10000528 
دیدگاه 16 امرداد
سلام رفقای جان
به دیدگاه این نوبت هم خیلی خوش اومدین

راستی یه عذرخواهی بدهکارم خدمتتون برای به روز نشدن دیدگاه شنبه البته در پیام نما... یه دکمه و تیک نرم افزار رو اشتباه زده بودم و با اینکه توی سایت به روز شده بود توی تلویزیون نشده بود که با وجود چندبار همراهی دوستان پخش توی گلوی نرم افزار گیر کرده بود. چون مطالب باهم جا به جا شده بود و سیستم هم که فهم و شعور نداره که! آخرین دیدگاه رو پیدا نمی کرد و نمی فرستاد سرجاش! خلاصه پوزش و پاشش و پیچش... همون که خودتون می دونین!

حالا بفرمایید داخل... یوخده داخل تر! آها... حالا.... و با ورود اولین نفر، قدیمی های دیدگاه با پتو و لگد می افتن به جون سر تازه وارد تا ببینه اینجا کم الکی نیست و اینجا اونجاهم نیست! و اینکه ما دقیقا از همون خونواده هاش هستیم!

قوانین دیدگاه:
لطفا! پیامها در چارچوب موضوعات یا پیامهای درج شده باشن، در ابتدای هر پیام حتما اسم خودتون رو بنویسین در غیر اینصورت درج پیام ممکن نیست... همچنین مشخصات دیگرتون مثل سن و شهر لطفا درج شود ... از چسباندن کلمات به هم و شکسته نوشتن واژه ها نیز لطفا پرهیز فرمایید... سعی شود پیامها هنگام ارسال کوتاه کوتاه و پشت سرهم باشند تا انتخاب آنها بهتر صورت گیرد.

موضوع زیر ذره بین:
بی شک از جذابترین نعمات و مخلوقات خداوند... چیه؟ بهههله! انواع و اقسام خوردنی ها و آشامیدنی هاست... این مباحث انقدر خاطرخواه و مبتلا داره که تخصصی ترین شبکه های خبری دنیا حتی بخشهایی رو به این امور یعنی امور شکمی طور اختصاص می دن... و چه شبکه هایی که اختصاصا فقط آموزش طبخ و پخت و پز و ملچ و مولوچ می دن... آیا غذا یا اغذیه ای که اختصاصا خوب به سامان برسانید وجود داره یا نه بیشتر در نقش قاتل و مهاجم نوک، ظاهر می شین؟... خصوصا غذاها و خوردنی های محلی مخصوص محل و شهر خودتان رو شرح بدین طوری که قندمون بیوفته!... ووو رابطه شما با این امور شکمی و ملچ مولوچی چگونه است؟ پادشاهی می کنین یا اسیرید یا زاهد خلوت نشین؟ رابطه تون حسنه است یا خصمانه یا منطقه بی طرف؟ ... راستی: نظرتون درباره بخشهای آشپزی صداو سیما خصوصا برنامه قدیمی و پرطرفدار: به خانه بر می گردیم چیه؟ / چیزه: موضوع رو شل کردیم گذاشتیم سرپایینی! یعنی اولش شل نبودا، توی آفتاب شل شده!

زینب از مشهد:
همیشه آنکه می رود. تکه ای از ما را با خود می برد... تکه ای از خویش را برایم بگذارررر! یادته ماموری؟ یهویی یادش افتادم..یادته نوشته بودی این به معنای خداحافظی ما نیست رفقا... چقدر خوبه که الان همه مون دور همیم... چقدر خوبه که هنوز دیدگاه رو داریم... من خوب غذا درست نمی کنم، ولی خیلی خوب غذا می خورم!. . . اینجوری قبوله؟!

فرشته 25 شهرکرد:
آخ جون توی سایت شبکه پنج باشگاه دیدگاه رو پیدا کردم، البته قبلا پیدا کرده بودم فقط سری آخری رو خونده بودم الان نگاه کردم یه عالمه هستن، میتونم همه رو بخونم،دم مسئول سایت گرم.

فاطمه سعادتمند 21 مشهد :
چقدرررررر خوبه که توی سایت بروزرسانی می‌شوی همین الان از حرم برگشتیم ، دیدگاه رو خوندم نه کاملا با دقت و چقدر از آخرین حرفت خندیدم : خوابها سه دسته هستن. دسته اول / دسته دوم و خصوصا دسته سوم ، ههههههه .

بیتا بانو / گلستان :
من شیکمو نیستما ! فقط دلم واسه غذا ها می سوزه که توی یخچال سرد شون شده!... هی هی هی.

فرزانه نصرالهی 18 سنندجی:
سلام. آدم شکمویی نیستم,یعنی بودما! اما دو ساله که اشتهایی واسه خوردن ندارم,اونم به خاطر فشار و اضطراب درس هاست.غذاهای محلی که من عاشقشونم! اونم خفن طور! یادمه یه بارم تو دیدگاه موضوعو راجع به غذاهای محلی گذاشته بودی.غذاهای محلی ما عبارتند از: نیسکین,دوین,قاورمه,دانه گریه,ولوش,خوژین و... خوراکی مورد علاقه ی من "کلانه" هستش بعلاوه ی "نان ساجی". برخلاف دخترای دیگه که عاشق لواشک و پاستیل ان,منده از خوردنشون امتناع میکنم! خوش غذام ولی به سوسیس و اسفناج حساسیت دارم.از برنامه های آشپزی متنفرم, ترجیح میدم مادر جان غذا درست کنه و من نگاه کنم تا یاد بگیرم. یه بارم به خانه بر میگردیم رو ندیدم.

مامان طیب/ زاهدان:
سلام به شدت طرفدارغذاهای خوشمزم.غذاهای که برنامه به خانه برمیگردیم ودیگربرنامه ها میگن، قیمتاش بشدت بالاست و با درامد ما نمی خونه.غذای شهرما: کشک زرده که دوست ندارم و تنورچه که مال پولداراست خخ. خلاصه من طرفدار غذاهایی شدم که تو شهرای دیگه می بینم. خوشبحالشون بخدا.

پریسا مدل 71 لرستان:
بنظر من شبکه های مربوط به آشپزی صدا و سیما خیلی خوبه و معمولا از مواد غذایی سالم تری برای آموزش استفاده میکنن... ذائقه ما ایرانیا طوری تنظیم شده که بیشتر غذاهای سرخ کردنی وچرب برامون لذت بخش هستش در حالیکه برنامه های آشپزی کمتر از موارد مذکور استفاده میکنن. و بیشتر غذاها به صورت آب پز و یا خیلی کم از روغن استفاده میشه ولی به صورت عملی ما همچنان از غذاهای با چربی بالا استفاده می کنیم. غذای اصلی شهر ما لرستان بیشتر کوبیده هستش یعنی اکثر مردم لرستان گوشت‌خوار هستن ( منده هم عشق گوشتم) و این جای بسی تأمل داره که نباید اینگونه باشیم. الان مدت دو ماهه مصرف گوشت قرمز و قطع کردم وبجای اون از بوقلمون، شترمرغ، ماهی، و سنگدان مرغ چرخ شده و درسته استفاده میکنم مقوی تر و هزینشم کمتره... ! فقط یه خواهشی از صدا و سیما داشتندیم اونم اینه که غذاهایی طبخ کنن که بتونیم با سینی بخوریم! آخه این غذاهای تزئینی که مارو سیر نکردندی!

نغمه رفسنجون :
اوه اوه ، مامور یادتونه اوندفعه گفتم نهار کشک و مغز داشتیم ؟ عزیزان دیدگاهی گفتن پسته کیلو پنجاه هزار تومن رو کی میریزه توی کشک ؟؟ ااااای روزگار یادش بخیر ، الان دیگه پسته گیر احدی نمیاد !‌ باور میکنی مامور ، ما پارسال پسته رو از نزدیک که نه ! حتی از دورهم ندیدیم!

شکوفه 22 کرمانشاه:
میونم با خوردن که نه ولی با آشپزی خیلی خوبه کلا چلو وپلو هارو خوب درست میکنم(قورمه سبزی,قیمه,لوبیا پلو,باقالی پلو)عاشق حلوام مخصوصا برا افطار. بژی(یه شیرینی محلی )رو هم که مخصوص دیگه فکر کن با روغن حیوانی حلوا و دارچین هم وسطش اصلا یه چیزی اونم با چایی.

الهه 28 کرمانشاه:
آدم شکموی نیستم اما موقع آشپزی کردن تمام تلاشم اینه که غذای خوشمزه آماده کنم،غذای محلی استان ما خورشت خلال و دنده کبابه، اما با قیمت بالای زرشک سیاه و خلال بادوم به نظرم خورشت خلال در آینده به افسانه ها بپیونده، درمورد برنامه های آشپزی تلویزیون شخصا ضریب هوشی بالایی ندارم و با کتاب یا برنامه آشپزی چیزی یاد نمی گیرم و باید حتما کنار دست آشپز قرار بگیرم تا نحوه پخت غذارو یاد بگیرم پس برنامه های آشپزی رو دنبال نمی کنم.

رودابه روشنی کرمانشاه:
خوب غذاهاوخوردنی های مخصوص کرمانشاه رواگه بخوام بگم:خورشت خلال،کباب دنده ی طاق بستان وکوفته ریزه هست.ازنون های محلی:نان ساجی،گرده(کسره روی گ)کلانه(فتحه روی ک)...ازانواع شیرینی ها:نان برنجی،نان خرمایی،کاک وبژی(کسره روی ب)..آش هم آش ترخینه روداریم(فتحه روی ت،(ر)هم ساکن بخونیدبی زحمت!)این آش واسه زمستون عالیه.ودرآخرروغن حیوانی مخصوص کرمانشاه هم یه چیزی دیگه است.

زهرا رستمی 19 کرمانشاه:
وقتایی که مامانم خونه نباشه فقططط آشپزی می کنم .ولی وجدانا ماکارونی که درست میکنم بینظیر میشه.نمیدونم چه سریه ولی غذاهام خوشمزس ..گفتم ک من اصلا وابدا آشپزی نمیکنم مگر زمانی ک مامان خونه نباشه وقتیم ک ببینه غذا پختم خیلی خوشحال میشه.ولی دستپخت مامانم خیلی خوبه قربونش برم الهی..خب کرمانشاه خورشت خلالش خیلی معروفه با دنده کبابش ..ولی خودم با قرمه سبزی و کوبیده خیلی رفیقم والبته ماکارونی وخیلی چیزای دیله ک اگه بگم دهنت آب میفته. آهان عاشق لواشکم خفن طور.با بستنی کیم کاکائو که هر روز بستنی تو برنامه غذایم هست خخ و خیلی چیزای دیگه مثل پاستیل .خداروشکر هرچیزی ما بخوایم مامان بابا می خرن طفلکیا. راستی من رابطم با دوغ خیلی خوبه خخخ..فقط اومدین کرمانشاه دنده کباب رو بزنین بر بدن انشالله نوش جونتون.خخ. وووییی فردا جواب کنکور میاد چقدر استرس خداجون خودت همه ما رو هدایت کن.

زهرا ۱۸ اصفان:
نتایج کنکور اعلاممم شددد آقااا! ۲۵۰۰ شدم..برای دانشگاه روزانه که مجازممم برای دانشگاه فرهنگیان عم مجاز شدممم! واعییی! یعنی میخوام بهت بگم اون که گفتی ای زهرای اصفانی الهی معلمیت رو ببینم، چندان عم دور از نظر نیس! هاهاها! نگفته بودی نفرین هات انقد گیراست آ! نکنه اون سطل آب و کفت عم واقعی باشه یهو واقعنی بپاچه تو چش و چالمون؟!!

فاطمه باغملکی 18:
ماموری نمیدونم با شماره خودم پیامم اومد واست یا نه فلذا با این شماره دوباره میفرستم رتبه م هزار شد ممنون بابت دعاهات رفیق .

سحری خانوووم18:
ماموری رتبم شده بیست و شش هزار.نمیدونم با این رتبه یه رشته بد رو انتخاب کنم یا بمونم سال بعد ولی راستشو بخوای اصلا دلم نمیخواد بمونم اون همه درسو سال بعد دوباره بخونم.

زهرا17زوزن:
سلام.دیروزنتایج کنکوراومد،وبچه های بخش جلگه زوزن مثله همیشه ترکوندن و افتخارآفرینی کردن،از رتبه صد وصد وپنجاه انسانی وتجربی بگیرتا ده پونزده تا رتبه زیر پنج هزار، دمشون گرم.ان شاالله سال دیگه ماهم بتونیم پرچم جلگه رو ببریم بالا.

مهدیه 16 تهران:
والا آشپزی من تعریفی نداره.بیشتر در نقش قاتل غذاها ظاهر میشم!اشتهام زیاده.با این حال لاغرم.متأسفانه از غذاهای محلی تهران خبری ندارم.به برنامه های آشپزی هم علاقه ای ندارم،به خانه برمی گردیم برنامه خوبیه اما من لیگ انگلیس و برنامه ی ویدیو چک و...رو دنبال میکنم.خانواده و فامیل از دستم عاصی شدن از بس پیگیر فوتبالم.حالا وقت برای یادگیری آشپزی زیاده! تا20سالگی یاد می گیرم.

سعیده نبی زاده:
خوردنی هایی که توی بیابون بدون هیچ گونه دخالت انسان می رویند سالم ترین ها هستن مثل آلبالو کوهی؛ زیره، و استوقدوس و آنخ و... که اینا دمنوشن یا عرقش رو می گیرن. ولی بعضی خوردنی هام مخصوصن اسمشونم خاصه مثل پفتون که گیاهه یا سقز. یه گیاهی هست گلش سفیده که میکنن و از نی انتهاش می مکن شیرینه و... ولی با اینا گرسنه سیر نمیشه.

فاطمه قادری 18 :
كلك عجب موضوع خوشمزه بلند بالایی گذاشتی ها با خوندنش گشنه ام شد حالا باید واسه جواب دادن به موضوع یه قابله غذا كنارم باشه... منده بیشتر ترجیج میدم در امور غذا فقط نقش مهاجم رو داشته باشم جون فكر كنم اینجوری واسه همه بهتر باشه از بس كه بعضی وقتا غذا رو خراب میكنم ولی با این حال تاس كباب و آبگوشت رو عالی درست میكنم ! خوش به حال اونیكه بخواد دستپخت من رو بخوره!

فاضله آباده طشک:
سلام مامورهیچی لذت بخش تر از این نیست که آدم با درآمد خودش چیزی که دوست داره بخره من همیشه پولام جمع میکردم تاباهاش کتاب بخرم ولی امروزبادرآمدخودم اینترنتی کتاب سفارش دادم دیگه یادگرفتم اینترنتی کتاب بخرم وای خیلی خوشحالم گفتم توهم تو شادیم سهیم باشی... واقعا دستم درد نکنه رابطه ام باهاش خیلی خوبه. وقتی غذایی رو دوست داشته باشم تا دوسه بشقاب ازش نخورم از سرسفره بلند نمیشم! قطعا در نقش قاتل بالفطره ظاهر میشم و دخلش رو میارم. غذای خاص محلی که بومی خودمون باشه نداریم . برنامه ی به خانه برمی گردیم هم نمی بینم. فقط الان با این موضوعی که گذاشتی دارم فکر می کنم شام بگم مامانم چی درست کنه بشینم بخورم؟!

مامور معذور:
عه! یعنی یه عده گامبالوی ملچ مولوچی افتادیم دور هم تشکیل اجتماع دادیما... لازمه که بگم خدا از همه مون قبول کنه با این دلای چاق ... اهم! ببخشید با این دلای پاک!

رها حسینی راد:
متأسفانه چون خانواده بد غذایی هستیم کم کم از اغذیه سنتی فاصله گرفته (جز تعداد کم تر از انگشتان دست) و گرایش به غذاهای من در آوردی و نو آوردیم. رابطه من با غذا خصمانه اس چرا؟ چون از برنامه و رژیم غذایی دورم می کنه،به جرات می تونم بگم حین میل کردن غذا صدای تشکر معده مبارک رو واضح می شنوم.در رابطه با برنامه به خانه...اصلا ندیدم و نمی بینم فقط اسمش و تبلیغاتش رو دیدم. بعد از این همه مدت برای جوابت به خواب رمانتیک اون دوستمون با صدای بلند و بی وقفه خندیدم طوری که مامانم فکر کرد گریه می کنم... خیلی ممنون که طلسم و دیواری که خودم به وجود آوردمش ترک خورد!

عاطفه 29 اصفهان:
غذای مخصوص ظهر جمعه فقط بریونی اصفهان. هفته ای یه بار رستوران میرم غذای محبوب من خوراک میگو یا ماهیچه هست. کباب بیرون رو نمی خورم بابام استاد کبابه. میان وعده اهل تنقلات نیستم فقط نون خامه ای. آیا کسی هست این شیرینی خوشمزه رو دوست نداشته باشه؟ اشتهام خوبه ولی وزنم رو با ورزش کنترل میکنم. فعلا هم که مربی ایروبیکم ...

جوكار خفر شرقى :
واقعا كه مامور حرف دل منو زدى ( با اشك ) آره! من اسیرم! می پزم و درست می كنم و وقتى که آماده شد بچه هام و همسر جان تازه با من قوم و خویش می شن و میان كه نوش جون كنن. برای وقت كمك كه غریبه هستن و قایم می شن ولى برا خوردن، میشن عزیز دلمون... اسیر منم و پادشاه اونا ... یه شیرینى كه اصلا هم سخت نیست ما میپزیم اسمش توتشتكى هست ارد اب شكر و دارچین و زنجبیل و جوش شیرین و زردچوبه میخاد اینا رو حسابى با عم ورز میدیم و بیست ساعت بعدش به اندازه یه نعلبكى پهن میكنیم و سرخ كرده و نوش جان میكنیم خیلى مقوى هست.

رعنا 39 اصفهان:
درباره موضوع غذا به نظرم غذا صرفا فقط سیر کردن شکم نیست و همین که اعضای خانواده دور سفره جمع میشن خیلی دلچسبه. من تو غذاها انواع آشها و دلمه و کوفته تبریزی رو خوب درست می کنم و خیلی هم دوست دارم. البته حالا که قیمت گوشت بالاست سنت شکنی می کنم و کمی گوشت سینه مرغ با کمی گوشت برای کوفته استفاده میکنم اتفاقا از هم نمی پاشه.... مامور غذاهایی که تو بخش آشپزی هست من تو یه دفتر مینویسم ولی تا حالا هیچ کدومش رو امتحان نکردم،چون هر وقتی یه چیزش جور نبوده. الان که پسرم رفته خدمت هیچ غذایی رو به دلچسبی نخوردم و همه اش تو فکرم که حالا پسرم اونجا چی میخوره ،واقعا چرا خدا مادرا رو انقدر احساساتی آفریده؟ مامور تا حالا خورش ماست اصفهان رو خوردی؟من که اصلا این پیش غذا رو دوست ندارم چون یک مقدار طعم شیرین داره.من ترجیح میدم قبل غذا یه بشقاب آش گوجه با آبغوره ی تازه که حالا فصلشه بخورم و از طعم ترشش لذت ببرم.آخه ما آذریها تو این فصل این آش رو زیاد درست میکنیم.

مامور معذور:
خورش ماست که محشره... خیلی با همسرجان دوستش می داریم به حدی که چندبار با تلاش و مجاهدت ویجه درستش کردیم، بدک هم نشد عاما مثل اونجایی که توی اصفهان می خوردیم هم نشد تا از چند نفر از اصفهانیا شنیدیم که اصولا چون گوشتش باید حسابی زده بشه این غذا مخصوص رستورانهاست و برای خونه نیست! یه جایی توی یوسف آباد تهران هم یافتیم که خورش ماست می داد که به درد اقوام درجه یکش می خورد... یه حرکت بامزه دیگه ای که توی اصفهان دیدم و خیلی دوست می دارم ضد ریتم زدن هست به چه صورت؟ دوغ با گوشفیل! شیرینی و ترشی اینا روی هم! هی این/ هی اون! باورکردنی نیست که یه مغازه هایی اونجا فقط کارشون همین دوغ و گوشفیله! خدا به اونا توفیق و به ما صبر بده! اینجاست که فرمود: بسازم خنجری نیشش ز پولاد / زنم بر دیده و دل و دهن و همه جام / خو اعصاب نمونده برام!

زهرا 17 زوزن:
خب بنده بیشتر درنقش مهاجم عمل می کنم، آخه راستش رو بخواین کلا غذا بلد نیستم درست کنم فقط چرا. یه مدل کوکو هست که خودم اختراع کردم و خداوکیلی ازحق نگذریم هم عالی درستش می کنم، چون هرچی دم دستم میاد می ریزم توش... خخخ. گاهی اوقات مامانم میگه بگو چطوری اینقدرخوش طعم درست میکنی؟ ولی من نمیگم چون فوت کوزه گریه. بببللله.

عسل حمزه ئی:
من شخصا بیشتر غذاهایی رو که برای روان شدن دستم میپزم میدم داداش گلم بخورن، و تا الان هم که مشکلی برای معدشون پیش نیومده،آشپزی ترفند داره و متاسفانه من هنوز این ترفند هارو یاد نگرفتم،برای همین غذام یا شور میشه یا بی نمک،پلو هام یا خشک میشه یا کته،خورشت هامم که یا نپخته ست یا سوخته،ولی گاهی هم خوب میشه،من عصبی و ناراحت که باشم اشتهام زیاد میشه و بالعکس در مواقع خوشحالی غذا از گلوم پایین نمیره، و در آخر باید بگم همه ی غذاها خوشمزه ان مخصوصا اگر دست پخت من باشن!!!

مینا19 بویین زهرا:
از آن رو که منده، هم می طبخم و از آن یکی رو که بسی پرخور هم می باشم، بیشتر نقش مربی بازیکن را ایفا می نومایم. راسیتش کلی هم کانال و صفحه و برنامه آشپزی دارما اما روم به دیفال همش آخرش املت داریم!

کژالم 28 از شهر بی یار:
سلام ماموری بله که وجود داره تا دلت بخواد یکی از بهتریناش قرمه سبزی ومرغ چون عاشق مرغ هستم خوب درستش می کنم البته تمام غذاهارو بلدم وخوب درست میکنم چون زیاد تعریف میکنن بقیه، کیکم خوب درست میکنم. کیک بدون فر البته چون فر نداریم تو خونه واز قابلمه نسوز استفاده میکنم ودرست میکنم یکی از علاقه هامم همین کیک درست کردنه ولی چون فر نداریم سخته خب. غذای محلی مون هم واسه تبریز باشه کوفته تبریزی ویه نوع اش که با ماست درست میشه که خیلی آسون وخوشمزه ام هست، پیاز و ماست و سیب زمینی (به دلخواه البته) رشته ی پولوئی، هرچقد ماست ترش تر خوشمزه تره. رابطه ی خوبی ندارم این روزا اصلا هرچی می خورم لذتی نداره واسم ولی جوجه کباب و آش دوغ خیلی دوست دارم. اگه یه قابلمه آش دوغ باشه همه رو به راحتی می خورم درحد انفجار... این روزهای تابستون هم که فقط ظهر ها کیف میده آبدوغ خیار بخوری!

پریناز 19 : الان که فکر میکنم میبینم من خیلی شکمو ام . از اون دسته آدمایی ام که می خورم تا تموم شه نه اینکه می خورم تا سیر شم . و چون بچه ی جنوبم عاااشق قلیه ماهی ام!

علی ابراهیمی 23مشگین شهر:
تو این فصل که کلا ابدوخ خیار میچسبه و کلا میوه زیاد مصرف میکنم و جلودار نفسم نیستم.

زینب عاشق شمس۱۷:
مفلسیم در خوردن / ممسکیم در مردن / ما که از خسیسان و جمله کاسه لیسانیم / ترک می کنیم آیا این گدا مآبی را؟ از حسین صفا، با صدای محسن چاوشی! ماموری حال کردی؟ به هر موضوعت یه تیکه از آهنگ ما بزرگ و نادانیم می خوره؟! اون موضوع ازدواج هم این میخوره بهش: رخت بخت پوشیدیم / مثل گاو کوشیدیم / مثل اشک جوشیدیم!

نرگس فضل اللهی :
موضوع اول : ماموری من برنامه به خانه برمی گردیم رو دنبال میکنم بخش های هنر دستی ، روانشناسی و آشپزی عالین مخصوصا هنرمند عزیزی که کیک های خوشگلی درست میکنه دلم براشون غش میره از غذاها نگم که دیوونه کننده اس دستورپخت خیلیاشون رو یادداشت کردم و درستشون میکنم واقعا غذاهای خیلی خوشمزه ای هستند.

زهرا 28 همدان:
غذاهای محلی شهرما آش اماج ، رشته و آش دوغ حلوا و انگشت پیچ می باشند. ایشش مامورمواظب قندت باش. رابطه من و شکمم خوب نیست. هرغذایی رو دو قاشق امتحان می کنم سیرمیشم. بقیه اش هم سطل آشغال. مامی خیلی حرص می خوره. تا حالا نشده یک غذایی رو تا تهش بخورم. اما چرا رابطه ام با برنامه آشپزی صداو سیما خوبه. مخصوصا بهونه یا به خانه برمیگردیم. قبلنا که یک دفترآشپزی داشتم هرچه آموزش میدادن می نوشتم.

آوین بلوچزهی از سوران:
من خیلی شکمو نیستم ولی دوست دارم طعم غذاهای مختلف رو امتحان کنم در این مورد مامی جان میگن اگه جلوی آوین زهرمار هم بزارن یه قاشق می خوره ببیته طعمش چجوریه خخخ.از غذاهای محلی هم انار آب رو خیلی دوسدارم که با انار ترش وکمی ریحان و زرچوبه وروغن درست میشه که خیلی سادس ولی بسیارخوشمزه یه نوع املت هم داریم که بجای گوجه ازیه گیاه کوهی استفاده میکنن این عالیه.

محدثه ١٨ اصفهان:
من شخصا آدمی هستم كه املت رو هم می سوزونم و ماكارونی رو شفته میكنم . بدبخت شوهر آیندم. غذای محلی بچا اصفانم: بریان هست كه یه عطری داره هااا. خوشمزههه...من متوسطم... نه خییلی شكموام نه بدغذا.

هانیه و کوثر خوی:
مامورکم من بیشتر پادشاهی میکنماااا چون من نیمرو رو هم حتی میسوزونم... بیچاره شوهر آینده ام ولی ماکارونیام عالین ها. کوثر عاشقشه. به خانه برمی گردیم عالیه. آدم وقتی بخش اشپزیش رو می بینه یهویی دلش می خواد... الانم دلم خواست خخ, اما بهترین نعمت الهی: لواشک و الوچه ترش و زغال اخته!

مامور معذور:
چیزه! دارم با خودم فکر می کنم واقعا قدیمی ها چی فکر می کردن وقتی اسمی روی یه خوراکی می ذاشتن؟! ایششش! عه بازم بلند فکر کردم که!

مهدی برومند 15:
خب منده که به رسم سایر همقطاران ، فقط قادر به بهره برداری از دسترنج خانوم مرغه ام! چیزه ، مرغه که دست نداره! خودش خبر نداره! پس با این اوصاف به جای دسترنج باید بگم .... اهمممم! از اتاق فرمان اشاره می کنن چون وارد حریم خصوصی مرغه شدی ، آقاخروسه دم در کارت داره! نترس بابا ، فقط میخواد چهارتا حرکت ول بده تو حریم خصوصیت! ...و اینک... آآآی حریم خصوصیم!!

درگیر حریم خصوصی:
تازه حالا می فهمم گوشی یک چیز شخصیه (متاسفانه قبلا نمی فهمیدم!)همین که من به شما پیام میدم یک چیزخصوصیه درگوشی بنده که دوست ندارم هیچ احدی از اطرافیانم باخبر باشه.. ‌و این رو نامزدم قبول نمی کنه. میگه گوشیت رو باید ببینم‌‌! همین باعث شده پیام هام به دیدگاه رو حذف کنم و یادم بره چی نوشتم!

محدثه 22 از لرستان:
سلام مامورجان. من خواننده خاموشم. خواستم غذای محلی شهرمون رو معرفی کنم: آش ترخینه که خیلی خوشمزه است و با کشک و دوغ و جو درست میشه . به به..

مهسا 23 اردبیل:
وای چه موضوع خوشمزه ای. کی بود می گفت: آخ دهنم آب افتاد/ دلم به تاب تاب افتاد؟ خخخ.غذاهای اردبیل تا جایی که من میدونم پیچاق قیمه و اش دوغ و حلوای سیاه هستش.اش دوغ رو با نخود و برنج و سبزی و دوغ یا ماست بعضی وقتا هم با سیر درست میکنیم.تو یه جایی خوندم یه جور اش دوغ دیگه هم هست که با اش دوغ ما فرق داره بهش لپه و زردچوبه اضافه میکنن.راستش رو بخوایین من شبکه پنج رو فقط بخاطر دیدگاه نگاه میکنم اماعاشق برنامه های آشپزی هستم و بیشترش رو مینویسم.

فوزی 19سرپلذهاب:
سلام به همگی، به به ماموری جون عجب موضوعی گذاشتی،اصلا بحث غذا که میشه حالم خوب میشه، منده آشپزیم درحد صفره ، حقیقتا هیچ کاری برای درست کردن غذا انجام نمیدم، به غیر از گوجه وبامیه ای که تو حیاط خونه مون کاشتم ، دیگه هیچ کاری در بحث تهیه مواد غذایی ودرست کردن غذا نکردم ، راستی ماموری بامیه هام یه عالمه بامیه داده، ولی به جاش عاشق درست کردن کیک وشیرینی وکلوچه ام، یه کلوچه های محلی که بهش میگیم:(بژی) درست میکنم که حرف نداره همه از بژی هام تعریف می کنن، ومیگن خوشمزه است، جاتونم خالی چند روز پیش درست کردم و نوش جان فرمودیم و باتعریفای که ازم کردن کلی انرژی مثبت گرفتم، راستی حالا که بحث غذا شد،گفتم به آجی فاطمه عزیزم ازتکاب بگم:به خدا من روش کاشت گوجه رو برات فرستادم ،اما چون خارج از بحث موضوع بود و پیامم هم طولانی بود درج نشد، خواهری فکر نکنی جواب پیامت رو ندادم، راستی بچه هاو ماموری بیاین دعاکنیم: که هیچ کس سرسفره اش خالی از نعمت خدا نباشه وهیچ کس شب رو گرسنه نخوابه آمین یارب العالمین.

سعید 27 ابهر :
من یکی از منتقدین برنامه های آشپزی تلوزیون هستم ، در اکثر برنامه ها آقایون آشپزی می کنند و در شرایط اقتصادی فعلی غذاهائی درست می کنند که قشر متوسط جامعه نمی توانند آنها را تهیه کنند ! بنده و امثال بنده هم فقط تو خواب اون غذاها رو شاید ببینند... همسر جان و آبجی خانوم بیننده های ثابت برنامه های آشپزی هستنند ، اما غذاهائی که جلوی من و شوهر خواهرم میذارن : کوکو ، کتلت ، نیم رو ، املت و . . . ، خخخخ... راستی از غذاهائی حاضری ، فست فود ، سوسیس ، همبرگر ، کالباس و . . . متنفرم. اینکه تو تلوزیون آقایون آشپزی کنند چیز بدی نیس به شرط آنکه خانوما سوء استفاده نکنند ، حتما می فرمائید ، چه اشکالی داره آقایون تو خونه آشپزی کنه ، اشکالی نداره فقط اونی که بلد نیس چه کنه ؟ اشاره می کنند ، هیچی غرغر همسر محترم را تحمل کنه. موضوع اینبار بسیار خوشمزه س ، غذاهای محلی ما : آش دوغ ، کله جوش ، یتیمچه ، آش یارما و . . . که متاسفانه حتی تو روستا اینا رو دخترای امروزی اصلا بلد نیستنند ، ایشش!

نمی دونم چرا بی نام باشه:
متخصص تهیه و پخت کیک، دسر، مربا، ترشی،کوفته، آش و..هستم.فسنجون وقیمه بادمجان می پزم روحت به پروازدر میاد.غذاهای ملل وشهرهای کشورمونم کم وبیش بلدم وعاشق بزقرمه کرمانم... غذای استانمون آبگوشت قنبید. به نظرم آبگوشت باسیرترشی،سبزی و دوغ یه طرف کل غذاهای دنیام یه طرف... نه اسیراسیرم نه زاهدخلوت نشین اوصیکم به اعتدال.

مبینا جوادی از گلستان:
پیام اولی/ سلام ماموری .من خیلی وقته باهاتونم اما اولین باره پیام میدم.غذای معروف اینجا اسمش چکدرمست.چکدرمه با برنج و گوشت و رب پخته میشه.ماها عاشق این غذاییم.هرکی فقط یه بار این اینو بخوره مطمئنم می پسنده.

شبنم 17 خرم آباد:
والا نمیدونم چرا ولی از هیچ غذایی خوشم نمیاد به جز یکی دو مورد! کلا فقط غذا میخورم که نمیرم! ولی غذایی که دوست دارم دلمه برگ مو هست. مخصوصا اون چرب ها که ته قابلمه ن و برشته شدن! یا آش رشته با کشک، لوبیا پلو (لوبیا سبز، چشم بلبلی هم خوبه!) ای گرسنمههه... مامور یه چیز بگم؟ الان که اوضاع اقتصادی بده، کاش این موضوع رو نمیذاشتی آخه خیلیا پول ندارن دهنشون آب میوفته!

مامور معذور:
اتفاقا حواسم بود و منتظر بودم که یکی این رو بگه تا بگم: کی گفته که غذای خوشمزه حتما باید گرون باشه؟ قبلا یه بار دیگه در موضوع خوشی های دسترس درباره سیب زمینی پخته و گلپر و نعناع و... نوشته بودم که کلی برام نوشتن همون موقع هوس کردن! پس ذوق و سلیقه و ابتکار هم خعععلی مهمه... الانم می خوام بگم مثل ما ایرانی ها که کنار اکثر غذاهامون برنج و پلو هست... در بسیاری از کشورهای اروپایی و امریکایی کنار غذاشون پوره سیب زمینی هست و بابااااا: و ما ادریک پوره سیب زمینی! شما هر بار می تونین با یه سبزی تازه مثل جعفری یا حتی سبزی های خشک شده مثل نعنا یه حال و هوای تازه و جدید بهش بدین... کلا سیب زمینی از نظر من میوه بهشتیه! در هر سه حالتش رفیق و پایه است... یا همین عالیجناب: بادمجان! با یه مقدار کمی مرغ و مقداری سبزی... یا از بهترین و متفاوت ترین و سالم ترین نوشیدنی هایی که می تونین بخورین و ماهم این روزا خیلی درست می کنیم : موهیتو هست... آب گازدار... نعنای تازه و یکم لیمو و اندکی شکر... و بدین سان: معراج ارزانیتان باد!

کوثر 16 از سنقر:
السلام علیکم. من درنقش مهاجم نوک حمله و قاتل غذا و میوه تنقلات خلاصه هر چی فکرکنید ظاهر می شم به طوری که اگه من یه هفته نباشم هر چی تو خونه داریم خراب میشه ( مامور معذور: آخی! اینجوری عمل خودت رو توجیه می کنی؟! خدا حفظت کنه که ننه! ) سنقر مال کرمانشاهه و از غذا ها و شیرینی های کرمانشاه کاک نان برنجی بژی برساق و غذاها خورشت خلال دانه کلانه )غلات پخته شده( ترخینه آش نوژی)آش عدس( و کلانه اشاره کرد. اوه روغن کرمانشاهی یادم رفت خیلی رابطمون خوبه با غذا پر از قلب های صولتی.

اسما76:
این آش عشق منه بچه‌ها: آش ترش کوردی. مواد لازم: نخود، به، برگ چغندر، رشته، چغندر، آلو، قیسی، کشمش. همه مواد رو مثل بقیه آش ها با هم مخلوط میکنیم. و بهش پیازداغ اضافه میکنیم تا آش جا بیفته. عاما نکته مهم و اصلی، قبل از سرو آش سماق دم کرده رو اضافه می کنیم و.... اوممم عالیه. عاشقش می شید. البته بخاطر مواد تشکیل دهنده ش بیشتر تو فصل پاییز و زمستون پخته میشه و من باید دو مااااااه دیگه هم صبر کنم. تا اون موقع من چه کنم؟ آقا شکمو چیه؟ من یه عاشقم! خخخخ.

مامور معذور:
پس: عاشقا آمدن " آش " مبارک بادت!

کوثر اسدی ۱۵ کامیاران :
غذای محلی ما کورد ها کلانه هستش معمولا بیشتر کسایی که به کردستان اومدن ، خوردن . و اما در خصوص باقی غذا ها باید عرض کنم بنده بسیاااار شیمکو هستم به گونه ای که از دوستان صمیمی ام جناب یخچال هستن و دستپختمم جوریه که هر کی بخوره تا یه هفته پیشش اسم غذا بیاری غش می کنه!

عاطیناز 23:
تنها کاری که باعشق انجامش میدم آشپزیه! واسه پخت هرغذایی یه ترفند خاص دارم که خوشمزه بشه، به قول اون دوستمون قصدم ادامه تحصیله ولاغیر لطفا صف رو بهم نزنید! من غذاهای متنوع دوست دارم و قابل توجه توپولوها بنده هرچی غذا میخورم چاق نمیشم سعادتیه که نصیب هرکسی نمیشه خلاصه پادشاهی مینومایم...

پری.پرند.۳۱:
مامور یه آش دوغی می پزم که خدایی تو فامیل زبانزد هست از بس خوشمزه میپزم.در جریانی که آش دوغ از معروفترین غذاهای محلی اردبیل هست.

فهیمه 28 شهریار:
من که تو همه غذا ها متخصص هستم و عالی میرم جلو و در آخر گلللللل تامام... حالا منکه غذای محلی خاصی ندارم تو اینجا اما فقط آش دوغ رو اسم میبرم تو غذاهای محلی که خودم کشته و مردشم و عالی هم درست میکنم. یک سالی میشه به خانه برمیگردیم رو نگاه نکردم کلا از بعد ازدواجم من بشمرم ده بار تلویزیون رو روشن نکردم و انگار قهرم با تلویزیون و هیچ سریال و برنامه نگاه نمیکنم اما یادش بخیر همیشه حتما بخش آشپزی به خانه برمیگردیم رو دوست داشتم و نگاه می کردم.

محدثه ۷۹ بچه اراک:
سلام به مأمور (کسره زیر ر )جان! احوالات؟؟ موضوعتون بازم خاص هستش شاید ساده به نظر برسه اما مطمئنم شما ازش یه کتاب فلسفی درمیاری! مأموری دیگه... بله غذای شهر ما آش ترخینه، آش جو (پر از نعنا باسیرابی)، تتالی، آبگوشت دوگوله، آش مصطفی، و سوغات شهرمون فتیر که دیگه تعریف نداره! و خیلی چیزای دیگه نمیگم که دلتون نخواد!درباره شکم هم که به قول مادرم ما بنده و مرید شکمیم!

میترا 17 آبدانان:
سلام ماموری من خیلی وقته که دیدگاه رو دنبال میکنم.... توی این مدت حس می کنم خیلی تغییر کردم. دیگه دنبال مقصر نمی گردم دیگه خوب یا بد بودن مطلق رو به کسی نسبت نمیدم. بیشتر به خودم رجوع میکنم. بعضی وقتها مثل موضوع فرافکنی عمیق به فکر میرم . انگار تازه دارم خودم رو کشف می کنم. دارم تازه متولد می شم وکلی دیگه حرف دارم که بگم اما دیگه طولانی میشه...

فاطمه ۲۰۰۱ آذربایجان :
تو این مدتی که نبودم و پیام ندادم ، کلی فکر کردم : راجع به خودم و راجع به حرف هایی که به من گفتین در مورد نژاد پرستی... چند وقت پیش فکر میکردم نژاد پرست نیستم چون قوم و نژاد خودم رو برتر از بقیه نمیدونستم ولی به قول شما چه یکی رو بکشم بالا چه یکی رو فشار بدم پایین ، اصلا فرقی نداره... همیدم من کسی هستم که زیبایی رو توی سفیدی و زشتی رو توی سیاهی می بینم !! فهمیدم من یه نژاد پرست واقعی هستم . در تمام این سال ها هم فقط خودم رو فریب دادم . اگه یادتون باشه تو اولین پیامی که راجع به نژادپرستی دادم اولش نوشته بودم : من خودم با نژاد پرستی شدیدا مخالفم ! الان می بینم اون جمله شعاری بیش نبود . پذیرش این چیزایی که گفتم خیلی سخت بود برام ، خیلی دردناک بود ولی قبولشون کردم و الان دارم تمام تلاشمو میکنم که این مشکل رو حل کنم ، نمیدونم چقدر طول میکشه ولی تا حل نشه نمیتونم آروم شم ، دوست ندارم نژاد پرست باشم.

مهدی رمضانی ۱۹ بجنورد :
نقطه کور ذهنی یعنی: ما انسان ها خطاهای دیگران را سریعتر و راحت تر از خطاهای خودمان می بینیم. گرایش به این باور که ما کمتر از دیگران دچار خطا می شویم را خطای نقطه کور می گویند. وقتی نمی توانیم خطاهای خود را ببینیم، ممکن است قضاوتها و رفتار های ما آسیب زا بوده و اثرات منفی به دنبال داشته باشد. اغلب مردم فکر می کنند که تصمیم هایی که خودشان می گیرند، عاقلانه تر از تصمیم های دیگران است همچنین اغلب افراد، دیدن خطاهای دیگران را دوست دارند و کشف آن خطاها را ناشی از هوش و ذکاوت خودشان می دانند و مردم غافل تر از آنند که خودشان هم برای بقیه جزو دیگرانند. در تحقیقی که بر روی 600 شهروند آمریکایی انجام شد، نتایج نشان داد که 85 درصد افراد خود را کمتر از میانگین جامعه در معرض خطا می‌دیدند. نتایج تحقیقات به این نکته جالب اشاره می کند که حتی بعد از آنکه خطای نقطه کور برای افراد خاطی تشریح می شود، مقاومت در برابر پذیرش خطا از طرف آنها بیشتر می شود. افراد بیش از آنکه به نصیحت ها گوش بدهند، در نقش والد قرار گرفته و نصیحت نیز می کنند. به طور مثال در بسیاری از کشمکش های خیابانی و یا تصادفات شهری هیچکدام از طرفین حاضر نیستند از مواضع خودشان کوتاه بیایند و در واقع دقیقاً بدلیل بروز همین خطا از سوی دو طرف، کسی حاضر به پذیرش قصور خود نیست.

مامور معذور:
بارها گفتم خدمتتون که موضوع خوب و بد نداریم اما نویسنده خوب و بد تا دلتون بخواد... غذا ویترین و ظاهر ماجراست... پشتش کلی فرهنگ و رسم و رسوم و مختصات هست که نشون دهنده خیلی چیزهاست... از اقتصاد خانواده و شخص بگیر تا روحیات و شخصیتش... مثلا توی خونه ما همیشه غذا و خصوصا شام خوردن یه بهونه و مراسم بوده برای باهم بودن... چون پدرجان همیشه سرکار بودن و باهم بودنمون خیلی وقتها سرشام معنا می شد... برای همین مادرم تا آخرای شب همیشه منتظر می موند تا شام رو باهم باشیم... و افسوس و درد که خیلی از امثال ماها نفهمیدیم و ندیدیم و غذامون رو از دل خونواده برداشتیم بردیم پای تلویزیون و کامپیوتر و توی اتاق و پای تلفن و ... یا جواب نوازش عاطفی مادر رو که با آماده کردن غذا صورت می گرفت و می پرسید غذا چه جوری شده بود رو با تندخویی و بی توجهی و نفهمی! جواب دادیم!
یه جایی می خوندم که توی یکی از کشورهای مهم صنعتی وقتی می خوان کسی رو استخدام کنن اول یه غذا براش تهیه می بینن و نحوه غذا خوردنش رو به دقت می بینن! و خیلی چیزها رو از همون غذا خوردنش غیرمستقیم می فهمن! به غذا خوردن خودم خیلی موقع ها توجه کردم که چرا انقدر هولم! چرا نمی ذارم مزه ها درک بشن و چرا توی لحظه اکنون نیستم!؟! و مدتهاست سعی کردم فرمون رو ول نکنم و ببینم چقدر می تونم ترمز رو بکشم؟! ... شمام یه نگاه با چشمای باز به غذا خوردن خودتون بندازین همچین خالی از لطف نیست!

خب خب خب... بازم رسیدیم به تهش اما تهش هم صرفا یه دوربرگردونه برای یه شروع دوباره!

پس تا شنبه که بازم به امید خدا خدمتتون می رسیم
در پناه خدا و یاحق عزیزانم

در زد کسی، انگار که مهمان داریم
در سفره، گرسنگی، فراوان داریم
امروز پدر ابر زیادی آورد
مانند همیشه شام باران داریم!



مانند همیشه چشمهایم به در است
بر سفره ما جگر نه، خون جگر است
ته مانده ی سفره ی شما را آورد:
آری پدرم مورچه ی کارگر است

ما را نه مگر عشق تلنگر زده است؟
با شعله روشنی که در حر زده است
در تاخت و تاز شمر و ابن سعدیم
در سینه ما: یزید چادر زده است!

هر سه از: جلیل صفربیگی


دل "گرمیم" به حمایت های شما
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس : ۱۶۲
تلفن گویای شبکه پنج:
۲۷۸۶۵۰۰۰ – 021