10000528 
شهید رجایی

زندگینامه
شهید محمد على رجایى، در سال 1312 در شهرستان قزوین متولد شد. وی در سن 4 سالگى از داشتن نعمت پدر محروم شد و تحت تکفل مادری مهربان قرار گرفت. در کتاب سیره شهید رجایی، تألیف غلامعلی رجایی که در سال 1385 توسط سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده، درباره دوران نوجوانی و جوانی شهید رجایی آمده است: «از همان دوران کودکی روح تعبد و بندگی در وجود شهید رجایی نمایان بود. مکبر مسجد، نوحه خوانی، مناجات‏های شبانه، توجه به حجاب اطرافیان، احساس مسئولیت نسبت به دیگران، دوری از مال دنیا همه از ویژگی‏های بارز این نوجوان قزوینی بود. ایشان در 4 سالگی پدر خود را از دست دادند و در زیر سایه مادر و برادر بزرگوارشان پرورش یافتند و برای این دو احترام زیادی قایل بودند و معمولاً کاری بر خلاف میل آنها انجام نمی‏داد.»
شهید رجایی از مؤثرترین رجال صدر اول انقلاب و دولتمردی انقلابی و اسلامی به شمار می‏رفت. او به نظریه مردم سالاری دینی و مردمی بودن دولتمردان در حکومت اسلامی معتقد بود. وی در دوران نمایندگی مجلس شورای اسلامی، نخست‌وزیری و ریاست جمهوری اندیشه تحقق اهداف مکتب اسلام را در صدر برنامه‌های خود داشت که به همین دلیل دولت او را، دولت مکتبی لقب دادند.
شهید رجایی مجموعاً 28 روز به عنوان رئیس‌جمهور خدمت نمود و در 8 شهریورماه سال 1360 توسط منافقین به شهادت رسید.
تحصیلات
شهید رجایی تحصیلات ابتدایى را تا اخذ گواهینامه ششم ابتداى در قزوین به انجام رساند. او در سال 1327 به تهران مهاجرت کرد و در سال 1328 وارد نیروى هوایى شد. در مدت 5 سال خدمت در نیروى هوایى، دوره متوسطه را با تحصیل شبانه گذراند، سپس در سال 1335 به دانشسراى عالى رفت و سال 1338 دوره لیسانس خود را در رشته ریاضى به پایان برد.
او در دهه 1320 در کنار تحصیل و اشتغال، فعالیت‌های سیاسی خود را نیز با شرکت در جلسات تفسیر قرآن و سخنرانی‌های آیت‌الله طالقانی در مسجد هدایت و همکاری با روحانیون مبارز و بقایای هیأت‌های مؤتلفه اسلامی دنبال ‏کرد.
نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران
با شروع به کار مجلس شورای اسلامی از 7 خرداد 1359، جمهوری اسلامی وارد مرحله ‌جدیدی شد؛ زیرا با شروع فعالیت مجلس، ساختار سیاسی جامعه نیز بر مدار جدیدی شروع به چرخیدن کرد. پس از انتخاب هاشمی رفسنجانی به ریاست مجلس شورای اسلامی در 29 تیر 1359 و سوگند ابوالحسن بنی‌ صدر به عنوان رئیس‌جمهور در 31 تیر 1359 در مجلس، مسئله معرفی و انتخاب نخست‌وزیر در میان طیف سیاسی جامعه و مطبوعات که پس از افتتاح مجلس مطرح شده بود، بعد تازه و وسیعی به خود گرفت و گمانه‌زنی‌های سیاسی شروع شد.
مخالفت بنی صدر با اعضای کابینه شهید رجایی
اعضای پیشنهادی شهید رجایی با مخالفت بنی‌صدر و نامه‌نگاری‌های فراوان او به رجایی مواجه شد تا جایی که شهید رجایی در نامه‌ای به حضرت امام (ره) خواست که هر تصمیمی را که صلاح می‌داند اعلام فرماید؛ اما امام خمینی (ره) اعلام داشت: «اینجانب دخالت در امور نمی‌کنم. موازین همان بود که کراراً گفته‌ام و سفارش من این است که آقایان تفاهم کنند و اشخاص مؤمن به انقلاب و مدیر و مدبر و فعال انتخاب نمایند.»
سرانجام شهید رجایی در شهریورماه اسامی کابینه خود را به رئیس‌جمهور و مجلس شورای اسلامی اعلام کرد که از 21 وزیر معرفی شده، بنی‌صدر با 14 نفر آنان موافقت و به مجلس معرفی کرد و در روز 17 شهریور 1359 اکثریت وزیران رأی اعتماد گرفتند و بقیه اعضای کابینه نیز به تدریج تا 14 تیر 1360 انتخاب شدند؛ اما کابینه شهید رجایی اولین جلسه رسمی خود را در 19 شهریور 1359 با 14 وزیر تشکیل داد.
شهادت
شهید رجایی در دوره کوتاه مدت ریاست جمهوری خود (28 روز) راه و خط مشی انقلابی و مکتبی را که در دوره نخست‌وزیری در پیش گرفته‌ بود ادامه داد و بر خلاف دوره قبل، رییس جمهور و نخست‌وزیر هم فکر و هم رأی باهم بودند.
دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامى که توان تحمل وجود این مایه امید مستضعفان و عنصر ارزشمند و دلسوز را نداشتند در 8 شهریور ماه 1360 او را به همراه یار قدیمی‌اش شهید باهنر در انفجار دفتر نخست‌وزیری به شهادت رساندند.
وقوع انفجار و شهادت رجایی
عصر روز 8 شهریورماه 1360، صدای انفجار مهیبی از ساختمان نخست‌وزیری برخاست. کارکنان به طرف محل انفجار دویدند. جمعیت زیادی از راه رسید. همه نگران رجایی و باهنر بودند. رجایی از چند روز قبل به فرمان حضرت امام خانواده‌اش را در یکی از واحدهای مسکونی نهاد ریاست‌جمهوری ساکن کرده بود تا دیگر مجبور به رفت‌وآمد به خانه‌اش نباشد. کمال، پسر 13 ساله رجایی از دور شاهد شعله‌های آتش بود. او با حالی آشفته به مادرش تلفن کرد و ماجرا را با او در میان گذاشت تا همسر شهید رجایی خودش را برساند. پیکرهای خونین و سوخته رجایی و باهنر را به بیمارستان منتقل کردند. شدت انفجار به حدی بود که ابتدا هیچ‌کس نتوانست کشته شدگان را شناسایی کند. جنازه‌ها را به بیمارستان انقلاب منتقل کرده و پیکر شهید رجایی را در سردخانه قراردادند. هیچ‌کس نمی‌دانست که این پیکر سوخته، بدن شهید رجایی است. به فکر یکی از اطرافیان او رسید که از روی دندان‌ها می‌توان فهمید که پیکر سوخته، بدن شهید رجایی است یا خیر؟ اما سوختگی آن‌چنان بود که دهان رجایی به سادگی باز نمی‌شد. لحظاتی بعد یکی از پزشکان از راه رسید و پس از شستن لب‌ها با آب اکسیژنه، دهان را باز کرد و دندان‌ها دیده‌ شد، اما باز هم کسی او را نشناخت. همسر شهید رجایی به بیمارستان آمد و در سردخانه پیکر سوخته شهید رجایی را شناسایی کرد. با شنیدن خبر شهادت رجایی و باهنر، مردم به خیابان‌ها ریختند و ایران در سوگ رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر خود فرو رفت. با طلوع آفتاب روز 9 شهریورماه مردم در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کرده و با سردادن شعار «رجایی، رجایی راهت ادامه دارد.» پیکر او و شهید باهنر را تا بهشت زهرا مشایعت کردند.