علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه چهارشنبه 30 فروردین

سلام و درود عزیزان جان
آرزو می کنم (همین جور یکم و دوکم نه ها ... بسی و شدیدااا)
که روز و روزگار بر شما خوش باشه
خب یه بار دیگه هم بریم سراغ دیدگاه این نوبت یعنی 30 فروردین برابر 19 آپریل و 21 رجب المرجب!
هنگام اذان صبح ... اهم اوهوم!

ممنونیم از بیش فعالان عزیز
بشری یابری نیا 15 اهواز
سهیلا درویشی 19 ارومیه
پرستار 23 یاسوج
شانلی 21 اردبیل
و فاطمه انصاری و زهرای خالی! از کرمانشاه

موضوعات هفته:
یک) نمونه هایی از قضاوتهایی که : درباره دیگران داشتین و اشتباه بوده ... و دیگران درباره شما داشتن و اشتباه بوده رو ضمن تشریح، ترسیم نومایید( انصافا بخش اولش مهمتره ها )
دو) وقت مصرف کالاهای ایرانی بعضی ها می گن کیفیت نداره! زمان سلامتی هم که میشه همه می نالیم که سلامت مملکت چنین و چنان! ... اضافه وزن و چاقی هم که قربونش برم! با این اوصاف: خانواده شما از چای ایرانی که نه اسانس و رنگ و مواد افزودنی داره و از برنج ایرانی که حرف و حدیث سرطانزا بودن نداره چقدر حمایت می کنن؟ لطفا کالاهای مشابه رو نام ببرید!
سه) سهم من : از اصلاح و بهبود جامعه چیست؟ مثلا : حفظ محیط زیست؟ اموال عمومی ؟ آثار ملی؟ مشارکت در فعالیتهای خیرخواهانه مردمی؟ احترام به قوانین ؟ کاهش مصرف انرژی و آب ؟ افزایش مطالعه کتاب؟ حفظ حریم خصوصی افراد؟ و ....

بشری یابری نیا15اهواز:
من یه دفعه قضاوت نادرست درباره دوستم کردم.گفتم چقدخسیسه هیچی خرج نمیکنه.بعدچندوقت فهمیدم پدرنداره وفقیرن.خیلی ازخودم خجالت کشیدم.... ژاپنی هاچندسال پیش بدترین جنس های جهان روداشتن ولی مردم کشورژاپن فقط وفقط اجناس تولیدکشورشون رومیخریدن وازتولیدکننده هاشون حمایت کردن.برای همین الان بهترین جنس هامتعلق به کشورژاپنه.کاش ماهم ازجنسای ایرانی حمایت کنیم.

زهرا/اصفان:
خداومد متعال در قرآن میفرماید: "یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیرا من الظن، ان بعض الظن اثم" .(سوره حجرات). پس بیاین بچه های خوبی باشیم.آقربونش.... سهم من تمیز تحویل دادن کتاباییه که از کتابخونه میگیرم.تازه بعدشم مقداری از کتابو تعریف میکنم واسه بقیه و اینجوری تشویقشون میکنم واسه مطالعه.چقدر من فعالم!

جوکار از خفر شرقی:
حضرت علی (ع) می فرماید : اگر شبانگاه کسی را در حال انجام گناهی دیدی، سحر در موردش قضاوت بد نکن شاید نیمه شب توبه کرده باشد!

خواست نامش فاش نشود
این که میگم تجربه یک سال کار توی تالار است. مهماندار تالار بودم خدا شاهد من است که بعد از پایان هر مراسم عروسی یا عزا به اندازه دویست نفر یک دیگ بزرگ برنج ایرانی پخته اضافه میومد که قابل استفاده نبود چرا؟ چون سرو غذا اشتباه بود. این غذا های اضافه که جاش توی زباله دونی بود چند نفر رو سیر میکنه چند تا تالار تو ایران هست چند تا تالار هست که چند مدل غذا سرو میشه؟ ... پس سهم من: ای کاش نه فقط من همه این اسراف کردن رو از ذهنمون پاک کنیم شعار نیست تجربه کردم اگر یه کم کنترل کنیم. عادت میکنیم غذا به اندازه درست کنیم.

علی اصغر اردیبهشتی. خوی:
(نرگس،هانی،کوثر): ماموری متاسفانه چند ساله مد شده موقع خرید اول مارکشو میپرسن اگه ایرانی باشه خیلیا نمیخرن.

مریم (مهرگان) 19جیرفت:
اگه کیفیت تولیدات داخلی خوب باشه معلومه که همه می خرن و استقبال میکنن،اینجوری نباشه پولی که بابت لباس میدیم با چند بار شستن دیگه قابل استفاده نباشه،یا وسیله برقی که میگیریم بعد از چند ماه دیگه کار نکنه،جاروبرقی قبلیمون خارجی بود سوخت اونم بعداز 8سال!این بار ایرانی خریدیم امیدوارم پشیمون نشیم ازخریدش.

زهرا از میرجاوه:
سلام مأمور معذور مجهول خوبی خوشی نمیدونی چقد خوشحال شدم پیاممو درجیدی دیگ داشتم نومید میشدم پیر شی ننه.

پاییزازشاباد:
من امشب باکلی شوق وذوق دیدگاه وخوندم ولی پیامم درج نشده بودخیلی ناراحت شدم.هق هق هق

شیما 15گناباد:
پس چی!! ماهردوسال فقط به خاطر برنج وچایی پامیشیم میریم شماااال!!

مومنه امیری 19شهرری:
خودم که همیشه سعی میکنم کالای ایرانی رو در خرید هام توالویت قراربدم ولی ...
خانواده ام جداازاینکه همه چیز شون ایرانی بیشتر مواد خوراکی شون ازتولید بمصرف بخدا،من بااینکه توشهربدنیااومدم وزندگی کردم ولی هیچوقت شیرودوغ وماست مغازه نخوردم...

پرستار23ساله.یاسوج:
سهم من دادن صدقه روزانه.دقت کردن در خرید کالای ایرانی.خوش اخلاقی با مریضای بداخلاق(فحش میدن بووووقق).جمع کردن زباله هایی که تو طبیعت ریخته.خسته نباشید گفتن به مامورای شهرداری.کمک کردن به سالمندان.دفاع کردن از عروسمون پیش مامان و خواهرم هرهرهرهر (مدل خنده جدیده داداش)

دخترکاغذی22ایلام:
شانلی جون منم عین اون پسرهستم وقتی کلاغ میبینم صددرصد یه اتفاق بدی واسم میفته این باور آدمه نه خرافات ازاول گفتن کلاغ نحسه ماهم باورکردیم.

زهرا. کرمانشاه:
درمورد مصرف کالای ایرانی، لباس وکفش ایرانی واقعا از حق نگذریم باکیفیته. نخوردیم نون گندم دیدیم که دست مردم ... پادشاه به شازده کوچولوگفت: محاکمه کردن خودازمحاکمه کردن دیگران مشکل تراست. اگربتوانی درموردخودت درست قضاوت کنی معلوم می شودکه خردمندهستی.

فاطمه انصاری از کرمانشاه:
ما خودمون همه جا داد میزنیم بیکاری بیکاری! آخه یکی نیست بگه شما که از جوونهاتون حمایت نمی کنید معلومه که بیکاری ایجاد میشه!

رها 14 اردبیل:
ماتاجایی که بشه کالای ایرانی میخریم وکمترازجنس خارجی استفاده میکنیم من توی مستند دیدم مارک خارجی رو روی کالاهای ایرانی میزنن تامردم بخرن جالب این که خریداربعد ازخریدن ازش راضی هم هست ! پس چراکالای ایرانی رو بد نام کنیم؟

مامور معذور:
چندسال پیش که کالاهای چینی هنوز انقدر خودشون رو نشون نداده بودن، رفته بودم کارگاه زنان سرپرست خانوار یه نهاد حمایتی. عروسکهای خیلی قشنگ گنده منده تولید می کردن . یک فروند که خریدم. دیدم روش زده: ساخت چین! از سرپرستشون پرسیدم: خب آخه چلا؟ که فرمودن: یه مدت می زدیم ساخت ایران نمی خریدن! و در اینجا: هی هی . هوی هوی! می دونین خصوصا در زمینه لباس و کفش، چقدر محصولات ایرانی هست که اسم خارجکی روش می زنن؟ کارش از ما، عاما تبلیغ یه مارک و اسم دیگه! اونم مفت و مجانی! بعد چپ می ریم راست میایم می گیم وطنم و پاسداشت کشور و ... . خب همچنان آخه چلا؟

غزل 16 گیلان:
آره یه بار دوستم درموردم قضاوت کرد.میخواستن ما رو ببرن اردو،منم بابام نمی ذاشت تا برم،وقتی به دوستم میگفتم من نمیام فکر میکرد که به خاطر پوله..حتی بهم گفت تو بیا من پولتو میدم!در حالی که اصلا اینطور نبود و پدرم به خاطر راه دور اجازه نداد اما..خلاصه خیلی ناراحت شدم از رفتارش.

ساناز 30 مهر:
من یه چند بارى قضاوت نادرست داشتم یکیش در مورد مامانم بود که بعدش شپلق نثارمون شد یه بارم مامانم منو قضاوت کرد که بعدش گفتن اشتباهه دیگه پیش میاد.مث اون قضیه ى تفاوت ظرف شکستنه که اگه فرزندان خانواده بشکونن میشن دست و پا چلفتى.اگه پدر خانواده ظرفو بشکنه میگه:این ظرف اینجا چیکار میکنه؟(آخه پدر من پس کجا چیکار کنه؟!)عاما اگه مادر بشکنه قضا بلا بوده.(با تمام این اوصاف من بازم مخلصشونم دربست)

فاطمه 29 . میانه:
من همیشه سعی میکنم دیگران قضاوت نکنم اما تا دلتون بخواد مورد قضاوت قرار گرفتم اولش ناراحت میشدم بدش بخشیدمشون چون خدا میدونه تو دلم چخبره خودش خبر داره و این برام کافیه :و سهم من رسیدگی به مادر بزرگمه تو مصرف گاز و برق صرفه جویی میکنم و از کالای ایرانی حمایت میکنم.

فهیمه 26 شهریار :
ولى خدایی چند ماه پیش برنج ایرانى گرفتیم ، یارانه مون رو قطع كردن! فكر كردن سرمایه دار شدیم ! هه ! ... خدا وكیلى ماكارونى با اون قد و بالا چه ربطى به این برنج خارجیا داره من موندم ! انقدام گندش نكنید ! همین برنجا آبروى تازه عروسا رو حفظ كرده به این راحتیا شفته نمیشه ! زن عمو من شمالیه اما این برنجا رو می پسنده!

مامور معذور:
آبجی جان! شما که کدبانویی دیگه چرا؟ باباجون! هر برنجی خریدیم امتحانی یه کوچولو بپزیم مدت زمانش میاد دستمون که چقدر تا مرز آبرو ریزی و شفتگی فاصله داریم! بعدشم مگه خونه تازه عروس اصلا مهمون میره؟ به چه حجت و جراتی؟ ضمنا ما عاشقان شفته ایم! مخصوصا سبزی پلو و نخ سوزن لوبیا پلو با سالاد شیرازی و نهنا! ( نعنا)

لاله 17مشهد:
سلام به مامور گل و گلابی خوبی؟خوشی؟ فکرش رو نمیکردم من ته تغاری نازک نارنجی ایییینقدر صبر داشته باشم!!!خودم از خودم تعجب کردم!روز به روز دارم آب میشم . لباسام تو تنم زار میزنه !اما بازم آهنگ انقدر بخند رو گوش میدم . نقاشی گربه شرک رو میکشم آدامس باد میکنم میخندم!نمیدونم به چی؟!!شاید به سرنوشتم!

سهیلا درویشی 19 ارومیه :
به نظرم آدما تو روزای سخت زندگیشون انتظاراتشون نسبت به اطراف میره بالا و بازار قضاوتم گرم میشه، بعد فوت مامانم بخاطر ازدیاد دردی که میکشم همه رو قضاوت میکنم و اصلا هم نمیخام قبول کنم که اشتباس، از حلوا پختنشون برا مجلس گرفته تا ب عزا ننشستن هفت پشت غریبه، خودمم قضاوت شدم خصوصا الان که بی مادرم.

نغمه 27 رفسنجون :
رفتم تو حیاط داشتم تو تاریکی همچین شاعرانه قدم میزدم نگام به آسمون بود "یه ی هو" پا گذاشتم روی یه سوسک ! زود پام رو برداشتم...نمرد! فقط یکم کمک هاش خوابیده ، بدنه اش سالم سالمه!

زهرا 19 ایران 45 :
رفیق میگم اجازه میدی با رفقا یکم قضاوتت کنیم قول میدیم فقط یه کوجمولو بعد میریم در خانه خودمون بازی کنیم قول .

مامور معذور:
اینکه می گن اجازه ماهم دست شماست دقیقا جاش همینجاست ها . رفیق! من اجازه بدم یا ندم از روز اول رفقا هی عنایت فرمودن و قضاوت که نه، آنالیزهای هوایی - تخیلی نومودن . بعدم که جواب تصورات غلطشون رو می دی عجیبه که می گن: عه ! چه جالب! من تاحالا فکر می کردم اینجوری ! پس حتما شما از اونایی هستی که اونجوری؟! ( شونصدتا شکلک آدمک در حال تناول تیرآهن) یههنی این یک فروند روند ریشه دوانده، در روح و روان ماست! شمام هرجور راحتی! من با لبخند از کنارشون می پرم! فقط انصافا بیایم وسط انجام قضاوت در محکمه هامون (پیش از کبودی) اجازه تنفس به خودمون هم بدیم! دفاع محکوم ( از متهم گذشته) پیشکش!

محدثه از تهروون :
(من باتصویری شطرنجی) وااا؟...ماموری بچه نداری؟من تا الان فکر میکردم یه پسر هشت ساله بایه دختر سه ساله داری؟...یعنی زود قضاوت کردم؟

مریم عباسى فر22رومشگان:
سهم من: خندوندن فامیل،كمك كردن درهرشرایطى به دوستامه چون ازرفاقت كم نمیذارم.

علی 16 خرم آباد:
هی میگم موقع دیدگاه خوندن چیزی نخورم بازم درس عبرت نمیگیرم . اون پیام راجع به دستشویی داشتن رو ک خوندم خندیدم و غذا پرید تو گلوم وقت بود فاتحه مع صلوات بشم! ... اگه تو با تامیونت از رو پیام های بقیه رد میشی، مال من رو مثل سامورایی ها پریدی هوا قطع کردی .یعنی فقط از اسمم فهمیدم پیام مال خودمه بعدش دوسه بار با تعجب بازخوانیش کردم.

سعادتمند:
در جواب اون بی نام : منم بابام اصلاااا محبت بلد نیست ، و شاید با ما محبت کردن بلد نیست ، دقیقا همه چی بهممم میگه ، خصوصا تو جمع . یعنی قشنگ آبرومو میبرن . اما یه حرفی آموختم اونم اینکه ، از خانواده نمیتوان دل برید ، نمیتوان جدا شد . پس یا تغییر بدتش ، ( با محبت ) ، و بپذیر و دوستش بدااار . با تموم وجودم به بابام تبریک گفتم.

مامان مونا. اردبیل:
آرشام جان راست میگی خیلی سخت (بوسیدن دست پدر و مادر) اما اگه ازبچگی این کار رو یاد میگرفتیم الان برامون عادی شده بود. دختر من خیلی بامن وباباش صمیمیه . ماهم همچنین اما من خودم پیش پدرومادرم خیلی راحت نیستم خیلی هم دوسشون دارم.

مامور معذور:
اول: جان امواتت اسمت رو اول "هر پیام" بنویس... کشتوندی بنده را. دویم : باباجون! مامان جون ( در این مورد) چرا اصل رو ول نموده و چسبیدیم به ظاهر ماجرا؟ انقدر گیر ندین به این رفیقهامون. منظور احترام گذاشتن بود و بس. حالا بنده، اصلا شست مبارک پدر جانم رو از جوراب از صبح تو کفش مونده اش در بیارم و "مک" زده وانگاه نوش جان بکنم! ولی احترامش رو نگه ندارم چه فایده خب؟! ( همش تقصیر خودتونه ها! هی ماچ ماچ کردین، مجبور به روشنگری شدم!)

بیتا بانو:
هر نوبت به روز رسانی توی یه صفحه می خندونی، توی صفحه بعد اشک آدم رو در میاری، توی صفحه بعدتر حرفی گفتی یا پیامی گذاشتی که مخ و مخچه سوت بلبلی و بعضا سوت خشدار می زنه! بعله.

مهسا 17 قم:
اونایى که مشکل دارن دست باباهاشون رو بوس کنن حق دارن چون منم اونجوریم کلا توعید بابام خواست ببوستم صورتم پس کشیدم داشت کربلامیرفت به زورنگه داشت بوسم کرد ازاعتکاف برگشتنیم شبیه خون زد ازشملچه برگشتم وسط کوچه به زوربغلم کردکلابابام بدبخته به خاطردختربى احساسش

شروق 18 :
یه بار رفته بودم بابامو ببوسم ولى...هى روزگار....بابام منو هل داد، نذاشت ببوسمش! جرم من اینه؛ چون دخترم.ولى با این حال این رو میگم،عزیزجونمى بابایى.

طاهره 24 کرمانشاه:
سلام،امان ازدست این پدرمادرها . اصلامارواسه چی به دنیاآوردن؟ همینکه دست می بریم طرف گوشی یا تلویزیون میگن کورنشدی از بس اون تورو نگاه کردی؟ بسه پاشوبروکاراتوبکن، میگی کارندارم، میگن اصلابروبگیربخواب فرداتا لنگ ظهرنخوابی. میری بخوابی میگن مرغ هم هنوز نخوابیده کجا؟ میگی میرم کتاب بخونم،میگن حالاعلامه دهرنشی پاشوبیا اخبار رو بگیرببینیم ،آخه من سرموکجابکوبم؟

مهوش مولایی 20 :
میگم این آرشام 18زنجان بزرگ نمیشه یعنی سنشون بالا نمیره؟ من هجده سالم بود ایشونم هجده من نوزده ایشون هجده! من بیست ایشون هجده! والا داداش اگه فرمولی داره بگو ماهم بهره ببریم!


آرشام18زنجان:
خواهرم مهدیس و اونایی که اسمشون رو نگفتن درکتون میکنم. به قرآن سخته بخوای به پدری که بهت فحش میده و جلو مردم آبروت رو میبره بگی روزت مبارک. کاش منم .......

لاله 22 :
مهدیس عزیز من، پدرم ترکمون کرد ورفت دنبال زندگیش ولی ناپدریم خیلی بهمون محبت کرد الان اسم بابام که میادباهمه سختیایی که کشیدم بازم عاشقشم شعارنیست واقعیته.

پژاره:
چقدر تند میرن بچه ها درمورد بابا و ماماناشون، این حق دو طرفس، الانم که گوشی و گود دیدگاه دست شماست کاش والدینتونم تو بحث ها مشارکت داشتن اونوقت قضاوت میکردیم!

مامور معذور:
ببشقید. اونوقت قضاوت می کردیم آیا؟! قاضی ها تا ابعاد مختلف یه موضوع براشون شفاف و مبرهن نشه حکمی نمی دن ... تازه تخصصشون اینه. اگر با خودمون فکر کنیم که چقدر به یه موضوع اشراف داریم و صلاحیت داریم؟ شاید وضعمون بهتر از این بود. اتفاقا حرف سر این نیست که عقل و تجربه رو بذاریم کنار و تعطیل . اصلا. جالبه بدونیم یکی از دلایلی که شراب در اسلام حرامه اینه که بسیار برای عقل جایگاه قائله که عقلتون رو زایل و تعطیل نکنین . بحث آرامش گرفتن از بیرون و نفی مشکلات موجودمون به کنار . نگفتیم یک ساعت فکر کردن بهتر هفتاد سال عبادت است؟ اینا جدا . الان بحث سر اینه که کاش انقدر خودمون رو کمال مطلق و نتایج حاصله رو قطعی ندونیم! اجازه دفاع طرف همچنان پیشکش!

هانیه خانوم. زابل:
بدترین قضاوتى ک در موردم شد:تو مهمانى داشتیم شام میخوردیم,ب من ته دیگ تعارف نکردن و گفتن هانیه ک دوست نداره..تا اخر شام روم نشد بردارم...نمیبخشمشون...ناملدا هق هق هق.

النازشهرکی ازشمال:
مابرای دسترنج هموطنامون و اونام برای سلامتی ما ارزش قاعلن وانشاا... این ارتباط متقابل شیرازه ی اقتصاد مون رو محکم می بنده.

هدیه ام:
سلام من یه بار واسه یکی از دخترای فامیل که خواستگار اومده بود دختره اول قبول کرد بعدگفت نه راضی نیستم من هم توذهنم قضاوتش کردم و گفتم چه دختری از اول قبول کردی بعد چرا زدی زیرش؟ تا اینکه دقیقا همین اتفاق برای خودم افتاد بدون هیچ دلیلی همه چی رو بهم زدم پس نتیجه میگیریم چوب خدا بی صداست،باشدکه دیگران را قضاوت نکنیم! این بود انشای من!

ترمه 16 تهرون:
تو منو یاد شخصیت یکی از رمانها میندازی فکر کنم عابر بی سایه بود یا نه یه چی دیه ولی عالی بود... عاشق نشدی که درد گرسنگی و دشویی یادت برهههه.

زینب19س:
سلام مامور از اونجای که میدونم انتقادپذیریت بالاست باید بگم شمامنو یاد آنه شرلی میندازی!

مامور معذور:
شمام خیلی زرنگ و زبلی! دارمت!

ماریا از باخرز :
( پیام اولی ) سلام خوبید ؟ میگما ینی یه باخرزی عضو باشگاه نیس؟؟ و عاما مأموری یه سوال باید چند تا پیام بدیم که از بیش فعالا باشیم؟

مامور معذور:
سلام . شما و همه تازه واردها و خاموش ها خوش اومدین و خوش میاین! اگه شمام مثل رفیق مون از خفر! بر نمی آشوبی! لطفا و جسارتا ما رو روشن بفرمایید که ابتدا در کدام استان هستین و بعد شهر معروف و بزرگ نزدیکتون کجاست؟ در پایان: بیش فعالی ربطی به تعداد پیام نداره . خیلی ها فقط با یه پیام حساب شده بیش فعال می شن. ممکنه جاهای دیگه مملکت پول مهم باشه ولی اینجا از اونجاهاش نیست. مثل خودت که فقط یه پیام دادی. در دیدگاه : خلاقیت، تفکر ، بامزگی و ارتباط موضوعی شما را از درگاه احدیت مسئلت می نومایانیم! فاتحه مع الصصصلوات!

سمیه از گنبدکاووس:
تعریف از خود نباشه تا الان یادم نمیاد درباره کسی قضاوت یا غیبت کرده باشم.

ماندانا:
اولاکه سلام وسپاس خدمت مامور زحمتکش دویوما:درجواب لیلاجان فرمودید که سلامتی وسرطان وبیکاری خواهروبرادر خودمون روتهدیدمیکنه؟؟نه کمی ترن بک:اخه سلامتی مگه تهدیدمیکند؟فلذا اونوقت بیماری چی میکند؟؟سیومندش:بچه ها که ازدواج نمیکنند!!یوهاها وتشکر.

صدیقه خرم آباد:
هفت .هشت سال پیش بود که من شنیدم این برنج دانه بلندا سرب و آرسنیک دارن دیگه لب نزدم..... اوائل خانواده م براشون مهم نبود ولی بعدش بخاطر هشدارای من خواهر و برادرام هم دیگه برا خونه هاشون برنج ایرانی مناسب درآمدشون از سر شالیزار میخرن که درسته برنج مجلسی نیست ولی خوشمزه و ارزونه و خیالمون راحته که برنجه.

زهراپنجی 19:
الان برنج شمال کیلویی هفده هجده تومنه ماهم ازمرکزش میگیریم هم زیادخریدمیکنیم بخاطرهمین ارزونترمیافته واسمون ... سهم من. . .چندتاخانواده رومیشناسم که میدونم اکثرشباگرسنه میخوابن تصمیم گرفتم ازاین به بعدماهیانه یه مبلغی بهشون بدم که دیگه گرسنه نخوابن تاوقتی که بتونم به این کارم ادامه میدم.

هانیه:
مامور جان شما که با بیش فعالان تماس تلفنی دارید؟ به نظرم در هر مجله محتوای یکى از گفتگو ها رو بدرجى...عزیزم موضوعات رو بر چه اساسی مشخص میکنى? واقعا به هم ربطی ندارن.

مامور معذور:
هانیه بانوی دلسوز... بله تماس داریم . همه پیامهایی که دادی رو هم خوندم. ممنون. از تاریخ اولین پیام شما فقط یک ماه می گذره. خواهشم از شما و سایر عزیزانی که تازه به جمع ما پیوستن اینه که فرصت بیشتری بدین تا با فضای دیدگاه بیشتر آشنا بشین. موضوعات هم معمولا تعمدا به هم ربط ندارن: جهت تنوع و مشارکت رفقا. ضمنا فرموده بودی که تند جواب بچه ها رو می دم و از طنز در پاسخهام استفاده کنم. چشم عزیز. از این جهت عرض می کنم شماهم فرصت بیشتری بده. تا اون زمان کمی ماست و خیار قاطی جوابها می کنم تا از تندیش کم بشه. ارادت و آقربونش عمومی.

رعنا 37 اصفهان:
در مورد دیگران پیش اومده زود قضاوت کنم،اما از اونجایی که زود عذاب وجدان میگیرم سعی میکنم در صورت امکان به یک طریقی از اون شخص حلالیت بطلبم.درمورد خودم قضاوت ناحق زیاد شنیدم،مخصوصا از خانواده ی شوهرم اما اشکالی نداره،من دلم دریاست زود یه چیزی فراموشم میشه.

اعظم 17 نیشابور :
تا حالا کسی رو قضاوت نکردم و نخواهم کرد ، من نمیدونم چه ها کرده تو افکارش چیه چه راهی رو رفته هر وقت خدایی نکرده خواستم کسی رو قضاوت کنم اول کفش هاشو میپوشم همون راهی رو که رفته میرم بعد که بفهمیدم قضاوت میکنم .

ساناز، آذر72فومن:
می خواهی قضاوتم کنی ؟ باشه ایرادی نداره ؛ ولی اول کفش هایم را بپوش . راهم را برو . دردهایم را بکش . آن وقت اگر توانستی قضاوتم کن . ممنون از بودنتون.

مامور معذور:
شرمنده خو می خوام بپوشما ... ولی آخه با پاشنه بلند جلوی این جماعت؟! "بی بین" از این کفش طبی مشکی های "دکتر ول" نداری؟ چی؟ جمعش کردن؟ مشابهش حالا، "دکتر شفته" هم قبوله وا! (ارادت وار)

آزیتا:
والاخونواده من هرچیزی که توتلویزیون تبلیغش بشه میرن میگیرنش! همشونم کالای ایرونی.خب این یه جورحمایت ازتولید داخل هس دیگه... برنج هم که توشهرمون زیاد کشت میشه.وتازه صادرهم میکنیم.... دوستان عزیز مامورمون هنوز یه سالش نشده ها هنوز شیر خشک میخوره ! درسته شوهرش دادیم رفت ولی جان من انتظار دارین بچه داشته باشه ! خخخ یو ها هی یو ها ها.

خاطره 24 سراب :
در مورد قضاوت باید بگم نباید کاری انجام بدیم که مورد گمان و قضاوت قرار بگیریم برای مثال یکی از اقوام نزدیکمون وقتی به عنوان مهمون اومده بود خونمون پلاک طلام رو برداشته بود و با خودش برده بود (از واژه ی دزدی خوشم نمیاد ) من ازش گرفتم ولی این موضوع یه بار دیگه تکرار شد و باعث شد که من کاملأ بهش بی اعتماد بشم و اون رو یه آدم دست کج بدونم . یه بار که اومده بود خونمون یه وسیله مون ناپدید شد کلی تو دلم بهش بد و بیراه گفتم واحتمال صد درصدی دادم که اون برداشته تا اینکه بعد چند روز از تو ماشین پیداش کردم . درسته من فهمیدم قضاوتم عجولانه بود ولی اون خانم خودش ریشه ساز این قضاوت بود ، اگه اشتباه نکنم پیامبر فرمودن که : هیچگاه خود را در معرض گمان های نادرست قرار ندهید!

لیلی24تهران:
گمان را ملاک قضاوت و عدالت قرار ندهید. حضرت علی(ع)

نیلوفر 18 قزوین:
من که چند روز دیگه میخوام شروع کنم به جهیزیه خریدن همشم خارجی میگیرم چون به جنس ایرانی اعتباری نیست نازی خانم درست میگن جاروبرقیه آجیم ایرانیه یه روز کار کنه ده روز خرابه! آخه به چه امیدی برم جنس ایرانی بخرم؟

مامور معذور:
ما که نمی خوایم حرف تخیلی بزنیم. در مرحله اول می گیم اجناس با کیفیت. اجناس هم سطح و مشابه رو با حس تقویت کارخانجات وطنی بخریم . چرا نداریم؟ حالا من که اینجا نمی تونم تبلیغ کنم و اسم کارخونه ای رو بگم ولی توی همین لوازم خونگی کالاهای مرغوبی داریم. مثلا چرخ گوشت . پنکه . بخاری . بخاری دیواری و پکیج و ...
اما نکته دویم : دنیا بسی گرد و قلقلیه ... معروفه که بال زدن پروانه در یک نقطه از دنیا باعت طوفان در نقطه دیگه می شه. خب حالا بنده هیچ عنایتی به کالای ایرانی ندارم . چی میشه؟ چهار تا کارخونه تعطیل! وانگاه چهارصد نفر بیکار ... آدم بیکار باد هوا که براش نون نمی شه... فرمودند : فقر که از در بیاد، ایمان از پنجره الفرار! یا اینکه شکم گرسنه دین و ایمون سرش نمیشه. خب شما فردا اومدی خونه تون دیدی درب خونه چهارطاق بازه و اموال مبارک به فنا رفته! اونوقت چی؟ همممه چیز به هم مربوطه. به هرحال ما توی یک دایره و جامعه زیستن می نوماییم دیگه!
نکته سیم! تیم ملی برزیل خیلی تیم خوبه، ایتالیا ، آلمان یا همین آرژانتین خودمون! بعد اینا با ایران بازی کنن احتمال زیاد همه می برن . فلذا چون قوی تر هستن شما طرفدار اونا می شی؟!
نکته چهارم: بالاخره اول تاتی تاتی بعد میگ میگ؟ یا اول میگ میگ بعد تاتی تاتی؟ بچه همسایه ماهم خیلی خوش صحبته و خوب راه می ره! من باید برم بچه خودم رو ول کنم سرخیابون، چون داره سینه خیز می ره و به "چه خبرا" میگه "چی ببرا"؟ نقطه شروع باید کجا باشه؟ باید کیفیت ها یوهویی عالی بشه؟ بعد خرید کنیم یا پله پله؟

فاطمه 20 قم:
کل جهیزیه ی من ایرانیه به جز لباسشویی و زودپز دیجیتالیم.از همشونم راضیم خداییش.چای هم ایرانی مصرف میکنیم.هم خارجی.برنج 100درصد ایرانی...ما از اون خونواده هاشیم که دلمون نمیخاد کارگرای ایرانی اخراج بشن.

فرناز/هنوز21/زیباشهر:
ماموری اسم کفش اومددلم گرفت،همسرخودمم کفاشه وگهگاه دیدم مدل کفشاکه کارهمسرمه توبازارچندبراربرفروخته میشه وحق روبه مردم میدم که کفش چینی بخرن وبرای همین کفشاروازهمسرم به قیمت تولیدمیخرم وباسودکم میرفروشم واین وسط خودمم یه سودمیکنم.

مامور معذور:
بله از دیگر مشکلات مملکت ما، فاصله غیر منطقی بین تولید کننده و مصرف کننده است یا همون دلال های گرامی . قیمت سر زمین محصولات چنده و توی میوه فروشی ها چند؟ کی می کاره؟ زارع باشی! کی می خوره؟ دلال باشی! آخخخ گنجشکک اشی مشی! غصه نخور، درست می شیم!

شانلی21اردبیل:
مگه شب نیام خونه!.... (پیام بعدی) مامور ببخشید با شما نبودما با آنلی بودم دختره ..... من خودم قبلا توی تولیدی کت شلوارکارمیکردم بخاطر رکود بازارتعطیل شد36نفربیکارشدیم خیلی سخته. راستش عید اقوام برام لباس عیدی آورده بودن. همش ترکیه بود.منم جمع کردم بردم تومغازه سرکوچمون که لباس ازتولیدی برادرش میاره باهاش عوض کردم . هم برای خودم وآنلی برداشتم هم برای 3 تادخترهم سن خودمون که 2ساله پدرشون ازدست دادن.

مامور معذور:
سهم من : اینه که بدون اغراق تا به حال هر چی پوشیدم همه اش وطنی بوده و اصلا نمی دونم مارک سیخی چنده! مارک، مگه همینایی که تلپی! می زنن روی میوه نیست؟ همین گردالی های مش کامبیز و پسران و حومه!

فاطمه 18 شاندیز:
( پیام اولی) در یک شب تار وتاریک وظلمانی که پیرامونت چاه و چاله هم زیاد باشد ،البته احتیاط می کنی، می ایستی و حرکت نمی کنی . قرآن می گوید: اگر مطلبی برایت روشن نبود و تاریک و مبهم بود آنجا هم حرکت نکن! آنجا هم بایست! آنجا هم زود داوری و قضاوت نکن ! چیزی که نسبت به آن آگاه نیستی و آگاهی و اطلاع نداری دنبال نکن ،چون آسیب می بینی : سوره اسرا /36

هستی عابدی :
(پیام اولی) من از این ناراحتم که مردم میگن ما ایرانی هستیم اگه ایرانی هستید چرا کالای خارجی میگیرید؟ به خدا اصلا کیفیت ندارن یکمم به مردم ایران فکر کنید ...

سارایی22البرزنشین:
خانواده بنده بیشترچای ایرانی مصرف میکنن.یعنی چایی توخانواده ما حکم زعفرون رو داره.هرچه کیفیتش بهتر،طرفدارش بیشتر.خودمن که بجز صبحانه زیاد اهل چایی نیستم اما آقاجونم إلا ماشالله یک دقیقه یه بار کسی دوروبرش باشه مخصوصا بنده میگه:آجی یه چایی برام بیار...

فاطمه.رومشكان:
من خودم بعضى وقتهاكسى رومیبینم ناخودآگاه یه چیزى میادتوذهنم ودرموردش فكربدمیكنم امااصلابه زبان نمیارمش وخودم توذهن خودم حل وفصلش میكنم وبه نتیجه درست ومنطقى میرسم.امادیگران تادلتون بخوادمنوقضاوت كردند بدون اینكه اصلاباهام هم كلام هم شده باشند.

عاطفه27.اصفهان:
منم میگم جایزالخطا، اونوقت انصافا دلت میاد شپلق بزنی ؟ ... به نظرمن اگه در مورد سوء تفاهمات حرف میزدیم دیگه قضاوت نمیکردیم. ماها یاد گرفتیم وقتی از کسی میرنجیم بجای اینکه درموردش حرف بزنیم سکوت میکنیم و کینه به دل میگیریم. با حرف زدن بیشتر سوءتفاهمات برطرف میشه.

زهراکریمی21:
من وذهنم خعلی باهم درگیریم!اون هی قضاوت میکنه!هی خانم هاویشام می پوکوندش!عامابازقدعلم میکنه!منم تمام تلاشمومیکنم،قضاوت هاش روبه زبون نیارما!باس یه فکراساسی براش بکنم!دیگه بهش اهمیت نمیدم تاخودش آروم بگیره!(گاهی وقتاباید بعضی به ازافکارمون اهمیت ندیم.)اما به نظرمن ازعمده دلایل قضاوت کردن هامون: ندیدن اشتباهات خود، خود را بهترو داناترازدیگران دانستن، پنهان کردن عیب های خود و ...

زهره 17 إسفراین :
چای که نه عاما معمولا برنج ایرانی میخریم . پارچه های ایرانی ، فرش های ایرانی و ضمنا غذاهای ایرانی هم قابل حمایت اند.

الناشایانفر19گلستون:
یه قضاوت بنظرخیلی كوچولو ممكنه زندگی یه آدموخراب كنه...من ازقضاوت كردن میترسم،ازقضاوت شدن میترسم...این ترسه همیشه اون ته تهای دلم باهامه،من این ترسه رو دوس دارم برای اینكه نمیذاره بدون آگاهی كامل درموردزندگی كسی حرفی بزنم یاقضاوتی بكنم.

شمیم 17 :
اومدم انتقاد کنم لطفأ یقه مو نگیری برید کنار بوق بوق آها حالا شد مأموری عارضم که اول از همه سپاااس واسه زحمتایی که میکشی باشگاه خیلی بی نظمه اگه موضوعها رو از هم جدا کنی درست میشه مثلأ بنویسی سهم من بعد پیامای بچه ها درباره سهم من رو بدرجی زیرش موضوعای بعدیو بعدیم همینجور ... این جوری خییلی خوبه.

مامور معذور:
سلام و درود . ممنون نازنین و خوشحالیم که بدون یقه گیری و غیره و غیره گیری! راحت شما نظر می دین و ماهم راحت تر تر می خونیم و دیدین که به تعدادیش هم جامه عمل پوشوندیم . از تعدادیش هم جامه عمل ... نه دلمون نیومده انصافا. این مورد هم بهش خیلی فکر کردیم و می کنیم عاما اونم یه جورشه اینم یه جورشه . فلذا جور واجوره!

در اینجا دیدگاه فررت می شود . موتوشکریم از عنایات عامه و عمه و خاصه شما نیکان. در پایان پیشاپیش یکم اردیبهشت که روز بزرگداشت سعدی جان هست رو گرامی می داریم . ارادت . یاحق.

بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست
بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست
روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری؟!!
مکن که مظلمه خلق را جزایی هست
به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز
ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست
کسی نماند که بر درد من نبخشاید
کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست
به کام دل نرسیدیم و جان به حلق رسید
و گر به کام رسد همچنان رجایی هست
به جان دوست که در اعتقاد سعدی نیست
که در جهان به جز از کوی دوست جایی هست!

***انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره : 30000162
تماس در تهران 162 و سایر شهرها 2781 - 021

نظرات   

 
+6 #9 سمیه از قم 1396-02-02 18:12
سلام ماموری جان. احوالت چطوره؟ خوش میگذره؟ :-)

-------------------------
مامور معذور:
الحمدلله علی کل حال

خدا رو شکر
ممنون از محبت شما و سایر خصوصا خانواده محترم رجبی!
نقل قول
 
 
+4 #8 زهرا/اصفان 1396-02-02 16:11
مامورررررر باشگاه عاليه. با تچكر. :-)
نقل قول
 
 
+3 #7 زهرا/اصفان 1396-02-02 16:07
مامور خان من يه بار ديگه ياداوري مينومايم كه تفلدم نزديكه. اگه خواستي مثه اون آقاي پوريا از ياسوج غافلگيرم كني و روز تولدم بهم بزنگي در خدمت هستم. والو شانس نداريم كه،يه وخ فك ميكني منم از اونايي ام كه بايد بذاريشون توي ليست سياه و بهش نزنگي!خلاصه گفتم بدوني. (الكي مثلا قراره بهم بزنگي!بذار دلم خوش باشه خو!)
نقل قول
 
 
+11 #6 فائزه خواننده خاموش 1396-02-02 14:20
سلام..سلام..سلا م..لاله گلی❤صادقانه میگم
خواهری خوبم...ندیده خیلی ازت خوشم اومده
ره مبارکه الشرح آیه ۶
إِنَّ مَعَ العُسرِ يُسرًا﴿۶﴾
(آری) مسلّماً با (هر) سختی آسانی است،
لاله گلی توکلت به خداخواهرم
نقل قول
 
 
+5 #5 صدیقه خرم اباد 1396-02-01 16:44
:cry:
نقل قول
 
 
+5 #4 فاطمه 13 از قم 1396-02-01 09:43
جمعه تا وقتی خوابی جمعس
ولی وقتی پا میشی

دیگه میشه شنبه 8)
نقل قول
 
 
+3 #3 نغمه 1396-01-31 14:39
????✌
نقل قول
 
 
+3 #2 سمیه از قم 1396-01-31 12:22
سلام ماموری. باشه باباااااا . ما دیگه بیخیال سنو اسمو قدو وزنت و..... شدیم. خوش باشی :-* :-* :-*
نقل قول
 
 
+7 #1 صدیقه خرم اباد 1396-01-30 21:03
ماموری "تو خیللللللللللی ماهههی"
یه استاد تو ارشد داشتیم از این پیرمرد خوش مشربا بود این تکیه کلامش بود.
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد