10000528   @didgah.tv5 
دیدگاه 29 تیر
راهی جز:
خودشناسی، آگاهی و گفتگو نداریم!

دیدگاه هایی با رنگ صدا و مختصات حال دل شما
اما : به وسعت میهن عزیزمان...
از شبکه پنج سیما


در اینستاگرام با :
هشتگ باشگاه آندرلاین دیدگاه ... و نشونی:
دیدگاه دات تی وی پنج کنارتونیم

پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲ / روابط عمومی صدا و سیما
لطفا و حتما در نظراتتون از "دیدگاه" نام ببرید!

سلام سلام
ارادت ارادت
ووو احترام احترام
من کاظم/ پول لازم! چیزه ! ... نه اون یه ماجرای دیگه ای بود!
به دیدگاه این دفعه هم خوش اومدین... دیگه تیرماه هم رد بشد و ررررررفتیم که بریم توی مرداد... انگار اینجا اوقات شرعی و تقویم روزه... بفرمایید داخل بفرمایید! بفرمایید که خیلی حرف داریم و دارید و دارند... اینجا دیدگاه است، صدای حال دل شما با اندککی دستکاری رسانه ای طور مامور یوخده معذور!

نکته مهم از آرشیو آوردمش:
فکر کنین رادیو یا موسیقی گوش می دین و صداش قطع و وصل می شه یا مدام خش خش می کنه و مفهوم نیست! فیلم یا تلویزیون می بینین و تصویرش سیاهه و آفتاب مهتاب و پیچ پیچی می شه! خوش می گذره؟! اونجا پایه ارتباط: صدا یا تصویره و اینجا کلمات! چرا متوجه نمی شن یه عده؟ اگر کلمات توی هم باشه یا نصفه نیمه و غلط نوشته بشن انگار روی مخ خواننده رنده و شن کش می کشن؟!

قوانین دیدگاه:
لطفا! پیامها در چارچوب موضوعات یا پیامهای درج شده باشن، در ابتدای هر پیام حتما اسم خودتون رو بنویسین در غیر اینصورت درج پیام ممکن نیست... همچنین مشخصات دیگرتون مثل سن و شهر لطفا درج شود... اجباری به اینکه اسم کاربری تون حتما اسم واقعی تون باشه نیست اما نوشتن لقب و صفت به جای اسم برای ما خوشایند نیست. اسم باشه لطفا. از چسباندن کلمات به هم و شکسته نوشتن واژه ها نیز لطفا پرهیز فرمایید... سعی شود پیامها هنگام ارسال کوتاه کوتاه و پشت سرهم باشند تا انتخاب آنها بهتر صورت گیرد...

* درباره خودمون:
آیا همراهی و همخوانی و همیاری با دیدگاه... باعث جوانه زدن رفتار بهتر، نگاه بازتر یا ایجاد انگیزه برای بهتر بودن، یا خود خود بودن شما شده؟ دقیقا چرا و چگونه؟ از اثرات و تغییرات و احوالات خود در این باره بگویید؟ با رسم شکل!

*جمله روی پیشخوان دیدگاه:
بدون در نظر گرفتن گوینده و پیام دهنده، از نظر شما کدام جمله نوبت قبلی دیدگاه ارزش توجه، تمرکز و بازنشر دوباره را دارد؟

موضوع زیر ذره بین:
چقدر مهارت و توانایی دارید در "بیان و بروز احساساتتون" ؟ آیا بیان احساسات روش و فرمول و سبک و سیاق خاصی می طلبه؟ یا نه همینجور فرررررطی هرچی اومد، باید داد بیرون و گفت : خو احساساتم بود؟! آیا از بیان احساساتتون جواب خوب و مثبت گرفتین یا نه پشت دستتون رو داغ کردین؟ آیا پذیرای دریافت و درک احساسات دیگران هم هستین؟ آیا ظرفی که مدام در حال پر شدن هست میشه خالی نشه؟ آیا ماشینی که بدون اطلاع و راهنما و به صورت غیر قابل پیش بینی دور می زنه یا زااارپی ترمز می کنه، برای دیگران و حتی خودش خطرناک و خطرساز و هزینه ساز نیست؟ ووو کلا چرا چند تا؟ پس چندتا؟!

علی 19 رشت دیپلم معماری :
و سرباز ارتش کرمانشاه: سلام به همه بعد چندین ماه که اومدم مرخصی دارم دیدگاه رو میخونم یادش بخیر فکر کنم اول هنرستان بودم دیدگاه افتتاح شد ماموری هنوز مسئول باشگاه تویی؟دلم تنگ شده بود براتون فاصله گذاری اجتماعی رو رعایت کنین نه مثل من که مرخصی اومدم با همه روبوسی میکنم خخخ شوخیدم.ماسک یادتون نره دوستتون دارم.

رضا 21 لک :
امیدوارم کرونا و مریضی به دور باشه از شما و دوسه تان . و اما بعد ! می گن که اگه کسی بهت لبخند نمی زنه علت رو در لب های بسته خودت ببین ، این که من بیشتر مشت و مال دریافت می کنم (خیلی هم عالی واقعا بهش نیازمندم مالش ! همون درمان درد آقایون ماساژ و خانوما پاساژ ؟! عه نه ببقشید این اون نیست .) به خاطر این بیشتر اخم و چهره غمگین می ببینم که خودم اخمو ام .

مثلا با خودم می گم خب من به خاطر موضوع شخصی ام ناراحتم اونوقت چرا دوستم یا خانواده م با من بگو بخند نداره ؟ خودم مشکل دارم ولی اونا دیگه چرا باهام خوش رفتار نیستن ! تو نگو خودم باید پیش قدم بشم . وقتی من هی خودمو بزنم به ناراحتی خب طرفم یه بار دو بار میاد با شوخی و خنده ولی وقتی توجهی ندید میره ، بهلههه مسئله این است .

کارزان 24 لکسان:
سلام مامور عزیز،کاملا با بخش اول پاسخی که به پیامم دادی موافقم و تقریبا خودمم بهش عمل میکنم.اما بخش دوم: نتونستم پنج دقیقه سکوت ممتد کنم!چون خنده نذاشت.ولی دو دقیقه شد!تو این دو دقیقه هم ضرب المثل فنلاندیت نذاشت سکوت ممتدم با تفکر همراه باشه،همش نیشم باز بود!ولی اینو جدی میگم،دست خودت یا چینیا یا فنلاندیا یا هر شخصی که این مثلو ساخته،خوووش.اهل تملق نیستم، عالی بود مامور عالی،به خودم این قول رو دادم: وقت نوازش و بوسه ریاکارانه،یاد ضرب المثلت بیفتم!

جواد 26 اسلام آباد غرب :
قبلنا وقتی شارژ روحیم صفر میشد و اعصابم خط خطی، می رفتم بیرون یه باد و بودی به کلم میخورد و یه درصدی آروم میشدم. به قول شاعر: مرد برای هضم دلتنگیاش گریه نمیکنه قدم میزنه.(این مصرع رو با یک آه نیمه سوزناک بخونین) البته این راهکار مال قبل شیوع کروناز جان بود الان با یه ماسک گنده که مث بختک رو صورتته نمیشه یه نفس عمیق کشید و مجاری تنفسی رو صفا داد دیگه حالی به آدم میمونه؟ نه والا احوالی به آدم میمونه؟ نه بلا( لطفا این بیت رو هم با حرکات ریز گردن به طرفین بخونین خالی از لطف نیست). پس ترجیح دادم این راهکار رو مردود اعلام کنم. الانا وقتی فکرم درگیره یا روحیاتم جالب نیست جدول حل میکنم یا فیلمای آبدوخیاری بعضی از شبکه ها رو میبینم (اسم نمیبرم چون ممکنه طرفداران کانال های مذکور، گریبان چاک کنان و بر سر زنان بیان بگن های های وای وای چرا به کبکمون گفتی کلاغ و... خلاصه داستان شه!) البته این راهکارا هم که گفتم زیاد جواب نمیده ولی خب کاچی به از هیچیه.

جلیل 16 :
سلام سلام صدتا سلام. امیدوارم که خوب باشین. که هستید. ماموری دمت شکلات. وقتی میام. تلتکس 5این ور اون ور رو دید میزنم .مخصوصا دیدگاه رو چک میکنم لذت می برن... راستی. من کنجکاو شدم هستم. مگه باشگاه دیدگاه به جز تلتکس تلویزیون هم جای دیگه ای هست؟

مامور معذور:
ببشقیدا ، نوشتی وقتی میای اینجا رو نگاه می کنی یا همون دید می زنی: لذت می برن؟ یا اشتباه نوشتی؟ می خواستی بگی لذت می برم؟ ... اوهو اوهو! یعنی می خوای بگی ماجرا دو طرفه است؟ من فقط اگه پیدات و پیداش کنم! پخ پخ! البته نه با داس ها ! با ماچ و نوازش کلامی رهنمون کننده! ... وانگهی! بله دیدگاه جاهای دیگه هم هست! خو چیه؟ می خوای بیای اونجاها رو هم دید بزنی و هیچی به هیچی؟! بفرمایید... بفرمایید در خونه هفت جد و آباد خودتون رو دید بزنین... ان شالله که درشون خوش رنگ و خوش بر و منظره و خوش فرم باشه! ... بله در سایت شبکه پنج و در اینستاگرام هم قابل چیز کردن، دید زدن نه چیزه! مشاهده کردن هستیم! ... حالا صدا از شونصد طرف میاد که: وای حالا من چی بپوشم؟!)

آیناز 20 تبریز:
من هیچوقت مشت و مال دریافت نکردم مگر از جانب مادرم که اونم معتقده برای تربیتم لازم بوده. اونم همه جورش. حالا که فکر میکنم من همیشه نوازش دریافت کردم ولی لوس نشدمااا . منبع من برای دریافت انرژی، نوازش هاییه که خدا تو قران میده «مثلا قسم میخوره که به زودی چندان به ما عطا کنه که راضی بشیم(سوره ضحی ) یا آهنگ دوس دارم زندگی رو با صدای بلند گوش میدم ، جلو آینه وایمیسم و میگم اوه چه بانوی خوشرو و محترمی خخ صدای غوغای گنجشکا دم غروب ... خلاصه که مفتکی واسه خودم خوشم آهان اصل کاری : لپ و دست و پاچه ی تپلی بچه ها ، آخ چقد دلم میخواد یه بچه تپلو گاز بگیرم لعنت به کرونا ههه.

زهرا 18خواف:
گفتم رفتارم نسبت به بقیه بستگی به طرف داره اما رفتار بقیه نسبت به من: بین دوستام و معلما محبوبیت خاصی دارم و لطف دارن و منو مورد نوازش قرارمیدن البته درس خون بودنم بی تأثیر نیس، ولی نمیدونم چرا داداشم وآبجی کوچیکم مدام به صورت رگباری مشت کلامی تقدیمم میکنن، بماند که در برابر هرمشت پنج تا نوش جان میکنن ولی درکل از اوضاع مشت ها و نوازش ها تاحدودی راضیم.

زینب اهنو خوش 18 :
درمورد موضوع هم دست رو دلم نذار که خونه . آخه منده همیشه دریافت کننده مشت و مال از نوع غیر شرطیش بودم همیشه هم سعی کردم با سکوت جوابشون رو بدم اما خدا اون روز رو نیاره که این مشت و مال ها از یک حدی بگذرند اونوقت یک جوری تلافی می کنم که طرف تا عمر داره فراموش نکنه . اکثرا اطرافیانم رو نوازش میکنم حالا این نوازش شرطی باشه یا غیر شرطی و چه کلامی باشه یا غیر کلامی به طوری که این چند وقت همه داغ کردن که چه خبرته و با هر کس به اندازه لیاقتش رفتار کن . ولی ماموری من این اخلاقم رو دوست دارم . به نظرم اگه همه بی قید و شرط به هم کمک کنند و نوازش ها جای مشت و مال ها رو بگیره دنیا جای قشنگ تری میشه .

فاطمه 17 لاهیجان :
یک : خب من نوازش و مشت و مالو باهم تو زندگیم دارم ، تو جمع خانواده تا حدودی نوازش میشم ولی شاید گاهی اوقات مشت و مالاش بیشتره ! نوازشایی که دریافت میکنم و همچنین میدم بیشتر از طرف رفیقمه که من سعی میکنم بی قید و شرط باشه . خودم معمولا نوازش دهندم و بیشتر بی قید و شرط ، سعی میکنم محبت کنم بدون اونکه انتظار محبت داشته باشم که این چندانم خوب نیس و همونطور که دوستان گفتن از یجایی به بعد خسته کننده میشه ، گاهی وقتام شده که جواب مشت و مال رو با نوازش بدم . دو : میرم تو غار تنهایی خودم و با خودم خلوت میکنم ، به خودم میرسم ، آهنگایی که دوس دارمو گوش میدم ، با دخترخالم قدم میزنیم ، به رفیقم پیام میدم ، همین.

فاطمه اسلام آبادغرب:
شما فکر کن یه نفر همش نوازش دریافت و ذخیره میکنه ولی مصرف نه!حالا یکی دیگه فقط مشت ومال اینم همشو ذخیره میکنه! اولی میشه آدمی خود خواه،زود رنج،طلبکار.دومی میشه کینه ای،عقده ای،منزوی،و یه جورایی فرصت طلب واسه جبران و تلافی و انتقام.آب زلالم زیاد بمونه میشه مرداب،آشغالم که بوی تعفنش همه جا رو میگره.

شادی 17 اردبیل:
پیام اولی! قصد تعریف از خود ندارم، ولی راستش همیشه سعی کردم طرف مثبت قضیه باشم. اونم بی قید و شرط! خیلی به نوع حرف زدنم توجهم بیشتر شده ( مخصوصا این اواخر) خیلی سخت برداشت های منفی می کنم از رفتار دیگران. یه نمونش مثلا وقتی کسی دیر جواب میده به پیامم، اطرافم دارم کسی رو که می گه: دیدی، فلانی خودشو خیلی دست بالا گرفته! ولی این حرفا تقریبا بی معنی ان برام و فقط یه چیز میاد تو ذهنم:شخص مقابل من حتما مشغله داره! ولی خوشبختانه خانواده و دوستانی دارم که در مقابل انرژی ای که میگیرن، انرژی زیادی هم بهم میدن و از این بابت حالت متعادلی حاکمه!

نسرین 21 دهلران :
من حتی اگه تو بدترین شرایط هم باشم با کمی تنهایی قدم زدن گوش دادن به موسیقی و در کنار همه این ها یه دور مرور کردن کامل اتفاق یا موضوعی که باعث شده ذخیره انرژیم به صفر برسه دوباره شارژ میشم و انرژی میگیرم ، ولی قبلش تا جایی که میشه سعی میکنم با اون اتفاق و موضوع کنار بیام و حلش کنم و پرونده اش رو ببندم . چون در غیر این صورت انرژیم ممکنه دوباره صرف همون موضوع و اتفاق بشه و بارها تکرار که بنظرم این منطقی و عاقلانه نیست و ما باید مسایل رو بموقع برای خودمون حل کنیم.

بقیه منو یه دختر قوی و محکم می بینن و فکر میکنن من نیاز به دریافت این احساسات ندارم ، شاید اینکه با توجه به شخصیتم ترجیح میدم خودم مسائلم رو حل کنم هم بی تاثیر نباشه. اینکه این رفتار درسته یا نه نمیدونم اما من هیچوقت در قبال محبت ، نوازش انرژی دادن یا هر موضوع دیگه هیچ انتظاری نداشتم و صرفا دنبال این هستم که حال بقیه خوب باشه.

پریناز 20 :
مدت زیادیه که مورد مشت و مال کسی قرار نگرفتم . چون پدر و مادرم سعی داشتند که از من یک دختر سنگین ، مودب ، محترم و خلاصه مثبت بسازن ، الان دیگه هیچکس باور نمیکنه که من به یه آدم منفی تبدیل بشم . خیلیا به من محبت دارن که از این بابت خدا رو شاکرم .
آدم های زیادی رو در زندگیم سراغ دارم که با وجود نوازش های زیادی که به سمت دیگران می پاشونن ولی بندگان خدا در عوض مشت و مال دریافت کردن . این باعث میشه که اون عزیزان بپذیرند که خوب بودن یعنی عذاب کشیدن و هر دفعه که مورد مشت و مال قرار گرفتن یک تیکه از خوبیاشونو فراموش کردن یا حتی از خودشون متنفر بشن و همیشه با کوهی از حسای منفی در درونشون مواجه بشن .
تو خانواده ی من هرکسی که نیاز به درد و دل داشته باشه میاد سراغ من . یعنی خودم به عنوان دختر خانواده این نقش رو پذیرفتم حتی برای دوستام . اینطوری میتونم آدمایی که مورد مشت و مال قرار گرفتن رو بهتر بشناسم و درک کنم . معتقدم که اگه همه ی آدما یه نفر رو داشتن که فقط به صحبتاشون گوش میداد ، احساسات منفی دومینو وار از شخصی به شخص دیگه منتقل نمی شد .

نرگس فضل اللهی :
ماموری وقتی که میخوام خودمو نوازش کنم میگم نرگس امشب قراره با خدا و خلقتش کیف کنی. بعد میرم یه عالمه خوراکی میخرم تا واسه شب آماده باشم. وقتی شب میشه میرم بالاپشت بوم یه زیر انداز میندازم، اول میشینم یه جزء قرآن میخونم دو رکعت نماز عشق میخونم با خدا کلی درد و دل میکنم و حس میکنم به آرامش بزرگی رسیدم. بعد خوراکیامو میخورم و در همون حال آسمون رو نگاه میکنم و میلیون ها ستاره رو میبینم که کلا میبرنم به یه دنیای دیگه. ماموری گاهی تموم شدن عمر یک ستاره رو میبینم که سر میخوره میاد پایین و کلی حیرت میکنم از این صحنه. به صدای قورباغه و جیرجیرک ها گوش میدم ماموری این دو موجود واقعا با صداشون شب رو قشنگ تر می کنند من که کلی کیف میکنم و در آخر هم از خدا بخاطر همه ی نعمت هایی که بهم داده تشکر میکنم.

فاطمه احمدیان از رومشکان:
من فقط دوتا منبع انرژی دارم اولیش قران خوندنه دومی رفتن سر قبر عزیزانم که به آرامش کامل میرسم.

زیور شاهی :
به نظر من ما انسان ها همون انرژی ایی رو میتونیم به دنیا و آدم ها تزریق کنیم که اون رو از خودشون دریافت میکنیم... منم مثل همه آدم ها گاهی نوازش شدم و گاهی هم کیسه بوکس بقیه بودم و در عوض همون ها رو هم یه جایی به همون شکلش بهشون تحویل دادم در کل خیلی دور از انتظاره که آدمی حس منفی دریافت کنه ولی حس خوب و مثبت بازتاب کنه...
منبع انرژی من خوابه... یعنی شاید دور از باور باشه ولی وقتی ناراحتم یا عصبی یا استرس دارم خوابم میگیره گاهی اوقات هم با حرف زدن با خدا حالم خوب میشه.

یاسمین. دورود:
سلام. یه چیزی رو زیاد بین پیامای بچه ها دیدم. اینکه فکر میکردن در هر موقعیت و حالتی باید در برابر مشت و مال نوازش پس بدن.آخه اینطوری که نمیشه.اگر کسی الکی پاچتون رو گرفت نباید در عوض محبت کنید.در اینصورت فکر میکنن که برخوردشون درست بوده. بستگی داره که طرف کی باشه. مثلا اگه آدم بدی بود حتی شده غیر شرطی اذیتشون میکنم ولی اگه از طرف خوشم بیاد بدون شرط بهش عشق می ورزم . ولی اگه درکل بخوام بگم اکثر رفتارام شرطیه.فیلم،کتاب (ترجیحا رمان خارجی) و نوشتن داستان خودم حسابی بهم لذت میده.

مامور معذور:
خب متاسفانه برای بسیاری از ماها و از جمله خود من به غلط، مفاهیم ایثار و فداکاری اینجوری معنا شده: بی توجهی به خود و خود رو دوست نداشتن و زجر کشیدن برای دریافت حس مفید و ارزشمند بودن...
ما همین چند وقت پیش مفصلا درباره مفهوم "هم وابستگی" صحبت کردیم. اینکه نباید به جای توجه به خود با خوشحال کردن و انرژی گرفتن دیگران حالمون خوب بشه... و امیدوار بودم که بچه ها بیشتر برای خودشون و حریم عاطفی و احساسی خودشون ارزش و احترام قایل باشن.
یادمون نره: اول توجه به خود و بعد دیگران. اما عرض کردم به خاطر مسایل فرهنگی بیرون اومدن از این پیله یکم سخته. و البته دیدن تعجب و ناراحتی دیگران در برابر اهمیتی که به خودت می دی هم خودش داستانیه... توی همین چند روز به خاطر حجم بالای درگیری های ذهنی و خستگی های جسمی، چند بار به اطرافیان و عزیزانم با احترام و لبخند گفتم که: خیلی ببخشید. خیلی خسته ام و نمی تونم به حرفهاتون گوش بدم لطفا یه وقت دیگه... و طبیعتا قطع این توجه برای دیگران یکم ناراحت کننده است اما قبلا هم گفتم هر چیزی یه هزینه ای داره. باید! باید پای چیزی که می خوایم و هزینه ای که داره بایستیم! مثلا ساده اش اینه: من اگر الویتم خودم هستم این حق رو برای بقیه هم قایل باشم. اینم یه جور هزینه دادنه. چیزی که عوض داره، گله نداره!

نرگس 17:
خواستم به داداش ارشاد بگم راسته که ما از بیرون مشت ومال میخوریم دیگه شاید جایی رو بدنمون نباشه که سالم باشه . ولی این راهش نیس که خودمونم به خودمون دو برابر بزنیم خودتو دوست داشته باش فقط خودتی که میتونی همه چیزو عوض کنی! ... مامور جان من از رفتار اوشون آزرده خاطر شدندی ولی قبلا ولی قبلا هم گفتم اهل نوازشم واین اهل نوازش بودن بخاطر تمرین مدارا و صبره و شاید خزانه و دخیره من همین باشه .. قران میگه مدارا کن شاید متذکر شوند!!
حس خوبیه نوازش از جانب شما و درج پیامم ولی من یه عکسم از پیامام ندارم چون هدفم از همراهی دیدگاه یادگیریه نه دیده شدن... چقدررر می خندونی ماروو؟ مریم هیبت؟!!! روحم شاد میشه با این همه طنازیت . یدونه ای اصن ماموری جونم.

زینب 16 :
جمله پیشخوان : از دلنیا 24 هفت کانی که گفت: اگه بیش ازحد نوازشگر باشی افسرده میشی... واقعا درستههههه.

سیده آرمیتا 30 مازندران :
شخصا بیشتر نوازش دهنده غیر شرطی هستم زیاد نوازش نمیشم ... و البته زیادم مهم نیست..! هر چند دروغ سفیده...! زمان هایی که جواب نوازش های شدیدم با بی مهری تمام همراهه...کمی خودمو سرزنش میکنم که دیگه دفعه ی بعد باید جواب مشت و مال هاشون رو یه جوری بدم !! اما دفعه ی دیگه اش مهربوون تر از قبل رفتار میکنم!

سیده مهدیه دل آذر :
میدونی چیه ؟ درسته که اکثرا نوازشا و مشت و مالا شرطیه ولی یموقعایی یه آدمی مثل من ، وقتی از کسی خوشم میاد و دوسش دارم حاضرم مشت و مالاشو تحمل کنم ولی همچنان نوازش بازخوردم باشه ! همه جا یه استثنائاتی هست مامور جان .
منابع انرژی من خیلی چیزاس ، ساده ترین چیزا میتونه انرژی از دست رفته منو بهم برگردونه مثل : پیاده روی با یه هندزفری تو گوشام ، فک کردن به آرزوهام ، حرف زدن با خواهرزاده کوچولوم امیرعباس ، خوندن قرآن و حفظ سوره یس ، کتاب خوندن ، منچ ، آشپزی ، حرف زدن با بقیه ، خرید ، کادو گرفتن برا بقیه و . . خیلی چیزای دیگه.

ریحانه 18 مشهد :
این مورد رو من یادم رفت بگم... و چه خوب که بهش اشاره شد... از اون جایی که من کوچکترین عضو خانواده ام مسلماً دیواری کوتاه تر از من برای تخلیه ی عصبانیت اعضای خانواده پیدا نمیشه... اینم یه نوع مشت و ماله دیگه؟ ووو میتونم بگم بعد 18 سال دیگه برام طبیعی شده... همیشه میذارم قشنگ تخلیه بشن، دق و دلی های کاری، شخصی و هر چیزی شون خالی بشه که دیگران در امون باشن ازشون!!! همیشه در مقابلشون سکوت میکنم... بیشتر تر خندم میگیره، آخه خیلی بی منطق میشن این موقع ها... ووو زیاد هم اذیت نمیشم... فکر کنم منابع انرژیمو پیدا کردم... و سوالم اینه چرا یکی مثل من هیچ وقت دق و دلی هامو سر کسی خالی نکردم؟ چرا بقیه این کارو می کنن؟

درنا 26 تبریز:
آخ گفتی! دلم به حال اون بیچاره هایی می سوزه که وقتی دلم از یه جای دیگه پره، می رم سراغ اونا. چند نفر هم بیشتر نیستنا، شاید چون مطمئنم دوسم دارن و می بخشن، این کار رو می کنم. اما دلم واقعنی به حالشون می سوزه، انقدر بعدش اشک می ریزم و معذرت و اینا که. شاید واسه اینه که گاهی ظرفیتم پر می شه، گاهی بلدم خوب خالیشون کنم و چوری که به کسی صدمه نزنم ولی گاهی بلد نیستم. اون حالت های انفجاری و سر ریز شدن و اینا.
گاهی اگه کلامی رو ، روی یه از همه چی بی خبری، خالی نکنم، بدترش رو سر کسی خالی می کنم که ظریفیتم رو پر کرده، وای چقدر وحشتناک شدم من یه لحظه. ولی خب گاهی هم ظریفیت پر شده رو با راههای سالم خالی می کنم.
این جای پیام فاطمه رو با تموم وجود درک می کنم. این جاش که گفت: کسی بیمار شه تو خونه مون، سرزنش می کنن و می گن تقصیر خودته و و و. تو خونه ی ما هم. و البته صد برابر بدتر، بمیر، راحت شیم! پولمون رو ببین صرف چه چیزا باید بکنیم؟ تقصیر خودته! دردسر شد برامون و اینا...

جواد از اهر:
من نیازی به نوازش دیگران ندارم چون همیشه تنها هستم و به خودم آموختم كه باید خودم نوازش به خودم كنم و همیشه باهمه مهربانم و صورت و چهره خندان دارم و اگه روزی هم بخواد مشت و مال بطرفم بیاد كه خدا نكنه سعی میكنم با هر زبانی هست متوقفش كنم.

مهدیه 16 تهران:
من بیشتر نوازشگر هستم و سعی میکنم با لبخند زدن، دیگران رو نوازش کنم و حتی به جوک های بی مزه دیگران هم میخندم تا خوشحال بشن،اما اگه کسی "بی دلیل" منو مورد مشت ومال و بی توجهی قرار بده، حسابشو میرسم.متأسفانه زمونه طوری شده که اگه سکوت کنی،بعضیا عذرخواهی نمیکنن که هیچ، بدتر هم میشن...تو این سال ها تقریبا مشت و مال ها و نوازش هایی که شدم با هم برابر بودن. اما خیلی از مشت و مال هایی که خوردم غیر شرطی و غیر منصفانه بودن.

شیلا چراغی از کرج :
ماموری این سری که رفتم روستا حدود یک ماهی اونجا بودیم منو بچه هام، مامانم وقتی از دست بچه هام عصبی میشدمشت و مال بود که تحویلشون میداد منم ناراحت میشدم جوابشو با مشت و مال میدادم و اوضاع رو بدتر میکردم تا اینکه تصمیم گرفتم جوابشو نوازش گونه بدم دفعه اول هرچی گفت من سکوت کردم ولی دفعه دوم که خواست شروع کنه با یه لبخند بهش گفتم حق داری و از این حرفا....در کمال حیرت سکوت کرد.

فوزی 20سرپلذهاب:
آی ماموری جون منم مثل آجی سارا 21 آدم به شدت غرغرویی هستم بیشتر اوقات هم این غرغرها و بهونه گرفتن هام برای اینه که نشون بدم ناراحتم و کسی اصل ماجرا رو متوجه نمیشه ، خب حق دارن من واقعا گفتگو درست رو بلد نیستم، اگه غرغر نکنم سکته می کنم می میرم، راستی رفیق رابطه ام با مامانم خوب شده باتشکر از پیام های دوستان خیلی پیام هاشون تأثیر گذار بوده برام ، از موقعی که اون موضوع آزار واذیت دیگران رو گذاشتی دارم به رفتار خودم با مامانم فکر می کنم که چرا من بیشتر مامانم رو مقصر می دونم، واقعا خودم هم بی تقصیر نیستم.

آتنا 20 همدان:
میدونی ماموری این روزها مخزن انرژیم خیلی تند تند خالی میشه،مثلا یه روز حالم خوبه،یه آرامش درونی دارم،یه روز ناراحت و بی انگیزه ام و اخمام تو همه،نمیدونم چم شده؟
چند شب پیش بابت یه مسئله ای خیلی ناراحت بودم بعد برای اولین بار تو زندگیم شروع کردم با خودم بلند بلند حرف زدن،به خودم وعده ی آینده ی روشن و یه زندگی آروم رو دادم، عد از دو دقیقه دیدم چقدر حالم بهتره،دیدی تو شرایط سخت یهو ته دلت قرص میشه و امیدوار میشی؟!من هم اون شب دقیقا همین حس رو داشتم، خلوت کردن با خودم،خوردن یه نوشیدنی خنک بعد از تمیز کردن خونه،خوندن یه رمان جالب و قشنگ،تماشا کردن فنج هام وقتی با ولع برنج میخورن یا تو ظرفشون آب تنی میکنن،دیدن یه کلیپ انگیزشی،گوش کردن آهنگ مخصوصا آهنگ یه چیزی میشه دیگه و زندگی کن از رضا صادقی عزیز از مواردی هستن که انرژی من رو بالا میبرن و حس خوبی بهم میدن.

نسرین 17 :
پیام اولی ...سلام می دونی من یه قانون دارم تو زندگیم (که هرطور که دیگران با تو رفتار میکنن تو هم همون رفتارو باهاشون داشته باش ) یعنی هم نوازشام هم مشت ومالم با هرکس همون چیزیه که از خود اون فرد دریافت میکنم بنظرم اینجوری به یک آرامش درونی میرسی که نه به کسی ظلم کردی و ظلم کسیو بی جواب گذاشتی!

علیرضا محمدی 16 میناب:
پیام اولی/ باشگاهتون خوبه اما خیلی مخاطب نداره میشه بگین چرا؟ ... مامور من اگه ازکسی مشت مال تحویل بگیرم مشت لگد تحویل میدم... چیه؟ میخوای ببوسمش کرونا بگیرم!

الهه کریمی :
اصلا این قضیه یه روز خوب میاد کلا منتفیه ! یه روز خوب همین الانه ... خودمون دلیل صفر تا صد منفی یا مثبت های دریافتی هستیم ‌. به قول اوژن یونسکو / اگر واقعا بخواهیم رنج نمیبریم . تا وقتی رنج میکشیم که از رنج کشیدن خوشمان بیاید / هر زمان که بخواهیم میتونیم قطعش کنیم ... تجربه من یکی ثابت کرد که محبت پررویی میاره . کینه ای نیستم اما زشته یه بدی هایی بی جواب بمونه .

شریف از کرمانشاه :
ان احسنتم احسنتم لأنفسکم و ان اسأتم فلها. اگرنیکی کنید به خودت نیکی می کنید و اگر بدی کنید به خودمیکنید ، اگه دلسوز خودمان هستیم ، باید تحت تأثیر رفتار بد طرف مقابل قرار نگیریم ،وضربه به روح وروان خودمان نزنیم ،زیراکه اگه همان رفتار بد را با بدی جواب بدیم ،هم در راستای مقاصد او حرکت کردیم وهم انژری منفی به خودمان واردکردیم، سخت است و ناچاریم برای اصلاح همدیگر به این مرحله برسیم.

مهدیه 18 باشگاه دیدگاه :
بازم رسیدیم به منبع انرژی ...! بر خلاف گذشته دیگه حوصله ی آهنگ غمگین و چنگ انداختن به احساساتم و ندارم .. منبع انرژیم میتونه نوشتن ، موسیقی های آروم گوش دادن ، چت کردن با دوستام ، عکس گرفتن و ... باشه .. نمیدونم اسمش منبع انرژی هست یا نه ولی این کار ها منو سرگرم میکنه تا یادم بره ...

ارمین 1406:
واقعیت اینکه افراد در شرایط مختلف یک نوع واکنشی از خودشون نشون میدن. که این واکنش بستگی به این داره که فرد چقدر در زمینه پاسخگویی یا عدم پاسخگویی روی خودش کنترل داره، ردی که در خانواده مورد نوازش (حد تعادل) قرار گرفته باشه،در بحران های روحی مورد حمایت،از طرف اعضای خانواده باشه، بهتر میتونه تشخیص بده در شرایط مختلف از خودش چه نوع واکنشی بروز بده.

رقیه20:
نوازش های در دست خودم: آهنگ و نوشتن مناجات توی دفترم برای خدا ورفتن با خونه مامانم و خاله هام ووو خریددددددد... و نوازشی که همسر جان مهیا میکنه: رفتن به باغ با دوستان و خوش گذرونی هفته ای یه بار.

الی 15 مرند:
پیام اولی/ سلام بر رفقایی ک به باشگاه دیدگاه پیام میدهند. مراقب خودتون باشید و حتما کار اضطراری داشتید به بیرون بروید و حتما از محلول ضدعفونی کننده و ماسک و دستکش استفاده کنید. مرسی از لطفتون.

مامور معذور:
سلام بر شما عزیزی که برای اول به دیدگاه پیام دادی. خب من پیامت رو دقیقا گذاشتم جلوم و عینا جواب می دم... والا ما مراقب خودمون هستیم و اگه کار در حد اضطراری که ما رو به بیرون رهنمون کنه داشته باشیم هم که چیزه ... خو دیگه اون که تعارف بردار نیست ننه! چون اگه بمونیم هم برای خودمون و هم برای حضار مایه درد سر و تعجب و توی دوربین خیره شدن همراه با نفس تنگیه... و اون موقع است که واقعا دیگه باید ماسک شیمیایی و دستکش کار استفاده کنن.... و در پایان: بوخودا ما از قبل فرنود خاله نرگس، هم خودمون این کارها رو بلد بودیم. دیگه نیازی به رسانه ای شدنش نبود... ضمنا اصلا هم لطف نیست، فقط ترس از آبرو و قضاوت دیگرانه!

مرضیه موسوی 17 :
مامور انرژی گرفتن منو ببین : میروم پیش مریم با هم میریم امامزاده بعد از اونجا هم میریم قبرستان از اونجا هم میریم مزرعه و بعد میرم خونه مامانم با چوب میفته دنبالم خخخخ.

فاطمه خورشیدی:
میدونستی مامور که هربار راجب نگار میگی من دلم ضعف میره؟.. مثلا؛ دخمل روزی شش بار هرچی میخوره میمالونه روی میز.. وای مامور خوش به حالت که تو خونتون یه بچه دارین.. کاش ماهم یه نی نی داشتیم.. نمیدونی که چقدر دلم یه خواهرزاده میخواد حتی بافکرش میمیرم.. اما متاسفانه داداش و ابجی هیچ میلی ندارن.. کلا جوابت به اسلام غرب خیلی جالب و خنده دار بود.. مامور بانمک.

مامور معذور:
خیلی ممنون. دنیای بچه ها دنیای ساده و در عین حال پیچیده ایه... این روزها که نگار مدام پیش چشمم هست به خیلی چیزها فکر می کنم... فکر می کنم دنیا هم مثل گریه و خنده بچه هاست... نه میشه به خنده شون دل بست نه به گریه شون فقط باید دم رو و لحظه رو غنیمت دونست و از همه شون لذت برد و یاد گرفت... چه خنده هایی که بلافاصله به گریه تبدیل شدن و چه گریه هایی که وسط خنده بندش آورده... بچه های خیلی اینطورین!
زندگی درهمه، به شرطی که بتونی درست ببینیش... هم خط کشیدن روی تلویزیون و به فنا دادن های خودش رو داره ... هم بامزگی هایی مثل شیرین زبونی های بچگونه... امروز صبح نگار هی می گفت: عمه! عمه! ... بعد اندککی تامل که این بچه که عمه نداره! یعنی چی می خواد؟ کاشف به عمل اومد که منظورش خامه است!

لعیا از همدان :
همونطور که دوستان گفتن، نمیشه در مقابل کسی که به هر طریقی مشتو مالت میده زارتیییی نیش بچاکونی واسش و قلب صورتی تحویلش بدی، هرچقدر بیشتر مهربونی کنی و نوازش رد کنی، بی ملاحظه تر میشن و در طولانی مدت این از خودگذشتگی و رفتار تو رو حماقت یا وظیفت میدونن. اینجاست که باااااید رفتارت رو با مشتو ماله طرفت هماهنگ کنی.

ریحانه 17 جعفریه قم:
یکی از چیر هایی که حال بنده رو از خویش بهم میزنه،مشت ومالیه که از سمت کسی دریافت کردم و سر دیگری خالی میکنم!البته کم پیش میاد ولی شدیدا به فکر فرو میبره منو که چرا انقدر ضعیفم دربرابر خودم؟
آدمایی که براشون فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست!خیلی بزرگ و عظیمن،شبیه آنها شدنم آرزوست.منبع انرژی من وقتی خالی میشم علم و آگاهیه،کتاب وسخنرانی و...با هیچ چیز اندازه ی آگاهی به قولی حال نمیکنم.دو رکعت نمازی که بدونم چرا وبا چه هدفی دارم میخونمش برام لذتبخش تراز هزار رکعت بدون آگاهیه.

سارا دختر دی 23 قم :
معتقدم نباید خودش رو اذیت کرد. خودمون گناه داره . اگر نوازش نمی گیریم خودمون بگردیم و پیدا کنیم ، پیدا کنیم چیزی رو که نای از دست رفته رو برگردونه. نمیشه یه نسخه برای همه پیچید هرکس بهتر از بقیه قلق خودش رو می دونه . باید خودمون نسخه ی درمانمون رو برای التیام زخم ها بپیچیم. نه اینکه چیزی باشه که اسمش خودکشی تدریجی باشه مثل سکوت و پذیرش ظلم و خشونت که دیدگاهیان جان قبلا در موضوع خشونت خانگی به آن اشاره کردند. همه ی ما به خودمون یک"من"پرانرژی با روح و روان سالم بدهکاریم .بیرون بیایم از پوسته ی قربانی بودن و فرافکنی .

ساحل از تهران :
سلام، خدا قوت . نه، دیگه نشد ماموری، بعد از این همه همراهی با دیدگاه و چالش ها و راهکار ها و راهنمایی های تو استاد گرامی، باید اون قدر به آگاهی رسیده باشیم که مواظب زخمی نشدن دلامون باشیم، تا دنبال مرهم هم نگردیم . خودمون باید هوای خودمونو داشته باشیم . هزار توی زندگی ثابت کرده، کسی دلسوز تر از ما تسبت به ما نیست . دیر متوجه شدم ، اما بازم خوبه که فهمیدم گاهی دوستی عزیزترین کسانت دوستی خاله خرسه ست!

کژالم 29 از شهر بی یار:
با کتاب خوندن با ورزش کردن با گریه کردن اون قصه هارو می ریزم دور، خودمو بغل میکنم ومیگم درست میشه هیچ کس اندازه خودم حالمو خوب نکرده اینو خیلی وقت نیست که فهمیدم همیشه تو بدترین شرایط این خودم بودم که حال خودمو خوب کردم خودم بودم که تکیه گاه خودم بودم خودم بودم که به خودم امید دادم.

میدونی از یه جایی به بعد هرچقدرم نوازش بدی وهی خودتو بخوای گول بزنی که درست میشه دیگه یه جا ترمز کشیده میشه ودیگه طاقتت تموم میشه هیچ چیز یه طرفه قشنگ نیست تعادل تو هرچیزی خوبه اگه من همش نوازش بدم ونوازش نگیرم خب معلومه که ترجیح میدم دیگه نوازش نکنم 7سال زمان کمی نیست برای نوازش دادن وفقط مشت ومال گرفتن وتحقیر بعضی وقت ها تو کار خودم میمونم که چطور تحمل کردم میدونی الان تازه داره ضررهاش واسیب هاش میرسه ومیبینم که چقدر اعصابم ضعیف شده وچقدر ساده می پاشم از هم چقدر ساده شب ها گریه میکنم و چقدر ساده دلم میشکنه چقدر سخت میگذره.

مهسا 18 زنجان:
مشت و مال که زیاده نباید از هیچکس انتظار نوازش داشت خودتی که باید نوازشگرخودت باشی ... بعضی وقت ها باید خودتو بغل کنی دست های خودتو بگیری و بوسه بزنی و بگی حواسم هستا که چته حواسم هست که چقدر تنهای ولی خودم تو خودت رو داری ... بعضی وقت ها یواشکی تو آینه به خودت چشمک بزن و بخند بلند بگو عاشقتم خودم ...واسه خودت کم نذار اگه خودتم باعث مشت ومال دادن خودت بشی اونوقت می شکنی عطر موردعلاقتو بزن و به دیدارخودت برو خیلی وقته رهاش کردی ...دوستت دارم خودم!

شریف از کرمانشاه :
با نوازش بی منت ، خودم و دوستانم درکنار هم، به آرامش میرسیم، یه وقتای نوازش میدی که طرف راضی باشه ویه وقتای هم برای راضی شدن دل خودت نوازش میدی که این حالت دوم برای حال خودت فوق العاده است ،به قول حافظ مروت و نوازش با دوستان و مدارا با دشمنان کلید آسایش و آرامش خودت و دوستانت و حتی دشمنانت است .آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرفست ، با دوستان مروت وبا دشمنان مدارا.

مینا 48 ساله :
من قبلنا بدون شرط به دیگران نوازش و خوبی میکردم مخصوصا به اقوام همسر جان حدود 30سال تا اینکه دو سال پیش اتفاقی افتاد که دیدم تمام اون نوازشها وخوبیهای منو با بدی وفجیع جواب دادند و کارهای منو که براشون انجام میدادم با بدترین وضع ممکن جواب دادند و انگار ن انکار که چقدر براشون خوبی کردم مامور جان تعریف از خودم نباشه ولی به هرکی خوبی و نوازش کردم با مشت و مال جوابم رو دادند به هیچ عنوان جوابشون رو نمیدم فقط واگذارشون میکنم به اون بالایی چرا که بخدا خیلی از جونم براشون مایه گذاشتم.

سادات نیشابور:
هر چند به خودم قول دادم از هیچ کس هیچ انتظاری نداشته باشم ولی بعضی وقتام دل آدم می گیره... باز به خودم میگم سادات تو حق نداری از کسی انتظار داشته باشی خب‌. مامان بزرگم می گفت تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهت باز این جوریم خوبه.

پریا ترک قیزی:
منبع انرژی من قبلنا هم گفتم مادربزرگم بود بغلش که می کردم قد دنیاها هم اگه غمی داشتم یادم می رفت..یا میومد یا می رفتیم دیدنش تمومشون یاد می رفت، اسممو که صدا می زد یادم می رفت، مثلا مامانم سرم داد می زد گاهی مادربزرگم دعواش می کرد که این دختر منه ها بسه بیا بشین پیش خودم کسی نمی تونه بهت چیزی بگه منم از لج نمی مامانم نمی رفتم غذا بخورم مادربزرگم میومد اتاقم می گفت پریا بیا نیای منم لب نمی زنم می دونستم نرم نمی خوره با جون می رفتم می شستم تا بخوره اما نمی خورد می گفت اول تو بخور تا منم بخورم..الان 30روزه که همه دنیام نیست!خدا هم کاری نکرد ازم گرفتش..امشب با خواهر کوچیکم دعوا کردم سر آوردن غذا بعد غذا نخوردم از لجم..یادم افتاد اون روزا، اما واسه اولین بار بود مادربزرگم نبود که ازم دفاع کنه ...

رها حسینی راد:
عه! جالب شد مامور! یوخده جست و جو و تحقیق تاثیر داشت.پس نوازش هم تحت تاثیر شخصیت های بخش روان(کودک. والد. بالغ)هستش.و به دو دسته منفی و مثبت تقسیم می شه. اریک برن می‌گه: نوازش را می‌توان اصطلاحا هر نوع حرکتی به حساب آورد که حضور دیگری را تایید کند. نوازش چیزی است که «کودک» درون ما احساس می‌کند. نوازش همان چیزی است که همه ما در هر سنی که هستیم به آن نیاز داریم، منتها به شکل‌های متفاوت.
من خودم رو با یه موسیقی دلخواه،خرید پر ملات،کتاب خوندن،پیاده روی،خوندن دیدگاه جانم،مثبت فکر کردن،آینده رو تو ذهنم ترسیم کردن و ...نوازش می دم.دلخوشیام همین قدر ساده و در دسترسن!

فاطمه ی خالی:
آره مامورجان! از اونجایی که منده بندرعباس زندگی میکنم دریا در حوالی حالم قرار داره. اما این کرونای نکبت باعث شده در عین نزدیکی به دریا خیلی ازش دور بشم...
راستی ماموری شعر آخر دیدگاه دقیقا وصف احساس من نسبت به دریا بود. عاشق اون وقتایی ام که موجا نا آرومن و مدام خودشونو به سنگا و صخره ها میکوبن... توی دلم میگم که دریا هم مث من دلش گرفته که اینقد بیقراره.

مامور معذور:
خب خب خب!
فعلا بحث رو جمع می کنیم هرچند بحثهایی که توی دیدگاه گفتیم تا موقعی که زنده ایم ، زنده هستن و غیر قابل جمع... پس هر وقت هر نکته ای از موضوعات که داشت روی شما تاثیرات و تغییراتی می ذاشت، جای گفتگوش در دیدگاه طبق اون بخشی که آوردیم کنار موضوعات باز بازه...
و در پایان امیدوارم همواره در لحظه باشین و در مسیر ... و لذت ببرید از منظره های مسیر و نه فقط به فکر مقصد... که قبلا هم به قول عمران صلاحی عزیز گفتیم: مقصد، خود راه می تواند باشد... یه شعر زیبای قیصر امین پور عزیز رو هم یادآوری و مرور می کنیم و براتون بهترین ها رو آرزو می کنم... احتمال به روز نشدنمون در چهارشنبه هست همراه با غبار محلی ... ممکنه بریم برای پنج شنبه با بارش در ارتفاعات... لطفا دعا بفرمایید این مامورتون رو ... و همه گرفتاران و نیازمندان حال و انرژی خوب رو...

خیلی ارادت
در پناه خود خودش
و یااااااا حق!


موجیم و وصل ما، از خود بریدن است
ساحل بهانه ای است، رفتن رسیدن است

تا شعله در سریم، پروانه اخگریم
شمعیم و اشک ما، در خود چکیدن است

ما مرغ بی پریم، از فوج دیگریم
پرواز بال ما، در خون تپیدن است

پر می کشیم و بال، بر پرده خیال
اعجاز ذوق ما، در پر کشیدن است

ما هیچ نیستیم، جز سایه ای ز خویش
آیین آینه، خود را ندیدن است

گفتی مرا بخوان، خواندیم و خامشی
پاسخ همین تو را، تنها، شنیدن است

بی درد و بی غم است، چیدن رسیده را
خامیم و درد ما، از کال چیدن است
قیصر امین پور


گزارش حمایتهاتون پس کوووش؟؟؟
چیزه! .... شله... خیلی شلللله! آها آها
قطعا دل "گرمیم" به محبتهای شما
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲روابط عمومی صدا و سیما