10000528   @didgah.tv5 
دیدگاه 9 مرداد
راهی جز:
خودشناسی، آگاهی و گفتگو نداریم!

دیدگاه هایی با رنگ صدا و مختصات حال دل شما
اما : به وسعت میهن عزیزمان...
از شبکه پنج سیما


در اینستاگرام با :
هشتگ باشگاه آندرلاین دیدگاه ... و نشونی:
دیدگاه دات تی وی پنج کنارتونیم
و سایت:
پیام دات تی وی پنج دات آی آر

پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲ / روابط عمومی صدا و سیما
لطفا و حتما در نظراتتون از "دیدگاه" نام ببرید!


جالب انگیز:
به گونه ای "دعا کن" که انگار همه چیز وابسته به خداست... و آنطور "کار کن" که انگار همه چیز وابسته به توست!
از ژان ژاک روسو

سلام سلام دیدگاهیان جان

به دیدگاه دیگر تری خوش آمدن فرمودندی ... می خواستم موضوع هوش هیجانی که ظاهرا گره خورده به بیان احساس رو جمع و جور کنم ولی دیدم از هر دوی ایشان کلی هنوز حرف نگفته هست. فلذا همچنان یه گوش جان نیوش می کنیم!


نشانه های هوش هیچانی پایین چیست؟

تاثیر پذیری
افرادی که دارای هوش هیجانی کمی هستند، تحت تاثیر نظرات دیگران قرار می گیرند. بطور مثال اگر امثال یک نوع پوشش خاص مد شود و یا همه در یک زمینه خاص وارد سرمایه گذاری شوند، اینگونه افراد برای جلوگیری از قضاوت و همرنگ شدن با جماعت، به آن کار می پردازند. آنها نمی توانند نظرات شخصی خود را بروز دهند و مسئولیت کار خود را بپذیرند.

هیجان و عصبانیت
اگر در چند ثانیه اول تنش های عاطفی و کاری از کوره در می روید و پس از چند دقیقه پشیمان می شوید، باید تمرین های افزایش هوش هیجانی را به دقت انجام دهید. اگر نمی توانید هیچ انتقادی را بپذیرید و به سرعت افراد مخالف خود را سرکوب می کنید، دارای هوش عاطفی کمی هستید. اینگونه افراد ابتدا واکنش نشان می دهند و سپس به نتیجه کار فکر می کنند.
همه ما دارای یک مغز قدیم و خزنده هستیم که طبق عادت و غریزه عمل می کند، بدین معنی که در هنگام بروز تنش از فرمول حمله یا فرار استفاده می کند. یک بخش دیگر هم مغز جدید است که در آن تصمیم گیری و منطق جای دارد. افرادی که دارای هوش هیجانی بالاتری هستند، قبل از واکنش احساسی، به نتایج آن فکر می کنند و با مغز جدید خود تصمیم می گیرند.

عدم انعطاف پذیری
اگر در ابرتباطات اجتماعی مانند رانندگی، صف بانک و… احساس کلافگی و بی قراری می کنید و بدنبال راهی برای میانبر و فرار هستید، باید بگویم شما دارای هوش هیجانی پایینی هستید. همچنین اگر بدون دلیل بر روی افکار و باورهای خود پافشاری می کنید و هیچ پیشنهادی را در راستای تغییر خود نمی پذیرید، وقت آن رسیده که در سبک زندگی خود تجدید نظر کنید.

هوش هیجانی چیست؟
فرض کنید سوار یک اتوبوسی شده اید که راننده آن با صدایی بلند و لحنی خوب با شما احوالپرسی می کند. در طول مسیر هم با سایر مسافران به صحبت می پردازد و از اتفاقات خوبی که در آن خیابان رخ داده است می گوید. در چنین شرایطی کسی انتظار چنین رفتاری را ندارد. خواهید دید حال و هوای مسافران در حین پیاده شدن، تشابهی با زمانی سوار شدن ندارد و روحیه انها به طرز عجیبی تغییر کرده است. به زبان ساده آن راننده دارای هوش هیجانی بالایی است زیرا با تشخیص مناسب شرایط، توانسته بر اطرافیان خود تاثیر مثبتی بگذارد.
دانیل گلمن در کتاب هوش هیجانی خود، این واژه را مترادف چگونگی مدیریت احساسات و خودآگاهی دانسته و اعتقاد دارد کسی که دارای هوش عاظفی یا هیجانی بالایی است، می تواند در لحظات تنش زا به بهترین شکل رفتار خود ار مدیریت کند. مفهوم هوش هیجانی از دهه 80 میلادی مورد مطالعه قرار گرفت و دانشمندان بدنبال سرنخی برای یافتن مل ارتباطی افرادی بودند که بخوبی می توانستند ارتباط برقرار کنند و رفتاری سنجیده از خود بروز دهند. هوش هیجانی فراتر از هوش ذهنی یا آی کیو است و فردی که دارای چنین هوشی است، یک قدم از افراد باهوش جلوتر است.

مزایای هوش هیجانی بالا
یک/ یافتن شغل مناسب: تحقیقات بسیاری نشان می دهد، سازمان ها بدنیال افرادی می گردندند که بتوانند احساسات، رفتار و هیجانات خود را بخوبی مدیریت کنند و همانند گذشته بدنبال افراد باهوش نیستند.

دو/ جذابیت و محبوبیت در بین اطرافیان
افرادی که دارای هوش هیجانی بالایی هستند، بخوبی با دیگران ارتباط برقرار می کنند و هنر گوش دادن فعال و همدلی را بخوبی می دانند. این افراد توانایی تحلیل و فهم هیجانات خود و اطرافیان را دارند و میدانند عواطف و رفتارهای ما حامل چه پیام هایی است. آنها دارای عزت نفس بالایی هستند و با رفتارهای خود پیام شفافی به دیگران می دهند تا از سوء برداشت ها جلوگیری شود.

سه/ ارتباط عاشقانه و پایدار با همسر
اگر در ارتباطات و اختلافات با همسر خود، نمی توانید خشم و هیجانات خود را بخوبی کنترل کنید، باید تمرین های افزایش هوش هیجانی را جدی بگیرید. افرادی که خودآگاهی بالایی دارند و در لحظه می توانند افکار و احساسات خود را بخوبی کنترل کنند، رابطه ای پایدارتر را تجربه می کنند.

چهار / مدیریت بر خود
هنگامی که هوش هیجانی خود را تقویت کنیم، در لحظه به کنترل افکار می پردازیم و علت حال بد خود را کشف می کنیم. همچنین درمیابیم که چرا بدون دلیل از یک فرد یا رفتار خوشمان می آید یا بدمان می آید. از رفتارهایی که به مغز خزنده ما مربوط می شود دوری می کنیم و قبل از هر تصمیمی به منطق خود رجوع می کنیم.

چه افرادی باید هوش هیجانی خود را افزایش دهند؟
در زندگی پرتلاطم کنونی، احتمال تنش و اختلاف در روابط عاطفی و کاری بیش از هر چیز دیگری محتمل است. بنابراین اگر کسی یتواند در لحظه به افکار و هیجانات خود تسلط پیدا کند، می تواند ارتباطات عالی و مطلوبی را تجربه کند. فرض کنید در محیط کار با همکار خود در حال بحث در مورد گزارش دهی به مدیریت هستید و هیچکدام از شما حاضر به عقب نشینی از موضع خود نیستید. در چنین شرایطی، فردی برنده ارتباط خواهد بود که عقب نشینی عاقلانه داشته باشد و طرف مقابل را به آرامش دعوت کند. تنها افرادی می توانند چنین کاری را کنند که دارای هوش عاطفی بالایی هستند و سود و زیان یک مشاجره را می سنجند و عقب نشینی به موقع دارند.

راننده بی اعصاب
یکی دیگر از مواردی که روزانه در سطح شهر بارها شاهد آن هستیم، مشاجرات و دعوای بین رانندگان است. یکی از ذهنیت های غلط که در بین مردم ما رواج یافته این است که اگر اجازه دهیم فرد دیگری از ما پیشی بگیرید، نشان دهنده ضعف و ترس ماست، در صورتیکه فردی که دارای هوش هیجانی بالایی است، در این شرایط راه را برای دیگران باز می کند تا بتوانند تردد کنند. اگر بتوانیم تکنیک های افرایش هوش هیجانی را بارها تمرین کنیم، شاید اتفاقات خود در سطح شهر خواهیم بود.

میزان تاب آوری شما چقدر است؟
دسته دیگری از افراد که باید تکنیک های افزایش هوش هیجانی را بارها و بارها تمرین کنند، افرادی هستند که میزان تاب آوری و تحمل ابهام کمی دارند. بدین معنی که نمی توانند در شرایط ابهام و بلاتکلیفی به درستی تصمیم بگیرند. بطور مثال اگر فرد مقابل در پاسخ دادن یک مسئله مهم تعلل کند، او برافروخته می شود و ایجاد تنش می کند.

یک آزمایش جالبی در دهه 90 میلادی انجام گرفت و هدف آن سنجش میران تاب آوری و هوش هیجانی کودکان بود. همانطور که در فیلم زیر می بینید، محققان یک خوراکی را در مقابل کودکان قرار دادند و به آنها گفتند اگر تا چند دقیقه دیگر تحمل کنید و آنرا نخورید، یک خوراکی دیگر جایزه می گیرید. در چنین شرایطی اغلب کودکان نتوانستند جلوی هیجان خود را بگیرند و آن شیرینی را خوردند. این نشان از تاب آوری کم و مدیریت احساسات ضعیف در آنان بود.
اما کودکانی که توانستند شرایط سخت را تحمل کنند، به افرادی موفق در سازمان خود تبدیل شدند. هنگامی که این کودکان به سن بزرگسالی رسیدند، توانستند به مشاغل مناسب و کسب و کارهای شخصی دست یابند. این آزمایش ثابت کرد اگر بتوانیم بر روی افکار و میزان بروز هیجانات خود تمرکز کنیم، به نتایج شگفت انگیزی در زندگی می رسیم.

ده روش تقویت هوش هیجانی
در ادامه به 10 روش موثر و سریع در مدیریت هیجان و احساسات می پردازیم که با رعایت کردن آنها می توانید هوش هیجانی خود را ارتقاء دهید. اگر بتوانید به مدت 2 ماه این تمرینات را در ارتباطات روزانه انجام دهید، شاید افزایش جذابیت و محبوبیت خود در میان دوستان خواهید بود. بدنبال هیچ راه میانبری نباشید و بیاد داشته باشید ساختن یک رابطه عالی زمانبر است اما به شدت ارزشمند است.

روش اول: مکث مقدس
اگر بتوانیم هوش هیجانی خود را تقویت کنیم، در لحظات تنش زا قبل از هر اقدامی، لحظه ای صبر می کنیم و باخود یک گفتگوی درونی ایجاد می کنیم که بهترنی واکنش چه چیزی است؟ مکث کردن قبل از هر اقدام هیجانی باعث می شود تا بتوانید مدیریت ذهن را تحت کنترل خود قرار بدهید و به بخش منطق اجازه دهید تا بهترین تصمیم گیری را داشته باشد.
بطور مثال اگر در خیابان، فردی با رانندگی نامناسب خود باعث عصبانیت شما شد، لحظه ای مکث کنید و باخود بگویید: بهترین واکنش در این لحظه چیست؟ در چنین شرایطی بخش منطقی ذهن به شما کمک خواهد کرد تا یک رفتار عقلانی داشته باشید. همچنین اگر در محیط کار یا زندگی با اطرافیان خود در حال مشاجره هستید، باخود بگویید چگونه می توانم رفتار خودم را کنترل کنم؟ لحظه ای مکث کنید و به پاسخ هایی که می خواهید بدهید فکر کنید. در این لحظه در کمال تعجب خواهید دید لحن شما تغییر خواهد کرد و از حالت تهاجمی به حالت تعاملی تغییر وضعیت خواهید داد.

روش دوم: خوش مشرب باشید
افرادی که دارای هوش هیجانی بالایی هستند، بخوبی می توانند در موقعیت های مختلف، روحیه و انگیزه خود را حفظ کنند. اگر در یک جمعی از یک مسئله ناراحت شوند، به سرعت واکنش نشان نمی دهند و پس از میهمانی، آنرا با فرد مقابل مطرح می کنند. همچنین آنها لبخند و تبسمی بر لب دارند که حاکی از پذیرا بودنشان است. آنها با این کار به شما انرژی مثبت ارسال می کنند و اجازه می دهند تا با آنها ارتباط بهتری برقرار کنید.
به مدت چند روز تمرین کنید که با تبسم و خنده وارد جمع دوستان شوید. طبق اثر آینه ای، دیگران هم بصورت ناخودآگاه لبخند می زنند و روحیه شان تغییر خواهد کرد. همچنین می توانید از شرخی ها و لطیفه های مناسب برای بهبود رابطه استفاده کنید. افراد با هوش هیجانی بالا به دنبال مسخره کردن دیگران نیستند و سعی می کنند در روابط به دنبال بازی برد- برد باشند. همچنین به دیگران هم اجازه دهید تا شایستگی های خود را نشان دهند و ابراز وجود کنند. اگر به دیگران کمک کنید تا بهتر دیده شوند، از محبوبیت بالایی برخوردار خواهید شد.

روش سوم: افزایش هوش هیجانی با ان ال پی
فرض کنید در حال مجادله با همسر یا شریک عاطفی خود هستید. در این شرایط همه ما تمایل داریم بصورت غریزی بر نفر مقابل پیروز شویم و قدرت خود را به رخ بکشیم. این اتفاق در مغز خزنده همه انسان ها وجود دارد زیرا از صدها سال پیش، قلمرو و حفظ جایگاه برای انسان ها مهم بوده است. در اینجا از یکی از بهترین تکنیک های ان ال پی در خصوص کاهش تنش استفاده کنید.
یک/ فرض کنید توانایی خارج شدن از کالبد خود را دارید. در چنین شرایطی خود را بجای طرف مقابل قرار دهید و اتفاقات را از دید او بررسی کنید. در این شرایط خواهید دید او هم نظراتی دارد که باید شنیده شود و به آن احترام گذاشت.
دو/ در مرحله بعد از دیدگاه نفر سوم و ناظر به این موضوع نگاه کنید. (جایگاه ادراکی سوم). چه توصیه به دو طرف برای بهبود رابطه دارید؟ نقاط قوت و ضعف هر یک از طرفین را بررسی کنید و در نهایت پیشنهاد خود را ارائه گنید. این بازی ذهنی به شما کمک میکند تا قبل از بروز اختلاف و قضاوت در مرود دیگران، خود را بجای آنها قرار دهید و فرصت های بهبود رابطه را بررسی کنید.

روش چهارم: هنر گوش دادن فعال
اغلب افراد و مخصوصا خانم ها همواره به یگ گوش شنوا احتیاج دارند تا بدون هیچ قضاوتی پای صحبت انها بنشیند و با آنها همدلی کند. حتما شما هم افرادی را در دوستان و خانواده دارید که بخوبی شنونده دغدغه ها و مشکلات شما هستند. پس از صحبت با آنها احساس آرامشی عمیق در شما شکل می گیرد. این افراد دارای هوش هیجانی بسیار بالایی هستند.
برای اینکار شما هم می توانید تمرینات همدلی و گوش دادن فعال را شروع کنید. روزانه چند دقیقه از وقت خود را به اطرافیان اختصاص دهید. سعی کنید موبایل و وسایل دیگر را از خود دور کنید و با یک ارتباط چشمی، به او نشان دهید که کاملا حواستان به اوست. سپس از سئوال های باز برای ترغیب او به صحیت استفاده کنید. بطور مثال از او بپرسید: نظر تو درباره…. چیست؟ چه حسی درباره موضوع ….. داری و… در این حالت خواهید دید او با رغبت بیشتری شروع به صحیت می کند.

روش پنجم: بیان احساسات
افرادی که دارای هوش هیجانی پایین هستند، ترس از قضاوت شدن دارند و هیچگاه احساسات خود را با دیگران بازگو نمی کنند. اما افرادی که دارای هوش هیجانی بالایی هستند، بخوبی می توانند درباره احساسات خود با دیگران صحبت کنند. مثلا اگر شما دارای یک مشخصه خوب رفتاری یا ظاهری باشید، از شما تعریف می کنند. اگر غذایی را دوست داشته باشند، به دیگران می گویند و منتظر تایید دیگران نیستند.
حتی هنگامی که ناراحت و غمگین هستند، بخوبی غم خود را نشان می دهند و از دیگران می خواهند تا با آنها همدلی کنند. در چنین شرایطی احساس ضعیف بودن نمی کنند زیرا شادی و غم را جزیی از زندگی می دانند.
روش ششم: انعطاف پذیر باشید
سختگیری بیش از حد و تعصب بر روی افکار و باورهای خود، شما را به فردی غیر منعطف و منزوی تبدیل می کند. اگر می خواهید هوش هیجانی خود را افزایش دهید، کمی انعطاف از خود نشان دهید و از دیگران بخواهید تا پیشنهادات خود را برای رفع مشکل ابراز کنند. همچنین باید نظرات خود را بدور از هرگونه تحکم و دیکتاتوری اعلام کنید.

روش هفتم: وابسته نباشید
افرادی که از نظر هوش عاطفی دارای کمبود هستند، مدام به دنبالی یک حامی یا ناجی می گردند تا بتوانند دائما آنها را تحت حمایت های خود قرار دهند. هوشمندی هیجانی شامل مواردی می شود که در آن تشخیص می دهید تا به برخی از روابط ناسالم عاطفی یا کاری پایان دهید. اگر نمی توانید تغییرات لازم را انجام دهید و از منطقه امن ذهنی خارج شوید، باید به تبعات آن در آینده بیاندیشید.
هیچکس تمایل ندارد با یک فرد ضعیف و وابسته ارتباط برقرار کند، بنابراین به رفتارهای خود توجه کنید. در چه مواقعی احتیاج دارید تا اطرافیان به شما کمک کنند؟ اگر حمایت همسر خود را نداشته باشید، به چه مشکلاتی بر می خورید؟

روش هشتم: مسئولیت پذیری
یکی از راه های افزایش هوش هیجانی، مسئولیت پذیری بالاست. افرادی که خود انگیخته هشتند و نتایج تصمیم گیری را به عهده می گیرند، قابل اعتمادتر هستند. اگر کار اشتباهی انجام می دهید، آنرا بعهده بگیرید و پاسخگوی رفتار خود باشید. در این حالت می توانید از منابع درونی و توانمندی های خود استفاده کنید. برخ افراد با زیرکی تمام سعی در سلب مسئولیت از خود هستند و دیگران را مقصر جلوه می دهند.
انها هیچگاه از نظر شخصیتی رشد نخواهند کرد و دائما بدنبال راهی برای فرار از مشکلات هستند. اما فردی که مسئولیت پذیر است، بخوبی می تواند در مورد اشتباهات خود صحبت کنید و میزان حمایت خود را از دیگران اعلام کند.

روش نهم: یافتن نقاط ضعف و قوت
اگر بدانید دارای چه نقاط ضعف و قوتی هستید، می توانید پیش بینی کنید که در شرایط مختلف چه واکنشی از خود بروز می دهید. بطور مثال اگر فرد عجولی هستید و صبور نیستید، سعی کنید کمتر در مکان های شلوغ قرار بگیرید. گاهی یک شوخی می تواند شما را همانند یم انبار باروت منفجر کند و تمام میهمانی را بهم بریزد. لذا در چنین شرایطی سعی کنید به دیگران یادآور شوید که چه مواردی باعث رنجش شما می شود تا از آن شوخی ها اجتناب کنند.
همچنین برای افزایش میزان اعتماد به نفس خود، سعی کنید در محیط هایی قرار بگیرید که توانایی های خود را بروز دهید. اگر بخوبی ساز می نوازید یا سخنرانی می کنید، این توانایی ها را بخوبی نشان دهید. این کار باعث می شود بتوانید نقاط ضعف خود را به حاشیه برانید و به دیگران یادآور شوید که ارزشمند هستید. از طرف دیگر منکر نقاط ضعف خود نشوید و بیاد داشته باشید که همه ما دارای محدودیت هایی هستیم.

روش دهم: چه چیزی در حال تکرار است؟
اگر یک مسئله در زندگی شما مدام در حال تکرار است، بدانید که درس های آنرا نگرفته اید. به رفتارهای روزانه خود توجه کنید. با چه افرادی بیشترین میران تنش را دارید؟ در چه محیط هایی تاب آوری کمی داررید و می خواهید به سرعت خارج شوید؟ چه رفتارهایی برای شما غیر قابل تحمل است؟ همه این موارد را یادداشت کنید و درباره احساسات ناخوب خود فکر کنید. نوشتن باعث می شود با عمیق ترین لایه های ناخودآگاه ارتباط برقرار کنید.
همه ما دارای الگوهای تکرار شوده رفتاری هستیم که از پدر و مادر خود آموخته ایم. این گذاره های والدی ما را بصورت غیر اردای کنترل می کنند. در تحلیل رفتار متقابل این موارد را پیش نویس می نامند. پیش نویس ها نمایشنامه های زندگی ما هستند که نقش های ما را تعیین میکنند. نقش هایی مانند حامی، قربانی، سرزنشگر و… که اغلب آنها بدون دخالت ما اجرا می شوند. وقت آن رسیده که این باورها را تغییر دهیم و نقش خود را در زندگی تغییر دهیم.


قوانین دیدگاه:
لطفا! پیامها در چارچوب موضوعات یا پیامهای درج شده باشن، در ابتدای هر پیام حتما اسم خودتون رو بنویسین در غیر اینصورت درج پیام ممکن نیست... همچنین مشخصات دیگرتون مثل سن و شهر لطفا درج شود... اجباری به اینکه اسم کاربری تون حتما اسم واقعی تون باشه نیست اما نوشتن لقب و صفت به جای اسم برای ما خوشایند نیست. اسم باشه لطفا. از چسباندن کلمات به هم و شکسته نوشتن واژه ها نیز لطفا پرهیز فرمایید... سعی شود پیامها هنگام ارسال کوتاه کوتاه و پشت سرهم باشند تا انتخاب آنها بهتر صورت گیرد...

* درباره خودمون:
آیا همراهی و همخوانی و همیاری با دیدگاه... باعث جوانه زدن رفتار بهتر، نگاه بازتر یا ایجاد انگیزه برای بهتر بودن، یا خود خود بودن شما شده؟ دقیقا چرا و چگونه؟ از اثرات و تغییرات و احوالات خود در این باره بگویید؟ با رسم شکل!

*جمله روی پیشخوان دیدگاه:
بدون در نظر گرفتن گوینده و پیام دهنده، از نظر شما کدام جمله نوبت قبلی دیدگاه ارزش توجه، تمرکز و بازنشر دوباره را دارد؟

موضوع زیر ذره بین:
چقدر مهارت و توانایی دارید در "بیان و بروز احساساتتون" ؟ آیا بیان احساسات روش و فرمول و سبک و سیاق خاصی می طلبه؟ یا نه همینجور فرررررطی هرچی اومد، باید داد بیرون و گفت : خو احساساتم بود؟! آیا از بیان احساساتتون جواب خوب و مثبت گرفتین یا نه پشت دستتون رو داغ کردین؟ آیا پذیرای دریافت و درک احساسات دیگران هم هستین؟ آیا ظرفی که مدام در حال پر شدن هست میشه خالی نشه؟ آیا ماشینی که بدون اطلاع و راهنما و به صورت غیر قابل پیش بینی دور می زنه یا زااارپی ترمز می کنه، برای دیگران و حتی خودش خطرناک و خطرساز و هزینه ساز نیست؟ ووو کلا چرا چند تا؟ پس چندتا؟!

فاطمه احمدیان:
ماموری منودوستم هوش هیجانی که گذاشتی رو یاداشت کردیم تابراهمیشه داشته باشیمشون و بعضی موقع مرورشون کنیم و به دیگران هم بدیم بخونن.

نغمه رفسنجون :
مامور فردا میرم در پی آهوی عشق ... نه چیزه یهنی در پی خریدن کتاب هوش هیجانی ! فووووق العاده اس ؛ باورکن نمیدونستم وگرنه زودتر میخریدم و میخوندمش . چه جالب مامور ؛ کتاب صوتیشم هست ؛ جلل المخلوق ! ولی اینکه خودمون بخونیم یه چیز دیگه اس ؛ نه ؟ ... دیشب نا امیدانه داشتم یه قسمتایی از کتاب هوش هیجانی رو توی اینترنت میخوندم چون لینک دانلود نداشت ! بهد اومدم فروشگاه پلی گفتم بذار ببینم اینجا نیست کتابش ! در کمال ناباوری دیدم بوووود و دانلود شد !اصن مننننن هییییچ.... من ذوق مرررررگ !!!... یه چند تا کتاب دیگه هم دانلود کردم ؛ واااای مامور یکیش تست روانشناسیه ! جواب یه تستم رو گفت شما به شدت استرس داری !! روش نشد مستقیما بگه شما روانی هستی و من متاسفم! یوووووهاهاهااااا.

اسما گلی :
راسی خودت هم خیلی هوشت بالاست ها ...خیلییییییییی هیجانت هم بالاست .هوش و هیجانت هم بالاس بالاس . بالاس بالاس .وای شدی بی هوش و حواس... خخ.

ارشاد:
همه دوست دارن درک بشن ولی هیچکس نمیخواد درک کنه... اعتراف میکنم همه نشونه های هوش هیجانی پایین درمن هست انگارداشتی منوتوصیف میکردی .اونقدرخشم ونفرتم روسرکوب میکنم ومیریزم توخودم شبیه یه انبارباروت که منتظر یه جرقه کوچیکه تا بوووم ! یه روانی که رد داده هرکاری ازم برمیاد ودست خودم نیست بعد انفجاریهوخاموش میشم وشایداصلایادم نیادبخاطرچی عصبانی شدم؟

سیده آرمیتا 30 مازندران :
اونروزی داشتم با دکتر روانشناس عزیزم صحبت میکردم بهم گفت شما هنوز خودت رو اونقدرا نشناختی ! که اگر شناخته بودی میتونستی کنترل احساساتت رو بدست بگیری و کنترل شون کنی و خودت رو با شرایط ها تطبیق بدی...پس قبل انجام هر کاری سعی کن خودت رو بشناسی....

ایشون فرمودن سعی کن نقاط مثبت و منفی ات رو شناسایی کنی و خوب ها رو تقویت و بد ها رو هی کمرنگ کنی... این مطلبی که در رابطه با هوش هیجانی نوشتین....فراتر از عالیه... سپاس مامور جانم...چون کاملا توش حق مطلب ادا شده.....بله مهم ترین چیز در زندگی هر فردی آگاهی از خودشه...وقتی من خودمو بشناسم...وقتی بتونم افسار کنترل احساساتم رو بدست بگیرم....بهتر میتونم با اطرافیانم ارتباط بگیرم.... وقتی من به شناخت کاملی از خودم برسم قطعا بهتر میتونم پذیرای دریافت و درک احساسات دیگران باشم....قشنگ تر میتونم باهاشون تعامل بر قرار کنم....راحت تر میتونم با محیط پیرامونم خودمو وفق بدم....و حال خودمم به طبع بهتر خواهد شد.

الی از روستا:
سلام مامور. متاسفانه من از طریق تلویزیون پیامنما رو ندارم و از سایت میخونم! کلی دیدگاه و از دست دادم که باید بشینم بخونم! مامور فقط من که درک نمیکنم دوستانی که میگن خوندن دیدگاه بهشون خیلی کمک میکنه, اما تو موضوعات شرکت نمیکنن!! تا به قلم نیاریم تفکرات و ذهنیات و احساساتمون رو چطور میتونیم از واقعیت خودمون با خبر بشیم, نوشتن باعث میشه فرق صداقت و دروغ هامون به خودمون رو تشخیص بدیم..! من که با فقط خوندن دیدگاه به شناخت دوستان دیدگاهی و نقطه ی مشترک بین خودم و خودشون میفتم!

نیلوفر 16 قم:
سلام مامور عزیز. خیلی وقته که دلتنگ دیدگاه بودم. خیلی کم احتمال میدم منو یادت باشه. حق داری فراموش کنی وقتی خودم مدت ها باشگاهو نمی خوندم... داشتم پیام نما رو می خوندم حوصله م نداشتم تا ته بخونم ولی موضوعش خیلی توجهمو جلب کرد. بیان احساسات! من خیلی احساسی ام. دوست داشتنمو تقریبا هرکسی که تا حالا دوسش داشتم، دیده! راحت ابراز محبت می کنم. اماااا غم.... امان از اون روزی که ناراحتم کنه کسی، دلم صدها بار می شکنه و روحم اذیت میشه ولی شاید اون افراد اصلا نفهمن! چون بروز نمی دم. الان درونم از سالها پیش غم و غصه جمع شده. اتفاقا چند روز پیش بعد از یکی دو جمله حرف زدن با مامانم راجع به یه چیزی که ناراحت و عصبیم می کرد، فوری زدم زیر گریه. خیلی گریه می کنم من.

پریا ترک قیزی:
آی یادش بخیر مهدی بانو از قوشچی خخ یا دوصفر ، شانلی،آبجی کوچیکه 27،برادرا سخاوت و علی اصغر، حسن ناطقی وآرشام از زنجان،دخمل زمستون،دختر کاغذی، پژاره، هانسه،مهسا حیدری، پری،بیتا بانو، شکر باز نغمه هست!کجان یعنی مامور دیگه باشگاه رو نمی خونن؟؟ ببین این چه متن خوبیه مهربون از دیدگاه 19تیر 96 هستش :خدایا تمام خنده های تلخ امروزم را می دهم یکی از آن گریه های شیرین کودکیم را پس بده. این شعری هم که گفتی سال 96 بد به دلم نشست واقعا گل گفته فاضل نظری: کاش دست دوستی هرگز نمی دادی به من/ آرزوی وصل از بیم جدایی بهتر است!
مهدی قوشچی20:
بروز دادن احساسات برام واقعا سخته. یعنی اینجوریه که احساساتم میگه بذار خودمو بروز بدم! اونوقت من میگم: خفه شو! اگه من بمیرم احتمالا تو علت مرگ مینویسن: افکار و تخیلات لخته شده در عروق حسی و مغزی و تومور حرف های نگفته و احساسات بروز داده نشده!

زهرا 19 :
سلام . من خیلی وقتا سعی کردم تکیه گاه اطرافیانم باشم تا مواقع ناراحتی و خوشحالی شون ، احساسات قلبی شونو باهام به اشتراک بذارن و کنارم خود واقعیشون باشن . خودمم از این کار لذت می برم ؛ اینکه یه نفر با چشم گریون بیاد از اوضاع و احوال زندگیش برام بگه ، و در نهایت با خنده ازم خدافظی کنه ... سعی میکنم همیشه گوش شنوا برای اطرافیانم داشته باشم ، از غمشون غمگین و از شادیشون شاد میشم.
اما خودم اینجوری نیستم ، قبلا چند بار حرف دلمو به زبون آوردم ، اما اونطور که باید نتیجه نگفتم و درک نشدم و اتفاقا لبریز تر شدم . بیشتر سعی می کنم با نوشتن یا گریه پنهانی خودمو از حرفای ناگفته خالی کنم . البته اگه اهلش باشه یا بعدش نخواد سرزنش کنه و ازش نتیجه بگیرم ، اینجور مواقع احساساتمو بروز میدم . مثل همین پیامایی که برای دیدگاه جان می فرستم .
البته مامور جان اینکه سعی میکنم یه روزنه امید و مخزن اسرار اطرافیانم باشه شاید بخاطر اینه که خودم ازش محروم بودم !

علی ابی :
به نظر من بیان احساس به .زمان. مکان .طرف مقابل. بستگی داره ، ما درطول روز احساسات زیادی بهمان دست میده چند دسته اند بعضیاشون نمیشه پیش هرکسی بیان کرد بنظرمن بعضی از احساسات وحرفاروباید به گورببری!ولی میتونیم یه دوست خوب و قابل اعتماد پیدا کنیم و بعضی احساساتمان را بیان کنیم چون اگه نگیم مثل توپی که هی بادش بزنیم یه دفعه میترکه،من هم نمیتونم تمام احساسات رو درخودم جم کنم چون یه دفه یه جای خراب میشم سرطرف یا خودم، دیگه قابل جبران نیست.

صغری 16 :
سلام ماموری . من یه اشتباه کوچیکی کردم اونوقت نتونستم حلش کنم تا الان به روحیم آسیب زده نمیتونم حلش کنم به قول خودت این مث این میمونه که خاک زیر فرش بزاریم . باید بریزیم دور! آدم نتونه حلش کنه به نظرم فقط میتونه به خدا متوسل بشه تا حالا دردمو به هیچکی نگفتم الا خدا . ممکنه خدا برام معجزه کنه! . این روزا سعی کردم غصه نخورم چون میدونم با غصه خوردن هیچی درست نمیشه. توکل به خدا! ماموری تا الان خیلی از حرفات بهم آرامش داده !میشه یه مشاوره بدی که این مواقع باید چکار کنیم؟

نرگس17:
شیوه بروز احساسات فقط اون نوشتن رو کاغذ و سوزوندنش، سختههههه هااااا خیلی وقتا دلم خواسته طرفی که ناراحتم یا عصبانیم کرده رو بجای اون کاغذ میسوزوندم خخخ اما یادم افتاده که من دیگه نرگس سابق نیستم پس گذشتم تا بگذره . حتی ابراز علاقم به پدر مادرمو هم مینویسم اما آتیشش نمیزنم. تا بمونه یروز ببینن ، چقد تلخه این آخری هه...


لاله 25 گهرو :
آخ مأموری نگو که این بیان احساسات کار دستم داده ، اصلا نمیتونم منظورمو برسونم و متاسفانه همه بد برداشت میکنن. خیلی هم ناراحت میشن که تو فلان حرف رو زدی پس منظورت این بود ، حالا تو بیا و بگو نه بابا اصلا اینطور نیست لا فایده. اما ناراحت که باشم برام مهم نیست کی پیشمه فقط گریه میکنم گریه الکی نه ها ، خیلی با سوز و گداز که طرف پا به پام اشک میریزه.

جوكار خفر :
احساسات رو مدیریت كردن خودش فن میخواد باید اینقد پخته باشه یه جایى كه هستى اگه احساساتى شدى بتونى خودت مدیریتش كنى این احساسات خودش یه بحرانه من به شخصه اینقد دیگه پخته شدم كه بتونم بفهمم كجا جلو اشكمو بگیرم كجا بغضمو بخورم و كجا قشنگ گریه كنم و یا بخندم.
احساسات نقطه حساس زندگى هر شخصیه كه اون نقطه میتونه منش و شخصیت هر فردى رو محك بزنه مثلا شخصى كه توى یه عزا وایسه بخنده مسلما خودش پاى شخصیت خودش وایساده زندگى مملو از خنده و گریه هایى هست كه ما خودمون باید ساماندهیش كنیم.

سپیده 35 :
سلام مامور من خیلی جاها احساسمو سرکوب کردم حتی بدتر از اون برعکس احساسمو نشون می دادم یعنی اگه از بر خوردی ناراحت یا عصبانی می شدم خودمو خوش حال نشون می دادم اما الان بیشتر اوقات یه مرحله بیشتر تغییر نمی دم احساسمو یعنی سکوت می کنم.

زینب 16:
از اونجایی که آدم درونگرایی هستم بروز احساسات تاحدی برام دشواره ولی زود صمیمی میشم و گاهی وقتها که خودم رو نباید نشون بدم خودم رو جار میزنم اگه باکسی صمیمی بشم باهاش احساساتی رفتار میکنم که این رو باید اصلاح کنم خدا قوت... بله متأسفانه بنده کودکی احساساتی بیش نیستم! آشنایان دور من رو یک دختر مودب بالغ و عاقل می بینند اما نزدیکان منده رو به عنوان یک یاوه گو و احساساتی و بچه انتقاد می کنند دلم به حال خودم میسوزه که سر انتقاد دوراهی گیرکردم!



آیناز 20 تبریز:
یه متن از قابوسنامه در مورد نمود احساسات، ولی قبلش قشنگگگ خودتونو تو لباسای خوارزمشاهی تصور کنین که تو یه مکتب کاهگلی نشستیم و مامور بالا سرمون با ترکه وایساده و میگه: اگر غم و شادیت بود، به آن کس گوی که او تیمار غم و شادی تو دارد و اثر غم و شادی پیش مردمان ، بر خود پیدا مکن. و به هر نیک و بد ، زود شادان و زود اندوهگین مشو که این فعل کودکان باشد. بزرگان به هر حق و باطلی از جای نشوند و هر شادی که بازگشت آن به غم است آنرا شادی مشمار و به وقت نومیدی امیدوارتر باش... حالا میرزا مامور نظرت راجع به این متن چیه؟ اخه بنظرم یه جاهایی با چیزی که اینجا داریم یاد میگیریم در تناقضه!

مامور معذور:
اتفاقا متن بسیار خوبیه چون با ماجرا فقط از جنبه کودکانه روانش مواجه نمی شه... برای همین توصیه می کنه که فقط همون لحظه رو ننگر... هرچند چندان از منظر روانشناسانه به ماجرا نمی نگرد که البته قرار نیست همه یه جور دیدگاهی داشته باشن. با اینهمه اگر به دیده عبرت آموزی و محصلی به هر متن و پیام و اصولا پدیده ای نگاه کنیم حرفها دورون داره... خیلی خیلی ممنون عزیز. دیدگاه متنوعی بود.

رویا برومند :
من بروز احساساتم شامل بخش کودک میشه و فکر میکنم زیادی برون گرام ! اینکه بتونی احساستو بیان کنی خیلی خوبه ولی بجا بودنش واسه من سخته خیلییی .... یکی از بچه ها گفته بود باید احساسمونو درست بروز بدیم تو ناراحتی و اعصبانیتو همچین موردای ،ولی همه احساسات من همونطور که مامور گفت ناگهانیه و سخته کنترل کردنشون ،یه جایی خوندم هرکس تو حالات مختلف احساسشو یه جور متفاوت بروز میده و بروز دادن احساسات ، راحت تر از بیان کردنشه مخصوصا واسه آقایون ! مثلا من وقتی ناراحتم اشتهام باز میشه برعکس بقیه ، خیلی پرخوری میکنم جوری که همه خونواده میفهمن از چیزی ناراحتم ( بروز دادن احساساتمم مثل آدم نیس !) وقتی خوشحال باشم همچین ذوق زده میشم وجیغ میزنم که احساس میکنم حنجرم پاره شده .چون آدم فوق العاده احساساتی هستم زیاد با آدمای که درون گرا و از نظر خودم خشک و جدی هستن جورنمیشم و به هیچ وجه پذیرای درک احساساتشون که به زور میشه فهمید نیستم.

رها حسینی راد:
بزرگترین خیانت به ما این بوده که همیشه گفتن: باید احساساتمون رو انکار کنیم!من با خودم تعارف ندارم ولی با بیان احساس به دوستی چرا!وسواس به خرج می دم نه اینکه نگم،نه می گم ولی با رعایت پرتکل های بهداشتی و کلی سخت گیری.تازگیا ذهنیتی که تعریف می شه کم تاثیره برام. کنترل هوش هیجانی می تونه تو داشتن روابط موثر کمکمون کنه.
قبلا خجالت می کشیدم از اینکه بغض کنم، بترسم،خجالت بکشم حتی تو خفا،تو جمع که اصلا دلیلشم گفتم.ولی بعد گفتم خب خدا بخواد انسانم و به حکم انسان بودن حق دارم احساسات بشری رو تجربه کنم. صبور بودن و بی توقع بودن و شفاف صحبت کردن هم جزو مهارت های گفتگوی خوبه که رابطه مستقیمی با روابط و بروز احساسات داره.

شریف از کرمانشاه :
سلام ، به نظرم مخفی کردن احساساسات بیشتر به خاطر ترس از قضاوت و نظرات مخالف دیگران است ،ما وقتی به این درک و آگاهی برسیم که از نظر توان و تحمل فکری و جسمی و روحی و.. ، با دیگران تفاوت داریم ، آنگاه هیچ دغدغه ای برای در میان گذاشتن احساسمان با دیگران نداریم، بنابراین بیان احساس وقتی نتیجه یه دلخواه میده که روحیات و توانایی خود رابشناسیم ،آگاه باشیم و سپس عمل کنیم.

فاطمه اسدی زردرودی:
سلام...در جواب عاطفه بانو بگم که کلا طبع آقایون اینطوریه که هر وقت مشکلی براشون پیش میاد توی غار خودشون میرن و وظیفه ما خانوما اینه که اون زمان جلوی غارشون منتظر نشینیم. همچنین وارد غارشون نشیم چرا که با اژدها روبرو میشیم بهتره که خانوما ساکت باشن و اجازه بدن که آقایون خودشون مسئله رو به تنهایی حل کنن.اون زمان بهترین کار اینه که خانوما خودشون رو سرگرم کنن مثل فیلم دیدن.

فاطیما 24 ایوانغرب:
واقعا ماموری حق با توئه ، من هرچی میکشم از دست ، بیش از حد فعال بودن بخش کودکمه ! باور میکنی بعضی اوقات یه کارایی میکنم ، که وقتی بعدش بهش فکر میکنم ، دود از کله ی مبارکم بلند میشه که آخه آدم حسابی رو چه عقل و منطقی اینکارو انجام دادی و اینجاست که تو همچین مواقعی جمله ی معروف شوهرم : تو هیچوقت نمیخوای بزرگ بشی !؟ . مثل گرز به سرم کوبیده میشه ... ! ماموری من کلا احساس غم و شادی رو خیلی راحت از خودم بروز میدم ، یادش بخیر وقتی 9 سالم بود ، داداشام همیشه فیلم هندی میخریدن و منم چه اشکایی که پاشون نریختم ، خدا از فیلم سازاشون نگذره...


ریحانه 18 مشهد :
کسی که هوش هیجانی بالایی داره حتما و قطعا بخش بالغِ روانش پر رنگه؟! داشتم فکر میکردم شاید یکی از دلایلِ اینکه خیلی از ما ها در ابرازِ درست احساسات مون می لَنگیم، سرکوب شون می کنیم یا حتی اون جوری میشه که پشت دست مون رو داغ می کنیم، عدم مهارت در بیانه!!! نمی تونیم خوب حرف بزنیم... "فلذا فن بیان یا استفاده درست از کلمات در بیانِ احساسات نقشِ کلیدی دارد..." قال ریحانه...
کسایی در ابراز احساسات(هر نوع احساسی) پشیمونی اومده سراغ شون یا رفتار طرف مقابل چیزی نبوده که انتظارش رو داشتن، همونایی میشن که دیگه از یه جایی به بعد فقط احساسات شون رو سرکوب می کنن... تجربه ایی ناموفق یا آدم اشتباهی باعث میشه تو یه آدم ترسو بشی!!!

کژالم 29 از شهربی یار:
جمله پیش خوان از سمانه، بروز احساسات سبک وسیاق خاصی داره باید بدونی کجا ودر برابر چشمان چه کسانی وچطور بروز بدی، متأسفانه آدمها هم رو درک نمیکنن اما انتظار دارن همه درکشون کنن! ادم دیگه نمیتونه به کسی اعتماد کنه وهمه احساسشو رو بگه واین خیلی بد.. خیلی بد درسته اعتماد وباورهای ادم ها رو ادم های اشتباهی از بین میبرن ودیگه هیچ وقت نمیتونی ونمیشه که حتی به ادم درست وخوب هم اعتماد کنی یه چیزای اگه خراب بشه دیگه خراب شده تا ابد شایدم من اشتباه میکنم ولی میبینم من دیگه حتی به خودمم اعتماد ندارم چه برسه به دیگران.

فائزه شهریور :
کسی که احساسات کنترل شده ای داره هیچوقت با عصبانیت وگریه و خنده نابجا شرایط رو بر علیه خودش قرار نمیده، میدونه که الان باید با طرف مقابلش همدردی کنه،می دونه که الان باید یه اخم کوچولو تو پیشونیش باشه می دونه که الان باید از ته دل بخنده وکیف کنه، به موقع نه های محکمی میگه و در طول زندگیش احساساتش رو به طور هوشمندانه ای بر مدار هوش و منطق درست قرار میده به طوری که اون من بالغ هم در رکابشه.

مامور معذور:
و همچنان منتظریم که بفرمایید راه درست و بالغانه بیان احساسات چه طوریاست؟ با ما در ارتباط باشید... ده هزاااااااار / پونصد و بیست و هشت!
یکشنبه هم بر می گردیم به خانه خودمون یعنی دیدگاه... منتظر قدوم مبارکتان هستیم... منتظر دیدگاه های ارزشمندمان باشید! هی هی !

حال دلتون عید... عید و اعیادتون هم مبارک.

ببینمتون! ...... دیدم!
هنوزم گاهی میشه دل بعضی آدمها رو از پس پشت نگاهشون دید!
ای جانم!

التماس دعا رفقا جانم...
در پناه خدا و یاااا حق


تو آه منی! اشتباه منی ...
چگونه هنوز از تو می گویم؟!
تو همسفر نیمه راه منی ....
چگونه هنوز از تو می گویم؟

پناه منی تکیه گاه منی...
که زمزمه ات مانده در گوشم!
گناه منی بی گناه منی...
که بار غمت مانده بر دوشم!

بهانه من بغض خانه من...
گرفته دلمممم، گرررریه می خواهم!
خیال خوش عاشقانه من...
همیشه تویی آخرین راهم!

بهانه من بغض خانه من...
گرفته دلمممم، گرررریه می خواهم!
خیال خوش عاشقانه من...
همیشه تویی آخرین راهم!

صدای توام پا به پای توام...
تو میبری ام رو به خاموشی!
غریبه ترین آشنای توام...
که می کشدم این فراموشی

تمام منی نا تمام منی...
چه بغضی بدی در گلو دارم!
بیا و بگو فکر حال منی...
ببین که هنوز آرزو دارم!

بهانه من بغض خانه من...
گرفته دلمممم، گرررریه می خواهم!
خیال خوش عاشقانه من...
همیشه تویی آخرین راهم!

بهانه من بغض خانه من...
گرفته دلمممم، گرررریه می خواهم!
خیال خوش عاشقانه من...
همیشه تویی آخرین راهم!

با صدای علیرضا قربانی
موسیقی: علیرضا افکاری
شعر: حسین غیاثی


گزارش حمایتهاتون پس کوووش؟؟؟
چیزه! .... شله... خیلی شلللله! آها آها
قطعا دل "گرمیم" به محبتهای شما
پیامک به شماره: ۳۰۰۰۰۱۶۲
تماس: ۱۶۲روابط عمومی صدا و سیما