10000528   @didgah.tv5 
دیدگاه 24 شهر یه ور
نظرتون درباره ما چیه؟
لطفا همین الان الان، بدون هیچ معطلی، ما رو راهنمایی کنین:
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲ / روابط عمومی صدا و سیما
لطفا و حتما از دیدگاه نام ببرید!


جالب انگیز:
اسب ، اسب به دنیا می آید...
اما انسان، انسان به دنیا نمی آید...
باید او را آموزش و تعلیم داد تاااااا انسان شود!
از کتاب دنیای سوفی


سلام سلام صدتا سلام
اینجا دیدگاه است صدای حال دل صادقانه و خالصانه و ملوسانه شما با یوخده انگولک و ناخونک ویرایش گونه مامورانه... خععععلی چی؟ بله خوش اومدین!

قوانین دیدگاه:
لطفا! پیامها در چارچوب موضوعات یا پیامهای درج شده باشن، در ابتدای هر پیام حتما اسم خودتون رو بنویسین در غیر اینصورت درج پیام ممکن نیست... همچنین مشخصات دیگرتون مثل سن و شهر لطفا درج شود ... از چسباندن کلمات به هم و شکسته نوشتن واژه ها نیز لطفا پرهیز فرمایید... سعی شود پیامها هنگام ارسال کوتاه کوتاه و پشت سرهم باشند تا انتخاب آنها بهتر صورت گیرد.


موضوع زیر ذره بین:
قضاوت چیست؟ فرق قضاوت کردن با داشتن دیدگاهی درست چیست؟ یک قاضی برای داشتن یک قضاوت درست و منصفانه چه مراحلی را پشت سر می گذارد و چه ملاحظات و شرایطی دارد؟ چقدر از قضاوت شدن توسط دیگران در ترس و هراس و اضطرابید؟ و چقدر روی خودتان کار کردین تا با قضاوت دیگران به هم نریزید؟ چقدر در زندگی تان قضاوت شدید؟ با ذکر نمونه... ووو حتما حتما از قضاوتهای اشتباه خودتان درباره دیگران نمونه بیاورید! ... اوه اوه نههههه.... درسته که این قضاوت هم یه جور نمونه است ولی نه دیگه از اون نمونه ها نیاریدکه!

نزدیکان به تماس مامورانه:
نگاورا
مهدی برومند 15
صدیقه 35 معلم

فاطمه 17 لاهیجان:
مااامووورییییی ؟! از ساعت هفت تا یک شب هزار بار پیام نمارو چک کردم ببینم بروز شده یا نه ، صفحه اولشم که نگا نمی کردم که ببینم تو چی گفتی ، خدابگم چیکارت کنه ، یهو دیدم نوشتی فوت ناگهانی خوابم پرید ...

جوكار خفر شرقى:
چقدررررر زود گذشت. واقعا درست میگى مامور یه چشم گذاشتیم و برداشتیم شش ماه سال گذشت و چقدر زود پاییز رسید و ناگهان چقد زود دیر میشود... دوستان این عمر ماست كه داره می گذره وگرنه بهار كه روز از نو ... دوباره برای خودش زرق و برقش رو میاره.

عاطفه 19 پرسپولیسی رئالی :
پیام دومی/ واقعا که این باشگاه دیدگاهتون خعلی مشکل داره. از بی معنی بودن و چرت بودن موضوعاتش بگم تا طولانی بودن وخسته کننده بودن متن هاش... این بچه های دیدگاهی هم که انگار رمان تعریف میکنن... اه بابا یکم موضوعات با حال و چذاب یا فوتبالی بذارین... اصن یه نظمی به این باشگاه بدین... باشد که رستگار شوید ایییش اه...

زهرا ۱۹تیر ماهی:
یادمه روزایی که باشگاه تعطیل شده بود روزی ده بار با گوشی خودم و اقوام به روابط عمرمی زنگ می زدم و خواهش و التماس میکردم که برش گردونن. اونقد زنگ زده بودم ک آسی شده بودن از دستم.یادمه یبار یکیشون گفت خانوم دیگه زنگ نزن دیدگاه دیگه برا همیشه رفته . خدا میدونه اون لحظه برا چند دقیقه قلبم از کار افتاد ...یعنی در این حد بهتون وابسته بودم... الان که دارمتون شاید دارم کم کاری! میکنم در حقتون ولی باور کنین دیگه زندگیم مثل اون موقع ها نیست خیلی چیزا تغییر کردن حتی خودمم خیلی بزرگتر شدم و خیلی تجربه ها کسب کردم . که البته بیشتر تصمیمات زندگیمو با کمکهای شما گرفتم... پنج سال از عمر نازنینم حروم شد بخاطر یه تصمیم اشتباه که پدرم باعثش شد به زور شوهرم داد و الان بعد پنج سال پله های دادگاهو میرم بالا و میام . مامور دل تنگم خیلی گله ها داره از خیلیا که زندگیمو خراب کردن ولی بعضی وقتا به این فکر میکنم که اگه این اتفاقا نمیوفتاد الان من اینهمه تجربه نداشتم.با کمک شما دیدگاهیا یاد گرفتم مثبت فکر کنم زندگیمو از نو بسازم.خیلی بیشتر از خیلی ممنونتم مامور باش تا باشیم.

آتنا 19 همدان:
دلم میخواد چیزهای بیشتری درباره ی واقعه ی عاشورا و اینکه امام حسین(ع) جونشون رو واسه چی فدا کردن بدونم، ماموری میشه لطف کنی کتاب در این زمینه معرفی کنی؟مطمئنا هستن کسایی که مثل من دوست دارن در این باره مطالعه کنن.

اسما 76 :
راستی امروز زنگ زدم روابط عمومی، اپراتور محترم بسیار خوش برخورد بودن! عا فردام میرم کتابخونه خدا کنه "حماسه حسینی" شهید مطهری رو داشته باشن... رفتم کتابخونه حماسه حسینی رو داشت. میدونی چی شد؟ متحول شدم. میخوام از این به بعد کتاب تاریخی بخونم، ولی کتاب اول باید جلد و اسم و نویسنده ش جذبم کنه.

نرگس فضل اللهی :
به نظر من عاشورا لحظه به لحظه و سر تا سر درسه. هر اقدام و هر اتفاقش به نوعی چیزی رو بیان میکنه و هدف داره. هرکس به فراخور شعور خودش سهمی برمی داره و درس می گیره. مهم ترین درسی که از عاشورا گرفتم عشق و ایمانه. جایی که عشق به نهایت خودش میرسه و فقط معبود دیده میشه . این خیلی مهمه. از هر کدوم از شخصیت های عاشورا میشه درسی گرفت. من از حضرت زینب درس صبر و استقامت گرفتم.

زهرا بانو 3 قم:
ما رایت الا جمیلا یعنی: رویایی با دشمن باید همراه با ابهت و حفظ عزت نفس باشد.

مهناشونم 16 :
عاشورا یعنی بیاموزیم ادب و وفا را از عباس، شجاعت را از قاسم، ایثار را ازحسین، رشادت را ازعلی اکبر، معصومیت و پاکی را ازعلی اصغر، توبه را ازحر و صبر را از زینب...مگر انسانیت دین دیگری دارد؟ پس بیایید بیاموزیم فرهنگ عاشورایی را...

شبنم 17خرم اباد.:
یکی از برجسته ترینای عاشورا نشون دادن اتحاد و همبستگی بین اعضای خانواده ست. از تلتکست شبکه سه زندگینامه کسایی که اونموقع حضور داشتن رو خوندم ، دیدم همههه باهم فامیل تقریبا نزدیک بودن و غریبه ها انگشت شمار! بعد مقایسه کردم فهمیدم چقدرتفاوت بین ما و اون بزرگان هست! اگه خانواده ما بود که برادر و خواهراهم پشت هم نبودیم چه برسه به فامیلای دورتر!

علی هستم از قم:
پیام اولی / با بررسی میگم: از امام حسینی که ما می شناسیم یک امام حسین فاصله هست. هیچ‌کس‌اهداف امام و یا سیرش توجه نمی کنه. شخصا تمام تلاشم رو تا الان کردم که بدونم برای کی گریه میکنم.

شهین 21 گچساران:
دنیا و آدماش به جاهایی رسیده که هرکسی فقققط به فکر خودشه,که چیکار کنه تا به نفع خودش تموم بشه,کسی دیگه به نظر و عقیده ی دیگری احترام نمی ذاره. حسینی شدن راهش طولانیه و بی نهایت... فقط باید بخوای و یادش بگیری. یا علی...

فرشته 24 دختر لک،دلفان:
سلام کسی مثل من خیلی با خودم جنگیدم. غرورم رو بذارم کنار و با چند نفرکه دلم رو شکستن پا پیش بذارم و آشتی کنم. اما چون از ته دل عاشورایی نبودم بعد چند روز، خلق و خوی حسینی بودن یادم رفت. چقدر بده عاشق کسی باشی اما نشه مثل اون رفتارکنی! یا حسین...

پریناز 19 :
بچه که بودم فکر میکردم ماه محرم یعنی لباس مشکی پوشیدن و سینه زدن و نذری دادن .. وقتی با بزرگتر ها میرفتم مسجد وقتی لامپ ها رو خاموش میکردن تا مردم راحت تر گریه کنن ، وحشت میکردم . هنوز صدای گریه شون تو گوشمه . صدای طبل های هیئت ها که دیگه رو مخم بود . خلاصه خیلی طول کشید تا بفهمم امام حسین کیه و چیکار کرد؟ الآنه که می فهمم اگه دل کسی رو بشکونم یا ظالم باشم امام حسین بیشتر ناراحت میشه...

مهسا 23 اردبیل:
سلام. خوش به حال اونایی که در راه امام حسین شهید شدن. چون لیاقتش رو داشتن. خیلی وقته دارم به این موضوع فکر میکنم که آمادگی ظهور امام زمان رو دارم یا نه؟ دیدم آمادگیش رو ندارم. فقط نماز و روزه و حجاب که کافی نیست. بعضی وقتها فکر می کنم من لیاقتش رو ندارم که در رکاب امام زمان باشم ...

فاطمه از تکاب :
خب عاشورا برای ماها که اهل بیت علیهم السلام رو الگوی خودمون قرارمیدیم نباید فقط به عنوان یه نماد باشه و وقتی هم که میگیم کل یوم عاشورا / کل ارض کربلا معنیش این نیست که هر روز مشکی بپوشیم و عزادار باشیم، نه معنیش اینه که سعی کنیم یه چشم بینا و بابصیرتی داشته باشیم که ببینه واقعا امام حسین (ع) و یارانش چطور سعادتمندانه و باعزت زندگی کردن و حتی تو اون شرایط بسیار سخت کارهای ناعادلانه و غیر اخلاقی انجام ندادن و مثل ماها هی غر نزدن.ماها عادت کردیم هی توی فکرمون بچرخیم و بچرخیم بعد یه خاطره نحیف گوگولی که پیداکردیم هی بگیم خدایا من چقدر بدبختم و اینا. وقتی حضرت ابوالفضل (ع) کنارآب بودن اما بخاطر بقیه آب نخوردن چیزیه که به انسانیت معنی داده.

یاسی عشق ریاضی :
من میگم کاش این کارای خوب و حسینی بودن فقط در این دوره ی خاص نباشه و ادامه دار باشه . کاش بیشتر به دلیل قیام امام حسین فکر کنیم و سعی کنیم روش زندگی رو از ایشون یاد بگیریم.

فاطیما 15:
سیصد و پنجاه و پنج روز سال روی شیطان و سفید می کنیم توی محرم قیافه زاهد پاک سرشت رو به خودمون می گیریم اما بعدش روز از نو،عزاداری هامون بوی ریا میده بوی عشق نمیده که اگه عاشق بودیم همیشه اعمالمون بوی حسین میداد ما سست اراده ایم اگر نه انسان بودن و حسینی بودن مناسبت نمی خواد.

هاهاهانیه :
در راستای حرف های اسما ۷۶ باید بگم ‌که بله خواهر جانم ، اتفاقا . . . دقیقا بخاطر همون گسترش رسانه و پخش فیلم ها که باعث وهن مذهب می شه ، تمامی مراجع قمه زدن علنی رو حرام اعلام کردند . یکمم فتوا ها رو بریزیم تو دیدگاه ها. می شه؟ نمی شه؟

عاطفه 29 اصفهان:
قمه زدن رو واسه این منع کردن که افراد سودجو برای خراب کردن دین از این صحنه ها سوء استفاده میکنن. اسلام رو خشن جلوه میدن. درسته این کار از سرعشقه ولی بهتر از این کار خون دادن هست به کسی که نیاز داره. با این کار امام حسین خیلی راضی تر و خشنودتره... باور کنید امام حسین به پیراهن مشکی من و تو هیچ احتیاجی نداره. به سینه زدن های ما احتیاجی نداره. هدف از این عزاداری ها فقط زنده نگه داشتن نام امام حسین هست. واسه این گفتن عزاداری ثواب داره که هدف امام حسین فراموش نشه. فقط عزاداری نکنیم، انسان هم باشیم. یک عزادار واقعی همه رفتارهاش حسینی هست.

اسماگلی :
حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود ! حیف که زخم های تنش را نشانمان دادند وبزرگترین دردش را "بی آبی " نامیدند ! دکتر علی شریعتی

فرزانه نصرالهی 18 سنندجی:
سلام. متاسفانه خیلیا هستن که فکر میکنن ما اهل سنت امام حسین (ع) رو قبول نداریم، که این از مطالعه ی کم اون دسته راجع به ما سنی مذهب ها نشات میگیره. چون ما مشکی نمی پوشیم و عزاداری نداریم دلیل بر قبول نداشتن و عدم دوست داشتن امام حسین(ع) نیست.مگه میشه نوه ی آقام رسول الله (ص) رو قبول نداشت؟ از رسول خدا(ص) سوال شد این خویشاوندان شما کیست که محبت و دوستی آنان بر ما واجب شده است؟ رسول الله (ص) فرموند: علی، فاطمه و دو فرزند او (حسن و حسین) ... گاندی (رهبر استقلال هند) راجع به امام حسین (ع) میگه: من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین پیروی کند. محمد علی جناح (قاید اعظم پاکستان) راجع به امام حسین(ع) میگه: هیچ نمونه‌ای از شجاعت، بهتر از آن که امام حسین از لحاظ فداکاری و تهور نشان داد در عالم پیدا نمی شود. به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربان کرد پیروی نمایند.

زهرا حصاری ۱۶ نیشابور :
منم با رودابه موافقم. واقعا بی انصافیه اگه اینهمه شور و هیجانی که مردم در محرم دارن رو نادیده بگیریم . حتی اگه سینه زدن ها برای امام حسین (ع) ظاهری باشه . به قول رودابه ی گل ، مردم ما انصافا پایه هستن . باید بیاین اینجا که ببینین روستاهای اطراف و همچنین روستای پدریم / مادریم ، چقدر در این ایام شور و غوغا دارن . انقدر عاشق امام ( ع) هستن که با کم پولی هم مراسماتی می گیرن ( مخصوصا تعزیه) که از بزرگ ترین تعزیه خوانی ها در دنیاست . باید با چشای خودتون ببینید هزاران نفر هفت هشت ساعت پای تعزیه ها می شینند . اگه این عشق به امام حسین (ع) نیست پس چیه؟ حتی برای ده روز . اصلا برای یه روز.

سعید 29 ابهر :
پیام آبجی رودابه واقعا عالی بود ، ما باید به نیمه پر لیوان بیشتر توجه کنیم ، عزاداری های با این عظمت و مخصوصا راه پیمایی اربیعن که میلیون ها عاشق با پای پیاده به کربلا مشرف می شوند ، مسائل حاشیه ای و مشکلاتش در برابر این عظمت خیلی کمه... عاشورا دو صفحه دارد ، صفحه سیاهی و صفحه نورانی ، یک صفحه پر است از سیاهی ، زشتی ، بدی ، ظلم و ستم و رفتارهای رذیلانه . اما صفحه دیگر پر است از نور ، ایثار ، مجاهدت ، خوبی و هزاران نکته انسانی دیگر ، متاسفانه بیشتر از صفحه ظلمانی حرف زده شده و ازصفحه نورانی کمتر گفته شده .

فاطمه و سپیده :
یه چی بگم ؟ تو روضه ها میگن امام حسین و بچه هاش بی آب بودن... ولی حقیقت اینه که امام ما از بی آبی به شهادت نرسیدن بخاطر زنده نگه داشتن دینمون به شهادت رسیدن!

رضا در مسیر خوشبختی :
دیدگاه برای من جای متفاوتیه ، دوستانی با حرف ها و بحث های متفاوت و جالب . دوس ندارم در بحث کردن در مورد موضوعات افراط کنم !واسه همین فقط بسنده کردم به اون حرفایی که نوبت قبل در مورد واقعه کربلا گفتم . تصمیم گرفتم این نوبت درباره موضوع چیزی نگم چون بهتر از اینه کو حرف تکراری بزنم . . و به نظرم این راه برام درست تره ; زیرا از تظاهر کردن به آگاهی و شناخت و تقوا بهتره!

سجاد 19 آلمجق:
ادعای انسانیت آسان است اما انسانیت را عمل دارد ثمر . حسین اهمیت نماز را به عمل نشان داد حق و باطل را به عمل مشخص کرد اگر به صد زبان و قسم باطل را آشکار می کرد و پند می داد صدایش کمرنگ تر از حال بود. به نظرم بزرگترین درس عاشورا و منظور حسین عمل کردن بجای ادعا بوده کاش مدعین انسانیت و حقوق بشر علاوه بر نام گذاری خود به القاب جالب کمی عمل هم سرلوحه کارشان باشد /بزرگی سراسر به گفتار نیست/ دوصد گفته چون نیم کردار نیست/استاد سخن پارسی: سعدی.

رها حسینی راد:
به نظر من وقتی به یک مسیر، دین و یا هر چیز دیگه ای علاقمند میشیم به تقلید یا پیروی قبلا از هر چیزی باید نسبت به اون به شناخت کامل و جامع برسیم.فی المثال از هر کسی بپرسی راه امام حسین چی بوده اطلاع خاصی نداره جز دفاع از دین و امر به معروف ولی دوسش دارن چرا ؟چون جز سنتهاست! من اگه مثلا یه چیزی رو دوست دارم باید بدونم دلیل و ماهیت و خاصیتش چیه!؟ ... بسیار ذوقمند شدم از دیدن اسمم به نزدیکان تماس.

مریم ۱۸ سقز :
ماموری بعضی وقتها فکر می کنم که چون سرم شلوغه و درس دارم واسه همین از یاد امام حسین غافل میشم ولی خودمم میدونم که درس بهانه ست حقیقتش اینه که حسینی بودن فقط به سینه زدن و هیئت رفتن نیست و همونطور که آبجی فاطمه از کرمان گفت واسه حسینی بودن باید اخلاق و رفتار حسینی داشته باشیم و انسانیت رو فراموش نکنیم.

سعیده نبی زاده:
حسینی بودن به نظر من یعنی کارهای واجبت رو رو انجام بدی هیچ مستحبم در حد توانت انجام بدی مثلا درست خوبه به دوستت کمک کنی زکات علم یاد دادنه دیگه ولی ما خساست به خرج میدیم شیطانه دیگه. دنیا طلبی و خودخواهی باعث لنگیدن مون توی عمل میشه. با اینکه جنگ نیستش بعضیامون در انجام واجبات گاهی تنبلی می کنیم چطور میتونیم مدئی بشیم که یار امام زمان خودمونیم. من هنوز اونقدرها رشد نکردم بعدش هیچوقت از دسیسه های شیطان و نفس خودم مطمئن نیستم فقط دعا می کنم جز لشکر کفر نباشم، عاقبت به خیر بشم و بشیم.

فاطمه قادری 18 كرمان :
بعضی از بچه ها حرفای قشنگی زدن آره واقعا الان راحت میتونیم ادعا كنیم كه اگه ما تو ظهر عاشورا حضور داشتیم بدون شك به یاری امام حسین (ع) می رفتیم و بهشون كمك می كردیم ولی چرا الان كه امام زمان(عج) هست دیگه از این ادعاها در مورد ایشون نمی كنیم؟

زهره 76 جیرفت:
سلام، بنظرم اگه می خواییم جزئی از یزیدی ها نباشیم باید امام زمانمون را بشناسیم و بدون چون و چرا به دستورش عمل کنیم. دوست داشتن تنها کافی نیست خیلی ها اطراف امام بودند ولی چه فایده؟ که امامشون را تنها گذاشتن!

شقایق 18 :
كربلا همین كوچه های باریك دوستی و دشمنی دل ماست . خوبه كه بزاریم خون بر شمشیر دشمنی پیروز بشه ولی این دفعه با راه درست... درك من از عاشورا عاشقانه ایستادن پای حرف و باوری دلسوزانه ولی جدی و اینده ساز است ... حسین را گر خواهی شناسی دلت را بین بعد مدعی باش ...

میترا 17 آبدانان:
به هیچ عنوان به این درک از واقعه عاشورا و هدف امام حسین از این قیام بزرگ نرسیدیم که هر روز رو عاشورا بدونیم وگرنه این همه فقیر تو کشورمون نبود این همه بچه ی کار تو خیابون ها دستفروشی نمی کردند. واقعا نمیدونم چه جوری میشه به همچین درکی رسید شاید فقط با ظهور آقا امام زمان عج بشه به هدف امام پی برد.

زهرا از همدان:
برداشت من از واقعه کربلا دفاع ازحق مظلوم در برابر ظالم، امر به معروف و آزادگی است... ده روزاول به فقرایتیمان کمک می کنیم، برای امام حسین )ع) عزاداری می کنیم اما بعد محرم همه چیز را فراموش می کنیم. حق دیگران را می خوریم. قضاوت می کنیم. عاشق حسین باشی اما راهش را نری؟؟؟ خوب بودن زیادهم سخت نیست به شرطی که جلوی زبانت را نگه داری. چشمانت را در برابر نامحرم آلوده نکنی. رفتارت را خوب و دلت را پاک کنی و بخشنده باشی و موقع سختی ها "ایمانت" را ازدست ندی .

درنا 25 تبریز:
به نظرم وقتی یه کار خوبی تو ذات آدم نهادینه بشه، وقتی به کاری ایمان داشته باشی و اونو از سر علاقه انجام بدی نه به خاطر گرفتن پاداش، ریاکاری یا از سر تکلیف و وظیفه و... ، این عمل هیچ وقت برات تکراری و خالی از لطف نمی شه و به نحو شایسته و نیکویی انجام می پذیره و تداوم پیدا می کنه... مأمورکم! منم سعی می کنم کسی رو قضاوت نکنم ولی یهو به خودم می آم و می بینم قضاوت که سهله، حکمم صادر کردم و دارم می برمش بالای چوبه ی دار ! اووف!

نغمه رفسنجون :
روز عاشورایی همسایه مون ( یه دوتا کوچه بالا تر از کوچه ما ) آبگوشت می پختن ، همه همسایه ها قابلمه دادیم برامون نگه دارن ، ظهر رفتیم گرفتیم ، مامور شما بهمون یاد دادی که قضاوت نکنیم ، خب منم نمیخوام قضاوت کنم! بنده خدا شاید غذاشون کم بود یا هرچی !! اما به جان خودم تو هر قابلمه یه کاسه آبگوشت ریخته بود !! خب دستشونم درد نکنه ، جاتون خالی ما خوردیم ، همون یه کاسه به یخچالم رسید ! خلاصه صبحش خونه ی داییم مراسم دعا بود موقع خوندن روضه امام حسین و علی اصغر ، همه زااار میزدن ! چشمت روز بد نبینه مامور ، همینکه روضه تموم شد همسایه های گرام ، نشستن دور هم شروع کردن به فحش و بد و بیراه گفتن به اون بنده خدا که چی ؟ چرا کم آبگوشت داده بهشون ! منم عصبانی شدم ، گفتم شما تا همین دو دقیقه پیش داشتین برا امام حسین گریه میکردین حالا دارین غیبت میکنین ؟ گفتن ما رو مسخره کرده با این آبگوشت دادنش ؟ گفتم بابا ، شاید غذاشون کم بوده ، ولش کنین بابا ، نذرشون قبول ! دیدم نههههه ول کن ماجرا نیستن گفتم شما بیاین نذری بدین بهترشو بدین ، اصلا همین قدر بدین ! دیگه چی میگین ! مامور عاقبت حریفشون نشدم غیبت نکنن بلند شدم اومدم خونه مون!

پریسا مدل 71 لرستان:
یه خانوم گفت تو پول دادی هیئت، زیاد غذا ببر. گفتم نه جانم یه دونه کافیه خیلی گشنه تر ازماهم هست... گفتش وااااا بیخیال این چیزا، فلانی رو ببین چقد پولداره ده تا غذا برد. گفتم خب چه اشکالی داره؟ از کجا می دونی برای خودش برده یا داده یه نیازمند؟ من و جنابعالی فلانی نباشیم که یکی دیگه مثل الانه خودت غیبتمون رو نکنه. دیگه چیزی نگفت! ... یعنی این چیزارو ازخودت یاد گرفتم قبلا منم بعضی چیزا رو رعایت نمی کردم. حالا که فهمیدم به دیگران میگم اونام متوجه شن... همسایمون با خواهراش واسه عروس دومادهایی که بضاعت ندارن جهیزیه جمع می کنن. چندتا تیکه از وسایل جهیزیه خودم رو بهشون میدم چون اصلا هنوز باز نشدن. مگه میشه من مبل داشته باشم فرشهای شیک و انواع وسایل برقی. یه دختر جوون دیگه مثل خودم یه کم اون ور تر هیچی نداشته باشه؟!

الهام 24 بیرجند:
مأموری واقعأ اون خواهرعزیزم راست گفتن. حالا بماند ک تمام حرفاش رو ندرجیده بودی... ما اهل سنت هم نارحتیم از واقعه کربلا ... حالا چون مشکی نمی پوشیم وعزاداری نمی کنیم که دلیل نشد .. نمی خوام قضاوت کنم چون فقط حق قضاوت کردن با الله است و بس....

محدثه از آبدانان:
راستش حرفات روم تاثیرمی ذاره ،من خیلی بخاطر عصبانیت و شکست عاطفی چیزی که فکرام رو درگیرمی کرد و باعث غم و گریه می شد کسی رو که دوست داشتم قضاوت کردم که شایددددد آروم شم!

نیلوفر79:
خوشبحالت مأمورهیچ مشکلی تو زندگیت نداری!!!! البته چشم حسودات کور ماشالا با این سن وسال بازم پرانگیزه وشادی ولی من وقتی شکست می خورم کلی افسرده میشم. بعضی وقتها اصلأ دوست ندارم زندگی کنم... آخه مگه میشه یکی مثه من اینقدر بدبخت باشه؟

مشخصات محفوظ:
واقعا این قضاوت کردنه عجیبه! یادمه پارسال رفته بودم نماز خونه مدرسه که نماز بخونم،یهو یکی بچه های انسانی منو دید و پرسید عه فلانی!؟ اومدی نماز؟!!! گفتم: بله. چطور؟ گفت بهت نمی خوره نماز خون باشی! .... خب چرا؟چون اونجوری با حجاب نیستم؟ ووو یادم نمیاد دیگه تو مدرسه نماز خونده باشم!

ریحانه 17 مشهد :
یعنی عاشق کنایه ی این بیتم : غم مرا دگران بیش می خورند از من / همیشه روزی من ، رزق دیگران باشد !...

معصومه از رفسنجان:
چی بگم؟ 30 ساله. به همسرم میگم بیا بریم شمال. میگه نمی بینی جاده ها شلوغ وترافیکه. یه چیزی بهش بگوماموری .اعصابم رو خرد کرده.

مامور مسئول:
خب گوییا شما منظورتون این بود که معصومه از رفسنجان 30 ساله ولی خیلی چون در هم برهم نوشتین و پر از غلط و نیازمند ویرایش بود و من کمی ماله کشیدمشان، اما فعلا که انگار نوشتین: 30 ساله که به شوهرم می گم بریم شمال و غیره و غیره... لطفا روشن/ خاموش بفرمایید بلکه صاف و صوف شویم! ... عاما پدر آمرزیده! چرا ما رو درگیر مباحث خانوادگی می کنین؟ خب الان من این رو جواب دادم از فردا پیام می یاد بچه ام روی فرش چیز می کنه و گلهاش رو آب می ده چنار بشه، چه کنم؟! خب من مامور بدبخت چه کنم؟ مگه من آبیاری گیاهان پشمی طور رشته ام بوده خو؟ بعد حالا اومدیم و پا رو از شماره یک و آبیاری فراتر گذاشت! اون رو دیگه چه باید کرد؟ فلذا در امور خانوادگی کمتر دخالت می کنم بلکه رستگار شوم... نقل است که شوهری زنگ زد به مدیریت هتل و گفت: می خوام با مدیر مجموعه حرف بزنم... مدیر گفت: امرتون؟ شوهر گفت: چرا پنجره های اتاق رو نرده زدین؟ مدیر پرسید: چطور مگه جانم؟ شوهر ادامه داد: برای اینکه من و زنم باهم دعوامون شده! مدیر توضیح داد: ببخشید ما توی مسایل خانوادگی کسی دخالت نمی کنیم! شوهر گفت: فعلا که خیلی دخالت کردین، خانومم عصبانیه، می خواد خودش رو از پنجره پرت کنه پایین، نرده ها نمی ذارن! بخشکی شانس!

الی از روستا:
مامور،میشه خواهش کنم ازت منو راهنمایی کنی؟من شاکی ام!من از خودم شاکی ام!..بایدشکایت از خودمو به کی ببرم؟.خسته شدم...دیگه این من قابل تحملم‌ نیست!اخلاقی که نمیدونم‌ چطور تغییرش بدم!یکروز بیشتر نمیتونم همسر مو تحمل کنم، اشتباهاتش زود منو عصبی میکنه،به طرز بدی اعصبانیتمو‌ می‌ریزم بیرون!دلم میخواد برگردم به زمانی که با پدر مادرم زندگی میکردم..اما یکی بهم نهیب میزنه ایراد از خودمه،من تو همون مدتی که با پدر مادرم زندگی کردم با اون همه که دوستشون‌ داشتم سروتهشو‌ هم بزنی براشون دختر خوبی نبودم،ناسازگار بودم.پس ایراد از منه!حالم از خودم بده... من شاکیم.

رودابه روشنی کرمانشاه:
.... درسته که عزاداری واسه امام حسین(ع) مستحبه ولی همین مستحب هزاران واجب رو درخودش پوشش میده. نمیشه گفت:سیاه نپوشیم،عزاداری نکنیم یا نذری ندیم ممکنه خیلی ها با دیدن همین رسم و رسومات وهمین چند روز از درون فرو بریزن و دست به خودسازی بزنن! فقط واجبات که مهم نیست برای رشد کردن هم پوست دین لازمه هم مغز دین...متأسفانه بعضی هامون به مغز دین می چسبیم و پوست نداریم و بعضی هام به پوست می چسبیم و مغز نداریم!

شکوفه 22 کرمانشاه:
ماموری دقیقا با حرفاتون موافقم فکر کنم بعضی ها مشکل اعتقادی ندارن ولی فکرشون خرابه. برای همه و همه چی فتوا میدن, و هی درست وغلط میکنن ولی نتیجه حرفاشون رو نمیدونن. علت مشکلات رو هم بقیه میدونن خودشون هم از زیر وظیفه انسانیشون شونه خالی میکنن حالا هرچی بگو خودسازی...

محمدم 8 آبانی:
امام حسین علیه السلام بخاطر کفری که می خواست دوباره علنی بشه قیام کرد و کارهای فرهنگی و خطبه های حضرت زینب و حضرت امام سجاد علیه السلام باعث شد دوباره کفر علنی ظهور نکنه و به دوران جاهلیت بر نگردند... بنظرم چون از نگاه احساسی و زود گذر فقط به واقعه ی عاشورا نگاه می کنیم از زاویه اجتماعی، فرهنگی، سیاسی بهش نگاه نمی کنیم به حضرت زینب گفتند: چی دیدی(واقعه عاشورا) دختر علی علیه السلام؟ فرمودند: جز زیبایی چیزی ندیدم!

فائزه و ساجده:
سلام دیدگاهی های عزیز ماهم دوستون داریم. وای بچه ها شما ها خودتون رو واسه مدرسه ها آماده کردین؟ ... من هم ترس دارم و هم زوق وای.

مامور مسئول:
از ذوق! شما کاملا مشهوده که ترس هم همراهشه... خدا به همه معلمها صبر بده... به شاگردهام همیشه می گفتم دعا می کنم خدا روزی تون رو معلم شدن قرار بده تا ببینین یه تنه باید چندتا.... چیز... اهم... آدم! ذوق زده / نزده رو "پذیرا" باشین! انصافا می خواستم بنویسم پذیرا چندتا واژه دیگه هم سمت نیمکت ذخیره ها دویدن و می گفتن پنالتی رو من بزنم! من! تو لو خوووودااااا... عین باشگاههای وطنی! ... گفتم بذار پذیرا رو استفاده کنم، یوخده محجوبانه تره...

فاطمه باغملکی 18 :
مامور جان معلم شدم . انشاءالله لایق شغل انبیا باشم تشکرات بابت دعاها و حرفاتون .

صدیقه 35 معلم:
سلام. چند ماهه که نشدنهای زیادی رو پشت سر هم تجربه کردم. تو تمام زمینه ها... نتونستم هضم کنم این میزان از بد بیاری رو... فقط سکوت کردم و اشک ریختم و به خدا گلایه کردم... قبل محرم به امام حسین گفتم: انگار من مردم، فقط ازت زنده شدن دوباره ام رو می خوام ... نتونستم براش اشک بریزم خالصانه. همش قاطی می شد... یا قلبم سنگ شده یا حرف و شعر و سخنی شور انگیز و شعور انگیز نشنیدم .امروز بعد نماز صبح زیر پتو رفتم از سرما، صدای چاووشی خوا نی تو همسایگی بلند شد که بدرقه زائر های کربلا رو میکرد پر سوز و خالص ،چه کربلاست که انسان به هوش می آید هنوز ناله زینب به گوش می آید. چشمه های اشکم جوشید تمام صورت و به گلوگاهم رسید. اشک امام حسینی. حالم خوبه توش شریک باشید ممنونم.

فوزی 19 سرپلذهاب:
سلام به همگی، راستش ماموری جون یکم که روحرفات دقیق شدم ،دیدم مگه نه اینکه امام علی (ع) می فرمایند:دشمن ترین دشمن تو همان نفس درون توست، فلذا برای من صحنه کربلا درونم تداعی میشه،هردم که بتونم با نفس خودم وتفکراتی که من رو به بیراهه میکشه بجنگم ،وراه درست وپیدا کنم، برای من که یه دخترم عزتم در حجابمه عزتم درپاک بودن ودوری ازپلیدی وبیزاری از نگاه بد به نامحرمه ، درست همون طور که خدای مهربان امر کرده، عدالتم برای مواقعی که زود قضاوت نکنم و اگه اشتباهی مرتکب شدم بپذیرم وربطش ندم به عالم وآدم، دور بشم از هوا های نفسانی و دروغ وغیبت وخیلی موارد دیگه ،بتونم خشمم رو کنترل کنم و یه آدم مفید برای خودم وخانواده وجامعه ام باشم ، به راستی که کربلای من درونمه و ونفس درونم دشمن منه...

مهدی برومند 15:
امام حسین علیه السلام از خردسالی مدافع حق و حقیقت بودند. اگه ایشون قیام نمی کردند ، اگه اون اتفاق ها نمی افتاد ، امروز حتی نامی از اسلام وجود نداشت. امام حسین علیه السلام برای مصلحت جامعه قیام کردند. این نشون دهنده اینه که امام ، نفع عمومی رو به منافع شخصی ترجیح می دادند. چه کسی حاضر میشه اربا اربا شدن فرزندش رو جلوی چشمش ببینه؟ چه کسی حاضر میشه خانواده اش به اسارت بره؟ چه کسی حاضر میشه بر بدنش اسب بتازند ولی اجازه نده دین و انسانیت به باد بره؟ امام حسین ، خواهان حق و عدالت بودند و حاضر شدند از همه چیز بگذرند. اما خود بینی و دنیا پرستی عده ای باعث شد علاوه بر جا زدن ، حتی نامه هایی که به امام دادند رو هم انکار کنند. وقتی دیدند از این نمد کلاهی گیرشون نمیاد ، امام رو تنها گذاشتند. اما حالا بعد از 1380 سال ، چه کسی محبوبه و چه کسی ملعون؟ مگه میشه این همه سال ، به زور نام کسی رو زنده نگه داشت؟ ... عاشورایی بودن یعنی اینکه فقط خودت نیستی ، دیگران هم هستند. خواسته یا ناخواسته سرنوشتت در گرو اعمالته. عاشورایی بودن یعنی سرت تو لاک خودت نباشه و بی تفاوت نباشی. طرف حق رو بگیری ، حق و ناحق رو بشناسی. بدونی در برابر هرچه میدونی و می تونی ، مسئولی... میدونیم ، شنیدیم ، برامون گفتن.. اما حکایتمون مثل اون طوطیه که یه عمر اسم خدا رو بهش یاد دادن و به زبون آورد ولی لحظه ای که گربه حمله کرد ، جز جیغ و داد چیزی برای گفتن نداشت. مشکل از حرفامون نیست ، از دلامونه که برای دیده ها جاداره اما جایی برای نادیده ها توش نیست ... و چه بسیارند نادیده ها...

زهراییی:
"کل و یوما عاشورا کل الارض کربلا" به نظر من یعنی شرایط برای زنده نگه داشتن اسلام (بعنوان هدف اصلی از قیام عاشورا) و مبارزه با یزید موجود زمانه با سخت ترین شرایط در هر لحظه و هر مکانی وجود داره...دوست دارم یه ربطی بین این و نفس آدم پیدا کنم نمیتونم!

نگار/ نگاورا :
ما هر لحظه در مرز بین حسینی یا یزیدی بودنیم و مجبور به انتخاب یکی از اونا، من هر آن حوایی هستم که دستش به سمت سیبی دراز شده، من همیشه پسر نوح هستم که تصمیمم فقط در چند ثانیه تعیین میکنه که تو کشتی هدایت باشم یا غرق در دریای حماقت! مامان جان! کسی که فقط اشک میریزه شاید حتی با استفاده از فضا برای گرفتاری های خودش! بازم عزیزه. ولی کسی که با درک عاشورا، با عشق گریه میکنه عزیز تره. و کسی که نمیذاره اشک هاش جلوی دیدن اصل راهش رو بگیرن و دست به کار میشه و حسینی "عمل" میکنه از همه عزیز تره! من شاید خودم هیچ کاری نکنم اصلا شاید توانش رو ندارم! پس قضاوت حق من نیست. شاید پیامی از من حقیر بر ذهن عزیزی که توانمنده اثر بذاره و اون دست به عمل بزنه! همین هم برام ارزشمنده. امتحان بنده ها تاریخ معینی نداره، هر روزه...نامه ی اعمال کسی از غیب نوشته نمیشه که شگفت زده بشه. یه دانش آموز هر چقدر منتظر و هیجان زده باشه برای گرفتن نمره ش، ولی خودش از اوضاع امتحانش با خبره! به امید رو سفیدی هممون...در پناه حق.

مامور مسئول طور:
خب خب خب
بریم سراغ موضوع بعد و پیامای بعد و دیدگاه بعد...
بفرمایید منتظریم... تا چهارشنبه به امید خدا ... با کلی ذوق و شوق و امید و این حرفها چشم انتظارتونم
هر چند بعد از به روز شدن سایت و پیام نما مدام پیامهاتون رو می خونم...

خیلی ارادت و خیلی احترام و خیلی از این حرفها !!
ووو در پناه خدا و یا حق!


اشکم چهل شبانه نشست و شراب شد
وقتی چکید، خانه ی غم ها خراب شد
یک قطره روی شاخه ی خشک شبم چکید
روز از شبم جوانه زد و آفتاب شد!
هر چیز رنگ واقعی اش را به رخ کشید
"خوب" از خودش برآمد و "بد" بی نقاب شد
پایم که لنگ بود، به شوقت به سر دوید
قلبم که سنگ بود، ز سوزت مذاب شد
دریای رحمتی و لبت خشک مانده است
بعد از تو بوسه بر لب خشکیده باب شد
آتش ز سوز ناله ی دردانه ی تو سوخت
آب از خجالت لب خشک تو آب شد!
از خون خویش در رگ تاریخ ریختی
سیر حوادث از پس آن در شتاب شد
ترس از دلم گریخت، همان ترس کهنه ای
کز ابتدا میان من و حق حجاب شد
باز این چه شورش است که در سینه ام به پاست؟
در سرزمین مرده ی دل انقلاب شد
محمدرضا طاهری


دل "گرمیم" به حمایت های شما
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲ روابط عمومی صدا و سیما