10000528   @didgah.tv5 
دیدگاه 27 شهریور
دیدگاهتون درباره ما چیه؟
لطفا همین حالا، بدون درنگ، ما رو راهنمایی کنین:
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲ / روابط عمومی صدا و سیما
لطفا و حتما از دیدگاه نام ببرید!


عرض سلام و درود و های ویجه
خدمت یکان یکان عزیزان جان / علاقمندان بادمجان!

به دیدگاه ما و خودتون و خودشون خیلی خیلی خوش نزول اجلال نمودندی....

این دیدگاه مثل هر شب نیست و هر شبی هم که دیدگاه ما برپا نیست!

بفرمایید داخل ... اینجا دیدگاه چهارشنبه بیست و هفتم شهر یه ور... رفتیم که بریم داخل پاییز رنگارنگ و برگ ریز... فصل انار و ... آخ انار انار بیا ... اهم ایهیم... بفرمایید...


قوانین دیدگاه:
لطفا! پیامها در چارچوب موضوعات یا پیامهای درج شده باشن، در ابتدای هر پیام حتما اسم خودتون رو بنویسین در غیر اینصورت درج پیام ممکن نیست... همچنین مشخصات دیگرتون مثل سن و شهر لطفا درج شود ... از چسباندن کلمات به هم و شکسته نوشتن واژه ها نیز لطفا پرهیز فرمایید... سعی شود پیامها هنگام ارسال کوتاه کوتاه و پشت سرهم باشند تا انتخاب آنها بهتر صورت گیرد.


موضوع زیر ذره بین:
قضاوت چیست؟ فرق قضاوت کردن با داشتن دیدگاهی درست چیست؟ یک قاضی برای داشتن یک قضاوت درست و منصفانه چه مراحلی را پشت سر می گذارد و چه ملاحظات و شرایطی دارد؟ چقدر از قضاوت شدن توسط دیگران در ترس و هراس و اضطرابید؟ و چقدر روی خودتان کار کردین تا با قضاوت دیگران به هم نریزید؟ چقدر در زندگی تان قضاوت شدید؟ با ذکر نمونه... ووو حتما حتما از قضاوتهای اشتباه خودتان درباره دیگران نمونه بیاورید!


نزدیکان به تماس مامورانه:
زهرا از همدان
حسین صالح جعفریه
و سجاد 19 آلماجق


فوزی 19 سرپلذهاب:
ماهرگاه به داوری و قضاوت دیگران می نشینیم، به گونه ای سخن می گوییم که انگار انتخاب های آنان کاملا آزاد و بی قید و شرط است، درحالی که وقتی خود متهم به انجام عمل اشتباه می شویم، ازداورانمان می خواهیم که فشارها و محدودیت های گوناگون را که بر اعمال ما اثرداشته در نظر بگیرند... بیشترخوش داریم هنگام حرف زدن در مورد دشمنانمان آزادی شان را مهمتر از آنچه هست نشان دهیم!!! از: دارل کوئن . آی ماموری جون یادته رفیق؟ این جالب انگیز رو چند روز قبل از به کما رفتن و تعطیلی دیدگاه گذاشتی. واقعا چقدر همه چی زود گذشت اما دیرگذشت !

نیلوفر:
مامور گفته بودم خوش به حالت که هیچ مشکلی توی زندگیت نداری! از موضوعی که گذاشتی فهمیدم از اینکه درباره ات قضاوت کردم ناراحت شدی یا یه جورایی تعجب کردی.... ولی من اصلا منظورم قضاوت کسی نبود. میشه مثبت اندیش باشی و بگی خدا را شکر خیلیا دوست دارن جای من باشن... پس هنوز امیدی برای ادامه هست ولی مطمئنم هیشکی دوست نداره جای من باشه.

هانیه و کوثرخوی:
سلام مامورکم به روابط پیام دادم تشکر کردم, با جواب به معصومه خندیدم. بعدش با پیام خودت و باغملکی و صدیقه جون بخدا گرییدم... تو رو خدا حرف از معلمی نزنین چون نمیشه معلم بشم گریه ام می گیره...

معصومه از رفسنجان:
من .... سالمه. به بچه ها نگیا... بذار فکر کنن 30 سالمه. خداخیرت بده با این موضوعات وحرفات... وقتی می خونم دلم بازمیشه و یه چیزایی هم یاد میگیرم. ممنون باهات انرژی میگیریم... توکه به قول مادربزرگم شفا نمیدی خو کورهم نکن.حاج آقایی که از شبکه خبر و بیست و سی نمی شد جداش کنی... حالاهی جوابت رو میخونه و میگه: دمت گرم. بعد میخنده... هی ماموری ما ز تو چشم یاری داشتیم. حالا به ماکه رسید. دخالت نمی کنی؟ درستش اینه که 30 ساله ازش می خوام یه مسافرت شمال بریم. هی میگه شلوغه . اینقدر کشته داده و ال و بل... توهم که با این جوابت لبخند رو به لبش آوردی . نخواستم...

مامور مسئول:
یعنی 30 ساله هی شما می گی بریم شمال؟... و 30 سال هم ایشونم می گه: نعععع شلوغه؟! بابا چه پشتکاری دارین دوتایی؟! یکی تون کوتاه بیاد دیگه! ... بعد حالا چه اصراری هست برای شمال؟؟؟... شما اگه این سی سال رو به چهار یا شش یا هشت قسمت مساوی تقسیم می کردی احتمالا بهتر نتیجه می گرفتیا ... مثلا پنج سال اول رو سمج می گفتی بریم شمال؟... پنج سال دوم رو مصرانه می گفتی: بریم جنوب!... بعد پنج سال سوم یهو غافل گیرش می کردی و می گفتی: شمال شرقی آیا؟ ... بالاخره یکیش می گرفت. بعدشم خب اگه بعد سی سال مدام ایشون تاکید داره که شلوغه شاید بد موقع می گی خواهر من... می خوای روزهای گفتنت رو عوض کن!... اونم تقسیم کن به 365 روز... هر روز بگو! بالاخره ملت یه موقعهایی هم می زنه به کمرشون می رن دنبال کار و زندگی شون و بی خیال شمال و جوج زدن می شن دیگه... بفرمایید... بهتر از اینم میشه مشاوره رایگان داد؟! دیگه مشکل نبود؟! بعدی!

نگار/ ؟ / ؟ :
.... یه نکته ی دیگه رو فراموش کردم... دیروز ساعت 3 نوبت نصب ارتودنسی داشتم تا 7 معطل شدم! متصور شو: دکتر تا آرنج دستش تو دهن من، منم تا فرصت میشد لبام رو چرب می کردم که پاره نشه، یهو چشمم افتاد به ساعت مچیم که 7 عصر رو نشون میداد...تو دلم گفتم الان باید دیدگاه رو میخوندم! دیدگاه که نمیم ونه من برم خونه استراحت کنم و بعدش بروز شه... حالا انگار می خواستین در برین!! گفتم ای خدا! نشه. من رفتم بروز شه...

مامور مسئول:
خو... باز حالا خدا رو شکر که پاره نشد! ... همراهان... دوستان... عزیزان و سروران گرامی .... زین پس لطفا خعععلی روی موقعیت هایی که یاد دیدگاه می افتین کار کنین ها... مسئولیت هرگونه پارگی مخاطب... جرح... زخم... شکستگی ... رگ به رگی... مچالگی ... پاشیدگی... افتادگی ... خفگی و غیره و غیرووو... بر عهده یاد آورنده بد موقع و بدجا می باشد... حتی شما دوست عزیز مستقر در ته کلاس!

زهرا ی شهریوری از جوین :
فکر کنم قضاوت یعنی همون پیش داوری . با دیدن یک رفتار از یک نفر ، تخته گاز می ری و بقیه رفتاراشو واسه خودت حدس میزنی ! یا اینکه با تیپ و قیافه و طرز لباسای یکی به دین و ایمونش پی می بری... دوستم می گه موقعی که تازه وارد کلاسمون بودی ، وقتی که بعضی رفتاراتو می دیدم تو نظرم یک دختر نچسب و مغرور و خودخواه و پر ادعا و کم حرف بودی ! اصلا ازت خوشم نمیومد ! اما حالا می دونم تو ی دختر بی شیله پیله و خونگرم و مهربونی که غرورت واسه دوستات و کسایی که دوستشون داری نیست ! و به قدری پر حرفی که بعضی وقتا دیگه نزدیکه سر بکوبونیم به دیوار ! خخ همچین دختریم من . فرارین ازم اصلا...

مامور معذور:
کوتاه نیایی ها ... بگو تا سه بار پیش همه بلند نگی: اهممم! غلطططط کررررردم، ولت نمی کنم! اگه من بودم که پول دستی هم ازش می گرفتم روش کم شه واسه این قضاوت! ... والاااااا...

فرشته19:
درمورد این موضوع متاسفانه من هم جزء قضاوت کننده ها بودم و هم قضاوت شونده هاو برای حلش دارم سعی میکنم اول از همه برم درستشو بفهمم... یادم اومد کی قضاوت کردم: سر همون قضیه دختر آبی... بعدش کلی تو دلم شرمنده شدم بابت فکرایی که کردمو غرایی که زدم. کلا به این نتیجه رسیدم که من چقدر بی منطقم.

پریناز 19 :
از اینکه توسط بقیه قضاوت بشم تا حدودی میترسم خوشبختانه زیاد مورد قضاوت قرار نگرفتم ولی اگه بگیرم خییییلی به هم میریزم آخه خیلی زود رنجم ولی معمولا کسی متوجه رنجش و ناراحتی من نمیشه . خیلیا کم حرفی و منزوی بودن منده رو میذارن پای مغرور بودنم . همیشه دیگران قبل از اینکه باهام حرف بزنن و بفهمن چطور آدمیم بهم میگن مغرور... قضاوت اشتباه ؟ من ؟ محاله . شده که یک نفر رو مورد تحسین قرار بدم ولی بعدش بفهمم که چه آدم پلید و سوء استفاده گری بوده ولی تا حالا پیش نیومده که به یه نفر بگم بد و بعد بفهمم خوب بوده و اشتباه میکردم . تو زندگیم قضاوت کردن از اون مورداییه که دورش خط قرمز کشیدم که نرم سمتش.

شبنم17خرم آباد:
خیلی از قضاوت شدن هراس دارم واسه همین سعی می کنم واضح عمل و زندگی کنم تاکسی برداشت اشتباهی نکنه! یادمه یه بار شاگرد زرنگ کلاسمون نیومد مدرسه همه گفتیم نیومده مدرسه که واسه فلان آزمون بخونه، فرداش فهمیدیم بنده خدا مسموم شده بود!... یا مثلا قبلنا که دیدگاه بروز نمیشد می گفتیم مامور بی مسیولیته وظیفه اش رو انجام نمیده بعد فهمیدیم تو بنده خدا بی تقصیری! ... داشتم به موضوع این هفته فکر میکردم که این جمله رو توی مقدمه یکی ازکتابای کمک آموزشی دیدم: قضاوت های من درمورد دیگران چیزی جز اندیشه ها و فکرای من نیستن! پس درمورد دیگران قضاوت نمی کنم! هشتگ کنکور با چاشنی درس اخلاق!!

آرزو 19 خرم آباد :
ماموری قبلا از قضاوت شدن توسط دیگران خیلی میترسیدم وقتی میخواستم از نامزدم جداشم از ترس قضاوت مردم شب خوابم نمی برد با اینکه من مقصر نبودم مردم قضاوتم کردن اما خوشحالم که بخاطر مردم خودمو بدبخت نکردم و بعدها همه حقیقتو فهمیدن ، بد نیست گاهی بیاد بیاریم تنها قاضی خداست و اگه درباره کسی قضاوت نادرست کردیم با خودش طرف نیستیم با خداش طرفیم...

الهام 24 بیرجند:
قضاوت فقط درذات پروردگاره... مأموری تا دلت بخواد مورد قضاوت قرارگرفتم و به قول معروف پشت سرم قصه های پرت و پلا زیاااااااااااااده اما برام مهم نیست که درموردم چه چجوری قضاوت می کنن. چون به یه حرف اعتقاد دارم خدای که منو دیده اونارم می بینه وقتی من بخوام عیبشون رو به روشون بیارم و دلشون رو بشکونم صددرصد خدا یکی بدترشو سرآدم میاره که درس عبرت بشه واسمون اما متأسفانه آدما اصلا به چیزی که هستن قانع نیستن و همیشه خودشون رو از دیگری سرتر و بهترمی دونن واسه همینه که دیگری رومورد قضاوت وکم لطفی قرارمیدن.

فرزانه نصرالهی 18 سنندجی:
اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از بسیارى از گمان‌ها بپرهیزید، چرا که بعضى از گمان‌ها گناه است و هرگز (در کار دیگران) تجسّس نکنید...قضاوت کردن در مورد دیگران فقط مختص ذات والای پروردگاره، نه ما بنده ها!چون ما از نیت دیگران و اونچه که در دل هاشون میگذره آگاه نیستیم و خبر نداریم... وقتی دیگران را قضاوت میکنی آنها را نه، بلکه خودت را تعریف میکنی! ... شخصی در کاباره می میرد و شخصی دیگر در مسجد... شاید اولی برای نصیحت داخل رفته بود و دومی برای دزدیدن کفش ها! پس انسان ها را به"میل خود قضاوت نکنیم... آنتوان دوسنت اگزوپری در اثر جاودان شازده کوچولو میگه: محاکمه کردن خود از محاکمه کردن دیگران خیلی مشکلتر است. اگر توانستی در مورد خودت قضاوت درستی بکنی، معلوم میشود یک فرزانه تمام عیاری.

زهرا حصاری ۱۶ نیشابور :
دخترکی دو سیب در دست داشت . در این هنگام مادرش وارد اتاق میشود .چشمش به دو دست او می افتد گفت یکی از این سیب ها رو به من میدی؟ دختر نگاهی خیره به مادرش انداخت و نگاهی به این سیب ، سپس به آن سیب . کمی اندیشید سپس یک گاز بر این سیب زد و گازی به آن سیب دیگر . لبخند روی لبان مادرش ماسید ! سیمایش داد میزد که چقدر از دخترکش ناامید شده . اما دخترک لحظه ای بعد یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادرش گرفت و گفت: بیا مامان این شیرین تره ! مادر خشکش زد . چه اندیشه ای به ذهن خود راه داده بود و دخترش در چه اندیشه ای بود .هرقدر با تجربه باشیم ، در هر مقامی باشیم ،قضاوت خود را اندکی به تاخیر بیندازیم و بگذاریم طرف مقابل ماتوضیحی برای مطلب داشته باشد.

سعیده نبی زاده:
آخ قضاوت گفتی و آتیشم دادی! خیلی قضاوت شدم خیلی ناراحت شدم سر این موضوع. خوابگاه دانشکده دوره کارشناسی بودیم من با دوستم چت می کردم و یه لبخندی گوشه لبم بود طرف خیال کرد که... اعوذباالله. گوشیمو بهش نشون دادم شرمنده شد. نمیدونم شاید چون خوشگل نیستم صورتم پر لک قهوه ای شده و یا چون پولدار نیستم کسی باورم نداره شایدم قضاوت می کنم فقط میدونم که بعضیا زود حرفمو قبول نمی کنن اگه حرف منو یه غریبه بزنه براش جون میدن ولی من یه چیزی بگم پوزخند می زنن... دانشکدمون یه پسره بود خیلی مذهبی. یه بار دیدمش خط واحد هندزفری گوشش بود با خودم گفتم نه بابا؟!! آهنگ گوش میده!!! شنیده بودم یواشکی سلف رو تمیز می کنه وقتایی که کسی نیستش در خوابگاه شون رو تعمیر می کنه و... کلا تو کار خیر بود بعد به دوستم گفتم که فلانیم هندزفری گوشش بود گفت آره. میگن همیشه قرآن گوش میده. منو میگی؟ !!!

ریحانه 17 مشهد:
بعضی وقتها هم علت قضاوت اینه که همون کاری که دوست داریم انجامش بدیم و به هر دلیل ندادیم، دیگری اون رو انجام میده ! ووو با قضاوتش خودمون رو آروم می کنیم !

ریحانه 16 قم :
قضاوت؟ ...عجیب! روم سیاهه...همش سعیم اینه که به هرعمل دیگران مثبت نگاکنم...اما بازدرمیره ازدستم...خدامیدونه اون دنیابایدسرهمین قضاوتا به دستوپای چننندنفربیوفتیم...آدم نیستیم که...خوب به توچه...بنده خداس توخودتوبپا...باخودمم...نیستیم...اما باید بشیم بااااااایددد ما نیومدیم وحشی گری درمیاریم...مااومدیم به اوج برسیم اما همین چیزای که عامل سقوطه...ولی ماتوهم پرواز زدیم...هیچکی آدم نیس ماخوبیم...این همون چیزیه که ازاون فرشته مقرب شیطان ساخت...متکبریم که به خودمون اجازه قضاوت میدیم...متکببببررر...

فاطمه 23 تبریز :
مامور ما به دیدگاه پیام می دیم و نظر خود خودمون رو می گیم ، حتی نظرات اشتباه ما هم می تونه باعث آگاهی دیگران بشه مثلا من با خوندن پیام دوستان خیلی دیدگاهم تغییر کرد و اگر به چند روز پیش برگردم شاید پیامی که در مورد محرم دادم رو اصلا نفرستم و یا با تغییر بفرستم چون الان آگاه شدم بیشتر رنگ و بوی قضاوت داشت ، اما چرا بعضی دوستان نظرات اشتباه رو از بیخ و بن می کوبن ؟ اگر قرار بود همه در مورد هر موضوعی آگاهی کامل داشته باشیم که دیگه لازم نبود دنبال یادگیری بریم ! جالب انگیز شما عالی بود انسان ، انسان می شه ، من بخاطر همین تو دیدگاه موندم چون تو مسیر انسان شدن و انسان موندن کمکم می کنه ، دیدگاه جای قشنگ تری می شه اگر بیشتر هم رو درک کنیم.

مامور مسئول:
اگههههه یادم نره و عمری باشه: در آینده یوخده نزدیک درباره "همدلی کردن" هم یه موضوعکی داریم... خیلی می تونه کمک کنه... یادم بندازید لطفا رفقا...

پری 21هیر:
صادقانه بخوام بگم من هر وقت واسه کسی پیامک می فرستم و اون طرف دیر جوابم رو میده شروع به قضاوت می کنم و همین هم باعث بوجود اومدن حس خیلی بدی توی وجودم میشه. یعنی قضاوت اشتباهم باعث تضعیف روحیه ام میشه...

عاطفه 29 اصفهان:
چند وقت پیش به دخترخاله ام زنگ می زدم رد تماس میداد. شماره ام رو مسدود کرده بود. تعجب کردم. باخودم گفتم زود قضاوت نکنم شاید اشتباهی شده. با یه شماره دیگه زنگش زدم و ماجرا رو بهش گفتم. بیچاره خبر نداشت!... یه پسر شیطون داره. گفت تقصیر کوچولومه. گوشیم تو دستشه گوشی رو بهم ریخته. کلی معذرت خواهی کرد و شماره ام رو برداشت. خیلی وقتها سوءتفاهم ها باعث میشه بد قضاوت کنیم.

مامور مسئول:
ای جانم بچه ها... این بچه ها خیلی وقتها هم کمک حال پدر و مادرشون هستن ها... مثلا مورد داشتیم توی مهمونی یهو همه برگشتن همدیگه رو نگاه کردن و گفتن چی بود؟ اوه اوه... بعد یکی شون گفته ببخشید بچه من بود... یکم اوضاع مزاجش ریخته به هم! ... بعد همه خندیدن و پچ پچ کنان حواشی ادامه پیدا کرده... چون بچه ها دو سه ساعته که دارن توی حیاط بازی می کنن!

شکوفه 22 کرمانشاه:
من بیشتر از اینکه توسط کسانی که دوستشون دارم قضاوت بشم میترسم وگرنه به سایر آدم ها هیچ اهمیتی نمیدم,همیشه سعی کردم رفتار و کردارم جوری نباشه که بقیه به خودشون اجازه بدن قضاوتم کنند.هرچند کسی که قضاوت میکنه کارش درست نیست اما فکر کنم گاهی خودمون مقصریم...

هستی:
پیام اولی/ سلام ماموری من یه پروازیم و تازه یک ماهه که با دیدگاه اشنا شدم. نمیدونم تو یا بچه های باشگاه چطور می تونید تحمل کنید که بعضی ها اینطوری از دیگاه بد بگن؟!! من که خیلی ناراحت شدم ولی الان خوشحالم چون این حرفا برای تو مهم نیست و مثل همیشه شادی. همیشه عشق باشد همیشه برکت یا علی.

مامور مسئول:
این بیت انقدر قشنگه که بارها باید خوندش:
فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست
چون رود بگذر از همه سنگ ریزه ها
فاضل نظری

دخترکرد از روانسر:
پیام اولی/ قضاوت کردن مث اینه که دو نفراز دو طرف به عدد هفت/ به حروف/ نیگا کنن یکی میگه 7 نوشته ، اون یکی میگه نه 8 هست، حالا اگه همون ها جاشون رو عوض کنن برعکس میشه. ماهام نباید دیگران قضاوت کنیم اگرم قضاوت کردیم باید جامون رو باهاش عوض کنیم. من باید ازعاطفه 19 تشکرکنم. چون ایشون بود که باعث شد من اولین پیامم رو بدم و بگم اتفاقا موضوع باشگاه خیلی هم خوبه ... ما دیدگاهیا حتی اگه بدترین موضوع رو هم بهمون بدن با پیامای خوشگلمون اون رو به گلستان تبدیل می کنیم.

سپیده 24 شهرقدس:
عه ماموری عاطفه 19از بی نظمی گفته. کجادیدگاهمون بی نظمه؟ کجاش چرته؟ موضوعات به این توپی، جیگرجان! موضوع ها فقط مورد پسند شما نیست، دیدگاه جماعت عشق می کنه با موضوعایی که مامورش انتخاب می کنه.... دمش گرم واقعا، ماموری تو ایده الی....


یاسمین/ مکران:
آخ جون پیام نما وصل شد. ماموری آه نمی دونی داشتم دیونه می شدم. راستی این خانم عاطفه پرسپولیسی رئالی مثل اینکه خودشون مشکل دارن! یعنی چی که موضوعات چرت و بی معنی هستن؟ اتفاقا خیلی هم باحالن. اصلا خسته کننده هم نیستن. درضمن بنده خودم پرسپولیسی هستم ولی اصلا دوست ندارم موضوع فوتبالی بذاری. تو باشگاه دیدگاه جایی برای کل کل های فوتبالی نیست!

مهدی برومند 15:
آخ مامور جان، گفتی قضاوت. الان مطمئنم یه عده اون دوستمون / عاطفه ۱۹ پرسپولیسی رئالی / که نقد نسبتا توهین آمیزی داشتند رو کوبونده و روی خرابه هاش برج ساخته اند ، اون هم چه برجی!! دوست و خواهر گرامی: اینطور که پیداست ، علاقه مندی های شما (موضوعات باحال و فوتبالی ، کوتاه بودن متون و ...) توی این باشگاه وجود نداشته. ولی عدم تطابق باشگاه دیدگاه با سلایق شما ، دلیل موجهی نیست که به خاطرش توهین کرده و مطالب دیدگاه رو "بی معنی و چرت" تلقی کنید. وگرنه ما هم حق داریم بنا بر همون دلیل ناموجه خودتون ، پیام و انتقاد شما رو بی معنی و چرت قلمداد کنیم و چه بسا شدید تر. در ضمن ، شما مجبور به خوندن باشگاه دیدگاه نبوده و نیستید. با اینکه پیامتون جلوه ی مثبتی نداشت ولی ممنون بابت پیام دادن تون و احیانا دلسوزی تون. باشد که همگی رستگار شویم...

نسرین ۲۱ دهلران :
سلام. من همیشه به این جمله اعتقاد داشتم و دارم که میگه : "هر پرهیزکاری گذشته ای دارد و هر گناهکاری آینده ای" و همین یه جمله باعث شده خودمو تو شرایط مختلف جای آدما بزارم و سعی کنم کمتر کسی رو قضاوت کنم، (هر چند پیش اومده کسی رو قضاوت کنم در حد اینکه مثلا بگم فلانی بداخلاقه یا رفتارش اشتباه) باشد که رستگار شوم...

عسل حمزه ئی:
متاسفانه توی دوره ای زندگی می کنیم که قضاوت با غیبت همسو شده، قبل از هر چیز اطرافیان درموردت قضاوت می کنن و بعد درمورد همون قضاوت مسلما نادرست غیبت می کنن و شایعه پراکنی هم اتفاق میوفته، آخرین باری که قضاوت شدم، این بود که یک خانم محجبه وقتی که داشت از کنارم رد می شد به من کلمه ی زشت و خرابی رو نسبت داد که خودمم خجالت کشیدم... بنظرشما این خانم با این کار امر به معروف کرد؟ ایشون الان کجای کاره؟ ما دقیقا کجای کاریم؟

رضا در مسیر خوشبختی :
اگر شب کسی را در حال گناه دیدی ، فردا به آن چشم نگاهش نکن ! شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی! .... از زندگی آموختم تا با کفش کسی راه نرفتم ، راه رفتنش را قضاوت نکنم !

پری. پرند .۳۱ :
درمورد موضوع نظر دادن بنظرم راه رفتن بر لبه تیغ است.چون ممکنه همین نظر ما یه جور قضاوت باشه از دید تعدادی از عزیزان... ولی در کل جدیدا مد شده تا دهنتو باز میکنی حرف بزنی میگن چرا قضاوت میکنی! .... خوب وقتی شما از خصوصی ترین لحظات زندگی خود عکس و فیلم تو فضای مجازی،پخش مکنین یعنی به مردم اجازه ورود به زندگی خود را می دهید. بعضی از این دوستان انگار خودشون عمدا کاری میکنن تا مردم در مورد اونها حرف بزنند.بعد همین دوستان می آیند و ژست مظلومی به خود می گیرند و میگویند که چرا ما را قظاوت می کنید!؟ نگفتم همین نظر دادن هم یه جور قضاوته!! اصلا بی خیال من نظری ندارم.

مامور مسئول:
خب گرفتمش! آها... یک فروند فرافکنی بود که رفت پارکینگ... اول که: ما مسئول رفتار خودمونیم... صدسال هم اگه یه کسی، چیزی رو با اصرار از ما بخواد یا بپرسه... کاری که ما می کنیم مسئولش خودمونیم... نمی شه جا خالی داد چون اختیار دار دست و زبان و چشم و غیره مون! خودمونیم! حالا بگذریم که بعضیا می گن خب دست خودم نبود که! ببخشید نکنه دست من بود؟! ... اما نکته بعدی که شاید کمک بکنه اینه که موثرترین کار اینه که انقدر خودمون رو درگیر دیگران نکنیم! و یادمون نره که درگیر قضاوت می شیم برای التیام وآرامش زخمها و افکار و آتیشهای خودمون... مطمئن ترین چیزی که می تونیم بگیم و قضاوت نباشه چیه؟ از خودمون! چون از درون خودمون خبر داریم اما ظاهر دیگران رو می بینیم و از "باطن" شون لا خبر و الاطلاع و الاشراف... آقربونش دسته به دسته وانگاه عمومی و فراگیر... حالا برعکس!

زهرا از همدان:
قضاوت یعنی از "باطن" یکی بی خبریم ندیده نشناخته از ظاهرش قضاوتش می کنیم... قاضی برای اینکه بدونه قضاوت درسته هرگز به ظاهر قضیه نگاه نمی کنه. بعد از تحقیق و جستجو درون ماجراپی می بره و تازه به متهم امکان دفاع هم می ده!!! ... من در زندگی کمترقضاوت شدم و سعی میکنم هیچ عکس العملی از خودم نشون ندم اما دیگران رو زیاد قضاوت کردم. نمونه اش: دوستم پنج سال نامزد موند نه تنها من با دیگران نشستیم و قضاوتش کردیم واسه خودمون بریدیم و دوختیم و گفتیم: این پسره پشیمون شده دختره را نمی خواد، اینام مخفی می کنند... مامور موقع عروسیشون فقط روسیاهی برامون موند و بس...

فاطمه 19 بستان آباد:
سلام ،هر چی فکر کردم تا معنی قضاوت رو توضیح بدم نتونستم هی نوشتمو پاک کردم پس ترجیح میدم نمونه بیاورم: دیروز آجیم یک دختر خانم محترم رو به برادرم معرفی کردن که طی شش ماه هم نامزد کرده و هم جدا شدن و دلیل جداییشون هم طرز تفکر و طرز لباس پوشیدن به سبک قدیمی آقا بودن یه لحظه گفتم اره جون خودش لباس پوشیدنشو میتونست تغیر بده یک آن یادم افتاد خودمم نتونستم اینارو تحمل کنم و جدا شدم، شرمنده شدم از طرز تفکرم..

حانیه 14 ساری:
اولین باری که بازی محمد صلاح ( بازیکن لیورپول) رودیدم گزارشگر گفت: صلاح دوست نداره پشت لباسش اسم محمد رو بنویسن چون این اسم رو پدرش واسش گذاشته... منم فکرکردم صلاح مثل یه سری! از فوتبالیست های مسلمون دیگه، فقط اسمش اسلامیه ولی بعدش که حجاب همسرش رو دیدم و فهمیدم به خاطراعتقاداتش خیلی ازهوادارای انگلیسیشون مسلمان شدن! واقعا عرق شرم از سر و روم می بارید.خیلی خجالت کشیدم و البته از اون موقع تا الان طرفدار سرسختشم!

رعنا 39 اصفهان:
محصل که بودیم در مورد دبیرهامون خیلی قضاوت می کردیم. یه مدیر داشتیم که من جرأت نمی کردم بهش نزدیک بشم اما همین مدیر عزیزم وقتی فهمیده بود ما وضعیت مالی خوبی نداریم نه تنها از من برای ثبت نام پول نمی گرفت بلکه تو ایام نزدیک عید بهم کمک می کرد یه بار یک جفت کفش به عنوان عیدی برام خرید.

دختربختیاری:
آدم ها رو از روی ظاهرشان قضاوت نکنید شاید قلب بزرگی زیر لباس کهنه پنهان شده باشد...مراقضاوت نکن رفیق! اینجا فقط نوشته هایم را می بینی ومی خوانی نه سرگذشتم را...

نسرین از مرند:
کاش به جای اینکه بشینیم و پشت سر مردم غیبت وقضاوت نادرست بکنیم کمی هم به فکر آخرتمون باشیم وعیبهای خودمان را اصلاح کنیم!

حسین صالح جعفریه قم:
قاضی برای قضاوت سالها درس و فقه خونده و درهرمسئله ای نیاز به چند شاهد و سند و مدرک داره... سرانجام بعد از شنیدن اظهارات متهم، حکمی عادلانه و به دور از احساس شخصی میده. و تاززززه این قضاوت برای جرمی مشخص و موردی هست و مثل قضاوت من نوعی: کل زندگی و شخصیت طرف رو به رگبارنمی بنده!!

یاسی عشق ریاضی :
قضاوت درست از دست هر کسی بر نمیاد . حتی ماهر ترین قاضی هام گاهی اشتباه میکنن . به جای قضاوت کردن بهتره سعی کنیم آدم ها رو درک کنیم . اگه ما به جای اون ها بودیم آیا عملکرد بهتری داشتیم ؟ خارج از بحث : ماموری پاس شدم .فکر میکردم امکان نداره معلم زبان کلاسیم رو انقدر خوب بده . یه قضاوت اشتباه از طرف من . خیلی خیلی خوشحالم!

شقایق 18 :
قضاوت اشتباه ترین فكر فاسد بشر در قرن های گذشته و آینده 4 سال پیش تست بازیگری داشتم دوستام جلو جلو بریدن و دوختن واسه خودشون كه نمیتونی.حالا همون دوستام دارن زیر دست خودم اموزش میبینن. یبار به داداشم گفتم: تو خنگی قبول نمیشی مدرسه نمونه.6 سالش رو تیزهوشان خوند!

فائزه20:
ترم پیش وقتی استاد برنامه نویسی اومد تو کلاس، بغل دستیم گفت این از اون استاد خوباس که خوشگل درس میده ها، همون موقع حسم اومد سراغم که: ای صاحب حس خموش باش که جوجه رو آخر پاییز می شمرن...خلاصه خموش موندم و آخر ترم با دوتا سوالی که استاد در اختیارمون گذاشته بود که حداقل نمره قبولی رو بگیریم،که نگن استاده داغون بوده، پاس شدم و معنای استاد خوب و خوشگل درس دادن رو با دل و جون درک کردم... قضاوت اشتباه باعث میشه طرز فکرمون درمورد طرف مقابل منفی بشه مثلا وقتی یه استاد رو برای اولین بار می بینیم و از چهرش برداشت می کنیم که سخت گیره و بد درس میده مطمئنا این طرز فکر رو یادگیریمون تاثیر میزاره و حتی اگه اون استاد خیلی خوب درس بده ناخودآگاه اون قضاوت نادرست اولیه به ذهنمون می رسه که نه این استاد خوبی نیست و تا بیاییم این طرز فکر رو از ذهنمون بیرون کنیم چند جلسه ای طول میکشه.از قضاوت دیگران چند باری ضربه خوردم قبلنا دنبال این بودم که تمام تلاشم رو بکنم تا قانعشون کنم که درموردم اشتباه کردن ولی یه مدته دیگه زیاد برام اهمیتی نداره ...

کوثر اسدی ۱۵ کامیاران :
موضوع من رو به یاد این جمله از برتراند راسل می ندازه " معمولا کسانی که نادان و کم اطلاع هستند با قاطعیت نظر می دهند و قضاوت میکنند و آنها که هوشمند تر هستند و بیشتر میدانند تردید را تجربه کرده و جرات قضاوت پیدا نمی کنند !

محدثه 18 اصفهان:
اولین مسئله مهم اینه زود قضاوت نكنیم. دومیش اینه از روی ظاهر قضاوت نكنیم. سومیش اینه خودمون رو بذاریم توی شرایط طرف مقابل بعد درباره اش حرف بزنیم.چهارمش اینه كه اگه قضاوت كردیم یه جای شك و تردید بذاریم و به دیدگاهمون مطمئن نباشیم چون هركسی ممكنه اشتباه كنه از جمله خود ما.پنجم اینه حواسمون جمع باشه قضاوتمون از روی فرافكنی نباشه.ششم اینه كه تا میتونیم قضاوت نكنیم اصلا.هفتم اینه اگه یه چیزی دیدیم از كسی و قضاوتش كردیم،فردا به چشم همون فرد با همون رفتار نگاهش نكنیم شاید كه توبه كرده باشه!

زهراییی:
قضاوت یعنی بدون شواهد و مدارکی درباره اتفاقی نظر داد اما یک قاضی با برسی شواهد درست موجود نظر میده این دیدگاه درست است، نمیشه قضاوت نشده باشی خیلی سعی کردم ناراحت نشم ولی نشده تلاشم فقط تو واکنش نشون ندادن مثمر ثمر بوده، بالاخره بوده هم قضاوت کردم (بخصوص تو موقعیتای از دست رفته فوتبال) هم قضاوت شدم ولی سه ساله خیلی رعایت میکنم، هر دوتاش کم شده چون قانون دنیاست با هر دست بدی با همون دست می گیری!

میترا 17 آبدانان:
سلام. به نظر من هیچ کس نمی تونه به طور مطلق و کامل دیدگاه درستی داشته باشه. چون انسان اصولا ممکن الخطاست حتی حتی! اگه قاضی باشه... و فقط خداست که می تونه قاضی و قضاوت گر خوبی باشه. خودم به شدت مورد قضاوت قرار می گیرم چه از طرف خانواده و چه دوستان و آشنایان اوایل خیلی آزار دهنده بود اما الان اصلا برام مهم نیست که چی درموردم فکر میشه چون آدما همیشه حرف برای گفتن زیاد دارن.

فاطمه ۲۰۰۱ آذربایجان :
اولین گام در راستای کنار گذاشتن قضاوت این است که بپذیرید هیچ کس مصون نیست . فرایند قضاوت در افراد گوناگون متفاوت است ! برخی از قضاوت ها بسیار سطحی و خفیف هستند : با دیدن شیوه خاص لباس پوشیدن یک فرد ، چشمان خود را می چرخانید ، زمانی که رفتار ناشایشت یک کودک را در فروشگاه مشاهده می کنید ، اخم هایتان را در هم میکشید ، اگر مادری که منتظر خروج فرزندش از مدرسه است چهره ی جدی داشته باشد او را یک مادر خشن و بدون عطوفت می نامید. اما قضاوت برخی دیگر از ما شدید تر است ! خواهر کوچکتر خود را سرزنش می کنید چون دیدگاهش با شما متفاوت است ، با بدجنسی هر چه تمام تر شایعاتی در خصوص زنان دیگر رواج می دهید ، در صفحات مجازی و رسانه های اجتماعی از کسانی بد گویی می کنید که حتی آن ها را نمی شناسید و علت امر این است که آن ها خارج از محدوده ی قابل قبول شما عمل کرده اند . گام بعدی این است که بدانید سایرین ملزم به پذیرش باور های شما نیستند ، در بسیاری از موارد شما بر اساس احساسات خود اقدام به قضاوت می کنید و بدیهی است که سایرین در این احساسات شریک نیستند . مسئله ی مهم دیگر این است که قضاوت کردن یکدیگر برای ایجاد احساس امنیت در خودمان است تا انتخاب هایمان را مهم و موجه جلوه دهیم. از " خودت باش دختر " به نویسندگی خانم ریچل هالیس...

زینب روستایی :
سلام رفیق... خطبه 255 نهج البلاغه ... خوشا به حال کسی که توجه به عیبش اورااز توجه به عیبهای مرد باز دارد. اگه ماتوجهمون به عیب های خودمون باشه اصلا وقت دیدن عیب ظاهری ،باطنی کسی نداریم . برای ترک قضاوت بخودت بگو اوشون شخصیه که عیبش آشکار وخوبیش پنهون . اگه کسی روقضاوت کنی نمیمیری تا همون سرخودتم بیاد حدیث امام صادق (ع) هست .


سجاد 19 آلماجق:
قضاوت یعنی خود را عالم مطلق دانستن . . . یعنی خود را بی نقص شمردن . . . یعنی خود را مرجع درستی ها و نمونه کامل برای پیروی دیگران از خود جای زدن قاضی باید عالم عادل باشد که هیچ کس نمیتواند همچین ادعایی کند البته معنای عادل با آن معنای جا افتاده در زبان متفاوت و گسترده تر است بحمد الله من دیگه بار قضاوت رو گذاشتم تو راه و سبک بال تر پیش میرم واقعا متأسفم برای خودم که چه راحت دین داری بعضیا رو ریا گفتم . . . چقدر راحت خودم خراب بودم و دیگران رو خراب کردم . . .بنظرم دنیا آینه دل ماست هر چه بدتر باشه نشون میده وضع ما خراب تره... برای همینه که در اون شرایط حتی ما رأیت الا جمیلا رو پاک ترین باطن دنیا فرمودند!

مامور مسئول:
خب خب خب...
این دیدگاه ما و شما و ایشان هم به سر رسید و کلاغه همچنان در راه و مقصد بس بعید... والبته کلاغ جان... غم نخور که هیچ راهی نیست کانرا نیست پایان، غم مخووور! عه! باز داره می خورررره! داررررره می خوره!

فقط یه نکته... اگر براتون مهمه که حرفاتون موثر باشه و درج بشه و کمکی برای حال دل ما و دیگران باشه... لطفا و حتما از قضاوتهای اشتباه خودتون و قضاوتهای اشتباه درمورد خودتون بگین... نصیحت و پند و اندرز لا فایده... اونی که موثره دیدن و حس خاطره و تجربه شماست... منم چند تا رو اگه جا بود و می شد از قضاوتهای اشتباه خودم می گم... این نوبت که فرصت نشد... وگرنه که همگی کوه غلطیم... حالا یکی تپه و یکی سلسله جبال نوک تیز...

پس تا یه دیدگاه و یه دیدگاهی جماعت دیگه... خودش رو کنترل وانگاه بسازید بلکه رستگار شوید و مممممم...

ارادت و خعععلی احترام
ووو یا حق...



به جای زاهدان، با جانماز و شانه در مسجد
نشستم با شراب و شاهد و پیمانه در مسجد!

نشستم با همه بدنامی ام نزدیک محرابی
بنا کردم کنار منبری میخانه در مسجد

مؤذن گفت: "حد باید زدن این رند مرتد را"
مکبّر گفت: "می آید چرا دیوانه در مسجد؟! "

دعاخوان گفت: "کفر است و سزایش نیست کم از قتل
به جای ختم قرآن، خواندن افسانه در مسجد؟!!! "

همه در خانه ی تو خانه ی خود را علم کردند
کمک کن ای خدا! من هم بسازم خانه در مسجد!

اگر گندم بکارم، نان و حلوا می شود فردا
به وقت اشک، باری چون بریزم دانه در مسجد

اگر من آمدم یک شب به این مسجد، از آن رو بود:
که گفتم راه را گم کرده آن جانانه در مسجد

دلم می خواست می شد دور از این هوها، هیاهوها
بسازم زیر بال یاکریمی لانه در مسجد!!
علیرضا قزوه



دل "گرمیم" به حمایت های شما
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲ روابط عمومی صدا و سیما