10000528   @didgah.tv5 
دیدگاه 25 تیر
راهی جز:
خودشناسی، آگاهی و گفتگو نداریم!

دیدگاه هایی با رنگ صدا و مختصات حال دل شما
اما : به وسعت میهن عزیزمان...
از شبکه پنج سیما


در اینستاگرام با :
هشتگ باشگاه آندرلاین دیدگاه ... و نشونی:
دیدگاه دات تی وی پنج کنارتونیم

پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲ / روابط عمومی صدا و سیما
لطفا و حتما در نظراتتون از "دیدگاه" نام ببرید!


سلام سلام
درود درود
بوق بوق ... بوقینا!

به اینجا خیلی خوش اومدین... ان شالله که به اونجا هم خیلی خوش اومده باشین... چیه مگه بده؟! آها... چیزه! ما چند تا قرار قدیمی توی دیدگاه داشتندی.... الان که عزیزایی رفتن و عزیزایی تازه اومدن و عده ای هم آلزایفررررت گرفتن چه گشنگه که تکرارش کنیم!

یکیش این بود که پیامها رو به ترتیب بخونین تا حسش نپررره ، یعنی از بالا به پایین نه جستجویی و گزینشی و ... به خود خودش قسم که من منده نیز حتی اینهمه پیام رو گزینشی نمی خونم.... به سیبیل هاتون قسم ... / حالا خانم ها رو چه کنیم؟/ نه به موتون / خو کچل ها رو چه کنیم؟/ ... اصلا به ملاجتون قسم!
دویوم اینکه.... در مورد موضوع ها به یک نوبت دیدگاه، یا به یک پیام اکتفا و بسنده نکنین... دیدگاه در مسیر خودش جاریه و در جریانش هست که معنی داره، همه حرفها رو هم نمیشه یه جا گفت و چکش کاری شده اش بهتر تره... زودی با یه حرف و پیام و اشاره منقلب و متاثر و مضمحل و غیره و غیره نشیم! زندگی ادامه دارش گشنگه ... کنش و واکنشه... عمل و عکس العمله!

و انقدر هم دنبال پیام خودمون نباشیم! پیام خودمون که توی گوشی خودمون در دسترسه، می تونین ماچش هم بکنین اگه انقدر جذابه... بیایم یوخده با دیگران بده وبستون کنیم دیدگاهمون رو... توی جزیره خودمون موندن شاید یکم دنج باشه ولی نه اینهمه مدت، یه سری به کوچه بغلی و روستا بغلی و همسایه ها هم بزنیم... حالا با نذری هم بود که چه بهتر... خدا رو چه دیدی؟! شاید یه عزیزی در رو باز کرد و اهم اهم.... و دی ری ری ... دی ری... دی ری دی دی.... دی دی دی دی دی.... ای بابا... آقا سخته نوشتنش! شما همون آهنگ گل در اومد از حموم رو بنوازید!

نکته مهم از آرشیو آوردمش:
فکر کنین رادیو یا موسیقی گوش می دین و صداش قطع و وصل می شه یا مدام خش خش می کنه و مفهوم نیست! فیلم یا تلویزیون می بینین و تصویرش سیاهه و آفتاب مهتاب و پیچ پیچی می شه! خوش می گذره؟! اونجا پایه ارتباط: صدا یا تصویره و اینجا کلمات! چرا متوجه نمی شن یه عده؟ اگر کلمات توی هم باشه یا نصفه نیمه و غلط نوشته بشن انگار روی مخ خواننده رنده و شن کش می کشن؟!

قوانین دیدگاه:
لطفا! پیامها در چارچوب موضوعات یا پیامهای درج شده باشن، در ابتدای هر پیام حتما اسم خودتون رو بنویسین در غیر اینصورت درج پیام ممکن نیست... همچنین مشخصات دیگرتون مثل سن و شهر لطفا درج شود... اجباری به اینکه اسم کاربری تون حتما اسم واقعی تون باشه نیست اما نوشتن لقب و صفت به جای اسم برای ما خوشایند نیست. اسم باشه لطفا. از چسباندن کلمات به هم و شکسته نوشتن واژه ها نیز لطفا پرهیز فرمایید... سعی شود پیامها هنگام ارسال کوتاه کوتاه و پشت سرهم باشند تا انتخاب آنها بهتر صورت گیرد...

* درباره خودمون:
آیا همراهی و همخوانی و همیاری با دیدگاه... باعث جوانه زدن رفتار بهتر، نگاه بازتر یا ایجاد انگیزه برای بهتر بودن، یا خود خود بودن شما شده؟ دقیقا چرا و چگونه؟ از اثرات و تغییرات و احوالات خود در این باره بگویید؟ با رسم شکل!

*جمله روی پیشخوان دیدگاه:
بدون در نظر گرفتن گوینده و پیام دهنده، از نظر شما کدام جمله نوبت قبلی دیدگاه ارزش توجه، تمرکز و بازنشر دوباره را دارد؟

موضوع زیر ذره بین:
یک/ در رفتار خودتون با دیگران و دیگران با خودتون دقیق بشید... شما بیشتر کدام را دریافت می کنید: نوازشها یا مشت و مال ها ؟ .... شما با دیگران چگونه اید؟ معمولا نوازش دهنده یا مشت و مال دهنده؟ بی قید و شرط؟ یا فقط در پاسخ برابر و به شرط؟ ... اما کفه کدامیک در زندگی شما سنگین تر است؟ توجه مثبت یا منفی؟ تکلیف و عاقبت انبار و منبعی که فقط ذخیره می گیرد یا فقط می دهد چیست؟ فقط انرژی منفی می گیرد اما از خودش مایه می گذارد و انرژی مثبت می دهد... مشت و مال می گیرد اما نوازش می دهد! چه باید کرد؟

دو/ چه کارها، چه جاها و چه منابع پیشنهادی و جایگزینی دارید وقتی که محل ذخیره انرژی تان رو به اتمام و پایان رسیده و نیازمند پرکردن انرژی هستید؟ به عبارت دیگر چه راههایی برای نوازش خودتان سراغ دارید؟

پریا ترک قیزی:
مامور! یعنی من که مدام پیام بی ربط می فرستم و راجع به موضوع هم چیزی نمی گم، یعنی غیر مستقیم بهت می گم مهم نیستی؟؟ می گم جونت در آد؟؟؟؟ وای خدا نکنه!

رعنا 40 اصفهان:
حالا تو این وضعیت کرونا این عروسی گرفتنای فامیلو کجای دلم بذارم.اگه بریم عروسی کرونا میگیریم و اگه نریم فامیل هزار جور حرف پشت سرمون میزنن.خب آقا یکم صبر کنین آیه نازل نشده که حتما باید مراسم بگیرین... منبع انرژی من وقتی از همه جا و همه چیز خسته میشم دیدار مادر عزیزتر از جانم هست.مامور نمیدونی چقدر آرامش داره ،وقتی میبینمش تمام غصه هامو فراموش میکنم.

زهرا 17 قیامدشت :
پیام دومی / هرچندوقت یکبار که دچارروزمرگی میشم برای به قول دیدگاه نوازش خودم غرق میشم تو کتاب ورویاهام امااین موقتیه و کافی نیست... درواقع ماباید همواره روحمونو در معرض نوازش قرار بدیم. حالا مثلا جلوی اینه بایستیم و بااعتماد به نفس از خودمون تعریف کنیم (کلامی) یا برای خودمون هدیه بخریم!

ناهید از آسمون:
بعضی وقتا مجبورم در مقابل انرژی منفی ،دچار نشخوار ذهنی بشم اما انرژی مثبت تحویل بدم،به دلایلی چون فکر فامیل ناراحت می شه اگه غیر از این باشه،و اینکه واسه جایگزینی یا تموم شدن انرژی،قطعا سراغ فضای مجازی نمیرم،راه حل مناسب فقط آغوش خونواده است ،حتی اگه انرژی منفی از طرف خونواده باشه،با صحبت کردن می شه دوبار منبع انرژی وپر کنیم واسه روز مبادا انرژی ذخیره کنیم.

شکوفه 23 کرمانشاه:
واقعا بیشتر اهل نوازشم تا مشت و مال.یه روزهایی از هفته رو دیوونه وار شادم حالم خوبه بی دلیل.نوازش هام معمولا برای خانواده و دوستام غیر شرطیه حالا گاهی هم شرطی مثلا چون دوستام دفعه قبل پیام دادن این دفعه من اول حالشون رو میپرسم ومن پیام میدم.

یه وقت هایی هم هست که من بدون شرط و غیر کلامی از نظر خودم برادر خواهر هامو نوازشم میکنم ولی اونا مشت و مال تصور میکنن نمیدونم چرا مثلا داداشم رو تا میخوام بوسش کنم بدش میاد به بابام شکایت میبره یا گاهی که با آبجیم نوازش وار شوخی میکنم صدا میکنه مامان. خو خیلی کم پیش میاد انرژیم ته بکشه. اما گرفتن انرژی از منابع انرژیم بیرونی از نگاه به اون ستاره پر نوره دم سحر شروع میشه صدای خروس اون باد خنک پنجره,قل قل کتری,صدای اذان ,تلوزیون.ولی کلی معدن انرژی درونی هم کشف کردم و درحال حفاریشونم کلا الکی خوشم.

عاطفه 30 اصفهان:
من وقتی باتری خالی میکنم وقتی که انرژیم تحلیل میره و مغزم دیگه کار نکنه و اعصابم بهم بریزه وضو میگیرم دورکعت نماز با حس میخونم. باتریم دوباره پرمیشه پراز انرژی وسرحال میشم... اصلا مگه میشه کسی مشت و مال تحویل بگیره و نوازش تحویل بده؟ غیرممکنه. وقتی کسی انرژی منفی دریافت کنه نمیشه که انرژی مثبت تحویل بده؟!

مامور معذور:
سوال خیلی خوبیه... بله در ظاهر می شه اما در نهایت نه نمی شه، چه جوریه؟ چند حالت داره... حتما خودتون هم دیدین... می شه اونجا در برابر انرژی منفی دریافتی، انرژی مثبت تحویل بدی و اون رو بریزی توی خودت... اما یا جای دیگه اون رو برون ریزی کنی... یا دست به رفتارهای خود تخریبی برای جبران بزنی و تلاش کنی برای فراموش کردن واقعیات و رفتن به عالم هپروت با استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی که البته بعد اندکی می فهمی توی چه باتلاقی در افتادی ... و یا نه اصلا جایگزین درست و درمون برای دریافت انرژی پیدا کنی مثل همین نماز خوندن یا خیلی کارهای دیگه، موسیقی گوش کردن، نوشتن، ورزش کردن ، فیلم دیدن، بازی کردن و غیره و غیره ... ولی مهم اینه که باید بالاخره یه جایی و یه چیزی باشه که خزانه رو پر کنه ، نمی شه یه خیابونی فقط از یه طرف ورودی داشته باشه، طبیعیه که یه خروجی هم می خواد وگرنه شترق یا گرررررمپ... انفجر ینفجر انفجار...

آرزو:
سلام،راستش ماموری موضوع این هفته دقیقأ سوالی بودکه همسرم ازم پرسید اینکه چرا خانواده های جفتمون با اینکه توانایی مالی داشتن ولی یه قرون هم کمکمون نکردن تامامشکل مسکنمون حل کنیم ولی درعوض هر کاری که بشه انتظاردارن منو همسرم فقط بگیم چشم وانجام بدیم بدون هیچ اعتراضی وسروقت تازه بعدش یه منت هم سرمون میذارن . ماکه زندگیمون پر ازمشت ومال ولی جفتمون نوازش دهنده بی قیدوشرطیم به بقیه . جواب منم به همسر جان این بودکه بعضی وقتااگه بتونیم هم باید بگیم نه نمیتونیم .اینجوری قدر اون نوازش میفهمن برا خودمون ارزش قایل باشیم همیشه دم دست بودن مهربونی انرژی مثبت دادن بدون شرط خوب نیس منکه خیلی وقتا بعد نوازشای بیشمار به بقیه ازخودم متنفر میشم یه جورایی احساس پخمه بودن میکنم خودم سرزنش میکنم ولی خجالتی بودنم باعث میشه نتونم نه بگم جالبه همین الان فهمیدم مشکل از خودمه بایدنه گفتن تمرین کنم.

پرستو هستم :
یه دی ماهی و پیام اولی . به نظرم ادما خودشون تعیین می کنند که مورد نوازش قرار بگیرند یا نه . وقتی یه دایره دور خودت میکشی و پا تو فراتر نمیذاری و اجازه نمیدی کسی حریمتو بشکنه و به اندازه محبت میکنی و انتظارتو میاری پایین زندگی قشنگ تر میشه ولی انسانها عموما نمیدانند ما فقط با اعمال شجاعانه فردی شجاع ، و با اعمال منصفانه فردی منصف و با اعمال عاقلانه فردی عاقل هستیم پس وقتی افراطی رفتار میکنیم یا کم می ذاریم نمیدونیم خودمون باعث واکنش اونا شدیم . هر عملی را واکنشی است . راستی مامور جان ممنون بابت بودنت .

مریم آزادمنش از مازندران :
آقا هرکی سیستم اعصاب مارو مختل کنه ،ما یه مشت مال حسابی میدیمش دیگه. طرف باید دیگه آدم باشعور باشه که نوازش شه . ولی از حدش بگذره ما محو افقش میکنیم .

مامور معذورمنش:
خو می خوای به جای آزاد منش بنویسی مشت و مال منش؟ که هم دستت یکم بازتر بشه؟! هم ضرباتت آزادانه تر؟! و از عمق جان تر تر؟! فقط باید یه فکری هم به حال مریم بودنت هم کرد... مریم گلی و خشانت؟! می گم هیبت چطوره؟ پس شد: هیبت مشت و مال منش اصل به جز ایام تعطیل حتی شما دوست عزیز، چطوره؟ تصویب شد! به زور تصویب شد!

لیلا 29 چالدران:
من از دیدگاهیان قدیمی هستم مدتیه گوشی ندارم و پیام نمیدم ولی همراهتون هستم وهمچنان همه امید ودلخوشیم دیدگاهه درمورد موضوع بگم كه من ابراز محبت وخشمم نسبت به همسرم شرطیه. ولی نسبت به دخترم بدون هیچ قید وشرطی مهربان هستم اصلا به نظرم ادم باید برای بچه اش وپدرومادرش تو محبت كردن هرچقدرمیتونه ولخرجی كنه بی دلیل و منطق. باهمسرم از اول همدیگه رو به شرط گذاشتن عادت دادیم این خیلی بده ولی دیگه شده مثلا بهش میگم بریم بیرون میگه به این شرط یا اون چیزی میگه من زود یه شرط میذارم...

خیلی دلم برای پیام دادن به دیدگاه تنگ شده خوش به اون روزا كه داشتیم یادش بخیر پیامهای تند نازی، لاله مشدی، فهیمه، مهدی بانو، زهره ها و خیلیهای دیگه... خدا همتون رواز كروناحفظ كنه یاحق.

اسما گلی :
تنها چیزی که به ذهنم میاد در مورد موضوع اینه : چه بسیار ما رو نواختند و می نوازند ولی به شیوه منفی ! و چه بسیار مشت و مال هایی که خستگی رو از تنت می کشه بیرون ! مشت و مال درست نبود .باید میگفتی کوبنده !!! که البته اونم باعث آگاهیه خیلی اوقات .تنبهه هشیاریه بیداریه ... نمی دونم این برداشتم بود از چیزی که گفتی... دلم میخواد روسری سرم کنم با بلوز استین کوتاه برم با دوستای بچگیم تو کوچه ی قدیمی مون با گچ رو زمین عدد بکشیم ولی لی بازی کنم .دلم میخواد روزای خوش گذشته رو!

ریحانه 18 مشهد :
از اینکه گاهی نا خود آگاه، خیلی درگیر آینده میشم و لذت بودن در حال رو از خودم دریغ می کنم، بیزارم... از اینکه بخاطر پیش بینی اتفاقی که نیفتاده حالم رو از دست میدم، بیزارم... اینجاست که یادم میاد من حق زندگی رو بخاطر خیلی چیز ها، دارم از خودم و حتی دیگران می گیرم... که باید از پسش بر بیام ووو میام!


ارشاد:
مشت و مالم خوبه هم میدم هم میخورم ازخودم وازبقیه...شایدبدن وندونن چرا ولی من میدونم چرامیخورم ،از همه خوردم حقیقتادیگه جای زخمای جدیدندارم...شرطی یاغیرشرطی دیگه نمیدونم مهم نیست نوازش ؟ یادش بخیربچگیامون نوازشمون میکردن !
مشت ومالم غیرشرطیه برای خودم یاحداقل شرطش دیگه یادم نیست یهوگندزده میشه توحالم یهو خودزنی داد به یاد آینده ای که دادم به باد.

جوكار خفر :
مامور من كه به شخصه یه روح ام و یه جسم، با هزار و یك رفتار مختلف در واقع با هر كه مثل خودش رفتار میكنم انرژى مثبت بده بهش پس میدم ،مشت و مال ارائه بده همین مشت و مال رو دریافت میكنه ،گرم باشه گرمم سرد باشه بى محلى ش میكنم نشون میدم هر چه بكارى درو میكنى!

منم وقتى منبع انرژى هام رو به اتمامه مثل اون دوستومون سر خاك اموات میرم و یه چند دقیقه اى به مزار اونا دقیق میشم باهاشون صحبت میكنم حرف میزنم و واقعا هم تاثیر داره و دوباره انرژى میگیرم در واقع معتقدم مرده ها نمیتونن از نظر ظاهرى ارتباط كلامى داشته باشن اما خیلى عالى میتونن از نظر روحى با ما ارتباط عاطفى داشته باشن .
اونى كه فقط نوازش تحویل میده كه نمونه بارز مادر خونه هست باید مورد لطف همه قرار بگیره چون مادرا واقعا همیشه در حال نوازش هستن و اونى كه میخاد همش مشت و لگد ارائه بده مطمئن باشین باید اونو از صفحه ذهنتون محو ش كنید چون انرژى منفىش پیامد منفى داره.

مهسا 18 زنجان:
داشتن آدم های نوازشگر که بدون هیچ قیدوشرطی نوازشمون میکنند نعمته ...انگار این فرشته های انسان نما روح و روان مارو پاکسازی میکنند و خود واژه ی آرامش هستن ولی اگه یه روزی به هردلیلی این فرشته هاکنارمون نباشن یا باشن و دیگه از محبت های گذشتشون خبری نباشه چه بلای به سر دلمون میاد....کاش محبت هامون کم ولی دائمی بود...بی توجهی ازکسی که تا دیروز همه ی دنیات بود سختراز مشت ومال هفت ملیارد آدمه ...هرچیزی به اندازه و طولانی مدتش خوبه .

سوسن 42 کرمانشاه:
سلام مامور جان و دیدگاهیان بزرگوار. نمی خوام کار زشت بعضی از همسرانی رو که به دریافت نوازش تلفنی و یا مجازی با نامحرم روی میارن توجیه کنم، ولی یکی از علتهای زیر بناییش همین متعادل نبودن نوازش دادن و مشت و مال گرفتن از طرف همسر میتونه باشه.

سارا 21 مشهد:
اینجانب ب شددددددت آدم غرغرویی هستم... البته فقط واسه ادمایی ک دوستشون دارم...و نیتم از غرغر کردن و بهونه گرفتن نشون دادن ناراحتیمه...ولی خب اکثر واقع کسی متوجه اصل ماجرا نمیشه و دچار مشکل میشم و میشه...من ناراحت میشم و اون بنده خدا حوصلش سر میره... گرچه بنظرم باید خوشحال باشن بابت نق نق کردنام،چون نشون میده دوستشون دارم دیگه ولی خب همیشه خوشحال نمیشن...
واسه موضوع دوم،بنظرم تنها چیزی ک واقعا میتونه حالتو خوب نگه داره نماز و قرانه و صحبت کردن با خداس...بقیه چیزا خیلی کوتاه مدت میتونه حال ادمو خوب کنه...ولی از همین چیزای کوتاه مدت خوابیدن و اهنگ گوش کردنو فعلا دارم.

جلیل 16 :
پیام اولی/سلام دوستان به نظرم خوب جایی رو واسه ارامش و دور از فضای مجازی انتخاب کردین. یا اینکه من اینجوری فکر میکنم. چند مدتی میشه ک باشگاه رو دید میزنم. گفتم ی پیامی بدم. پیام اولیم ک درج نشد. در این مدتی ک کلان با تلتکس شبکه پنج تو تلویزیون اشنا شدم. چیزهای جدیدی یاد گرفتم. مرسی ازتون.

مامور معذور:
دید می زدی باشگاه رو؟ ... دیدگاهی ها بگیریدش به منظور مشت و مالهایی که گرفتیم و پس ندادیم! الان وقتشه! / این که شوخیه ولی وقتی هی مشت و مال بگیری، ناخود آگاه دنبال پاچه ای هستی جهت تقدیم محکم ارادت و این یه حقیقته! /

نرگس 17:
تو بیمارستان پرستار گفت این قبض همراه رو بده پذیرش منم رفتم پایین یه خانمی بود با روی گشاده و یه لحن آروم گفتم ببخشید یه لحظه میشه من اینو بدم برم؟ با عصبانیت و صدای بلند گفت منم یه لحظه کار دارم برو اونور .طوری که همه نگاها برگشت سمت من نمیدونم چرا مشت و مال طور پاسخ داد ولی میتونست محترمانه رفتار کنه!

مامور معذور:
آها ، این خودشه... یه نفر دیگه پاچه ایشون رو مورد تفقد قرار داده بوده، ایشونم دقیقا احساس کرده که طرف مورد نیاز رو گیر آورده برای پاچش مشت و مالی که قبلا گرفته بوده... ووو حالا شمایی و این انرژی مشت و مال دریافتی! تا ببینیم شما باهاش چه می کنی؟! انقدر خزانه و ذخیره داری که حلش کنی یا نه؟ زارررررپی تقدیم پاچه فرد نگون بخت بعدی می کنی؟ حالا مرتبط و شرطی یا بی ربط و زورکی! ... در قسمتهای بهههدی خواهید دید!

دلنیا 24 هفت کانی:
ماموری ظرفیت اینکه جواب مشت و لگد رو با چی بدیم که به آرامش برسیم، به درجه خودشناسی ما هم مربوطه.یکی مثل مالک اشتر وقتی آشغال بر سرش میریزن به مسجد میره و برای اون فرد از خدا طلب هدایت میکنه،و اینجوری به آرامش میرسه.پوریای ولی با زمین خوردن عمدی،دل یه مادر نگرانو شاد میکنه.یکی هم با مرد خانواده مشکل داره،اونوقت با نامردی تمام در یه جای خلوت،طلاهای خانم طرف رو از دستش درمیاره،و با آتیش، آتیش درونشو خاموش میکنه.

آتنا 20 همدان:
میشه گفت بیشتر اهل نوازش کردنم تا مشت و مال دادن،از اینکه بخوام دق و دلیم رو سر بقیه خالی کنم به شدت بدم میاد،چون بعضی ها اعصاب خوردی ها و حال بدی هاشون رو سر من خالی کردن و میدونم چقدر حس بدیه، مگه اینکه وقتی ناراحت و عصبیم یکی هی بخواد اذیتم کنه و سر به سرم بزاره اونوقته که من هم از کوره در میرم و سرش داد میزنم و یه چشم غره ی حسابی میرم!

فاطمه اسلام آبادغرب:
انرژی دهنده بی منت فقط خداست. راستش هر دو رو دریافت میکنم هم نوازش کلامی هم غیر کلامه خودمم سعیم این بوده همیشه انرژی مثبت بدم و میگفتم حال بدم ربطی به نداره به بقیه،اصلا فکرم این واسه آرامش و نجات اومدم،تا اینکه دیدم متاسفانه بعضیا بد برداشت میکردن خدارو شکر حالا نظرم عوض شده...
میگن توپ بزنی دیوار برمیگرده سمت خودت.تو سریال شمعدونی شخصیت هوشنگ همه کار واسه شادی خونواده انجام میده اما دریغ از یک تشکر!چرا؟چون روشش غلطه..همه ما بنظرم حتی اگه نوازشمون غیر شرطی باشه اما جواب نگیریم از طرف دفعه بعد طلبکارانه برخورد میکنیم.
یه وقتایی منم نیاز به خلوت دارم یا میرم تولاک خودم منابع انرژیم خوندن شعر،رفتن سراغ دفتر خاطرات،میز تلویزیون دستمال میکشم،گریه میکنم، عطر میزنم، جلو آینه خودمو نگاه میکنم.

مامور معذور:
جانممممم؟ میز تلویزیون دستمال می کشین اونوقت تشریف فرما می شین می رین توی خلوت؟ میشه خلوت تون رو جوری تنظیم کنین که میز تلویزیون ما رو هم دستمال بکشین؟ تولوخدا، دخمل روزی شش بار هرچی می خوره رو می مالونه روی میز... بعد میشه این خصلت تون رو گسترش هم بدین؟ مثلا ظرفهامون رو هم بشورین؟! خب آخه ما از پخش و پاشش و ول دادن و پاک کردن دیگران خیلی آرامش می گیریم! میشه بشه؟!

نادیا 18 خرداد :
فکر می‌کنم رابطه ی بین محبت کردن و محبت دیدن مثل یه ترازو باشه. باید طوری رفتار کرد که تعادل بین دو کفه ترازو برقرار باشه و گرنه اون چیزایی میشه ک نباید بشه... محبت غیر شرطی رو درک نمیکنم مگه میشه ی نفر سرد و عبوس باهات رفتار کنه و تو هی لبخند بزنی و قلب صورتی به فضا بپاشونی اونم قلبای صحنه رو با خنجرش جرواجر کنه؟؟ خخخ... نوازش؟ بیشتر نوازش هایی که از جانب خانواده دیدم شرطی بوده هست و حتی میشه گفت خواهد بود از همون بچگی که بهم گفتن اگه اتاقت رو تمیز کنی برات فلان چیزو می‌خریم و اگه دختر خوبی باشی میریم پارک تا همین الان که گفتن اگه معدلت بالا باشه و... میذاریم بری دبیرستانی که خودت میخوایی.

زهرا از همدان :
مامور. جان منم اوایل یک کسی باهام دعوا میکرد سرخانواده یا نشانه گذاری میکردم از بین دوستام یک مظلوم تر مهربونش پیدا میکردم تمام حرصم سر اون بنده خدا خالی میکردم تا حال خودم خوب میشد البته این نوعی زور گویی بود خیلی خود خواه بودم کم کم از خودم دور شده بودم با همه با سایه خودم هم دعوا میکردم الان برام مهم نیست یا آدم نوازشگر یا مشت مال باشه البته با کتک حالم خوب میشه نه خودم بزنم بلکه از طرف دیگران احتیاج دارم چون از نوازش واز لوس بازیم از ناز کشیدن خسته شدم .

اگه یک وقتایی انرژیم تموم بشه با تخمه شکستن نسکافه خوردن سراغ آدمهای شاد میرم تا انرژیم رو به دست بیارم یا با مناجات حضرت علی (ع) آرامش میگیرم.

مامور معذور:
فقط حواست رو جمع کن اینا رو با هم انجام ندی!

فاطمه ی خالی:
وقتی که احساس میکنم واقعا دیگه دارم کم میارم همیشه سه تا کار انجام میدم! گاهی میرم لب ساحل و ساعتها زل میزنم به دریا.گاهی آهنگ غمگین گوش میدم! و خیلی وقتا هم میزنم زیر گریه...البته اگه دریا و آهنگ و گریه با هم باشن که دیگه حکم دیازپامو داره با دوز بالا!

مامور معذور:
فقط امیدوارم دریا در حوالی حال شما باشه... خوش به حال همه اوناییه که دریا در حوالی حال شون هست... استاد محمد علی بهمنی کلی شعر و در واقع غزل درباره دریا دارن که یکیشون در پایان همین بخش خبری! چیزه! دیدگاهی تقدیم تون می شه...
و یکی از خنده دار ترین چیزهایی که درباره دریا دیدم اینه که : از این سایتهایی که رایگان تبلیغ اینترنتی ارائه می کنن / و چندان نظارتی هم روشون نیست/ ازش عکس گرفته بودن... طرف نوشته بود... اجاره آپارتمان فلان جوره با نشونی مناطق مرکزی تهران... بعد در بین ویژگی های خونه زده بود: منظره رو به دریا !!! .... بعد ملت نوشته بودن خدایی اینا چی می زنن؟! من که مرده بودم از خنده! تهران؟ منظره دریا؟!

کارزان 24 لکسان:
سلام مامور عزیز،خدا قوت.بعد از خوندن سری قبل دیدگاه، بیشتر به اهمیت توجه مثبت واقعی و به اندازه پی بردم.بی شک کسی که اطرافیانش اونو به حال خودش رها کنن،برای سرکوب حس منفیش، به توجه به ظاهر مثبت و دروغین بیگانه رو میاره.پسره به حدی سرکوفت و مشت و مال دیده که برای بدست اومدن اعتماد بنفس از دست رفتش،به مواد پناه میبره.یا دختر نوجوون معتاد نوازش کلامی گرگهای انسان نما میشه.به حدی از اطرافیانش مشت و مال کلامی دیده که زوزه همون گرگها براش به شیرینی آواز نی هورامی(کردی) میشه! البته عقل راه توجیه رو بسته و راه فرار از چاله پریدن تو چاه نیست.
مامور یه نوع نوازش دروغین که خیلی ازش فراریم اینه:طرف نوازشت میده اونم نه بخاطر شخصیت خودش و خودت، بلکه بخاطر به دست آوردن چیزی که اصلا حقش نیست.اگه تسلیم خواستش بشی،علاوه بر کار ناحقی که مرتکب شدی،پشت سرت میگه:خوب خرش کردم (بلانسبت همه دیدگاهیان)اگه نشی پیش خدا رو سفیدی ولی طرف باز غیبتشو میکنه که ای وای فلانی چقدر نامرده!

مامور معذور:
خب چون غیر شما بازهم در مورد حرف بقیه گفته بودن... قرارمون شد که بگیم : فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست/ چون رود بگذر از همه سنگریزه ها... حالا شاید رسیدن به این نقطه یوخده سخت باشه ولی مهم رسیدن نیست، مهم رفتن است و در مسیر بودن... به قول قیصر عزیزم: رفتن ، رسیدن است!
و در مورد اون نوازش های دروغین و خر شدن هم یه شوخی ای بود قبلا که می گفتن یه ضرب المثل چینیه! حالا اونش رو نمی دونم که چینیه یا فنلاندی یا چی؟ الله اعلم! اما حرف دقیقیه! می فرماید: یه خر، بوست کنه... بهتر از اونه که یه بوس، خرت کنه!!! ... پنج دقیقه سکوت ممتد خفه کن طور!

فاطیما 24 ایوانغرب:
منبع انرژی و آرامش من زیادن ، ولی خب مهمترین شون بغل کردن و بوسیدن 2 قلوهامه ( در واقع 2 قلوهام هم عزارئیلای جونمن خخ ، هم منبع انرژی و آرامش تو سختیهای زندگیم هستن ... ) وقتی انرژیم تموم میشه یا از چیزی ناراحت میشم ، میرم تو دنیای کودکانشون و میشم نی نی شون ( تازه اسمم گذاشتن ایتی خخ ) ، اونام اینقد بهم محبت میکنن و بوسم میکنن ، که به کل دردامو فراموش میکنم ...

درنا 26 تبریز:
من فکر کردم و دیدم چه خوب و چه بد، بیشتر مشت و مال ها و نوازش هایی که دریافت می کنیم، نتیجه ی مشت و مال و نوازش های خودمونه، تو همه ی زمینه ها هم اینه هاااا، از سیاست بگیر تا تجارت، از روابط دوستانه بگیر تا خانوادگی. مثال: وقتی یه فروشنده با رفتار خوب و روی گشاده با مشتری برخورد می کنه، در مقابل مشتری هاش همیشگی می شن و بیشتر.

زهرا حصاری 17 نیشابور :
دیدی بعضیا نگران هیچی نیستن ، با همه مهربونن ، حتی اگه کسی مشت و مالشون کنه ، باز براشون بی اهمیته . انگار تو یه دنیای دیگه این . نه به کسی کاری دارن ، نه کسی کارشون داره ؛ چقدر آسونه اونا بودن چون واهمه ای از هیچی ندارن . کاملا بیخیال ، شایدم قوی ترین آدم ها هستن . بعضی وقتا دوست دارم مثل اونا نفهمم . نفهمی هم خوب چیزیه ها . نعمتیه بخدا . اگه هممون مثل اونا باشیم ، نه مشت و مالیه و نه نوازش ها شرطیه ... آخ که چقدر دوست دارم اینطور دنیایی رو .

فائزه شهریور :
معمولا هرکی هر طوری باهام رفتار کنه منم همون طوری میشم.مشت و مالام شرطیه اما نوازشهام بیشترش غیرشرطیه اگرم شرطی باشه قشنگ تابلو میشم، بیشتر نوازشهارو دریافت میکنم وهمیشه هم درحال نوازش کردنم مخصوصا به خونوادم اما کافیه که باهام بد بشن اونوقت دیگه خیلی ترسناک میشم، حرف زدن با دختر عمم،آهنگ گوش کردن،دیدن برنامه موردعلاقم انرژیمو بالا میبرن آهااا لباسای تخفیف ویژه خریدن، عجیب انرژی مثبتم رو میبرن روی صد.

مامور معذور:
عده ای هم هستن که محل نوازششون به خودشون خرید کردنه... و این انقدر بعضی ها رو آروم می کنه که بهش می گن: خرید درمانی یا شاپینگ تراپی... به هر حال دونستن منابع و مجاری آرامش واقعا کاربردیه و پیشنهاد می کنم که هر از گاهی کارهای دیگه رو هم یه امتحانی بکنیم! شاید فقط ما از روی عادت خودمون رو محدود کردیم! کی می دونه؟

شیلا چراغی از کرج :
ماموری من امروز حدود نود درصد انرژی گرفتم بعد از گذشت چهار ماه که کتابخونه تعطیل بود امروز زنگ زدم و فهمیدم کتابخونه باز شده انقدر خوشحال شدم و انرژی گرفتم که نگو ، وقتای که پیام نماها بروز میشه انرژی میگیرم یا وقتای که یکی ازم تعریف میکنه و . . .خیلی چیزای دیگه.

فاطمه 24 تبریز :
من با مشت و مال بزرگ شدم ! برای اینکه به مسیرهای درست هدایت بشم به جای تشویق ، توضیح و مباحثه منطقی به یکباره با مشت و مال های کلامی به اجبار در مسیر قرار می گرفتم ! حتی عشق ورزیدن های درون خونواده هم براساس مشت و مال بوده ! یعنی مثلا اینجا اگر کسی چند روزی بیمار بشه به جای نوازش مشت و مال دریافت می کنه بدین صورت که : چرا مراقب نبودی ! تقصیر خودته ! از بس فلان کار رو انجام دادی فلان چیز باعث شد تو همش همینی ! عجیبه ! حتی محبت های بینمون هم با مشت و ماله ! بیشترین نوازش ها رو از سمت کسانی دریافت کردم که هیچ نسبت فامیلی یا خانوادگی باهاشون نداشتم در عوض تا جا داشت از خانواده مشت و مال نصیبم شد ! انقدری که حتی نوازش های هرازگاهیشون هم دیگه به چشم نمیاد ! هر چه در ذهن مانده مشت و مال است و مشت و مال و مشت و مال !
بعضی از کسانی که اکثرا مشت و مال دریافت می کنن از یجایی به بعد ممکنه هیچ واکنشی نشون ندن حتی ناراحتی و گله و شکایتی هم نداشته باشن و این از سر رشد و آگاهی نیست از سر یه نوع بی حسی و پوچی درونیه ! سخته درک کامل و فهم تفاوت بین این دو ! مرز باریکی بینشونه.
یه دوستی بهم گفت خودت رو با رنجات نشناس با توانایی هات بشناس ! جمله قشنگی گفت باید بهش فکر کنم ! بیشتر و بیشتر !

سعید 30 ابهر :
تا اول دیدگاه دیدم زدم زیر خنده ! قاه قاه خندیدم ، اگر این حرفا مشت وماله ! خدا ما را ببخشه ! من و پسرعموم از این حرفهای مورد دار به هم زیاد میگیم و فکر می کنیم نوازشه اگه باخودم صادق باشم و شعار ندم " چون شعار دادن خیلی آسونه " محبت کردن بی منت و بدون توقع را کمتر بلدم ! مثلا : وقتی کودکان کار را می بینیم فوقش تو دلم احساس ترحم کنم وچیزی ازشون بخرم ، نشده دستی به سرشون بکشم و حالشون بپرسم ! این شاید همان نوازش بدون شرط باشه . !
چقدر زیبا، اعضای دیدگاه و مامور موضوعات را خوب توضیح دادند ، باورم نمیشد یه روز ساعتها برای دیدگاه وقت بذارم ، هر نوبت را سه بار بخوانم و یادداشت برداری کنم ، واقعیتش من بدجور مطالب را تند تند می خوانم ! حتی میشه گفت : سرسری !

ستاره الشتر:
مگه می شه محبت کرد ،نوازش کرد و محبت ندید!!! تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز ...حتما از یه جای دیگه جبران می شه محبتمون .

میثم شیخ ویسی:
بیاین فقط به نداشته ها فکر نکنیم، بلکه به خود ودیگران نعمت های خدای مهربان رایاد آوری کنیم تابر نعمتش بیفزاید. گناه که کوچک وبزرگ ندارد باید سعی کنیم ترکشان کنیم. یک راه خوب برای ترک گناهان واصلاح عیوب؛ یادداشت آن وسپس برنامه ریزی برای ترک آن...
از امام رضا سوال شد: بهترین بندگان خدا چه کسانی هستند فرمودند؛کسانی هستند که وقتی کارهای نیک انجام میدهند خوشحال میشوند وزمانی کارهای بد انجام میدهند طلب مغفرت میکنند وزمانی به آنها نعمتی عطا میشود شکر گزارند وهنگامی که گرفتار میشوند صبرمیکنند وزمانی خشمگین میشوند عفو میکنند!!

محدثه 18 بانوی طلبه البرز :
تو جای جای مصحف شریف حضرت حق فرموده که یه نوازش بدی چندین برابرش در دار الآخرة و یا همین حیات فانی دنیا نوازش میبینی . حالا هر چند انجام خود کار خیر هم نوازش دادن خودمه و خدا به نوازش من مستجیر ضعیف نیازی نداره اما واسه همینم خودش چند برابر نوازش میده .

منده ی ناقص العقل هم بدون فهم عمیق تا هر کس یه نوازشی میکرد از جانب منده فلهم عشر امثالها بود . حالا به جایی رسیده بود که گاهی بدون نوازش دیدن نوازش میدادم بسی و بسیار و چه بسیااااار روی مشت و مالاشون هم سرپوش گذاشتم که مبادا طرف بفهمه بد کرده و شرمنده بشه !!! وسطاش دیدم چرا هر چی میدوم منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید فلذا تازه یافتم که خود حضرت حقی که چند برابر نوازش میده پاش برسه متخلف رو به اندازه تخلفش مشت و مال میده کاری که منده نکردم و چوبشو خوردم . فلذا همون بهتر که وقتی انرژی دلم افتاد یه خلوت شبانه با خدا داشته باشم که همیشه جواب داده و واسه کسب نوازش چشم انعام ندارم ز انعامی چند .

نرگس فضل اللهی :
من کلا آدم آرومی هستم تو زندگیم 90 درصد نوازش بوده چون برخوردم نوازشگرانه بوده. امااااا بعضیام بودن که مشت و مالیم کردن و چیزی بهشون نگفتم ولی همون حرفایی رو که میخواستم از رو عصبانیت بهشون بگم اوردم رو کاغذ نوشتم و سوزوندم. ماموری این طوری هم کسی رو ناراحت نکردم هم خودم سبک شدم و هم فراموش کردم درضمن بعدا همونا که ناراحتم کردن پشیمون شدن اومدن ازم معذرت خواهی کردن!

لعیا از همدان :
تنها چیزی که میتونه انرژیم رو برگردونه نوشتن و خوابیدنه. درمورده حرف آخر دیدگاه : خودخواه بودن شاید تو نگاه اول صفت خوبی به نظر نرسه اما باید تو بعضی موارد مثل همین مشتو مال و نوازش ها خودخواه شد. چه بسا که این خودخواه نبودن تو این موارد باعث لطمه های شدید به خود فرد میشه. آدم برای سلامته روح و جونش، واسه آرامشش باااید خودخواه باشه. آدم باید سلامت روحی داشته باشه تا به سلامت عقلی برسه. بعد اولویت اول تو این جور موارد باید اول خودت باشی و بعد بقیه به ردیفف و صد البته که خیانت و بدهکاری به خودمون از بدترین احوالاته.

فوزی 20 سرپلذهاب:
ماموری جون من به خاطر دیگران خیییلییی به خودم خیانت کردم ، برای همین این رو از ته دلم می گم، بعضی وقت ها لازمه که خودت رو ناز و نوازش بدی حتی اگه دیگران هم ازت ناراحت بشن، همیشه که نباید اونی باشی که دیگران می خوان ، باید اونی باشی که خودت می خوای و بهش نیاز داری ، من از این که انقدر به خودم خیانت کردم خسته شدم، الآن سعی می کنم خودم رو هم ناز و نوازش بدم، تاحد امکان به دیگران احترام می ذارم، ولی دیگه به خودم خیانت نمی کنم.

زینب 16:
واقعا باحرف اون دوستی که گفته بود درصورت دریافت مشت ومال های زیاد اگرنوازش کنی افسرده میشی موافقم،آخه من تو زندگیم سرهمین موضوع لطمه بسیار زیادی دیدم وافسردگی شدیدگرفته بودم،به مشت ومال های مردم عکس العمل مثبت نشون میدادم،وفقط توتنهایی گریه میکردم،اما ازالان تصمیم گرفتم واسه دل خودم زندگی کنم. راستی باحرفای آقاعلی آبی و سعیده نبی زاده آرامش میگیرم.

سعیده نبی زاده:
همین چند وقتی بود انرژیم کاملا صفر نشده بود منفی میلیارد شده بود. به فکر یه جوری فرار از خودم بودم. مرگ رویاهامو به چشمم می دیدم و مرگ و زندگی خودم دیگه اهمیت نداشت. منبع انرژیم دوستای پیام نمایی مثل پریسا و سمیه عطاپور و هم دانشگاهیام بودن مخصوصا یکی شون که گفت یه قدم در جهت اهدافم هر چند کوچک بردارم کلی تلاش کردم و نشد سرزنش و دلسوزی های الکی اطرافیانم داشت دلمو می سوزوند. دوباره انرژیم ته کشید توسل به ائمه و شهدا و توکل به خدا کردم. نمازمو اول وقت خوندم و به مشاور تلفنی 1480 زنگ زدم. اشک به گلو حرفامو شنید و راهکار داد گفت پیگیر باش سریع پا پس نکش. حرفای ماموریم باعث شد رفتار بهتری با بقیه داشته باشم. همه چیزا جور شد با تمام سختی ها لبخند به روم برگردونده شد.

مامور معذور:
خیلی ارادت و خیلی احترام.... زیاده عرضی نیست... منتظر پیامهای نوازشی و کوبنده و فکر شده شمام هستیم... در اینستاگرام هم دنبال مون کنین ... اونجا امتیازات خاص خودش رو داره... ووو کرونا رو هم که جدی می گیرین... اخلاق من نیست هی گفتن و گفتن... خصوصا چیزی رو که همه جا دارن می گن... خودم حالت تحول می گیرم از تکرار...

امیدوارم که: دلخوشی ها و منابع و مجاری نوازشمون در دسترس و خود ساخته... خودمون رو دریابیم که از ما فقط یه دونه اش موجود هست و مسئول اصلی خودش، خودمونیم! مرکز کائنات هم که قبلا گفتم! خودمونیم! تا ما باشیم درک از همچین عظمتی داریم... پس بهش خیلی نوازش بفرمایید لطفا... به امید یکشنبه و دیدار دوباره

یاحق و در پناه صاحب مجلس اصلی



دریا صدا که می زندم، وقت کار نیست
دیگر مرا به مشغله ای اختیار نیست

پر می کشم به جانب هم بغض هر شبم
آئینه ای که هیچ زمانش غبار نیست

دریا و من چقدر شبیهیم! گر چه باز
من سخت، بی قرارم و او بی قرار نیست

با او چه خوب می شود از حال خویش گفت
دریا که از اهالی این روزگار نیست

امشب ولی هوای جنون، موج می زند
دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست

ای کاش از تو هیچ نمی گفتمش، ببین
دریا هم این چنین که منم بردبار نیست!
محمد علی بهمنی



گزارش حمایتهاتون پس کوووش؟؟؟
چیزه! .... شله... خیلی شلللله! آها آها
قطعا دل "گرمیم" به محبتهای شما
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲روابط عمومی صدا و سیما