10000528   @didgah.tv5 
دیدگاه 19 آبان
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم / که تا ناگه زیکدیگر نمانیم
گهی خوشدل شوی از من که میرم / چرا مرده پرست و خصم جانیم؟!
"دیدگاه" چه طوره و چه جوره؟
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲ / روابط عمومی صدا و سیما
لطفا و حتما در نظراتتون از "دیدگاه" نام ببرید!

سلام سلام والسلام!
دیدگاه دیگری آمدن نوموده است... از راه دور آمده! خسته نباشه... از راه دور آمدید/ خستههه نباشید!
دیدگاه 19 آبان پیشکش نگاه پر مهر و نافذ شما... آخ آخ آخ داره دود بلند میشه که از کلمات! سرش رو بیگیر اونور بچچچچه! اون نگاه سفت و تیزتیزی رو عرض کردم!

* قوانین دیدگاه :
لطفا! پیامها در چارچوب موضوعات یا پیامهای درج شده باشن، در ابتدای هر پیام حتما اسم خودتون رو بنویسین در غیر اینصورت درج پیام ممکن نیست... همچنین مشخصات دیگرتون مثل سن و شهر لطفا درج شود ... از چسباندن کلمات به هم و شکسته نوشتن واژه ها نیز لطفا پرهیز فرمایید... سعی شود پیامها هنگام ارسال کوتاه کوتاه و پشت سرهم باشند تا انتخاب آنها بهتر صورت گیرد.

*جمله روی پیشخوان دیدگاه:
بدون در نظر گرفتن گوینده و پیام دهنده، از نظر شما کدام جمله نوبت قبلی دیدگاه ارزش توجه، تمرکز و بازنشر دوباره را دارد؟

* موضوع زیر ذره بین:
درباره کمال گرایی، ایده آل گرایی یا پرفکت شنیسم چه می دانید؟ آیا در خود، کارهای نصفه/ نیمه ای را سراغ دارید که مدتهاست پشت گوش می اندازید فقط به این اطر که نمی توانید بهترین آن را انجام دهید؟ آیا در زندگی خود سراغ دارید مسائلی که به بهترین نبوده اند اما به آرزوی داشتن بهترین ها، همانها را هم از دست داده اید؟ آیا این رفتار باعث رشد و بهتر شدن می شود یا آسیب خوردن و کسالت و نا امیدی؟ راهکار برون رفت از این موقعیت و خصلت چیست؟

مینا 47 قزوین:
پیام اولی/ سلام خواننده خاموشم. به ذهنم نمی رسه چیزی بگم اما دیدگاه رو میخونم وخیلی استفاده مفید از بحثها وحرفهای دیدگاهیها میبرم. ممنون از مامور گرامی وهمه بچهای دیدگاهی اجرتون با خود خدا در پناه حق یا علی.

مریم دختر بهار:
پیام اولی/ سلام من تقریبا دو ساله که باشگاه رو دنبال میکنم واقعا میخوام بگم باشگاه عالیییییه ممنون. درباره موضوع باید بگم آرامش من بیشتر درونیه تا بیرونی من با نماز اول وقت ‌قران خوندن صدای زیبای اذان قهوه خوردن ودیدن اسمون شب اروم میشم.

فاطمه ۱۵ بیرجند :
پیام اولی/ به نظر من ادم باید به خودش برسه تا بتونه به بقیه هم کمک کنه وگرنه که یه ادم افسرده چطوری میتونه بقیه رو دوست داشته باشه و واسشون کاری بکنههههه؟!

سجاد از لرستان:
پیام اولی/ سلام هم باشگاهی های خوبم، و سلام ویژه به مسول باشگاه و تمام اون عزیزانی که دراین زحمات عضو هستند این مجموعه اگه همه دوستان بخوان در راه پیشرفت به هم کمک کنن میتونه بسیار مفید واقع شه، بنده مدت هاست که بیننده و پیگیر باشگاه هستم ولی نظرم اینکه زمانی مشارکت کنم که با نوشته هام بتونم به شخص ها یا شخصی کمک کنم ، الان هم راستش پیام آقا مسعود از اصفهان رو دیدم احساس کردم باید چند نکته رو به داشته هاش اضافه کنه : اینکه اگه احساس میکنه که مواد مخدر داره زندگیشو ازهم میپاشه بهتره که از فردا به خودش ایمان و قول بده که مصرف مواد رو دشمن آبرو، شخصیت ، مال، و... بدونه و سمتش نره، ترک مواد برخلاف شنیده ها اتفاقا از ترک بسیاری از بیماری های دیگه راحتره، فقط کلید موفقعیت تو اینکه از فردا رفتارهای معتاد گونه رو ترکشون کنی مثل بی نظمی، دروغ و دور زدن، غیبت و زوم کردن روی زندگی دیگران، تنبلی کردن، غمگین و مأیوس شدن، خلاصه رفتارت رو تغییر بده و غرور رو از خودت دور کن...

مریم دانشمند 18 ساله:
من بعضی وقتی به خودم میگم: مریم تو که آنقدر که میگی زنگ بزن به روابط عمومی از باشگاه و مامور جون حمایت کنی پس چرا تا میگی میخوام از باشگاه و ماموری تشکر کنم اینا دیدگاه را اصلا نمیشناسن؟!! ماموری تا گفتم میخوام از باشگاه دیدگاه تشکر کنم گفتن: آهان شبکه......؟!؟! اینجا بود که دلم گرفت که چرا شما هم باشگاهی های عزیز از دیدگاه و مامورمون حمایت نمی کنین؟! ...

فاطمه املاکی :
سلام مامور... هنوزم نفس میکشم اما برخلاف میل باطنیم نمی تونم باشم. فقط یه چیز رو بگم و برم خیلی چیزا واسه خودم می گیرم اماهیچوقت به عنوان هدیه بهشون نگاه نمیکنم چون درنهایت چیزی رو میگیرم که میدونم بهش احتیاج دارم. خوشحال نمیشم چون حس میکنم خودمو گول می زنم... تعریفی که ازکلمه هدیه دادن برام دیکته شده اینه یعنی چیزی که یکی دیگه برات بگیره! حتی اگه ارزش آنچنانی نداشته باشه خوشحال میشی چون میدونی باعشق بهت هدیه میده... هدیه دادن تمام لذتش به اینه که یکی دیگه با سلیقه خودش اونم موقعی که اصلا انتظارش رونداری همون چیزی که میدونه دوست داری بگیره اون موقع است که حس میکنی هنوزم هستن کسایی که بودنت براشون مهمه .همچنان ارادت رفیق.

پری22هیر:
سلام توهمه ی عمرم توهرشرایطی اونیکه بیشتر محبت کرد من بودم صادقانه و دلسوزانه .هرچی بزرگتر شدم بیشترفهمیدم که چقدربعضیا محبتام رو کج فهمیدن هروقت تنها شدم دیدم کسی حالم رو نپرسید من غصه خوردم برای تنهاییم واین غصه خوردن بهم فهموند که حال خوش من وابسته به اطرافیانمه..وچقدر بد که نمیتونم خودم رو عوض کنم... هنوزم همونقدرساده ام!

پوریا / یاسوج:
تو آن آزار شیرینی که دلخواهست تکرارت و من هر بار از هر بار بیشتر دوستت دارم... از لیلا مقربی.

رها ۱۸ رشت:
سلام. ببخشید که زیاد پیام نمیدم چون در برابر حرفای بچه ها کم میارم و دلیل دیگش اینکه شارژ ندارم خخ فقط خواستم در جواب اون عزیزی که گفته بودن حاضرن سلامتیشونو بخاطر پول بدن بگم هرگز این حرفو نزن. من ناراحتی قلبی دارم و حاضرم همه داراییمو بدم اما حالم خوب باشه و مجبور نباشم هرروز قرص بخورم. اینکه یه بارم شده بانجی جامپینگ برم یا بتونم با دوستام فیلم ترسناک ببینم اما نمیشه چون هیجان برام خوب نیست. شاید به نظرتون خیلی مسخره باشه اما بعضی چیزا تو یه موقعیت هایی واسه ادم تبدیل میشه به ارزویی که برای همیشه تو دلت میمونه.

مهسا حیدری 19 ورامین :
من فکر میکردم آدم بدبختیم تا اینکه دیدم خیلیا هستن که از منم بدبخت ترن میدونی کیا؟همونایی که به من میگن خوش به حالت انقد شادی کاش من جای تو بودم!خووو اخه بدبخت این که از صدتا نفرینم بدتره خخ خلاصه این که: "سعی نکنین جای کسی باشین! بگردین جای خودتون رو پیداکنین" !!! ... این ماموری رو هم دست به دست کنین بره ته کلاس زیادی جلو بوده.

سعیده نبی زاده:
من اکثر کارهام رو خودم تنهایی انجام میدم اینجوری راحت ترم منبع انرژیم هم بیشتر درونی هست ولی منابع بیرونی هم خوبه مثلا دیدن طبیعت، دیدن پدرو مادر، وقتی بهت لبخند می زنند. دیدن استاد که چیزی رو بهت یاد میده و متوجه میشی هم انرژی خوبی به آدم میده. یا گردش جمعی. یا دور هم که باشیم سر به سر هم بذاریم و بخندیم. شوخی و خنده مگه انرژی بالاتر از این هم هست؟! البته به شرطی که طرف نرنجه خوبه. انرژی گرفتن از دیگران هم خوبه ولی ممکنه افراد همیشه یه مدل نباشن و حوصله نداشته باشن بنابراین یکم خود کفا باشی بهتره... همه پیام ها جالبن چون نگاه تازه ای رو نشون میدن اما جمله پیشخوان از سمانه ۱۷ تو وجود همه مون یه شمع روشن کرده واسه دیدن وجود خودش باید فقط اون نورو دنبال کنی. ته اش می بینی خدا نشسته یه گوشه دنج از دلت. خیلی قشنگه. با پیام درسا و هاجر هم کلی خندیدم.

فاطمه از تکاب :
سلام.من اکثر کارهایی که منبع انرژیم هستن رو اصولا تنهایی انجام میدم و تقریبا آدم وابسته ای نیستم البته در بعضی شرایط ازخانواده ام مشورت و راهنمایی میگیرم.به نظرمن این کلمه "من " بر دیگران مقدم تره چون اگر "من " انگیزه انجام دادن یه کاری رو حتی برای خودم و یا دیگران نداشته باشم یا نمیتونم انجامش بدم یا اینکه به نحو احسن انجام نمیشه.

لیلا ته کلاسی / 39 ساله:
خواستم بگم سلام به خواهرا و برادرای گلم یه میانگین سر جمعی گرفتم از سن و سال دیدگاهیها دیدم بهتره بگم سلام بر دخترا و پسرای قشنگم (حالا بگذریم). غرض از گفتن این حرفها این بود که،نصیحتی داشتم از تجربه خودم طی این ...سال که گذروندم.عزیزای دلم مواظب باشین ! مواظب چی !؟ مواظب همین آدمهایی که ماموری گفت، همونهایی که آدم روغرق محبت می کنن بعد تمام وقت و قد باید دیگه در اختیار باشین، خودتون هم نمی فهمین .تازه اونقدر حرفه ای تو کار هستن که همیشه برای اراداتشون سند ومدرک و شاهد هم دارن واگردست از پا خطا کنین و مطابق امیال آنجنابان عمل ننمایید زیر رگبار : "من که براتون همه چی رو تموم کردم ، دیگه کاری نبود که براتون نکنم و ...

سیده آرمیتا 30 مازندران:
راجع به صحبت های پایانی تون مامور جانم متاسفانه منم چند سالیه با این خصلت که شما فرمودین همراهتون بود دست به گریبانم توی زندگیم دیگران همیشه ازمن مقدم تربودن! توی هر چیزی افراط گونه عمل کردم..برای اینکه دیگران رو از خوشحالی لبریز کنم برای حس خوشایند درون خودم بود! و شاید باورتون نشه اون سخاوت بیش اندازه ی من بهم آسیب زد و اون قدری که واسه دیگران زمان صرف کردم و وقت گذاشتم برای خودم نه هنوزم که هنوزه این صفت اخلاقی رو دارم...ولی تا حدودی بهتر شدم... راستش رو بگم قبلنا! منظورم دوران نوجوونیمه اصلا خودمو دوست نداشتم و یه جورایی از خودم بدم می اومد!چون دیگران مدام ازم ایراد میگرفتن.. و عیب و ایراد نداشته ام رو به رخم میکشیدن توی جمع فامیل مسخره ام میکردن...هیچوقت یادم نمیره که بهم میگفتن بی ریخت!!هیچوقت این حرفشون یادم نمیره چطوری با بی ادبی می گفتن لاغر مردنی!و هیچوقت یادم نمیره اسمم رو به بدترین حالت تلفظ میکردن و میگفتن:اینم اسمه تو داری؟؟منی که یه دختر تازه نوجوون بودم. در حال حاضر خودم رو عاشقانه دوست دارم و به خودم عشق میورزم و محبت میکنم... حتی اون زمانی که دیگران ازم بد میگفتن: باز هم خودمو با تمام وجود دوست داشتم و فقط جرات نمی کردم ابرازش کنم..!عاشق قیافه ام هستم...مدل صحبت کردنم رو خیلی دوست دارم...به سلامتی و خورد و خوراکم بسیار اهمیت میدم...اگر مریض بشم سریع به فکر درمان میفتم..هر چقدرم حالم بد باشه تمام تلاشم رو میکنم که اون حال بدم به حال خوب و مثبت تبدیل بشه.

زهرا از همدان:
آخرعاقبت این انرژی بیرونی به انسان لطمه میزنه. یعنی کار و رفتارآدم بستگی به دیگران داره اگه اونا شاد بشن ما خوشحالیم درواقع ما برای دیگران زندگی می کنیم! منی وجودندارم وابسته به دیگرانم رباتیم ساخت دست دیگران این اشتباه من اوایل همین جوری بودم فهمیدم که برای دیگران ساخته نشدم الان انرژی من درونی برای خودم زندگی میکنم یک روز شارژم، یک روزافسرده .

مریم 19 ایرانشهر:
راسش پیام فاطمه گل آذربایجان رو با احساس تمام واسه مامان بابام خوندم بعد که تموم شد جفتشون با هم پریدن بهم!! ... کلا پشیمون شدم .گفتن نه که تو اصلا تیپ نمیزنی! اصلا به خودت نمیرسی! صدا خندت تا سر کوچه نمی ره ( آره من خیلی بد میخندم) اصلا لباسات ال و بل!! نیست. همونه الانم شاکی تشریف داری .خفه شدم.. اومدم ادامه دیدگاهو خوندم. هق هق هق هق...

محدثه بچه اراک:
چند وقتی هست واسه دل خودم یه کارایی میکنم که دوسشون دارم.رمان مینویسم بافتنی میبافم که دفعه قبل ازقلم افتاد،هیچ چیزاندازه بافتن سرحالم نمیکنه.ورزش میکنم هرچندکه بقیه ناامیدم میکنن. امادرکل فهمیدم حال دل من دست بقیست.اگه باهام خوب باشن خوبم،بد باشن خرابم. منبع انرژیم درونی نیست یاخیلی کمه. به قول دوستمون هنوز بلدنیستم باخودم زندگی کنم!!

فرزانه نصرالهی:
منم مثل بقیه آدمم.مهم تر از همه یه دختر.چون قاری قرآنم و به قول خودشون بچه مثبت حق ندارم بعضی کارها رو انجام بدم.چون در شانم نیست! منم با بعضی کارهای کوچیک کلی انرژی می گیرم.منم دلخوشی های کوچیک خودم رو دارم.پنجشنبه گذشته زنگ آخر بیکار بودیم، دوستام چند تا لاک نو گرفته بودن. مشغول خوندن یکی از کتابام بودم که مهسا گفت فرزانه لاک بزن.به اصرار رفیقم لاک زدم! حالا همه دورم جمع شده بودن که واااا فرزانه؟ تو هم لاک میزنی؟ بچه ها بچه هاااا فرزانه لاک زده. خب این حرفا چه معنی میده؟ منم با صدای بلند حرف هایی که تو گلوم گیر کرده بود رو بهشون زدم.گفتم که منم دلم به انجام دادن همچین کارهایی خوشه. گفتم مگه گناه کبیره انجام دادم که همچین با تعجب خیره شدین بهم؟ ... این گفته از آندره ژید بی ربط به موضوع مون نیست: برای من «خواندن» این که شن‌های ساحل نرم است، بس نیست؛ می‌خواهم که پاهای برهنه‌ام آن را حس کنند... به چشم من هر شناختی که مبتنی بر احساس نباشد بیهوده است.

الهه دختر بهار :
بنده خیلی به خودم اهمیت می دم و واسه خودم کادو میخرم از اونجایی که عاشق حفظ قرآنم مثلا به خودم میگم اگه امروز این کارو خوب انجام بدم قرآن حفظ می کنم و اینکه منبع انرژی من : حفظ قرآن که به شدت بهم آرامش میده ، رمان نوشتن ، کتاب خوندن ، صدای جارو برقی ، خوندن باشگاه ها ، رفتن با دو تا دختر خالم (هانیه و مهدیه ) به کوه و کتابخونه و ... . باشگاه دیدگاه .

فاطمه ۲۰۰۱ آذربایجان ( تبریز ) :
به جای درد و دل بنویسیم درد دل .. به جای کج دار و مریض بنویسیم کج دار و مریز .. به جای گرگ باران دیده بنویسیم گرگ بالان دیده .. به جای جد و آباد بنویسیم جد و آبا...

مامور مسئول:
سلام عزیز. کاش سال کنار اسمت به فرهنگ خودمون نزدیکتر بود اما خیلی خیلی ممنون. من که زبونم مو در آوردم و البته دستم هم چلاق شد از بس تصحیح کردم و بازم حضرات همون جور نوشتن... همه رو می دونستم غیر از بالان که رفتم لغتنامه دهخدا پیداش کردم:
بالان: تله ای که بدان جانوران گیرند. (ناظم الاطباء). صاحب انجمن آرا گوید: از اینجاست کسی که مجرب در امور باشد و به مصائب گرفتار شود او را گرگ بالان دیده گویند و این مشهور است و به قول رشیدی باران غلط است ، ولی از بیت نظامی باران هم فهمیده میشود: چه گرگان در ایام زمستان و روز باران بجهت طعمه بیرون آیند و بر سر راهها و دیها کمین کنند و اگر چیزی بچنگ ایشان نیفتد ناچار یکی از هم جنسهای خود را به اجتماع ریخته بدرند و بخورند. نظامی گفته :
ز باران کجا ترسد آن گرگ پیر؟
که گرگینه پوشد بجای حریر... و دیگری گفته است :
دوش می رفتم به کوی یار، بارانم گرفت
در میان عاشقان من گرگ باران دیده ام !

(انجمن آرای ناصری ص 72) ( آنندراج ). و وجه تسمیه را اینطور ذکر کنند که گرگ تا وقتی باران ندیده است از آن بسیار می ترسد و حتی الامکان احتیاط می کند تا اینکه بر سبیل اتفاق مجبور به خوردن باران شود بعد از آن دیگر نمی ترسد، از این جهت مثل مذکور برای کسی استعمال می شود که مجرب و زیرک شده باشد. (فرهنگ نظام )
گرگ بالان دیده: گرگ تله دیده و عوام به غلط باران دیده گویند و ظاهرا بعضی به واسطه تغییر لهجه بالان را باران خوانده اند. (از فرهنگ رشیدی )

پریسا ۱۹ از میانه :
سلام و عرض ادب خدمت دوستان گلم ، ماموووری زلزله اومد اونم چه زلزله ایی ، ۶ ریشتری خیلی بد بود تا صب تو کوچه خیابونا بودیم هییییی . منابع انرژی من : ۱- خوندن سه باشگاه ۲- سر خاک پدرومادرم ۳- دیدن فیلم مورد علاقم ۴- برد تیمم (پرسپولیس و بارسا ) ۵- گوش دادن برنامه صباهانگ تو رادیو صبا ۶- خرید کردن ۷- رانندگی

پریناز 19 :
وقتایی که حس می کنم دارم از خودم دور میشم ، میرم تو اتاقم میشینم و ساعت ها به خصلت های خوبم فکر میکنم ، به نقاشی هام که زدم تو دیوار نگاه میکنم و به رفیق قدیمیم که کنارم نیست فکر میکنم . به عروسکام نگاه میکنم و خاطراتی که تو کودکی باهاشون داشتم رو مرور میکنم . بعدشم میرم تو حیاط دوچرخه سواری میکنم و آهنگای شاد گوش میدم و بدین گونه به فکر خویشتن بودندی و افسردگی را از خود دور کردندی .

زینب:
سلام ماموری. خسته نباشی. کارایی که من تنهایی ازشون لذت می برم ایناین: 1 فوتبال نگاه کردن. 2 کتاب های مورد علاقه ام رو خوندن. 3 آهنگ گوش دادن با چشمای بسته. 4 درس خوندن در سکوووت. 5 خودم آهنگ زمزمه کنم. 6 قدم زدن و مغازه ها رو نگاه کردن. 7 دیدگاه خوندن. 8 چیپس(!) خوردن. 9 شعر گفتن. 10 با گوشی بازی کردن. اینا رو که گفتم فهمیدم چه قدر راحت میشه از زندگی لذت برد. واقعا ممنون ماموری بابت موضوعات.

آرتا / چند ساله؟
پیام دومی/ سلام مامور عزیز. طبق دستورت اسم گذاشتم واسه نام کاربریم...راستش این روزا دارم روز به روز با خودم صمیمی تر میشم...باید به آبجی گلم شبنم 19 بگم که غریبگی با خودت رو گردن مشکلات و غصه هات ننداز... چرا هممون دنبال این هستیم که ضعف هامون رو بذاریم به حساب غصه هامون... به حرفم فکر کن! زندگی اونقدر هام که ما فکر میکنیم جدی نیست... راستی کتاب خوندن هم نوعی دوستی با خودمونه.

کوثر کورد کامیاران :
منبع انرژی من بیرونیه و وابسته به خانواده و دوستامه به نظر خودم که این شیوه انرژی گرفتن اشتباهه و بهم آسیب میزنه چون اگه یه انرژی منفی دریافت کنم از سمتشون کل روزم نابود میشه و با بی حالی و انرژی منفی میگذرونم روزم رو .
ساناز:
منبع انرژی منده هفتادوپنج درصدی درونیه! ینی باو خو یه انرژی خفن مثبتی تو وجودمه... هوچ ربطیم که مادیات و اینام نداره!

درنا ۲۵ تبریز:
منابع انرژی من چهل درصد درونیه، شصت درصد بیرونی، بیرونی خب بالاخره وقتی در دسترست نباشه، نمی تونی به آرامش برسی ولی درونی همیشه در دسترسته، تو مشت خودته. نیازی به هیچ احدی هم نداری. ولی فکر کنم وجود هر دوش لازمه، هم بیرونی و هم درونی.

اسما گلی 21:
بی تو در من سروی خم شد ... هندزفری تو گوشمه ...و دارم مجسم می کنم .از اون آهنگاست که دوس دارم بی هدف وبی مقصد باهاش برم دور دور! یا با هندزفری توی هوای ترجیحا بارونی ۳۰ آذر در حالیکه حتی گنجشکا هم مشغول نیستن راه برم از روی جدول حتی ...نمی دونم این جور اهنگها چرا هم آرومم می کنه و هم غمگین، مثل آهنگ آوازم را می رقصیدی از دال بند که خیلی دوسش دارم... دستان هوا از بوی تو پوچ ...زیباست ... همش دارم نان استاپ گوشش می دم! ممنون از معرفیت ...ماموری انرژی ۹۹ درصد آدما درونی نیست .اون یک درصد از آدما هم ۹۹ درصد درونیه . ۱ درصدش وابسته به بیرونه حداقل ! مگه می شه آدم از هیچکس و هیچ چیز انرژی نگیره ... بنظرم انرژی درونی کاملا هم درونی نیست ‌.منظورمو می رسونم ؟ بنظر من انرژی درونی اساسا یعنی بدون هیچی هیچییی با خودت و خدات حال کنی ... با بوی گل سرخ که هیچ ... اصلا گل سرخی نباشه. راز گل سرخ رو کشف کنی ...متوجهید ؟ البته نظر منده حقیره.

مامور مسئول:
سلام عزیز ... ممنون برای معرفی گروه دال... یکی دوتا رو گوش دادم، عالی بودن عالی، دوتا آلبومشون رو از یه سایت دانلود قانونی خریدم... امیدوارم گروههای جوان و خوش ذوق و کاربلد مثل این عزیزان بر دوام و برقرار باشن و به فرهنگ سازی از راه درست و درمونشون همچنان ادامه بدن...

پری. پرند. 31 :
سلام مامور.شب بخیر.حال من وقتی خوبه که رابطه منو همسرم خوب باشه.یعنی خدا نکنه یه بحثی بین ما پیش بیاد و آقای همسر از من ناراحت باشن یعنی اون روز حال ندارم برای شکم خودم یه چای ناقابل دم کنم! میدونم نباید اینطور باشه ولی هیچ کاریش نمیتونم بکنم. ناگفته نماند هیچ چیزی نمیتونه اندازه بچه هام برام شادی و انرژی به همراه بیاره.کلا از اون آدمایی هستم که خیلی به خانواده ام وابسته ام. مامور مگه میشه بچه آدم اینقدر شیرین زبونی کنه و تو حالت بد باشه.انشالله که نگار جون زبون باز کرد متوجه میشین من چی میگم.امون از زبون بچه ها.

ترانه 18 صدرا :
دختر تنهاى پاییزكاملا با تمام وجودم درکت میکنم آبجى ى عزیزم. من هم همین حالا شرایط تو رو دارم با این تفاوت كه من یك سال و نیم تو رابطه بودم . آسمون به زمین كه نیومده . دنیا هم به آخر نرسیده. خدا هم با تمام بزرگیش هنوز هست .پس آرام باش و بیقرارى نکن. آبجى عزیزم همه آدما نمیاین كه بمونن یه سریا رهگذرن . براى عاقل شدن باید درد كشید به اندازه تمام سلول هاى بدن . ولی بعد از این درد بزرگ میشیم. موقعى كه دو دو تا چهارتا کردی با خودت میفهمى كه کسى که بخوادت خودش به موقعش میاد براى همیشه هم میمونه. كسى هم نخودت كه اصلا قیافیش داد میزنه كه واقعا نمیخوادت وبراى اوقات فراغتش میخوادت. فكر و خیال و انرژیتو براى چیزى بذار كه ارزش داشته باشه. همین. جمله پیشخوانم تعلق میگیره به فاطمه 2001 آذربایجان بنظرم.

هاجر/ زاهدان:
به نظر من پیام فاطمه۲۰۰۱آذربایجان ، لیاقت پیشخوان بودن رو داره ... این مشکل متکی به دیگران بودن یه دختر سخت عصبیم می کنه. چون دیدم و حس کردم رفتارها و انگیزه ها ،دردها و هدف های یک دخترو... این آهنگ برف خیلی قشنگ بود ، خوشمان آمد ... حتی چند آهنگ دیگه چارتار روعم شنیدم آهنگ"صدایم بزن"شونم خیلی به دلم نشست... این دیدگاهیایی که ازدواج می کنن من جمله شانلی و سپیدان بانو و زهرا بهشتی ،یهو غیب شون میزنه ! اینا خوبن دیگه؟ همه چی روبه راهه ؟! بدبین شدم نسبت به ازدواج ! یکی هست بعد ازدواج دیگه نیست .

کژالم 28 از شهربی یار:
جمله روی پیشخوان برای فاطمه 2001،برای منی که دختری 28 ساله هستم یه بارم ازدواج کردم هم همیشه اینا رو تو گوشم خوندن با این تفاوت که من وقتی ازدواج کردمم هم نه سفری داشتم نه ازته دل خندیدم نه حتی ارزویی داشتم و بدترین روزای عمرم اتفاقا اون روزا بود.

لاله 24 گهرو:
سلام خوبی؟ رفیق دلتنگتونم بدجور. الانم ازدلتنگی نمیدونم چی بگم؟ خبر جدید اینکه نامزد کردم! همین امروز ! البته یه چند هفته ای هست که اومدن خواستگاری . خیلی حالم خوبه، ماموری خدا یه آدمی سر راهم گذاشته که حتی فکرشم نمی کردم! ماموری اونقدر مهربونه که حد وحساب نداره. اینو میدونم ازالان تا اخرعمرم منبع انرژی منه!

درج نشه :
سلام به خدمت مامور عزیز. خوبی خوشی؟ من دارم میرم سربازی، خوبی بدی دیدین حلال کن . دوستتون دارم .

پریا ترک قیزی 22اهر:
سلام رفیق عزیزم خوبی انشاءالله؟ تو فکر دختر تنهای پاییز 18 هستم، اول اینکه خیلی ناراحتم با این که نمی شناسمش، ندیدمش عمیقا ناراحتم بخاطرش، دوم:چرا اسم هر احساسی رو عشق میذارن خیلیا؟بنظر من این کشکه نه عشق؟عشق داریم تا عشق!حرصم میگیره چرا خواهرم گریه میکنه بخاطر کسی که رفته نمونده!الان من باید دلداریش بدم میدونم. اما باید یه چیزایی به خواهرم بگم ،خوشگل خانوم خواهرم پسری که تو خیابون عاشقت بشه تو همون خیابون هم ولت میکنه!یادت باشه اونه که باید عاشقتر باشه، عشق حرمت داره!اینو یادت باشه:کسی واقعا بخوادت لگدشم بزنی که بره، میمونه باهات تا تهش،نمیره که..یک ماه بیخبری سخته درست اما بنظرت اسم این میشه دوست داشتن؟؟یا عشق؟؟نه والا میشه کشک! کشکم که گریه نداره؟ داره؟

نرگس:
من اگه کسی تو زندگیم بهم بدی کنه می بخشمش چون به روحم اهمیت میدم و نمی خوام بخاطر چیزی که گذشته و دیگه وجود نداره اذیت بشه. تا چند روز پیش می گفتم میبخشمش چون ارزش نداره . اما خانممون گفت هیچ کدوم از بنده های خدا بی ارزش نیستن. اگه بلایی هم سرتون آوردن شاید بخاطر اینکه تربیت درستی ندارن یا آدمای سالمی نیستن!

مهدو 14 مشکی:
اینکه بتونی خودت حال خودت رو خوب کنی یه نعمته.کاش منم اینجوری بودم،وابستگی به دیگران زیان باره چون اگه زمانی اون کسایی که دوسشون داری نباشن، چی به سرت میاد??افسردگی...مثلا خود من که گفتم منبع انرژیم داداشمه،وقتایی که نیست و ازش دورم کارم میشه گریه (البته تقصیر اون بود که من اینجوری شدم، من سرم تو کار خودم بود ولی داداشم میومد پیشم همش باهام شوخی میکرد،قربون صدقه میرفت،بعضی شبا میومد میگفت آماده شو بریم بیرون یه چرخی بزنیم. منم که خیلی بی جنبه ام...دیگه اونجوری شد که اینجوری شد...)مأمور من آزادم و هر کاری دوس داشته باشم انجام میدم، تنها کاری که اجازه ندارم انجام بدم تنهایی بیرون رفتنه که البته بهشون حق میدم اجازه ندن، خودمم تنهایی رو دوست ندارم...به خودمم اهمیت میدم و رو ظاهرم خیلی حساسم، اهل لاک زدن و این چیزا نیستم اما معتقدم دختر همیشه باید شیک پوش،تمیز،سرحال و شیطون باشه ، این آخریه خیلی مهمه اصن دختر شر و شیطون نباشه به چه درد می خوره؟ والا...

ریحانه 17 مشهد :
عجیب حالم وابسته دیگرانه ووو این وابستگی رو اصلا دوست ندارمممم ... اگه اطرافیانم شاد باشن منم حسابی شادم اگه غمگین باشن ؛ من انگار غم عالمو دارم ولی منابع انرژیم کاملا شخصیه... خودم حال خودمو خوب میکنم... ووو این خودمم که برای خودم مهمم... میدونم که اگه نتونم حال خودمو خوب کنم ؛ خودمو دوست ندارم...

مریم ۲۱ قم :
خواهرم همیشه به من میگه تو چجوری میتونی انقدر آروم باشی واقعیتش این ، انرژی و آرامشم درونیه و اگه روزی نداشته باشمش دیوونه میشم یادمه روزایی که از سر عصبانیت نماز نمی خوندم به کلی بهم ریخته بودم تا اینکه دوباره با خوندن نماز آرامشنو بدست آوردم به نظر من خیلی هم بد نیست انرژی تو از محیط و آدمهای اطرافت تامین کنی ولی خوبی انرژی درونی ماندگاریشه و همینه که بهت آرامش بیشتری میده... من شاید قبلا برام مهم بود پیامم درج بشه ولی الان برام اهمیتی نداره البته خیلی خوشحال میشم ولی از درج نشدنشم ناراحت نمیشم همین که خونده میشه برام کافیه .

سمانه۲۳ بروجرد:
پیام اولی/ منبع انرژی من فقط درونیه وکسی جزخودم نمیتونه شادم کنه وباگوش دادن موسیقی انرژی میگیرم وازنظرمن کسی نباید منتظرباشه که دیگران بهش انرژی بدن بایدانرژی درونی باشه تابیرونی و هرکس برای شادیش زیادی وابسته به دیگران باشه بایدمنتظرآسیبش هم باشه.

مسعودم از سپاااهااان:
سلام پیام قبلیم نشد اصل حرفم رو بگم: اگه انرژی درونی مثبت باشه باعث انرژی بیرونی ادم هم میشه من که از بس افکارم خرابه همیشه هم تو انزوا و تنهایی خودم با خودم جنگ دارم اصلا انرژی برام نمیمونه، اما بازم خداروشکر که سلامتی رودارم!

نسرین ۲۱ دهلران:
باسلام، صادقانه بگم شاید درصد خیلی زیادی از منابع انرژی من درونی هست. من اکثرا شبا قبل خواب به کل اتفاقات روزی که گذروندم فکر میکنم، و خیلی محسوس خودمو به چالش می کشم، جوری که خیلی قشنگ اول نظریه میدم دوم اطلاعات جمع میکنم سوم پردازش میکنم، و کلی اتفاق دیگه و در آخر سر هم نتیجه گیری میکنم بنظر من این کار مثبتیه، تجربه کسب میکنیم و احتمال تکرار اشتباه تو روزهای پیش رومون پایین میاد .

اسما76 :
فکر نکردن به اهداف و مرور نکردنشون مساوی ست با فراموشی. فراموشی مساوی ست با بی هدفی، بی هدفی ینی بی انگیزگی و تنبلی و ناامیدی. و چقدر همه اینا منم. "به حساب خود برسید قبل از آنکه به حساب شما برسند". چقدر جای فکر و البته بیشترتر جای عمل داره.... ماموری دقت کردی یه مدتی هست که کمتر این جمله رو تو دیدگاه می بینیم؟! یه مدت انقدر از رسیدن به آرزوها و اهدافم ناامید بودم که دیگه سعی کردم بهشون فکر نکنم که حالم بد نشه. به خودم اومدم دیگه یادم نیست آرزوم چی بود. خیلی بعید ولی واقعیت داره. ازم بپرسن آرزوت چیه یا هدفت برای آینده چیه؟ آرزوی شخصی که ندارم جهت خالی نبودن عریضه و حفظ آبرو، یه آرزوی قشنگ جهانی برای تمام کاینات میکنم مثل صلح جهانی. ولی هدف... واقعا ندارم! اغراق نیست از برنامه زندگیم و ریتمش کاملا قابل فهمه. آره خیلی اذیت میشم، دردناکه! یه زندگی به غایت عادی که خودم بهش میگم زنده مانی.

جوكار خفر شرقى:
من معتقدم اگه به خودمون بها ندیم تلف میشیم مخصوصا توى این دوره و زمونه كه همه به فكر منافع خودشونن واقعا ادمیزاد باید به خودش بها بده و خودشو دست كم نگیره آدما اگه به خودشون ارزش ندن هیچ كس براشون ارزش قائل نیست. اگه با خودمون خلوت نكنیم و به حساب خودمون رسیدگى نكنیم حتما خودمونو گم خواهیم كرد چون كسى بى كار نیست راه و رسم زندگى رو به ما یاد بده ... "به حساب خود رسبدگى كنید قبل از اینكه به حساب شما رسیدگى كنند" : من شبى دقیقا ده دقیقه میرم توى حیاط میشینم و با خودم كلا خلوت میكنم ببینم امروز دقیقا چى كار كردم كجاى كارم لنگ زدم كه فردا دوباره تكرار نكنم دوستان واقعا تفكر هیچ وقت ضرر نداره به كارایى كه روز انجام دادید شب فكر كنید. هیچ كس مثل خود من نمیتونه به من كمك كنه شخصى خیلى دوستمون داشته باشه یه گوشه چشمى هم به ما نظر كنه فقط و فقط خودمون میتونیم از باطن خودمون خبر داشته باشیم و خودمو اصلاح كنیم تا جاده رو برا رسیدن به ارزو ها هموار كنیم.

الی از روستا / 22 ساله:
... ای کاش یکی باشه، اینکه شادی توسادگیه رواز طریقی که مردم بهش دسترسی دارن یادآور شه! شاد بودن کم چیزی نیست که فراموش شده، آدم ها مثل قبل نیستن، به سختی لبخند میزنن! مامور،پدر مادرم و خیلی دوست دارم برادرام، خواهر هام، کلا خانواده ی پرجمعیتی بودیم، البته به من که ته تغاریم رسید، نزدیک های رفتن سه فرزند آخربه خونه بخت بود! درهرحال دورهمی هامون و تو عین سادگی داشتیم! الان از هم پاشیدیم! نمی دونم از نظر مالی درچه حدی مامور، ولی جایی که من هستم، وضع اقتصادی "بهونه " ای شده برای دور شدن و کناره گیری از اطرافیان،اینکه مهمونی رفتن و مهمونی دادن سخت شده، ریشه اش در نداشتن پول نیست، سطح تفکر انسان ها اشتباه شده! خیلی دلم میخواد شاد زندگی کنم شادی خلاصه میشه درگفتگوی دوستانه و خندیدن باخانواده.

سیمرغ 18 آبانی:
به نظرم هر دو مهمن هم انرژی درونی و هم بیرونی آخه هر دو بهم مربوطن آخه این خودتی که میخوای از کدومشون انرژی بگیری... با خودم که حرف میزنم میفهمم بدبخت چقدر تنهاست!! باهاش کهههه حرف میزنی ضربانش میپره و شاد میشه با خودم که حرف میزنم میفهمم چه منبع انرژی بزرگیم و نمی دونستم! ... بهش که نگاه میکنم چیزی معلوم نیست آخه پشت نقابا قایم شده وقتی باهاش حرف میزنم حالاتش معلوم میشه حتی از پشت نقاب!

معصومه 18 از همدان :
از یه جایی به بعد فهمیدم هیچ کس جز خودم نمیتونه بهم کمک کنه فهمیدنش درد داشت اما ارزشش رو هم داشت ! چند وقتی هست که تبدیل شدم به فرد شماره یک زندگیه خودم این به این معنا نیست که به بقیه توجه نکنم بلکه حالا دیدگاهم عوض شده ; دیگران رو میبخشم چون اینکار قسمت های تیره شده روحمو پاک میکنه ، به دیگران کمک میکنم چون اینکار پیش از کمک به دیگران به خودم کمک میکنه تا احساس ارزشمند بودن بکنم ، دلشکسته ها رو شاد میکنم چون صدای خنده های تنها یک نفر برای رنگ پاشیدن به آسمان خاکستری پاییز کافی نیست برای شاد بودن اول باید شادی بخشید ! حیات واقعی از درون خودمون آغاز میشه پس برای یافتن خوشبختی به درونت رجوع کن !

رها حسینی راد 24 ساله:
اگر عزت نفس را ارزشی بدانیم که برای خود قائل هستیم،اگر این ارزش دقیقا برابر با عوامل بیرونی باشد هر روز با هر چیزی در نوسان است و هر رویداد شادی بی ارزش می شود اما اگر ارزش(منابع انرژی)ما وابسته به عواملی بیرونی نباشد بدون توجه به شرایط،رویدادها،قضاوت ها و...ارزش انسانی ذاتی ثابت خواهد بود..بله مامور من پیرامونم زیاد شکست هایی دیدم که انسان هایی دچارشن که متکی به غیر هستند و آرامش و انرژی رو در کس دیگری جستجو می کنن.هر چیزی به تعادل و در واقع گاماس گاماس...رسیدگی لازمه ادامه ی زندگیه چون هیچ حد و وسطی نداره باشه رشد می کنیم نباشه افت!من مقدم بر هر ضمیر دیگریست!چون تا لیوان اب پر نباشه تو نمی تونی عطش کسی رو برطرف کنی!پس منبع انرژی خودت باید کامل باشه که به وظیفه انسانیت بتونی رسیدگی کنی.

رودابه روشنی کرمانشاه:
باورکن مأموری هرچی فکرمیکنم بیشتربه این نتیجه میرسم که منابع بیرونی خیلی بیشتر از اینکه بهم انرژی بدن ازم انرژی گرفتن! مثلا میزان انرژی که موقع قطع شدن پیام نما ازدست دادم بیشترازوقتایی بوده که قطع نبوده و ازش انرژی گرفتم!.تجربه بهم ثابت کرده اصلاروانرژی های بیرونی حساب بازنکنم.انرژی وقتی درونیه که "من"علت حال خوبم"خودم"باشم نه آدم های دیگه،نه چیزهاوجاهای دیگه.میدونی!وقتی انرژیت درونی باشه حتی اگه اون چیزهایی که میخوای حالت روخوب کنن در دسترست نباشن بازهم پایداره وباهات میمونه.حتی این قدرت روپیدامیکنی که دیگه به هیچی وابسته نشی وخودت رو نه تنهابه لذت های دنیابلکه به بهشت هم نفروشی! ... جمله روپیشخوان دیدگاه روهم همین اعلام میکنم:اگه"من"باشم کائنات هم هست واگرهم ایناباشن این ارتباط ودرک قطعه!..اگه من نباشم ما،شماوآن هایی درکارنیست تازه اگرهم درکارباشن میشن همون (تو،و او) که بازهم هرکدوم واسه خودشون یک ضمیرتنها هستن.

حسین صالح جعفریه قم:
سلام، جمله روی پیشخوان: فوزی19سرپلذهاب:آدم تا موقع مرگش فقط خودش برای خودش باقی می مونه پس باید منبع انرژیش درونی باشه، همه چی تموم میشه و فقط خود آدمه که تا آخرعمرش برای خودش باقی می مونه...

مریم ۲۱ دانشجو روانشناسی:
یاد این بیت از استاد فاضل نظری افتادم: فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست/چون رود بگذر از همه سنگریزه ها. انرژی درونی رو اگه بخوام تعریف کنم:اینکه باور کنی تو ارزشمندی! و با آغوش باز بری به سمت تجارب تا رشد کنی. نه با تعریف کسی بری هوا تو ابرها و نه با نقدهای تند و تیز له بشی. ظرفیتت بالا باشه.همونجا که میگه بشارت بده به بندگانی که به سخنان گوش می دهند و به بهترینشان عمل می کنند. اگه آدم حال دلشو گره بزنه به عوامل بیرونی هی بالا پایین میشه.وابسته میشه.ممکنه نگران بشه نکنه منبع انرژی بیرونیم رو از دست بدم؟ ساعتی میزان آنی،ساعتی موزون این .به ساز این حرکات موزون میکنی!! به ساز اون می رقصی. آدمی که خودشو پیدا کنه و بفهمه وظیفش چیه!!!؟ (رسالتت تو زندگی چیه؟ راه درست تو کدومه؟) روابطش با خودش و دیگران و هستی و خدا درست میشه.نمودارشم از این زنگوله ای هاست.صدا که کنه هوشیار تر میشیم.(اون شکلک که تو چشماش قلب هست!)

مامور مسئول:
آخخخخخ چیزه! خیلی خوش اومدین رفقا ... بفرمایید بفرمایید... و مامور وسط حرفای خیلیییی قشنگ قشنگ چند فروند دیدگاهی دیگر "در دیدگاه" رو زارررررپی می گذارد! یعنی چیزه! می بندد... ببخشید! کار فوری دارم باید برم! چهارشنبه بیاین... بقیه اش اون موقع! بفرمایییید! بفرماییددددد! حق مطلب اندازه کافی بیان شد، فردام روز خداست جانمممم! بفرماید کمال گرا نباشید! بفرمایید تموم شد... ما از شما پذیرفتیم! تمومه! د بفرماییییدددد دیگه! عهههه!

بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب!
که باغ ها همه بیدار و بارور گردند
بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید
به آشیانه خونین دوباره برگردند
بخوان به نام گل سرخ در رواق سکوت
که موج و اوج طنینش ز دشت ها گذرد
پیام روشن باران ، ز بام نیلی شب
که رهگذار نسیمش به هر کرانه برد
ز خشک سال چه ترسی؟
که سد بسی بستند، نه در برابر آب
که در برابر نور و در برابر آواز
و در برابر شور، در این زمانه ی عسرت
به شاعران زمان، برگ رخصتی دادند
که از معاشقه سرو و قمری و لاله
سرودها بسرایند ژرف تر از خواب
زلال تر از آب...
تو خامشی که بخواند؟ تو می روی که بماند؟
که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند؟
از این گریوه به دور، در آن کرانه ببین
بهار آمده، از سیم خاردار گذشته
حریق شعله ی گوگردی بنفشه چه زیباست!
هزار آینه جاری ست، هزار آینه اینک
به همسرایی قلب تو می تپد با شوق
زمین تهی دست ز رندان
همین تویی تنها
که عاشقانه ترین نغمه را دوباره بخوانی!
بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان!
حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی!
از استاد شفیعی کدکنی

و هنوزم دل "گرمیم" به حمایتهای شما
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲روابط عمومی صدا و سیما