10000528   @didgah.tv5 
دیدگاه 17 آذر
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی:
مقبول طبع مردم صاحب نظر شود! / حافظ
چرا "دیدگاه" ؟ و اینکه چه طور و چه جوره؟
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲ / روابط عمومی صدا و سیما
لطفا و حتما در نظراتتون از "دیدگاه" نام ببرید!

سلام جانان جانم... اهممم!
خیلی اینجا هستیم پذیرای شما ... صحبت می کنم من به سختی فارسی... هست گویا برای من یوخده بی کلاسی... بی هویتیم رو جار می زنم بی هیچ هراسی... آی ام وری وری کیوت؟! اوه مای گاااد... خاک این مای هد اند ملاج پیلیز وری فست اند بیگ! فروم مای هندز حالم کامینگ آپ! اندددد هوووع!

قوانین دیدگاه:
لطفا! پیامها در چارچوب موضوعات یا پیامهای درج شده باشن، در ابتدای هر پیام حتما اسم خودتون رو بنویسین در غیر اینصورت درج پیام ممکن نیست... همچنین مشخصات دیگرتون مثل سن و شهر لطفا درج شود... اجباری به اینکه اسم کاربری تون حتما اسم واقعی تون باشه نیست اما نوشتن لقب و صفت به جای اسم برای ما خوشایند نیست. اسم باشه لطفا. از چسباندن کلمات به هم و شکسته نوشتن واژه ها نیز لطفا پرهیز فرمایید... سعی شود پیامها هنگام ارسال کوتاه کوتاه و پشت سرهم باشند تا انتخاب آنها بهتر صورت گیرد...

* پیرامون خودمون:
آیا همراهی و همخوانی و همیاری با دیدگاه... باعث جوانه زدن رفتار بهتر، نگاه بازتر یا ایجاد انگیزه برای بهتر بودن، یا خود خود بودن شما شده؟ دقیقا چرا و چگونه؟ از اثرات و تغییرات و احوالات خود در این باره بگویید؟ با رسم شکل!

*جمله روی پیشخوان دیدگاه:
بدون در نظر گرفتن گوینده و پیام دهنده، از نظر شما کدام جمله نوبت قبلی دیدگاه ارزش توجه، تمرکز و بازنشر دوباره را دارد؟

* موضوع زیر ذره بین:
از اونجا که نمی دونیم شما دقیقا از کدوم گروه هستین اینجوری می پرسیم: دلیل و برهان شما برای کتاب خوندن چیه؟ بهونه و توجیه شما برای کتاب نخوندن چیه؟ سه تا کتاب آخری که خوندین چیا بودن؟ و با چه فاصله های زمانی؟ چقدر از شما وقت گرفتن؟ چرا میانگین مطالعه کتاب در کشور ما انقدر پایینه؟ اصولا چه فرقی هست بین متن ها و پیامهایی که در فضای مجازی مبادله میشه و صبح تا شب خیلی هامون سرمون گرمشونه با کتابهایی که خیلی هامون ازشون گریزونیم و گوشمون بدهکارشون نیست؟! چه از لحاظ دانش افزایی؟ چه از لحاظ تاثیر و چه از جهت درست بودن؟! چون می دونم حتما می گین، باشه! تفاوتشون رو از بابت مبلغ و پول بگین! ووو حتما ما رو روشن/ خاموش بنومایید...

فاطمه ۱۵شهریار:.
پیام اولی...سلام برهمگی ومامورک جون جونان،ماموری دستت مرسی به خاطراین باشگاه قشنگ ومشنگت، عالی ترازعالیه واسه همه درجیدنات مرسی ،واسه همه همکاریات مرسی. خخخ.

گلچهره ازكردكوی:
سلام نمیدونم چراهروقت بارون می باره تلتكستمون قطع میشه یعنی من دعاكنم تاهواآفتابی بمونه وتلتكسم قطع نشه؟! بهت وابسته شدم.

پریناز 19 :
سلام مامور . با حرفایی که اول دیدگاه زدین کلی کیف کردم از اینکه عضو دیدگاهم و دارم از این فضا نهایت استفاده رو میکنم . کلی پیشرفت کردم ، بیشتر به خودم اهمیت دادم ، خیلی چیزا یاد گرفتم . واقعا باعث افتخارمنه که عضو باشگاه دیدگاه هستم . از شما مأمور مسئول هم نهایت تشکر رو دارم به خاطر زحماتی که می کشین.

الی از روستا:
من خودم می دونم به روانشناس احتیاج دارم! دوست دارم صحبت کنم واسه اش ، بعدم بشینم گوش بدم به حرف ها و راه کارها و نصایحش واسه بهبود و رشدم ! تو صحبت کردن هنر ندارم اما دست به گوش دادنم خوبه ! میدونی خیلی طول می‌کشه بتونم ارتباط کلامی با یه نفر برقرار کنم ،این خیلی اذیتم میکنه ! اصلا راحت نیستم تو حرف زدن با یه فرد غریبه یا فردی که تازه باهاش آشنا شدم ! دست رسیم به روانشناس سخته ! هیچ هم دوست ندارم با اطلاع پیدا کردن کسی پیش روانشناس برم ! سوء تفاهم نشه ، از این بابت نیست که بقیه درباره ام چی فکر میکنن ، پاش بیفته از رفتن پیش روانشناس پیش اطرافیانم افتخار هم میکنم ! فقط دوست دارم بدون دخالت کسی ودر آرامش با یه روانشناس و روان پزشک در ارتباط باشم !

مهدیه 18شمال:
بنظرم خیلیی خوبه ما ادما خودمونو بشناسیم و اگه بتونیم به درک درست از روحیاتمون برسیم میتونیم بهترین روانشناس خودمون باشیم چون فقط خودمونیمو اون بالاسری که از ته دلمونو نیات درونی خبر داره من خودم شبا باخودم حرف میزنم حتی به خاطر افکار بدم خودمو دعوا میکنم ولی میبخشم خودمو و این باعث میشه که اروم اروم جلوی رفتارو افکار بدو بگیرم یه جاهاییم به خودم افتخار میکنم که تو سن ۱۸ سالگی درگیر حواشی همسنوسالانم نشدم و با قاطعیت نه میگم به روابطشون و افکاراشون.

مامور مسئول:
خب من با فرمایش شما در مورد خودشناسی خیلی موافق و در مورد خود روانشناسی یوخده موافق نیستم! چند نکته که قبلا هم اشاراتی داشتم: اول اینکه خود روانشناسها هم می رن پیش دوستاشون و باهم مشورت می کنن و دوره دارن و از هم کمک می گیرن! دویوم اینکه: اگر شما بهترین جراح هم باشی نمی تونی خودت را جراحی بکنی! این مثال همیشه به من کمک کرد، می کند و خواهد کناد!! چرا؟ چون ما روی خودمون دید باز و بی طرفانه ای نداریم! سیوم! قبلا هم از جناب آقای فخیم زاده/ کارگردان و بازیگر مطرح سینما و تلویزیون مثال زدم که ایشون می گفت من که کارگردانم، وقتی مقابل دوربین بازی می کنم حتما یه کارگردان دیگه ای می خوام که از اون طرف دوربین بازی من رو ببینه و اصلاح و هدایت کنه... چون اون من رو بهتر از خودم می بینه... و در پایان: با خودمون حرف زدنها، اگر کمی معمول و مرسوم و روال همیشگی بشه، منجر به خودخوری، نشخوار ذهنی و گاه وسواس فکری خواهد شد... باشد که از گروه رستگاران و ویژدی! هوایی رفتگان در حال رشد باشیمممم و نفسانیت خود را شرپ و شرپ بپاشیمممم!

زهرا رستمی 19 کرمانشاه:
جمله پیشخوان از خانم جوکار خفر شرقی:من به شخصه خیلی صرفه جویی دارم مثلا وقتی تکه نونی هم توی سفره زیاد بیاد اونو حتما برا ته دیگ استفاده میکنم ./واقعا پیام رفقام عالی بود اما این پیام خیلی قشنگ و درست وحسابی بود.واقعا ماموری من اصلا نمیدونم چیکارکنم ک تو آب صرفه جویی کنم واقعا نمیدونم ..راستی ازاین یه موردی ک گذاشتی ک از دیدگاه چی یادگرفتین خیلی خوشم اومد من دیدگاه خیلی برام ارزش منده تک ب تک رفقام و ماموری عزیزم ب من خیلی چیزا یاد دادند مثلا از ماموری یاد گرفتم درمورد هرچیزی از روی ندانستن جزئیات اون چیز و یا اون کس قضاوت نکنم چون قضاوت فقط کار خداونده.اینجا وماموری بشدت ب من آرامش میده.اینجا یادگرفتم ک چقد یاد نگرفتم خخ واقعا عمق جمله رو گرفتی یعنی اینجا شبیه ی کلاس آموزش فنون مهارته!

درنا ۲۵ تبریز:
چند تا از تأثیراتی که دیدگاه در من ایجاد کرده: این که الان وقتی می خوام از یکی بد بگم و بدی های یکی رو بشمرم و اینا، می گم اییییستتت مگه خودت خوبی؟ این بدی ها رو اگه نداشته باشی، بدی دیگه ای داری که. یا هم خوب فکر می کنم و می بینم منم مثل اون طرف هستم و... ، نمی گم دیگه به هیچ وجه بد بقیه رو نمی بینم ولی خیلی کم شده. دیگه خودم رو بهترین نمی دونم و به این باور رسیدم که تغییر رو باید از خودمون شروع کنیم و خودمونو نکشیم واسه تغییر دادن بقیه، البته هنوزم گاهی می زنم جاده خاکی... ، یه تاثیر دیگه هم اینه که تو خودم نکات منفی هام رو پیدا کردم، البته یه سریشون رو هنوزم کتمان و سرکوب می کنم ولی اگه خودمو گول نزنم، اونا هم تو وجودم هست...

ستاره ۲۱ الشتر:
سلام ، ۹ سالم که بود کتاب ها دبیرستان آبجیم رو حفظ می کردم ، به شدت کنجکاو بودم و خلاصه تو هرچیزی سرک می کشیدم ! از شعر گرفته تا کتاب و قرآن وزندگی دیگران و... بزرگتر که شدم شعر حفظ می کردم برا مشاعره !! عشقی گه گاهی کتابی می خوندم و هدف و برنامه خاصی نداشتم ! زمینه اش رو داشتم ها ولی فقط زمینه اش رو داشتم. من با دیدگاه اشعار مولانا رو خوندم و حافظ و...نه برا مشاعره برا فهم بیشتر ! اصلا موقعی هم که می خاستم جلب توجه کنم مطالعه ام رو بیشتر می کردم ! حرف زدن توی دیدگاه حرف زدن با خودمون... مفهوم هدف و برنامه ریزی و استفاده درست از وقت رو و ارزش وقت رو از دیدگاه یاد گرفتم ، مسئولیت پذیری رو واقعا روی زندگیم تاثیر داشت که حداقل فهمیدم "من مسئول زندگی خودمم" . خیلی عجیبه برام من همه سعیم رو می کنم حداقل روزی ۱۵ دقیقه مطالعه داشته باشم این روز ها !! من عقایدم شبیه موضوعات دیدگاه بود اما با دیدگاه بال و پر گرفتند. خوب نوشتن رو یاد گرفتم ،اعتماد به نفس پیدا کردم برای حرف زدن ! راستی همه دیدگاهی ها اینجور ن یا فقط من اینجور م؟ من موقعی که حرف می زنم انقد با تسلط و اطلاعات زیاد حرف می زنم که حتی گاهی خود استاد خیلللللی تعجب می کنن ،در حالی که قبل دیدگاه من هیچ اعتماد به نفسی برای حرف زدن نداشتم ... قسم می خورم اغراق نکردم توی حرف هام اما واقعا تاثیر دیدگاه روی من قابل توصیف نیست و خیلی حرف ها دارم از تاثیرات دیدگاه روی خودم .
فاطمه اسلام آبادغرب:
همش نهی از منکر میکنیم، نرو، نگو..پس کجا بریم؟چی بگیم؟این مقدمه بود واسه اینکه بگم:تابستون یه شلوار مشکی خواستم بخرم پشیمون شدم!چرا؟ دیدم اگه شلوارو رنگ کنم هم ارزون تره،اسرافم نشده،پولو هم دارم.شلوارم نو شده،اینم راهکار من! ... و اینهمه میگیم صرفه جویی در مصرف آب و...انصافا چن نفرمون پشت قبض برقو خوندیم ببینیم ساعات اوج مصرف برق تو دو نیمه سال چه زمانی هست؟ صرفه جویی نه!درست مصرف کنیم.

زهرا / از خونه مادر بزرگه:
سلام مامورجان. یه خواننده دایمی ام که بی صبرانه منتظرم باشگاهها به روزشه چون هیچ تفریح دیگه ای ندارم.عزیزتراز جانم من یه مادر بزرگ هستم ازاینکه بچهادررابطه باموضوع یکی ازجمع کردن وقناعت و یکی از ولخرجی گفته خب حرف دلش رو زده. منم ازدر آمدم می گم. با ماهی "سیصد و پنجاه هزار تومن و با یارانه چی می تونم بخرم؟ باورکن هنوز در حسرت این هستم که بتونم برای نوه خیلی شیرینم یه جوراب بخرم. کاش یه گوشی خوبترداشتم تا کمی از دردهام رو می گفتم.

غزل ۲۲ساله تبریز:
سلام واقعأ با این وضع گرونی و دوتابچه ام توی نیاز بخور و نمیر زندگی موندیم. یه کلاه خریدم واسه پسرم الان سه هفته است پولش نسیه مونده... قدر داشته هاتون رو بدونید. لباس و کفش و آراسته بودن مهمه ولی دیگه نه به هرقیمتی.

ستاره رحمانی تربت :
ما کلا توی خونمون آدم های صرفه جویی هستیم. آب، گاز، برق و تلفن ثابت و همراه رو درحد اندازه استفاده می کنیم. درمورد خورد وخوراک و لباس هر2سال یک بار، یک دست لباس می خریم ولی داداش کوچیکم طبق مد راه میره و می گرده!

ریحانه 17 مشهد :
باو خوش به حالتون من اصن لوازم آرایش ندارم که عوضش کنمممم خخخ البته تا جایی که جا داره از لوازم آرایش خواهر جان استفاده می نومایم در عوض پولای خودمو صرف کارای واجیب تر مینومایم ... کلا یه همچین آدمی هستمممم !! من اصولا تا مجبور نباشم موبایلو لپ تاپو اینا رو عوض نمیکنم .. چون خیلی خوب از وسایلم نگهداری میکنم ؛ حتی لباسو کتابو غیره .. عاما بعله با نظر ریحانه بانو موافقم: مصرف گرایی یه ضد ارزشه ... خواستم از این فرصتی که بهمون دادی مفید استفاده کنم ووو دو تا از اون چیزایی که از دیدگاه و شما یاد گرفتمو بگم ... . به جز چیزایی که از موضاعات قشنگ مون یاد گرفتم. اول اینکه شما به من یاد دادی هر انسانی حتی عاقل ترین ها؛ نیاز به مشاور و راهنما دارن... درک این موضوع تو این سن برای من فوق العاده ارزشمنده و دوم اینکه ازتون یاد گرفتم بهترین و مؤثرترین راه و شاید تنها ترین راه برای حل مسائل مون گفتگوست ... واقعا تا قبل از این هر راهی روامتحان میکردم جز گفتگو .. ووو چه خوب که هستی ... برقرار باشی و سبز ؛ گل من تازه بمون...

نگین یه شهریوری از کرمانشاه:
سلام من پیام اولی ام... در مورد صرفه جویی من واسه لوازم آرایشی خیلی صرفه جویی دارم. یعنی اصلا نمی خرم! چرا؟ چون مثلا رژ لب رو از خواهرم می گیرم. ریمل رو از زن داییم. کرم و رژ گونه رو از دختر عمه. دختر خاله یه خط چشم از مامانم می گیرم دیگه تکمیل میشه خخخ.

مامور مسئول:
خب خب خب... باشه باشه! بسه لطفا! گرفتیم چی می فرمایین... الحمدلله فقط همین لوازم آرایشی رو توضیح دادین!

شیما مریوانی :
سلام من به شدت اهل صرفه جویی کردنم از خوراک و پوشاک بگیر تا هر چیزی که فکرش رو بکنید شاید باور نکنید ماموری من سال نود و دو پیراهن خریدم الان تازه ی تازه ست دور هم نمیریزم استفاده میکنم غذا هم که مادرم اصلا نمیزاره دور بریزیم مصرف میکنیم چون مادرم به شدت مذهبیه و سر اصراف واقعا حساسه ماهم که کلا قانع به دنیا اومدیم الان که بابا از بینمون رفته مادرم کار میکنه و خرج پنج نفرو درمیاره ماهم باید صرفه جو باشیم رعایت حال مادرم رو بکنیم.

الهام ٢۴ بیرجند:
سلام مهربونم به نظرخودم ک ادم سرفه جویی هستم و زیاد اهل ولخرجی نیستم خیلی کم پیش میاد براخودم لباس بگیرم وقتی دوستامم میان خونمون واگ از لباسی ازلباسام خوشش بیاد بهش میدم وسایل آرایشیم زیاد ندارم فقط وسایلی ک ازشون استفاده میکنم رو میخرم یادته گفتم عااااشششقق لاکم ولی یدونه بیشتر ندارم هروقت خشک بشه یکی دیگه میخرم ولی بابام همیشه میگه کم تر روغن مصرف کن کمتر رب بریز تو غذا خخخخ آخه غذای ک توش رب وروغن نباشه ک غذا نیست اب دوغ خیار ک بخوریم سنگینتره حالا ببین باز جالبیش کجاست پسرخالم ب خانمش همون عروس خالمو میگم گفته الهام دختره خوبو سرفه جویه والکی بریزو بپاش نداره وقتی داشت عروس خالم بهم میگفت داشتم از خنده منفجرمیشدم ب بابام میگم ببین باز تو میگی من قناعت نمیکنم خخخ آدم تکلیفش باخوش تواین دنیامشخص نیست بخنده یا گریه کنه!

مامور مسئول:
سلام خیلی هم عالی... عاما چون این ایام خیلی می بینم که رفقا اشتباه می نویسن الان جداگانه توضیح می دم! به امید اصلاح و یادگیری: سرفه جویی اشتباهه! صرفه جویی درسته! یعنی از صرف کردن میاد. اون سرفه است که الان من بهش دچارم! وانگاه اصراف هم گلطه! یعنی غلطه! اسراف درستشه! ووو اختلاص هم همینطور! یعنی انقدر بچه ها اختلاس نکردن که نگارشش هم بلت نیستن ها! خدا قسمت تون کنه لباس راه راه بپوشین و اقلا توی کیفرخواستتون باهاش آشنا بشین که سین داره نه صاد... مصدق اوقات هم وای وای وای... مصدع درسته! بعدشم احیانا این چه بیمارییه که چیزی که عربیه و بلد هم نیستیم! هی بنویسیم؟! بگیم: ببخشید وقتتون رو گرفتم بده؟!

ضمنا جون امواتتون حروف رو نشکنین! ک یعنی چی؟ ب داریم مگه؟! جاهای دیگه می نویسین و چیزی نمی گن به خودشون مربوطه! من چقدر باید وقت بذارم و اینا رو ویرایش کنم؟! ب مال ببعی جان می باشد که می گه ب! به روان ما سیخ نفشارید! ملاج زبان فارسی را هم نپاشانید! بازم می گم: زبان... از جمله کهن ترین میراث فرهنگی هر کشوریه! نترکانیم آن را! ... بترکییییی ته کلاس! بی کلاس!

سعید 29 ابهر :
من اومدم ! ! یه مدت کار داشتم نشد به دیدگاه پیام بدم شرمنده ، اما با همه مشغله ای که داشتم ، خوندن دیدگاه و حمایت از آن را فراموش نکردم . وقتی پیام نمیدی هیچکس یادت نمی کنه ! البته یادت هم بکنه مامور درج نمی کنه ، چون دیدگاه جای این بچه بازیا نیس ، خخخخ . دوستتون دارم چون خیلی چیزها از اعضای دیدگاه و مامور یاد گرفتم . والا بنده در مصرف ، برق و گاز ومخصوصا آب خیلی دقت می کنم و سعی می کنم اسراف نکنم . در مصرف مواد غذایی تا آنجا که امکان داره از دور ریختن غذا جلوگیری می کنم . اما متاسفانه در خرید وسایل شخصی مخصوصا لباس بسیار اسراف کار هستم. همراهی با دیدگاه باعث شد بیشتر به پیرامونم دقت کنم ، مخصوصا موضوعات سهم من و خودشناسی تاثیر زیادی تو زندگیم داشت ، دوستان تو بحث خودشناسی ، افکار مثبت داشتن زندگی رو بسیار شیرین می کنه ، بنده تجربه کردم بسیار مفیده ، لطفا امتحان کنید. برای استفاده بهینه از انرژی : عایق بندی لوله های آب ، استفاده ازشیرآلات استاندارد و کم مصرف ، استفاده از عایق های حرارتی و گرمایی ، دو جداره کردن پنجره ها ، خرید لوازم خانگی که استاندارد هستنند وبرچسب انرژی دارند ، مانند ،آبگرمکن ، بخاری ، کولر ،تلوزیون ، یخچال و . . . بسیار مفیده .

نگاورا:
به نظرم پیام سیده آرمیتا خانم قابل تامل بود. و در این هنگام، به پرسیدن یک سوال بسنده میکنم و شما را با آن، آن را با شوما و خودم را با خودم تنها میگذارم! آیاااا بنده وکیلم؟...باز من قاط زدم! و اما سوال: آیا درسته که بگیم چون بنده فلان کالا رو مدتهای مدید دست نخورده و آفتاب مهتاب ندیده!!! نگه داشتم یعنی همه چیز درست پیش رفته؟ آیا این امر یک پیشرفته؟! آیا اگه از یه کالا استفاده نکنیم، اصلا مصرف کننده تلقی میشیم که بخوایم بسنجیم مصرف کننده ی خوبی هستیم یا بد؟ وانگاه درود! سه رود، چه بسا هاجر خانم اینا میگفتن دیدن که چهاررود!

زهرا ۱۸ اصفان:
من به عنوان عضو کوشولویی از دیدگاه، خیلی چیزا ازتون یاد گرفتم. یک جنبه اش اینه که خیلی از مسائل دیگه برام حل شده هستن چون در موردشون تو باشگاه بحث کردیم و جنبه ی دیگه اش اینه که با خوندن دیدگاه سوالات جدیدی هم برای آدم به وجود میاد. نوعی "دغدغه مندی" که خیلی هم مفید و موثره و کمبودش تو جامعه احساس میشه. خب تولید کننده ها از طریق تبلیغات در رسانه ها و.. مدام دنبال این هستن که به مصرف کننده القا کنن تو به این کالا نیاز داری! خریدن این وسیله از نون شب برات واجب تره! و چنین چیزهایی. این مصرف کننده است که باید خویشتن خویش را کنترل بنمایددد! رو هدر رفتن آب حساسم، همچنین بعضی وقتا از مغازه دار پلاستیک نمی گیرم که کمتر مصرف شه. لوازم آرایشی نمی خرم چون اهلش نیستم یه بار رژ لب خریدم تقریبا نو بود که تاریخ انقضاش گذشت! چند روز پیش میخواستم سوئیشرت بخرم، یاد اون حرفت افتادم که گفتی هر چیزی بخری،یکی مثل همون رو از لباس های قبلت اهدا می کنی. نخریدم. ولی چیزای دیگه خریدما،فقط اون سوئیشرته، چون پارسالیه هنوز خوب بود. مدیونید فکر کنید دلم نیومد بدمش به کسی..!

نرگس 33 کرمانج خراسان:
نمیشه بگم فرد قانعیم چون توان مالی ندارم! به اندازه خرید میکنم وکم اسراف... شاید اگه پولدار بودم منم ولخرجی می کردم!!!

کوروش 14 :
آدم مصرف گرایی نیستم کلا صرفه جو بار اومدم و در مصرف خیلی از چیزا ( نه همه چیز ) دقت میکنم تا اسراف نشه . معمولا وقتی یه چیزی تو خونه ی ما خراب میشه به جای تعویض ، تعمیرش میکنیم که به صرفه تره .

فرشته ازسبزوار :
سهلوم مامورکا ... من به شدت اهل صرفه جویی ام فقط توی خرید کمی ول خرجم.
زهرابانو 3 قم:
راجع به موضوع باید بگم بشدت روی صرفه جویی تأکید دارم و روی برادرزاده هامم از الان که کوچیکن کار می کنم تا رعایت کنن.تو یه مورد از خودم ناراضیم اونم اینکه وقتی عصبانیم شیر آب رو باز می ذارم تا هروقت که فروکش کنه.نکته آخر اینکه وجود فروشگاه های حراج به تعداد زیاد نشان دهنده مصرف گرا بودن جامعه ست!

مامور مسئول:
عزیزجان... پیشنهاد می دم یه کیسه بکس بگیر... نشد با بالش هم میشه... هم ورزشه هم خیلی خیلی بیشتر تخلیه می شی! دارت و نقاشی و نوشتن هم عالیه... وقتی یه سری از روستاهای جنوبی کشور رو می بینم که خصوصا بچه های کوچیک طفلی، آب از تالاب ها یا آبهای سطحی جاری می خورن یا حمام می کنن واقعا نمی تونم یه ذره بی جا آب رو حروم کنم! مصرف اسمش نیست ها / نه: حرووووم!

سیده آرمیتا 30 مازندران :
بابت طرح موضوعات سپاس فراوون خیلی خوبین مامور مهربوونم....موضوعات عالی اند..به ندرت پیش میاد راجع به این مسائل در زندگی های شخصی مون با خونواده به بحث و گفت و گو بشینیم. صحبت های اولتون رو که خوندم بسی احساس غرور و شادمانی و پویایی کردم...احساس ارزشمندی و محترم بودن در بنده دو صد چندان شد..چقدر کیف کردم از حرفایی که زدین... چقدر خوبه پیام اولی ها رو تحویل میگیرید...دلشونو نمیشکنید...و فرقی بین هیچیک قائل نشدید. صادقانه میگم برای اولین بار واژه " دروغ سفید " رو توی دیدگاه شنیدم....بخش جدید و زیبایی از شخصیت درونی ام بعد از طرح موضوعات در دیدگاه شکل گرفته..! دیدگاه دیدگاه من رو به زندگی و آدما عوض کرده...من کارهای خیر خواهانه زیاد میکردم ولی نمیدونستم این جزوی از سهم من محسوب میشه!

ابراهیم 22 ایرانشهر :
سلام ماموری. من خواننده خاموشم باشگاه دیدگاه پنجم. خیلی عالیه حتی موضوعات جالب و آموزنده می ذارید که می تونیم درست زندگی کردن رو یاد بگیریم... با اینکه پیام های بعضی از دوستان غمگین و بعضی ها شادن اما جالب هستن. ممنون .

ریحانه16جعفریه قم:
سلام خدا قوت. کاااملاحق میدم بهتون که افتخارکنید... به خودتون وخودمون وشون...خدارو تابی نهایتش شکرکه بین تمام فعالیت ها ومشغله های سطحی که خیلیامون غرقش شدیم توی دیدگاه، بقول شماهرچند لنگ لنگان داریم میریم سمت طلوع. الحمدالله... وجمله روی پیش خوان از آقای احسان22کرمانشاه که فرمودن: بله من فرهنگ ندارم! چقدرعالی میشه هممون بدونیم و بفهمیم کجاهای وجودمون فرهنگ نداریم و انقدرتوهم فرهنگ بی جا نزنیم... توهم فرهنگ داشتن خیلی ترسناک تر از بی فرهنگیه...

لیلا 59 ته کلاسی:
یکی مهمترین ایراداتی که به کمک دیدگاه کشف کردم ،حسادت بود من فهمیدم خیلی حسودم و ریشه خیلی از نا ارامی هام از حسادت هست الان هم حسود هستم ولی میفهمم که دارم حسودی میکنم پس سعی میکنم خودش رو کنترل کنم و این اواخر از خود کنترلی خودم شگفت زده میشم!

کژالم 28 از شهربی یار:
پیرامون ما وخودمون، بله که شده خیلی هم شده، جوانه که هیچ تازه رشد هم داشته تا دلت بخواد، شما باعث شدین که خیلی راجع به خودم وحال خودم فک کنم منی که کتاب نمیخوندم وازهیچی خبر نداشتم باعث شدین کتاب بخونم واین کار باعث شده که فکر بیشتر رو خوندن وفهمیدن مطالب باشه، بهم انگیزه خوب بودن وبهترن شدن از دیروز رو دادین (هرچند لنگان لنگان) حالم خیلی بهتر از قبل شده بیشتر کتاب میخونم وبیشتر سرگرم شناختن خودم هستم وبا دیگران کاری ندارم ولی همچنان دیگران با من کار دارن، تغییر ازاین مهم تر که هرروز چند ساعت برای خوندن کتاب وقت میزارم، ازاین بیشتر که خیلی چیزا یاد میگیرم از خود شما مامور وبچه های عزیز؟

بهار تاجدخت 19:
اعتراف بدیه ولی من اصلا صرفه جویی کردن بلد نیستم تو مصرف اب که اصلا نمی تونم صرفه جویی کنم چون وسواس دارم و مدام درحال شستنم...تو خرید کردن هم نه خانواده تجملاتی دارم که خیلی تو قید و بند لباس باشن نه زندگی مرفه که برام ولخرجی عادی باشه ولی خودم یه مرضی دارم که هیچ جوره نمی تونم کنترلش کنم خرید می کنم می ذارمش یه گوشه اتاق و اصلا سال به سال نگاشون نمی کنم..غذا گذاشتنم که نگم براتون برا چهار نفر اندازه ده نفر غذا درست می کنم هرچند مامان خونه تا تهش به خوردمون نده بیخیال نمیشه ولی خب اصلا حساب کتاب برای زندگیم ندارم.

فاطمه از تکاب :
سلام. تاجایی که یادم میاد بسیارآدم صرفه جویی بودم و هستم. برخلاف خیلی ازعزیزان من هرسال عید لباس نمیخرم بلکه هرسه چهار سال یکبار اونم لباس هایی که واقعابهشون نیاز دارم دیگه نه اینکه بگردم دنبال جدیدترین و معروف ترین مارک ها و موقع خرید همه چی بخرم,نخیر.برحسب نیازم عمل میکنم یعنی اگه مانتو نیاز داشته باشم میخرم ولی چیزای دیگه اگه واقعالازم و ضروری نباشه نمیخرم.همه وسایل هایی هم که چندسال پیش خریدم عین روز اولشون نو هستن وبرق میزنن!چون هرچندوقت یکبارخودم تمیزشون میکنم. وسایل آرایشی زیادی در اون حد ندارم اما بخاطر اینکه بیرون پخش و پلا نباشن جعبه آرایش نخریدم از جامدادی استفاده میکنم. وقتی چیز بدرد بخوری هست چرا باید خرجای الکی داشته باشم؟

هاهاهانیه :
تنها چیزی که به شدت روی درست مصرف کردنش مقید بوده و هستم ، آبه ! یعنی من توی وضوخونه ، در این سه چهار دقیقه ای که وضو می گیرم ده بار جیغ می زنم که : شیر آبو ببند ! محکم کننن ! وضو می گیری اسراف هم می کنی؟ بازه هنوووز! منو حرص ندین! بعد تازه پریروز هم یه دوستی برگشت گفت شما کی هستی که سر من داد می زنی ؟

پریا ترک قیزی:
راستش من غذا و مواد غذایی زیاد اسراف می کنم،چون عاشق آشپزیم یه آش بپزم قابلمه عوض می شه خخ چون جا کم میاد خخ کلا به دستم کم نمیاد غذاها،برنج هم درست کنم قابلمه یهو عوض میشه!یا جایی برم فوری آش میپزم میبریم مخصوصا خونه عمه بزرگه آخه عاوشق آش اند خخ!مامور تو مصرف آب صرفه جو نیستم تا ظرفا تموم نشه آب همچنان بازه(چند دفعه شیر آب رو بستم تا هدر نره و دوباره نشد نتونستم صرفه جویی کنم) تو زمستونم همش کنار بخاریم سرمایی تشریف دارم و هم گرمایی بخاریم روشن مینمایم(تو مصرف گاز صرفه جو ام باز خخ)،برق رو هم اصراف می کردم ولی تازگیا کم تر شده (قبلا تلوزیون از صبح 10روشن بود تا 8 شب)ولی دیگه 4،5 ساعت شده در روز چون عاشق فیلمم اونم از نوع عاشقانه و هندی و... لوازم آرایش نه اهلش نیستم با این که آرایشگرم ولی دوست ندارم عروسیم برم یه کرم صورتم (سفید کننده یا ضد آفتاب و...)استفاده نمی کنم متنفرم از لوازم آرایش... لباسم که نگم واست عاشق لباسم شدید!

مینای فارس"خاکستری":
مصرف گرایی یه دلیلش مد روزه واینکه مردم چی میگن؟! یه دلیلش هم غفلت وبی معنی شدن زندگی هاست... با پولهایی که خرج کارای بیهوده میشه، میشه مشکلات زیادی ازنزدیکان و جامعه مون رو حلید اما حواسمون فقط به خودمونه...

یاسمین/ مکران:
از روستای کلانزه)ضمه بالای ک( ما بلوچ ها رسم داریم که دختر و همیطور خانواده پسر قبل ازدواج باید چن دست لباس بدوزن برای عروسی. قدیما چهار پنج دست لباس میدوختن شایدم کمتر ولی الان اگه کمتر از 20 تا باشه واست حرف درمیارن. مورد داشتیم تو فامیل دور که دختره 100 دس لباس دوخته!من نمیدونم آخه چجوری این همه لباس رو میشه پوشید! حالا بماند که خانواده داماد چنتا دوخته بودن واقعا اسرافه این همه لباس چون مد جدید میاد دیگه قدیمیارو که نمی پوشن. درمورد آب،برق،گاز اینا هم که خیلی دقت میکنم اسراف نشه غذا هم اگه اضافه موند و کسی نخوره میدیم به گوسفندا و سگمون. یکی از مزیت های روستا اینه که هیچ چیزی اسراف نمیشه.

زهراگل 23 سیستان:
دوروزه با دیدگاه آشنا شدم و پیام اولی هستم . من کلا اهل صرفه جویی نیستم نه اینکه نخوام نمیشه پرخرجم وسایل آرایش زیادمیگیرم و بعدهم میدم به بقیه لباس دوسه دفعه می پوشم بعد هم میدم به کسی که میخواد. موضوع خوبی انتخاب کردین صرفه جویی رو دوست دارم اما نمیتونم انجامش بدم ول خرجم. در خرید لباس حساسم زود به زود خرید میکنم. اما گوشی تا خراب نشه عوض نمی کنم.

اسما کورد 76:
ووووویییی واقعنی به ما افتخار کردی؟؟؟ هیع.... مرا بسی ذوقیدن حاصل آمد! یکی از دلایل مصرف گرا نبودنم چه مواد غذایی چه لباس چه وسایل الکترونیک و دیجیتال، اینه که باعث تولید زباله بیشتر میشه. چند سال پیش یه خبر شنیدم که تو کشور ژاپن حجم زیادی زباله الکترونیکی رو دست شهرداری هاشون مونده بود. من تا اون موقع اصلا به این موضوع فکر نکرده بودم. اونا ژاپنین از پس مشکلاتشون برمیان. ولی ما چون نمی دونم با زباله های تجزیه پذیرمون چیکار کنیم، زاااارپ می ریزیمش تو دریا! یا تلپی چالشون می کنیم وسط دل و روده جنگل... از اون موقع حتی از دور انداختن باتری کنترل تلویزیون هم عذاب وجدان میگیرم. آقا احسان اول از خوندن پیامتون واقعا شوک شدم. ولی بعد از سی ثانیه یه لبخند اومد رو صورتم. ماموری با خوندن نیمه تاریک وجود منم دارم این شجاعت رو می یابم. به امید پیشرفت های بیشترترتر.

آتنا 20 همدان:
این گوشیم که الان دارم باهاش پیام میدم سه ساله دستمه و چون واسه خریدنش یک سال پول تو جیبی هام رو جمع کردم خیلی دوستش دارم و مواظبشم، تو مصرف آب و برق خیلی صرفه جویی می کنم،آخرین باری هم که لباس خریدم عید نود و شش بود اونم فقط یه شلوار و کیف خریدم، اگه اوضاع مالیمون بهتر بود یا مستقل بودم و دستم تو جیب خودم بود حداقل هر دو سه ماه یه بار لباس جدید می خریدم، خرید لباس رو خیلی دوست دارم،حتی فکر اینکه تند تند لباس های جدید با رنگ های جیغ و شاد بخرم سرحالم می کنه اما فعلا شرایط این اجازه رو بهم نمیده!

جوكار خفر شرقى :
مامور بابت موضوع هفته تشكر ویژه دارم واقعا موضوعه هفته بروز هست بدرد ما میخوره مجرد و متاهل نداره درد دل بعضیا هست كه خانوادشون مصرف گرا هستندولى هیچ راهكارى براش ندارن و واقعا عقلشون قد نمیده این آدما رو چطورى اصلاح كنن چطورى براه بیارنشون... بچه هام هم شدن كلا مثل خودم دیگه لازم به تذكر نیست فرهنگ استفاده درست رو یاد گرفتن پسرم كه حتى با دعواى ما هم لباس گرم نمیخره میگه لباسا نو هستند حیفه گوشیش هم میگه مشكلى نداره كه بخام جدید بخرم كلا خوشحالم كه وجدانم راحته مصرف گرا و اسراف نمی كنیم. مامور این هفته بحث رو باز كنیم كه اینجور اشخاص رو باید چطور باهاشون مقابله كنیم ایا اگه زن گفت بیا عید وسایل خونه رو دوباره جدید بخر مرد باید بگه چشم یا مقابله كنه یا فرزند عید گوشى بروز خواست باید براش خرید یا نه دوستان راهكار بدین كه شده یه معضل.

فائزه ۱۹ :
من فکر کنم خییلی تنوع طلبم مخصوصا در خرید مانتو که بعد از چند بار دیگه نمیپوشم شون و یکی از رفتار های بد من در این زمینه اینه که فکر میکنم جنس گرون تر بهتره.

رها حسینی راد:
سلام،مامور می خواستم جواب سوالت رو همون اینستاگرام بدم ولی یاد حرفت افتادم که گفتی اینجا از تصویر و صدا بهره جویی می کنیم..به نظر من چرا اینجوری شد؟ چون با گذشت زمان ملاک و معیار افراد عوض می شه،با دیدن تغییرات پیرامون خواهان تغییر خودشون می شن.اینم فلاش بکی به موضوع پرفکت شنیسم،گفته بودم کمال گرا نیستم ولی همه و همه ی ما یه پرفکت شنیسمی غریزی و فطری در وجودمون نهادینه شده از زمانی که خداوند انسان رو اشرف مخلوقاتش نامید،برتریش داد حالا شدت و ضعف داره و در همه به یه اندازه نیست..حساب کن می ری لباسی بگیری با کلی حساسیت دنبال بهترینشی!دید وسیع و تفاوت در نگرشی که داریم شاید کارساز باشه،ولی مامور جانم،عزیز انتظار نداشته باش نسل امروز و فردا با عقاید و آمال و امیال نیاکانشون به قول تو ساده تر با دمپختک و فلان جلو برن..تفاوت کاملا مشهوده در نسل های بعدی اما ای کاش نسلی متکی به خود و بدون چشم هم چشمی و منظقی داشته باشیم.و صد البته خود خودمون بشیم تلنگر فرهنگ سازی جدید و از خودمون شروع کنیم.

حسین صالح جعفریه قم:
سلام، خداوند به حضرت داود عرضه داشت: بی نیازی را در قناعت قرار دادیم اما مردم در زیادی مال می جویند پس نمی یابند...اسراف حرامه اما با اسم های مد گرایی وپرفکت شنیسم برای خودمون حلالش کردیم.خودمون قبح گناه روشکستیم وکوچک می شمریمش.اما در قرآن اومده:علاوه بر گناه آثار اون هم ثبت میشه. مثل همین تجمل گرایی واسراف که از آثارش در سطح جامعه اینه که با دمپختک خوشحال نمی شیم وروی زندگی همه تأثیر میذاره نه فقط خودمون./ تقلب از برنامه درس هایی از قرآن.

نرگس خانوم 6 بهمن :
متأسفانه منم تو برخی چیزا اسراف می کنم تو مصرف اب صرفه جویی نمیکنم و اینو دوست ندارم اما رهاشم نمیکنم سعی میکنم درست شم و نعمت به این بزرگی رو الکی هدر ندم اخه هر موقع که زیادی شیر آبو باز میزارم از خودم بدم میاد و از خودم راضی نیستم. از عطر زیاد استفاده می کنم و هر دو ماه یک بار چند تا عطر می گیرم . لباسم سالی دوبار یا هر موقع که جای مهمی دعوت شدیم مثلأ مجلس عروسی ... اهل آرایش کردنم زیاد نیستم که بخوام لوازم آرایشی بیش از حد نیازم بگیرم در ضمن خودمو بدون آرایش بیشتر دوست دارم...درکل دختری هستم که به آراسته بودن ،مرتب بودن و پاکیزه بودنم خیلی اهمیت میدم... بخاطر موضوعات عالی که میزاری ازت ممنونم... به همچین موضوعاتی نیاز داریم و خیلی بهمون کمک میکنه مرسی مامور خاص!

فوزی 19سرپلذهاب:
سلام به همگی، مصرف گرایی یعنی اینکه بدون داشتن نیاز واقعی بخواهیم، برای تفریح یا خودنمایی وچشم وهمچشمی با دیگران کالاهایی رابخریم، مصرف گرایی به اسراف می انجامد. ماموری جون فکر می کنم بیشتر ما آدما خواه یا نا خواه تبدیل به آدم های مصرف گرایی شدیم، قدیم مردم موقع خرید با خودشون زنبیل یا کیسه پارچه ای می بردن، وسایلی که می خریدن رو داخلش میذاشتن، اما الان با وجود نایلون کم تر کسی از زنبیل یا کیسه پارچه ای استفاده می کنه، همه اش نایلون نایلون روی هم انباشته میشه ، به محیط زیست هم آسیب زدیم، یا ظروف یکبار مصرف توی اکثر مهمانی ها ازش استفاده میشه، یه نگاهی به وسایل خونه کردم، بعله دوتا تلویزیون، دوتا یخچال ، که هر دوتاش روشنه و برق مصرف می کنه ، داریم، امان از مصرف گرایی، یعنی قشنگ مصرف گرایی داره تو وجودمون ریشه اش محکم و بیشتر میشه.

مهدی قوشچی ۱۳۸۰ :
بخش زیادی از خانه، اشیا و تکنولوژی بدون استفاده هستند. این به دلیل به روز نبودن یا کافی نبودن آنها نیست. انسان مصرفگرا فقط پول را مصرف می‌کند و نه اشیا یا دیگر چیزها را. سالهای زیادیه تلاش میشه به انسان‌ها القا کنن زندگی یعنی موقعیت شغلی خاص، یعنی ساعت‌های کار طولانی، یعنی موفقیت تحصیلی، یعنی پول، یعنی مدل ماشین، یعنی متراژ خونه و..... در ادامه روابط گرم خانوادگی توی این ماراتن بی انتها به ناچار ضعیف میشه... به آدمها القا میشه که: خانه‌داری احمقانه‌س زندگی در ارتباط موقر و مداوم با خانواده و والدین یعنی عدم استقلال برند خریدن اصل مهمیه عضویت توی چندین شبکه اجتماعی بسیار مهمه اخبار رو باید دنبال کرد حتی اخبار زرد صبح تا شب باید کار کرد تا محبوب و موفق و شاد بود مد مهمه... مدام باید زندگیمونو به اشتراک بذاریم بجای لذت بردن از لحظات طماع بودن برای هر چیز و سیری ناپذیری نارضایتی دائمی از زندگی و.... و اینچنین شده که امروز دنیا پر شده از آدمهای افسرده تنها اینستاگرام یه نمونه واضح این سبک زندگیه آدمهایی که همیشه در حال دویدن و کار و خرید هستن... شاید بگید این چیزا چه فایده‌ای برای کسی داره که بخواد تبلیغش کنه و آدمارو درگیر چنین دنیای پوچ و زردی بکنه؟ دنیارو شرکتهای هیولاواری می‌چرخونن که مصرف گرایی آدمها مساوی با ازدیاد سود اونهاست هر بار که مدل جدید آیفون میاد صفهای طویل بسته میشه و ملت غش و ضعف میکنن... واقعا چقدر بین تکنولوژی گوشی‌های لمسی فاصله هست که بعضی‌ها هر سال چند گوشی عوض می‌کنن؟ دندونهای هالیوودی، بینی‌ها سر بالا، گونه‌ها درشت و... چون پزشک‌های زیادی به شما میگن راز خوششبختی اینه ولی خودشون نیازی بهش ندارن آدم مصرف‌گرا مشتری ایده‌آل شرکتهای پر زرق و برق دنیای امروزه!

مامور مشعوف:
واقعا دست مریزاد... آفرین داداش مهدی... کیف کردم! عالی...

عرفان 18 تهران:
یه روز توی دانشگاه (بهشتی) یه دختری رو دیدم که داشت گریه میکرد... ازش پرسیدم چی شده گفت: جلوم جسد تشریح کردن! ... مصرف گرایی و چشم هم چشمی باعث شده ادمی که از خون میترسه بره پزشکی.کمی قناعت و ارامش به زندگی آرامش میده.

مامور مشکوک:
بنده چون دوستان عزیزی در حرفه پرستاری و پزشکی دارم. چه خانوم و چه آقا همگی متفق القول بهم گفتن که جلسه اول تشریح و حتی ترم اول این شرایط برای خیلی ها پیش میاد و به مرور این حال و احوال به ثبات و تعادل می رسه چون بالاخره همه ما اگه خدا قبول کنه یوخده آدمیم و اندککی حس و حال داریم...
در کل متوجه شدم چه می فرمایید... اما منده الان می خوام ببرمش توی همون بحث روانشناسی و سودجویی کنم که: در عوالم جراحی مرسوم نیست که جراح گرامی، خانواده و اقوام نزدیکش رو جراحی کنه! چون نسبت بهشون حس داره و ممکنه در لحظات حساس نتونه عواطف و احساسات و تمرکز خودش رو جمع و جور کنه! با این حال باز ما فکر می کنیم که نه بابا خودمون می تونیم خودمون رو "جراحی روانی" بکنیم و روان شناس سیخی چنده باباجونم؟! اینه که جاکن می کنیم چشم و چال روانمون رو... بعد جا به جا می ذاریم سرجاش! اونم چی؟ خون فشان طور! ووو اینجاست که طرف فرمود: داره می ریزه ... و حتی: داره می پاچچچچه!

خب خب خب...
فقط باید چند تا نکته رو می بازیدیم! اینکه باید مرز بین مفاهیم و واژه ها رو گم نکنیم! کپک زدن و خودمون رو دوست نداشتن اسمش صرفه جویی نیست... سختش اینجاست که این مرزها رو بیابیم... و برای درست مصرف کردن خیلی کارهای ساده ای هم میشه کرد... آب جوش می خوایم، کتری رو تا حلق پر نکنیم که نصفش بمونه سرد بشه... اون در یخچال که مثل گاراژ باز می مونه باز باید کلی زور بزنه تا خودش رو سرد کنه، یعنی مصرف الکی برق... دریچه کولر همه انرژی گرمایشی خونه که می ره بالا رو داره تخلیه می کنه... کلی از این حرفها داشتم که دیگه لا جا و المکان... به امید خدا یه فرصت دیگه و آها 98 درصد گفتن کسی که می ره مشاور خودش رو دوست داره و دنبال رشد و بهبوده و نه مسخره است نه قابل نکوهش... فدا مدا به حد فراوان... ارادت و احترام در حد بیابان! ببخشید قافیه اش اینجوری اومد و رفت وسط خیابان!
یا حق...

در سینه خود دلی مکدر داریم
از کینه به دل: سیاه لشکر داریم

انگشت نمای رفتگرها شده ایم
با کوه زباله ای که در سر داریم!!
رقیه ندیری



و هنوزم دل "گرمیم" به حمایتهای شما
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲روابط عمومی صدا و سیما