علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه دوشنبه 29خرداد

جالب انگیز:
کار کوچکی که بر آن مداومت کنید برتر است از امر بزرگی که زود از آن خسته شوید! حضرت علی (ع)

سلام سروران گران سنگ
آخ سرم!
بفرمایید داخل تا گردن و گرده ام نپکیده!
دیدگاه 29 خرداد گوارایتان باد
آهااااای! خو آخه با پارچ؟!

ارادتمند بیش فعالان دیدگاهی:
الهه 26 کرمانشاه
سیده آرمیتا 27 مازندران
آوا چگنی
حسن ناطقی18 فولادشهر
زهرا 16 اصفان

موضوعات هفته:
یک) چه اندازه روی زبان خود کنترل دارید؟ برای یک هفته حاضرید کدام یک ( فقط و فقط یکی) از رفتارهای غیر اخلاقی، غیر شرعی و غیر انسانی زبانی زیر را به عنوان تمرین مطلقا انجام ندهید؟ غیبت کردن/ دروغ گفتن/ تهمت زدن / بد دهنی کردن / عیب جویی کردن/ هرزه گویی کردن و ... ؟ ( از آسانترین شروع کنیم.یادآوری: روزه سهوا شکسته نمی شود. عمدا چرا)

دو) چند سال سن دارید؟ و از این عمر مبارک، چقدر در خواب بودید؟ چه جسمی و چه خواب غفلت؟!
سه) "ماه رمضان" خود را چگونه گذراندید؟! (دیگه فرصتی نمونده!)

زهرا /16/ بویین زهرا:
والا من نصف عمرم رو که خواب بودم کلا ، مثل دیروز که ساعت 5 صبح خوابیدم ساعت 1 ظهر بیدار شدم! باز 5 عصر خوابیدم 7 بیدار شدم! (خرس هم خودتی اینجا خانواده نشسته(

آوا چگنی 19:
متاسفانه خیلی رک ام و کنترلی رو زبونم ندارم ٬ عمدی نیست وگرنه خودمم دوست ندارم دل کسی رو بشکنم . نمیخوام از خودم الکی تعریف کنم ولی از غیبت و تهمت به خلق الله متنفرم چون قاضی اصلی خداست من چیکاره ام که در مورد کسی حرف بزنم!

دوجی از گلستان:
ماموری دوستام من رو از ظاهر قضاوت میکردن، به نظرشون من یه آدم مغروربودم که کسی جز خودم رو نمیدیدم،خب اگه میدیدم که وضعم این نبود،ولی همین که باهام هم کلام میشدن تازه به عمق فاجعه پی می بردن! فکر میکردن که آره تک دختر باشی و عزیز پدربزرگت یعنی آخر خوشبختی...

سوده تربت جام 16:
من روی زبونم تا حدودی کنترل دارم ولی وقتی که عصبانی میشم دیگه دیگه کنترل رو گم میکنم تا بگردم و پیداش کنم یه ساعتی طول میکشه که تو همین یه ساعت تموم خوبی هایی که کردم رو از بین میبره واز حق نگذریم دروغ نمیگم به هیچ عنوان بعضی موقع ها غیبت میکنم اونم از دستم در میره آخه نمیشه میشینی تو یه جمع همه دارن در مورد دیگران حرف میزنن خوب ماهم که اونجا هستیم یهو وسط یه حرفی میزنیم عین پارازیت ،ولی دارم سعی میکنم هر موقع توی همچین جمعی گیر افتادم یا یه جوری از اونجا فرار کنم یا اینکه حرفی نزنم اخه بدبختانه از تو هم تأییدیه میخوان!

بی هیچ اسمی باشه:
...خدا داره فوج فوج گنهکارها رو توی این ماه آزاد میکنه.قشنگه اگه ما هم که بنده اش هستیم یک قدمی برداریم... اگه این کار(!) رو کردی بی هیچ اسمی ازبنده باشه.ازجانب خودت بگو.سپاس. کدش : ستاره هفتصد و سی و سه ستاره چهل مربع...

زهره 18 اسفراین:
"هر کس غیبت مسلمانی را کند، تا چهل روز نماز و روزه اش قبول نمیشود مگر اینکه فرد غیبت شده او را ببخشد. (نبی اکرم صلوات الله علیه) . خیلی جالبه . دقیقا همین امروز این حدیث رو خوندم و به قدری منقلب شدم که خدا داند. نوشتمش و زدمش به دیوار اتاقم. درباره موضوع یک، غیبت نکردن رو انتخاب میکنم.

اشکهای یخی34خمین:
من راستش تعریف ازخودم نباشه بااینکه دستم خیلی خالیه بیکارم وازهمه بدتراعتیاد هم دارم ولی خداشاهده که خیرم به خیلی هارسیده ومیرسه. پاداش کارام روچندبرابرهمیشه خدابهم داده.

سیده خانومم 19 بندرعباس:
خب من یه هفته سعی میکنم بیهوده گویی رو بذارم کنار و کم حرف بزنم! ... ماه رمضون؟ مگه رسیدیم آخرش؟ عهههه؟ چه زود! اصن نفهمیدم چطوری گذشت.

هانسه بانو:
خیلی زرنگی موضوع دوم روگذاشتی تا سن اونایی روکه نمیگن بفهمی؟

پرنیان.مشهد:
هانسه عزیزدل حق باشماست سرزنش کلمه مناسبی نبود اگه دلخوری پیش اومده بذارپای سن کمم...

سارانجم16افغانستان:
دوست عزیز(دخترسنگی)نمیدونم مشکلت چیه که کمکت کنم اماخدابهترازخودت ازحالت باخبره.ازپیامت معلومه که دلت پره اماخواهری صبرداشته باش!چون بخشنده ترو مهربان ترازخدا هیچ جاسراغ ندارم خداکمکت میکنه راه روبهت نشون میده فقط یه قدم به طرفش برداروصبرکن:"توچه میدانی شایدموعدش نزدیک باشد.سوره احزاب آیه 63

هاجر/17/زاهدان:
آبجی سارا نجم. از این فکرها نکن،چون هممون بنی آدمیم مهمم نیست که از یه کشوردیگه ای... بزن دست گشنگه رو! کلاحس شیشمم گل میکاره! باخودم میگفتم که سن بیتابانو پایین20ساله . تحویل"بی گیر".

بیتا بانو 19:
...کاش می شد خنده هام رو بفرستم تا بدونی چقققدر خندیدم...

مامور معذور:
نامهربون! می دونی چقدررر وقت برد؟ ولی همین که برای بیان میزان خنده "خخخ" نفرستادی بسی ممنون. رفقا ما یه همسایه سالمند گرامی داریم، بدون استثنا صبحها که از دم در خونه شون رد می شیم ( بلند بلند) صدای روح نواز "خخخ" ایشان طنین انداز می شه. یعنی تا حدی که گویی پشت "چشمی در" کشیک دادندی تا اول روز ما رو بسازه و بنوازه... رد خور نداره ها . اول هر صبح که راهی محل کاریم همین بساطه. یعنی مثلا صبح که از خواب پا میشه مثل گلها وا میشه ... باخودش میگه: عجب روز خوبیه ها... بازم فرصت نو شدن! وای که چقدر کار میشه کرد... بهتره امروز رو پر انرژی شروع کنم. فلذا : خخخخ آی خخخ و بازم خخخ! (ای خداااا)

فائزه17ازبابل:
ساعت سه و نیم صبح. خوابم نمیاد دلم میخوادسرم رو به کوبم به دیفال (به قول آرشام 18)مسئولی چه کنم باز تابستون بی خوابی های شبانم میدونی از این سمت ساعت 4 صبح میخوابم از اون سمت 6 یا 7 بعد ازظهرپامیشم.

مبینا 17/همدان:
خوشحالم که بچه های هم سن وسال من که دینی3رو خوندن خوب از گفته های کتاب درسی توی صحبتهاشون استفاده میکنند و این یعنی عده ای برای نمره آوردن درس نمیخونند... اومدم حساب کنم خواب جسمیم رو دیدم نمیشه.ولی خواب غفلت رو میدونم شاید تا دوم راهنمایی به واسطه دوستانی که داشتم.البته الان هم نمیشه گفت بیدار شدم...

زینب .کرمانشاه:
من28سال سن دارم که خیلی کم درخواب جسمی هستم چون کم خونی شدید دارم وبیشترشبها بیدارهستم وبی نهایت درخواب غفلت هستم چون مشکلات زیاد زندگی نمیذارن یک ذره هم ازاین خواب بیداربشم.

فاطمه 64 اصفهان:
به نام حق. ماموری موضوع اول حالم رو خیلی بد کرد ! متأسفانه 90 درصد کنترل زبان ندارم و این یه فاجعه ست . اگه بخوام با زبون بی زبونی بگم الان سه چهار سالی هست که گناه زبانم زیاد شده .تمرین این هفته باشه غیبت نکردن .

حسن ناطقی 18 فولادشهر:
الف)امان و صد امان از زبانی که جرمش(کسره روی ج)سبکه و جرمش(ضمه روی ج) سنگینه!. بیاییم انقدر دروغ منفعتی نگیم و بعد إسمشو بذاریم دروغ مصلحتی! خطری که داره تهدیدمون میکنه،تبدیل شدن دروغ از یه کار غیراخلاقی به یه عادته!

فاطمه 21 تبریز :
...من از این به بعد انقدر تمرین میکنم و خودم رو کنترل میکنم که نیازی به جبران و عذرخواهی نباشه... سنم که مشخصه ! شما میگی خواب غفلت من 18 تا 20 رو میگم در کمای غفلت به سر بردم ! یه جورایی خیلی از چیزهایی که بدست آورده بودم در زمینه ی معنویت ، اخلاق و حتی مادی رو از دست دادم و تلخ ترین شکست زندگیم رقم خورد اما خداروشکر الان از اون روزهای سخت که به خودم بدجور ظلم کردم فقط تجربه مونده بعد 20 رو عاشقشم ! خواب جسمی؟ هق هق چی هست؟ دانشجو جماعت مگه میخوابه ؟ الکی مثلا ما خیلی درس خونیم !

سمیه رحمانی 17 . مهاباد :
رمضان خود را چگونه گذراندید؟ خب معلومه دیگه با گرسنگی و تشنگی با نگاه کردن با حسرت به یخچال گذراندیم ... والا من اصلا روی زبان خودم کنترلی ندارم و هرچی سر زبونم اومد میگم بعدش پشیمون میشم و دیگه پشیمانی سودی نداره.برای یک هفته حاضرم غیبت کردن رو انجام ندم.

سمیه رحمانی 19چناران :
صرفا به این دلیل اینجا رو انتخاب کردم چون بهم یاد داد که تو بدترین شرایط هم میشه با دید مثبت مشکل رو حل کرد! از اینکه تو همچین فضایی حضور دارم خوشحالم... دیدگاه : روابط عمومی دلهای بی قرار.

مامور معذور:
ممنون ممنون از لطف همه. نخ سوزن شوما شوما... دلم بسی بی قراره. ببشقید ببشقید اونوقت این ترابریش کجاس؟ راستش... دروغ دروغ گفتم! ترابریش رو کاری کاری نداشتم. این گلاب به روتونش کجاست؟! ... مامااااان!

عذرا.31 :
وقتی با شوهرم بحث وبگو مگو میکنم زیادنفرینش میکنم دوست دارم این عادت رابذارم کنار فقط شوهرم رانفرین میکنم اگه از دست کسی دیگه ناراحت بشم نفرین نمیکنم نمیدونم چرا؟

از وسط آش و کاسه:
هر وقت تکلیف زوری شوهر دادنم مشخص شد و نامزدی رو پس دادن دیگه نه بد دهنی می کنم نه نفرینشون میکنم!!!ولی اگه نشد که همین آشه و همین کاسه.

مریم 21 نیشابور :
احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا و هم لایفتنون : آیا مردم گمان کردند همین که بگویند " ایمان آوردیم " به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد ؟ سوره عنکبوت آیه 2

زهرا اردیبهشتی20:
دو)20سالمه؛19سال و10ماهش روتوخواب غفلت ونا آگاهی بودم!وتقریبا2ماهه که بیداروبه نوعی هشیارشدم!ازهمون روزی که توی تعطیلات عیدهمین امسال،یه اتفاقی برام افتادکه کارم به بیمارستان وبستری واکو‌ و نوارقلب و اسکن و ام آر آی کشید!که مرگ روتوی یک قدمی خودم دیدم.تاقبل اون بدنبودم ولی خوب هم نبودم.ازنظرجسمی که متعادل ومعمولی ولی ازنظر روحی وباطنی بدجوری توخواب غفلت بودم که بعد اون جریان حسابی آدم شدم!

اکرم یه مردادی:
بنده 24سال دارم از لحاظ جسمی فکر کنم ده سالش رو خواب بودم چیه خو؟ اونجوری نگاه نکنین زهرم ترکید خو خواب دوس دارم ، تو خواب به آرزوهام میرسم . از لحاظ روحی هم برا خودم متاسفم 4سال تو خواب غفلت بودم پس میگم به نام خدا من اکرمم یه غافل که 3ساله بیدار شدم.

پری.29.پرند:
...ماموری حالا از شوخی گذشته چقدر بد که همه این صفات رو به نوعی داریم و وقت انتخاب میشه که یکیش رو کنار بذاریم اونم برای یه هفته،نمیدونیم کدوم راحت تره که کنار بذاریم.من شخصا برای خودم متاسفم.بااین اوصاف همه عمر من به خواب بوده!!چقدر من بدم.

محدثه بانو 22 مشهد:
در جواب لیلا خانوم دوست داشتم یه گربه خوشگل چشم عسلی باشم یا شایدم....... لا اله الا الله آخه خواهر من این چه سوالیه میپرسی؟5 دقیقه است دارم میخندم... اوووووف داغ دلم تازه شد که از پیام نمای شبکه قرآن گفتین کاشکی قطع نمیکردن من حتی زنگ زدم گفتم پیام نمای شبکه های دیگه رو قطع کنن قرآن باشه ولی هیچی!

مامور معذور:
دم شما گرم! حالا نمی شد بگی همه باشن؟! یه نوبتی هم درباره این دیدگاه صحبت می کنیم که چرا فکر می کنیم جایگاه و رزق و روزی کسی رو توی این کائنات می دن به یکی دیگه؟ واقعا در محاسبات الهی کسی جای دیگری رو تنگ می کنه؟ تقصیر ماهم نیست ها این تفکر آدمیزاد جماعته. دلمون کوچیکه دیگه. از بچگی بهمون مسابقه صندلی رو ارائه فرمودن. باید می زدیم رفیقمون رو زنده زنده، له می کردیم تا لحظاتی جلوس نماییم. شبانه روز می پرسیدن بابات رو بیشتر دوست داری یا مامانت رو؟ و بیچاره ما دهه شصتی ها (!) که از مدرسه، سه نفری روی یه نیمکت توی سر و کله هم می زدیم! تا کنکور و کار و ازدواج همین شیوه بوده. خونه سالمندان هم بریم همینه: شلوغ نکن جا برای همه که نیست. باید دوئل کنین، برنده پشت بوم! بازنده هم میشه مقیم مرکز گلاب به روی همه! حتی قبرستون هم از دهه شصتی ها امتحان ورودی می گیرن کی بره قبرستون علیا، کی قبرستون سفلی؟!

مرضیه و مهدیه فیروزی راد.بابلسر 18و17
سلام یادش بخیر اولین باری که اسممون تو پیام نماها درج شد پیام نمای شبکه قرآن بود اولش فکر کردم چقدر این اسم برام آشناس بعد با خواهرم گفتم عه این که اسم ماست,ههههی یادش بخیر خیلی خوب بود پیام نماش ایکاش دوباره راه اندازی اش میکردن.

علی از اندیمشک:
میخوام به دیدگاهی ها بگم که یا علی بگین بیاین زنگ بزنیم روابط عمومی برای حفظ پیام نمای شبکه قرآن. به خداحیفه بعدپیام نما شبکه چهارمال شبکه قرآن هم حذف بشه .پس یا علی مدد.

هانی بانو18 شیراز:
من بددهن نیسم اما این روزها روال شده. عشق وعلاقه و ارادت رو با فحش نشون میدن. منم همینجوری بودم اما واقعا زشته ما توی زبان فارسی کلماتی به این زیبایی داریم اما از بدترین هاش برای نشون دادن علاقه استفاده میکنیم! من همین جا قول میدم واسه یک هفته وچه بسا بیشتر فحش ندم و بد دهنی نکنم.

دخمل زمستون:
من دوست دارم بد دهنی کردن رو کنار بذارم چون بقیه خییلی کمه. دروغ خیلی کم غیبت خییلی کم تر و..ولی بد دهنی کردنمم خیلی حاد نیست .متأسفانه بین هم سن و سال های ما فحش یه چیز عادی شده. مثل وقتی به دوستت بگی: (ببخشید ها) توله سگ! خوش حال میشه! این رو میخوام کنار بذارم.

سخاوت19تهران:
حالت عادی مراقبت زبانم خوبه ولی امان ازاینکه من و رفیقام سقیفه تشکیل بدیم. غیبت و مسخره کردن وسط نیستا ولی خودت فرض کن چندتا رفیق پسر که بیشتراز9سال باهم رفیقن چه جور فرهنگ لغتی دارن دیگه. نقطه ضعف این جمع ما دقیقأ همین زبانه زبان.. خوب موضوعی هستش.

سجاد علوی 18 کرمان:
مامور تا حالا دقت یک سوم عمر انسان ها فقط به خواب است. ‌و دقیقا 6 سال من خواب خوشمزه بودم و 4 سال هم در خواب غفلت به سر می برم.

مهتاب16. هفت اسفندی :
من از دروغ وتهمت وبددهنی متنفرم وانجامم نمیدم (به نظرم انجامش فرهنگ وشأنم رو پایین میکشه)وغیبت نکردن یه کوچولو سخته.ولی یه هفته روکه میتونم بشم: یه دختررررگل وبدون اشتباه.

حدیث 15 میناب :
من ماه رمضونم رو بیشتر با تلوزیون ، و درسام و بیشتر تر با قرآن سپری کردم واقعنی من از وقتی که قرآن رو با معنی میخونم لذت میبرم.

سامیار18تهرون:
من خیلی روی زبونم کنترل دارم و هیچ حرفی رو بدون فکربه زبون نمیارم . سعی میکنم عیب جویی رو هم کنار بذارم چون واقعا عادت مزخرفیه.

مارال/15/رشت :
بعضى اوقات واقعا روى زبانم هیچ کنترلى ندارم و این باعث میشه که خیلی ها رو ناراحت کنم، دوست دارم این هفته مهمترین مشکلم یعنى عیب جویى رو انجام ندم، یک نوار رنگى هم به دستم بستم که فراموش نکنم.

فهیمه20مشهد:
... بد دهنی درحد کثافت وبی شعور به داداش کوچیکه وقتی رو اعصابم یورتمه میره،اما متأسفانه یه چند ماهی میشه عیب جویی زیاد میکنم.درواقع وقتی،غیبت یکی رو میکنیم که میخوایم عیبش رو بگیم پس اگه یکی رو کنار بذارم اون یکی دیگه هم خود به خود میره کنار.ماموری آخر هفته خبرمیدم چقدر موفق بودم عیب جویی نکنم.

هیله خسرجی 20شوش:
شاید فقط 50درصد روی زبانم کنترل دارم ... من از دیشب که موضوع یک رو خوندم همش دارم تمرین میکنم کمتر عیب جویی کنم یعنی اگه بتونم یک هفته مقاومت کنم هنر کردم و اطرافیانم هم یه نفس راحت از دستم میکشند چون خودم خبر دارم که بعضی وقتها خیلی ناراحت میشن...

مامور معذور:
شما عزیزان البته از من بهتر می دونین که به طور معمول حدود هشتاد درصد رفتار ما ناخودآگاهه! اصطلاحا می گن دو سوم این یخ مبارک زیر آبه ... در این مورد مذکور هم ناخودآگاه داریم به خودمون تسکین و تسلی می دیم که آروم باش از تو بدتر فراوونه. قیافه اینو؟ صدای اونو؟ دماغ ایشان را! اخلاق همه شان را! اما میشه با خودشناسی و تهذیب نفس و جهاد اکبر : یعنی رفتن به مبارزه نفس و مباحث اینچنینی، به منده خویشتن کمک شایانی نومود. شعر بانو پروین اعتصامی که معرف حضور تکاتک شما "گنده بکان عزیز" هست؟ سیر یک روز طعنه زد به پیاز / که تو مسکین چقدر بدبویی / گفت از عیب خویش بی خبری / زان ره از خلق عیب می جویی / گفتن از زشترویی دگران / نشود باعث نکو رویی (فلذا برو روت رو کم کن سیرجان! سیرداغ بابا)

پریناز24سرپلذهاب:
نمیشه دقیق گفت که چقدرازعمرم روتوی خواب جسمانی بودم وخوشبختانه توخواب غفلت نبودم ونیستم.

زهره.1379.سیرجان:
هعی...از ماه رمضون امسال خعلی کم بهره بردم به خاطر امتحانها. واقعا چی می شد رعایت حال ماها رو بکنن درمورد زمان امتحانها و تداخلش با ماه مبارک؟البته همه روزه هام رو گرفتم ها.ولی خب همش که روزه نیست.یه قرآنی، دعایی، تهذیبی...همین جوری الله بختکی تموم شد و رفت تا سال دیگه...هعی روزگار!

عوضی اشتباهی گرفته:
میدونم موضوع یک رو گذاشتی که من رو خجالت بدی! باشه بابا من آب شدم اصلا! آشتی دیگه...

زهرا27 همدان:
موضوع اول برای یک هفته نه برای همیشه میخوام اخلاق بدم راخوب کنم... این زبان که استخوان نداره ولی دل هزاران آدم میشکنه...

مامور معذور:
خواهرجان و برادر جان عزیزم. همه تون برام بسیار عزیزین. تا به حال موضوعی رو برای شخص خاصی نذاشتیم و نمی ذاریم. مگه اینجا بچه بازیه و خصومت شخصی داریم؟ یا عقده رو کم کردن داریم؟ همه موضوعات ما عمومی هستن نه شخصی. هرنوبت پیامهای مشابه داریم که بامن بودی؟! دلیل اینجور حسها درونیه و راه حلش هم همونجاست پس بیرون دنبالش نگردیم. از این بگذریم سنگ بزرگ نشانه نزدن هست... گاماس گاماس! مگه میشه از پله اول به پله دهم؟! چه عقوبتی در انتظار اون شخص مفلوک هست؟ فلذا آخ آخ! تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته: فقط یک هفته توی این دیار هیچکسی دروغ نگه! چقدر تعالی و پیشرفت بشه؟ چقدر تلاش بیشتر بشه؟ چون واقعیت ها معلوم و زیرآبی بی فایده میشه! حالا این رو بعدا می گیم که برای یه دروغ شونصدتا کار دیگه هم مجبوریم انجام بدیم و حالت تهوع دوچندان میشه. بعد مدتی تثبیت دروغ نگفتن، یه هفته بشه دوهفته، بعد... برای شروع باید از یک جا شروع کرد دیگه. یه خط قرمز پررنگ و اجرایی. نکنه بشیم همه کاره و هیچ کاره. اوصیکم و نفسی به جالب انگیز اول دیدگاه.

فاطمه تنها 29. میانه:
دلت که گرفت دیگر منت زمین را نکش ... پر بکش راه آسمان باز است. اگر هیچ کس نیست خدا ک هست. پروردگارا اعتراف می كنم كه گهگاه ازمشكلات زندگی خسته می شوم و معرفتم كمرنگ می شود ،ای خدا مگذار به سبب خستگیهایم دیدگاهی هایی راكه دریایی از معرفتند لحظه ای فراموش كنم.

یکی از عزیزان دیدگاهی:
تاهمین نیم ساعت پیش خواب بودم! پا که شدم باشگاه روخوندم،وقتی پیام خودم رودیدم کلی جاخوردم!من خیلی وقته دیگه واسه درج شدن، پیام نمیدم! اماخوشحال شدم چون فهمیدم بی تفاوت نیستی به حال بچه های باشگاه،فهمیدم حواست به منم هست! به حال خرابم! ولی دیشب خیلی آروم شدم!گریه آدم روسبک میکنه!(پیام بعدی) یه چیزدیگه هم فهمیدم: وقتی توازبین اونهمه پیام،حواست به همه هست، چطورممکنه خداجونم به اون بزرگی و مهربونی من رونبینه،صدام رونشنوه وحواسش به دلمشغولی هام نباشه؟!

افسانه 21سلماس:
... امسال تو سال تحویل دعام فقط بخشیدن اونایی که با تهمت بی جاشون زندگیم رو خراب کردن بود. چون فهمیدم خدا صدام رو شنیده که به سزای کارشون رسیدن. پس خدا به این بخشندگی پس بنده اش نبخشه چیکار کنه؟

غزل 16 گیلان:
نمیدونم چرا یهو از آبجی هانسه خوشم اومد!واقعنی میگم؛ حس میکنم قلب مهربونی داره که از ما قایمش کرده!

مهدیه13تهران:
ازدروغ متنفرم و خیلی وقته که دروغ نمیگم حتی اگه به ضررم باشه.این هفته میخوام غیبت نکنم دست خودم نیست وقتی از کسی دلخور یاعصبانی میشم غیبتش رو میکنم.

فاطمه21سوم خردادی.کرج اما ملایری:
صبورهستم ولی دوست دارم خدا یه صبری بهم بده که جلوی حرفهای رومخی دیگران ساکت بمونم.امام علی (ع)میفرماید:ازاحمق دوری کن زیرا که مداراکردن بااو تورا به رنج می افکند وسازگاری با او تورا هلاک میکند ومخالفت با او آزارت میدهد وهمراهی با او باعث سختی وگران باری توست.

سید محمد حسینی:
با زبونم خیلی تیکه می پرونم و دوست دارم این اخلاقم رو ترک کنم...

سعیده قاصدی 19 بیرجند:
من وقتی عصبانی میشم اصلأ رو زبونم کنترل ندارم و همین کنترل نداشتن خیلی جاها کار دستم داده، من همه ی موارد رو حاضرم یه هفته انجام ندم، سخته ولی شدنیه.

مژگان سعدی:
خدا رو شکر از دروغ گفتن و شنیدن نفرت دارم . پشت سر کسی راست بگیم میشه غیبت دروغ بگیم میشه تهمت. هر از گاهی غیبت می کردم ولی خیلی وقته سخت تمرین می کردم بذارمش کنار. تا حدودی هم موفق بودم همیشه به آجیم می گفتم: غیبت کردم بزن تو گوشم ,ولی او هیچ وقت نزد.

مامور معذور:
حالا غصه نداره که! الان بچه ها صف می کشن. فقط بگو با چی؟ آخه دستمون یوخده حساسه درد می گیره! بیل رو ترجیح می دی یا چکش؟! مسئله اینست!

محدثه 17بچه اراک:
دو)امروز 17 سال و 18روزه شدم و از نظر خودم کلش به خواب غفلت گذشت!!… سه) یکم برای این موضوع زوده، اما امسال رمضان خوبی رو گذروندم، همسرم برای اولین بار در عمرش،روزه گرفت!

سیده آرمیتا27مازندران:
ازانسان بودنم شرم دارم!گاهی میخواهم انسان نباشم؛گوسفندی باشم پاروی یونجه هابگذارم؛امادلی رادفن نکنم!گرگی باشم گوسفندهارابدرم؛امابدانم ازروی ذات است نه هوس؛خفاشی باشم که شب هاگردش کنم باچشم های کور؛اماخوابی راپرپرنکنم!کلاغی باشم که قارقارکنم؛اماپرهایم رارنگ نکنم که؛دلی رابادروغ؛به دست بیاورم.دکترعلی شریعتی.

پریسابازونداز 25رومشکان:
حدود 4یا5 سال روخواب غفلت بودم یه خواب خیلی بدکاشکی بیدار میشدم میرفتم به اون می موقع ولی حیف که نمیشه... من رو زبانم خیلی کنترل دارم بخصوص بیرون از خونه و حاضرم فقط برای یک هفته اگه بتونم بد دهنی کردن رو مطلقا انجام ندهم آخه من تو خونه با خونوادم خیلی بد دهنم اما بیرون از خونه خیلی آروم هستم.

مهدی مرادی21:
من رکم البته تا جایی طرفم جنبه داشته باشه.ماه رمضان ماه بسیار خوبی بود پر برکت با فضیلت ،انشالله واسه همه دیدگاهی ها همینطور باشه.

سیدعلیرضاموسوی18مشهد:
1)خب موقع عصبانیت فقط نیم درصدی روی زبونم کنترل دارم وتقریبا نمیفهمم چی میگم امادرحالت طبیعی80درصدی کنترل دارم وشایدچون آدم بذله گویی هستم درصدش کمه.2)منده همین الانشم خوابم.

الهه 26کرمانشاه:
مأمورامروزکه پیام لاله ازمشهدروخوندم کلی خجالت کشیدم... 8سال پیش یه جورایی ازخواب غفلت بلند شدم وازاین بابت ازخداسپاسگزارم. به خاطرعمردوباره. قبل ازاون عمرم به بچه بازی و لجبازی گذشت اما الان360درجه با اون موقع فرق کردم و دیگه دوست ندارم نه خوابم ببره نه خودم روبه خواب بزنم، این8سال خیلی روی رفتارم کارکردم وخوشحالم که الان خیلی وقته هیچ کدوم ازاین خطاهای زبانی روانجام نمیدم،هروقت دلخور یا عصبانی میشم چندتاصلوات میفرستم....

فاطمه پاشایی نجف آباد:
راستش گاهی وقتا دروغ میگم.غیبت هم میکنم ولی تهمت نه.گاهی تواوج عصبانیت اگه ازدستم در بره هرزه گویی میکنم..آخیش! خالی شدم! من تاحالابه این کارام دقت نکرده بودم! سعی میکنم دروغ رونگم فعلا.

زهرا 15 از طارم :
به نظرم از همه آسون تر ترک غیبته وتهمت نارواست البته همه شون اسونن اگر اراده باشه میگن اگر به چیزی ایمان داشته باشی عملم همراش میاد اگر عمل باشه ایمان تقویت میشه.

فهیمه 26 شهر "یار":
من تصمیم گرفتم به طور مطلق تو این هفته اصلأ عصبانى نشم و زود جوش نیارم و با آرامش رفتار كنم !... داداش فرصت طلبم دیده من دیگه خشن نیستم هى میومد سر گاز سیب زمینى سرخ شده بر میداشت میدید من هیچى نمیگم شك كردش اما بر میداشت میرفت ! ذوق داشت سیب زمینى سرخ شده بر دارى و فهیمه نزنه رو دستت ! فكر كنم زیادى خوب شدم ! زندگى سخت است .. ولى من سخت ترم ..

آنا 17 ساله :
قبلنا خیلی روی زبونم کنترل داشتم اما حالا خیلی کم برای یک هفته ام هم حاضرم غیبت کردن رو کنار بذارم دیگه خسته شدم دوست دارم برای همیشه بذارمش کنار ولی انگار تو یه دریایی از گناه غرق شدم وهرچی تقلا می کنم بیشتر غرق می شم خسته ام .

طاهره ازکرمانشاه:
24سال سن دارم تقریبا نصفش رو درخواب غفلت به سربردم ،کمی ازاون یکی نصفه هم توخواب جسمی بودم البته یه بارداشتم خواب به خواب میشدم...

الناشایانفر19گرگان:
عرضم به حضورتون: بنده با19سال سن تاالان زندگیم فقط شباشوخوابیدم..اما من تا18سالگی توخواب غفلت بودم..ازیه ورناراحتم كه18سال اززندگی من به بطالت گذشت،از اونورم خوشحالم كه ازاین دیرترنشدوتونستم وجودخداروتو زندگیم حس كنم.

بشری یابری نیا15باافتخارعرب اهواز:
من اصلا کنترلی روزبونم ندارم وهمیشه پشیمون میشم ومیگم لعنت بردهانی که بی موقع بازشود.برای یک هفته من ترجیح میدم غیبت نکردن روانجام بدم.

لاله 17مشهد:
بشری جان به شماره ی 02127865000 زنگ بزن...

زهرا 16 اصفان:
حاج آقاهه میگفت چطور ما صدامون که روی آیفون باشه تو مکالمه هامون هر حرفی رو نمی زنیم؟ ... راه های در امان ماندن از خسارات زبان: 1.تفکر قبل از سخن 2.پرهیز از پرگویی 3. دقت و مراقبت، مهار زبان ... ببقشید دیگه حاج آقاهه یوهویی زد توی بحث روزه!

مامور معذور:
خب رفقا آخرشه. خوش اومدین!
فقط یه نکته. ممنونیم از همه عزیزانی که پیام صوتی گذاشتن . از شنیدن صداتون بی اندازه خوشحال و خوش خوشان شدم. الان چند نفر رو یادمه. بگم سوء تفاهم و سوء تغذیه میشه. فقط عاشق اونیم که گفت کاری نداره که : دوغ گازدار و وسطهاش گیر کرد و... بهتره سریعا بگذریم!
یک: پیامهای شما ضبط می شه و قرار نیست با کسی گفتگو کنین. نگرانی نداره که. دو: باید بعد تماس با شماره ای که لاله گفت، منتظر بشین و دکمه شماره "نه" رو بنوازید. سه: مهمتر از همه اینه که گویا و رسا و شمرده و البته با معرفی خودتون پیام صوتی بذارین... یه عده معلوم نیست از زیر لحاف صحبت می کردن؟ خش خش خوش خوش . بعضی ها از زیر دوش؟ شالاپ شالاپ ! خب عزیز من ما که علم لدنی نداریم که! هر صدایی ثبت شده غیر اونی که باید! بلند و گویا بگین. آقربونش فراگیر . اجرتون با صاحب مجلس . همچنان ارادتمند شما بزرگوارانیم.
عرض و طول ارادت : مساحت رفاقت! یاحق.

ظالم آن قومی که چشمان دوختند
زان سخنها عالمی را سوختند!
عالمی را یک سخن ویران کند
روبهان مرده را شیران کند
گر سخن خواهی که گویی چون شکر
صبر کن از حرص و این حلوا مخور
صبر باشد مشتهای زیرکان
هست حلوا آرزوی کودکان
هرکه صبر آورد گردون بر رود
هرکه حلوا خورد واپس تر رود!
مولوی

***انتقاد، پیشنهاد و حمایت دررابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)

نظرات   

 
0 #58 سیده آرمیتا 1396-04-03 14:06
خاله ونوس عزیزم بله فرمایشات شماروقبول دارم؛خیلی سپاسگزارم ازمحبتتون.
نقل قول
 
 
+2 #57 ونوس.اصفهان 1396-04-01 13:15
نقل قول کردن لاله 17 مشهد:
ونوس جان ممنون عزیزم
دارم از درد میمیرم :-|
جمیله حمومی آمپولم رو
میزد بهتر بودـ! وااالا
زد دستمو کبود کرد :cry:


هزاران گل رز هلندی به کبودی وریدای دستت دور و برت هواتو عطرآگین کنن شب خوب بخوابی لاله وطنی خاله
نقل قول
 
 
+2 #56 ونوس.اصفهان 1396-04-01 13:11
نقل قول کردن سیده آرمیتا:
این چه حرفیه؟عذاب الیم چرا!بله فرمایشات شمامتین وکاملاقبول دارم؛ولی باورکنین جزاستادچیزدیگه ای نمیتونم خطابتون کنم!شماروبه بزرگی خودتون آبجی حقیرتون روببخشیدکه باعث ناراحتیتون میشم؛حالااگه دوست نداریداینجاهم استادخطابتون نکنم؛ولی ازنظربنده استادی برازنده شماست.اگرصلاح دونستین تاییدبفرماییدسپاس.

سادات جونم حق دارن ابشون اذیت میشن خب تازشم دیگه نمیتونن شیطونی کنن آخه با درجه استادیتشون که جور در نمیاد... باید عصاقورت داده رفتار کنن هرچند خودم این بعدشون رو بیشترترتر میپسندم
نقل قول
 
 
+3 #55 ونوس.اصفهان 1396-04-01 13:03
دوستای خوبم سادات بانو. زهرای اردیبهشتی. رامون خان. غزل جان دیدگاه مهمان جدید همشهری آقای ناطقی گل همه و همه خیلی خوشحالم در کنارتونم از همه مچکرم محبت همتون به من انرژی مثبت زیادی میده راستی آقای حسن شاید منو نشناسی من به نحوی خاله ناهید دیدگاهیام از طرف مادرخانومیاتون اینجام تا همدیگرو نزنین.شما هنوز دنیا نیومده بودید فقط خدا بود و دیدگاه که من رودست استاد دهخدا بلند شده بودم چرند و پرندیاتی تحویل باشگاه میدادم در هر حال با اجازه سرحلقه اتصال دیدگاهیا مامورخوبمون خوش اومدید داداش. راستی ببینم کی زهرا اصفانی جونم رو دک کرده؟خودش اعتراف کنه والا میدمتون به یکی ...زهراجونم بقیه محصلای دیدگاهی خداقوت امتحانارودادید بسلامتی؟ کارنامه تون پر از هرنمره ای که دلتون خواست
نقل قول
 
 
+1 #54 نرگس ۲۴ کلاردشت 1396-04-01 00:59
سلام رفقا من چند وقتیه خاموشم
اما پیگیر باشگاه خوبمون هستم
فقط خواستم بگم همتون مااااهیین
:-| ;-) 8) :P :zzz :-x :lol: ;-) :-* :sad: :oops:
نقل قول
 
 
+1 #53 لاله 17 مشهد 1396-03-31 18:48
آرمیتاجون فدات بشم که انقد
مهربونی خواهری..مرسی ;-)
بهترم خداروشکر
نقل قول
 
 
0 #52 زهره پوربافرانی ۱۸ 1396-03-31 16:14
داداش این چه حرفیه ؟ والا چیزایی که شما گفتی ( معدلای بالا تو دبیرستان و رتبه ی خوب و..) از دست یه خنگ برنمیاد..


خواهش میکنم داداش فقط دیگه من که نباید به شما بگم که شما خودت عالق و باغلی ! ( ینی یه بارنشد درست بگم..!) .. آره خلاصه شما خودت آدم فهمیده ای هستی پس کمتر غذاهای چرب و اینا بخور .. همیشه سلامت و موفق باشی آقا مدیره..
نقل قول
 
 
0 #51 رامون ۱۸۶۰ 1396-03-31 15:01
نقل قول کردن غزل 16 گیلان:
نقل قول کردن زهره پوربافرانی ۱۸:
سلام داداش رامون خدارو شکر سلامتی ..
داداش مخور غم گذشته ، گذشته ها گذشته ..بعدم والا نصف پیامت فقط به دهه شصتیا مربوط نمیشه ..تحریما به ما هم فشار میاره خو.. تازه مشکل کارو درس و اینام که هنوز هست..
وای معدل ۷ آخه ؟!!! .. آخ که چقدر به ریلکسیه شما پسرا حسودیم میشه ..

نه زهره جون فقط آقا پسرها نیستن که
ریلکسن..تو کلاس خودمون هم کلاسیم
معدلش شد 10 هیییچ عین خیالشم
نبود!اصلا همه پسرا هم ریلکس نیستنا
دوستم میگفت موقع برگشتن از مدرسه
دیدم پسر دبیرستانی داره گریه میکنه
میگه یه نمره غلط دارم..باورت میشه ؟
یعنی ترکیدم از خنده!


والا ریلکس نبودیم شوت بودیم خنگ بودیم اصن تو دنیا نبودیم یعنی واسمون اهمیت نداشت .
ولی خداییش وقتی اهمیت پیدا کرد واسه ۳۶ صدم نمره که استاد بهم نداد باش دست به یقه شدم آخرش ۲۰ نداد . خیلی حرصم گرفت ۱۹.۶۴ صدم
درس ۴ واحدی بود خیلی واسش زحمت کشیدم .
الان بعد از ۱۵ سال هنوز ازش گذشت نکردم .
چیه خو حقم رو خواستم
نقل قول
 
 
+1 #50 سیده آرمیتا 1396-03-31 14:51
دشمنات بمیرن لاله جان؛آبجی کمپرس کن خوب میشی گلم ودستت روزیادحرکت نده تاچندساعت؛عزیزد لم چون باحرکت دست مویرگ های کوچیک منفجرمیشه وباعث بیشترخونریزی داخلی میشه؛نگران نباش. جمیله حمومی!شیرین زبون.

---------------------
مامور معذور:
اون چه حرفهاییه خواهرجان
ما ارادتمند محبت شما و ایشان و آنان هستیم
شاد و سلامت و در آرامش و برقرار و کلی چیزای دیگه باشین
نقل قول
 
 
+3 #49 رامون ۱۸۶۰ 1396-03-31 14:39
نقل قول کردن زهرا اردیبهشتی20:
عه دادا رامون خدا بد نده
خداییش تعجب کردم نبودی این دوسه روز

خوش برگشتی!

وای خاله ونوس نگوووووو
چجوری دلت میاد!!؟
من ک خودم دهه هفتادی ام ولی همیشه گفتن دهه شصتیا یه چیز دیگه ان

منم تولد دعوت کنین یادتون نره وا!
فقط از الان بگم از کادو خبری نیست
خیلی هنر کنم از همین آیینه ها میارم‌واستون سه تا صدتومن!!!!

ولی اوایل غریبی میکنه ها
شعر خوندنش نمیاد!


مرسی از همه خواهر های گل نازنینم
مرسی از اینکه بیاد بنده حقیر بودید و ممنون از محبت همه شما
خواهر های گلم
لاله و ونوس و زهره و زهرا و غزل و سیده گرامی آرمیتا خانوم
واقعا سلامتی چیزی که تا داریم قدرش رو نمیدونیم .
والا بوخدا
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد