها خواب دویدن دیدم وقتی بیدارشدم پاهام درد میکنه یا گاهی هرچه داد میزنم صدام بیرون نمیاد... یاگاهی کسی توخواب داره من میزنه امامادرمه که داره منومیزنه ازخواب بیداربشم (بعله مادرم با مشت و لگد منو بیدارمیکنه). . .خواب دیدم توخواب گریه میکردم ودلم بدجوردردمیکرد بعدش یک همسرجان خوجل منده رو درآغوش کشید و این درد دل تبدیل شد به یک آرامش... آرامشی که توی این دنیا تجربه اش نکردم.

مامور معذور:
الهی الهی ... فلذا اینجاست که می فرماید : مادر بگرید! / فتحه روی ی!

زهرا حصاری ۱۶ نیشابور :
قبلنا که بچه بودم ، بیشتر وقتها خواب می دیدم یه جاییم که ارتفاعش زیاده مثل بالای یه ساختمون بلند یا کوه یا اینکه رو تاب نشستم یکی داره تابم میده و یهو پرت میشدم رو زمین و از خواب میپریدم . بچگیم با این خوابا گذشت ! همین چند وقت پیش یه خوابی دیدم بعد نصف شب بیدار شده بودم ، غش غش میخندیدم . انگار یه اتفاق خنده داری تو خواب افتاده بود ولی حتی وقتی میخندیدم هم چیزی یادم نمیومد ولی خنده ام گرفته بود .

فاضله آباده طشک:
سلام. شنبه و یکشنبه فرقی ندارد/ من فقط میخواهم/ "توباشی"/ جایی میان دلم/ هوای تورا می کند/ و برای تو تنگ میشود/ و اینگونه است که/ دنیای من با تو قشنگ میشود.

مامور معذور:
مامور ابتدا می گوید : آخ مامانم اینا ... وانگاه شترق پهن زمین می شود! / پهن: با فتحه روی پ، نه که با کسره زیر پ!

پرستو19:
من معمولا اتفاقاتی که در واقعیت پیش میادو یکبار در خواب می بینمش. مثلا همین چند روز پیش خواب می دیدم که مامانم صبح واسه چای گذاشتن میره آشپزخونه و هر چی کلید برقو میزنه روشن نمیشه و ناراحت بود که چرا همچین شده. باورتون نمیشه سی ثانیه بعد از دیدن این خواب، یهو مادرم اومد گفت چرا هرچی این کلید برقو میزنم روشن نمیشه؟ خودم تا یه هفته تو کفش بودم؟ خیلی دوسدارم فلسفه ی این خوابهارو بدونم.

پریا ترک قیزی:
خواب تو زندگیم مهمه فوقش ده ، دوازده ساعت گاهی...هروقت حوصله و اعصاب نداشتم میخوابم آروم میشم. خوابام هم عین واقعیت اتفاق می افته.

مهدی قوشچی 18:
با خوندن پیام مریم دانشمند یاد دربی که استقلال سه به دو پرسپولیس رو برد افتادم.نتیجه رو دیده بودم و حتی دیده بودم كه گل سوم رو کاوه رضایی میزنه. قبل بازی هم خوابمو به بچه های مدرسه تعریف كرده بودم.فرداش همه كف كرده بودن! ... فامیلی منو نزن ماموری!

مامور معذور:
ای به چشم! پس بی زحمت شماره کارت بانکیم رو یادداشت کن... حالا چون شمایی 500 هزار تومنم کفایت می کنه! ... چی؟ باشه! خودت گفتیا ... بچه ها اول فامیلیش الف.... بعدشم ب ... و دینگی صدای پیامک واریز می آیه/ دلداروم می آیه ! ... بوخودا این پولها رو خرج مشاعات دیدگاه می کنم! بدم وسط صحن علنی دیدگاه، گلکاری کنن؟ یا چمنش کنیم که دسته جمعی: چیزغلت ... بله از اتاق فرمان می فرماین : بی نزاکت! هاکی روی چمن! ... بله همون!

یاسمین.دورود:
وااااای کلی با پیام اون دوستمون که گفته بود خواب دیده انتقام جویان دزدیدنش خندیدم.خیلی خوب بود!منم این مدت خیلی تو جو انتقام جویان بودم اما خوابشو ندیدم. یه توضیحی هم درباره ی رویای صادقه بدم. روح ما به هیچ‌وجه وابسته به زمان و مکان نیست. پس میشه گفت یه جورایی سفر در زمان میکنه و اخباری رو از آینده برای ما میاره. اگر ما پاک باشیم و از هر ناخالصی مبرا باشیم روحمون از این بدن جسمانی و مادی تا اندازه‌ای فارغ میشه و از آینده خبرهایی رو میاره. اما حتی اگر بفهمیم که این رویا،رویای صادقه هست نباید مبنای کارهامون رو بر این رویاها بذاریم و زندگی عادیمون رو مختل کنیم.

بی نام باشه حتما:
به خاطر تجربه تجاوز که برات گفتم، استرس داشتم و می ترسیدم ،خیلی خوابای مربوط به این اتفاق رومی دیدم حتی شبهایی که بهش فکر نمی کردم و صبحش باخودم می گفتم شایدچون توضمیرناخودآگاهم هست خوابش رو می بینم، مثل دوستی که گفتن توخواب میخواستن دادبکشن اماصداشون درنمیومدمن هم دقیقا اینطور میشدم میخواستم فریاد بکشم اماصدام نمیومدلال میشدم و باحال وحشتناکی ازخواب بیدار میشدم وحالا فهمیدم فقط من اینطور نیستم، اماحالا که دیگه شوهرم 5 صبح توتاریکی سرکارنمیره وسقف حیاطمون حفاظ اهنی کشیدیم و پشت در قفل زدیم دیگه نمی ترسم واسترس ندارم دو ماه دیگه از کابوسهام خبری نیست خداروشکر.اگه درج شدبی نام باشه حتما. خداقوت.

فرزانه نصرالهی 18 سنندجی:
من اون روزایی که دیدگاه به کما رفته بود خواب های بدی میدیدم.تو خواب هام هیچوقت دیدگاه برنمی گشت و دیگه ام مأموری در کار نبود...بماند که من و فوزی و زهرا از اصفان چقدر تلاش کردیم تا مجددا دیدگاه برگرده ولی هر دفعه ناکام تر از قبل.یادته مأمور که خواب ها و کابوس هامو واست تعریف کردم؟ از به روز نشدن دیدگاه؟ اتفاقا درج هم کردی با پیامم هم شوخی کردی,ولی مأمور واقعا و از ته دل میگم اون روزا خیلی روزهای بدی برای من بود,ترس از دست دادن تو و دیدگاه و رفیقام خواب راحت واسم نمیذاشت.

زهرا رستمی 19 کرمانشاه:
سلام در رابطه با خواب دیدن یک چیز بگم چند وقت پیش خالم خواب دیده بود و متاسفانه تعبیرش فوت پدر بزرگم در روز دوشنبه هفتم تیر یعنی شش روز پیش بود.پیامیم ک روز چهارشنبه ازمن درجیدی رو فک کنم یک روز قبل از فوت پدربزرگم فرستادم .(پیامی ک در رابطه با موضوع اصلی بود.)..اخ نمیدونی چقدر واسه پدر بزرگم گریه کردم..فقط خاستم بگم هیچوقت به خواباتون بی اعتنا نباشید شاید بعضیاش نه بیشترش خبری واقعی رو داره میده..ماموری من نمیدونم چرا بیشتر خوابام زیارتی هستش همونطور ک دفعه قبل درج کردی من تو خواب زیارت امام حسین و خیلی از امامای دیگه رو میریم ..چند باریم پشت سرهم خواب انگشتر زیاد میدیدم.یا چند بار خواب دیدم ب هدفم ک پزشکی و پرستاری هست رسیدم .جالب اینجاس ک چند وقت پیش خواب دیدم کنکور دادم .این خوابم چند بار تکرار شد حتی درصدامم دیدم الان زدم تو گوشیم وقتی جوابش اومد ببینم چقدش واقعیه. ولی خواب خیلی خوبه

کژالم 28 از شهربی یار:
سلام ماموری این شعر تو باشگاه همسایه بود گفتم ربط داره به موضوع فرستادم البته ازسعدی هست:
سر آن ندارد امشب که بر آرد آفتابی
چه خیال ها گذر کرد وگذر نکرد خوابی

سجاد 19 آلمجق:
آقا حواستون باشه خواب هاتون رو لو ندید. مأموری میخواد دوباره مچ هممون رو بگیره ولی جدا از شوخی خیلی بی انصافیه این همه وقت از کل عمرمون رو خواب تشریف داریم. شاید بیش از یک سوم که خیلیه. من خودم تو خواب عکس واقعیت ازارتفاع میترسم ولی نمی دونم چه مرضیه همش میرم بالای یجای بلند بعد طبق معمول زلزله و از دست دادن تعادل و سقوط و پخش شدن کف زمین ولی دیگه خدا رو شکر دیگه ترسم داره می ریزه.

جوكار خفر شرقى :
خواب دیدن سه مدل هست اول رویاى صادقه كه فورا تعبیر میشه و رد خور نداره دوم خواب هاى پریشان كه بر اساس فكر و مشغله میبینیم و اهمیت نداره و سوم خوابهاى شیطانى كه اونم شیطان پشت قضیه هست و قبل خواب باید سوره ناس خونده بشه.

زهره اسدى زاده 83 گیلانغرب:
پیام اولى... وقتى مى خوابیم روح تقریبا از بدن خارج مى شه و مى تونه در گذشته و آینده سفر کنه به خاطر همینه بعضى از خاطره هاى گذشته رو تو خواب مى بینیم یا اتفاقاى بد رو کابوس مى بینیم یا حتى چیز هایى که تو آینده اتفاق مى افته رو قبلش تو خواب مى بینیم. هر کسى موقع خوابیدن خواب مى بینه و فقط اونایى رو یادش مى مونه که قبل بیدار شدنش دیده اما بعضیا همونم یادشون نمى مونه و میگن ما اصلا خواب نمى بینیم. خیلى از خواب هام تخیلات ما هستند عجیب ترین خوابم که امیدوارم درجش کنى این بود که دو نفرو تا حد مرگ کتک زدم بعد لاشه هاشونو تو دوتا فرش پیچیدم و رو دوتا شونه هام گذاشتمو تو تاریکى شب پشت یه ماشین گذاشتمو و تحویل چند نفر دادم. بروسلى کى بودم من؟ خخخخخ اگه اشتباه نکنم فکر کنم همون شب فیلم جنگى دیدم.

رودابه روشنی کرمانشاه:
واسه من که خواب جایگاه خوبی داره چون روحم جاهایی رفته ومیره که ازجسمم بعیدبه نظرمیرسه مثلایه بار رفتم ورزشگاه ویسنت کالدرون تواسپانیا!یاانقدرمکان زیارتی مثل مکه وکربلاومشهدرفتم که نگو!.البته درسته که همه ی خواب هایی که میبینم یاتعبیرندارن ودورازواقعیت هستن ویاخنده داروبه دردنخورن ولی به خیلی هاش اعتقاد دارم هم برام یه نشونه هستن وهم معناومفهوم مشخصی دارن مثلا ازگرفتن جواب کنکورم تاجواب حاجتی که قراربودبعدازسی روزتوسط خوندن چله ی عاشورا(همونی که پارسال توباشگاه پیام3گرفتیم)بهم داده بشه ودقیقاهم همون شب توخواب به جوابم رسیدم.به قول دوستان دیدگاهی خواب دیدن یه نعمته که داشتن بعدروحانیمون روثابت میکنه.

زهرا ۱۹ خاش :
خواب دیدن با همه ابهامات اطرافش چیزی جز فعالیت بدون عمق ماده خاکستری مغز نیست.درهنگام بیداری ماده خاکستری که چون پوسته ای روی ماده سفید را پوشانده،تحریکهای عصبی را تجزیه و درک و سپس آنرا با خاطره هایی که از گذشته و حال دارد میسنجد و تصویری از کار آینده بدست میدهد و این تصویر را با کاری که هنوز انجام نیافته مورد سنجش قرار میدهد دراین مرحله تصمیم گرفته میشود که به دو صورت است:یا باید اندامها کاری را اجرا کنند و یا از کارشان جلوگیری شود... درهنگام خواب همین فعالیت با عمق بسیار کمتری صورت میگیرد و تحلیلی که در بیداری برای درک مطلب در مغز انجام میشود درهنگام خواب صورت نمیبندد و بعبارت دیگر تصاویر مغز بسیار سطحی است مانند اینکه شخصی دوست مرده خود را بخواب میبیند و اورا میشناسد و بدون شگفتی با او صحبت میکند یا به جایی میرود و ...

بیتا بانو/ گلستان:
اگر می خوایم بهتر زندگی کنیم، نباید از خوابهامون به سادگی بگذریم. خواب یعنی ارتباط بین خودآگاه و ناخودآگاه. چون در زمان بیداری اجازه حضور و ظهور ناخودآگاه رو نمی دیم، وقتی که خوابیم، ناخودآگاه فعال می شه. در عالم خواب غیرممکن ها ممکن می شن و صدها اتفاق خوشایند و ناخوشایند دیگه که بستگی به تفکرات و باور ها و روح و روان مون داره و همگی ساخته و پرداخته ناخودآگاه برای به آگاهی رسیدن ماست. حتی چیز هایی که ما چرت و پرت می دونیم هم یه نشونه ست. هیچ فکر کردین چرا خوابی براتون تکرار می شه؟ چرا گاهی صحنه هایی که باهاشون مواجه می شیم، قبلا در خواب دیدیم؟ همه اش از ناخودآگاه سرچشمه می گیره و یه هشدار برای آینده یا فکری برای حل مسئله ای که به گذشته مربوطه که حل نشده مونده. اما چون نسبت به ناخودآگاه بی توجه هستیم، اتفاق میوفته در صورتی که اگر بشناسیم و باهاش ارتباط برقرار کنیم، می تونیم مانع بوجود اومدن بعضی مشکلات بشیم یا لااقل با آگاهی روبرو بشیم و دیگه از ترس هامون هم فرار نکنیم.

رها حسینی راد:
دکتر میر فرهاد قلعه بندی یکی از کسانی است که سال هاست در زمینه طب خواب فعالیت دارد.تعریف خواب:زمانی که سطح هوشیاری انسان "تغییر" پیدا می کند فرد به خواب می رود.مزیت خواب دیدن:با بررسی خواب ها می توان برای حل مشکلات اشخاص اقدام کرد.آیا می شود به خواب دیدن استناد کرد؟ از نظر پزشکی و علمی برای خواب به نظریه فروید مراجعه می شود : شخصیت انسان کوه یخی است که قسمت خود آگاه تنها نوک آن به حساب می آید و بقیه اش ناخودآگاه است.قسمت عمده ای از ناخودآگاه در خواب هوشیار می شود به همین دلیل است که روانشناس ها وقتی می خواهند ریشه یک بیماری یا رفتار را پیدا کنند به بررسی کوه یخ که زیر آب است و بهترین روش خواب های آدم هاست می پردازند...خود من گاها از زندگی به خواب پناه می برم ولی با کابوس هایی که می بینم سخت پشیمون میشم و موافقم که شرح احوال خواب در حالمون تأثیر داره.

فاطمه ۲۳ امام زاده هاشم :
بیشتر رویا شناسان معتقدند که کابوس های هرفرد مانند یک شیر اطمینان یا سوپاپ تخلیه عمل می کنند بدین صورت که سلامت روانی ما را تضمین میکند. کابوس ها میتواند هر چیزی باشد که در ذهن ناخودآگاه هر شخص انباشته شده است ولی بروز کابوس ها آن هم به صورت تکراری و هر چند وقت یکبار میتواند بیانگر برخی از تعارضات شخصیتی و حل نشده ی یک فرد با محیط پیرامون و درونی خود باشد به عنوان مثال افرادی که در خواب از ارتفاع بلند مانند قله٬... سقوط میکنند از نظر روان شناختی دچارضعف اعتماد به نفس هستند و با آینده خود مشکل و نگران آن هستند یا افرادی که از پله می افتند یا پایشان لیز می خورد از لحاظ شخصیتی در دنیای پیرامون با یک ترس همیشگی همراه اند و این ترس٬ ترس از شکست می باشد. یا افرادی که در حال خفه شدن یا غرق شدن هستند از لحاظ شخصیتی دچار سوظن هایی ریشه دار و بدبینی های عمیق هستند و از دنیا و آخرت خود به شدت می ترسند.به هر حال تمام پدیده ها در عالم رویا به صورت نماد و سمبل وجود دارند که معنی آنها چیزی غیر از شکل ظاهری آنهاست در کل نواقص درونی هر شخص با محیط اجتماعی او در خواب به صورت کابوس ظاهر میشود بزرگترین علت وقوع کابوس های رویا گونه افراد بر اثر عدم تعادلی است که در سیستم روانی و فکری آنها به وجود آمده است. که این خود امری طبیعی است و از این بابت نباید شخصی خود را نگران و سرزنش کند. از: آموزش رویا شناسی.

مامور معذور:
عرض شود که درباره خواب... چه کتابها و تحقیقها که ننوشتند... در تایید نظریه ها و فرضیه ها و بعد هم در تکذیبش... پس به نظرم نمی شه قاطعانه درباره این عالم گسترده و پر رمز و راز حرفی قطعی زد... اما تا جایی که من متوجه می شم ... خوابها سه دسته هستن. دسته اول... دسته دوم ... و دسته سوم! یوها ها ها ها هی هووو!
دسته اول: خوابهایی هستن که شما بهش می گین رویای صادقه و فراتر از بعد زمان و مکان هستن و گویی به بعد دیگه انسان اشاره می کنن و کلی هم سرش دعواست... دسته دوم: خوابهایی هستن که پرونده های باز روز ذهن ما هستن... و ذهن برای بستن این پرونده ها و به آرامش رسیدن در خواب تکلیفشون رو یک سره می کنه و می بنده تا درگیرش نباشه. مثلا صبح من از یه راننده دشنام شنیدم و ماجرا گذشته. اما شب ذهنم اینطور پرونده رو می بنده که رفتم دنبالش و یه کتک مفصل بهش زدم! / ما به همه گفتیم زدیم! شمام صداش رو در نیارین! اهم ایهیم! آخخخخ هنوز جاش درد می کنه!

و عاما دسته سوم! دسته سوم که خیلی مهمن، خوابهای تکرار شونده ای هستن که آشکارا حس و مفهوم مشخصی رو به ما منتقل می کنن و فقط خود کسی که خواب رو دیده می تونه بگه که حسش موقع دیدن این خواب چی بوده... مثلا ظاهر خواب یه عروسیه اما من حسم عذاب وجدانه... یا فضای یه ختم هست اما من توی دلم خوش خوشانه و بشکن و شله شله ... این خوابها که عموما ثابت یا شبیه هم هستن دقیقا بازتاب دهنده ضمیر نا هشیار یا ناخودآگاه ما هستن... برای روانشناسها تعریف این خوابها بهترین سرنخ برای ورود به دنیای ناخودآگاه ماست... مثل خوابی که من سالها می دیدم که درست مقابل دوستان و نزدیکانم آشکارا درحال دستشویی کردن هستم و خیلی هم عذاب می کشیدم! و استاد جان/ مشاورم گفت این یعنی در خودآگاه بهشون زیاد بها می دی این در حالیه که ناخودآگاهت از این روند خسته و فرسوده شده و دوست داره بهشون بی احترامی کنه چون اونها رو لایق اینهمه محبت و توجه نمی دونه... آقا این رو ایشون گفت... از اون موقع این کابوس من فرررت! آب روی آتیش! چرا؟ چون اومد توی بخش خودآگاه وجودم!

خب خب خب... شکرفشانی کافیه!

عزیزانم... خیلییی ممنون از همراهی و مشارکتتون... لطفا به شکسته ننوشتن و کوتاه نویسی تون بیافزایید و نکاهید... امید آنکه در خواب این هفته دیدگاه هم خوش گذشته باشه... برای ادامه این بحث کتابهای زیادی نوشته شده از جمله کتاب رویاها نوشته یونگ که در حال حاضر منده در حال مطالعه اش هستم... و همچنین توی ادبیاتمون هم که تا دلتون بخواد شعر و شاعر هست که چندتا از قدیمی ها و چند تا از جدیدی هاش تقدیم شد.... و صد البته این حکایت تا زمانی که انسان و آدمی هست و هستندشون ، حکایتش همچنان باقی است و هر روز ابعاد جدیدتری به خودش می گیره... ووو بازم حکایت همچنان باقی/ توو عکسات باورش سخت بود اینکه انقدر چاقی!

رفقای جان جهان / پس تا چهارشنبه به شرط حیات و به امید خدا
سایه تون کم نشه و کش بیاد در حد عصر
ارادت و احترام وووو ...
یاحق....
نزدیک صبح بود ولی شب نرفته بود
مستی هنوز از سر یارب نرفته بود

می سوختم در آتش و از درد انتظار
تبت یدا ابی لهب تب نرفته بود

گفتم که ذکر یارب خود را عوض کنم!
از خاطرم تمامی مطلب نرفته بود

ایاک نعبد آمد و ایاک نستعین
اما خطاب رو به مخاطب نرفته بود

دستی نوشت نام تو را نون و القلم
حتی قلم به سوی مرکب نرفته بود!

نام تو با پیامبران نسبتی نداشت
گویی به بندگان مقرب نرفته بود

ناگه ستاره ای بدرخشید و ماه شد
مستی هنوز از سر یارب نرفته بود

آمد بهار من که قرار از دلم ربود
آمد نگار من که به مکتب نرفته بود

فالی زدم به خواجه و خواب از سرم پرید!
نزدیک صبح بود ولی شب نرفته بود
مهدی جهاندار


دل "گرمیم" به حمایت های شما
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس : ۱۶۲
تلفن گویای شبکه پنج:
۲۷۸۶۵۰۰۰ – 021