علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه چهارشنبه 25 امرداد

جالب انگیز:
دلم به حال پروانه ها می سوزد، وقتی که چراغ را خاموش می کنم!
و به حال خفاش ها، وقتی چراغ را روشن می کنم! نمی شود قدمی برداشت بدون آنکه کسی نرنجد! (مارین سورسکو)

سلام سلام عزیزان من
قدم روی چشم ما و همکارانمون گذاشتین
معلومه که خیلییی دوستتون دارم!
در حدی که عاشقتونم ! اونم تکاتکی!

و قطعا و حتما افتخار می کنم و قدر می دونم که فرصتی مهیاست تا وقت ارزشمند جوونهای جان وطن برای حرف زدن ما و شما و ایشان در دیدگاه .... آخ به خدا فعل جمله از دستم در رفت! مهم نیست. مهم شماهایین که عاشقتونم شدیدا ! ووو خدایا شکرت!
( خانواده ای که اینجا نشسته بود با دیده شک و درحالی که دستهای خیسش را با پشت لباسش خشک می کند، پس از لحظاتی دوباره بر مسند خویش تکیه می زند و بر نمی دارد: حالا یه نگاه به دیدگاه، یه نگاه به مامور! اوشون بوهایی برده! مگه بو میاد؟)

از بیش فعالان دیدگاهی ممنونیم:
شیرین 13
ستاره از الشتر
معصومه 16 همدان
شروین 17 قم
هیله خسرجی 20 شوش

موضوعات هفتهههه:
یک) چقدر و چگونه احساسات خود را بیان می کنید؟ چقدر آنها را سرکوب کرده یا درون خود می ریزید؟ راه درست بیان احساسات چیست؟ آیا بیان کلمات بوقدار هم بیان احساسات محسوب می شود؟ چه باید کرد؟
دو) در طول روز چقدر خشمگین ( حس درونی) و چه اندازه عصبانی ( نمود بیرونی) می شوید؟ آیا عصبانیت ژنتیکی است؟ اکتسابی (به دست آوردنی / یادگرفتنی) است؟ پس چی چی است؟ با این قد و قامت و سن و سال ! درباره مدیریت خشم چه می دانید؟
سه) آیا شرایط جایی که هستید و کاری که می کنید و عواقب احتمالی آن را می پذیرید؟ مثلا قواعد و رسم زندگی در دنیای فانی ؟ محاسن و معایب حضور در پیام نما؟

غزل 18 گیلان:
واای پیام آقا آرشام خیلی بامزه بود!ولی فیلم ترسناک فقطط دوستاانه..من که با دخترعموم رفتیم سینما پنج بعدی،نصف فیلم زیر عینک مخصوص فقط چشمام بسته بود الکی جیغ می زدم!..اه چرا آخه!..بیست تومن پول دادم اندازه پنج تومن نگاه کردم!

مهسا18قم :
ای آدم زرنگ!! آره حتما باید فیلم ترسناک رو با همسر گرامی ببینه ! ... منظور ازچسبوندن پیام ها توسط مامور اینه که پیام دوشنبه من سه تا پیام طولانی و کامیونی شده بود که بهم چسبونده و یه پیام شده بود. خعلللییی نامردی! حقشه دیگه پیام ندیم تو باشی و بیتا جونت !

مینوشکلاتی 18سرخس:
بیتابانو لایک داری آجی گلم! ... منظورم از جوگیر نمیشم اینه که زود حسم رو بیان نمیکنم و طرفم رو میسنجم!

ماهور19تهران:
من فقط روزی یك بار عصبانی میشم كه همش 24 ساعت طول میكشه! (شوخیانه)

ترنیوس /لاهیجان:
من رک و راست وسریع احساسم رو می گویم واصلا شوخی ندارم، خیلی کم اونم مواقع اضطراری (!) سرکوب احساس می کنم یعنی یک درصد...

پژاره:
بحث انقدر سنگینه که آدم اصلا(!) نمیدونه چی بگه؟! بیش فعالام کلا کنار کشیدن جزدو سه نفر!

سخاوت19تهران:
درباره گریه و خنده هم بگم هردوتاش راحته و به خوبی پردازش و اجرامیشه.. كلأ رابطم باگریه عالیه. اصلا اصلا هم ایرادی نداره مرد گریه كنه. والابوخودا انگار مردها آدم آهنین... من به شدت احساسیم و باگریه خودم رو سبك می كنم گریه بهترین راه دفع انرژی های منفی روحی هست...

سیده آرمیتا27مازندران:
بذارین یکمی کشک تودهنم خیس بخوره !یوهاها اهم.بسیارآدم احساساتی ای هستم.همیشه احساساتم روبروزمیدم.اگرمسئله ای باعث شادیم بشه هیجان زده میشم وحسم رودررفتاروکلامم نشون میدم. وهیچی تودلم نمیمونه! اگرازدست کسی خشمگین بشم. بااحترام بهش میگم؛این رفتارت باعث ناراحتیم شده.ولی اینکه عصبانی بشم یادادوهوار راه بندازم نه؛براعصابم مسلط هستم وخونسردیم روحفظ میکنم.به جاش گریه میکنم.تمام خشم وناراحتیم با؛اشک ریختن ازبین میره!

اعظم 43 مشهد:
منم خیلی احساساتیم طوری که ناراحتم گریه میکنم خوشحالم گریه میکنم تلوزیون کعبه رو نشون میده گریه میکنم اصلا یک وضعی که نگو همه تو خانواده مسخره ام میکنن میگن باز این گریه اش گرفت خودمم نمیخام اینجوری باشم اما...ولی زیاد عصبانی نمیشم اگه هم بشم واویلا.

ساناز 17 لاهیجان:
به نظرم مدیریت خشم یعنى استفاده از روش هایى که درصد خشممونو کم و باعث فروکش کردنش میشه و نمیزاره به مرحله عصبانیت برسه تا کاراى خطرناک ازمون سر بزنه.

شیرین13جیرفت:
چندراه برای بیان احساسات: یک:احساستان را نشان دهید:شما می توانید احساستان رابا کلمات جدید ومحدودی بیان کنید. مثلادرجواب فردی که ازشماحالتان را می پرسد،به جای چیزی نیست بگویید:آره حالم خوب نیست. دو: علت راشناسایی کنید:علت احساسی که دارید چیست؟ کارتان را ازدست داده اید؟و... وقتی علت راشناسایی کردید،می دانید باچه نوع رفتاری می توانید احساستان را ابراز کنید.
سه: بنویسید:حتی به صورت،شعر یا داستان کوتاه یا نامه ای به کسی... چهار: تصورهای خوب داشته باشید:هرچیز بدی که به ذهنتان رسید،آن را دور بریزید وبا خود بگویید که همه چیز را نمی توان به صورت کامل پیش بینی کرد... پنج: باکسی حرف بزنید:کسی را که به او اعتماد دارید پیداکنید وبا او درمورد احساستان حرف بزنید.اگرنمی توانید به او ایمیل بزنید.یا می توانید با یک مشاور صحبت کنید واز او کمک بگیرید...

مامور معذور:
آفرین آبجی فهیم و عزیز و جستجوگرم! خب معلومه که پیامهات می رسه... بچه ها چون روز دوم موضوع هست می گم : خصوصا به اونایی که پیامهای فراوون و سه متری شون درج نشده ! آها راستی، بابا، جون امواتتون پیام چند رسانه ای نفرستین! کوتاه کوتاه،آها آها:

فرق اساسی و بنیادین هست بین: سرکوب و نادیده گرفتن احساسات با تخلیه و بروز دادن صحیحش... بیایم جوابهای تخیلی ندیم! طرف توی روز روشن داره حق من رو قلپی می خوره! به کجای مثبتش نگاه کنم الان؟ یعنی چی حکمت خدا بوده! اصلا باشه ولی من الان عصبانیم، راهکار بدین! فقط از نوع زمینی و غیر تخیلی!

هرجوابی که حس رو نادیده می گیره و نفی می کنه از لحاظ روانشناسی اشتباه و هر شیوه ای که روشی برای بیان و بروز ارائه می کنه درسته! البته جز توهین و بوق زدن! راه بیان احساس چیه؟ یه فرمولی داشت ها که قبلا گفتم! کی یادشه؟! اصلا جایزه داره! زهرا کریمی کجایی بابا؟ بیا جایزه؟! قیافه اش رو! هی هی های هوی هی !

رعنا38 اصفهان:
سرکوب کردن احساسات همیشه هم خوب نیست،بخصوص ما مادرهای خونه دار و بچه دار وقتی احساساتمونو بروز نمیدیم و همه ی سختیها و مشکلات و ناراحتیها رو توی خودمون میریزیم،بعد از مدتی منفجر میشیم دیگه آستانه ی تحملمون کم میشه و انواع بیماریهای روحی و جسمی میاد سراغمون.

درج نکنی!
درج نکنی ها بچه ها می خندن بهم... خیلی که خشمگین بشم برای اینکه کاردست خودم ودیگران ندم یخ می جوم! روی من خیلی تاثیرداره.

مامور معذور:
خو الان من یخ از کجا... اهم اهم، در بیارم؟! وسط اتوبان و صلات ظهر! بعد خو مگه این دندونهایی که ایمپلت هرکدومش دو میلیون تومنه رو از سر راه آوردم!؟ نکنه که از اونجا، اینجا معلومه و منده گراز یا فیل عاجدار قلب قلبی تشریف دارم؟! (هر دندون بنی بشر: 2 تومن! دقت کرده بودین مایه دارهایی هستیم واسه خودمون؟! خو مسواک بزن دیگه تهههه کلاس! وسط کلاس! پشت در کلاس! و اونی که رفتی زیر میز می لومبونی! جمیعا )

فهیمه 26 شهر"یار" :
اونقدری احساساتم رو ابراز میکنم که بعدأ نگم ، کاش بود و بهش میگفتم چقد عاشقشم !همیشه کلامی به عزیزانم احساساتم رو بیان میکنم حالا بیشتر وقت ها کلامی برام کمه و باید حسابی طرفم رو بچلونم تو بغلم و بگم بی اندازه عزیزن برام و عاشقشونم ! مخصوصأ بابای عزیزتر از جونم .. وای که چقد نفسی بابایی ( خیلی زود دیر میشه دوستان حواستونو جمع کنید )

بهار حسینوند . دزفول :
مأموری باشگاه رو دخترونش کردی؟دمت گرم خیلی الان خوب شده، بذار(!) همینجوری بمونه ... ماموری چرا الکی سن رو دختر مردم میذاری؟من کجا 18 سالمه چرا اطلاعات غلط میدرجی؟

سحر از تبریز:
در جواب آبجی ناهید بگم كه: اثبات شی نفی ما عدا نمیكنه یعنی: اثبات چیزی اون یكی هارو نفی نمیكنه. مثلا شیعیان مسلمان هستند اما همه مسلمانان هم شیعه نیستن!

مریم 19:
احساسی که همراه با هیجان شدید مطرح بشه، نتیجه مطلوبی نداره.اگه مسئله رو خراب نکنه قطعا درستش نمی کنه.

حسن ناطقی 18 فولادشهر:
آدم درونگراییم و در نتیجه خیلی کم ابراز احساسات میکنم...و این یه ضعفه به نظرم..چون خیلی وقتها یه ابراز دوستی کوچیک میتونه دوستی رو عجیب،شیرین کنه...متأسفانه خیلی اوقات سر همین درونگراییم،مشکلاتی واسم پیش میاد...شاید این مشکل،با یه جمله مثه رفیق خیلی چاکریم میتونست حل شه و تبدیل به یه مشکل نشه...

مامور معذور:
( مامور با خودش) نوچ ! خیلی چاکرم و چمنتم و اینا، دیگه لا فایده... بیشتر از اینا قرض لازم دارم! باید رفت تو کار اصطلاحات جدید و داغ کننده. چطوره بگم: ضمیرناخودآگاهم از هرم خاطرت لبریزه "ترا بابت ترا بایت" ؟ نچچ ! ... داداچ "وای فای" قلبت بعد لامکان داره: حتی تا مبال خونه مون؟! نه! باید احساسی تر بشه! آخه الان احساسم نمی یاد خو! صادق از قرچک چیکار کنم الان؟ راهکار فوری می خواما ! ذهنم خیلی درگیر شده!

نجمه 18:
نظرم اینه که بیان احساسات به موقع میتونه یه عمل درست وحساب شده باشه که از یکسری اتفاقات پیشگیری کنه.

محفوظ و مستور:
خیلی محترمانه به نامزدم گفتم دوستش ندارم از اولم دلم به این وصلت رضا نبوده!به همین راحتی!دیگه چرا روح و روان خودم رو به هم بریزم و عالم و آدم رو فحش آبدار نثار نمایم؟!

زهرا اردیبهشتی20:
تو این نوبت شمردم 11 نفر گفتن وقتی دلخور یا عصبی ان تو خودشون میریزن، اگه پیام منم درج میشد، منم دوازدهمین نفربودم! و این خیلی بده؛ فاجعه اس...یه مشکلی هست اینه که میدونیم این کار اشتباهه ولی سختمونه انجام ندادنش.هر کسی تو زندگی روزمره اش ممکنه براش ناراحتی پیش بیاد یا اینکه سر هر چیزی عصبی شه،اینکه بگیم نههه من خیلی خوش خوشانمه وهیچوقت عصبی نمیشم باورنکردنیه؛ولی باید به شیوه درست بروز بدیم این حس رو، که اگه نمود بیرونی نداشته باشه میتونه خیلی آزارمون بده و باعث ناراحتی های قلبی و مشکلات عصبی بشه! درددل کردن با یه دوست دلسوز یا حتی نوشتن ناراحتی هامون و خوندن قرآن خیلی موثره.

الهه 26کرمانشاه:
درموردبیان احساساتم خیلی راحت احساسموبیان میکنم حتی اگه کسی باعث ناراحتی یادلخوریم بشه سعی میکنم محترمانه باهاش صحبت کنم وحسم روبهش بگم چون به نظرم باحرف زدن موضوع حل میشه،اگه باطرف سردبرخوردکنم اون اذیت میشه اگه توخودم بریزم خودم داغون میشم،بس بیانش بهترین راهه.

میکاییل17:
من احساسم رو با حالت چهره ام مثلا لبخندو...اینا کم نشون میدم بیشتر با عمل مثلا کسی رو که دوست دارم مثل عمو روهامم بهش کمک میکنم..ولی یه بار نگفتم دوستش دارم ولی اون با کارهام میدونه که من براش جونمم میدم ولی اگر مادر بزرگم باشه بهش میگم چون گفتاری دوست داره.

مامور معذور:
رفیق عزیزم . همه توضیحات شما رو خوندم. ما دوستدار اوشون و ارادتمندش هم هستیم. اما حساسیتهایی داریم که باید لحاظ بشه. وظیفه مونه چه تبلیغ باشه و چه تخریب مواظب شخصیتها، اقوام و مذاهب رسمی کشورم باشیم . توضیح بیشترش اینجا یکم سخته. شاید پیام دوست عزیز بعدی که همیشه محبت دارن ( و امیدواریم بیان در صراط راستقیم موضوعات) ناخواسته به شما کمک کنه. لطفا بذار اسمت فعلا همین جوری درج بشه. ممنون بخاطر این محبتت.

مریم بهرآبی کرمانشاه:
...مثلا یه پرسپولیسی اول اسمش مینویسه که استقلالیم بعد شروع می کنه به انتقاد تند وتیز به استقلالیا و تعریف از پرسپولیسی ها ( یا برعکسش ! )....

مریم 18قم:
وقتی پیام حدیث ازمیناب رو دیدم اشکم دراومد و واسش صدتاصلوات نذرکردم ....

عاطفه 27 اصفهان:
یاخدا این چی بود درج کردی؟ اشکام داره میاد... دیگه نشد بقیه اش رو بخونم. ای خدا فقط بذار برادرش به هوش بیاد. یاد خودم افتادم که داداشم یازده روز توی کما بود. چقد سخته. خدا فقط کمک کن... دیدگاه امشب واقعا حالم رو بد کرد.

گلی بانو از ی جا:
... والا من تاحالا احساساتم رو بیان نکردم به هیشکی. حتی به مامانم نگفتم دوسش دارم. عصبانی زیاد میشم مخصوصا یه سالی که فشار روحیم زیاده .نمیتونم خودم رو کنترل کنم این اواخر متأسفانه حرمتهارو هم میشکونم.

مارال/15/رشت:
من احساسات خودم رو بیشتر با رفتارم نشون میدم، چون...از اولم همین جورى بودم دیگه...آقا اصلا من همینم که هستم.مى خواى بخواه، نمیخواى هم شما رو به خییییر و ما رو به سلللللامت..خخخ

معصومه 16 از همدان:
ابراز محبت این نیست طرف رو بغلت(!) بچلونی بعد با ماچ و تف مستفیضش کنی ! نه عاقو اگه به شخصیت طرف ارزش قائل باشی هم نوعی ابراز علاقه است... خانواده ها بیشتر از اینکه به فکر آموزش نحوه همبستگی و محبت بین اعضای خانواده باشن به فکر حفظ حرمت هستن مثلا فکر میکنن بچه اگه پدر یا پدر بزرگشو بغل کنه و ببوسه باعث میشه به ابهتشون خدشه وارد بشه یا دیگه از اونا حساب نبرن !

مامور معذور:
آخه نه که بعضیام به پشت بوم و نمای هلی شات علاقه وافر دارن، ورودی رو که خدمت بزرگترها تقدیم می کنن، تا تمام زوایای نهان و پنهان خونه رو از روی کول و ملاج طرف نبینن پایین نمی یان که! مورد داشتیم طرف اتصالی کرده به لوستر خونه! هنوز که هنوزه اونایی که نمی دونن می گن لامصب چشاش چه برقی داره!

هورام 17خوزستان:
عصبانیت من نه ژنتیکیه نه ربطی به اطرافیان داره من تویه محیط آروم تویه خونواده ی آروم به دنیااومدم وبزرگ شدم عصبانیتم به خاطر به کرسی نشوندن حرفام نیس نمیدونم دلیلش چیه وریشه اش کجاست فقط یه حسیه که ازدرون فشارمیاره اگه تخلیه نشه آدمونابودمیکنه.

خورشید،40،تهران:
خشم در آدمها سیستم دفاعی در برابر رفتارای بد وحرفای ناشایست دیگرانه،وعصبانی شدن هم اکتسابیه! وقتی پدرخانواده صداشو بالا میبره تا تاثیر حرفاش رو زن وبچه اش بیشتر بشه! بچه ها هم به این رفتار عادت میکنن وهر جا بخوان حرفشون پیش باشه داد میزنن! و اینجوری به خواسته هاشون میرسن،و اگه طرف مقابلشون بخاطر آبروداری کوتاه بیاد که دیگه هییییچچی! کنترل ومدیریت خشم از ضروریات زندگی امروزه تا آمار جرائم پایین بیاد وتنش ها کمتر بشه!!

مهدیه14تهران:
کشف کردم!پیام نما برای ناشنوایان عزیز اختراع شده. (اینطوری نگام نکنین دیگه ،تازه2ساله از دنیای کودکی اومدم بیرون.کلی فسفر سوزوندم تا اینو کشفیدم.آب آکواریوم لطفا! )

یاسمین دختر خاکستری:
پیام نما اوقات فراغتمو پر میکنه، بعدشم کمک میکنه چند لحظه از افکار داغونم دور بشم و عاما من بخاطر گل روی مامور پیام نما میخونم و همچنین دیدگاهیا که همشونو شدیدا دوج دالم. داغانه همه بامعرفتای دیدگاهی.

هیس فرمودن:
هیس ساکت مامورجان یک چیزی میگم البته فضول نیستما آخه میدونی چیه پیام "....." رو توی "......." دیدم. ببین بهت چطورخیانت میکنن. بازحلالش میکنی ؟

مامور معذور:
ای بابا هیس جان. خیانت کدومه؟! چرا ماجرا رو ناموسی می کنین؟! بارها گفتم هر عزیزی هرجایی دوست داره باشه. خیلی هم خوشحالیم که خوشحالن. جدای از این دست پیامها ، بعضی هام خودشون پیام می دن و اجازه می خوان و عذاب وجدان دارن. ببم جان! بالام جان ! رشد و تعالی و خوشی شما آرزوی همیشگی ماست. باقی همکارها هم بزرگتر و عزیزما . فلذا یک صدم ثانیه هم فکرتون رو درگیر این حرفها نکنین. برگردید به صراط مستقیم و راستقیم موضوعات. کجه ! کجه !

همرازم از اراک:
از محاسن پیام نما اینکه یه محیط سالم و پاکه که آدمای مختلف از جاهای مختلف کشور میتونن باهم صحبت کنن و تجربه هاشون رو بهم بگن معایبم که نداره... بچه ها بخش روانشناسی و موفقیت خیلی عالیه. حتما سری به این بخش هم بزنید.

زهرارحمتی22اندیمشک:
برای تخلیه عصبانیت اول بایدسعی کنیم مکان متشنج روترک کنیم،بعدازراهی برای آروم شدن استفاده کنیم مثل خط خطی کردن،تصورکردن طرف مقابل درقالب یک شی بی جان و نشکن مثل عروسک وتخلیه حرصتون سرش بصورت فیزیکی، جلوآینه برید وهرحرفی تودلتونه رو سرش داد بزنید..بعد قضیه روحلاجی کنید ببینید چی وچرا باعث عصبانیتتون شده؟واصلاچقدر اون موضوع مهمه.بدونیدعصبانیت تاخودتون نخوایدوتلاش نکنید مهارنمیشه اماغیرممکن نیست.

آزیتا:
ببین مامور جون من وقتی به نداشته هام فکر میکنم خیییلی خشمگین وعصبانی میشم!!از اون طرف هم چیزای دیگه....ولی کلا عصبانی میشم و گاهی یه آتشفشان نمود بیرونی داره.عصبانیت وخشم همه جورس ،هم ژنتیکی،یاد گرفتنی و....

سمانه17:
(پیام اولی) سلام به همسفران عزیز و مامورک معذور ،احساسم رو به زبون نمیارم و این خیلی بده به نظرم گاهی باید خیلی مستقیم به آدمایی که دوسشون داریم اینو بگیم آخه اونا که علم غیب ندارن که.

سمیرا 27 ماسال:
(پیام اولی پیشین) سلام وااااای خدا شوک زده شدم پیامم رو دیدم اصلا فکر نمیکردم درج کنی!

حنانه سادات قم:
پیام قبلم برای این بودكه مادوست داریم همه باشگاهاتك وخاص باشن!نه اینكه از روهم كپی كنن.حرف شمامتینه اما راههای دیگه هم برای فرهنگسازی هست!

مامور معذور:
رفیق مهربون و دلسوز عزیزم. بسیاری از حرفهای شما هم درسته. یه وقت بحث عمد و اختیاره، یه وقت نه: سهو و احتمال. البته که من این بحث رو با سد هسته خاکی بستم وگرنه سیل پیامهای دیدگاهی ها همچنان جاری هست. نه یک دونه اش رو دیگه نمایش دادم و نه می دم. حرف ما روش و منش برخورد ، روحیه و نگاه نسبت به ماجراهاست . نگاه کلان به: تاثیر دراز مدت ، نه اشتیاق و ذوق اثبات موارد. حقیر سراپا تقصیر مچاله منظر و گندله پیکر! بی اندازه استدلال در این زمینه دارم اما بحث پینگ پنگی فرسایشی رو نوچ ! دوست ندارم. شما و خودم و اغیار رو دعوت و توصیه می کنم به صبوری بیشتر و اجازه برای شناخت بیشتر. لطفا بیشتر همراه دیدگاه باش چون زمان، قاضی مهم و دقیقیه ! ممنون از توجهت.

فاطمه 21 تبریز :
مامور یعنی گیر دادی به پیام نما ها ! از حضورمون تا محاسن و معایبش و وقتی که براش میذاریم یه برین دنبال کار و زندگیتونه خاصی تو حرفات موج میزنه ! اصن یجوری حرف زدی انگیزه ام رفت مخم مسدود شد ! نتونستم راجع به موضوعات پیام بدم و هنوزم نمیتونم دلت میاد ؟ نکن با ما اینجوری!

مهتاب 17کرمانشاه :
مأموری اگه به خوندن روزی دو سه بار پیام نما و باشگاه میگی اشتباه پس به سلفی انداختن با صفحه و لگو دیدگاه وعکس انداختن از پیاما و... چی میگی؟ هان ؟ خخخ... بیشتر اوقات احساسم رو خیلی راحت و رک میگم و واقعا خیلی کم پیش میاد احساساتمو سرکوب کنم !

رهابانوی گل:
....گاهی مشکل فنی برای پخش ممکنه به وجود بیادوبخش هابه موقع بروزنشه خب صبوری علاقه مندان رومیطلبه!به نظرمن عدم آشنایی تعدادزیادی ازافرادباپیام نمامیتونه ازمعایب باشه که تعدادزیادی باپیام نمامانوس نیستن وهنوزخوب جانیفتاده،درکنارافرادزبادی که آشنایی کامل دارن.

نغمه28 رفسنجون:
زمانی که عصبانی هستید قبل از هر اقدامی، یک لیوان آب خنک بخورید ، با نوشتن احساسات و شرایط ، عواملی را که موجب خشم شما میشوند را بیشتر و بهتر خواهید شناخت و شاید حتی بتوانید از آنها پرهیز کنید، زندگی در گذر است، شما نیز بگذرید، سعی کنید افرادی را که در مورد شما دچار اشتباهات کوچکی شده اند درک کنید.

فاطمه:
چگونه خشم خود را کنترل کنید؟ هر بار که خشمگین شدید24 قدم راه بروید.انگشت اشاره دست را بین دو ابرویتان بگذارید و تا 10 بشمارید.کمی آب سرد بنوشید. خوردن یک لیوان شربت خنک و شیرین به مغز کمک می کند تا آرامش از دست رفته اش را به دست آورد. برای ابراز عصبانیت و خشمتان هیچ گاه دیر نیست. اول دلیل عصبانیتتان را پیدا کنید، بعد به مناسب ترین واکنش فکر کنید.(منبع: جادوی محبت)

مامور معذور:
حالا از فردا در دیدگاه ببینید: جوووون امواتت بیا بیررررون! خو پکیدم! باز منو اسبی نکن ها! دیگه جا ندارم آب بخورم! .... پارچ دیگری می نوشد: وااای خاک تو سرت! و سرم! شد! .... یا که : آقا این رفیقمون که دیروز عصبانی بود رو ندیدین؟! آره همینکه 24 قدم یه بار می شمرد! بله ؟! میگن آخرین بار وسطهای آبهای نیلگون خلیج فارس رویت شده و آب از سرش گذشته! هی هی!

زهره پوربافرانی 18 قم :
ماموری یکی از مشکلات مملکت ما همینه... اونجایی رو که باید بهش توجه کنن و بها بدن ، ولش میکنن و بهش اهمییتی نمیدن . ولی اونجایی رو که باید کمتر بهش توجه کنن و سعی کنن کمرنگش کنن، بیشتر توجه میکنن ... پیامنما هم همینطوریه ، کاش به جای اینکه اینهمه بگن تلگرام نرید، اینستا نرید ، فلان نکنید. یه ذره به پیامنما بها میدادن ، پیامنما رو تبلیغ میکردن ،اینجا که مطمئنه و فیلتر داره، هر حرفی زده نمیشه و اینهمه آموزنده اس حقش خیلی بیشتر از این حرفاس. اووف . ولش کن....

رویا 15 ایلام:
بین خشم و عصبانیت من دیواری (مدیریت احساس) وجود نداره و خشم درونیم خیلی زود نمود بیرونی پیدا میکنه و به عصبانیت تبدیل میشه هر چند یه پیشرفت بیست درصدی واسه مدیریتش داشتم.

فرشته 31 تبریز:
من نمی تونم خودمو کنترل کنم عصبانی بشم بروز میدم . اصلا کار رو به گیس و گیس کشی می کشونم. خانواده ی آرومی دارم،نمیدونم من چرا اینطوریم؟

ستاره از الشتر:
راستی ماموری سروش صحت یه برنامه ساخته به اسم کتاب باز ... به نظرت ازما تقلید کرده یا اونا ؟؟؟ یو هاهاهاهاها ! ایش ! خیلی کار زشتی میکنه وا ! .... من خودمم معتقدم عصبانیت اکتسابی ،اما یه سوال من وآبجیم تو یه خونه با یه شرایط بزرگ شدیم ،خونه مام مثل هر خونه ای مشکلات خودشو داشته وداره ... پس چرا من آرومم ،خیلی کم عصبی میشم خود خوری نمیکنم ولی آبجیم خیییییییلی عصبیه ،هیچ کنترلی هم رو اعصابش نداره اونقدری که هرچی دم دستش باشه میشکنه و...

مامور معذور:
خیلی دارم سعی می کنم کوتاه بگم: سوال به جا و البته بسیار سخت و جذابیه ! تا جایی که من می فهمم نحوه برخورد و راهکار من و شما با مسایل حتی مشابه: بسیار متفاوت و موثره. جایی که زلزله های کوچیک میاد و انرژی درونی زمین انباشت نمی شه یه هویی زلزله هفت ریشتری نمی یاد! چون قبلا تخلیه شده.
سدی که دریچه تخلیه و تنظیم سطح داره و آب سرریز می شه، حجم آب متراکم، متلاشیش نمی کنه! پس : یک رویکردها ... دو: الگوها و ارزش ها ! من اینجور دیدم که بابا و عمه و خاله و بقال سرگذر و فلان شخصیت سیاسی! با یه داد و عصبانیت حتی ساختگی ! حرفشون به کرسی می شینه، بقیه کوتاه میان . اینام نیم ساعت استدلال نمی کنن... اما فهم و برداشت و نتیجه گیری برادرم این نیست. اینه که : چقدررر زشت! چقدر بی منطق! چرا مامان باید همیشه خون دل بخوره و کوتاه بیاد؟! پس من بزرگ بشم محاله این راه رو برم! متنفرم از عصبانیت! من بایددد آدم خوبه خونواده و داستان بشم! پس جونم هم در بره دادنمی زنم ! می ریزم تو خودم ! ( ای وای من که! ) اما نه ! ممکنه هم نتیجه گیری آخر این باشه که: داد نمی زنم، آروم و محترمانه حرف می زنم! و صد البته : انتظار دریافت مدال و تشویق هم ندارم. نباید انتظار داشته باشم که وقتی این "سم" رو می ریزم بیرون و لبریز نمی شم، باقی برام کف و سوت بزنن. اما می دونم اگر کسی درد من رو ندونه، بخواد هم نمی توووونه درمون بکنه! پس نه راه اولی و نه دومی ! مسائل دیگه هم هست که به شرط حیات... اما شعار سال سازمان جهانی بهداشت یادتونه؟ : بیایید حرف بزنیم !

ستاره. لاهیجان:
من کودکی و نوجوانی سختی داشتم چون تنها بودم همیشه حس میکردم از هم سن و سالام که پدر و مادر دارن کم تر و ضعیف ترم. همین مساله باعث سرکوب احساساتم شده بود. وقتی به جوانی رسیدم به خودم اومدم کتاب خوندم تو اجتماع رفتم با اینکه اوایل خیلی سخت بود ولی به خودم کمک کردم. اون موقع ها همش مریض بودم سردردهای بی وقفه. بعدها فهمیدم منشا روانی داره. حالا احساساتم رو راحت بیان میکنم و همیشه حالم خوبه.

نسرین32زنجان:
یک:دربیان احساست ضعیفم طوری که به نظر میاد دوست داشتن و بلد نیستم در صورتی که تو قلبم خیلی زیاد عزیزامو دوست دارم.دو:یاد بدی هایی که بهم شده میفتم و بیشتر وقتا خشمگینم تا سالها پیش زیاد عصبانی میشدم اما چند سالیه که بیشتر وقتا خودم و کنترل میکنم.راستی از این به بعد میخام به لبخندانه هم پیام بدم.

شروین17قم:
هرچقدریه حسی روسرکوب کنی موقع بروزدادنش چندبرابرمیشه.مثل بادکنک فشرده بالاخره میترکه.مثل من!موقع خوشحالیم همه الفراروسنگرمیگیرن!

زینب21پرتیکان :
شیوه بیان احساسات من: وقتی ناراحت باشم فوق العاده اشتهام زیاد میشه وغیرقابل کنترل،هرچقدرم غذابخورم بازم قورباغه تودلم قور قور میکنه. وقتی خوشحال باشم چی؟ بازم مثل حالت قبل قورباغه میگه قور قور البته یک ساله اینجوری شدم ولی اگه همین طور پیش برم ماه رمضون سال دیگه به عنوان چاقترین زن ایران میبرنم ماه عسل احسان علیخانی:خاله زینب چی شد اینجوری شدی؟ من:قورباغه ی بد،غذای خوب احسان:هق هق!

مامور معذور:
پرخوری. پرخوابی. رانندگی با سرعت زیاد . سیگارکشیدن زیاد و .... همگی از رفتارهای خود تخریبی محسوب می شن! حالا : هوق هیق !

فاطمه21:
(سوم خردادی/ملایری ملاردنشین) جدیدا بی دلیل یا بادلیل کسانی روکه دوست دارم بهشون میگم چقد برام عزیزن.اما،بعضی وقتها نمیشه رک بگی حست رو.نوع گفتنش مهم نیست.بنویس..بگو..اشاره کن..آقا! داداچ! خواجی(مخلوط خواهر و آبجی)! خو دنیا دوروزه بوخدا.خب بگو دوسش داری دوسم داری دیگه.کجا میخوای ببریش؟زیر یه خروارخاک؟

یه محفوظ خیلی عزیز :
...."نه یه ذره..." قلبم اومد توو دهنم! سریع صفحه رو عوض کردم! هر چی آبجیم گفت برگرد، گوش نکردم و تند و تند صفحه زدم و به دروغ گفتم من با بقیه پیامها کاری ندارم! حوصله سر بره! .....

مامور معذور:
الهی الهی ! خب رفقای خوبم ترجیح ما اینه که اسمتون و شهرتون و سنتون رو بنویسین و عوضش هم نکنین. چرا؟ برای شفافیت بیشتر حسی و ایجاد تنوع و بافت جغرافیایی و بهتر پیگیری شدن شما توسط سایر مخاطبین... اما وقتی بحث آرامش و امنیت خاطر شماست این حرفها دیگه اصلا مهم نیستن. چند بار دیگه هم گفتم برای شخص من، مشخصات شما اصلا مهم نیست ( مگر جهت تنظیم موضوع و حال و هوای دیدگاه و لاغیر) فلذا هر وقت صلاح دیدین، بگین و نام کاربری تون رو عوض کنین. صداقت و صراحت و آرامش شما مهمتر از یه اسم خشک و خالیه. در نام بردن از اطرافیان هم بیشتر مواظب باشین. منم معمولا حواسم هست. دوستدار همیشگی تکاتک شما : مامور کماکان معذور.

پرنیان.مشهد:
داداش ارش گل گفتی چیزی رو که با پول خودت بخری خیلی میچسبه من با اینکه 14سالمه اما پارسال مجبور شدم به خاطر خرج ثبت نام مدرسه و... برم تو کارگاه خیاطی کارگری مردمو بکنم باساعت طولانی، روزی 10 تومن دستمزد.

مهرنوش/17/همدان:
من جایی زندگی میکنم که کسی درکم نمیکنه.و واقعا شرایطم اجازه بروز احساسات رو نمیده بنابراین احساساتم رو سرکوب میکنم.کلمات بوقدار؟نه نه نه اصلا،من حتی اجازه ندارم به کسی بجای بفرما بگم بشین!

هیله خسرجی 20 شوش:
دروغ چرا تا حالا حتی یک بارم به بابا و مامانم نگفتم که چقدر دوستشون دارم . اصلا توانایی هچین کاری رو ندارم .... بعضی وقتها چاره ای جز سرکوب کردن احساساتم ندارم نمیتونم با کسی درد و دل کنم...

جوكار از خفر:
بچه ها همیشه برای عصبانیت وقت هست و دیر نیس. پس همیشه جوانب كار بسنجین و جا برا دوستى و اشتى هم بذارین.

دنا 19کهگیلویه :
راستش خیلی زود عصبانی میشم ولی نمیتونم کنترلش کنم جوری که تا چیزیو نشکونم آروم نمیشم کلا موقع عصبانیتم نباید کسی پیشم باشه، و این پرخاشگریم علتش خانوادم هستن.

سامان 17 عجبشیر:
من نقش گریه كردن و احساساتى شدن رو بدجورى اجرا مى كنم باید بیاین سالن ارشاد ببینین. زار زار گریه مى كنم و تماشا گرا به وجد میان و داد مى زن: بیر داها بیر داها (دوباره) مامور یه بار زنگ بزن واست گریه كنم! اصلا یه وضعى ! فقط یكم گوش خراش و دل خراشه. یه بار همین پارسال معلم گفت هر كى درس نخونده باشه با شیلنگ مىزنمش چون زحمات من رو هدر داده، منم جلو تخته زدم زیر گریه آغا ما رو نزنین ما بدنمون ضعیفه تو رو خداااا آغا. ولى آخرش خندیدم گندش در اومد كه گریه هام اشک تمساح بودن!

فاطمه پاشایى نجف آباد:
یه باراز دست داداشم عصبى شدم بعد شروع کردم گریه بکنم وخودزنى کنم،موهام رو می کشیدم به یه جایى رسیدم که داداشم محکم زدتو گوشم که آروم شم ! خداروشکرآرومم شدم!

زهرا 17 بیرجند :
بنظر من خشم یا عصبانیت ارثی نیست بلکه واکنش ما در مواجهه باهاشون ارثیه که برمیگرده به الگو برداری ما از خانواده و از یه جایی به بعد دوستان و ... پس همه ما عصبانی و خشمگین میشیم ولی واکنش هامون فرق دارن. واکنش من معمولا متفاوته ولی چشم غره، حتما هست !

محفوظانه باشه!
تاجایی که یادم میادپدرم توخونه با دادو بیداد حرفش رو عملی کرده، شکستن ظرفها کار اغلب مواقع عصبانیتش بوده وهست و به جای اینکه مابچه هاش عصبانیتش رو یادبگیریم،ازعصبانی شدن متنفریم. بخاطراینکه اخلاقم مثل بابام نشه کلی تلاش کردم،هروقت برادرم سرموضوعی عصبانی میشه بهش میگم: شدی عین بابا! و همون موقع ساکت میشه...اوایل واسه کنترل عصبانیتم کاغذ برمیداشتم و باخودکار خط خطی میکردم جوری که کاغذپاره میشد.سخت بوداماشد!

الهه 22 ازقم :
(پیام اولی) سلام من کمی خشمگین بودم اما فهمیدم چه فایده دنیا دوروزه مهربون باید باشم...

ام البنین ازجیرفت:
بااون عزیزی که گفته بودبین خودمون باشه بیش فعالااین حرفارااز کجامیارن موافقم بدجوررر حرف دلم رو زد! ماشاالله بزنم ب تخته خوب میحرفن!

شازده کوچولو یا "ف. ت"
سلام واقعا که غرورم رو شکستی, نا امیدم کردی. آخه چرا؟ به جای اینکه یه طومار بنویسی و هر نوبت 30 صفحه فقط به خودت اختصاص میدادی جواب من رو میدادی, پیامم رو درج نمی کردی به درک. لااقل یه امیدی بهم میدادی...

مامور معذور:
سلام عزیز نازنین. ببخشید. من شرمنده شمام اما این نوع شرمندگی و ناراحتی بهتره از اینه که درمورد چیزی که بلد نیستم مشورت بدم یا به قول شما امید واهی بدم!

قولمون توی دیدگاه این بود! بگیم که نمی دونم. کشش نمی دم: موضوعات هفته هم همیشه بهم نهیب می زنه که: یه ده آباد بهتر از صد شهر خراب! پس سعی می کنم همه مشکلات کائنات رو باهم نبینم! یا نفرستم توی دیدگاه. دیگه حلش که هیچی!

تلاشمون اینه: دونه به دونه و گاماس گاماس و منزل به منزل. شاید یک مورد اما مفید. پس ببخش ما رو و حلالمون کن خواهر عزیزم. یاعلی مدد.

دیگه وقته خب شده ها رفقای جان
از همه شماهم ممنونیم که همواره راهنمایی مون می کنین و اشتباهات مون رو دلسوزانه گوشزد می کنین. آخر هفته خوبی داشته باشین . همگی در پناه خدای بخشنده مهربون.
خدایا اگر تلاش می کنیم که عمق نگاه و وسعت بینش مون گسترش پیدا کنه، توهم کمکمون کن!
یا قدیم الاحسان!

چون می نگرم به کار عالم بهتر
هر مساله چند وجه دارد در بر:
از منظر شعر: آه بیچاره درخت
از منظر جبر: آخ، بیچاره تبر!
احسان افشاری

***انتقاد، پیشنهاد و حمایت دررابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)


نظرات   

 
0 #82 دماغ نخودی 13 بهشهر 1396-05-28 19:37
مازیار مسعول قبلیه پیام نما شبکه 3 هستش
نقل قول
 
 
0 #81 مهدی 17 قوشچی 1396-05-28 19:36
نقل قول کردن سخاوت 19 تهران:
ماموری این آقامازیار کی هستن؟؟؟ خیلی وقته به باشگاه های دیگه سر نزدم سردرگمم....یکی بیاد منو آگاه کنه.....

داداش حسین مازیار مسئول قبلی پیام سه بودن
نقل قول
 
 
+1 #80 غزل از گیلان 1396-05-28 19:01
لاله خواهری نبینم غمتوو..
تا ما رو داری غم نداااری..ما رفتیم
حرفای لازمو زدیم،تو خودتو ناراحت
نکن..
باشه آجی جون؟!اونا هم متوجه
اشتباهشون میشن.
نقل قول
 
 
+1 #79 Ramon 1396-05-28 18:17
نقل قول کردن پخخخخ!.گنابـاد:
البته که الان کارم از اپ دولیو و اینا گذشته...
الان دارم واسه مسابقات کشوری شهریوووور یوپ چاگی تعادلی کار میکنم.
استاد میگه 4دقیقه رو بزنی راااحت میری تیم ملی.
تا الان رکوردم 2دقیقس!!
پای ادم داغغغووون میشه!
راسی مامور اون دختره الهه که گفته بودم زد مماغمو(!) اسفالت کرد/الان دکتر میگه باید عمل بشه!! خدااااااایاااا...حیف دماغمه :cry: :cry: :cry:


عیب نداره درست میشه
اینم از عاقبت تمرین و مبارزه بدون کلاه و محافظ
نقل قول
 
 
+2 #78 پخخخخ!.گنابـاد 1396-05-28 16:03
ماموری اونی رو که واست فرستادمو دیدیییی؟؟ چطور بود؟! خخ


---------------------
مامور معذوریان:
نه باز نمی شد
زده بود فلش شیما فقط !
نقل قول
 
 
+1 #77 سارایی ۲۳ 1396-05-28 15:42
فکر کنم موضوعات مامور هم
همینو میگه..
چند روزی من درگیر همین
مسئله تو واقعیت شدم...
اون لحظه آتیشی بودم اما قفل
دهانمو محکم کردم...
بعدا درباره اش صحبت کردم
الان حل وفصل شده...
اما واقعا اینکه تو همون موقعه بخوای
از خودت دفاع کنی ومهارت بیانت
خوب نباشه و اونوقت بنزینی
هستی رو آتیش..
واقعا عمل سخته...آی سختههه
ودست آخر دوباره از کلام خواجه
استمداد می گیرم
۵ چیز نشانه سختی است:
بی شکری در وقت نعمت
بی صبری در وقت محنت
بی رضایی در وقت قسمت
کاهلی در وقت خدمت
بی حرمتی در وقت صحبت
نقل قول
 
 
+1 #76 سارایی ۲۳ 1396-05-28 15:34
آه آه از تفاوت راه!
دو آهن از یک جایگاه
یکی نعل ستور
و دیگری آیینه شاه!
***
یکی در غرقاب زیادت متقاضی
دیگری در تشنگی به قطره آبی
راضی
# خواجه عبدالله انصاری
....
دوستان نمیدونم شما هم اینطوری
هستید یا نه؟
من مزه مزه می کنم تک به تک این
حرفها وسخنانی که ذکر میشه
از بزرگان و...
دعا می کنم یه جرعه یه قطره
بر فهم من و شما هرجا هستیم
افزوده بشه...
اگر نا ملایمتی دیدیم
اگر رنجی حاصل شد
ته تهش عبرت ودرک وفهممون
بالا بره...
قبلنا سر خیلی مسائل گریه می کردم
نادون بودم
الانها فقط برا وجودم وبلایی که
سرش میارم گریه می کنم...
برا خدا...برا نفهمیدن این عمرم...
بیایم یه جاهایی سکوت کنیم..
بریم تو لاک خودمون...
گاهی از حرف نزدن هم فایده دیدم
بعدا حالم بهتر شده وبهتر حرف زدم
نه اینکه مخفیش کنم...نه
طرز بیانم اون موقعه اگه میگفتم
دل آزار بود
اما بعدا که آرومتر شدم دل نشین...
نقل قول
 
 
+1 #75 غزل از گیلان 1396-05-28 14:18
نقل قول کردن سارایی۲۳:
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است!
اکسیرمن! نه اینکه مرا شعر تازه نیست
من‌ از تو می نویسم واین کیمیا کم
است
سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است
تا این غزل شبیه غزلهای من شود
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است
گاهی تورا کنار خودم احساس می کنم
اما چقدر دلخوشی این خوابها کم است
خون هر آن غزل که نگفتم به پای
توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است!
# محمد علی بهمنی

چه زیبااا...
بعله اینم به قول شوما یه تیر و دو نشون
که یادی هم از من شد! :lol:
نقل قول
 
 
+1 #74 غزل از گیلان 1396-05-28 14:14
ببینین همیشه برام جای سؤال بود این
نخ سوزن یعنی چی؟!یه بار قبلا پرسیدما
ولی مأموری جواب نداد!
زهره جون ممنون آگاهم کردی..

راستی مأمور تأیید میکردی دیگه اععع!
چیز بدی نگفته بودم که!
جز اینکه گفتم حس میکردم شما اوشانی!
نقل قول
 
 
+1 #73 مهدی 17 قوشچی 1396-05-28 14:13
نقل قول کردن زهرا اردیبهشتی 20:
از معدود آدمایی که واژه‌ی انسانیت برازندشونه،
کسایی هستن که میدونن ممکنه محبتشون جبران نشه،
ولی بازم محبت میکنن ....



+لاله عزیزدلم !
من شرمندتم !
ازت معذرت میخوام آبجیم:)
ببخشید که اون دوستان هم اندیش نما ! دلتو شکستن ):
بابت رفتارش من ازت معذرت میخوام .....

چیشده؟؟؟
کسی حرفی زده؟؟
راستش چند ماه پیش دل منم شیکوندن که دیگه نرفتم هم اندیشان
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد