علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه شنبه 24 تیر

جالب انگیز:
چرا ز غیر شکایت کنم که همچو حباب
همیشه خانه خراب هوای خویشتنم!
صائب تبریزی

سلام و درود دوستان جان
دیدگاه 24 تیرماه 1396 آماده نگاه مهربان و نظرات صائب و دقیق شماست.

قبل از هر چیز بر خود واجب می دونم اشاره ای کنم به یکی از غلط های رایج نگارشی که جان را همی بر لب می رساند . بزار شونصد در صد اشتباه و غلط هست! بگذار : بذار ... همچنین سپاسگذار هم اشتباهه ! سپاسگزار! درسته.

حقیر هر چقدر تصحیح می کنم و تذکر پنهان و پیدای موردی می دم گویی لا فایده و التاثیر . البته اشتباه نوشتن این موارد ربطی به دیدگاه نداره. یک اخلاق بی حالی و بی توجهی شدیدی ! متاسفانه در فضای عمومی امروز ادبیات نوشتاری ما فراگیر شده و خصوصا در فضاهای مجازی داره ریشه می دوونه که باید بیشتر بهش توجه کرد و با متخلفین مثل طبیبی مهربون شپلق وار زنهار داد.
"سپاسگزارم " که به نوبه و سهم خود، وقت می "گذارین " و سرسری عنایت نمی کنین به دسترنج سالها فرهنگ این ملک و سرا...


بیش فعالان دیدگاهی:
زهرا ناظر 16
زهرا سادات از یزد
زهرا 16 اصفان
سیده ملوین 15 گلستون

ووو
حسن ناطقی 18 فولادشهر

موضوعات هفته:
یک: محمدرضا گلزار خوشتیپ تر و تو دل برو تره یا بهرام رادان؟ حامد همایون خوش صدا تره یا مازیار فلاحی؟
دو: خوشمزه ترین غذا؟ خوشرنگ ترین رنگ از نظر شما؟ جدیدترین مدل مو؟ و عطر مورد علاقه شما ؟

سه : نظر شما درباه آخرین مدل لباس این بازیگره هست که می گن تازه با یه دختره ازدواج کرده 20 سال از خودش بزرگتره چیست؟! اونوقت آیا این ازدواجها می گیره یا بازم طلاق و طلاق کشی آخرشه؟ ایششش!

چهار : دوغ گازدار یا شیش سیخ جیگر؟ کدام برای افزایش فن بیان موثر تر است؟ مسئله اینست!

( با صدای موسیقی ملایم دیلینگ دیلینگ دالام بخونین)

بینندگان محترم
مشکل فنی کنونی به زودی حل و چه بسا منحل خواهد شد فلذا به پناهگاهها مراجعه نکنید. به گیرنده های خود و شیرینی روی میز دست نزنید تا دیدگاه به روال معمول خویشتن خویش بازگردد!


اهم ایهیم !

موضوعات هفته:
یک: حضرت علی (ع) می فرمایند: ارزش هر کسی به اندازه کاریست که آن را خوب انجام می دهد نه بهترین کار ( ممکن که در اختیارش نیست) . آیا شما در زندگی خود، کارهای در اختیارتان را خوب انجام می دهید؟ پدر و مادر خوبی هستید؟ فرزند خوب؟ دانش آموز یا دانشجوی خوب؟ کارمند خوب؟ کاسب خوب؟ کارگر خوب؟ و .... ؟ عاقبت جامعه ای که هر جزء و بخش آن کار خود را "خوب / بد" انجام می دهد و در رویای کار دیگری "هست / نیست" ، چگونه است؟

دو: حضرت محمد (ص) می فرمایند: شبیه ترین شما به من ، خوش اخلاق ترین شماست! آیا اصولا فرد خوش مشرب و خوش برخوردی هستید؟ یک فرد "خدا باور و معتقد و مومن" ، آرام تر و خوش اخلاق تر از سایرین است یا بداخلاق تر ، اخمو تر و گرفته تر؟

سه: ویژگی های یک شوخی مناسب و راهکارها و شیوه ها ساختن و اجرای یک شوخی خوب چیست؟

چهار : چرا چند تا ؟ پس چند تا ؟!

وانیا29شهریور:
یاد موضوع دوست دارید فرزندانتان شبیه خودتان باشند؟ افتادم. واقعا انتظاری که الان ما از والدینمان داریم وقتی خودمون به اون جایگاه برسیم برامون معقوله،بهانه گیری ،انتظارمحبت وتوجه تشابه کودکی وپیری.

مهین24شوشتر:
( مامور: جون امواتت اسم مبارک: اول هر! پیام) واسه موضوع اینكه دوست داریم بچه اى مثل خودمون داشته باشیم گفته بودم آره،ولى حالا كه خوب فكرمی كنم می بینم كه نه، یعنى تا این لحظه از زندگیم خیلى فرزندخوبى نبودم واسه والدینم،و دلم نمیخواد بچه اى مثل خودم داشته باشم.

نسیم 20 تبریزجووون:
والا منکه فعلا اول جوونیم هست ؛اعصاب درس حسابی ندارم و باکمترین مسئله ای زود جوش میارم حالاشما فرض کن سنم بره بالاتر و پیر شم و کم طاقت...دیگه واویلا...همه نوه و نتیجه هام ازم فراری میشن...میشم یه پیرزن بی اعصاب عبوس بداخلاق ولی خوشگل و بانمک خخخ.

محبوبه 26کرمان:
من رابطه ام با کودک درونم خیلی خوبه با خواهرزاده هام بسیار بازی میکنم طوری که میگن کاش مامان ما تو بودی!

رویا 18 اردبیل:
شانلی جون واقعا آدم وقتی همچین چیزایی میشنوه ( باز گذاشتن آب تا صبح روی فرش) ناراحت میشه، اینا همش به خاطر این كه اینجا سالی یه بارم آب قطع نمیشه،برق تو دوماه سه ماه به زور یه بار قطع میشه،اگه به قول مأمور هرروز اینا مدت کوتاهی قطع میشدن میفهمیدن كه كارشون چقدر اشتباهه، میفهمیدن خیلی جاها برای یه قطره آب مردم له له میزنن.كاش فقط یكم خودخواه نبودیم و به فكر بقیه هم میبودیم.شانلی جان ببخش اینطوری حرف زدم.

نازنین گلزاری از سرخس:
گاهی وقتها که آب چند روز قطع میشه خیلی اوضاع سخت میشه. کاش همه در مصرف آب صرفه جویی می کردند بی آبی خیلی سخته.

شکیلا 17سالارآباد:
اولا که ما آب نداریم که بخوام صرفه جویی کنم. حموم رفتنمون با آب سرده کلا با 3یا 4 کاسه آب حموم میکنم. الانم که آب منطقه زیاد شده هممون خوشحال شدیم . نگو که آب فاضلاب رو وصل کردن . همسایه هامون همه مریض شدن . واسه اینکه درد بی آبی کشیدیم کم مصرف میکنیم.

مبینا17ازهمدان:
به نظرم ما بعضی هامون پول رو ارزشمندتر از آب میدونیم وچه بهتر که دولت کسایی رو که قبض آبشون از یه حدی بالاتر میشه رو جریمه کنه!شاید جواب داد.

آزیتا:
جمیعی ازبشرهم هستن که تا میخوای بهشون بگی آب کم بریزن،درمیان میگن:مگههه تومیخوای پولشوبدیییی؟! اینجور آدما حقشونه و واجبه تا2قرن دیگم خشکسالی وبدبختی بکشن!مخصوصا خونواده خودم که اصلامراعات بی آبی رونمیکنن.نه آقاجون!من پول نمیدم وموضوع پولم نیس!بحث آینده منه،نسل منو امثال منه که باید تومخمصه ای که روزبه روز بیشترش میکنیم زندگی کنن!

شروین17:
امروزاومدم طرح یک ساعت آینده روآزمایش کنم،20دقیقه نکشیده به علت غرغرهای مادرانه وخل بازی برادرانه(یهوپرید تودستشویی)پروژه شکست خورد،تازه بعدشم مامانم ده گالن آب گذاشته توانباری که اگه اقدامات خودسرانه ای ازم سرزد!تودهنی محکمی داشته باشه!(دستش به فلکه نمیرسه)

نغمه 28 رفسنجون :
پوکیدم از خنده ! یاد شوهر خاله ام افتادم خونه داییم بودن، رفته بود دستشویی طفلی کارش از صدای آب هم گذشته بود خودش رو می کوبید به در و دیوار !

آرشام 19(!) زنجان:
داداش سخاوت اونقدر خندیدم به پیامت که مادرم آب قند آورده میگه آخرش دیوونه شدی آره؟ و من همچنان درحال قهقهه زدن میباشم.

مامور معذور:
خدمتشون بفرمایید. آزمودم عقل دور اندیش را / فلذا عاقبت دیوانه ساختم خویش را !

لیلا24مشهد:
در تکمیل فرمایشات سخاوت19 باید بگم: اتفاقا ما هرچی مرد(!) دورو برمون داریم عاشق پلنگ صورتی وبره ناقلا وپت ومت و...(و بقیه کارتونها رو که شمابهتر میدونین!) هستند وحاضرن از اخبار(!) بگذرند و بچسبند به شبکه محترم پویا!

سارا 14 قوش تپه :
من کودک درونم زیادفعاله . ماموری باورت میشه توروستای ما دخترها14سالگی شوهرمیکنن؟ وقتی میبینن من عروسک بازی میکنم بهم میخندن . خوچیه؟ بچم با.

علی 15 از سه قلعه :
ناگهان چقدر زود دیر می شود!

زهرا 16 اصفان:
سن فقط و فقط یه عدده! یکی از دوستام دو سال از خودم کوچیکتره عاما هزار رحمت به سالمندان عزیز! هرچی بهش میگی یا میگه زشته،یا حوصله ندارم! ... بدم میاد از آدمایی که ادعا میکنن بچه ان،بعد دروغشون رو میگن،بقیه رو اذیت میکنن، کلاه سر همه میذارن، حیاط خلوتشونم خرده شیشه داره! خو بچه ها کجا این کارا رو میکنن؟

مریم جرفی.اهواز:
من وقتی بچه بودم یه بارهوس خوردن سیب زمینی آبپزکردم به مامانم گفتم بنده خداخواب بود. گفت توقابلمه سه تابذار وشعله رو روشن کن. شماتصورکنین بچه5ساله بلده گاز روروشن کنه؟ بگذریم منم که نمیدونستم قابلمه چیه یه کاسه بزرگ پلاستیک که خیلی شبیه قابلمه بودگذاشتم !

مامور معذور:
از بهترین دوره های بچه ها البته برای اطرافیان اون زمانی هست که این حضرات مموشکی به حرف زدن می افتن... یعنی آب از لب و لوچه اطرافیان راه می افته در حد آبیاری غرقابی زمین! خیلی امیدوارم بودم به این بخش کسی عنایتی نوماید . فلذا اژدها وارد می شوم! پسرخاله ام تازه به حرف افتاده بود غیر از بابا و مامان و ... که همه می گن. فقط گیر داده بود به دو کلمه و تمامی احتیاجاتش رو با همونا بیان می کرد: یک: بیست ( که شامل کلیه وسایل خانگی از ساعت دیواری تا میز می شد ) . دو : بیسته بیله! ( که شامل کلیه لوازم صوتی و تصویری از ضبط صوت تا تلویزیون و حتی خود موسیقی می شد!) و حالا با اصرار گفتن ها و خواستنهاش یه طرف ، رمز گشاییش هم همون طرف! یه دخمل بچه ای ام در آشنایان هست که ( کشف ارتباط پدیده ها با شما) به پرتقال میگه : آبی گابال ( اینجا "ی" کاربرد کسره در بیان بچه ها رو داره) بعد حضرت ایشون به آب پرتقال چی میگه؟ آبی آبی گابال!

فاطمه 26:
میگم اونایی که همه پیام نماها رو شخم میزنن چشمامشون درد نمیگیره؟!چطور وقت میکنین؟!وای تازه صفحات دیدگاه بیشتر هم شده!هرچند من در کل هفته رو هم اگه وقت کنم 5تا 7ساعت پیام نما میخونم !

مهدیا18:
هنوزم دوست دارم مثل قبل بابچه ها لی لی(کسره زیر ل) بازی کنم وقتی حوصلم سرمیره، برم توخونه بادکنکیم و باعروسکهام بازی کنم . روزی3باربستنی بخورم وچوبهاش روجمع کنم باهاشون حیوونای چوبی درست کنم و کلی چیزدیگه اما هردفعه یکیشون روانجام میدم دعوام میکنن . میگن دیگه گته بووی : ینی بزرگ شدی به مازنی.

ماریه رستم زاده 20 زاهدان:
رابطه م با دنیای کودکیم بستگی به آدمای اطرافم داره. اگه نگاه بهت آمیزشون نباشه فی الواقع تبدیل میشم به یه آتیش پاره ی شیطون که نشه جمعش کرد!

فریبا:
( پیام اولی) خانوم زهرا ناظر! آب تنگ ماهی اگه فسفر داره خب خودمون میخوریم ! چه کاریه بریزیم پای گلدون؟! والا

فائزه 16رفسنجون:
موقعی که بچه هستیم هر کار می کنیم هر حرفی هم می زنیم میگن از روی بچگیشون انجام میدن هر کار بکنیم بهمون گیر نمیدن... بچه بودیم تا جایی می رفتیم از خجالت پشت مادرمون قایم میشدیم بعد طرف می گفت به به چه دختری ما بیشتر آب میشدیم مادرمون هم به دروغ می گفت سلام کرده طرف هم می گفت بعله!

مریم هستم ازگرمسار:
(پیام اولی) من بچگیم روخیلی دوست دارم چون بدون ناراحتی ورابطه های دروغین گذروندم.

ولی محفوظ بهتره :
...من رو برد خونه.انقدر من رو زد که سنگینی دستهاش رو روی بدنم احساس می کنم بعدقیچی آوردوموهام روکشیدو قیچی کرد.کدوم پدربادختر خردسالش این کار رومیکنه؟ یادمه روسری که سرم کردم موهام چون کوچیک بود ازش زدبیرون. انگاریه پسرکچل روسری سرش کرده!.....چیه بچگیم روباید تکرارکنم؟خاطرات بچگی من ایناست.درجش کردی محفوظش نکن.

لطفن محفوظ بذار:
ای کاش صدای من رو کسی بشنوه. ای کاش قبل از بچه دار شدن والدین، یه دوره براشون میذاشتن تا بفهمن بچه آرامش میخواد. نکنید این کار رو پدر مادرا. ما آرامش میخوایم.

نمی خواستم بگم:
درج نشه ... مامور نمیخواستم بگم ولی نتونستم ...شب اولی که موضوع اول رو خوندم نیم ساعت داشتم گریه میکردم.. چندبار اومدم بهت پیام بدم حتی یه بارم نوشتم ولی باز پشیمون شدم ( من زیاد اهل گریه نیستم ولی خب بعد چند وقت دیگه پر میشم و بعدم سرریز و بعدم خداروشکر خالی میشم ! سیستم خیلی خوبیه ، راضیم ازش ... من خداروشکر تو گذشته نیستم ، اصلا بهش فکر نمیکنم ولی خب بعضی موقع ها با یه چیزی همه خاطرات زنده میشه... اونموقع همه خاطره ها و حسهای مزخرف بچگیم زنده شد. همون مرحله ی باز زیستن ( مرسی بابت معرفی کتاب وضعیت آخر، عالیه ) آخ که اگر اون خاطره و اون حس بد باشه چقدر درد داره...من هییچ خاطره خوبی از بچگیم ندارم.همش پر از حسهای مزخرفه. کاش بزرگترها میفهمیدن که رفتار و حرفهاشون چقدر روی بچه ها تاثیر میذاره و حسهای بد تا آخر عمر یادشون می مونه.چنند بار این موضوع رو خوندم ولی چیزی نداشتم بگم . خب اگر بچگی نکرده باشی نه درست حسش رو درک میکنی و نه میتونی و نه دوست داری که درموردش حرف بزنی. فکر کن دو نفر، یه آدم دیگه رو به دنیا بیارن، درحالی که نه از تربیتش میدونن نه از نیازهاش و فقط به خاطر اینکه بچه داشته باشن...به نظرم این خودخواهیه، این جنایته... اووف ... ولش کن...

مامور معذور:
سر زد به دل، دوباره غم کودکانه ای
آهسته می تراود از این غم، ترانه ای
باران، شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست
دارم هوای گریه، خدایا بهانه ای!
قیصر امین پور

زهرا27 همدان:
برای دلم گاهی پدرمیشوم !خشمگین میگویم :بس کن، تودیگربزرگ شدی!

زهرا سادات . یزد:
بچه اهل تعارف کردن نیست. وقتی اسباب بازیش به دست دوستش به فنا میره! دیگه اسباب بازی بهش نمیده. اما بزرگ که میشه تعارف کردن رو یاد میگیره که اصلا تعارف، شرمساری نیست احترام هم نیست . بی احترامی به خود و سرکوب احساسات خودمان است!

زهرا20 اردبیل:
این رفتارها رو از رفتارهای مامان بزرگ خودم میگم.سالمندان دوست دارن دورشون شلوغ باشه و بچه هاشون بیشتربهشون سر بزنن.ازبی توجهی بیزارن و اگه بیماری مثل افسردگی داشته باشن موقع تنهایی گریه میکنن.ودر نهایت دلشون مثل بچه ها فقط وفقط توجه میخواد.

پژاره:
والا من که عاشق مادربزرگ پدریم هستم این بانو مجموعه بی بدیل(!) اصالت یک بانوی اصیل لر هست. واقعا کلی از فرهنگ و سنت این خطه رو از ایشون یاد گرفتم . ما "دا" صداش میکنیم، خیلی هم تاج سر هستن ایشون،ولی حیف که از نظر جسمی کسالت دارن ولی روحش معدن آرامشه عمرا من پامو جا پاش بذارم ازبس بزرگواره... اعتراف میکنم هر وقت میخوام از آب استفاده کنم یاد سومالی میفتم!!! عذاب وجدان میگیرم!

شانلی21اردبیل:
اگه میخواهید به دوران کودکی برگردیدخودتون روتکه تکه کنیدو درپیازو زعفران بخوابید بعدبه سیخ بکشید بامرغ که همین کارومیکنن میشه جوجه!

سمیه رحمانی 19 چناران :
بعضی از هم وطنهامون آب واسه آشامیدنم ندارن یکم بیشتر توجه کنیم .اتل متل توتوله / آب دیگه نیس تو لوله... یکی تو فکر عشقه،یکی تو فکر یاره/ یکی منم که داره آبکی پست میذاره !

مامور معذور:
هموطن خوش فکر، استمرار پیامهای آبکی شما را آرزومندیم . با تشکر . شرکت آب و"اهم اهم" حومه و اطراف و گوشه کنارها ! حتی ایام تهطیل به جز اون بچه دومی از آخر!

حانیه 15 از آیسک:
شهردار شهر ما برای آبیاری فضای سبز از استخری که آب بارون که اوایل بهار باریده بود داخلش جمع شده استفاده میکنند و آبش هم اینقدری هست که تا پاییز که دوباره بارون بیاد مورد استفاده قرار بگیره و به این میگن هوشمندی و درایت.

سعید 27 ابهر :
روستای ما یه بار سه روز آب قطع شد ، واقعا وحشتناک بود ، به نظر من هر روز یک ساعت بدون اطلاع قبلی و سراسری آب قطع بشه ، خیلی تاثیر داره .

زهرایوسفی،16،کاشان:
آبجی سارانجم وفهیمه محمدی،منم یکی از هم وطناتونم که توایرانم.دلم میخواد بیام کشورم روببینم.دلم برای افغانستان تنگه.

سینا مراغه 31:
دلبسته به سکه های قلک بودیم/دنبال بهانه های کوچک بودیم/ رویای بزرگتر شدن خوب نبود/ ای کاش تمام عمر کودک بودیم.

مهدی17قوشچی:
بچه که بودیم؛ جاده ها خراب بود، نیمکت مدرسه ها خراب بود، شیرهای آب خراب بود زنگهای در خانه ها خراب بود؛ ولی آدمها سالم بودند.

مامور معذور:
بههله... و یه چیز دیگه هم همواره خراب و به راه بود! الان که سه متر شدیم و از در توو نمی ریم یادمون رفته. وگرنه که ساعتهای متمادی در اون خرابکاری های پی در پی و گاه سهمگین ، فرو می غلتیدیم و فریادرسی نبود تا برای نفسی، بی زحمت اون پنجره نازنین و حیاتی رو باز کنه! مادرجان ها شرمنده ایم ، به خاطر خرابکاری های دیروز و فراموشکاری های امروز! این بار خرابم ، خراب بزرگمهری مادر!

مهدی اسلامی :
خاطراتی که من ازبچگیم یادمه خیلیاش با حادثه همراه بودن مثلا یه بار پرده ی خونمونو آتیش زدم، یه بارم از 6 متری افتادم ترکیدم با خاک انداز جمعم کردن.

اکرم از چناران :
یک ) خیلی دوست دارم برگردم به دوران بچگیام همیشه عاشق این بودم که کفشای بزرگتر ها رو پام کنم مخصوصا از نوع تق تقیش خخ .

آنا و آنیتا : موضوع دو :
من ایشش اصلا دوس ندارم پیر شم خدا نیاره اون روز رو آره شباهتشون اینه که هردو تاشون بهونه می گیرن ، احساس می کنن بهشون توجه نمی شه ، دوست دارن همیشه حرفاشون رو گوش کنیم وکلا تأییدشون کنیم .

نسرین 32زنجان:
وای ماموری سه خط اول روکه خوندم فکرکردم خدای نکرده باشگاه جمع شد.آخه این دیگه چه مدل شروع کردنه؟ آی قلبم!

مینوشکلاتی 18سرخس:
متفرق شو متجمع نشو! خو، وااای خدا خخخخ یعنی ترکوندیا ... شعرش تاثیرگذار بود ممنون،بههله ما بیخیال نمیشیم همه صفحه هارو تااخر شخم میزنیم!

هانیه(هفت بهمن):
وای چند صفحه آخرخیلی باحال بود. دمت ولرم.

فاطمه رضایی یه باغملکی :
منده یه سطل میذارم شیلنگ‌ کولرمون رو میندازم توش ... آبی که جمع میشه رو میبرم میریزم جلو درختای روبه رو خونه مون که شهرداری کاشته . دلم واسه اون روزایی که وقتی مینشستم رو صندلی پاهامون به زمین نمیرسید .

زهرا ناظر16:
انقدر بچه ها را به بزرگ شدن امیدوار نکنید! بزرگ میشی: یادت میره.بزرگ میشی : میری مدرسه. بزرگ میشی: دکترمیشی. بزرگ میشی:عروس میشی.بزرگ میشی : بابا میشی...بزرگ میشی...بزرگ میشی...کودک را بگذارید کودکی کند... کودک بودیم می گفتند: تاکی میخوای کودک بمانی؟ بزرگ شو...بزرگ شدم... گفتند: سعی کن کودک درونت را زنده نگاه داری!! ومن همیشه تشنه کودکی ماندم...هیچ دوره ای جای خودش نبود!

علی اصغر 22 کازرون:
....همه عمر درانتظار آینده وآینده درآرزوی گذشته و درزمان حال همیشه ناراضی...

غزل 16 گیلان:
یه روز داخل مترو صندلی ام را به یک پیرمرد دادم.در حقم دعا کرد وگفت:جوان دعا میکنم پیر بشی،اما هیچ وقت نوبتی نشی!! سؤال کردم نوبتی دیگه چیه؟ گفت:فردا که از کار افتاده شدی و قدرت انجام کارهای عادیت رو نداشتی، بین بچه هات به خاطر نگهداریت دعوا نشه که امروز نوبت من نیست!من نگهش نمی دارم!نوبت توست!

سمیرا 20 ورامین :
ماموری خوش به حال بچه ها .کاش مامان بزرگ و بابابزرگم الان بودن..یادمه بابا بزرگم میگفت یکی پام رو لگد(!) کنه من بچه بودم بدو بدو میرفتم بعد بهم یه 50 تومنی میداد یادش بخیر

الینابانو15مشهد:
توی تلویزیون نوشته بودبرای صرفه جویی درآب بهتره سینک ظرفشویی روتانیمه آب کنیم.بعدظرف هاروتوش بذاریم.

لیلا:
ازکودکی فقط خاطراتش واسم مونده دوست ندارم انقدرعمرکنم که آرزوی مرگموکنند میخوام فردای عروسی دخترم من وشوهرم باهم بمیریم.

مامور معذور:
انشالله که عروسی شون و نی نی جانهاشون رو هم ببینین و سالهای سال سلامت و خوشبخت باشین عاما نکته دارترین پیام این نوبت هم تعلق می گیرد به این تیکه که در مورد همسرگرامی عنایت فرمودینا ! اجازه بدین کمی منده بشینم، بسی سرم گیج رفت!

کبرا از هشتبندی:
مامور وقتی دوستان گفتن کارتون می بینن منم دیگه بقیه باشگاه رو نخوندم و رفتم کارتون دیدم.

حدیث اززنجان:
یکی ازخاطرات ناب بچه گیم این که فقط کتک خوردم!

سیده ملورین15گلستون:
پنج سالم بود یه جشنی رفته بودیم. مجری گفت: بچه ها بیان قرآن بخونن بهشون جایزه بدیم. منده پاشدم رفتم بالا دیدم روی سن فرش پهنه. بچه های دیگه همه باکفش رفتن. من گفتم زحمتشون میشه واینا خیلی خانومانه کفشم رو درآوردم گرفتم دستم رفتم روی جایگاه. یعنی سالن ازخنده پوکیدن ومنده ازخنده ایناوسط سالن نشستم گریه کردم ! هنوزم که هنوزه واسه مسابقات قرآن که میرم بخونم این خاطره واسم زنده میشه.مجریه چقدردلداریم داد.

فاطمه 21 تبریز :
خدابیامرز مامان بزرگم آلزایمر داشت هر وقت میرفتم پیشش یادش میرفت باهام روبوسی کرده همش میگفت الهی قربون دختر نازم برم بیا ببوسمت هر بار بلند میشدم میرفتم پیشش و با احترام عین بار اول روبوسی میکردم گاها چند بار پشت سر هم برای بابام چایی میاورد و قربون صدقه اش میرفت بابام هم هر بار پیشونیش رو میبوسید و چایی میخورد فقط خدا بیامرز همیشه میگفت من نامزد پسر همسایه شونم هر وقت اون آقا پسر میومد خونه شون برای عیادت مجبور بودم از اتاق نیام بیرون !

نهال سی ساله ازجی:
(پیام اولی) سلام .خدایانفت وگاز خیلی داریم الحمدلله. میشه لطف کنی به جای چاه نفت چاه آب جدید کشف بشه؟یا لااقل سامانه بارشی از کشور ما نره بیرون همینجا بچرخه تو کشورمون؟ دوغ گازدار!


هیله خسرجی 20 از شوش:
مأموری اگر این آماری که راجع به خشکسالی و کم آبی کشورمون تا 20 دیگه دادی درست باشه که خیلی فاجعه است ... یه جورایی خیلی عذاب وجدان دارم و مدام تو فکرم ، متأسفانه من هیچوقت تلاشی برای صرفه جویی در مصرف آب نکردم . بعضی وقتها تا موقعی که مسواک زدنم تموم بشه شیر آب رو باز میگذاشتم ، دیگه بماند که ظرفهارو هم چجوری میشستم ، میدونم کارم خیلی اشتباه بوده اتفاقا سر همین موضوع همیشه با داداشم بحثم میشد

زهرا اردیبهشتی20:
واقعا آدم اخبار و آمار کم آبی رو میخونه دود ازسرش بلندمیشه!رسما دارن اعلام میکنن که تو20سال آینده ایران کاملاخشک و بی آب میشه و با این وجود بازم اسراف؟!عجبا! شگفتا! به فکرآیندمون باشیم؛نشه روزی که ایرانمون با اینهمه قدمت و اصالت، بخاطر بی آبی نابودشه!

فائزه 20 ایلام :
آبجی جان ( سیده آرمیتا ) ، بیاین قبول کنیم که با یه لیوان آب میشه مسواک زد ولی با یه بیست لیتری آب هم نمیشه مسواکو تمیز کرد دیگه خداییش !

سخاوت19تهران:
مأموری واقعأ با بازگذاشتن آب خشم فروکش میکنه؟؟ واعجبا وا اسفاه واحیرتا

بیتا بانو:
از همه ی هفت میلیارد، با آب و بی آب، عذر می خوام. امیدوارم صرفه جویی هاتون نتیجه داشته باشه! اینجوری نیگا نکن! و نگو بهم پررو! دوست ندارم الکی بگم وااای! تحت تاثیر حرفهاتون قرار گرفتم و دیگه صرفه جویی! در صورتی که خوب خودم رو می شناسم و می دونم نمی شه، دوست ندارم الکی حرفی بزنم که نمی تونم بهش عمل کنم تظاهر به خوب بودن کنم. صرفه جویی آب رو بی خیال من! ببخشید.

مارال/15/رشت :
راستش درباره موضوع سوم هر چى فکر میکنم یادم نمیاد، راستش رو بخواین تا الان اصلا اهل صرفه جویى نبودم، ولى وقتى دیدم بچه ها اینقدر صرفه جویى مى کنن حسودیم شد.

محمد26:
باید واقعا درمصرف آب صرفه جویی شود چون درزندگی تاثیر زیادداره. منطقه ما با خشکسالی چندساله اش وکمبود آب کلا با کشاورزی محدود ودامداری کم رونق مواجه شده وباعث مهاجرت به شهرهای دیگه وشغل های کاذب زیاد شده.

حسن ناطقی 18 فولادشهر:
وقتی که بچه ایم،نیاز به دوست داشته شدن داریم;اما وقتی بزرگ میشیم،نیازمون بزرگتر میشه...نیاز بزرگتر اسمش عشقه! ... وقتی بچه بودیم،خواسته هامون خیلی زود برآورده میشد،اما خیلی زود تشویق شدیم به اینکه طبق خواسته دیگرون پیش بریم.

مریم 19:
یکی از خاطرات اکثر ما بچه ها نقاشی کشیدنامون بود،که یه آدم بود که شکم نداش هم دستا هم پاها به سر وصل بودن!یادمه آنام (مامان بزرگم)کلی به این آدمک هام میخندید..چند روز پیش با نوه های دیگش داشت نقاشی میکشید..آدمک هاش شکم نداشتن...این یعنی عمق فاجعه برای منی که عاشقشم!کلی گریه کردم..کاش ما بچه می موندیم تا بزرگترامونم جوون می موندن!

مامور معذور:
یکی از خوبی هایی که بچه ها دارن همون دلخوشی های دسترسشونه. مواردی که برای ما تکراری شدن اما اونها با این چیزها عالمی دارن. چند وقت پیش بچه ای رو دیدم که اصرار داشت زنگ خونه ای که می رن رو اون بزنه (یعنی بزرگ شدم) و مادرش بغلش کرد و بعد انجام عملیات، پسربچه آنچنان غش غش می خندید که فک من روی زمین بود... یا بچه های تازه راه افتاده ای که سرمست دیدن راه رفتن خودشونن... همچنین بچه ها بی ذهنن و تصوری از هیچ چیزی ندارن. این می تونه بسیار خطرناک باشه. بپرسید از مرگ و میر بی شمار اطفال نسلهای قدیم بابت سهل انگاری در نگهداریشون مثلا افتادن بچه در حوض! چون بچه هیچ ذهنیتی نداره و اتفاقات اطراف برای اون معنا می سازه. مثلا من که سالها از سگ می ترسیدم یا شومایی که از سوسک وحشت داری و صد مورد دیگه پیچیده تر، بیشتر اینها ریشه در طفولیت ما داره که بهمون فهموندن و فهمیدیم چه چیزی چه جوره و واکنش ما باید چی باشه! وگرنه که بچه از شیر گنده بک هم واهمه ای نداره و ولش کنی مستقیم میره انگشت می کنه توی چشم سلطان جنگل!

نازی 27.اردبیل:
مأموری حالاکه این پیام ( ترس از پیرمردها) رو درج کردی علتش رو بگم: دوران مدرسه نوبت صبح بودیم ازیه کوچه خلوت رد میشدیم میرسیدیم مدرسه. یه روز صبح یکی ازدوستان خیلی خوبمون با رنگ پریده با زبون بند اومده و دوان دوان و بدون چادرش اومد به مدرسه، تواون کوچه یه پیرمرد بهش حمله کرده بود وبقیه اش رو خودت متوجه شدی دیگه...

مهسا حیدری 17 ورامین :
یکی از خاطرات بچگیم این بود که چون زیاد کنجکاو بودم همه چیز رو امتحان میکردم بعد یه بار در ماشین لباسشویی باز بود منم انگشتم رو بردم توش بعد که بالا آوردمش دیدم همه لباسها پیچیدن دور دستم...

محدثه17 بچه اراک:
شیش سالم بود یه پسرعمودارم باهم همسنیم!مسابقه دوچرخه سواری داشتیم،پسرعموم گفت هرکس چشم بسته بره برنده است!منم زود باور، چشمام روبستم و شپلق…با سر رفتم توی تیر چراغ برق!

16 بوکان :
( مامور: عزیز! ببخش لطفا اسم دیگه ای بنویس) مشکل کم آبی ما از جایی شروع شد که مردم به آب ، به چشم ارث پدرشون و پدر پدرشون نگاه کردن نه امانتی برای نسل های آینده .... جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را / نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را / کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم / به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را (شهریار)

سکینه 18:
چهارشنبه از بس حرف از کم آبی زدین اشکم دراومد. مامانم میگه ماکه مصرفی نداریم راست میگه امابهش گفتم اگه هرکدوممون اندازه چندقطره هم صرفه جویی کنیم خودش یه دنیایی میشه.راستی ماموری من باباشگاه های دیگه هم دوستم به نظرم هرباشگاهی خوبیه خودش روداره.

اکرم19:
وقتی دور هم جمع میشیم بزرگای جمع میگن پاشو تو با بچه ها بازی کن ما خودمون کارا را انجام میدیم ....هنوز نفهمیدم دقیقا منظورشون چیه..آدم حسابم نمیکنن یا خیلی بچه ام .

فاطمه انصاری. کرمانشاه:
مامور میگم میشه بگی ماکه برای روابط عمومی پیام می دیم، چی باید بنویسیم؟

مامور معذور:
معلومه که : هر چیزی که درباره دیدگاه، توی دل و دیدگاهتونه البته به جز دوغ گازدارها... طبیعتا این نظر شماست که مهم و ارزشمنده ( یعنی نظر من لامهم و لا ارزشمند؟!) . الان من چی بگم آخه؟ باز هوس جوابهای دوغ گازداری کردین؟ شما باید به شیوه خودتون نظر بدین. این رنگ و تفاوت و منحصر به فرد بودنه که جالبه وگرنه که اصولا یگانه آفریدگار قادر عزوجل، راحت می تونست از روی یه شکل و حالت همه رو شبیه هم بزنه... ضمنا محبت شما برای منده ( توی این بی آبی) دریا دریا ارزش داره چراکه: بس نکته غیر حسن ( ضمه رو ححح) بباید که تا کسی ( تاکسی نه ها تا، کسی) مقبول طبع مردم صاحب نظر شود...حالا همه همه : آخ ترسم که اشک در غم ما پرده در شود! هی هی هی، اون ته مجلس دل بده! ( قلوه بستون)

خب رفقای محترم و گرامی
امیدوارم که اولویتهای زندگانی تون رو در این هفته و اون ماه و وین سال نگاشته و چسبانیده باشید.
فلذا تا دیدار بعدی شما رو به خدای بزرگ می سپاریم .

خواهشمند است رفقا نازنین، بیش از پیش فعال و در تکاپو باشن و به جای ایراد گرفتن و گفتن اشتباهات و غلطهایی که کردیم خودشون تنور رو گرم کنن . نخ سوزن عزیزان محترم : هانسه و عاطفه از اصفهون. پیامهای خوب و خلاقانه همیشه توی دیدگاه جا دارن روی فرق سر منده : آخ سرم ! چقذه شما خلاق بودین و روو نمی کردین!

دلشاد و تندرست و امیدوار باشین.
عمرتون پر برکت . زندگی تون در لحظه و مشام تون پر از عطر زندگی...
و ما کماکان ارادتمند همیشگی شماییم!

و عمر شیشه عطر است، پس نمی ماند!
پرنده تا به ابد در قفس نمی ماند

مگو که خاطرت از حرف من مکدر شد
که روی آینه جای نفس نمی ماند!

طلای اصل و بدل آنچنان یکی شده اند
که عشق جز به هوای هوس نمی ماند

مرا چه دوست چه دشمن ز دست او برهان
که این طبیب به فریادرس نمی ماند

من و تو در سفر عشق دیر فهمیدیم
قطار منتظر هیچ کس نمی ماند!

فاضل نظری


***انتقاد، پیشنهاد و حمایت دررابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)


نظرات   

 
+1 #63 لاله 17 مشهد 1396-04-30 14:50
نقل قول کردن فائزه خواننده خاموش:
سلام دوستان ومامور...اسما گلی خوبی خواهری؟؟.میدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود؟؟؟ :sad: :cry: ...امیدوارم همیشه موفق باشی عزیزم..شیما بانوی خودم چطوره؟؟فاطمه(خطیر)کجایی عزیز دل؟؟اریسو..کجا رفتی نمیگی دلمون تنگ میشه؟؟ارمیتای مهربونم توخوبی؟؟لاله جونی خیلی خوشحالم حالت بهتره عزیز..فهیمه.. فهیمه.. کجایی؟؟...داداش یکی یدونمونم(مهدی) که انگار پیداش نیست؟؟...مامور شما خوبی؟؟...خیلی دلم برای اینجا تنگ شده بود...امیدوارم حال همه خوب خوب خوب باشه...ولحظه هاتون پراز لبخند خدا :-) ;-)

آبجی خیلی دل تنگت
بودم..هر وقت تونستی یه سر
بزن بهمون خوشحال میشم
عزیزم
مرسی گلم با دعاهای شما
خیلی خوبم خووووب خوووب
عااااااالی تر از عاااااالیییی
چاکرتونم :-)
نقل قول
 
 
0 #62 سیده آرمیتا 1396-04-27 16:57
دوست محفوظ عزیزم؛شایددرظاه رموضوعاتی که مامورجان مطرح میکنن؛طنزنباشه؛ ولی پرسش هایی که طرح میکنن؛ازشوخی وطنزهم توپرسش هااستفاده میکنن واینکه خودبچه های خلاق دیدگاه میتونن پاسخ هاشونوهم به صورت جدی که حق مطلب ادابشه واینکه ازطنزوشوخی هم مابین صحبتهاشون استفاده بکنن؛البته توهرنوبت هم مشاهده میشه بعضی ازدوستان عزیزپیامهاشون درچارچوب موضوعات. سراسرشیطنت ودلنشین هست واینکه موضوع آخراین هفته؛چراچندتا؟! پس چندتا؟!همین زنگ تفریح دیدگاه هست دیگه نازنین.
نقل قول
 
 
0 #61 سارایی۲۲ 1396-04-27 10:54
پس نذارش عزیز
والا ما که وارد شدیم جو سنگین بود
قشنگ معلوم بود پشت خوشامد گویی
مامور شپلق بسی فراوان است...
یه کاری کرده تو واقعیت
همش موتور جستجوم روشنه
چی درسته؟ چی بگم یا نگم؟
افراد وخودم تحت نظر
خولاصههههه یه پا جاسوس شدم
:D
نقل قول
 
 
0 #60 سارایی۲۲ 1396-04-27 10:49
آجی اسما مامور نصف پیامای
محبت منم نمی درجه به دوستان
اونجاست که میفهمم
سمیه نروووووو...
عه خلط مبحث شد..
مامور فعلا باید اوراق مارو تصحیح
کنه وغلط بگیره!
ماموررر مصحح خوبی میشدی
از اون عینک رو دماغی ها که از زیر
عینک بدددد نگاه میکنن :o
نقل قول
 
 
0 #59 اسماگلی 1396-04-26 23:23
ازبین اونهمه کامنت چرافقط یدونه هست؟؟؟ماموووور؟ ؟؟خب جواب بچه هارودادم الان نمیگن چه دختر...جواب محبتمونونداد...اوففف

---------------------------
مامور معذور:
سلام به شما و شما و شما. آره آره شما نه بغلی! آره خودتی!
یعنی خودشما!

منده در اینجا شهادت می دم که این بانوی وای چقدر با محبت و چقذه مهربون، به تکاتک شما ابراز محبت کردن
اونم یه خروار نه یه مثقال ها!
اما واقعا دوستان دارن توی باقالی ها شنای کرال پشت و قورباغه و غیره و غیره می رن و حقیر مثل کوه که نه حالا ولی در حد تپه مقابل این جریان خواهم نشست و ایستاد
( خو ممکنه یه جاهایی خسته بشم دیگه. مثلا آدمم)
فلذا از همه می خوام که جمع بشن حول عمود و محور خیمه یعنی موضوعات و پیامهای مطروحه
اگه شفاف سازی بیشتر هم لازمه الان می گم روال چیه
یه کسی بعد یه مدتی اومده یا برگشته یا پاشده! . پس پیام میده . پیامش بله سر چشم: تایید.
چار نفر بهش خوش آمد می گن . واکنش که یعنی دیدیمت و چقده خوشحالیم . بله خوبه : تایید!
باز ایشون منور می فرماین فضا رو و خوش خوشان تشکر به تک تک اونها اونهم هر کدام جدا و در یک پیام . آها . در اینجا دیگه نخیر ! اینجا دیگه بوق درجه باقالی ها ، صدا و بل بل می زنه...
چون این سیر و سلوک گویی ته و آخری نداره. از همینجا که بالا گفتم دقیقا برش روند و تپه کذایی حاصل آید!

فلذا برای بار صدم : در حد معمول و متعادل چاق و لاغر سلامتی
از حد بگذره ... مهربونا شرمنده اخلاق ورزشکاری شطرنجی تون!
( نه که چهره اش شطرنجی باشه یعنی ورزش در عرصه شطرنج مثلا . آره و اینا و مامانم اینا )
نقل قول
 
 
0 #58 زهره 18 اسفراین 1396-04-26 18:29
نقل قول کردن زهره ۱۸ قم:
اسما جان امسال کنکور ندادم انشاالله سال دیگه ..همون زهره پوربافرانی ام نه زهرا ! :-)

شهرامون باهم فرق میکنه که .. ولی خیلی واسم جالب بود من با زهره از اسفراین ، هم اسممون ، هم سنمون و هم ماه تولدمون یکیه ..! :-) آجی زهره مخلصم
چشم مامورجان درمورد موضوعات حرف میزنم چشم

واقعا؟ چه جالببببببببببب. .. من بیشتر.
با عرض پوزش ماموری مهربووووووووووو وووووون.
نقل قول
 
 
0 #57 اسماگلی 1396-04-26 18:19
سعی نکن متفاوت باشی
خوب باش
خوب بودن با اندازه کافی تواین دنیا متفاوت هست...
نقل قول
 
 
+1 #56 سارایی۲۲ 1396-04-26 14:39
یادتون باشه
پیدا شدن کارت شارژ ایرانسل تو جیب
مرد متاهلی که خط همراه اول داره
مثل داشتن ۱۰ کیلو تریاک تو ماشین
یه قاچاقچیه...
حکمشم اعدامهههههه!!!! ! :o :o
نقل قول
 
 
0 #55 فائزه خواننده خاموش 1396-04-26 12:24
سلام دوستان ومامور...اسما گلی خوبی خواهری؟؟.میدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود؟؟؟ :sad: :cry: ...امیدوارم همیشه موفق باشی عزیزم..شیما بانوی خودم چطوره؟؟فاطمه(خط یر)کجایی عزیز دل؟؟اریسو..کجا رفتی نمیگی دلمون تنگ میشه؟؟ارمیتای مهربونم توخوبی؟؟لاله جونی خیلی خوشحالم حالت بهتره عزیز..فهیمه.. فهیمه.. کجایی؟؟...داداش یکی یدونمونم(مهدی) که انگار پیداش نیست؟؟...مامور شما خوبی؟؟...خیلی دلم برای اینجا تنگ شده بود...امیدوارم حال همه خوب خوب خوب باشه...ولحظه هاتون پراز لبخند خدا :-) ;-)
نقل قول
 
 
0 #54 صرفا واسه خودت ماموری پس نذارش 1396-04-26 12:16
اولا که سلااااام.خسته نباشی.دوما دیدگاه هم بنظرم تواین یکماه اخیربیش ازحدموضوع محورشده...وحضور ت بشدت کمرنگ...که قطعاجای بسی شکرداره که بالاخرا اروم گرفتی توبچه!اره همینوخواستم بگم.پس چی؟پ ن پ بیا اونجا انقدرحرف بزن تا حرف بزنی...اهم اهم...
یوهاهاهاهی هو...نه شوخیدم.واقعانبا شی یه چیزکمه.وقتایی هم که بباشی انقدفلسفی وبالای بالامیحرفی ادم وسط حرفات حوصلش سرمیره ومیزنه صفحات بعد!ببشقیدولی بهله.لطفامثله قبل همون ماموربامزه رو واردکارکن...ودر باره موضوعات انقدشخثی نباشن.اینکه من دروغ میگفتم یا....وحالا انجام نمیدم بدردکی میخوره.نگوخب خودتون موضوع پیشنهادبدین ک مودونوم نمذاری...خب این تا اینجا...بعدشم چه عیبی داره موضوع آزادباشه.مگه شمامدرسه نمیرفتی بین اینهمه درس زنگ تفریح نبود؟شماهم انقدرجدی نگیردیگه.به فکرمخاطبینم بیشترباش.آدم خسته میشه همش موضوع!!!!
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد