10000528   @didgah.tv5 
دیدگاه 13 مهر
دیدگاهتون درباره ما چیه؟
لطفا همین حالا، بدون درنگ، ما رو راهنمایی کنین:
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲ / روابط عمومی صدا و سیما
لطفا و حتما از دیدگاه نام ببرید!

مامور: بعضی روزهای شنبه، چون دو شیفت پیاپی سر کار بودم واقعا از خواب آلودگی احساس مررررگ می کنم!
معذور: یه روز نخوابیدی فقط؟ من شده سه روز تمام نخوابیدم!
مامور: وای چش و چال برام نمونده، تازه باید پیامهای یک هفته رو هم بخونم؟! نههههه...
معذور: فقط یک هفته رو؟ من شده پیامهای یک ماه رو یک ساعته خوندم!
مامور: وای دارم می میرم از کللافگی! چرا کسی من رو نمی فهمه؟
معذور: داری می میری؟ بنده خدا من یک عمره که مرده متحرکم! ببین مفاصل کمرم از هم جداست! پوسیده اصلا!
مامور: احساس می کنم تمام عصبانیت و خستگیم داره توی مشتم جمع میشه! بفهم! اوضاع خطیره!
معذور: مشت؟ دست من که سالهاست اصلا از آرنج قطع شده! ببین اینمم دکوریه! پلاستیکیه!
ووو مامور ناگهان با ضربه ای قلمبه، تلپی معذور را می پاشاند به دیفال! میشه سه قسمت نامساوی!
مامور: حال من رو بفهم نفهم! الان قطع نخاع شدن تو چه ربطی به من داره؟ چه دردی رو از من دوا می کنه؟ حال من رو بفهم! حتما لازم نیست یه راهکار یا چرت و چرندی رو ارائه کنی! خموش باش و سعی کن شرایطم رو بفهمی و حس کنی! همین و همین!
کههههه مامور ناگهان با دیدن مخاطبین فهیم و عزیز و نازنین و گوگولی و خلاصه خیلی از این حرفها! خودش را جمع و جور می کند! لبخندی زورکی تحویل می دهد، دستکش سفید و عینک پنسی خود را می زند و : سلام سلام/ صدتا سلام چی چیزان جان! خیلی ناغافل طور واااای چقذه که خوش اومدین! زندگی زیباست ای زیبا پسند! و همه چی هم که آرومه! منم که آدم نیستم! فرشته ام! چیزه! بریم وسط دیدگاه؟!! پس رررررفتیم!

قوانین دیدگاه:
لطفا! پیامها در چارچوب موضوعات یا پیامهای درج شده باشن، در ابتدای هر پیام حتما اسم خودتون رو بنویسین در غیر اینصورت درج پیام ممکن نیست... همچنین مشخصات دیگرتون مثل سن و شهر لطفا درج شود ... از چسباندن کلمات به هم و شکسته نوشتن واژه ها نیز لطفا پرهیز فرمایید... سعی شود پیامها هنگام ارسال کوتاه کوتاه و پشت سرهم باشند تا انتخاب آنها بهتر صورت گیرد.


موضوع زیر ذره بین:
یک/ همدلی کردن چیست؟ فرق همدلی و همدردی کردن در چیست؟ چرا در موارد بسیاری ما عاجز از همدلی کردن هستیم؟ خود شما چقدر اهل همدلی کردن هستید؟ و چقدر دیگران با شما همدلی می کنند؟ در چه مواقعی شدیدا نیازمند همدلی کردن بودید اما جواب مناسب و در خوری از کسی نگرفتید و اصولا آدمی در چه شرایطی نیازمند همدلی دیگران است؟ و در پایان: نمونه های خوب همدلی خوب دیگران با شما وانگاه: حالا برعکس: شما با دیگران...

دو/ نشدنی ترین همدلی کدام است؟ سخت ترین موقعیت همدلی کردن برای شما کدام بوده و هست؟ و بگویید چطور می شود مثلا با یک قاتل همدلی کرد؟ یک بزهکار؟ یک متهم؟ یک مجرم؟! یک هرچه که شما می گویید!

نزدیکان به تماس مامورانه:
رها حسینی راد
سارایی 24 ب / البرزنشین
سعید 29 ابهر
فرزانه نصرالهی سنندجی


یاسمین/ مکران:
بازم که پیام نما قطعه... درست بشو هم نیست.

بی نام:
حاضرم شما در توالت بمیرید ولی تلتکست یکروزهم قطع نشود!

مامور معذور:
الهی الهی... وای که شما چقدر دست و دلباز هستی بزرگواررررر... ممنون که اصلا از کیسه خلیفه خرج نمی کنید! ... گفت : خرج که از کیسه مهمان بود/ حاتم طایی شدن آسان بود! ... زنده باشین صدسال...

یک بی نام و بی نشان دیگر:
ماموری تو لو خدا دیگه ساکت نباش ... ماموری آی لاوی یو چوخ چوخ.

الهام ازنجف آباد:
سلام ماموری جان... زنگ زدم ازت تشکرکردم اما استرس گرفتم. خخخ.

مژده رشت :
وای مامور جییغ جیغ....هورا .بابا خیلی باحالی که درجیدی .ممنون. خیلی ارادت...مامور خیلی رو مخی از نوع باحال...

پری.پرند.۳۱:
مامور مناجات امیر المومنین داره پخش میشه. واقعا که خیلی دعای زیبا و آرام بخشی هست.

سمانه 17 :
الانه که با سر برم تو دیوار آخه می دونی چند روزه قطع شدی؟ چیزه... پیام نما رو می گم ، یه چیزی تو گلوم گیر کرده هی می خواستم نگما ولی دیدم نمیشه . . این تعمیم دادن مأمور به شیطان یا فرشته توسط ما . . به نظر من ما خودمون می تونیم که فرشته باشیم یا به قول خودت شیطان رررجیم ، یه آدم عادی که می گی یعنی خودت وما هم شیطانیم هم فرشته . . بستگی به این کلمه خود داره خودمون می تونیم بد باشیم می تونیم خوب . . خنثی که نیستیم . . شایدم باشیم اهمم چرا با من بحث می کنی گفتم که خیلی خوب و با حالی همین.

سارایی 24 ب / البرزنشین:
بعد از حدود سه ماه/ قربانی بودن یعنی من با مظلوم کردن خودم بخوام حق رو بدن به من، حتی اگر حق با من نباشه ولی چون من تحمل و درک ندارم بخوام که حق با من باشه آخر قضیه به نفع من باشه اما یاد گرفتم همیشه آخر هر چیزی بستگی به خوبی و بدی خودمون داره: هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی... دیدگاه برای همه مون یه فرصته اگه میگه: عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست... یعنی نژاد پرست نباشیم و برای دیگران اه و پیف نکنیم... اگه میگه: بگذر ز نقش صورت، جانش خوش است جااانش! یعنی درون هر انسان بستگی به ذات خوب و بدش ارزشمنده... اگه میگه: مسئولیت یعنی من هر عملی بکنم پای خودمه حالا آسمون و زمین منو سوق بدن یا نه... اگه میگه "خودشناسی و فرافکنی" یعنی نخ درون شمع عامل سوختن خودشه که من مثالش رو تو دیدگاه زده بودم و خودم اون زمان درک نمی کردم! ... حقیقتش از دیدگاه زیاد چیزی یاد نگرفتم چون همش سرم پی چیزای دیگه بود ولی صبر و بخشش جالب انگیز از پیامبر ص رو امشب تا آخر عمرم تکرار می کنم تا موقع خشمم ؛ خویشتن دار باشم... ممکنه! شکست بخورم ولی باز تلاش می کنم چوووون: نا امیدی بزرگترین گناهه...

اسما گلی 21 ش:
شما که سواد داری، لیسانس داری، روزنامه خوونی... با بزرگون می شینی، حرف می زنی... همه چی می دونی... شما که کله ات پره، واسه هر چی که می گن جواب داری، در نمی مونی... بگو از چیه که من دلم گرفته؟! .. راه می رم دلم گرفته، می شینم دلم گرفته... گریه می کنم، می خندم، پا میشم، دلم گرفته ... از: محمد صالح اعلای نازنین!

فرشته 25 شهرکرد:
درباره ی صنایع دستی بچه ها که گفتن داره به فراموشی میره من به تناسب کارم و در حد توانم دارم تلاش میکنم که صنایع دستی توی شهرمون رونق بگیره،توی شهرمون فقط یه نفر با خانومش کار قلم زنی و میناکاری رو انجام میدادن و رسما گمنام بودن بعد اینکه به عنوان عضو خانه هنرمندان اینجا شروع به فعالیت کردم براشون تبلیغ کردم و سعی کردم این هنر رو که قبلا اصلا توی شهر ما وجود نداشت رو به همشهریام معرفی کنم،برای قلم زنی و میناکاری کارگاه زدیم و فعلا با 10 هنرجو مشغول فعالیته،خودمم میخوام این هنر رو یاد بگیرم اگه خدا کمک کنه از این هفته شروع به یادگیری قلم زنی میکنم چون بیشتر مواقع سرکارم با دو جلسه در هفته شروع میکنم،یه جلسه ای که تمرینی رفتم فهمیدم استعدادشو دارم،خیلی حس خوبیه این حس مفید بودن،اینکه میتونی برای دیگران شغل ایجاد کنی،همیشه آرزوی کارآفرین بودن داشتم اینکه کاری راه بندازم و چند نفری سرکار بیارم،درسته مسئوله کارگاه یکی دیگه است اما خوب با تبلیغات من و حمایت خانه هنرمندان این هنر توی شهرمون راه بیفته،ان شاء الله واسه کارای بزرگتر خدا یاریم کنه...

زهرا ۱۸ شهربادگیرها :
مأمور جاان جان جانااان با تشکر که موضوع رو عوض کردی انقققد بچه ها تو دو سه موضوع اخیر حرف تکراری زدن حوصلمون پوکید ، لطفا یه موضوعاتی بذارید که انقد نشه درموردش تکراری حرف زد ، با تشکر... یه کمی کسل کننده شده باشگاه ، حواست باشه مأمور ، یک انتقاد کاااملااا دوستانه.

مامور مسئول:
خب باید بگم که هررررر موضوعی یه سطح داره و یه عمق... و به هر موضوعی هم میشه از زاویه ای همیشگی وارد شد اما هستن کسانی که با فکر و ایده و خلاقیت ، دریچه ای تازه باز می کنن... مثلا چندسال پیش عکسهایی تحسین منتقدان جهانی رو جلب کرد و جایزه های مختلفی رو گرفت که شبیه آثار کوبیسم بودن، اما بعد از کمی دقت متوجه می شدی که چی هستن؟! قبلا یه بار گفته بودما، اگه گفتین؟ همه عکسها از نمایی هوایی و از دل کویرهای افریقا ثبت شده بودن که سایه ها افقی و کشیده کوهها و دره ها و حتی شترها خاص و دیدنی شون کرده بود... نمایی که کمتر کسی دیده... اما نکته مهم مختص شما: لطفا حتما کنار انتقاد دوستانه که حتما همینطور بود و دلسوزانه، پیشنهاد هم بده نازنین و اینکه از خودت بپرس برای انتقادی که کردم چه رفتار جایگزین موثری داشتم؟ آیا نمی خوام خودم رو آروم کنم؟ و اون بخشی که بهم میگه کمکاری کردی رو پودر و الانکار و النادیده؟! جالبه که انقدر من عالی عربی حرف می زنم ووو همه تون هم می فهمین! ... بزرگوار، از اینجایی که من می بینم خود حضرت شما مدتهاست از روی سکوی ورزشگاه داری تخمه می خوری و حتی روی نیمکت نیومدی! حتما برای خودت هم دلایلی داری کمانکه الباقی رفقا هم توضیحاتی دارن... پس روشن/ خاموش بنوما عزیزجان... دوستان بیان بهولن توی سرپایینی بلکه روشن بشه... خو کار دل یه انسان راه بیوفته، کار زندگی نسل بشر راه افتیده... بیا دل بده به کار ته کلاس! بیا انقدر نلونبون ترکیدی. کل کلاس رو بوی نارنگی برداشت!

سعید 29 ابهر :
گروهی در کنار ما خوابیده بودند ، بامداد برای نمازصبح برنخاستنند . به پدرم گفتم : از این خفتگان یک نفر برنخاست تا دو رکعت نماز به جای آورد ، به گونه ای در خواب غفلت فرو رفته اند که گویی نخوابیده اند ، بلکه مرده اند! پدرم گفت : عزیزم ! تو نیز اگر خواب باشی ، بهتر از آن است که به نکوهش مردم زبان گشایی و به غیبت آنان بپردازی . " نبیند مدعی جز خویشتن را / که دارد پرده ی پندار در پیش / گرت چشم خدا بینی ببخشند / نبینی هیچ کس عاجزتر از خویش... گلستان سعدی... اگه شعار ندم و صادقانه بگم در اغلب موقعه ها با دیگران همدردی کردم تا همدردی ! به درد دل کسی گوش دادن کار پسندیده ای است اما کمک کردن و همدل شدن برای حل مشکل بسیار بهتر است . همدرد بودن خوب است اما همدل بودن عالی است. بعد فوت بابام بدجور به همدلی نیاز داشتم اما بیشتر اطرافیانیم هم درد بودن تا همدل و فقط با ترحم بهم نگاه می کردند ، تنها کسی که واقعا همدل و هم زبان ما از اول بود والانم هست ، عمو احمدمه ، دوست باباس ، عموی واقعیم نیست.

نازنین بانو 16:
پیام اولی/ سیلام مأموری . من خواننده خاموشم ... الان میگی به من چه! خخ این ته کلاسیا رو با حال میگیا ... دمت گرم. من که میترکم از خنده.

بهاره نظری :
ماموری یه چیز بگم ؟ من چند روز پیش که رفتم برای خرید مدرسه وقت نداشتم و یه خرید مختصر انجام دادم و چیزایی که نیاز بود رو خریدم و با پیام دوستمون راجب بارکد و...رفتم و تک تک وسیله هامو چک کردم که متاسفانه هیچکدوم ایرانی نبودن ، از فروشگاه شیک و...هم خرید نکردم از سر کوچه خریدم !خب حرف من اینه چرا کالای ایرانی داخل مغازه ها برای عرضه وجود نداره ؟ مگه جایی جز ایران زندگی می کنیم؟ … خب همدلی یعنی یاری رساندن به هم مخصوصا شرایط سخت ، همدلی که یه نمونه من داشتم گریه میکردم یهو دختر عموم هم زد زیر گریه ،گفتم چرا گریه میکنی گفت نمیدونم ،چون تو گریه میکنی! همدلی باحالی بود،کمرم رگ ب رگ شد قشنگ!

رضا در مسیر خوشبختی :
از نظر من همدلی کردن یعنی به حرفای طرفت گوش بدی و شرایطشو بفهمی و بعدش سعی کنی وضعیتشو تغییر بدی (با کمک خودش)! همدردی یعنی حرفاشو بشنوی و آه و ناله هاش رو تایید کنی !... می گن همیشه با کسی درد و دل کن که هم درد داشته باشه هم دل(یه دل سوخته و با تجربه) !سعی می کنم با کسی همدلی کنم که اولا درکم کنه و از من با تجربه تر باشه و این که بتونه راهنماییم کنه . اما . . . اما خیلی کم پیش میاد تو واقعیت همچین کسی پیدا شه !

لیلا 15 :
درمورد موضوع بگم همدردی یعنی به کسی بگی که تو هم واقعن درکش می کنی اما همدلی یعنی علاوه بر درک کردن کمکش هم می کنی.

نسرین ازمرند:
همدردی وهمدلی یعنی خودت روجای طرف بزاری و تو شادیاش شاد و توی مصیبتاش ناراحت شی.غمخوارش بشی وتسلی بدی نه اینکه نمک به زخمش بپاشی. توهمچین روزایی دوست ودشمن مشخص میشه.

مینای فارس"خاکستری":
به نظر من:هم دردی ینی بشینیم بخاطر مشکلات طرف باهاش غصه بخوریم ولی همدلی ینی در رنج ومشکلش یاریگرش باشیم بشخصه همدل های زیادی به تورم خورده باعث شده یه شخصیتی پیدا کنم که تا میتونم هر دستی بطرفم درازمیشه دستگیرش باشم ولی باهم درد و دردل این چیزا مشکل دارم بخودم قول دادم راجع به مشکلاتم با دیگران حرف نزنم. حس میکنم جلوی دیگران ارزشم میاد پایین وضعیف نشون داده میشم!

زهرا حصاری ۱۶ نیشابور :
به نظر من همدلی یعنی تزریق آرامش به طرف مقابل و همدردی شاید درک اون ... یه چیزی بگم ؟! دوست ندارم دوستام باهام درد و دل کنن . حوصله ی این چیزا رو ندارم . آخه وقتی کاری از دست من برنمیاد چرا میگن ؟ ولی با این حال دیروز یکی از دوستام گفت همه ی راز های ما پیش زهراست ولی اون هیچی به ما نمیگه . راست میگه . من اصلا نمیتونم درد و دل با کسی کنم . اول اینکه با خودم میگم بگم که چی بشه ؟! و مهم تر از اون " از دلسوزی کردن میترسم" . بهم برمیخوره کسی به من بگه : آخییی و نااازی ... اما فکر میکنم تو روحیه ی خشن طور من ، یه نمه ی بزززرگ آرامش سوسو میزنه . حتی خودم رو میتونم آروم کنم/ فکرش رو بکن.

نسرین ۲۱ دهلران :
با سلام، بنظرمن همدلی یا همدردی تو هر شرایط و با هر موضوعی اگه بی منت و صادقانه باشه عالیه و بی شک اثر خوبی میزاره . من تا جایی که بتونم و طرف مقابل بهم اجازه بده همدلی و همدردی میکنم ، اما این احساس ( لا متقابل ) ولی به این معنی نیست که اطرافیانم اهل همدلی نباشن چون میدونن اصولا من ترجیح میدم موقع مشکلات یا بد بودن احوالاتم تنها باشم و کسی وارد حریم تنهاییم نشه (تا خوب شدن اوضاعم)

فاطمه باغملکی 18 :
ماموری بیا و بزرگی کن...

مامور معذور:
خو الان که بزرگیم نمیاد... نمیشه مدیوم اش رو بدم؟! هرکی برده راضی بوده واااا...

فاطمه اسلام آبادغرب:
میگن همدلی از همدردی میاد،بنظرم تو همدلی طرف مقابل یه جورایی نیاز به همراه شدن با احساسات و تایید داره،ولی در همدردی یه جورایی ترحم و دلسوزی هست،حتی گاها یادمون میره طرف چی میگه بعد ما شروع می کنیم به گفتن دردهای خودمون یا نصیحت.

فائزه 20:
وقتی کسی به همدلی نیاز دارد اطمینان بخشیدن و یا نصیحت کردن معمولا آزاردهنده است...زبان زندگی نوشته مارشال روزنبرگ... کسی که همیشه باهاش هم دردی میکنم آجیمه، تو سنیه که خیلی حساسه و زود رنج، بیشتر سعی میکنم به حرفاش گوش بدم تا اینکه بخوام خودم حرف بزنم و نصیحتش کنم..اگه لازم باشه در نهایت با یه بغل و بوس آرومش میکنم..این میشه مرحله اول همدردیم... مرحله دومش میمونه چند ساعت بعد اتفاق که شامل یه گفتگوی دونفره در مورد موضوع هست..

دختربختیاری:
اوج همدردی مردم این دوره زمونه اینه که وقتی از شدت تنهایی زانوهاتو بغل گرفتی برات پو ل خورد می ندازن...کاش میشد همدلی راقاب کرد ساکنان شهر غم راخواب کرد کاش می شد نورچشم دوست را جانشین ثابت مهتاب کرد...

یاسمین ۱۶ تبریز :
گاهی جایی کع همدلی لازمه، مردم نصیحتت میکنن که واقعا رو اعصابه هاااا ... . بعضی وقتا لازمه که بگن درسته . این مشکل هست . حالا بیا با هم این مشکل رو حل کنیم یا یه کاری کنیم تا اوضاع بهتر بشه . یا بعضیام هستن که میدونن که مشکل هست ولی می خوان بگن نه نیست و تو اشتباه میکنی . اینام که هیچی دیگه ...

مریم ۱۸ سقز :
سلام مامور جونم ، راستش من همیشه سعی کردم در مواقعی که نیاز هست با دوستام ، خانواده یا فامیل همدردی کنم و تقریبا اکثر اوقات موفق هم بودم و تونستم حالشون رو با حرفام خوب کنم ، فکر میکنم همدلی و همدردی تقریبا به هم نزدیک باشن ، ولی ماموری من واقعا همیشه سعی کردم به حرف دله همه گوش بدم و اگر بدونم کسی به همدلی و همدردی احتیاج داره بی تفاوت از کنارش رد نمی شم و خودم هم از بقیه همین انتظار رو دارم.

ناهید از آسمون هلیلان:
همدلی ازهم زبانی بهتراست... هییچکی مثل مادر همدل نمیشه، همیشه خودش رو فدا میکنه و ازخودش می گذره،الان دقیقا فقط وفقط نیاز به همدلی مامانم دارم; درد که درد نیست درد کمر، خدا کنه نصیب هیچکسی نشه،مادرجان کجایی!؟

فاطمه 15 بیرجند:
نمی دونم چرا تو همه پیامایی که میدم همه از غم و ناراحتیه ... اصلا همچین ادمی نیستم که همیشه حالش بد باشه وناراحت... ولی خب اون ناراحتی کجا واین ناراحتی کجا... مامان قشنگم الان توی بیمارستانه ... تورو خدا واسش دعا کنید چیزیش نباشه...

ریحانه 17 مشهد:
یادمه یبار رفتم با ناراحتی به مامان جان گفتم هیچ کدوم تون من رو درک نمی کنید ، خو انتظار داشتم بگن چرا چنین فکری می کنی؟ یا به نظر منم ما گاهی درکت نمی کنیم یا یه چیزی که آرومم کنه ! ولی فرمودن: هر جور دوست داری فکر کن ! من فقط یکم همدلی می خواستم ، همین !... همدلی یعنی درک دنیای شخصی دیگران و از دید اون ها به دنیا نگاه کردن ، خب عدم همدلی ما هم میتونه بدلیل درک نادرست ، یا اصلا درک نکردن دیگران باشه !! من همیشه سعی کردم خودمو بزارم جای آدمای اطرافم و دنیا رو مثل اونا ببینم ...

فرزانه نصرالهی سنندجی:
یه نمونه همدلی مربوط به جورج اورول‌ هست. آقای اورول در دهه‌ ۱۹۲۰ بعد از چندین سال زندگی در برمه‌ هند به عنوان افسر پلیس، به بریتانیا برگشت تا زندگی افراد حاشیه‌ی اجتماع رو تجربه کند. میگه:می‌خواستم کاملا هویتم را مخفی کنم و به زیر پوست ستم‌دیدگان جامعه بروم.اورول به همین منظور مثل یک ولگرد با لباسی مندرس و کفشی پاره در خیابان‌های شرقی لندن همسایه‌ی گدایان و خانه‌به‌دوشان شد. یافته‌های این دوره از زندگیش که در کتاب «آس‌وپاس‌ها در لندن و پاریس» منعکس شده، تأثیر زیادی بر تغییر باورها، اولویت‌ها و روابط اورول گذاشت. اون در این مدت نه تنها فهمید که بی‌خانمان‌ها اراذلی مست نیستند بلکه با اونها دوستی‌های تازه برقرار کرد.

مهسا 23 اردبیل:
سلام. نمیدونم چرا من همیشه نرگس فضل اللهی رو با فرزانه نصراللهی اشتباه می گیرم؟ شباهت اسمشون مثل شباهت فریبز عرب نیا و ابوالفضل پورعرب هست!

ستاره رحمانی تربتی:
والا تا جایی که شده سعی کردم با کسایی که در ارتباطم بشناسمشون واگر به همدلی من احتیاجی باشه با دل وجون درخدمتشون باشم. ولی کسی تو زندگیم سعی نکرده با من همدردی بکنه و زمان هایی که توخودمم، دوست داشتم یکی ازم بپرسه چت شده؟ و ازم کمکی برمیاد . خدا رو شکر پیام نماها هست که آدم دو کلام بحرفه.

سعیده نبی زاده:
یه بار اتفاقی افتاد که خیلی ناراحت شدم اشکم در اومد. با دوستم حرف می زدم اما فقط نصیحتم می کرد حس کردم درکم نمی کنه فقط حرف خودش رو میزنه... این یعنی همدلی نکردن و همدردی کردن چون آدمم دیگه نمیشه توقع داشت مثل نعوذ باالله پیامبر و امامان بدون نقص برخورد کنم که! یه جاهایی دوست داری درک بشی فقط همین بگن می فهممت، حق با توئه، ولی اینکارو کنی بهتره. حتی درغیر منطقی ترین حالت حق دادن آرومت می کنه.

حسین صالح جعفریه قم:
سلام،همدلی یعنی خودت روبذاری جای فردی وازعینک اون دنیاروببینی.تفاوتشون اینه که برای همدلی بایدقضاوت روکنارگذاشت ویه حس کنترل شده ست،اماوقتی مورد مشترکی بین من وفردی باشه باشه میشه همدردی چون ناخودآگاه درکش میکنم... همدلی هم خوب چیزیه ها..پیش نیازش قضاوت نکردن ونتیجه اش یه عالمه ایده،حرف،فکر،انرژی مثبت ودرآخرکاروعمل انسان دوستانه ست.

لیلی ، سمنان :
همدلی كردن یعنی از ته اعماق دلت حال دلش رو بفهمی و با تمام وجود دركش كنی و فرقش با همدردی اینه كه خودت اون مشكل رو نداری ولی دركش میكنی. زیاد پیش اومده كه علاوه بر درك اوضاع طرف مقابلم ساكت ننشستم وتمام سعی ام رو كردم تا باهم مشكلش روحل كنیم یا واسطه ی رفع مشكل شدم یعنی از دست من كاری برنمی اومد ولی با كسی كه كار به دستش حل میشده صحبت كردم، یا اینكه باحرف هام باعث شدم روحیه اش عوض شه و ازجاش بلند بشه و نشینه فقط غصه بخوره... خودم بیشتر غم ها و مشكلاتم رو توی دلم نگه میدارم واگه به ندرت با كسی هم حرف زدم بیشتر سعی میكنن موقعیت های بدتر ازخودم رو مثال بزنن تا مثلا دلداری بدن...

فرشته 24دخترلک / دلفان:
همدلی یعنی اگه کسی شکست خورد پای ناراحتیاش و درددلش بشینی نه اینکه دایم سرکوفت بزنیم که ازاول کارت اشتباه بود، گفتیم نکن توانجام دادی، حالاسرت به سنگ خورد؟...ووو. این حرفا بیشتردل آدموبه درد میاره،کاش فرق همدلی رو با سرکوفت زدن بدونیم!

فاطمه پیشداد 16 دزفول :
از نظر من بعضی وقتا یه اتفاقایی میوفته که بودن یک دوست و هم دل ضروریه همدل بودن یعنی اینکه یه جوری باشی که دوستت بتونه بهت تکیه کنه و احساسشو باهات در اشتراک بذاره .بعضی ها وقتی میخوان همدلی کنن میبینن مثلا طرف مقابل از دوستش ناراحته به جای اینکه ارومش کنه میاد از بدی اون دوستش میگه و میخواد مثلا احساس ناراحتیش رو باهاش مشترک بشه.

درنا ۲۵ تبریز:
من برای این که معنی دقیق همدلی و همدردی رو بدونم یه سر به اینترنت زدم... و فهمیدم... همدلی با همدردی یا دلسوزی تفاوت داره. همدلی بیشتر به این معنی است که “با کسی، چیزی را احساس کنیم” نه اینکه برای کسی، احساسی (مانند دلسوزی) داشته باشیم.. من فکر می کنم بیشتر اوقات، حس همدردیمون به همدلیمون می چربه، شاید به این دلیل که همدردی کردن هزینه اش کم تر از همدلی کردنه یا این که نمی خواهیم خودمون رو درگیر مشکلات کسی بکنیم یا هیچ حس مسئولیتی در قبال کسی حس نمی کنیم و می گیم به من چه، یا واقعا هیچ درکی از اون شرایط نمی تونیم به دست بیاریم و نمی تونیم خودمون رو جای اون شخص قرار بدیم و به عمق فاجعه پی ببریم، شاید هم کلا با یه پیش داوری به موضوع نگاه می کنیم، شاید خودخواهیم، شاید خود برتر بینیم، شاید نمی خواهیم به خودمون زحمت بدیم و خیلی شایدهای دیگه...

زهرا ۱۸ اصفان:
صادقانه بگم، بعضی وقتا هم مشکل بقیه برام اهمیت چندانی نداره. یعنی خودم رو درگیرشون نمی کنم خب، سرم به کار خودمه. جاشون بودن و درکشون کردن که بماند! (چهره شطرنجی) ... همدلی کردن به نظرم یعنی زوایای دیگه ی قضیه رو هم در نظر گرفتن... مثلا روزای اول فقط یک آقا تو کلاس ما بود و ما همه دختر! خب اگه یه درصد خودمون رو جای اوشون بذاریم، می بینیم که چقدر وحشتناکه..! دیگه هر رفتار سوء تعبیر نمیشه.. یه روز از یکی از بچه ها اسم کتابایی که استاد گفتن رو پرسیده بود، بعد همه به دختره گفته بودن چرا از تو پرسید؟!! ... عه! خب وقتی همه مون دختریم بره از دیوار کلاس بپرسه؟ از هر کس دیگه ای هم پرسیده بود همین رو می گفتید که!

مامور مسئول:
بی هوا یاد این شعر مرحوم حسین پناهی افتادم ... به موضوع قضاوت هم ربط داره... ووو چیزه! به جزوه و کتاب قرض گرفتن هم! ... راستی می دونین مهمترین نکته همدلی چیه؟ اینکه دیگه نمی تونی قضاوت کنی! حالا شاید عمری بود و چهارشنبه شکافیدیمش با کمک شما...
به خانه می رفت
با كیف و با كلاهی كه بر هوا بود
چیزی دزدیدی؟ ... مادرش پرسید!
دعوا كردی باز؟ ... پدرش گفت!
و برادرش كیفش را زیر و رو می كرد
به دنبال آن چیز...
كه در دل پنهان كرده بود!
تنها مادربزرگش دید:
گل سرخی را در دست فشرده كتاب هندسه اش!
و خندیده بود...
حسین پناهی

نغمه رفسنجون :
مامور حتما تا الان شونصد نفر این شعر رو برات فرستادن ؟! خب منم شونصدو یکمین نفر !!!... ای بسا هندو و ترک همزبان / ای بسا دو ترک چون بیگانگان / پس زبان همدلی خود دیگر است / همدلی از همزبانی بهتر است . رفیق مون ، مولانا !!

فرشته 19:
سلام مأموری در رابطه با موضوعتون باید بگم که درک درستی ازشون ندارم ولی تا جایی که من می دونم همدردی یعنی اینکه بفهمی طرفت دردش چیه و همدلیم همون گوش کردنش که بعضی وقتا آب رو آتیشه . اما متأسفانه من بلدش یا بهتره بگم بلدشون نیستم . بلدنیستم به کسی دلداری بدم ، بلدنیستم با کسی همدردی کنم . البته همدلی رو تا حدودی بلدم اونم فقط درحدسر تا پا گوش بودن برا آدما دوروبرم. تنها کساییم که من باهاشون دردودل میکنم شما پیام نمایی هایین خدا حفظتون کنه.

فاطمه ۲۰۰۱ آذربایجان :
همدلی ، به معنی درک دنیای طرف مقابلمونه ، یکم سخت تر از همدردیه چون یه هنره و مهارتیه که باید آموخته بشه . مثال می زنم : وقتی دوستمون یه عزیزی رو از دست میده ، ما میریم پیش دوستمون ، وقتی گریه میکنه ما هم گریه میکنیم و ناراحتیم ، این یعنی همدردی ولی بعد از یه مدت که باز به دوستمون سر میزنیم ، به حرفاش کامل گوش میدیم ، درد و دلاشو میشنویم بدون اینکه حرفشو قطع کنیم ، خودمون رو جای دوستمون میذاریم و با تمام وجود درکش میکنیم این یعنی همدلی . تو همدلی هیچ قضاوتی نمیکنیم چون خودمون رو جای طرف مقابلمون گذاشتیم.

رها حسینی راد:
کارل راجرز:"همدلی به معنای درک دنیای شخصی طرف مقابل انگار که دنیای خودتان است و البته قید انگار مهم است و نباید از بین برود..همدلی یعنی حس کردن خشم،ترس،سردرگمی درمان جو،چنان که حس خودتان بوده بدون اینکه خشمگین شده یا بترسید و یا اینکه سردرگم شوید."آنتونی رابینز می گه مرکز توجه ما نوع احساسمون رو تعیین می کنه! به جای نتیجه گیری احتمالات رو در نظر بگیرید.تا جایی که از دستم بر بیاد دریغ نکردم و نمی کنم از همدلی و کم ترین کارم لبخند بوده همیشه..ولی باورت می شه تا حالا بگو یه قدم!کسی برام برنداشته؟نپرسیده خوبی؟شایدم می پرسیدن هم لافایده تیغی که زیر گلوته و با کوچکترین حرکت...

فاطمه قادری 18 :
ماموری من سر جریان این كنكور و دانشگاه خیلی ناراحت و داغون بودم جوری كه همش دلم میخواست بنشینم و گریه كنم از همه جیز به خصوص درس و كنكور متنفر و بی زار شده بودم ! تو همین مدت مامان جونم و دوست عزیزم هانیه خیلی باهام همدلی و همدردی كردن و با حرفای قشنگ شون بهم كلی روحیه دادن و نذاشتن زیاد غصه بخورم ! دم شون خیلی گرم.

مامان طیب/ زاهدان:
سلام...همدلی بنظرم سازگاری باشرایط فردی دیگره.. وقتی یکی میگه عزیزموازدست دادم ویکی دیگه همینطور بهش همدردی میگن چون حس طرف مقابل میفهمه .کسی بامن همدلی نکرده ولی تادلتون بخواداهل همدلی ام.وقتی بچم زنده نموندهیچکس نفهمیدکه چقدرسخته وسختراینکه تاالان بچه دارنشدم!

فاطمه ۱۷ معمولان:
سلام ماموری راستش من همین چند ماه پیش فهمیدم همدلی یعنی چی. وقتی سیل اومد زن و مرد همه وهمه ازهرجای ایران اومدن کمک، کمک کردن بازم مردم سرپاشن تا زانو بالاتر میرفتن توگل، حتی گاهی میدیدن کسی چکمه پاش نیس واسه خودشون رو میدادن باورت میشه باهامون گریه میکردن؟ مدام شوخی میکردن روحیه بگیریم؟ بازم هستن بعضیاشون ک تا الان موندن وبعضیا از سیل تا الان یه بار بیشتر نرفتن پیش خونوادشون!!

فوزی 19 سرپلذهاب:
سلام به همگی، یه تعریف ساده هم برای همدلی هست ، که همدلی یعنی : اینکه خود را به جای فردی که دچار حادثه شد بذاریم و احساس وشرایط اون فرد رو درک کنیم، ماموری جون یادمه موقعی که سیل اومد توی برنامه طبیب دکتر روان شناسی گفت : اگه میخواید به عزیزان سیل زده کمک کنید ، بهتره همراه با وسایلی که میفرستید یه نوشته بذارید که خیلی موثر وتاثیرگذاره ، برای روحیه فردی که اون وسایل به دستش میرسه بعد به این نکته هم اشاره کردن وگفتن: که توی نوشته ای که میفرستید بهتره این عبارت رو به کار نبرید که هموطن همدردتم چون تا وقتی که تو اون تجربه رو نداری نمی تونی بگی همدردتم وتاثیر گذازی زیادی نداره وموثر نیست ،و به جاش بهتره بنویسی : هموطن ما کنارت هستیم ، این یعنی همدلی کردن و بسیار موثر وتاثیرگذاره برای روحیه اون شخص آسیب دیده، و همدلی کردن حس امیدوار بودن به زندگی یا حل شدن مسئله ای که فرد رو دچار مشکل کرده رو در اون فرد زنده نگه می داره.

مهدی برومند 15:
امروز بعد از اینکه مدرسه تعطیل شد ، من و دوستم منتظر بودیم که تاکسی بگیریم و بریم خونه. چند دقیقه که گذشت ، پدر دوستم اومد دنبالش . به من گفتند سوار شو برسونیمت ولی قبول نکردم. فکر کردند تعارف می کنم! انگار کمی دلخور شدند اما نمی دونستند که دلیل نه گفتنم چیه. دلیلم این بود که می خواستم در حد توان خودم ، به هموطنم سود برسونم. بالاخره یه مسافر هم یه مسافره...

مامور معذور:
خب اینم از دیدگاه این نوبت... تا چهارشنبه که به یاری حق و البته با مشارکت آگاهانه و سرحوصله شما بر می گردیم، خواب خوب و آرومی رو براتون آرزو می کنم و این لالایی دلنشین رو به همه اونایی که کم خوابی دارن پیشنهاد می کنم و... آهان، مثل اول شازده کوچولو تقدیمش می کنم به کودکی درون و کودکی هاتون... شب تون پر ستاره رفقای عزیزم... کوچولوهای قدیم و دل نازکهای دلتنگ دیروز / امروزی!
یا حق ...


شب تو آسمون، ماه هم خوابیده
لحافی از ابر، رویش کشیده

از توی جنگل، از اون پایینا
صدایی میاد، صدایی تنها

ماه مهربون، دستش می‌گیره
یه چتر ابری، تا پایین می‌ره

لالا لالایی، تق و تق و تاق
دارکوبه بخواب، بی نور چراغ

لالا لالایی، جیک و جیک و جیک
باید بخوای، گنجشک کوچیک

لالا لالایی، گردوی غلتون
وقت خوابته، سنجاب شیطون

لالا لالایی، لالایی لالا
بچه‌ها شده، وقت خواب حالا

رو بالش نرم، لحاف رنگین
همه ببینید، خوابای شیرین!

لالا لالایی
لالا لالایی

قور و قور و قور، صدا آشناست
از توی برکه، قورباغه اونجاست

برگ نیلوفر، جای خوابشه
بالش نداره، هی بیدار می‌شه

ماه مهربون، دلش می‌سوزه
از یه تیکه ابر، بالش می‌دوزه

بچه قورباغه، آروم می‌خوابه
باز تو آسمون، مهتاب می‌تابه

بالش ابری/ شاعر: سارا نامجو
موسیقی: فردین خلعتبری


و همچنان دل "گرمیم" به حمایتهای شما
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲روابط عمومی صدا و سیما