علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه شنبه 28 امرداد

جالب انگیز:
اگر انسان ها سایه سرشت و چهره نقش خود را تشخیص دهند، می توان امیدوار بود که دیگران را بهتر درک کنند!
هرچه شخص ، نفس خود را بهتر بشناسد، دیگران را نیز بهتر تحمل خواهد کرد. این طبیعت آدم نا آگاه از خویشتن خویش است که مسئول هر ستمی را که بر خود روا می دارد ، دیگران می داند!
کارل گوستاو یونگ / پدر روانشناسی نوین

مامور با نیشی شرقی غربی باز ! وارد می گردندی :
سلام رفقای سابق! خب همونطور که دیدین بر اساس بخشی از موضوع هفته، این چهارشنبه خدممتون ابراز احساسات کردندی و گفتم که چقدررر دوستتون دارم . فلذا بنا به قرعه، امروز نوبت برون ریزی خشم در محضر شماست! اونم خشم یکسال آزگارررر! آخ جاااان!
ووو : مامور تنوره کشان و یوهاها کنان با اشاره سر ( مثل یکی از مربی های لیگ که گفت: علی ! ) به یکی از دیدگاهی های نفوذی علامت می دهد. آه از ضمیر و نهاد و مرجع شونصدنفر برمی خیزد اما دیگر نمی نشیند! دیدگاهی های ساده دل و طفلی ! "مترو وار" به سوی در هجوم می برند عاما : اوخ اوخ! در که سه قفله است! و دیگه دیررره / دیگه دیره! / آدمی چقدر حقیرررره !
مامور دو تیرآهن شونزده متصل به هم از جیبهایش برون! می آورندی و نانچیکو وار آنها را دور دستهایش پیچ و تاب می دهد و با لبخندپیروزی ابرو بالا می دهد و جماعتی را دونه دونه، اعلامیه تمام قدی دیفال می نوماید! شپلق! شوپولوق! شیپیلیق!

ارادتمند بیش فعالهای دیدگاهی:
مریم 19
رعنا 38 اصفهان
سخاوت 19 تهران
ملیحه 19
و فاطمه 13 بهشهر

موضوعات هفتهههه:
یک) چقدر و چگونه احساسات خود را بیان می کنید؟ چقدر آنها را سرکوب کرده یا درون خود می ریزید؟ راه درست بیان احساسات چیست؟ آیا بیان کلمات بوقدار هم بیان احساسات محسوب می شود؟ چه باید کرد؟

دو) در طول روز چقدر خشمگین ( حس درونی) و چه اندازه عصبانی ( نمود بیرونی) می شوید؟ آیا عصبانیت ژنتیکی است؟ اکتسابی (به دست آوردنی / یادگرفتنی) است؟ پس چی چی است؟ با این قد و قامت و سن و سال ! درباره مدیریت خشم چه می دانید؟

سه) آیا شرایط جایی که هستید و کاری که می کنید و عواقب احتمالی آن را می پذیرید؟ مثلا قواعد و رسم زندگی در دنیای فانی ؟ محاسن و معایب حضور در پیام نما ؟

آوا چگنی 19 خرم آباد:
به زبون آوردن واژه های محبت آمیز مثل دوست دارم و عاشقتم اونم رو در رو خیلی برام سخته٬ شاید دلیلش غرور باشه. ولی به آدمایی که برام عزیز و قابل احترامن با رفتارم یا حتی با یه پیامک محبت آمیز ابراز علاقه میکنم... وقتی کنار مامانم میشینم بغلش میکنم و صورت شو نوازش میکنم٬ حرفام رو با نگاهم بهش میرسونم با کادوهایی که براش میگیرم و خیلی کارهای بی سر و صدای دیگه...

عاطفه 27 اصفهان:
حرفهای خود را با دیگران با کلام مطرح کنید نه با رفتار، که از کلام همان برداشت میشود که میگویید اما از رفتار هزاران برداشت ! قابل توجه میکائیل و مارال عزیز.

لیلا24مشهد:
وای بچه ها هنوز تو کف اون جمله فلسفی اند که! اثبات شی نفی ماعدانمیکنه. یعنی شمابرای ثابت کردن وجود چیزی،لازم نیست وجود بقیه چیزها رو انکارکنید.مثلا اگر کتری توی آشپزخانه هست، دلیل نمی شه چیز دیگری اونجا نباشه!

مهدی 17 قوشچی:
عصبانی بودن از دیگران یعنی شما به او اجازه دهید احساسات شمارا كنترل كند و بر كیفیت زندگی شما تاثیر بگذارد! این احمقانه است! ... وای چقدر خندیدم به پیام سامان از عجبشر!

مهدیا18:
وااای پیام آقاسامان عالی بود خیلی خندیدم منم ی بار موقع پرسش کلاسی خودموانداختم وسط کلاس یعنی الکی غش کردم بعدتامعلمم بره آب بیاره دوستم قلقلکم دادبدجورلو رفتم..(ی صفرهم گرفتم! )

سیده خانومم 19 بندرعباس:
از بچگی لجباز بودم گرچه همیشه سعی کردم عصبانیتمو مهار کنم اما این لجبازیه گاهی میخواد بگه منم هستم برا همین گاهی و البته گاهی پیش میاد که از تداخل عصبانیتو لجبازیم ضربه بدی ببینم.

سمیرا 20 ورامین :
زووووود بروز کنیاااا دیر بشه کتلتت کردم!

مامور معذور:
نمی شه کباب دیگی باشه؟! کوکو سیب زمینی با گوجه اضافی چی؟ تولوخدااا !

زهره پوربافرانی 18 قم :
چه عججبب این خانواده دستشوییش گرفت !! عجیبه ها ... برای موضوع یک نمیشه جواب مشخصی داد.. بعضی موقع ها آدم میتونه احساساتش رو بروز بده ، بعضی موقع ها نمیتونه، به خاطر اینکه اونجا جاش‌ نیست، یا گوش شنوایی نیست، یا اگر گوشی هست بعدش با ترحم نگات میکنن یا قضاوتت میکنن. بعضی حرفها رو نمیشه زد، باهیچ کس ... ولی برای خالی شدن باید با خدا حرف بزنی، یا چیزی که قضاوت نمیکنه ، مثل همون چاهی که امام علی( ع) باهاش حرف میزد... فحش دادنم بیان احساسات هست، درسته که کار قشنگی نیست ولی خب ما آدما بیشتر این جور بیان احساس رو دیدیم و یادگرفتیم تا بیان احساس خوب و خوب بیان کردن احساسات رو ، چه احساس بد و چه خوب ، که متاسفانه واسه بیان احساسات خوبمون یا خجالت کشیدیم یا نگفتیم که طرفمون پررو نشه.

آیتای16 گنبد:
من کلا وقتی که پرسپولیس یا رئال ببازه یا مساوی کنه کسی نمیاد پیشم انقدر ترسناک میشم که نگو ژنتیکی ام نیست خود جوشه با الوین کوچولوی 3ساله فوتبال میبینیم و آنالیز میکنیم همه چیو.

زهرا نظری15:
چند دقیقه پیش استقلال به سایپا باخت...داداش صادق ازقرچک الان در چه حالی؟؟ما بایه برداستقلالی نشدیم که با چندتا باخت عقب بکشیم.

صادق از قرچک:
و اما راهکار فورى؟ یه جنس توپ اسید بالا مارى جوانا به مقدار لازم و دوعدد اکس براى تقویت ذهن مامورى... خب ! احساست الان چطوره مامورى؟ .... ماموووووری؟ ماموری چشمات رو باز کن! ... بچه ها یکى زنگ بزنه اورژانس ؟ مامورى تنهامون نذاااار ما دوستت داریم !

نسرین 21 اصفهون:
اگر از کسی ناراحتی یک کاغذ بردار و یک مداد هر چه خواستی به او بگویی روی کاغذ بنویس. خواستی داد هم بکشی تنها سایز کلماتت را بزرگ کن نه صدایت را... آرام که شدی برگرد و کاغذت را نگاه کن... آن وقت خودت قضاوت کن! حالا میتوانی تمام خشم نوشته هایت را پاک کنی، دلی هم نشکانده ای، وجدانت را نیازرده ای. خرجش همان مداد و پاک کن بود نه بغض و پشیمانی...

دخمل زمستون:
من احساساتی هستم ولی جلوی بقیه نه!یعنی جلوی خونوادم گریه نمیکنم فقط بغض ،میترسم یه روز این بغض ها سر ریز بشن دیگه مهار کردنش غیر ممکنه!!

علی اصغر 22 کازرون:
بزن به دل کوه ترجیحا قله یه جاى خلوت رو به آسمان کن باتمام وجود بلند فریادبزن: خداااا خدااااااا خداااااااااااا... نوشتن، گریستن، درد و دل باخدا ترجیحا درنصفه شب یا با یه بنده ی خوب خدا، فریادزدن بجا، ورزشی که موجب تعریق بشه... تنفس عمیق، آدامس جویدن و فکر رو مشغول به چیزهای مثبت کردن باعث بیخیالی وآرامش درمواقع استرس، ناراحتی، دلخوری وخشم میشه. خشم رو کنترل کنیم تا به عصبانیت نرسه.

مامور معذور:
یه خاطره خنده دار: امیرحسین مدرس عزیز می گفت برای ترانه تیتراژ یکی از سریالهای ماه رمضون آقای عطاران ( فکر کنم متهم گریخت) دو شب قبل از پخش قرار شد هول هولکی موسیقی رو برسونیم. حمیدرضا صدری( آهنگساز) یه استودیوی خونگی توی آپارتمانش درست کرده بود که چندان محفوظ و آکوستیک نبود. ترجیع بند ترانه این بود که : تو منو تنها نذار / ای خدااا ای خداااا ... و چون باید با گام بالا اجرا می شد و در نمی اومد، من مدام تمرینش می کردم : ای خدا ای خدااااا . نصفه های شب بود که مشغول تمرین و ضبط بودیم که دیدیم همسایه زنگ واحدشون رو می زنه. به آقای صدری گفته بود : خیلی ببخشید می دونم گرفتاری دارین ، راز و نیاز دارین ولی خب یکم آرومتر مام دلمون گرفت، خوابمون نمی بره از صداتون !

میکایییل17:
گل گفتی آقای سخاوت. مگه ما از آهن هستیم؟ ولی عقیده بر اینکه مرد باید محکم باشه ولی من در جمع برای تخلیه احساسات ناخوشایند همچین کاری نمیکنم بلکه میرم "بام تهران" تا جون دارم داد میزنم و گریه میکنم ولی در ظاهر بسیار آرامم ولی در باطن سرشار از غم.

مامور معذور:
بیا پسرم ! بیا پیر شی ننه! داری می ری "پشت بوم" این لباسهای آقاجونت رو هم ببر پهن کن... حالا اونجوری هم نگاهشون نکن! شما دیگه خودت مررررد شدی! ... اوه! ببینم باز اون چیه توی دستت بچهههه ؟؟! صادق از قرچک مگه دستم بهت نرسه! یعنی: شش تکه نامساوی سوخاری!

مبیناکرمی14ساله:
من اولین نفری درخانواده هستم که احساساتم رو به همه به راحتی بروزمیدم.. مثلااگه یه موضوعی ناراحتم کنه به راحتی گریه میکنم یامثلا به راحتی به خواهرعزیزم معصومه هرروزمیگم که دوستت دارم عزیزم یا به بابام هم همینطور. به همه راحت ابرازاحساسات میکنم غیرازمامانم . آخه احساس میکنم هروقت به مامانم میگم دوستت دارم احساس میکنه دارم ازش سواستفاده میکنم درحالی که اینطورنیست.

فاطمه 19ساله:
واى مامورى یعنى من الان 48 میلیون تومن پول دارم.دیگه غذا نمی خورم تا خراب نشن،یه خورده گرونتركه شدن میفروشم. یوهاهاهاها.مامورى وقتى گفتى دندونى دومیلیون،ناخوداگاه باشگاه رو نصفه ول كردم رفتم مسواك زدم بعد اومدم ادامه اش رو خوندم.راستى نگفتى كجا میخرن؟

لاله 17 مشهد:
ماموری هر چی فکر میکنم من بمیرم بین بهشت و جهنم گیر میکنم فکر کنم اونجایه زیر انداز بهم بدن با یه فلاسک چای بگن سر کن!ولی خوبه به همینم راضی ام! آخه هر چی فکر میکنم داعشی ها برن جهنم منم برم جهنم؟!!! شهید محسن حججی بره بهشت منم برم بهشت؟!!! نچ! نه لیاقت بهشت دارم نه سزاوار جهنمم..انقدر ماموری به مرگ و عالم پس از مرگ فکر میکنم..دست خودم نیست!دست شمام نیست یه وقت؟!

شیما 15 گناباد:
الهی الهیییی... تازه الان تو جوابت به ستاره از الشتر خعللللییی هم سعی کردی کوتاه بنویسی وللی نشد؟؟!

منیره/18/کلاله:
ماموری.اون روزکه گفتی دستگاه پیام نماچقدرخسته ات می کنه اشک توچشمهام جمع شد.به قول خودت الان من چی بگم بجز.الهی الهی.....الان میفهمم چرابعضی مدیران اینقدر واسه قطع پیام نما اصرار دارن.

زهرا 15 قم:
مأمور! یعنی ممکنه یه روزدیدگاه و تودیگه نباشید؟واقعا می ترسم آخه تازه داشتم با امیدوهم اندیشان دوست میشدم که رفت.مأموربری نمی بخشمت!

مامور معذور:
سلام سلام. سوال سه موضوعات واسه همین بود دیگه: پذیرفتن کامل قواعد بازی در هرجایی، که بچه ها در حق سوال کم لطفی کردن... بله حتما اون روز می رسه حتما ! چون هر آمدنی را رفتنی است. دنیاش همینه ما که عددی نیستیم: کل من علیها فان یا کل نفس ذائقه الموت! رسم دنیا همین اومدنها و رفتنهاست. پس چاره چیه؟ باید لذت برد و زندگی کرد و آماده بود! دیروز سومین سالگرد از دست رفتن یکی از عزیزانم بود. از وقتی رفته هر روز با خودم می گم شاید امروز آخرین فرصتت باشه: پس جوری باش که باید. اطرافیانم رو بیشتر دوست دارم. راحت تر می گیرم و می بخشم . بیشتر تلاش می کنم و کیف می کنم چون وقتی بدونی لقمه آخر همینه، بیشتر مزه می کنی و قدرش رو می دونی نه که پس بزنی! باید بود و تمام قد! درباره دیدگاه: تا وقتی هستیم، با تمام وجود هستیم! حکمت و مصلحت خدا هم کار تخصصی خداست نه بنده و بندگان! فلذا بیایم زودتر دوست شیم! اول با خودش! دوم با خودمون! سوم : ایشان! ... فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل / گر بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن! (حافظ)

نشمیل 25 اشنویه:
( پیام اولی) سلام بعد از یک سال که همیشه با باشگاه یا بهتر بگم خانه امن مطمن منطقی قابل اعتمادم، روزها سپری کردم وزندگی کردم، تصمیم گرفتم پیامکی بدم هرچند خسته تر ازاونم که بنویسم اما زندگی باید کرد وادامه داد. راه های پرپیچ وخم زندگی چه تلخ وچه شیرین می گذرد وانسان ها درگذر زمان یاد می گیرند تحمل کردن ها را. قدرت کلمات هرگز نباید دست کم گرفته شوند گاه یک کلمه ویران می کند آدمی را و گاه زنده میکند قلبی شکسته خسته از تپیدن رااا.

ستاااره از الشتر:
یه پرستار استرالیایی بزرگ‌ترین حسرت‌های آدم‌های در حال مرگ رو جمع کرده و پنج حسرت رو که بین بیشتر آدم‌ها مشترک بوده منتشرکرده اولین حسرت: کاش جرات‌اش رو داشتم اون جوری زندگی می‌کردم که می‌خواستم٬ نه اون جوری که دیگران ازم توقع داشتن. حسرت دوم: کاش این قدر سخت کار نمی‌کردم. حسرت سوم: کاش شجاعت‌اش رو داشتم که احساسات‌ام رو به صدای بلند بگم. حسرت چهارم: کاش رابطه‌هام رو با دوستام حفظ می‌کردم. حسرت پنجم: کاش شادتر می بودم.

فرناز/22/زیباشهر:
مامانم داره آبگوشت میپزه پسرم گفت عزیز لپه هاروبده پاک کنم . داشت پاک میکرد خواهرش اومده میگه عزیز! "دال لپه" بمونه توش یابردارم؟!! یعنی دارم هنوزم میخندم هاااا.

مهین24شوشتر:
در راستاى فرموده آجى مهسا18قم یوهویى دلم فیلم ترسناک خواست،چیه خووو؟بده راحت بیان احساسات مىكنم؟یوهاهاها

عاطی 21:
من الان تو مرحله سختیم. میرم تو اتاقم واسه حال خودم گریه میکنم بلکه خالی بشم ولی جلو خانواده فقط فکرم مشغوله و بروز نمیدم.

غزل طهماسبی19:
من خیلی احساساتی هستم وزود به گریه میفتم، وخیلی هم مهربونم امازیاد هم احساسم روسرکوب کردم وبرخلاف میلم عمل کردم.وقتی به اطرافیان خوبی میکنم امامیبینم لیاقت ندارن مجبورم احساسم روسرکوب کنم ویه طوردیگه که لیاقتشون برخورکنم.آهان داشت یادم میرفت زودازکوره درمیرم وعصبانی میشم وازکلمات بـــــوق داربه وفوراستفاده میکنم (چهره من رو شطرنجی کنید)

مامور معذور:
نه، رفقای فنی، چهره اش رو راه راه کنین یکم بخندیم ! حالا کنتراستش رو زیاد کنین ! آها بیشترتر ! خب حالا فید به سفیدی ووو ... یکهو سیاهی ! آها، برو تو افق! بعدی لطفا !

زهراکریمی21:
بی بین من میخواستم دیگه گیرندما ! خودت خواستی وا ! خعلی بدجنسی! نوموخوام اصلا!همون جایزه9ماه پیشم روبده!! ... یادمه گفتید بیان نکردن احساس باعث برداشت غلط طرفین میشه وبرای بیان احساس اگه قراره رودررو باشه بایدوقتی گفته بشه که فاصله کوتاهی بین ماجرا افتاده وما از روی احساسات آنی ولحظه ای حرفی نزنیم واز توقعات خودمون وچیزی که فکرمی کنیم بگیم، همچنین گفتید اگه ناراحتی قرارنیست جلوی دیگران چشمه ی اشک بشی! همین که بگی الان ناراحتم یاحالم خوب نیست کافیه و هرگزنباید برعکس احساست عمل کنی. برای بیان احساس اول باید تصورات غلطمون رو اصلاح کنیم مثل اینکه مامانم میدونه دوسش دارم نیازنیست بگم! یا باعملم احساسم رو نشون میدم!،شجاع باشیم و ازتمسخر ویا رنجش دیگران به خاطربیان احساسمون نترسیم، بهترین روش بیان احساس بیان گفتاری اونه ... نشد نوشتاری.

مامور معذور:
اینا قبول عاما فرمولش بالام جان؟! ... قبلا گفتم. خیلی هم راحته ... از کی بپرسم؟!

فاطمه(یه خردادی)آمل:
من کلا نمی دونم چرانمی تونم احساساتم روبه زبون بیارم وبیشترسرکوبشون می کنم به نظرم راه درست ابرازاحساسات اینه که توجملمون صراحت داشته باشیم ولی نه اونقدرکه طرفمون ناراحت بشه...

الهام 22بیرجند:
فهیمه خانم خوش به حالت قدربابات رو بدون یکی عین تو غرق شادی ازداشتن بابا یکیم مثل......وقتی پیامای اینجوری میخونم بخودم میگم پس چرا کسیایی مثل ما نبایدازداشتن بابا لذت ببرن کنارش آرامش داشته باشن مأموری پشیمونم که اون حرفهاروبهش زدم من دوستش دارم هرچی باشه بابامه دیگه... بهم نخندیا وقتی کسی ازم میپرسه چندسالته بهش میگم چند بهم میخوره باورت مشه میگه14و15خخخخخ انقد حال میده بدبهش میگم22سالمه طرف کف میکنه!

مامور معذور:
بر و بچه ها گولشون رو نخورین ! بوخودا اینا یه تکنیکه ! راستی: الهام چقدر لاغر شدی ! ( اینهم ایضا همونه وا / حالا چقدری قرض دادی بهش؟! الهی الهی ! )

زهرا ناظر:
...فردی که در یک محیط پر تنش بزرگ شده، در مواجهه با مشکلات و اختلافات، رفتاری غیر منطقی رو انجام میده، چون تا حالا عکس العمل درستی رو ندیده و نیاموخته.

سامان 17 عجبشیر:
مامور خداییش این پیام بعدى رو كه مى فرستم رو با اسم مامور معذور درج كن. بعد عیب نداره آخر آخر پیام اسمم رو بنویس... مامور معذور: به علت اینكه جمعیت دختر خانوماى باشگاه همیشه خیلى زیاده دو دیدگاه آینده رو بدون آبجى هاى مهربون خواهیم داشت و مردونه تشریف داریم و از این حرفا، امیدوارم آغا پسراى فیلسوفمون بیشتر فعالیت كنن. حرف رئیسه دیگه من چیكار كنم....

نگار 25 تهران:
این توصیه یه روانشناس برای کنترل خشم هست: درواقعیت زندگی کنیدوآدما روقضاوت نکنیدخیلی وقتادلیل عصبانیتمون اینه که باافکارخودمون راجب ادماقضاوت میکنیم.یه مثال کوچک:یکی از کنارمون ردمیشه وپامونولگدمیکنه عصبانی میشیم وتندبرخوردمیکنیم چون فکرمیکنیم ازعمداینکار روکرد "درحالیکه شاید اون بنده خدافقط حواسش نبوده یا ندیده.

مامور معذور:
واقعا ! در حالی که من بنده خدا، خو می خواستم بزنم قایم توی گوش طرف فقط یه لحظه فقط هول شدم آروم زدم توی پاش! دلیلش اصلا هم ترس نبود ... خب نگارینا، این حرف خوبه البته ما نیاز داریم به یه مرحله جلوتر یعنی حسمون رو هم بگیم . حرف و دلیل طرف رو هم بشنویم و اگر به خود طرف بتونیم بگیم و اگر خود طرف هم درک کنه ... آخ که چه شود! فقط حیف که: وقتهایی مثل اون جوک میشه که یارو با یه کاسه ماست می خواست کل دریا رو دوغی کنه! خودش هم می گفت: نمیشه / اما بشه چی میشه!

فاطمه/19:
یادمه پارسال من و یک نفر دیگه از سرکوب کردن احساساتمون گفتیم .اون موقع مامور خیلی بهم کمک کرد.باعث شد خیلی حالم عوض شه.واسه کسایی که ازشون دلخوربودم نامه نوشتم.بعضی دلخوریام سوء تفاهم بود حتی.

حنانه سادات قم:
برخودم واجب میدونم یه تشكرجااناانه بابت موضوع"عدالت"بكنم چون نگاهم روخیییلی تغییرداد. منم معتقد بودم دنیابربی عدالتی بناست اماحالافهمیدم اونی كه من بهش میگفتم عدالت، مساواته!عدالت یه چیز دیگه است!

سخاوت19تهران:
یه حرفی : جالب انگیزچهارشنبه بسیار بی معنی و بی مفهوم بود! حداقلش برای من این بود.. باعرض پوزش. مدیریت خشم یعنی چگونگی استفاده مثبت ازخشم و كنترلش تو مواقع به اوج رسیدنش... همیشه خشم چیز بدی نیست حرف همیشگی من اینه هرچیزی افراط و تفریطش بد هست.. پس زمانی كه لازمه آدم باید خشمگین بشه و زمانی كه خشمش پاش رو ازگلیمش درازتركرد بزنه قلم پاش رو خردكنه.. وقتی حق آدم رو میخورن باید خشمگین شد پس اینجاست كه مدیریت خشم بكارمیاد باید تاحدی خشمگین شد كه آدم رو سوق بده به گرفتن حقش ولی نباید افراط كرد.

سامیار18/تهرون:
من همیشه احساساتم روبطورکامل بیان میکنم و نمیذارم چیزی ته دلم بمونه من معمولا احساساتم رو سرکوب نمیکنم می ریزم بیرون تابقیه روسرکوب کنم! راه بیانشم با رفتاره نه باحرف آره به نظرمن کلمات بوقدارم جزءمهمی ازاحساساته! عصبانی بشم تا دهن مهن طرف روصاف ننمایم آروم نمیگیرم به نظرمن اکتسابیه راه مدیریتشم یه لیوان آب خنکه!دیگه چیزی به ملاج مبارک نرسیدشرمنده!

ابولفضل مرادى 13. ساوه:
من آدم عصبى اى نیستم.ولى اگه كسى سر به سرم بذاره خیلى عصبانى میشم.شاید من در طول روز حدود 10 دقیقه عصبانى میشم ولى اگه تو اون روز استقلال بازیش رو برده باشه هركسى هر كارى كنه عصبى نمیشم! ... من اینقدر به باشگاه دیدگاه وابسته شدم ناراحت باشم میخونمش.خوشحال باشم میخونمش.تازه به روز شده باشه میخونمش.تكرارى باشه روزى تقریبا سه بار میخونمش.یعنى كلا هر جور باشه میخونمش.

ملیحه19ساله:
بعضی وقت ها عصبانی شدن نه تنها چیز بدی نیست بلکه نشانه سالم بودن هم هست. به شرط اینکه طرز ابراز و برخورد با اون رو بلد باشیم. بعضی افراد هنگام عصبانیت از آشکار کردن احساساتشون خودداری میکنند وبه حرف های طرف مقابل گوش نمی دهند.بعضی افراد هم که دست به بحث وجدل می زنند وحالت تدافعی می گیرند بدون درک احساسات طرف مقابل به مخالفت با او حرف می زنند.وخلاصه همه ی این ها برمیگرده به مهارت های گوش دادن و ابراز وجود کردن که از نظر من لازم که همه افراد یاد بگیرند.

پردیس دختر مغرور:
بیشتر خشمگین میشم تا عصبانی.کلا سعی میکنم موقع عصبانیت بخندم و خونسردی خودمو حفظ کنم.کلا آدم خونسردیم،یا به روایت رفقا و دوستان بیخیالم.کلا دیر عصبانی میشم،ولی اگه بشم دیگه خودتونو مرده فرض کنید. البته در چنین موقعیتی چون خودم از خودم خبر دارم سعی میکنم از اون محیط و اون طرفی که عصبانیم کرده دوری کنم.

فرزانه از تهران:
در هنگام عصبانیت تغییرات جسمی همچون گرفتگی عضلات, قرمز شدن و گرفتگی, افزایش فشار خون, درد قفسه سینه و تعریق بیش از حد روی میدهد. هنگامی که عصبانی هستید به خدا پناه ببرید و باذکر و یاد و نام او ارام بگیرید, نفس های عمیق بکشیم و از یک تا ده بشماریم, نه به خود و نه به دیگران اسیب برسانیم, محیط را ترک کنیم .پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: هر کس خشم خود را باز دارد خداوند عذابش را از او باز میدارد.

سیدشیرزادولایتی.بیجارکردستان:
حدود10سال میشه که تلتکست شبکه هارومیخونم تقریبابراتمام گروه سنی موضوعات داره شایدبه گستردگی اینترنت ومابقی شبکه های اجتماعی نباشه.ولی ازلحاظ اخلاقی دارای فضایی کاملاامن برای خود،خانواده وخصوصافرزندان است.مطمئن،آسان وبدون هزینه است.لااقل برای من که زیادوقت وحال کتاب وروزنامه خوندن ندارم مفیدبوده است.

رضافرجام 28 نکا:
(پیام اولی) من با پدرومادرم 6ماهه قهرم .پس مشخصا معلوم شد که احساساتم رو چه جوری بروز میدم.به شدت احساسیم بشدتم تلاش میکنن هرکی دوروبرم هستن که عصبیم کنن و همه جا بگن که عصبیم، منم به خاطر همین طرز نگرش و قضاوت غلطشون باهاشون قطع رابطه کردم.من 8ساله 4تا شبکه دارم پیام میدم.نوشته بعضیارو میخونم راجع به هم اندیشان، دلم میگیره شدید آخه کلی خاطره دارم باهاش.چقدر زود گذشت حیف.

مریم بهرامی21کرمانشاه:
احساساتم رو با شرایط ظاهرم(مشاهدات) کمتر بیان میکنم٬بیشتر احساساتم رو باحس باطنیم بیان میکنم البته این موضوع در مورد خانواده صدق نمیکنه٬چراکه روزی هزار بار فداشون میشم٬عاشق محبت کردنم چون ارتباط خوبی ازش گرفت. ٬به قول مولوی:جزعنایت کی گشاید چشم را/جز محبت کی نشاند خشم را/مخلصیم.

فاطمه خانووم 13 بهشهر:
در واقع انسان ها را می توان در مورد این حالت نفسانی، به سه گروه تقسیم کرد:
دسته اول: انسان هایی که در هنگام غضب افراط می کنند و از حد و مرز ایمان بیرون می روند. این گونه اشخاص همواره گرفتار اعمال ناپسند خود هستند و بسا که پشیمانی هم سودی به حالشان نخواهد داشت.
دسته دوم: افرادی هستند که اساساً خشمگین نمی شوند و اصلا قوه غضبیه خود را به کار نمی گیرند و در جاهایی که حتی شرع و عقل هم برای آنان خشم را لازم دانسته است، به هیچ وجه حرکتی ندارند. اینان نه تنها عملی ناپسند انجام می دهند، بلکه از افراد عصبانی بدترند و افرادی بی غیرت و بی هویت تلقی می شوند.

دسته سوم: کسانی که براساس کمال وجودی خود هرگاه خشمگین شوند، از مرز اعتدال خارج نمی شوند. اینان با ایمان راسخ و اعتماد به نفسی که دارند، هنگام بروز حالت خشم بر وجودشان تسلط کامل دارند و تمام اعضا و جوارح آنان تحت فرمان عقل و ایمانشان قرار دارد.

فاطمه 21 تبریز:
با روش های زیر احساسات سرکوب شده خود را آزاد کنید با کسی حرف بزنید و سختی های خود را به تنهایی یدک نکشید . صریح باشید و با حفظ احترام از حقوق خود دفاع کنید گریه کنید. گریه کردن یکی از راه های سالم برای داشتن حس بهتر و حذف مواد شیمیای از بدن شماست. به باشگاه بروید و بصورت منظم ورزش کنید صادق باشید اگر از کسی ناراحت شده اید غیبت نکنید با خود او حرف بزنید . بنویسید نوشتن موثر ترین راه تخلیه ی احساسات است با خود حرف بزنید و به ضمیرناخود آگاه اجازه دهید که احساسات منفی را تخلیه کند شجاع باشید اگر شجاعت کافی برای مواجهه با مشکلی را نداشته باشید ضمیر ناخودآگاه ترجیح میدهد برای همیشه آن را مدفون سازد.

فائزه16شهرکرد:
وای فقط بهم نخندین..من وقتی ناراحت یا اسبی میشم میرم تو اتاق کنار کمدم میشینم ویکدفعه آروم میشم تاجایی که خانوادم کمدی صدام میزنن ولی درکل تنهایی و تاریکی خیلی میتونن از عصبانیتم کم کنن.

مامور معذور:
ببشقیدا، اونوقت این کمد حضرتعالی قابلیت حمل هم داره؟... چه خوب! چیز چی؟ تو جیب جا میشه؟!

ناهیدازهلیلان:
مأمورجون سلام،من عضوباشگاه بغلی ام"طبقه سوم" اجازه میدی بیام تودیدگاه شماهم عضوشم؟یااینوقت شب بیرون توتاریکی وایسم،جون من دروواکن بیام تو،من ازتاریکی میترسم!

مامور معذور:
شما اول دستت رو از زیر در نشون بده ! (مامور به یکی از بچه ها اشاره می کند تیرآهن شونزده رو برداره!)

سمیه رحمانی 19چناران :
از موقعی که بحث دندون 2 میلیونی اومده وسط ، همش چشمم به دندونای شیری برادر زادمه ! تا الان چهار پنج تاش افتاده بنظرت چقدر فی میخوره؟ باشه بابا هفتاد / چهل. خوبههه؟

سیدعلیرضاموسوی18مشهد:
چندتاراهکارواسه کنترل خشم:بنده وقتی دلم میخوادطرفم روتیکه پارش کنم سریع میرم تواتاقم یایجاییکه اون شخص جلوچشام نباشه بعداونجاشروع میکنم ب نفس عمیق کشیدن وصلوات فرستادن،ورزشای رزمی هم خیلی ب کنترل خشم کمک میکنه،اگرم بخوان حقموبخورن دوبار بهش میگم نشدازحلقش میکشم بیرون..دورازمزاح یکیو واسطه کردن بهتره چون خودم عصبانیم وممکنه بوق بزنم یاهرچی.

زهرایوسفی،16،کاشان:
شرمندم که بگم ولی من زودعصبانی میشم وداغ می کنم.اما بعدش پشیمون میشم.خشمم همین طور.کلامثل اژدهام.

سیده آرمیتا27مازندران:
ای کاش یادبگیریم برای خالی کردن خودمون ؛دیگران رولبریزنکنیم!!

مهسا 19کرمان:
وقتی عصبانی میشم تا میتونم ناخونای دستام رو میخورم آخه این جوری عصبانیتم فروکش میکنه!

مهسا18قم:
فقط حقت رو خوردن یه راه تخلیه داره از داده های خدا استفاده کن مشتت رو توصورتش پیاده کن جوری که از سی دوتا دندون دوتا آسباب هاش بمونه!

رعنا38اصفهان:
سلام،بچه ها خودتون بهتر از من میدونید بیشتر از نزاعهای خیابونی که اتفاق میافته، و بعضی وقتا منجر به قتلهای نا خواسته میشه ، همین نداشتن اعصاب و مدیریت کنترل خشم هست.در یک آن طرف عصبی میشه و سر یه جر و بحث بیهوده درگیری بوجود میاد.و چه بسیارند کسانی که به خاطر یک لحظه عصبانیت الان تو زندانن،پس موقع خشم بیشتر مراقب باشیم.

فهیمه 26 شهر"یار" :
برای پخته شدن کافیست هنگام عصبانیت از کوره در نروید!

لیلی25تهران:
در زمان عصبانیت انسان چیزهایی به زبان می آورد که زمانی که عصبانی نبوده روی آنها فکر کرده.... بیشترما درگیر نفس اماره هستیم.نفس اماره کارش خشونت ورزیدن است وتا زمانی که به نفس مطمئنه نرسیم،درونمان همینطورپر ازخشونت باقی میمونه،به همین خاطراست که ذکرخدا وایمان، آرامش درونی می دهد.

فاطمه21 :
(سوم خردادی/ملایری ملاردنشین)سلام.مامور دیشب یه... انقدر اسبیم کرد انقد اعصابمو مخلوط کرد که زد به معده ام بعدم سردرد.خدا ازباعث وبانیش نگذره.انقد ازساعت12 شب تا2و3صبح گریه کردم چشمام بازنمیشه دیگه نفهمیدم کی خوابم برد.صلوات وآب خنک ونفس عمیق وهیچی میزونم نکرد.بعضی وقتا بعضی آدمها کلا مریضن.متاسفم برا خودم که روحم هنوز کوچیکه.

بیتا بانو:
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر/ آرامتر از آهو، بی باک تر از شیرم ...هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر، رنج از پی رنج آید، زنجیر پی زنجیر (مولوی)

زهرا ناظر:
وقتی بتونیم احساساتمون رو مدیریت کنیم ، کنترل کنیم ، درست بروز بدیم ، مطمئنا دیگه سر دلمون سنگینی نموکنه ... مثلا من از یکی دلخورم... وخیلی توپم پره ازش. این حس هیجان رو باید کنترل کنم و بعد که بر هیجانم مسلط شدم میرم خیلی با متانت احساساتم رو بیان میکنم... منظور این بود.

مهدخت 8 آبانی زنجان :
تازه باشگاه روز 2شنبه رو خوندم از سایت می خواستم جواب شقایق رو بدم اگه امکانش باشه . با حرف شقایق کاما موافقم واین از نظر روانشناسی تثبیت شدست خود من زمانی که عصبانی باشم ویا از کسی ناراحت باشم یا هندزفری میزارم میرم تو پارکی جای میدوم ویا میرم تو رشته خودم ورزش میکنم.

مهتاب 17کرمانشاه :
ببخشید ولی کسایی که به خودشون اجازه بروز احساساتشون رو نمیدن هم به خودشون ظلم میکنن هم به اطرافیانشون ! احساس میکنم زندگی این دسته آدما خشکه یجورایی خودشون رو محکوم میکنن به زندگی کردن با اعمال شاقه ! البته سوءتفاهم نباشه نظرمو گفتم ... خداییش بعضی چیزا معایبی ندارن مثل پیام نما ، به خدا تعریف نیستاااا اگه هر کی یه عیب و ضرر پیام نما رو بگه پیش من جایزه داره !

غزل 18 گیلان:
چه دنیای رنگارنگیه!پیام نمای ما..آدمهایی هستیم که همدیگه رو ندیدیم اما باهم صمیمی هستیم.نگران هم میشیم.بنظرم پیام نما کلهم اجمعین محاسنه!چون مفیده،بدرد بخوره!اما خب هرچیزی میتونه اعتیاد آور باشه اگه از حد تعادل بالاتر بره.نمیدونم منم معتادم؟! تست باید بدم!؟

زهرا 17 اصفان:
وای مامور این همسایه بغلیت "ش.م " یه سادگی و صفای درونی داره که خیلی می پسندم. خیلی وقتها کل باشگاه پیام سه رو می گردم تا حرفهای اوشون رو بخونم. دست شوما و رفقای پیام نماییت درد نکنه واقعا.

اسماگلی:
خطاب به"درج نکنی"! یخخخ؟ چرا؟ ببین دوست عزیز!فقط وفقط تیرآهن16دوای دردعصبانیت ماست!یخ که دندونوبه چالش نمیکشه!سوسول بازیه.نیگاکن!دندون من تیزتره! آها ازاونجا اینجامعلوم نیست؟! خب توبجو! تضمینی.همین دکه بغل دیدگاهم!

خاطره 24 سراب :
فقط تویی که از این موضوع خبر داری ، یه چیزی بگو!

مامور معذور:
یه چیزی ! ... آهان اهم ! خب من هم می گم اشتباه نکردی، توی پیام خودت هم بود. تکلیفت معقول و محترمانه روشن شد. کلی سرکار نبودی. می دونی همین الان چند نفر سرکارن؟ به واکنشش هم چندان توجه نکن! اون یه بحث دیگه است.

سمیه25یزد:
خودخوری و بروز ندادن احساس خیلی بده مخصوصا تو زندگی مشترک واویلا اگه هردو درونگراباشید،منکه دیگه خسته شدم اومدم خونه مادرم و میمونم تا به کارایی نبایدی که کردفکر کنه ولی الان هی باخودم کلنجار میرم و بروز نمیدم نمیدونم اخرش چه کنم...ماموری به دادم برس جون عمه ات!

مریم 19دانشجو روانشناسی:
یکی از دلایل سرکوب اینه که ذهن فرد افسرده خیلی توانایی آنالیز نداره اگه تو مشکل گیر بیفته یا دچار نشخوار فکری بشه اونو سرکوب میکنه.و بعدها به صورت اضطراب نشونش میده . رد بشیم از کنار مسایل بی اهمیت!

مامان زهراازشمال:
سلام مامور. جوکاراز خفر پیامک هاش عالیه... شازده کوچلوپرسید: به همین زودی برگشتند؟ سوزنبان گفت همانهانیستنداین یک قطار دیگراست که داردبرمی گردد مگرآن جاکه بودند راضی نبودند؟ سوزنبان گفت آدم هیچ وقت آن جایی که هست را خوش ندارد! سومین قطار نورانی هم مثل رعدغرید شازده کوچولو پرسید:اینهامسافرهای اولی رادنبال می کنند؟ سوزنبان گفت اینهاهیچ چیزرادنبال نمی کنند.اینهاآن توخوابیده اند یاخمیازه می کشند. فقط بچه هاصورتشان رابه شیشه هاچسبانده اندو تماشا می کنند. شازده کوچولوگفت: فقط بچه هاندکه می دانند دنبال چه هستندآنهاوقتشان راصرف یک عروسک پارچه ای می کنندو عروسک برایشان عزیزمی شودواگرآن را ازشان بگیرند به گریه می افتند سوزنبان گفت: خوش به حال بچه ها!

مامور معذور:
خب رفقای عزیز و اندیشمند و صاف و صادقم
ممنونم که تمام تلاشتون رو می کنین تا مطالب هر روز رسانی بهتر از قبل بشه. مخصوصا اونایی که اهل جستجو و مطالعه هستن. از اونجایی که ماجرا همچنان جا داره تا حلاجی و بررسی بشه و مشکلات خعععلی اساسی و در واقع فرهنگی هستن. دوشنبه این هفته رو هم بنا به خواست دوستان و خارج از روال، به موضوع احساسات و خشم می پردازیم باشد که رستگار شویم!
بنده که هنوز در این باره کلی حرف دارم و سینه خواهم شرحه شرحه از فراق! پیشنهاد می کنم که در پیامهای جدید برگردیم به مواقع حاد و حساس عصبانیتمون. خصوصا دلایلش . شیوه های برخورد ما ، طرف مقابل و نتایجش. این می تونه خیلی بیشتر موثر باشه تا تئوری پردازی صرف و حرفهایی که روی زمین نیست.

راستی تا یادم نرفته: منم همینطور!
( حالا هرچی که شما گفتین دیگه . یه چیز تو مایه های همون: آینه!)
فلذا شبتون پر از آرامش .التماس دعا و یا حق!

شب است و باغچه‌‌های تهی ز میخک من
و بوی خاطره‌‌ها در حیاط کوچک من
حیاط خلوت من از سکوت سرشار است
کجاست نغمه غمگینت ای چکاوک من؟
به سکه سکه اشکم تو را خریدارم
تویی بهای پس‌اندازهای قلک من!
بگیر دست مرا ای عروس دریایی
بیا به یاری دنیای بی عروسک من
تورا به رشته‌ای از آرزو گره زده‌اند
به پشت پنجره سینه مشبک من
کسی نیامده، حتی کلاغ‌‌های سیاه
به قصد غارت جالیز بی مترسک من!
کبوترانه بیا تخم آشتی بگذار
میان گودی انگشتهای کوچک من
شب است و خواب عمیقی ربوده شهر مرا
کجاست شیطنت کودکی و سوتک من؟
بترس ازاین همه لولو که پشت پنجره اند
بخواب شعر قشنگم، بخواب کودک من!
سعید بیابانکی

***انتقاد، پیشنهاد و حمایت دررابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)

نظرات   

 
+1 #105 سخاوت 19 تهران 1396-05-31 01:33
سلام به همه
آقا مهدی عزیز جان جانان من اومدم وب سایت عزیزوم اما ازاین ایمیل و آدرس الکترونیکی این سوسول بازیا نداشتم نتونستم باهات ارتباط برقرار کنم...
ازاونجاییم که من دست به انتقادم خوبه عرض کنم که چرا خودت داری غیبت میکنی اون درون وب...آیا مسخره کردن اون خواننده غیبت نیست...واقعا همونو که دیدم وب بستم بیخیال شدم...عزیزوم شوخی خوبه درست ولی نه برای غیبت کردن و مسخره کردن... برو برادرمن برو تو اقیانوس خودتو غرق کن تا خودم با بادکنک خفت نکردم...
نقل قول
 
 
+2 #104 زهره 18 اسفراین 1396-05-30 21:38
سلام همگی ؛ همگی سلام.
آجی سارایی بله حق با شماست. همین الانش هم انسانیت استادام منو وابسته کرده. هر شهری استاد های خودش رو داره ولی هیشکی مثل این عزیزان نمیشه :cry: :cry:
نقل قول
 
 
0 #103 مهدی 17 قوشچی 1396-05-30 15:56
سلام
داداش سخاوت یه کار کوچولو باهات دارم
میتونی بیای وب؟
نقل قول
 
 
+2 #102 مهدی 17 قوشچی 1396-05-30 15:08
نقل قول کردن سخاوت 19 تهران:
الدنیا مزرعة الآخرة
آدم هرچی تو دنیا بکاره براخودش اون دنیا برداشت و درو میکنه...دنیا محل گذر پس جوری زندگیم کنیم که اون دنیا سرافراز باشیم...حالا ربط این با پیام نما چیه؟؟ اینه که تو پیام نما باید جوری فعالیت کرد و ازش بهره برد که برامون کارساز و پرفایده باشه...بی فایده بودن موضوعات مثلا موضوع یکی از باشگاه های فلان شبکه این بود کدوم سریال ماه رمضان بیشتر پسندیدین یا آخر سریال زیرپای مادر خلیل به کی جواب مثبت میده و لی لی لی لی لی لی لی چه فایدخه ای بحال ملت داره عایا جز سرگرمیه؟؟؟موضوعات حال کردین اصلا تاثیر گذاری ازش میچکید....

این که هیچی یجا موضوع داشتن بهترین شیرینی عید رو کجا خوردید و اسمش چی بوده|: :-x :-|
نقل قول
 
 
+2 #101 صدیقه خرم آباد 1396-05-30 14:47
"غزل از گیلان" سپاس گلم
نقل قول
 
 
+1 #100 فاطمه 13 بهشهر 1396-05-30 14:39
نقل قول کردن زهرا/١٧/اصفان:
من واقعا نميدونم چرا عاما واقعني نميتونم باور كنم اون كامنتايي كه مينويسم تاييد نشن خونده ميشن!
خو باورم نميشه ديگه! وقتي عم در موردش حرف ميزني از خودم ميپرسم عههه؟ مگه خونده اونا رو؟
راجع به پياماي ارساليم هم همينطوره،همش فكر ميكنم فقط اوني كه درج كردي رو خوندي! خخ.

منم همینجوری فکر میکنم که هر پیامی رو درج نکرده حتما نخونده
نقل قول
 
 
+5 #99 سخاوت 19 تهران 1396-05-30 14:22
رفته بودم سرِ کوچه دو عدد نان بخرم
و کمی جنس بفرموده ی مامان بخرم
از قضا چشم من افتاد به یک دوشیزه
قصد کردم قدحی ناز از ایشان بخرم
ناز از دلبر طنّاز، خریدن دارد

بس که ابروی تتو با مژه اش سِت شده بود
مانده بودم چه از آن سرو خرامان بخرم
که به خود آمده، دیدم به سرش شالی نیست!
به کجا میروم اینگونه شتابان! بخرم!
نکند دوره چهل سال عقب برگشت
یا که من آمدم از عهد رضاخان بخرم!
باتعجّب و کمی دلهره گفتم ؛بانو!
بهرتان روسری اندازه ی روبان! بخرم؟
گفت؛ با لحن زنانه برو گم شو عوضی!
پسر مش صفرم!، آمده ام نان بخرم!
نقل قول
 
 
+1 #98 سخاوت 19 تهران 1396-05-30 14:17
كنار پير شدن هايت،
چند روزى زندگى كن ...!

درختى بكار بر خاكى كه در آن آرام‌ترين
خوابت را نفس خواهى كشيد ...!

بگذار به نام انسانيت يادت كنند ...
شايد براى همين كار آمده باشى
نقل قول
 
 
+2 #97 سارایی ۲۳ 1396-05-30 14:13
زهره جانم...
همین وابستگیا وترس از تغییر
خیلی جاها جلو پیشرفت آدم رو
می گیره...
حالا الزاما همیشه پیشرفت هم
نیست شاید تو اوج سختی بیافتی
اما ماحصلش قدر دونستن روزهای
بعدیت باشه...
دوستی داشتم تو دوران دانشجویی
چند ترم مهمان گرفته بود برای
دانشگاه ما که به محل زندگیش
نزدیکتر بود....
آی ما خاطره سازی کردیم باهم..
هنوزم دورادور در ارتباطیم....
شاید اونجا هم بتونی افراد خوبی
رو پیدا کنی...
بهرحال همه رفتنی ایم...
من برا ترم آخر که رفتم دانشگاه
ودیگه ته دیگ کارام بود...
حال چندان خوبی نداشتم
اومدم به خواهرم گفتم؛ آبجی یعنی
۴ سال از عمر من گذشت ومن
نفهمیدم؟
لحظاتو دریابید...
فقط خدارو شاکرم که با همه سختیها
همه جوره سربلند به پایان رسوندمش
درس خیلییی خوبه...
اما همین دوستیها مزه دارش کرده
ترش وشیرین
ان شالله که استادای خوبی هم اونجا
به پستت بخورند
که هدفشون به غیر درس کمی هم
انسانیت باشه
اونطوری همیشه به یاد می مونن
نقل قول
 
 
+2 #96 سخاوت 19 تهران 1396-05-30 14:11
آبجی خانوم کتابای دیگه استاد نظری روهم بخونید مخصوصا کتاب آن ها که واقعا شاهکاره ... بخونیدا آقربونت
بازم میگم:
من و استاد نظری 8) شما همه :D
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد