10000528   @didgah.tv5 
دیدگاه 12 آبان
چو بر گورم بخواهی بوسه دادن
رخم را بوسه ده کاکنون همانیم!
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲ / روابط عمومی صدا و سیما
لطفا و حتما در نظراتتون از دیدگاه نام ببرید!

سلام رفقای جان
اینک این شما و این خیل انبوه "تن ها" در دیدگاه

* قوانین دیدگاه :
لطفا! پیامها در چارچوب موضوعات یا پیامهای درج شده باشن، در ابتدای هر پیام حتما اسم خودتون رو بنویسین در غیر اینصورت درج پیام ممکن نیست... همچنین مشخصات دیگرتون مثل سن و شهر لطفا درج شود ... از چسباندن کلمات به هم و شکسته نوشتن واژه ها نیز لطفا پرهیز فرمایید... سعی شود پیامها هنگام ارسال کوتاه کوتاه و پشت سرهم باشند تا انتخاب آنها بهتر صورت گیرد.


*جمله روی پیشخوان دیدگاه:
بدون در نظر گرفتن گوینده و پیام دهنده، از نظر شما کدام جمله نوبت قبلی دیدگاه ارزش توجه، تمرکز و بازنشر دوباره را دارد؟


* موضوع زیر ذره بین:
یک/ منابع انرژی شما چقدر درونی و چقدر بیرونی است؟ به عبارت ساده تر: کدامیک را به تنهایی و با اتکاء به خود می توانید پیش ببرید و کدامیک وابسته و در ادامه جزء و موجود و چیز دیگری است؟ آیا اصولا این شیوه انرژی گرفتن اشتباه یا دچار آسیبی است؟ مقصد و آخر و عاقبت هر کدام از این دو منش و روش چیست؟
دو/ اگر به خود رسیدگی نکنیم، اگر با خودمان خلوت نکنیم، اگر دقایقی در روز را به مرور اتفاقات، روند روزمره، بررسی اهداف و آرزوها نپردازیم چه اتفاقی می افتد؟ اگر من وجود نداشته باشد یا در پایین ترین سطح انرژی و آرامش باشد، توجه و کمک به دیگران چقدر موثر، درست و موفق است؟ اصولا کدام مقدم بر دیگری است؟ من ؟ او؟ ما؟ ایشان؟ با ذکر مثال و رسم نمودار باشه لطفا!

دختر زمستانی 19:
پیام اولی/ باسلام تقریبایک ساله که پیام نمارومیخونم وفقط ازپیام نمامیتونم پیگیرباشمولی اولین باره که پیام میدم موضوعات جالبی دارین!میخواستم ازتون کمک بگیرم راستش چندوقتی میشه که هیچ چیزی حالمو خوب نمیکنه ازوقتی که تصمیم گرفتم دیگه ناراحت نباشم ولی حالا احساس افسردگی میکنم دوست داشتم درس بخونم کارکنم سفرکنم شادباشم ولی نشدلعنت به این دنیا زیادمعاشرتی نیستم راستش انقدر گفتن بچه ای که باورم شده فکرمیکنم نه سالمه هیچ کاری بلدنیستم کسی نیست که باهاش حرف بزنم لطفا کمک کنید حال از بد بدتره.

نرگس از بم:
پیام اولی/ من به خودم زیاد اهمیت میدم و از ویژگی هایی که دارم راضی هستم ،از تنهایی خوشم میاد چون خودمم باخدای خودم بانماز خوندن وقرآن خوندن یا گوش دادن بهش آرومم میکنه. پیاده روی وخرید کردن رو هم دوست دارم .

لیا کورد :
پیام اولی/
مهمترین چیزهایی که به من انرژی میده :صدای قران ٫صدای اذان ٫آهنگ گوش بدم ٫اینکه به دیگران کمک کنم یا کسی رو خوشحال کنم واقعا خوشحالم میکنه ٫ تفریح و مسافرت رو خیلی دوس دارم و بهم انرژی میده.

یه دیوونه ی خوشحال:
پیام اولی...خیلی سلام . چیز های زیاد زیادی من و سر حال میاره مثل کتاب خوندن،آهنگ غمگین گوشیدن،طناب زدن،نوشتن جمله های حرف دلم و نوشتن همین رمان جدیدم،خوندن پیام نمای هر سه شبکه،رویا پردازی در باره آینده،خل و چل بازی،زنگیدن به رفیقوم مریمی،خوندن یه آیه تصادفی با معنیش...آخرین هدیه ام به خودم همین هفته پیش دوتا پیکسل برای من خریدم.. مرا شمشیر زد گیتی تو را مشت تورا رنجور کرد اما مرا کشت.

فاطمه از تکاب :
سلام اعتراف میکنم کهههه کلمه "قبراق "روکه میبینم یاد ملوان زبل میفتم! آخه وقتی احساس میکردضعیف شده میگفت :بذار یه اسفناج بخورم قبراق شم.خخخ.ماه ربیع الاول برهممون مبارک به قول شماواقعاکه لازم بود.

مهدی برومند :
سلام! توی نوبت قبلی ، هر چقدر بعضی پیام ها رو خوندم هیچی حالیم نشد! حالا خوبه که فارسی نوشته شده و انقدر مبهوم (من درآری: مبهم و نامفهوم) تشریف داره! چند ده سال پیش ، انقدر حروف الفبای چینی ها زیاد بوده که وقتی میخواستند تلفنی حرف بزنند ، تماسشون نصفه می مونده و باید یه جلسه حضوری هم می ذاشتند تا به همدیگه بفهمونند اون موقع چی گفته بودند! آخه یه تعدادی از مفاهیم و حروف رو باید با حالت های چهره و زبان بدن می رسوندند. این بود که تصمیم به کاهش (!) حروف الفباشون گرفتند و ... حالا حرفم اینه که جون امواتتون طوری بنویسید که منده و امثال منده گیج نشیم! دست کم جوری بنویسید که فعل جمله با مفهوم جمله و ضمیر جمله مطابقت داشته باشه! بیچاره مامورجان که مدتی مدید ، این غلط ها رو می دید و ماله می کشید...! با او چه کردید؟!

پریا ترک قیزی:
جوکار خانوم شما میتونید ترشی هایی درست کنید درشیشه های شیک با بسته بندی های متفاوت باشه و ترشی ای درست کنید که مواد تهیه اش کمه هم خسته نشید هم آسون باشه هم از نظر مالی که گفتید بصرفه تر باشه واستون ،مثل ترشی فلفل، خیارشور،ترشی لیمو،ترشی گوجه،سیرترشی بعد اگه فروش خوبی داشتید میتونید ترشی هایی با مواد تهیه بیشتر رو تهیه و درست کنید،مثل لیته،ترشی مخلوط،شورمخلوط و... درست کنید،واما مربا رو هم همینطور! سئوالی درمورد ترشی و مربا و آشپزی داشتید میتونید رو بنده حساب کنید!(خانم جوکار از مقدارکم شروع کن اگر انشاءالله گرفت مشتری ها خودشون سفارش میدن اونوقت بیشترکن)راستی میتونی تو مغازه ی محله بزاری تا ب فروش برسونه!

میناخوش نظر:
دوستان گفتن جمله ی (بیشتر به فکر دیگران بودم که خودم) یعنی خودت حالت خوب بوده که باعث شده به فکردیگران باشی!نه عزیزان گاهی وقتااز درس وخواب مون میزنیم تادیگران ازمون راضی باشن کارندارم اون آدم لیاقت اهمیت دادن بهش داشت یانه!اما اینکارادرست نیست مثلا فرداش امتحان داری اما نگران حال رفیقتی ونشستی سه ساعت باهاش درددل میکنی. یالباس قشنگی که خیلی دوستش داری ودوستت ازش خوشش اومده روبهش میدی کار درستی نیست..یابخاطر راضی نگه داشتن افراد نزدیکت دروغ بگی! درسته دیگران راضین اماوجدانت راضی نیست.. منظورمن وبقیه این بود..! سعی کنیداول باخودتون مهربان باشیدو وجدان تون راضی نگه دارید بعد به فکرمفید بودن برای دیگران باشید...

فرشته24دخترلک دلفان:
وقتی ب گذشتم فک میکنم میبینم دلیل خیلی ازدست کم گرفته شدن هام بخاطراحترامی بودک واس خودم قاعل نبودم،ماآدماطوری هستیم ک وقتی کسی خیلی بهمون چشم اطاعت بگه فک میکنیم وظیفشه.ومن بخاطر ی سری ازآدماازخاسته هام گذشتم خاسته هایی ک واس ی دخترتمام زندگیشه کوچکترینش همون لاک زدن، بزرگترینش ی مراسم ساده عروسی،حرفم اینه ازعلایقتون ساده دست نکشیدبخاطرکسی ک پاش بیوفته ساده ازشمادست میکشه.احساس میکنم ازدنیای زیبای خودم فقط حسرتاش مونده،حالادیگ انجام دادن لذت های دخترونگی ب دلم نمیچسبه چون ی روزی همشوفداکردم.والان ک نگاه میکنم فقط دلمردگی میبینم..یک کلام *ب خودتون احترام بگذارید*

سیده آرمیتا 30 مازندران:
برخی اوقات ما به دیگران وابسته میشیم فقط به این علت که نیازهای روانی مون رو برطرف کنیم..بعضی اوقاتم به دیگران وابسته میشیم بابت اینکه فقط حس ارزشمند بودن نسبت به خودمون پیدا کنیم.یه سری مونم به خاطر احساسات مون وابسته ی شخص مقابل مون میشیم... و با این رفتارمون اعتماد به نفس مون رو به افول میره..تنها راه درمانشم اینه که علت وابستگی به دیگران در خودمون رو پیدا کنیم و درصدد این باشیم به خودمون به اندیشه و چیزهایی که داریم اتکا داشته باشیم...نه وابسته حرف و نظر دیگران.

علی03:
منبع انرژیای من بیرونین ولی اونا فقط کمک کنندن.اگه به خودم باشه که با فکر وخیال و...بدون هیچ وسیله یا کسی حالمو خوب میکنم)یعنی فقط درونی(.و اینکه به نظرم همه ما خواسته یا ناخواسته هرچند خیلی کوتاه مدتی از زمانمون رو به فکر کردن به آرزوها وآرمان هامون اختصاص میدیم.یعنی به خودمون انرژی میدیم.یعنی به خودمون کمک میکنیم.به نظرم کسی که نتونه به خودش کمک کنه به دیگران هم نمیتونه.راستی دقت کردی همه موسیقی رو دوس دارن؟

شبنم 19 :
مأموری من قبلا خییلی به خودم اهمیت میدادم ، به ظاهرم ، به دلم ، به روحم ، الآن اصلا یادم رفته به خودم اهمیت بدم بدتر از اون یادم رفته چجوری باید به خودم اهمیت بدم ، انگار با خودم غریبه شدم . شاید چون دلم غصه داره دیگه نایی واسه اهمیت نمیذاره . نمیدونم چیکار کنم . این حالو دوست ندارم.

سارایی/ کرج:
خدا رو شکر غم شخصیه بزرگ یا خاصی تو زندگیم ندارم (توجه و اندیشیدن به فقر و بی بندوباری های جامعه داغونم میکنه) بسیار کم توقع و سازگارم اما شاد بودنم خلاصه میشه تو شادی خانواده ام ، گاهی بسیار عمیق به مرگ خودم و عزیزانم می اندیشم که باعث میشه مدتی تو خودم باشم و اون لحظه دنیا رو بسیار بی ارزش میدونم.
زینب 18 مشهد:
جمله پیشخوان هم ازرودابه روشنی کرمانشاه: زندگی مثل لیوان ترک خورده میمونه بخوری تموم میشه نخوری حروم میشه پس اززندگی لذت ببرچون درهرحال تموم میشه.

سهیلا م تبریز:
سلام بر عزیزان جان خخ ..منم بگم انرژی رو فقط با بوی باران وآسمان ابری بوی خاک و موسیقی در حین رانندگی که بلد نیستمم خخ در جاده ای که انتها نداره آخخخ چ هیجانی ..فکر میکم همین خیال بافی هم خود به تنهاییی کلی انرژی مثبت به همراه داره. چای دارچین و فیلمو کتاب و تلتکست و خرید کردن و با اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستگیمو در میکنم. وودیگر هیچ ....

مهسا حیدری 19 ورامین :
پاسخ موضوع دو: افسرده میشویم نقطه. من تو خیابون خوراکی می خورم. بدو بدو میکنم. سرمو از شیشه ماشین بیرون میارم. میخندم. بعضی موقع ها چادریم بعضی موقع ها مانتویی. آرایش میکنم. عکس می گیرم. زیر بارون انقد وایمیستم تا خیس خیس شم. اینا تو این سن ارزوهامه منم انجامشون میدم که نشه حسرت. مث شهربازی رفتن که شده حسرت هعییی!

عاطفه ۲۹ اصفهان:
بهترین جمله پیشخوان دیدگاه از عرفان از تهران: انرژی از درون باید بیاد انرژی بیرون موقتیه. مامور من خودم رو خیلی دوست دارم. بیش از حد به خودم می‌رسم. هرکار میکنم تا حالم خوب باشه راحت خودم رو نمی بازم. بعضی وقتها فکر میکنم خود خواهم. اما آدم اگه اول خودش رو دوست داشته باشه میتونه دیگری رو هم دوست بداره. کسی که به خودش اهمیت نمیده یعنی توان دوست داشتن دیگران رو هم نداره. تاحالا واسه خودم کادو نخریدم اما نمیزارم کسی حالم رو خراب کنه. اگه عصبی بشم با نفس عمیق و یه لیوان شربت و ذکر گفتن حال خودم رو خوب میکنم. هیچ کسی ارزش این رو نداره که چروک بندازه روی صورتم. پیرو حرف بیتا از کرج حال دل ربطی به اسکناس نداره. پول درسته رفاه میاره ولی آرامش نه. آرامش توی سلامتی تن و روحه. حال خوب دل، درونیه ربطی به عوامل بیرونی نداره. همه ثروتمند نیستن اما همه ثروتمند ها هم خوشحال نیستن. امید و قناعت و وفق دادن خودت با شرایط حال آدم رو خوب میکنه. وقتی روح سلامت باشه تن آرامش پیدا میکنه. سلامتی روح هم بیشتر بخاطر دوری از گناهانه مثل حسد و نفرت.

یاسمین ۱۶ تبریز :
با بیتا جان مخالف بودم چون همه چیز پول نیست مثلا همین دیدگاه که مفت و مجانی در اختیار شماست یا کلی منبع انرژی دیگه . به قول سعیده میشه آدم بره پارک و خوش بگذرونه چه با دوستان و چه به تنهایی قرار نیست که حتما بری کافه . البته حرفاشون کاملا هم غلط نبود ها . پول مایه خوشبختی نیست ولی مانع بدبختی هستش . راستی شیما جون من میگم به دیوار مشت نزن به جاش بالش رو امتحان کن . دردش هم کمتره .

سعیده نبی زاده:
من آدم مرفه ای نیستم اتفاقا برعکس تو این اوضاع‌. وقتی با کسی صحبت می کردیم گفتم که فلان محصول را اینقدر شده و این قیمت خریدن دلش سوخت گفت نگو اعصابم خورد میشه. وقتی کشاورز و دامدار محصولاتشون رو ارزان میخرن جز دلال کسی سود نمی کنه. دردایی من دارم که ملت از شنیدنش سرشون سوت می کشه. یه دوستی یکبار هی ناله می کرد گفتم ببین اگه تو زیر خط فقر داری راه میری من شیرجه میزنم خخ بقول فردوس افتاد؟ با این حال می خندم سخت نمی گیرم خیلی چیزا برای خوشی هست به نظر من خوشی با رفاه و پول به هم ربطی ندارن خوشی در درون آدمه پول بیرون.

مهتاب دیانت ۲۲:
خدایااا همین الان یهویی فقط یه دونه از اون دندون درد های مشتی بده به بیتا از کرج تا بلکه دیگه نخواد سلامتیشو به خاطر پول بده...ان شالله که در سلامتی کامل باشین،درسته پول خوشحالی میاره ولی خب اونی که درد کشیده میفهمه هیچی رو نمیشه با سلامتی عوض کرد.

فاطمه اسلام آبادغرب:
آخخ، مامور دلم شکست با حرف دوستمون عزیزم درسته پول مهمه ولی وقتی سالم نباشی حاضری دنیارو بدی مریض نباشی... ما گیاه نیستیم که از قبل و غریزی طبق یه برنامه قبلی رشد کنیم،ما ها قدرت تفکر و انتخاب داریم،خلوت لازم داریم که ببینیم با خودمون چند چندیم،ماها تا با خودمون آشتی نباشیم نمیتونیم باکسی مهربون باشیم!

آتنا 20 همدان:
جمله روی پیشخوان دیدگاه از آبجی الی از روستا:من میگم زشت باشم، پولم نداشته باشم، اما آزاد باشم،آزاد باشم از هر چی حس بده....آقای حسین صالح جعفریه قم:لطفا راحت از کنار این موضوع نگذرید،ما اگه حال دلمون خوب باشه میتونیم یه شهروند،همسر،فرزند،والدین و... خوبی باشیم.

حسین صالح جعفریه قم:
من هم میتونم سریع حالمو خوب کنم هم گند بزنم به حالم.اگرمنبع انرژی کلا بیرونی باشه که باید گریست چون تحت اختیار و اراده خودمون نیست و فکرکنم زمینه افسردگی رو فراهم میکنه ولی اینکه بلد باشیم خود خویشتنمون بایستیم بالا سردل و حالمون عاولیه.

مهدی رمضانی 20 بجنورد :
تحقیقات نشون داده احساس خوشبختی ناشی از داشتن ، در بهترین حالت فقط و فقط 100 روز دوام می آورد ، و بعد از آن ظرف داشتنه شما برای احساس خوشبختی خالی خواهد شد ! اگر فکر میکنین زن و شوهر خوب پیدا کردن شما رو خوشحال و خوشبخت میکنه به صد روز نمی رسه ، اگر فکر میکنید قدرت و مقامی داشتن شما رو به یه امنیت و آرامشی می رسونه اشتباه اونجا که اصلاً به صد روز که سهل به صد دقیقه هم نمیرسه ... هدف من این نیست که بگم ثروت بده . یا زن و شوهر خوب بده. ابداً ، عرض من این نیست که قدرت یا مقام یا مدرک عیب و ایراد داره ، ابدا. اگر توی زندگی میخواید هر چی داشته باشید ، خبر بد براتون دارم ، زندگی تون با قبل از نداشتنش هیچ فرقی نمیکنه! خوشبختی حس درونی شماست . یعنی : دوست داشتن و راضی بودن از خودتون .پذیرفتن و قبول کردن خودتون با همه ی عیب ایراد ها و اشتباه هات!

مسعودم از اصفهان:
سلام ماموری من زیاد کتابی بلدنیستم حرف بزنم با اینکه حرف زیاد دارم ولی خیلی هم فشار به مخم اوردم تا اینا زد بیرون: من انرژی طبیعی که خدا بهم داده بود رو بامواد مخدرسوزوندم. موادم خدربیرونی روجایگزین موادمخدر طبیعی درون بدنم کردم خدا میدونه تا کی گرفتارشم اخر و عاقبت انرژی کاذب گرفتن برای من شد اعتیاد و بدبختی. انرژی که نمیده هیچ همه چیزت روهم می گیره...

فوزی 19 سرپلذهاب:
خب راستش ماموری جون از وقتی که خودم رو بخشیدم ، و سعی می کنم کنترل ذهنم رو به دست بگیرم ، می تونم بگم: 60درصد منبع انرژیم درونی هستش ، آره من خودم رو بخشیدم و اجازه نمیدم افکار منفی به ذهنم نفوذ کنه و این خیلی برام موثر بوده ، میدونی رفیق دردناک تر ازهمه چیه؟! اینه که: دائم کاری کنی که دیگران خوش حال بشن اما برای خودت کاری نکنی، دردناکه وقتی همه ازت راضی باشن اما خودت ازته دل از خودت ناراضی باشی واحساس ضعف کنی، اگه از اعماق وجودت از خودت ناراضی باشی ،هیچ جوری شاد نمی شی ، حتی اگه به ظاهر بخندی بازم از ته دلت ناراحتی، برای آدم تاموقع مرگش فقط خودش برای خودش باقی می مونه پس باید منبع انرژیش درونی باشه، همه چی تموم میشه و فقط خود آدمه که برای خودش تا آخر عمرش باقی می مونه، امان از روزی که پیر بشی ، بشینی یه گوشه برای خودت خلوت کنی، ببینی اون طور که باید برای خودت زندگی نکردی، هیچ وقت خودت رو ندیدی ، اون وقته که با تموم وجودت حسرت لحظه هایی که خیلی راحت ازدستش دادی رو می خوری.

پریناز 19 :
منبع انرژی من بیشتر درونیه . خوبیش هم اینه که برای بدست آوردن انرژی فقط به خودت نیاز داری و بس ... وقتی یه مدت طولانی آدما کارای خوشایند دیگران رو انجام بدن و خوشحال کردن خودشون مهم نباشه بالاخره یه روز خسته میشن و میگن : پس خودم چی ؟ و تلخه که بفهمن به اندازه ی کافی زندگی نکردن . خوشحال کردن خود یکی از جالب ترین کاراست که هر آدمی میتونه به خودش هدیه بده .. که اگه نده ظلم کرده به خودش .

ستاره 23 گرگان:
منابع انرژی من بودن در کنار خانوادم، ورزش البته به تازگی انجام میدم و بسیار برام اهمیت داره، موسیقی خواننده های مورد علاقم، خواندن نماز با عشق، دعای توسل، خواندن قرآن برای اونایی که عاشقانه دوستشون دارم، نگاه کردن به ستاره ها، خوردن میوه، اصن می میرم برای هندوانه خخخ، فکر کنم همینا باشه.

رها حسینی راد:
سلام مامور جان اول اینکه یه تشکر جانانه بابت معرفی کتاب شفای ذهن تقریبا ده روز می شه که شروعش کردم و هر فصل بیشتر ترغیبم می کنه به خوندن..به این نتیجه رسیدم که مشیت متفاوت بودن ماست و سعی در تقلید کردن چروک کردن روح هستش.واقعا ممنونم عزیزجان الان دارم می فهمم خودم باید خودم تایید کنم نه دیگران! و من جای کسی رو نگرفتم و جای خودمم و سعی در رقابت ندارم چون از خود آگاهی و خودباوری عقب می مونم.من دیدگاهیم چون لیاقت و سعادتش رو دارم تامام!

فرزانه آستا 21 :
گاهى خود را پشت پنجره ، به نوشیدن قهوه ، و دیدن افتادن قطرهاى باران مهمان مى كنم و همیشه براى خودم گل رز مى خرم. مامورى ممنونم بخاطر این كه موضوع هایى انتخاب میكنى كه ما رو به فكر دربادره خود و نقش دیگران در شكل گیرى شخصیتمون وادار میكنه منبع انرژى من درونیه یكى یادم داده خودم دلیل حال خرابمم گاهى سرمو در سنگ فرو برده و مى خوام رد شم. جمله روى پیشخوان نمیدونم از كى بود ولى " گفته بود حالا كه پر از حرفیم دفتر انشایمان نیست ".

زهرا از همدان:
اگربه خودمون نرسیم باخودمان خلوت نکنیم هیچ آرزویی هم نداشته باشیم میشیم یک آدم سردرگم که خودش فراموش کرده چطورمیتونه به دیگران کمک کنه یابهشون توجه کنه.

هاجر/ زاهدان:
ماموری یادته ؟یکی دو سال پیش تاکید کردی رو اینکه شکرگزار رو ننویسید شکرگذار ! بذار همون بگذاره پس ننویسید بزار ! اما خب هنوزم این مشکل در دیدگاه دیده می شه...، و مشکل بزرگتر اینه که من خنده م گرفته از این بابت !! چون احساس می کنم ملچ ملوچ حرص می خوری ،نوش جان! ... بیتای عزیز ،فقر چیزیه که تا وقتی تجربه نشه هیچوقت نمیشه به قدرت و دردش پی برد. برای همین رسول الله (ص)هم در دعاشون کفر و فقر رو کنار هم قرار دادن تا نشون بدن فقر باعث چه کارهایی میتونه بشه.. منده زیاد وابسته عوامل بیرونم برای همین خیلی زود شارژ میشم خیلی زودم باتری خالی می کنم! به این جنس میگن چینی لااصل... به نظرم هر دوش لازمه ادامه دادن هر شخصن منتها اون اصلیه مهمتره و... نیروی درونی اگه رو به رشد باشه میتونه دید ما رو نسبت به عوامل بیرونی عم تحت تاثیر قرار بده و علاوه بر اون نیروی بیرونی میتونه الهام بخش درون ما نیز باشه...فکرم قفله خو ، ولم کن خودم میرم ته کلاس عه !!

شکیبا افغانستانی ۲۳ تهران :
چیزای که حال منو خوب میکنه نماز خوندن , ذکر گفتن صلوات ,وقتایی که مادربزرگم بیاد پیشمون , کتاب خوندن ,جدول حل کردن ,پیامنما خوندن , مسجد رفتن ,دیدن فوتبال بازیای پرسپولیس و بارسلونا , با پدر گرامی شطرنج بازی کردن خخ آرزومه یبار کیش ماتش کنم ,آشپزی کردن مخصوصا غذای محلی ,صحبت کردن با دوست صمیمیم فریاس جانم , اینقدری که واسه بقیه هدیه خریدم واس خودم نخریدم خوشحالی بقیه واس من خودش کادو محسوب میشه !ولی گهگاهیم واس خودم وقت میزارم یه لیوان چایی قند پهلو با آهنگ مورد علاقم و خیلی چیزای دیگه اگه بخام بگم کل صفحات باشگاه پر میشه خخ فعلا همینا اومد تو ذهنم.

زهرا حصاری ۱۶ نیشابور :
من ... خودمو خیلی دوست دارم و خط قرمز من ؛ خودمم . تا حالا به این فکر نکردم که برای خوشحالیم چه کارا کنم ولی میخوام از این به بعد بیشتر به خودم برسم . حتی شده با یه بیست گرفتن ، واسه خودم چیپس و پفک بخرم ... انرژی من ، بیشتر از محیط بیرون سرچشمه می گیره . مثلا داداشم ، دوستام و ... خب معلومه این نوع انرژی زیان باره فکر کن داداشم خدای نکرده نباشه ... خاک تو سرم !!! ... اهم . کارایی که خیلی منو خوشحال میکنه ، خرید کردن و لباس شیک پوشیدن و با دوستام کافه رفتن و غذای خوب خوردنه. این آخری دیگه بی نهایت منو خوشحال و سرفرازم میکنه . چیزی که در حال حاضر به ذهنم میرسه که بخوام تنهایی انجامش بدم ، فقط تلتکس خوندنه.

درسا 16 مشهد :
سلام لطفا بعد از این پیام صورت منو شطرنجی کنین منبع انرژی من یک خواب دو غذا و سه مردم آزاری و چهارم موسیقی است متاسفانه سومی خیلی انرژی بهم میده! بلی می دونم روشم اشتباهه ولی چیکار کنم کرم درون میگه یه روزایی باید فقط فقط واسه خودت باشی تا بفهمی زندگی چه مزه اییه.

یاسمین/ مکران:
همه اون چیزایی که گفتم حالموخوب میکنن و بهم انرژی میدن اما درونی نیستن البته بجز همراهی و همصحبتی با دوستان. بنظرم انرژی درونی بستگی به شرایط و افکار ما داره. مثلا فرض کنیم برای دوستم خواستگار اومده و من بهش حسادت بکنم حال درونیم بد میشه و نمیتونم با چیزای ساده مثل قبل انرژی بگیرم و سرحال بشم. ولی اگه بر عکسش ازین بابت خوشحال باشم انرژی درونیم باعث میشه با خیلی چیزای ساده سرحال بشم مثل شونه کردن موهام. درضمن شاید خیلی ها هستن مثل من دوست ندارن غم غصه هاشون رو با بقیه به اشترک بزارن این دلیل نمیشه که غم غصه ای ندارن. ممنون که هستی ماموری.

سمانه ۱۷ :
... خیلی سخت شد که .‌.‌. نمی دونم ... نه شایدم بدونم ... گاهی درونیه ، گاهی بیرونی به نظرم میاد تو وجود هممون یه شمع کوچولو روشن کرده واسه دیدن وجود خودش ، باید فقط اون نورو دنبال کنی ... می بینی تهش خدا نشسته، یه گوشه دنج از دلت و این تو بودی که هر بار پسش زدی و جاشو دادی به بیرونیا ... این نوره هیچ وقت تمومی نداره... متأسفم ولی من خیییلی وقتا وقتی اون نورو می بینم که یه چیزایی تو بیرون حالمو خوب کنه ! آرامشم درونیه ، کلأ آرومم چه از درون چه بیرون ، ولی می تونم بگم ۹۰ درصد حال درونیم به بیرون وابسته است ! همین جوری خدا رو نمی بینم ! باااید شده فقط یک چیز از بیرون خوب باشه که از درون به خدا وصل شم ... خییییلی با خودم حرف می زنم زیاددد... و این تأثیر مثبت داشته همیشههه ، من درون گرام اصلأ نمی تونم با خودم حرف نزنم ، با مهربونی ، تندی و.‌.. با خدا رو که دیگه نگووو هر روز براش حرف می زنم از همه چی یه روز شکر ، یه روز شکایت ... من نقش خودمو پرنگ‌ می دونم و وجودم به خودم وابسته است ..‌. و این از قلم جا افتاد که دیدن حال کسایی که دوسشون دارم به شدددت روم اثر داره.

مینای فارس"خاکستری":
با آهنگ و ورزش خودم رو تخلیه میکنم . با شعرو ادبیات روحمون رو ازش میدم ماهی یبارم شده ب اعضای خانوادم عامرمیشم برام هله هوله فراهم کنندآنهاهم مشتاقانه انجام میدن ک خیلی خوشحالم میکنه بنظرم زندگی خوشبختیش ب همین چیزای کوچیک خلاصه شده ک همیشه بی تفاوت ازش رد میشیم.

عسل حمزه ئی:
خرید کردن خیلی لذت بخشه، اما من بیشتر از خرید کردن، دید زدن پاساژ هارو میپسندم، به حدی که شاید مغازه های سه تا پاساژ رو ببینم و فقط یک کش مو خریده باشم! بطور کل باید بگم تنهایی خوبه اما نه در حدی که تنهای تنها باشی، میتونم اعتراف کنم که هیچوقت نتونستم تنها به کارهام بپردازم و همیشه شخصی، دوستی و عضوی از خانواده کنارم و کمک حالم بوده... میشه یسوال بپرسم؟ ما داریم برای کی زندگی میکنیم؟ برای خودمون یا کمک به همنوع مون؟ برای خودمون یا طرز تفکر همسایه هامون؟ برای خودمون یا در آوردن چشم و چال فامیل مون؟ برای خودمون یا حسادت هامون؟ اجازه بدین خودم بگم...ما برای خودمون زندگی میکنیم، و در کنارش به دوستی ها و محبت ها میپردازیم، پس چرا عده ای از ما خودمون رو فراموش کردیم؟ میدونی تو، خود خود تو،از امروز صبح که از خواب بیدار شدی، میتونی برای خودت چایی دارچین دم کنی، موهات رو شونه بزنی و گیس ببافی، به مادربزرگ یا پدربزرگ یا عزیزهای فامیلت زنگ بزنی و حالی بپرسی، میتونی شال و کلاه کنی بری توی یک مسیری که برات جذابیت داره قدم بزنی، میتونی با یک ساندویچ کثیف( به به!) و راه رفتن کنار جاده خیابون حال خودت رو خوب کنی میدونی دوست من... تو میتونی از امروز، زندگیت رو زندگی کنی!

معصومه رفسنجان:
منتطردرج پیامم بودم اما وقتی درج نکردی حالم گرفته شد...

دختر تنهای پاییز ۱۸:
پیام اولی. سلام.الان که پیام میدم بیرون تو حیاط نشستم و توی هوای.پاییز دارم گریه میکنم.چقد.بده که تو فصل.پاییز تنها بشی تنها تر از همیشه قبل این تنها.نشدم چون قبل این عاشق نشدم.تنها کسی که به.من انرژی میده فقط کسی بود.که عاشقش بودم ولی اون فقط یه ماه تو.زندگیم.بود و من الان یه ماهه که ازش خبر ندارم .انرژی مثبتم وقتی بود که زنگ میزد و.من صدای خنده.هاشو میشنیدم انگار صدای خنده.هاش کل دنیام شده بود.الان خیال.خنده هاش آرزوم شده. دلتنگی خیلی سخته .منکه تو خودم گم شدم نمیدونم چطوری خودم حال.خودمو خوب کنم...

رضا در مسیر خوشبختی :
به نظرم انرژی گرفتن و انگیزه درونی باشه خیلی بهتره . انرژی درونی یه جورایی مثله آتیشیه که تو وجود خودته که گرمت می کنه . اما انرژی بیرونی ممکنه کمتر در دسترس باشه . به نظرم کسایی که به خاطر تعریف و تمجید بقیه عمل می کنن خیلی ضعیفن . اونا دنبال تایید طلبی و انرژی ای هستن که بقیه بهشون بدن . ولی نمیدونن که مردم 90 درصد فکرشون درگیر خودشونه و اینا به خاطر کم توجهی افسرده میشن.

ریحانه 17 مشهد :
عجیب حالم وابسته دیگرانه ووو این وابستگی رو اصلا دوست ندارمممم ... اگه اطرافیانم شاد باشن منم حسابی شادم اگه غمگین باشن ؛ من انگار غم عالمو دارم ولی منابع انرژیم کاملا شخصیه... خودم حال خودمو خوب میکنم... ووو این خودمم که برای خودم مهمم... میدونم که اگه نتونم حال خودمو خوب کنم ؛ خودمو دوست ندارم...

اسما 76 :
درسته که "درون توست اگر خلوتی و انجمنی است/ برون ز خویش کجا میروی جهان خالی ست"! ولی خب به اشتراک گذاشتن حال خوب با دیگران، و یا کسبش از دیگران اصلا بد نیست. چه عیبی داره که آدم بتونه در هر شرایطی حال خوبی بگیره؟ اون وابستگیه که خوب نیست. که اگه اون چیز یا کس نباشه حالت بهم بریزه و نتونی به تنظیمات قبل برگردی و یا هیچی بجز اون خوشحالت نکنه. وگرنه اینکه من بتونم با دیگران هم خوش و خرم باشم عالیه. البته منبع انرژی که درونی باشه فوق العاده ست چون در واقع کنترلش دست خودته و کسی یا چیزی مانعش نیست. یه چیز دیگه هم هست و اون اینکه وقتی تمام سعیت رو میذاری که منبع انرژیت از درون باشه از خودت غافل نمیشی، و وقتی از خودت غافل نشی با خودت در جنگ نیستی و وقتی با خودت در صلحی با جهان در صلح و آرامشی. نمیدونم چجوری میشه وقتی من خوب نیستم، آرامش ندارم، با خودم میجنگم، ولی منبع انرژی و آرامش دیگری بشم؟! این همون ماسک زدنه. ماسک فداکاری! این تضاد درونی باعث میشه که مثل یه دیگ جوشان بشه که هر لحظه ممکن منفجر بشه و تشعشعاتش پاگیر خیلیا میشه. ولی ولی بازم میگم تا من حالم خوب نباشه نمیتونم به دیگری حال خوب بدم، ینی من اینطورم!

مهدو 14 مشکی:
منابع انرژی من بیشتر وقتا بیرونیه! من بیشتر با دیگران میتونم حال دلمو خوب کنم البته جدا از وقتایی که با خدای مهربونم صحبت میکنم...من تنهایی نمیتونم و اجازه ندارم هیچ جایی برم،فقط با دوست صمیمیم میتونم برم کافه ای جایی(که البته بخاطر اینکه همین رو هم اجازه میدن کلی سپاسگذارم)...منبع انرژی من داداشمه که اون 9سال ازم بزرگتره،وقتایی که دوتایی باهم میریم قدم میزنیم تو خیابون،بهترین حس دنیا رو دارم و اون لحظات به عنوان بهترین لحظه های زندگیم ثبت میشن چون داداش من بهترین داداشی دنیاس...بعضی وقتا هم به خودم هدیه میدم،مثلا وقتایی که کسی خونه نیس آماده میشم میرم سوپری سر خیابون،شیرکاکائو با کیک. یا پفک یا بستنی میخرم.تو خونه هدفونو میذارم رو اهنگ مورد علاقم (خط و نشان،آرون افشار) و خوراکی هامو میل میکنم. به قول کاپی خیلی هم شیک و مجلسی...به خودمم قطعا میرسم.با اینکه چادری و محجبه ام اما همیشه شیک و تمیز و مرتب هستم...

فاطمه كرمانی 18 :
ماموری من بیشتر منبع انرژیم بیرونیه و این باعث شده كه بیشتر وقت ها ناراحت و افسرده باشم جون به این عادت كردم كه دیگران حالمو خوب كنن و گاهی اوقات با كوجك ترین بی مهری سریع به هم میریزم و فكر میكنم كه بدبخت ترین و تنها ترین آدم رو زمینم.

فاطمه ۲۰۰۱ آذربایجان :
روزی که به دخترت یاد دادی تا ازدواج نکرده تنها سفر نره ، تنها زندگی نکنه ، اون لباسی که دوست داره نپوشه ، اونجوری که دوست داره نخنده ، اون حرفی که تو دلشه نزنه و ... همون روز به دخترت یاد دادی که جنس درجه دو باشه ! چون دختره ! همون روز اونو به این باور رسوندی که برای زندگی کردن به یک انسان از جنس مخالفش نیاز داره تا خوشبخت باشه ، همون روز پر پرواز دخترت رو شکستی ... و امروز به سختی میشه اینجور خانم ها رو به باور برابری رسوند و قانون برابری رو بهشون آموزش داد . در عادلانه ترین جامعه کماکان در باور جنس درجه دو بودنشون به زندگی ادامه میدن ، هنوز به مرد به چشم یه نردبان نگاه میکنند تا به آرزوهای دست نیافتشون برسن. و من هنوز نمیدونم چطور میشه به این دسته از خانم ها تفاوت بین عشق و نردبون رو توضیح داد ، چطور میشه اعتماد به نفس به یغما رفتشون رو دوبازه بازسازی کرد و چطور میشه ازشون یک انسان سالم و مستقل ساخت ...

الی از روستا:
به نظرم باید مشکلات درونم رو حل کنم! وقتی مشکلات درونی نداشته باشم،وجودم میشه منبع انرژی،اون موقع است که باکوچیک ترین چیزمثل پرواز یک پروانه،از درون به وجدمیام!ازظاهرقضیه میشه فهمیدحال روحیم خوب نیست!بچه بودم حرف های بچه گونه وازروی غلت زیادمیزدم،هیچوقت تشویقم نکردن سعی کنم درست حرف بزنم..فقط بابت اشتباه و بی ربط حرف زدن سرکوفتم زدن! همینطورکه بزرگ شدم سعی کردم حرفی بزنم که باعث سرخوردگیم نشه کم کم وسواس پیدا کردم روحرف زدنهام! حالایه آدم کم حرفم،که هیچ استعدادشوخ طبعی دروجودش نیست!ازسمت خانوادم محدودشدم،توارتباط گرفتن بااطرافیان!نمیدونم دیدخوبی به دوستی ها نداشتن..یابه آدمها..یا هردو، به هرحال شدم یه آدم منزوی که اجتماعی نیست واعتمادبنفس پایینش دروجودش غوغامیکنه.

رودابه روشنی کرمانشاه:
اگه من نباشم تو یک"من"تنهایی،"او"هم یک من تنهاست! اگه من وجودنداشته باشه هیچ ضمیرجمعی تشکیل نمیشه...ما، شما، ایشان و آن ها همه ضمیرهایی هستن که با قرارگرفتن درکناریک"من"کامل میشن و شکل میگیرن!..پس هرکدوم ازماها واسه خودمون یک من هستیم که قراره یک من دیگه روتحویل جامعه بدیم حالاتصورکنید یک آدم بی حال که خودشم نمیدونه باخودش چند، چنده یکی مثل خودش رو بفرسته توجامعه، بیچاره اون نسلی که قراره ازپایین ترین سطح انرژی بیادبالا... والا من که خودم انرژی وحال وحوصله نداشته باشم اصلا نمیتونم کسی روتحویل بگیرم اگرهم بخوام کمکش کنم مطمئنا به جای راه راست به راه چپ کجش میکنم.

درنا ۲۵ تبریز:
اگه به خودت نرسی، دیگران به حسابت می رسن! باور کن! خب اگه آدم نتونه به خودش محبت کنه و کمبود محبت داشته باشه، ممکنه بقیه از این موضوع سواستفاده کنن، اگه هدف و آرزویی نداشته باشی، فقط یه پله می شی واسه دیگران که برسن به آرزو و اهدافشون، اگه من در پایین ترین حد ممکن باشه، تبدیل می شی به یه موجود ترحم انگیز. اگه خودت آرامش نداشته باشی، چه جوری می تونی به بقیه آرامش بدی؟ وقتی خودت ثبات نداری، چه جوری می خوای دیگری رو به داشتن ثبات دعوت کنی؟ کمک کردن به دیگران خوبه، لازم و ضروریه، اما نه به این معنی که خودت رو فراموش کنی.

مهسا 23 اردبیل:
نمیدونم چرا من مستقل بودنو دوست دارم کسی نیست بهت گیر بده یا کاری ازت بخواد.من که مستقل نیستم اما وقتی کسی خونه نیست و تنهام این میشه برام یه منبع انرژی فقط برای خودم زندگی میکنم.چای و شیرینی و میوه میخورم و در کنارش همه باشگاه ها رو میخونم.البته اگه کسی خونه هم باشه هر روز خودمو به یه چای عصرونه دعوت میکنم.بعضی وقتا تو زمستون کنار پنجره وقتی داری باریدن برف رو نگاه میکنی یا پاییز موقع باریدن بارون.وای نمیدونید چه لذتی داره قدم زدن زیر بارون اردیبهشت یا اردیبعشق اصلا باید اردیبهشت رو عاشقی کرد.

نسرین ۲۱ دهلران :
با سلام، گفتم شاید این متن بی ربط به موضوع نباشه : اگر کسی را دیدید که از کوچکترین چیزها لذت میبرد، محو طبیعت میشود، کمتر سخت میگیرد، میبخشد، میخندد، میخنداند، با خودش در یک صلح درونی است، بدانید که او نه بی مشکل است نه شیرین عقل، او طوفان های هولناکی را پشت سر گذاشته و قدر آنچه امروز دارد را میداند، او یاد گرفته از لحظه لحظه ی زندگی با جزئیاتش لذت ببرد و زندگی را در آغوش بکشد.

مامور مسئول:
بله ... ممنون از مشارکت خوب همه دوستان، از بعضی پیامها و اینهمه دقت و ظرافت نظر واقعا لذت بردم... امیدوارم که دیدگاه این نوبت هم حس و حال و حرف و نکته و تجربه جدیدی برای شما داشته باشه... و امیدوارم که همگی به برقراری "با کیفیت" دیدگاه و همچنین قوانین دیدگاه بیشتر احترام بگذاریم خصوصا عزیزانی که کلمات رو با بی توجهی تمام! درهم و شکسته می نویسن یا مشخصات فردی شون رو نمی نویسن ...

اما نکته مهم اینکه ظرف نوازشی روحمون رو آخر از همه و وابسته به این و اون تعریف نکرده باشیم ... خود من متاسفانه سالهای سال اینطور بودم، دیگران رو "نوازش" کلامی و ارتباطی می دادم تا اونها پر بشن و لبریز بشن بلکه از سر ریز شدن انرژی اونها من انباشته و لبریز بشم... چرا؟ چون از بچگی که اسباب بازی مون رو ازمون گرفتن و دادن به بچه مهمون، عمیقا بهمون آموختند که: اول دیگری، بعد تو! و یاد گرفتیم که حس و حال و اهمیت وجودی مون رو سرکوب کنیم و یادمون رفت که وقتی من باشم، کائنات هم هست! چون اگه من نباشم هرچند که همه اینا هست اما درک و دریافت ما قطعه! و این خیلی سخت تر از اونی آبی هست که می گن بنده خدا آب قطعه!
به یاری خدا امیدوارم فرصتی هم دست بده تا باهم گفت و گو و گفت و شنود کنیم درباره حمایتگری سالم! اینکه چقدر ما با چک شکیدن عاطفی برای دیگران در صدد بدهکار کردن اونا هستیم تا به وقتش باجخواهی کنیم!
چهارشنبه به خاطر شهادت امام حسن عسکری علیه السلام توفیق حضور در خدمتتون رو نداریم. اما یکشنبه بعدی بازم یه دیدار عمومی داریم. تا اون روز فعلا صحن علنی دیدگاه تهطیله و فقط منم و شما و سامانه پیامکی 24 ساعته.... راستی شعرها و ترانه های انتهای دیدگاه همگی از بهترین کارهایی هستن که من سراغ دارم و الکی اینجا نیومدن. خصوصا این قطعه زیبا که روحم رو به پرواز در میاره و کلی خاطره برام به همراه داره... فعلا التماس دعا ووو
یاحق...

بر رخسار هر خورشیدی بی لبخندت ابری آمد
بی تو در من سروی خم شد!
در چشمانم حصری آمد
ای رویای بی تکرارم/ شعر تلخی در سر دارم!

یادت رد شد برگی افتاد از افرایی
ایوان پر شد از تنهایی!

بادی خیزید و آرامید
برفی آشفته می بارید
دستان هوا از بوی تو پوچ

برگی افتاد از افرایی
ایوان پر شد از تنهایی!
دستان هوا از بوی تو پوچ...

رفتی و بی رخ عاشق تو، لحظه غمزده بی گذر است
بر لب سرد ترانه هنوز، عادت خواهش بی ثمر است

یادت رد شد برگی افتاد از افرایی
ایوان پر شد از تنهایی...

بادی خیزید و آرامید
برفی آشفته می بارید
دستان هوا از بوی تو پوچ
برگی افتاد از افرایی
ایوان پر شد از تنهایی
دستان هوا از بوی تو پوچ...

برف
از گروه چارتار با صدای آرمان گرشاسبی



و هنوزم دل "گرمیم" به حمایتهای شما
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲روابط عمومی صدا و سیما




دلا خو کن به "تنهایی" که از "تن ها" بلا خیزد
منسوب به حافظ