10000528   @didgah.tv5 
دیدگاه 13 آذر
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی:
مقبول طبع مردم صاحب نظر شود! / حافظ
چرا "دیدگاه" ؟ و اینکه چه طور و چه جوره؟
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲ / روابط عمومی صدا و سیما
لطفا و حتما در نظراتتون از "دیدگاه" نام ببرید!


نظرسنجی:
از نظر شما کدام گزینه درست است: کسی که به دکتر روانپزشک یا روانشناس مراجعه می کند...
1.یک بیمار روانپریش و قابل نکوهش و حتی تمسخر است
2.کسی است که خودش را دوست دارد و دنبال رشد و بهبود خویش است

لطفا فقط و فقط عدد 1 یا 2 را / نه به صورت حروف/ به سامانه 10000528 ارسال کنید.



سلام سلام خیلیییی سلام
هیچ می دونستین که دارم چیکار می کنم؟

دارم به خودمون افتخار می کنم ... به شماها بیشتر! تر تر! از چه سبب؟ به چه جهت؟ وقتی خیلی از همسن و سالهای خودمون و خودتون و خودشون دنبال حرفها و بحثهای زرد شصت من شیش زار هستن، ما اینجا کم می خوریم و گرد می خوابیم و دنبال قاتل بروسلی نمی گردیم!

هرچند لنگ لنگان اما داریم می ریم سمت طلوع، برای دیدن بخشهای سایه و تاریک و کمتر دیده شده خودمون بلکه رستگار شویم! و ارزش گذاری مون رنگ عوض کردن نیست! ظاهر و قیافه اومدن نیست! کلمات و فکرها مون رو فرستادیم روی ویترین و آنتن بلکه از صافی رد گردانیم تا صافیده تر شویم! با اینهمه به خودمون غره نمی شیم! باد نمی کنیم! باد... اهممم! چیزه! کلا در این طریق منتقد و سازنده اول آخر خودمون وانگاه میهنمون هستیم و اشتباهات رو می بینیم واسه ساخت!

امیدوارم که ارزش سازی ها و ارزشگذاری هامون توی دیدگاه بشه همون یه قدم ابوسعید ابوالخیر و هی بریم جولو و جلوتر...

بنابر این برمی گردیم به چند سوال سوزنده:
چی شد که مردمی که با یه دمپختک یا گوجه پلو یا یه عروسی وسط حیاط با چهار تا صندلی و سه تا ریسه و یه سفر مشهد به عنوان ماه عسل، زندگی می کردن... رسیدن به جایی که هرکسی هرجایی هست فکر می کنه از خودش و از عمرش عقبه؟ چی شد که نه اون ساده زیستی و قانع بودن برامون موند نه رضایتمندی از چیزی که داریم!؟ چرا اینجوری شد؟!
نه تنها همون روحیه و آرامش و قناعت رو فرهنگ سازی نکردیم بلکه رفتیم دنبال اوووف فلانی یه عروسی گرفته بود، یه ماشین دارهف یه ویلا و کذا و کذا که هییی یهههههه!

قوانین دیدگاه / با اضافه:
لطفا! پیامها در چارچوب موضوعات یا پیامهای درج شده باشن، در ابتدای هر پیام حتما اسم خودتون رو بنویسین در غیر اینصورت درج پیام ممکن نیست... همچنین مشخصات دیگرتون مثل سن و شهر لطفا درج شود... اجباری به اینکه اسم کاربری تون حتما اسم واقعی تون باشه نیست اما نوشتن لقب و صفت به جای اسم برای ما خوشایند نیست. اسم باشه لطفا. از چسباندن کلمات به هم و شکسته نوشتن واژه ها نیز لطفا پرهیز فرمایید... سعی شود پیامها هنگام ارسال کوتاه کوتاه و پشت سرهم باشند تا انتخاب آنها بهتر صورت گیرد...

*جمله روی پیشخوان دیدگاه:
بدون در نظر گرفتن گوینده و پیام دهنده، از نظر شما کدام جمله نوبت قبلی دیدگاه ارزش توجه، تمرکز و بازنشر دوباره را دارد؟

* موضوع زیر ذره بین:
درباره فرهنگ مصرف گرایی چه می دانید؟ مثلا تلفن همراه، سیستمهای کامپیوتری یا وسایل آرایشی و شخصی تان را چند وقت یکبار عوض می کنید؟ باتوجه به شرایط فعلی اقتصاد کشور، شما چقدر اهل صرفه جویی و بهینه مصرف کردن هستید؟ مثلا در خوردن و پختن غذا چقدر به فکر دور ریز نشدن هستید؟، در خریدن و استفاده از لباس، در به کارگیری خودرو ، استفاده از گاز و برق و آب... چه راهکارهایی برای بهتر استفاده کردن سراغ دارید؟
* پیرامون ما و خودتون:
آیا همراهی و همخوانی و همیاری با دیدگاه... باعث جوانه زدن رفتار بهتر، نگاه بازتر یا ایجاد انگیزه برای بهتر بودن، یا خود خود بودن شما شده؟ دقیقا چرا و چگونه؟ از اثرات و تغییرات و احوالات خود در این باره بگویید؟ با رسم شکل!

فاطمه ۱۸ آذربایجان (تبریز):
الان اینو میفرستم چون واقعا نیاز داشتم به یکی بگم که چقدرر ناراحتم ، از دیروز هی بغض میکنم هی میشکنه ... یک لحظه هم از فکرم نمیره اون فیلم دردناک ، نمیتونم اشکامو کنترل کنم وقتی میبینم پسر بچه رو اونجوری میندازه سطل آشغال ! آخ که اون خنده ی چندششون خراش میده قلبمو ، مغزمو ، روحمو ... الان که دارم مینویسم به زور جلوی خودمو گرفتم گریه نکنم . یه آدم!!! چطور میتونه تا این حد بی شعور باشه ، نامرد باشه ، بی وجود باشه ؟! زمین گرده ... میچرخه...

پریناز 19 :
وای مأموری خدا نکشتت . کلی به حرفا و شعر شغاله که میون کلام آبجی پریسا گفتی خندیدم . نمیدونی چقد بی انرژی بودم اصن سرحال شدم خدا خیرت بده . راستی تشکر ویژه بابت توضیحات آخر دیدگاه مثل همیشه مفید بود .

فاطمه خورشیدی:
سلام. میدونی من همیشه از پیشرفت دیدگامون شاد میشما اما خب از اینکه تو اینستا صفحه داری یکم ناراحتم.چون من اینستا ندارم. بهرحال موفق باشی.

گلناز ۲۳ کرمانشاه:
من خیلی وقته باشگاه رو میخونم و الانم صفحه اینستای باشگاه رو دنبال میکنم!ولی پیام نمیدم... و اما چرا پیام نمیدم؟ چون از قدیم گفتن خاموشی از کلام بیهوده به /بهتر/

علی آبی:
سلام خدمت دوستان مهربان... من پیام اولیم چند ساله پیاماتون رو میخونم. خیییلی چیزها یاد گرفتم. دم همتون گرم.

امید 25 سالمه/اراک :
سلام بردیدگاهی های عزیزترازجانم همیشه پیاماتون رومی خونم از شماها چیزای زیادی یاد گرفتم یکیش نمازخوندنم.

لیلا 20 روستای سونک:
سلام به همه ی هم باشگاهی های عزیز. من اولییییین باریه که هم دارم پیام میدم هم باشگاه رو میخونم، من از دیروز فهمیدم که تو شبکه پنج باشگاه هست چون فقط باشگاه پرواز و آفتابگردون و.... رو میخوندم . شاید باورتون نشه وختی باشگاه رو خوندم اصلا حس یه دانش آموزی رو داشتم ک به مدرسه جدید می رفت که نه کسی رو می شناخت و نه با کسی آشنا بود . الان میخوام که من رو به عنوان عضو جدید باشگاه قبول کنید (درکل یعنی دارم پیشنهاد دوستی میدم) امیدورام که دوستای خوبی باشیم برای هم . تنتون سالم.

فوزی 19سرپلذهاب:
ماموری جون اعتراف می کنم : باموضوعاتی که توی دیدگاه گذاشتی و توضیحات دوستان خیلی تغییر کردم ، برای منی که یه آدم تنبل بودم مسئولیت پذیری هیچ معنی نداشت ، باگذاشتن موضوع مسئولیت پذیری ، خیلی درباره اش فکر کردم و البته پیشرفت هم کردم، نمی گم: که آره الآن آدم کاملا مسئولیت پذیری هستم ، چرا واقعا بعضی وقت ها کم میارم جامیزنم و تنبلی می کنم ، اما واقعا چند قدمی که درباره مسئولیت پذیری برداشتم و سعیم بر اینه که قدم های بیشتری بردارم، رفیق حقیقتا اصلا نمیدونستم که: فر افکنی، دروغ سفید، اخبار زرد یعنی چی؟! اما الان هم معنی شون رو میدونم، هم ازشون دوری می کنم ، به خصوص بحث فرافکنی که واقعا جالب وموثر بوده برام،یا معنی واقعی همدلی کردن رو نمیدونستم ، بلد نبودم چجوری همدلی کنم ، رفیق قبلا موقع کارکردن آجیام رو درک نمی کردم ، همه اش می گفتم: به من گیر میدن ، اما حالا درک می کنم که آجیام هم واقعا زحمت میکشن، فقط من خسته نمیشم بلکه ، خواهرام هم مثل من کار می کنن وخسته میشن.

پری.پرند.۳۱:
مامور جان وسایل آرایش و بهداشتی رو کار ندارم ولی در مورد تلفن همراه تا جان در بدن دارند این دستگاه بزرگوار ما ازش کار میکشیم! مگه میشه تو این دوره تند تند گوشی عوض کرد؟ بخدا بعضی وقتها دلم به حال خودم و بچه هام میسوزه از بس تو زندگی صرفه جویی میکنم.حالانمیگم آب بازی کار خوبیه ولی خب بچه ان دیگه. تابستونه دخترم میگه مامان آب بازی کنیم ولی من اجازه نمیدم. اونطور مواقع دلم براش میسوزه یه تشت کوچیک آب میدم بهش تا بازی کنه بعدش اگه اون آب بمونه میریزم تو گلدونا. غذا رو هم که عمرا دور بریزم مگر در مواقع خاص.که اونم سهم یا کریم های روی دیوار میشه. ببخشید مامور ولی من هر چی تلاش کردم صفحه اینستا رو نتونستم پیدا کنم.حالا چیکار کنم که پیداش کنم؟

مامور مسئول:
سلام به همه... خیلی راحت می تونین برید به صفحه پیام نمای شبکه پنج... بخش دیدگاه. بالای صفحه کنار شماره پیامک، راه ارتباطی و نشونی اینستاگرام دیدگاه دات پنج هست... فقط لازمه یه فشار بدین! ... ببخشید خو معادل کلمه کلیک رو نمی دونستم!

فاطمه ۲۰ مشهد:
چهار و نیم صبح دیدگاه بخونی چه حالیه واقعا خخخخ من فکر میکردم گفتگوی ذهنی ام کمه بعد رسیدم به حرف تو ای مامور که فرمودی راه کنترل افکار ذهن برون ریزی و ایناست دیدم بله من با مادرم و همسرم در مورد اشون حرف میزنم برای همین گفتگوهای ذهن ام کمه. جالبه ولی در موارد بسسسیار نادر گفتگو ذهنی باعث ایجاد یک شخصیت کاملا جدا در ذهن میشه که این شخصیت مثلا به خاطر ترس ایجاد شده مواقعی که فرد میترسه ظاهر میشه یعنی خود فرد اصلی هیپنوتیزم شده و فرد دیگری ظاهر میشه و ...

ناهید خراسانی:
سلام مامور جان جانان واقعا که این موضوع گفتگوی ذهنی خیلی به وقتش بود برای من و توضیحات اخرش هم که دیگه عالی!! میخوام بنویسمشون چون واقعا حیفه از دست بدمشون و بلکه بتونم با راهکارهات ذهن همیشه درگیرمو بهتر بکنم!! بی نهایت ممنون.

فرزانه خانوم:
سلام مامور،به نظرم گفت و گوی ذهنی اگه روی کاغذ پیاده بشه خیلی بهتره.اینجوری دیگه خطر دیوونگی آدمو تهدید نمیکنه.والا.

مامور مشکوک:
اون که بله! در این حالت خطر دیونگی سایرین که متن ما رو خوندن تهدید می کنه! البته خطر بی آبرویی و پرتاب از پنجره رو هم باید اضافه کرد... یعنی مورد داشتیم حواسش نبوده کاغذ رو به آتش بکشونه، وانگاه خاکسترش رو بده بر باد و آب روان، زندگیش رو به آتیش کشونده! اطرافیانش پس از گفتن جمله دیرآشنای: خودتی و هفت جد و آبادت! نویسنده مکالمات ذهنی رو از پنجره پرتابیدنش وسط جوی روان! نشون به اون نشون که محیط مرحوم رو هنوز می شه روی شیشه پنجره شاهد بود! فاااااتحه مع الصلوات بووولند!

فاطمه پیشداد 16 دزفول :
من اکثرا شبها که همه خوابن و همه جا ساکته تو ذهنم با خودم بحث میکنم کارای اشتباهم رو مدام تو سر خودم میزنم ... واقعا دیگه خسته شدم فکر می کنم جز بدی و کار اشتباه هیچ کار درستی انجام نمیدم در حالی که کار های خوب زیادی هم می کنم.

اسما گل :
من توی گفتگوی درونیم ، همه دعبا هست با رژه روندگان روی مخ گرام ؛ هم صحبت با صاحبخانه والا مقام ، هم تفکر و مغارقه فی البحر المکاشفه و فی وات کن هپن در آینده ! ؛اند آخ آخ سوختم از گذشته ؛ بخصوص قبل از خواب ، ولی سعی می کنم معمولا با آهنگ آرامش بقش به خواب برم... خوبه گفتگوی درونی برای حسب نفس ! عاما نات فور سرزنش و سوختگی ! چون یه زخم رو هر چقدر بیشتر دستکاریش کنی دیرتر خشک می شه ...

حسین صالح جعفریه قم:
جمله روی پیشخوان از مسعود از اصفهان: زندگی من تو بیداری شده درگیری ذهنی .دارم دارم ها رو ول کردم چسبیدم به داشتن داشتن ها... در مورد اغلب چیز ها تا جان ز تنشان در آید ازشون استفاده می کنم.هر چی لازم داشته باشم در لیست خریدم می نویسم و چند وقت یکبار بهشون اضافه می کنم و بعضی هم که لازم نباشن خط میزنم. الآن که یوخده عقلم کامل شده دیگه تو لباس و کفش فروشی جو گیر نمیشم ،اگه واقعا لازم باشه میخرم، این واسه منی که اول عشق خرید بودم بعد دست وپا در آوردم خیلیه. روی هم رفته آدم صرفه جویی هستم. برای صرفه جویی در خرید نوشتن لیست عالیه .صرفه جویی در آب و برق رو هم انصافا از امید و هم اندیشان یاد گرفتم یعنی هر وقت آب هدر میره و شیر رو می بندم یاد امید می افتم.

فاطمه بهشتی نیشابور:
سلام به همگی. جمله روی پیشخوان: "مغز بیکارپاتوق شیطونه" از داداش رضاتومسیر... خیلی به دلم نشست. درمورد موضوع اگه تو زندگیم یه خصلت خوب داشته باشم همینه! شایدتوخرید یه سری چیزا زیاده روی کنم اما امکان نداره نصفونیمه بندازمش دور. اولاپول دادم!!ثانیا اگه دوربندازمش همش عذاب وجدان دارم که چرااین کاروکردم؟ معمولادورنمیندازم چیزیو اگه هم نخوامش میدم به یکی که میخوادش!(این اتفاق بیشترتوزمینه لاکامه چون امکان نداره واس لباسام این اتفاق بیوفته!) راستی بچه ها شماهم مثه من وقتی ماموری اون طوری میحرفه نمیفهمین؟! خداییش گاهی وختا دلم میخواد جناب فردوسی با ترکه البالوش یه نشست با ایشون داشته باشه!خخ درسته چیزی سردرنمیام(!) امالحن عجیب وبامزه ایه...

مریم 19 ایرانشهر:
سلام تا حدی صرفه جوام . راسش تا زمانی که خودم خرجمو ندم متوجه نمی شم که چجوری پول خرج میشه اما بگی نگی خانوادم اهل اسرافن .دور ریز خوب داریم ولی من یکم جلوگیری میکنم .لباس خو قضیش فرق میکنه لباس بلوچی الان گرون شده ولی من بی خبرانه واسم خرید میشه . اونم بخاطر تجملاتی بودن مامان خانه. من از اسراف میترسم ..اگه دیگه نباشه چی؟ ولی بگی نگی اهل اسراف هسم . اما زیاد ن تلاش هایی دارم برا اسراف نکردن.

فرزانه 21 :
كلا بیش از حد خریدم تو وسایل آرایشى باعث محبوب شدنم شده كه هر مهمونى دارن اول وسایل آرایشیمو دعوت مى كنن ، اگه خودم برم و وسایل آرایشو نبرم میگن خودت هم نمى خواست بیاى!!

زهرا از همدان:
وسایل آرایشی راهردوماه یکبارعوض میکنم. روی مصرف برق گاز حساسم اما توی مصرف آب صرفه جویی نمی کنم بیش ازحد اسراف میکنم... لباس هم که دوباربیشترنمیپوشم.

مامور مسئول:
بهههله اصلا مورد داشتیم طرف بعد خرید لباس فقط یه بار دیگه پوشیده اش، بهش گفتن پس اون قانون دوبارت چی شد؟ که حضرتشان گفته: زررررشک! خو اون یه بار موقع پرو رو حساب نکنم؟!

لاله 24 گهرو:
سلام خوبی؟ راستش رو بخوای ما دور ریز غذا و نان زیاد داریم ! خیلی هم سعی کردیم که انقد اسراف نشه ، اما خانواده ام غذایی که از شب مونده باشه رو نمیخورن، وما مجبوریم بدیم مرغامون بخورن. دیروز همسایه امون اومده بود خونه ، به من میگه واسه خرید عقد چی خریدی؟؟ مامانمم میگه راستی چرا لوازم آرایش نخریدی ؟ خب راستش وقتی وسایلم رو تازه عوض کردم چرا باید دوباره خرید کنم.

کژالم 28 از شهربی یار:
درباره وسایل آرایش هم زیاد استفاده نمی کنم من دوسال پیش کمی وسیله گرفتم که هنوزم دارمش وازبس که استفاده نشده خشک شده،عید هم یک مانتو وشلوار خریدم وبعد از اون هم اول تابستون کمی خرید کردم جون نیاز بود، اساسا برای نیازم خرید میکنم وچیزه اضافه ای نمیگیرم واصلا اهل ولخرجی کردن نیستم. در این وضعیت اقتصادی هم که باید کم تر مصرف کرد وبیشتر پس انداز، اصولا بنده مصرفی نمیکنم، باورت میشه بابام (حیفه که اسم بابا روشه) به خاطر همین یه لقمه نونی که بهم میده هزار جور منت وحرف میزنه همین دیروز داشت میگفت برای شما یه نون هم حرومه، چرا واقعا پدری هست که به بچه خودش همچین حرفی بزنه واقعا؟ برای همین حتی دلم نمیخواد غذایی بخورم هروقت اومدم یه لقمه بزارم دهنم یاد حرفش افتادم ودلم شکست باورت میشه تمام دیروز رو گریه کردم هرکاری میکردم نمیتونستم جلو اشکامو بگیرم، میگن تا وقتی دلت به درد نیاد اشکت درنمیاد دروغ نیست این یه مثل ترکی هست...

احسان 22 کرمانشاه:
... راستش از دست خودم خسته شدم یه پسری که خیلی اسراف گره! با هرفصل تیپش رو عوض میکنه! به مدل موهاش خیلی حساسه! دیگه دویست و شیشی که باباش با قسط و وام براش خرید رو دوست نداره! پسری که فرهنگ استفاده از فضای مجازی رو نمی دونه بله من فرهنگ ندارم...

زهرا رستمی 19 کرمانشاه:
راستش رو بخواین توی بحث غذا مخصوصا برنج خانواده ما گاهی اوقات اسراف دارند،یعنی خودم دیدم بعد یه وعده چلو وپلو گاهی وقتا برنجای خوشمزه حدود یه بشقاب روزی گنجشکا میشه!خودم تو مصرف آب بشدت اسراف کارام وقتایی ک این آب بدبخت همین طور داره میره یاد حرفای داداش سعید ابهر میفتم ک میگن تو مصرف آب صرفه جویی دارن اونوقت تو ذهنم ب خودم حرف میزنم ک بیا از این اقا سعید الگو بگیر اما اجراش نمیکنم باید سعی خودمو تو صرفه جویی آب بیشتر کنم ولی نمیشه.

آمنه از خرمشهر:
ماموری دستت درد نکنه شعر آخر دیدگاه یکشنبه خیلی به دلم نشست عالی بود دمت گرم ... من هیچ وقت ولخرجی نکردم همیشه به چیزایی که دارم قانعم تو همه چی هم صرفه جویی میکنم فقط چیزای واجب و ضروری رو میخرم و بیشتر پس انداز میکنم حتی پولی که واسه نت میدم هم نمیذارم حروم بشه و تو صفحه های باقالی طور و زرد اصلا نمیرم همش پیج ها و کانالهای هنری خیاطی نمد دوزی و کار دستی رو دنبال میکنم و دارم آموزش می بینم.

معصومه از رفسنجان:
درمصرف برق واب به شدت صرفه جو شدم.اگه کاری بتونم برامحیط زیست میکنم .شده یه نایلون کمتر مصرف کنم و قضاوت هم سعی میکنم نکنم و ازکسی هم انتطارنداشته باشم... هرکس رو می بینم فکر میکنم ازمن برای اخرت بیشترتوشه جمع کرده. با همسرم که جانبازه و بعضی وقتهاعصبی و بی حوصله میشه زیاد مدارا میکنم. خلاصه خیلی کارا روی خودم میکنم برای خودشناسی و تزکیه. ماموری شما و دوستان دیدگاهی خیلی روم تاثیرگذاشتین وخیلی برام عزیزین. لطفا هرکاری می تونی بکن تا خانواده دیدگاه ازهم نپاشه از سعیده جان هم خیلی ممنونم به خاطر جوابش.

مامور مسئول:
قبلا هم گفتم زندگی یه مسابقه نیست... و مقایسه خودمون با دیگران مارو از پا در میاره... خواهر من! هرکسی هر توشه ای برداشته نوش جوووونش، هرکسی هم هر گناهی کرده، دلیلی بر پاک و مبرا بودن ما نیست، خودش می دونه و خدای خودش تا جایی که جنبه عمومی و اجتماعی و حق الناس نداره، اونم تنها ما در همون یه مورد و درباره حقوق ضایع شده خودمون می تونیم مطالبه گر و پرسشگر باشیم نه بیشتر...
و در پایان: هیچ قرار یا بحث و حرف و حدیث یا اخطار و هشداری برای توقف کار دیدگاه وجود نداره... پس خودش رو ناراحت نکنیم! از زمان حال استفاده کافی رو داشته باشیم و در حال، حالش رو ببریم عاما فقط هال ها، خووو پذیرایی واسه مهمونهههه! ببینم روی میز و لحاف سفیدها دست خورده، اون دست و صاحبش رو... پخ پخ پخ! / فلاش بکی به ایام بچگی دهه شصتی ها! آخ ... پخ پخ پخ برابر است با: هق هق هق!

مهدیه از شمال :
مامور عزیز من ته کلاس نشستم. ته نشینم خاموش خاموشم ولی خواستم بگم یه دونه ای خیلی حرفات و نظرات بچه ها رو رفتارم اثر گذاشته و باعث رشدم شده. واسه همه مهربونیات مرسی خخخ.

لیا کورد ایوانغرب:
قدیم این همه امکانات نبود ، تکنولوژی نبود ولی مردم قانع بودن به حتی چیز های کمی که داشتن ٫ صفا داشتن ٫ ولی امروز مردم در رفاه و آسایش ان واسه همین هی اسراف میکنن ولی نمیدونن اگه همین آب و برق و گاز نباشه حتی یک دقیقه زندگی همه مختل میشه ٫ پس تا هستن ازشون بخوبی استفاده کنیم اسراف ممنوع٫ که بعدن حسرت نداشته ش رو نخوریم ٫ خدا نقاش واقعیه ٫همه رو جوری نقاشی کرده بی نقص٫تو کار خدا دخالت نکنیم بعضیا ولخرجی میکنن هزار عمل زیبایی رو خودشون انجام میدن که دیگه قابل شناسایی نیستن خخخ٫ خودم اهل ولخرجی نیستم خداروشکر.

فاطمه اسلام آبادغرب:
میدونی مامور قسمت غم انگیز ماجرا کجاس؟ اونجاکه بهم میگیم این برنجو دور نریز میبنی فردا قحطی میاد حسرت میخوری! بد تراز اون اینکه نکنه قحطی بشه مازاد بر مصرف خرید میکنیم و این خودش در گرانی بی تأثیر نیست...به امید رستگاری.

درنا ۲۵ تبریز:
وای مامورکم، من کلا آدمی ام که آب از مشتش نمی چکه. خخ، حالا خسیس خسیسم نیستما ولی خیلیییی رو پول خرج کردن و خریدام دقت می کنم، با برنامه خرید می کنم. حساب و کتابم گشنگه، چون بیشتر خریدای خونه زیر نظر من انجام می شه فلذا نمی ذارم چیزی خارج از نیاز و یا بیهوده خریده شه، خودمم خرج زیادی ندارم. معتقدم تا زمانی که می شه از چیزی استفاده کرد، لازم نیست یکی دیگه بخری. در مورد دور ریز غذا هم که باید بگم چند تا گشنه تو خونه مون داریم از جمله داداشم و اردکا و گربه و... که کلا اینا غذایی برامون باقی نمی ذارن که حالا بخواد دور ریز داشته باشه، خخخ، سرت رو برگردونی خودتم می خورن...

ریحانه 16جعفریه قم:
سلام. چه موضوع خوبی. بنده تا حد توان سعی میکنم حواسم به صرفه جویی باشه.بشدت مراقبم حتی یک دونه برنج هم تو بشقاب غذام باقی نمونه.همه میدونن من خیلی حساسم روی چکه کردن شیرآب!همش درحال صفت کردن شیرآبم! اصلااهل بریزبپاش نیستم خصوصا تو لباس و پوشاک.چون به عقیده من مصرف گرایی یک نوع تجمل گرایی هم هست وازنظرم این دوتاضدارزش،بشدت جاهلانه هستن! منتهی ازنوع مدرنش! واصلا دوست ندارم یک جاهل باشم هرچند مدرن! الحمدالله هم چند وقتی هست که نسبت به اسراف(!) حساس ترشدم و تا جایی که ممکنه اجازه نمیدم چیزی دورریخته بشه که قابل استفاده است.اما من ازدیدگاه یاد گرفتم: به نظرم بهترین چیزی که ازدیدگاه یادگرفتم (فکرکردن واندیشیدن)هست.به خودم،کارام ودنیا وکاراش. وخیییلی ارزش های دیگه مثل نژادپرست نبودن، کمال گرانبودن، مناجات آقا امیرالمومنین، تاکید بر وابسته نبودن به هیییچ چیز و مهم ترترازهمه اهمیت و چرایی خودشناسی...از خداخیلی سپاس گزارم که دیدگاه رو سرراه زندگیم قرارداد. اگر بگم از لحاظ دیدگاهم به دنیا زندگیم به 2 قسمت قبل و بعد دیگاه تقسیم شده اغراق نکردم.

سیده آرمیتا 30 مازندران :
با اطمینان کامل میتونم بگم مصرف گرا نیستم.. از هر چیزی سعی می کنم بهینه استفاده کنم...دور ریز غذایی که نداریم و توی مصارف خانگی هم صرفه جویی میکنیم... لباسایی که میگیرم تر و تمیز میمونند تا دو سه سال.. و خیلی اهل خرید کردن نیستم بیشتر اهل پس انداز کردنم ...! این گوشیمم الان سه ساله دستمه و مثل عروسک میمونه از تازگی و نهایت استفاده ام ازش زنگ زدن و پیام دادن هست.

فاطمه كرمانی 18 :
ماموری من در مورد خرید لباس و عوض كردن وسایل آرایشی و شخصی اصلا اهل صرفه جویی نیستم جون معتقدم آدم همیشه باید به خودش برسه و برای خودش كم نذاره . در كل آدم صرفه جویی هستم ولی درباره لباس و كفش نمیتونم قانع باشم .

فاطمه از تکاب :
سلام.مصرف گرایی یعنی استفاده بیش از حد ازهرچیزی حتی اگه بهش نیاز هم نداشته باشیم.خودمن درمورد تعویض ابزارهای ارتباطی مثل همین تلفن همراه,خیلی کند و لاک پشتی عمل میکنم,در واقع هیچوقت پیش نیومده که من یه وسیله رو باحالت روحی سالم و جسمی خراب رها کنم! تااااازمانی که روحش هم به روز جسمش بیفته.من خیلی اهل صرفه جویی هستم طوریکه فقط جایی که خودم و خانوادم هستم لامپش روشنه و تلویزیونوهم اگه برنامه جالبی نداشته باشه باموافقت خانوادم خاموشش میکنم.وقتی هم سردم شد بخاری رو تا آخرباز نمیکنم بلکه لباس گرمتر میپوشم.هرکسی ازخانواده هم غذا روبی دلیل کناربذاره باهاش حرفم میشه و میگم اگه واقعاگرسنه هم باشی باید اندازه میلت غذابکشی که آخرش نریزیش دور.

جوكار خفر شرقى:
من به شخصه خیلى صرفه جویى دارم مثلا وقتى تكه نونى هم توى سفره زیاد بیاد اونو حتما برا ته دیگ استفاده میكنم یا مثلا اگه چیزى زیاد داشته باشم منجمد میكنم تا خراب نشه ویا باهاش مربا ترشى و...چیزى درست میكنم تا نعمت خدا به سطل اشغال كارش نكشه.

لیلی ، سمنان :
در استفاده از وسایل تا جایی كه كار میكنه و جواب نكرده كارش میزنم ، مواد خوراكی ، برق ، گاز و ... قناعت دارم و درست مصرف میكنم ، نه حالا كه گرونی شده ، از هرچی كه یادم میاد همین بوده. فقط با عرض شرمندگی و پوزش در مصرف آب نتونستم و نمیتونم صرفه جویی كنم.

عاطفه 30 اصفهان:
من صرفه‌جویی بلد نیستم حال آدم رو می گیره. اما چیزی رو الکی دور نمیندازم. فقط تو مصرف آب صرفه جویی میکنم چون میترسم از روزی که دیگه آب نباشه. همین طور که توی خونه راه میرم حواسم هست کسی شیرآب رو الکی باز نذاره وگرنه با جیغای من طرفه ! کم مصرف کردن خوب نیست باید درست و به اندازه مصرف کنیم.

مریم دانشمند 18 سوران:
سلام مامورکم خوبی حالا این شد موضوع باید در هر کاری چیزی صرفه جویی کرد باید تو این گرونی ها پولتو خرج نکن برای ی گوشی من تا گوشیم کار بکنه گوشی دیگه نمیخرم ماشین هم نمیشه خرید از وقتی که بنزین رفته گرون گوجه فرنگی هم رفته گرون ولی بادمجان اومده قیمتش پایین باید در هر کاری خوب صرفه جویی بکنیم...

نسرین 23 اصفهون:
اگه همه بخوان مثل من فکر کنن و رفتار کنن همه کارخونه ها و تولیدی ها باید کرکره شون رو بکشن پاین! این گوشی دکمه ای که دستمه اولین گوشی ای هست که خریدم دقیقا هشت ساله که دارمش! انقده تر و تمیز هست که بیست سال دیگه هم واسم گوشیه! شش ساله که کامپیوتر دارم ولی مثل روز اولی هست که خریدمش. لوازم آرایشی اصلا نمی دونم چی هست حیف پول که واسه این آت و آشغال ها هزینه بشه! حتی عطر و ادکلن هم لا استفاده. لباس هم یه لباسهایی می خرم که عمر آدم تموم می شه ولی همچنان قابل استفاده ن.. خخخ. چند سال یه بار لباس می خرم اونم وقتی که واقعا به یه چیزی احتیاج داشته باشم اگه هم احتیاج نداشته باشم که چه بهتر نمی خرم!

ارشاد 13 آبان:
اسراف که نه اما ولخرجی زیاد میکنم یعنی میکردم الان کمترشده ولی هنوزپتانسیلش رو دارم! البته کمال گرایی بودنم هم تاثیر زیادی روی ولخرجیم داشته همیشه دنبال مارک بهتر لباس بهتر کفش بهتر وخلاصه بهترازداشته هام بودم واین خیلی عقبم انداخته اخیرا روی مخارجم کنترل بیشتری دارم ودارم پس اندازکردن رو یاد میگیرم! بدک نیست فقط بعضی وقتها نمیتونم جلوی خودش رو بگیرم که عادیه به نظرم... منشا مصرف گرایی میتونه ازکمبودها ویا پربودها(!) باشه; کمبودهایی ازجنس توجه طلبی وخودنمایی،نداشتن عزت نفس،نداشتن قناعت وساده زیستی،وسواس خرید،چشم وهم چشمی، فقرفرهنگی(مصرفی) واختلالاتی ازاین دست که فورا وحتما نیازبه توجه ودرمان داره والبته پربودها!یا زیاد بودن ها ازجمله چرک کف دست حلال مشکلات و گاها مشکل آفرین....پوول! نه اینکه همه مصرف گراها لزوما فقط ثروتمندان باشند بلکه مردم عادی که فکراقتصادی وآینده نگری ندارند. بار آوردن به پیروی ازمد وگرفتارشدن درخیل انبوهی ازتبلیغات وخرید بیشتروبیشتر در رده مصرف گراها قرارمیگیرند. قطعا نمیشه نقش تبلیغات و فضاسازی برای ترغیب افراد به خرید حتی خرید اضافه برنیاز رو نادیده گرفت پس سعی کنیدهمیشه یه لیست از وسایل مورد نیازتون داشته باشیدواولویت ها رو درش مشخص کنید تا دچاراسراف و خریدهای غیرضرورنشید.باشدکه رستگارشوید!

علی صفرسه:
به شدت از مصرف گرایی متنفرم. همیشه صرفه جو بودم و دیدم کسایی رو که اینو"بی کلاسی"میدونن.ولی به نظرمن این یه طرز زندگی امروزی تره حتی.تا جایی که بتونم از مد پیروی میکنم.و معتقدم مد و مصرف گرایی اونقدا ام یکی نیستند.

اسما 76:
مصرف گرایی یا فرهنگ استفاده صحیح از بچگی و قاعدتا در خانواده به فرد آموزش داده میشه. و واضح که بخش بزرگش به وضعیت مالی خانواده برمیگرده. و البته تفکر والدین، ووو... بگذریم. تو خانواده من، این رو دوستش ندارم و دلمو زده و دمده شده و اینا نداشتیم. اولش چون اسراف کار خوبی نیست، دوم باید موقع خرید حواست جمع بود چی انتخاب میکنی. چون تا وقتی که اون شیء هرچی که باشه، قابل استفاده ست باید استفاده بشه. یعنی زمان کنارگذاشتنش وقتی که کارایی نداشته باشه. یکی از عوامل مهم اسراف، خرید عید و اول مهر و ایناس. یجوری به بازار هجوم میبریم که انگار بعد از این ایام هفت سال قحطی در انتظارمونه. میدونی منظورم اینه که درسته یجورایی جزو آداب و رسوم مونه، ولی برای وقتایی بود که مردم واقعا سالی یه بار لباس میخریدن نه الان که هروقت بازار میری همونقدر شلوغه. البته اینجانب عامل به حرفام هستم و مثلا یه جفت کفش رو تقریبا سه سال میپوشم تا جایی که خانواده خودشون اقدام میکنن برام کفش نو بخرن (یاد علی تو فیلم بچه‌های آسمان افتادم)

دلنیا23هفت کانی:
اکثر ماها فقط بلدیم شعار بدیم. از مسئولین گرفته تا من نوعی.ادعامون میشه پیرو حضرت محمد(ص) و نواب برحقش علیهما السلام هستیم.در همین بحث صرفه جویی،امام علی هروقت کار شخصی داشت شمع بیت المال را خاموش می کرد، و از شمعی که مال خودش بود استفاده میکرد. بخدا قسم اگه ما فقط دوتا از رفتارهای امام علی(ع)را رعایت کنیم کشور گلستان میشه.یک: همین حق الناس را رعایت کردن،حتی اگر یک شمع باشد. دو:هر کاری را فقط بخاطر خدا انجام دادن،حتی در اوج هیجان و عصبانیت(امام در نبرد با عمربن عبدود در اوج هیجان وقتی که پسر عبدود به صورت مبارکشون آب دهان انداخت، از روی سینه او بلند شد تا مبادا جنبه شخصی پیدا کند،و وقتی که کاملا آرام شد فقط و فقط برای رضای خدا و نه خاموش کردن آتش خشم خودش نبرد رو ادامه داد.آره اکثر ما سرو ته یه کرباسیم! اول از همه خودم.

رها حسینی راد:
سلام مامور این نوبت صورت منو شطرنجی کن حرفی ندارم!یه آدم به شدت مصرف گرا(!)برام قیمت کالا مهم نبوده و نیست...در مورد غذا هم کم پیش میاد با من باشه. هر چیزی رو می خرم بعد یه مدت عادی می شه برام... تلفن همراه هم تنبیه بودم وگرنه تا الان دو تا دیگه رفته بودن توی باقالیا...اعصابم خورد می شه پس انداز آن چنانی ندارم ولی با خودم می گم زندگی در حال پیش به سوی مصرف گرایی..راهکار فقط سریع و مفید!مامور توبیخ نه هااا حداقل تنها فایده این مصرف گرایی یه کتاب خونه کوچیک که دیدگاه معرفی شده دارم.

شکوفه 22 کرمانشاه:
مصرف گرایی به نظرم یعنی گرایش به مصرف بیش ازحد چیز هایی که مورد نیازمون نیست...شخصا آدم مصرف گرایی نیستم و سعی میکنم در مصرف خیلی چیزها مثل انرژی,خوراک,پوشاک صرفه جویی میکنم غیر از مصرف آب که گاهی حواسم نیست بخدا زیاد هدر میدم متاسفانه...

رودابه روشنی کرمانشاه:
مصرف گرایی یعنی:خریدهرچه بیشتر،مصرف هرچه بیشتر و دور ریختن هرچه بیشتر! ولی اگه ما یه مصرف کننده ی عاقل باشیم متناسب با نیازمون مصرف میکنیم وفرق بین نیاز وخواسته هامون رو درک میکنیم.اگه به خواسته هابهابدیم هرچی چشممون می بینه و دلمون میخواد رو باید بخریم اینجوری میشیم یه آدم مصرف گرا که همش دنبال این هستیم که چه چیز جدیدی اومده چی روبایدبخریم وچی روباید دوربریزیم.بنده به جرات وبا افتخارمیتونم بگم اصلامصرف گرانیستم. رفتم سری به کمد لباس ها زدم دیدم لباس اضافی،مضافی ندارم.نه تنها الان که توی هال نشستیم برق بقیه ی اتاق ها خاموشه بلکه همیشه اینطوری بوده و هست. بالا بردن یکی دو درجه حرارت بخاری توزمستون ممکنه چیزکمی به نظر برسه ولی اگه همین کار رو هم بکنیم توی کشورچند، ده میلیونی مثل ایران همین یکی دو درجه خودش خیلیه.ما باید باهم همدل باشیم! ازطرف دیگه سلیقه سازی و ذوق آفرینی خیلی شرکت ها نباید ما روبه تنوع طلبی بکشونه. مصرف گرایی روز به روز آمارش داره میره بالا. اگه ما به توسعه نمی رسیم به خاطر مصرف گرایی وحمایت نکردن ازکالای داخلیه. همین افزایش واردات و زیاد بودن کالا تو بازار هم خیلی باعث مصرف گرایی میشه که باید کنترلش کرد.

مامور مسئول:
خب خب خب ... بازم رسیدیم به تهش... فلذا:
به پایان آمد این دیدگاه، حکایت همچنان باقی
به صد نوبت نشاید گفت شرح حال آن چاقی!
الا یا ایها الساقی... بده جامی... می باقی
خرابیدیم همه جوره... آهای ساقی آهای ساقی!
تموم گشته فضای ما ولم کن گیر نده جونم!
وگرنه زانویم گوید به فک ات حس این داغی!

ایهیم اوهوم! تا یکشنبه که شما حضرات با راهکار و پیشنهاد و جزییات میاین در صحن علنی دیدگاه، فعلا خدانگهدار...

و یاحق...

ما با همیم، باده از این خوشگوارتر؟
سرو بلند عشق، از این شاخه دارتر؟

تقویم ما، کتیبه احوال عمر ماست
هر روز عید و فصل به فصلش بهارتر

هر روز حس و حال جدیدی است بین ما
هر لحظه تو جوان تر و من بی قرارتر!

در آستان عشق و غزل زنده می شویم
هر صبح سعدیانه تر و خواجه وارتر

ما با همیم و دلبر و دلداده همیم
پیوند عاشقانه از این پایدارتر؟!

بادا که از عنایت عشق و خدای عشق
غم نیست باد و شادی ما بی شمارتر
جویا معروفی

و هنوزم دل "گرمیم" به حمایتهای شما
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲روابط عمومی صدا و سیما