علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه چهارشنبه 22 شهریور

جالب انگیز:
هراندازه بیشتر احساس تنهایی کنی
همانقدر احتمال شروع یک رابطه احمقانه بیشتر است!
ریچارد براتیگان / نویسنده طنزپرداز

غوغا و ازدحام و همهمه از ابتدای خیابان منتهی به دیدگاه وزیدن گرفته!! ( فدای سرت که سرت درد گرفته)

مامور قنداقی در دست گرفته و با ترفند: "خو به این بچه فیل رحم کنین ! " از میان سیل خروشان راه باز می کند... و در دل به ریش جماعت می خندد...عده ای با پوشاندن چهره شان ( یعنی این هفته ما نیستیم و چقذه ما به موضوعات اینچنین بی تفاوتیم) "مترو وار" لاتکان و الحرکت!

مامور مقابل در دیدگاه، تا قفل را می بازد: حجم هجمه ی هجوم آورندگان او و قنداق را با خاک یکسان می کند... آنچه بر جای مانده: قنداق دروغکی بازیده شده ، قوطی های شیر خشک پوکانده شده و نقش و نگار کفشهایی که روی سپیدی شیرخشکها پوزخند می زند ، حالا نزند پس کی بزند؟!

ممنونیم از بیش فعالان معزز:
نسرین 21 اصفهان
پژاره
الهه 26 کرمانشاه
لیلا 26
پری 29
مهدیا 18

موضوعات هفته:
بیشتر تر ماها خوب می دونیم چی نمی خوایم! اما وقتی بپرسن : دقیقا چی می خوای؟ مثل بلبل توی گل ( ضمه رو گ ) می مونیم!
یک: مجردها بگن: به طور واضح و شفاف و روشن ( نه رویایی بلکه زمینی) ملاک شما برای ازدواج چیه؟ چطور به این نتیجه رسیدین؟ چقدر در این مورد آموزش دیدین و بررسی و مطالعه کردین؟ چقدر برای زندگی آینده تون ارزش قائلید؟ آیا حاضرید برای مشاوره ازدواج مراجعه کنین؟

دو: متاهل ها بگن: ملاک شما برای ازدواج چی بود؟ الان معتقدید ملاکهاتون چقدر موثر و درست بود؟ برای ازدواج چقدر آگاهی داشتید؟ بزرگترین تجربه و نیز دغدغه فعلی شما؟ آیا میشه حضور و تاثیر خانواده ها رو نفی یا حذف کرد؟

سه : جدا شده های عزیز! تجربیات شما بسیار مهم و موثره! حتی بدون نام می تونین صرفا این تجربیات رو چراغ راه دیگران کنین: بعد از جدایی، شرایط شما چطوره؟ آیا پشیمون نیستین؟ ملاکهای شما برای پیوند؟ دلایل شما برای جدایی؟ و چقدر آگاهانه و با دید باز وارد رابطه و زندگی شدید؟ ما سرا زانو گوشیم!

مریمی 25بوشهر:
سلام جالب انگیز روز دوشنبه،خیلی جالب انگیز بود ... خیلی فکرم رو مشغول کرد، ولی بازم نمیدونم برای تغییر ازکجاباید شروع کرد!! احتیاج دارم یكى هر روز بیاد گوش من رو بپیچونه بگه : "هى به گذشته سرك نكش، آینده ات رو قشنگ تر بساز! "

لیلی25تهران:
دیگران را فقط تا آن بخش از راه که خود پیموده ایم می توانیم راهنمایی کنیم.

فاطمه السادات 19 بندرعباس(مجرد):
ملاکهام: مومن، با اخلاق، مسئولیت پذیر، اصالت خانوادگی، پوشش و رفتار مناسب، صداقت، سلامت جسمی، فهیم بودن، قانع، شغل مناسب، ظاهر مناسب، داشتن دوستان درستکار و سالم...

مامور معذور:
( اینم شوخی که منتظرش بودی) بله شایان ذکر است که ایشون جدای از اینکه توی پرانتز نوشتن مجرد، فامیلشون رو هم نوشته بودن که احتیاطا" حذف شد! کدپستی رو هم هنوز پیدا نکردن! ... نخند دهه! (خدایا چرا من انقدر پلشت شدم ؟! ) ... اهممم خب؟ داشتی می فرمودی ... بسیار هم عالی ... فقط بعضی از اینا یکم کلی نیستن احیانا؟! فهیم، بودن؟ نبودن؟ توی راهن؟ از انبار بیارم؟

فاطمه قربانی 18 مشهد:
سلام ماموری من و شوهرم به شکل کاملا سنتی ازدواج کردیم یه خانواده ها حرفاشونو زدند بعد ما دوتا باهم عقد کردیم کسی نظر منو نخواست البته الان راضی هستیم البته 5سال پیش من توی یه دنیای دیگه بودم که ازدواج کردم 17 شش نودوشش دومین سالگرد ازدواج مونه.

فاطمه رضایی . باغملکی:
ماموری موضوعات این هفته که گذاشتی یه جوریه که ما مجردها باید بمونیم وقتی هیشکی خونه نبود یا خواب بودن دیدگاه رو بخونیم ... فکر کن دارم دیدگاه میخونم یارو ملاک های همسر آینده ش رو میگه ، مادرجان بیاد بالا سرم بگه ذلیل نشی بچه ، اینا چین داری میخونی ، پاشو برو یکم تست کار کن که جلسه کنکور نزنی زیر گریه .

مامور معذور:
آخی! الهی الهی ! ... آررره ؟! ... باشه ! منم گالیله ! زمینم صافه! ... شما زحمت می کشی شنبه با اولیا جانت حضور به هم می رسانی که ببینم این "گل گلخونه" رو چگونه وانهادن وسط دامن دیدگاه ؟! ... ببینین بچه ها ... ما یه بار دیگه هم این موضوعات رو به بحث گذاشتیم ... اون دفعه هم بسیاری با هزار "لطایف الحیل" ( حیله های ابتکاری نرم!) پیچیدن به بازی و خموشی و انواع و اقسام بهونه ها که:

چی میگییی؟! من؟ ازدواج؟ آخه خجالت! آخه اول نظر بزرگترها. آخه ادامه تحصیل! ...خب آخه و آجر! آخه و تیرآهن! بتن آرمه! اهممم! ... خب ما که نگفتیم بیاین تا آخر هفته یا اول مهر ازدواج کنین که! ( نه تورو خدا ، اول شما ، مدیون کردما . میشه بفرمایید؟)

نکته مهم اینه که کسی که خرس گنده ای برای خود و خویش و حومه شده است! و هنوز حتی دو کلمه روشن و واضح درباره ملاکها و ذهنیاتش درباره ازدواج اون هم صرفا در عالم کلام و تئوری نمی تونه بیان بنوماید، بله باید به حالش گریست! ( همین رو می خواستین؟ حالا شونصد نفر دست به گوشی و دست به "دامان دیدگاه" شدن! ... رهام کنین خو! دیقه نوموخوام ! ... رها کردی یا نه؟ می خوام حرکت کنما ! )

لیلا 26 :
میخوام روراست باشم: من اصلا فرصت نکردم که ملاکی برای ازدواج تعیین کنم! شایدبه تنهاچیزی که فکرمیکرد م این بودکه زودترازدوستهام ودخترای فامیل ازدواج کنم و پزبدم که شوهرپیدا کردم . مامورجان جالب انگیزت خیلی جالبه.من می تونم درست از همین جای زندگیم به بعد رو بسازم ، مطمئنم میتونم. کاریه که سالهاکرده ام، اما اگه کسی باشه که همه ساخته هام روخراب می کنه تکلیف چیه؟ باز من بسازم؟!

پری.29.پرند:
والا اینقدر کم سن و سال بودیم که فقط به این فکر میکردیم که از هم سن و سالامون عقب نمونیم توی شوهر کردن! ... اصلا نمیشه خانواده رو نادیده گرفت.خیلی شنیدیم که مثلا تو میخای با خودش زندگی کنی و با خانواده اش کاری نداری!ولی اشتباهه.خانواده ها تو زندگی دو نفر خیلی تاثیر دارن. یکی از تجربیاتم اینه که از اول هر جور با همسر جان تا کنی تا آخر همون میشه. من که میگم کاش از اول کمی سخت گیر تر بودم توی مسائل زندگی.اینقدر تو همه چی کوتاه اومدم الان با دو تا بچه چیکار میتونم بکنم.میایی اعتراض کنی یه دعوا راه میافته.منم که دوست ندارم بچه هام شاهد دعوامون باشن دوباره کوتاه میام.واین سیکل معیوب همیشه ادامه داره.

مهتاب 20 قم:
تنها فکرم در مورد ازدواج این بود که یه تور عروس بزررگ بپوشم و بچرخم: یو ها ها ها.اگه پدر مادرم برام تصمیم نمی گرفتن، من که اصلا برام مهم نبود شوهرم چه جور آدمیه! چون هیچ آگاهی درمورد ازدواج نداشتم. حتی روز خواستگاری فقط شوهری سوال میکرد و من جواب میدادم. یادمه پرسید: دوست داری شوهر آینده ات چه جوری باشه؟ منم جواب دادم: معتاد نباشه،خونه هم داشته باشه(بی کلاسی بودم واسه خودما) اونم یوهاها کنان گفت: معتاد که نیستم. خونه هم دارم. بعد بدو بدو مبارک باد و...الانم با دو عدد جوجه زندگی خوبی داریم شکر خدا.

فریبا. دهه شصتی. فارس:
من وقتی مجرد بودم توی رویا زندگی میکردم اما الان که متاهلم میفهمم زندگی یعنی : احترام متقابل ،صداقت، یکرنگی،توجه متقابل،عشق در دنیای واقعی با این چیزا معنی میگیره.

زهرا به توان 2 :
من فقط درباره موضوع ، می تونم برنامه آبی روشن ، رو معرفی کنم . درباره ازدواج و تداوم ازدواج و... صحبت می کنند. رادیو جوان ، موج اف ام ، فرکانس 88 ، ساعت 21 .

فاطمه خاکی . کاشان:
وای ماموری خال نزنی! اینقدراز دست شیطنتات خندیدیم که تاحدگازگرفتن نفتهای زیرزمینی رفتم! الانم ازشدت خنده معده ام دردگرفته!کلسیم طعم دار؟!خخخخ! ... مسئولی لهجه کاشونی بلدی؟ خیلی لهجه ما باحاله!کلاآخرو اول یک کلمه رومی بریم یعنی کوتاهش میکنیم!مثلابه قند میگیم ق! به خواهیم آمدمیگیم خیم مد! کلا ماآدمای باحالی هستیم راستی به سوسمارهم میگیم قلمجه!

عفیفه امیری/15/اهواز:
برای زندگی آیندم خیلی ارزش قاعلم وبهش اهمیت فراوان میدهم،اگه بشه به مشاوره ازدواج در وقتش مراجعه کنم چراکه نه حاضرم مراجعه کنم،چون آدم تفاوت هاش رابافردمقابل میفهمه.

دوجی:
ماموری من تا الان به فردای زندگیم درست فکرنکردم چه برسه به اینکه بخوام به فرد ایده آلم فکرکنم! هرتصمیمی که بزرگترای فامیل بگیرن بقیه حق اعتراض ندارن،پس چرا من باید خودم رو درگیرچیزی بکنم که میدونم آخرش چی میشه؟ کافیه دستمون رو برای شکایت ببریم بالا . طرف حرف نزده میگن: دوست داری زندگیت مانندفلانی تباه شه؟اگه مایلی خب حرفی نیست ولی ازخانواده طردمیشی؟ترجیحمون هم اینه که حرف نزنیم ببینیم آخرش چی میشه!

پژاره:
آخ که داغ دلم تازه شد با این موضوعات! اینا تجربه است نه نصیحت!هیچ وقت نذارید والدین براتون انتخاب کنن والدین فقط مشاورهای خوبی هستن اونی که میخواد یه عمر زیر یک سقف با همسرآینده اش سر کنه شمایین نه والدینتون، به صلاح دیگران ازدواج کردن درجهنم زندگی کردنه ...

توی کشور ما وقتی کار ازکار گذشت و کینه و نفرت زوجین به حد اعلا رسید تازه به فکر چاره و مراجعه برای مشاوره ازدواج میفتن که اون موقع کاری از دست هیچکی بر نمیاد، مشاوره ازدواج میرم،برای خودم خیلی خوب بوده حداقل از یأس و نا امیدی در اومدم! ... اون دسته از آقا پسرایی که هنوز مادرشون نون و پنیر برای پسرشون لقمه میگیرن خواهشا تا بزرگ نشدین دختر مردم رو بدبخت نکنین گناه داره ... پیام لیلا26 چالدران رو فقط هادی عامل باید گزارش میکرد ماهم تخمه میشکوندیم!

مامور معذور:
فقط دوست دارم بدونین چقدر بعضی وقتها نوشتن توی دیدگاه سخته! نمی دونین؟
توی یه کلاس ساده که همه هم سن و سال و از یک محدوده و شهر هستن: یکی گیراییش بالاست یکی نه، یکی حالش خوب نیست ، یکی توی یه زمینه ای قویه ... یکی اهل تلاش و تمرینه. یکی بی خیاله و شب امتحانی . یکی در مفاهیم استعداد داره، یکی در استدلال و استنتاج ...

حالا شما گستره مخاطبین دیدگاه رو ببینین. یه وقتایی به خودم می گم الان می خوای چیکار کنی؟ اینجا هم نوجوون نشسته، هم متاهل، میانسال. هم خانواده! مصادره به مطلوب همه مون هم که عالیه. زود بریم پشت یه حرفی و توجیه کنیم. یه حرفهایی رو باید به یه سر ماجرا گفت ولی همه سبیل تا سبیل نشستن وسط دیدگاه! نه نخود سیاه داریم ، نه کسی پا میشه دو دقیقه بره گلاب به روتون!

به هرحال برات دعا می کنم خواهری. ارزشمند این نیست که بهترین ها رو بی زحمت داشته باشیم ... خیلی متاسفم که برخی ارزشگذاری های جامعه رفته به سمت لقمه حاضر و آماده داشتن و فخر فروشی. مهم اینه که با همت خودمون بهترین ها رو به دست خودمون بسازیم . کسی که نمره چهاردهش رو بکنه هفده، برد کرده! وگرنه معلمت بشه معلم خصوصیت و سوالهای امتحان رو برسونه و همیشه خدا بشی 17 یعنی هیچ رشدی نکردی، ای دانشمند!

لاله 22 :
ماموری من مشکلی با درج شدن اسمم ندارم هرچند می دونم تجربیاتم به دردکسی نمی خوره... نیم ساعته که از دادگاه خانواده برگشتم نمیدونم. چی بایدبگم نمیدونم؟ بگم خیلی خسته ام فقط شبانه روز ازخدا می پرسم گناهم چی بود که این شد سرنوشتم؟ ازوقتی تصمیم گرفتم جدا بشم دوسال می گذره. خانوادم بعد ازدوسال هنوزاجازه ندادن که تقاضای طلاق بدم با اینکه میدونن همسرم معتاده. بخوام ازتجربیاتم بگم اینه که اجازه ندارم بیرون برم. باکسی صحبت کنم با اقوام گرم نگیرم که زنهای فامیل پشت سرم حرف نزنن! قبل از ازدواج و جدایی هم همین وضع رو داشتم اما با مادرم می تونستم بیرون برم .

رعنا 38 :
ملاک من برای ازدواج، سادگی شوهرم بود و اینکه خیلی من رو می خواست. اما متاسفانه همین سادگی بیش از اندازه اش باعث شد ده سال بعد از ازدواجمون در دام اعتیاد بیافته. الان بیست و یک ساله ازدواج کردیم . "ده سال اول" همه حسرت زندگیم رو میخوردن اما یک مرتبه این بلای خانمانسوز افتاد توی زندگیم، حالا همه تلاشم اینه که به شوهرم کمک کنم.

ملکه پاییز:
متاسفانه تاچندماه پیش هم تنها معیار من واسه ازدواج پول بود. طوری که میخواستم به خاطرش بایه مرد35ساله ازدواج کنم وکلی فکرهای مزخرف دیگه که به مغزم هجوم آورده بودن حتی قرارعقد وعروسی هم گذاشتیم. تا اینکه به طوراتفاقی یه دخترخانمها به دیدگاه پیام داده بود که یکی ازفامیلهاشون براش خواستگار30ساله آورده و ایشونم خعلی ناراحت شدن. حالا دقیقترش یادم نیست باخودم گفتم: من کلا18 سالمه، پس چرا من ناراحت نشدم؟ کلی باخودم کلنجار رفتم. تصمیم گرفتم که همه چی رو به هم بزنم...

اولش مطمئن نبودم. یه ماهی به بهونه های مثل وضعیت مالی جور نیست و جهیزیه... کشش دادم شاید نظرم عوض شد. بالاخره چشهام رو روی پول بستم و همه چی به هم خورد، تازگی ها فهمیدم اون آقا خلافکار بود و مواد مخدر صنعتی توزیع می کنه. من و خانواده ام صبح تا شب کارمی کنیم که نون حلال بیاریم سرسفره اونوقت من... یه جورای ازتوی چاله می افتادم توی چاه. از اون خانم به خاطرپیامی که داده بود ممنونم وهمینطور از مسئول که درجیده بود.

مهتاب 18کرمانشاه :
....شما یه آقا پسر پولدار رو تصور کن که خونه اش دوبلکس و ماشین شاسی بلند و حساب بانکی خفن و ... داشته باشه خب ظاهرش که میگه اگه زندگیمون رو با همچین آدمی تاخت بزنیم تا خرخره غرق خوشبختی میشیم ولی فکر کنین آدم ایمان و اعتقاداتش ضعیفه استغفرالله خدا پیغمبر حالیش نیست. از اصول دین و حلال و حروم چیزی سرش نمیشه. حالا هم حاضرین با این آدم زندگی کنید و اعتقادات شخصی تون رو صرفا بخاطر پول زیر پا بذارین ؟! در ضمن مطمئن باشین کسی که ایمان نداشته باشه اخلاق ثابت مورد پسندی هم نداره .

سامان 17:
...دست پختش مهم نیست. آخه مطمئنم با نفرینهایى كه مامانم مى كنه حتما اینجورى مى شه ( میگه: الهى یكى زنت بشه كه هیچى بلد نباشه بپزه) اكثر خونواده ها دخترهاشون رو فقط واسه خونه دارى تربیت مى كنن. بابا از گرسنگى نمى میریم كه، اخلاقم داشته باشه ولى لوسم نباشه ها. گاهى واسم اخمم بكنه! خخ... آى مردم از خنده به پیام آبجى مهتاب و به سر كشیدن اون آب پاها، هم مى خندیدم هم دستم رو گرفته بودم جلوی دهنم كه بالا نیارم اع...

بیتا بانو:
سر اون زن رو باید برید و گذاشت توی همون تشت! احترام و ابراز عشق: واجب. اما با شیوه درست. نه که شخصیتت تحقیر بشه. خانم و آقا هم نداره. درست و به جا... دخترها خرید کردن رو دوست دارن. برای خرید نیاز به منبع مالی هست به همین دلیل جذب آقایون می شن چون بی شک به اسکناس و تراول و چک شباهت دارن! وگرنه که دختر و ازدواج: اه! پیف! ایش و چندش! اینان را میلی نیست خیلی نقطه سر خط. اینکه گفتم آقایون اسکناس تشریف دارن، ناراحت نشیا! صرفا جهت این بود بدونی و آگاه باشی دخترها تمایلی به ازدواج ندارن. مگر احیانا بر فرض یک در هزار یه دختر مایل باشه. بهت هم ثابت شده که آقایون موضوعات رو به ازدواج ربط می دن، نه دخترها. حالا شما هی مسخره کن! یا شوخی! هیچکدومش در رابطه با دخترها جالب نیست. صرفا جهت یاد آوری: آقایون می رن خواستگاری!

اکرم19:
روباه میره پیش خدا میگه: خدایا چرا اینقدر من رو حیله گر و دروغگو آفریدی؟ خدا هم میگه نگران نباش تو هنوز پسرا روندیدی. مطلب بالایی را با آب طلا مینویسم قاب میکنم،به همه دخترای مجرد دیدگاه هدیه میدم!

مامور معذور:
اهممم! می دونی چیه؟ سطح استدلال و منطق این مثلا شوخی/ جدی شما، در حد همینه که: همه اکرم ها مثل هم هستن و 19 و 91 ساله هم نداره... می بینی که نیازی به جواب طولانی تر نبود! ( ضمن اینکه خواهری جان: شوخیت هیچ پرداخت هنرمندانه و ظریفی نداشت و رک و مستقیم، رسما" حاوی توهین به تمامی برادران دیدگاهی مون بود. از اونها چیزی کم نشد اما شما چی؟ پس با لبخند زورچپانی: یک فروند کارت زرد همراه با جوایز ارزنده! )

ساجده16:
مهم ترین ملاک من واسه ازدواج ، صادق بودنه... باحرف زدن با آدمای باتجربه به این نتیجه رسیدم ...مطالعه هم نکردم ...خیلی هم واسه زندگی آینده ام ارزش قائل می باشم... ودر آخر بعله واسه زندگی بهترم حاضرم به مشاوره ازدواج مراجعه بکنم...دوستتون دارم یا علی...

آسنات17رودان:
یهنی الان یه عده بدون مشاوره ازدواج میکنن؟این سقف کجاست سرموبکوبم بهش!آخه چلا؟حرف یه عمرزندگیه!.بعداین همه سال هنوزاخلاق خودم دستم نیومده حالابادوبارچایی بردن ودودقه حرف زدن طرفو بشناسم؟مامانم میگه اگه میخوای بشناسیش عقدکن میگم شایدبهم بخوره ها!میگه غلط میکنی!!...ای بابامیگم این سقف کجااااااست؟(منطق وآزادی عمل به سبک مامانا)

نجمه منصوری16 شوش:
والا من یه رفیقی دارم که انواع مشاوره در حیطه های ازدواج وزناشویی، احکام، زیبایی، سلامت، تکنولوژی و خیلی چیزای دیگه به صورت ارائه میده دیگه تا اون هست چه نیاز به مشاوره ازدواج دارم؟

ناروئی ازدلگان بلوچ:
(پیام اولی) من مجردم. نظرخاصی ندارم.فقط پدرومادرهای دخترخانمها سنگهای کوچیک بندازن جلو پای ماجوونا...بذارن خاطره خوبی ازشون توی ذهن ما جوونا بمونه! آخه به سرم اومده که میگم ؟ حاضرهم نیستم پیش مشاور برم چون فقط جیبشون رو پرمیکنیم. البته باعرض معذرت خدمت مشاوران محترم!

سمیرا 27 ماسال:
سالم باشه(اهل دود و اینا نباشه),خانواده خوبی داشته باشه, خوش اخلاق باشه و در آمد و کار خوبی داشته باشه.بتونه یه زندگی کوچیک رو تامین کنه و صدرصد موافق مشاوره ازدواج هستم مطمعنم کمک کننده است.

پریسا 19 :
ملاک من واسه ازدواج فقط اخلاق وکارهمسرم بود ولی الان پشیمونم که چراظاهرش مهم نبود!

سمیرا خانم24/کرج:
ملاکم برای ازدواج با آقاحامد ایمان و اخلاق بود. نه پول و ثروت، خداروشکر درست انتخاب کردم،‌خانواده ها ریشه افراد هستند!

آوا چگنی 19 از خرم آباد :
گل بی عیب خداست، نمیشه کسی رو پیدا کرد که همه چی تموم باشه . اصلی ترین معیار من واسه انتخاب همسر آیندم اینه که انسانیت داشته باشه. اگه اخلاق خوب و گفتار مناسب داشته باشه اگه وفادار و مهربون باشه اگه به بزرگتر از خودش احترام بذاره میشه گفت انسانیت داره.
مرد زندگی من کسیه که جلو مشکلات ضعف نشون نده با سختیا بجنگه احساس کنم پشت و پناه خوبی واسه من و خانوادشه . برعکس خیلی از دخترای همسن و سالم اصلا از این لوس بازیا و جفنگیات خوشم نمیاد ! یعنی چی که مرد بند بندازه و ابرو ورداره ؟ بعضی پسرا یه چیزایی میپوشن که من موندم چجوری با وجدان شون کنار میان ؟!

مرد زندگیم باید مررررد باشه و مردونه رفتار کنه از آدم بی اراده و لوس خوشم نمیاد ... پیدا کردن مرد رویاهام صبر خفن و شانس زیاد میخواد که من فاقد جفت شم !

مامان ترنم 26:
وقتى اومد خواستگاری به کل دهنم بسته شده بود و نهایتا تو کاغذ به بابام نوشتم که هرچى شما صلاح میدونى. اصلا دوستش نداشتم دوران نامزدى که همش قهر و دعوا و تا سه سال اول زندگى هم قهر و دعوا که کمم . فقط من کوتاه اومدم و الانم به خاطر ترنم فقط زندگى می کنم. درد زیاده. بی خیال.

نازی 27.اردبیل:
چرا گیردادین به برادرمحمد؟ اونهایی که میگن چیزی که زیاده دختر!!! یا بالعکس،عزیزان بلی که هم دخترزیاده هم پسر!ولی کو دخترخوب؟کوپسرخوب؟ البته که انشالله دختروپسرهای دیدگاهی خوبن وپاک واهل زندگی،ولی کلاه هامون رو هم قاضی کنیم!هرکسی بشینه خودش روبسنجه ببینه آیاخودش درحدی هست که بهترینها نصیبش بشه؟خداوند توی قرآن گفته ما زوجی ازجنس خودتان برایتان آفریدیم،تفسیر این آیه خیلی حرفها داره!آیا یکی ازجنس خودتان را قبول میکنید؟ماهمه دنبال یه فرشته ایم اماآیاخودمون هم فرشته ایم.

مامور معذور:
یه جمله نوبت قبلی همین بحث یکی از رفقا گفته بود. به جای سایر جملات آب طلایی ! ( ایششش) این یکی رو آویزه مماغمون کنیم ( بلکه همیشه در راستای افق مقابل دیدگان خونبار خویشتن ببینیم) می فرمود : اونایی که هنوز خودشون رو نشناختن ، چطور می خوان نیمه گمشده شون رو بشناسن؟! فلذا همگی: یک قرن سکوت همراه خدمات متقابل!

محمدم 8 آبانی اصفهان:
(پیام اولی ) سلام من از باشگاه 3 مزاحم تون میشم... ازدواج مهم ترین تصمیم یه فرد توی طول تمام عمرش میتونه باشه و منم خودم رو تقریبا شناختم. میدونم چی میخوام! میدونم چی اذیتم میکنه. با چی نمیتونم بسازم. دوست دارم اونم اهل مطالعه و بروز باشه و سطوح فکریش بهم نزدیک باشه.
دوست دارم از خانواده سادات باشه من خیلی اهل مطالعه ام و کتابایی در این مورد خوندم مثل: مردان مریخی و زنان ونوسی, نظریه انتخاب, آموزش مهارت ارتباطی زناشویی و..., برنامه های مثل کام شیرین که از بحث ملاک گرفته تا تربیت فرزند گفتگو شد دیدم هنوزم دارم مطالعه و بررسی میکنم چون اون غیر همسر میشه مادر بچه ام. اینقد واسه زندگی آینده م ارزش قائل بودم که این همه کتاب و برنامه و... نشدم اگه منظورت اینه که واسه ازدواجم به مشاوره مراجعه میکنم یا نه؟ مراجعه میکنم حتما.

مهدی مرادی21:
(آخرای سربازی) کسی رو واسه زندگیم میخوام اخلاقش خوب باشه قیافه اهمیت داره حرف یک عمر زندگیه الکی نیست که من میخوام سالها باهاش زندگی کنم خوب جمعه مشخص میشه همسرم خوبه یا بد دارم از استرس می میرم اعصابم داغونه.

على اصغر22 سرباز کازرون:
صداقت، ایمان ، اخلاق و با تاکید زیاد: تفاهم و هم سطحى از هر لحاظى: (فکرى، ظاهرى، مذهبى، مالى، فرهنگى، اجتماعى و خانوادگى، تناسب سنى)... آره مشاوره ازدواج خیلى مهم و لازمه... روزى همه ما مجردا باشه یک انتخاب آگاهانه و زندگى عاشقانه بلند صلوات!

فاطمه سلیمانی 19قم،تهران:
من همیشه به چیزی که داشتم قانعم.پول زیاد مهم.نبود،درک شعور برام مهم بود که خداروشکر محمدم همه رو داره... لیلا جان درسته همه ی زن شوهر ها عاشق نیستن،ولی اونی که جواب بله رو میده دختره پس حتما دوسش داره که جواب بله رو میده..منظور منم این بود که قهر کردن اخرش بی توجهی و سردی میاره.اونیکی که رفته باید زندگیشو بسازه چه بد چه خوب.

زهرا اردیبهشتی 20 :
( پس از تماس تلفنی) عه عه عه ! ریا نباشه الان رو ابرهام !! ذوق کردم خو! من برم یوخده آب قند بنوشم پس نیفتم!الهی الهی!(چقده از حرفهام موند!چقده خجالتی بودم من!)

مهدیا18:
یادمه11سالم بود توی مراسم خواستگاری پسرعموم شرکت کردم. وقتی میخواست با زنش توی اتاق حرف بزنه. منم به خواست زن عموم رفتم پیششون ولی هیچ حرفی بینشون رد و بدل نشد! نمی دونم حالا به خاطرمن معذب بودن یا نه؟ خلاصه آخرش گفتن: به توافق رسیدن! ماکه چیزی ندیدیم! حتما ذهنی حرفیدن!

مامور معذور:
نه! پس به خاطر حضور عمه منده معذب بودن! یعنی فردا روزی اگه اینا به مشکل بخورن مسبب بدبختی شون تو و اوشون بودینا ! خانمان برانداز! آره ! آره خودت! سرت رو ندزد! ( آآآآی دزد ! آی دزد!)
حالا ما داریم با شوخی می گیم ولی واقعا باید "زار زار" گریه و عقده گشایی کرداهه ! افراط و تفریط از آسمون نمی یاد. یعنی یا از اون ور بوم ، یا از این ور بوم ، بالاخره نتیجه یکیه : بووووم ! ... این که حتی برای ازدواج هم نذاریم دوتا جوون نگون بخت که می خوان از راه شرعی و عرفی و رسمی وارد بشن، نتونن دو کلام بدون سرجهازی! باهم حرف بزنن! کدوم توصیه و آموزه دینی همچین حقی رو به ما داده؟! چند لحظه تامل لطفا !

بعدشم خیلی ببشقیدا، این بنده خداها از سر شرم و حیا و نادونی و اشتباه چیزی نگفتن... می دونین پاسخ همچین رفتاری چیه؟ باید عروس و دوماد چهارتا کلام گهربار دوقبضه بگن، که اون بچه فینگیلی تا یک هفته از مادر جان و زن عموجانش بپرسه: راستی "چی چیز" یعنی چی؟! ( و اونها سرخ و سفید بشن که خو ذلیل بشی بچه! ) و آهان این "بوق بووووق" یعنی چی؟ ، یا وقتی می گوییم "....." منظور نظر ما دقیقا چیست؟ گزینه یک ... گزینه دو... !؟! .... چی؟! یعنی هر سه مورد؟! خودم حدس می زدم!

فاطمه21:
(سوم خردادی/ملایری ملاردنشین) راستی مبیناخانوم14 ساله چشم خانم همراز روشن!عزیزم من تبریک میگم به خاطر بلوغ و نبوغت ولی فکرنمیکنی شاید مادرتون درست بگن؟

محسن از ارسنجان :
با سلام خدمت مامور معذور. دقیقا یادمه اقای علی پروین فرمودن 80به30اگه فیلمش رو یه بار دیگه بیبینی متوجه میشی !

هایدی22 :
همیشه گفتم واسه من یه مردا گه صددرصدی باشه: 50درصد اخلاق. 30 درصد کاروتصیلات. 20درصد قیافه... اینقدر نامهربونی دیدم که میخوام مهربونترین مرد دنیامال من باشه.

مامور معذور:
نقل است که: دختره رفته بود امامزاده و داشت می گفت خدایا یه شوهری نصیبم کن که چنین و چنان باشه... پسره با کله شیرجه رفت وسط ضریح که : باشه دارم می رم دیگه ، هول نده! ... از صمیم قلب برای همه جوانان جان وطن دعا و آرزوی توامان می کنم که الهی خوشبخت و سپیدبخت بشین البته با ازدواجی آگاهانه! و با انعطاف و مدارا و امید به خداوند قادر بخشنده.

عاطی 21:
عیدغدیرخواستگار اومده بود درحالی که چندماه بود پافشاری میکردن واسه گرفتن اجازه بابام.که بلاخره بی خبراومدن و بابام راه ندادشون خونه ... میگه جوابمون منفیه دیگه لزومی نداره بیان ! عجیب نیست به نظرت ماموری؟ ... پیروی سخنان داداش محمد : دوستان دغدغه من هم اصلا ازدواج نیستا دغدغه ازدواج منم!

فهیمه20مشهد:
اوه ازدواج!!! آقا من سر خواستگارها با مامانم مشکل دارم اساسی. هی میگم آمار خواستگارهای من رو به فک وفامیل نده. میگه: خب بذار بفهمن خواستگار داری!! میگم: خوب بذار بگن خواستگار نداره . من رو چه به حرف مردم؟ ولی باز کار خودش رو میکنه. فردا خالم میاد خونمون اگه بتونه جلو خودش رو بگیره نگه پنجشنبه قراره خواستگار بیاد من اسمم رو عوض میکنم.

فهیمه 26 شهر"یار" :
پیام یک قاضی رو خوندم گفتم وا مگه باقالستان هم داریم ؟ که آخرش فهمیدم خودم قاطی باقالی ها هستم ! اوف بر من !... این پیام رو فقط همسرم بخونه : من چند تا خواسته ازت دارم ... اول اینکه...

مامور معذور:
انصافا یه نگاه کلی دیدم که زیاد هم نوشته بودیا ولی چون گفتی "فقط همسرم" بخونه نذاشتم بقیه اش بیاد وسط ملت بخونن! داستانی می شدا... دوستان محترم متفرق بشین ... و درست بشین! نه این بار منظور درست نشستن نبود، انسانی رفتار نمودن بود! بعضیا نیش ... چیزه! پانکراسها بسته ... پیام بعدی ! ( آموزه اخلاقی: هیچوقت پیام همسر دیگری را نخوانیم . حتی شما دوست عزیز. باتشکر)

خاله آدرین19 سر خس:
مرد بایدخوشگل باشه پولدارو بداخلاق!

زینب:
ملاک من: عشق نمیدونم چطوره ولی ازیه سال پیش به این نتیجه رسیدم نه آموزش دیدم ونه برسی ومطالعه کردم. اصلا برای زندگی وآیندم ارزش قائل نیستم وحاضرنیستم برای مشاوره ازدواج مراجعه کنم. چون میدونم هیچ وقت به عشقم نمیرسم. فقط بخاطرمامان وبابام چون میگن هرکی جزاون بخاطرهمون برای آیندم ارزشی قائل نیستم.

افسانه 21 سلماس :
تجربه فقط : بالا بردن آستانه صبرم . چون صبره که تو زندگی مشترک خیلی کارسازه و دغدغه: یه جشن ساده و آینده . نه نمیشه ما بدون خانواده ها هیچیم. من یکی که تجربه و موفقیت خودم رو به اونا مدیونم . به نظرم ازدواج بین دونفر نیست دو خانواده هم نسبت پیدا می کنند.

اسماگل ازجنوب غرب!:
حالاماکه قصد ازدواج نداریم اماخب قدیمی ها میگفتن: دخترکه رسید به بیست / باید به حالش گریست!!!

مامور معذور:
و اینکه پیامهای اخیرت رو بدون "قید کردن سن" می نویسی از کجا نشات می گیره؟! جانم؟ هزینه دستمال کاغذی برای کل دیدگاهی ها گرون در میاد؟ منطقیه! چیزه! پیام بعدی!

زهرا27 همدان:
یاخدا مگه "هرند" هم داریم؟. قرچک؟ الشتر؟ قوشچی؟ اینها مال کدام استان ها هستند؟ مامورجان .بچه ها لطف کنین اسم شهر و استانتون رو هم بنویسید تا مابیشترآشنابشیم.

شیما 15 گناااابادم:
ولی مامور چرا بعضیا اینقدر خودشون رو دست کم میگیرن؟! رفیق جان! ینی چی بیمارروحی؟ حیف نیس واسه شما این حرفا؟ یکمی با خودمون مهربونتر باشیم!

مبینا17ازهمدان:
اسم باشگاه رو زدم : ”عشقولیم” ! هر کی میبینه اول زیر چشمی نگام می کنه و بعد یه لبخند ریز میزنه!! خیلی حال میده سرکارشون میذارم!! شما هم امتحان کنید صد در صد تضمینی!!هاهاهاهی.

آرشام19زنجان:
آبجی زهرا میرزایی ما این ضرب المثل (برنین توتسان جانی چیخار ) بینیش رو بگیری جونش درمیاد...رو به کسی که خیلی لاغره و چیزی نمیخوره میگیم نه کسی که چاقه و خیلی میخوره .( مامور : و کارکرد درستش هم همینه)

نازنین ازخوزستان:
آببجی نیلوفر! من آدم می شناسم که بچه بزرگش چهل سالشه ولی تا حالا باخانومش حرف نزده. توی خونه فقط به در میگن که دیوار بشنوه.

غزل طهماسبی19:
هدف من از ازدواج مستقل بودن بود، واینکه بتونم زندگیم روتحت اختیار و سلیقه خودم اداره کنم، وتوصیه ام به جوونهای دم بخت اینه که ازروی احساسات تصمیم نگیرید(انتخاب عاقلانه،زندگی عاشقانه)

زهرا 17 اصفان:
به قول قدیمیا هر کس باید با هم کفو خودش ازدواج کنه. یعنی دو نفری که از بسیاری جهت ها با هم تفاهم داشته باشن. از مهمترین این موارد میشه به شرایط محیطی که افراد در اون بزرگ شدن، یکسانی آداب و رسوم،دین، نحوه ی پوشش و از این دست اشاره کرد... مشاور میتونه لایه هایی از شخصیت افراد رو ببینه و تشخیص بده به درد هم میخورن یا نه،که شاید خودشون نتونن این کار رو بکنن.

مریم 18قم:
یعنی میخوام خرخره این مهتاب خانوم رو بجوام با این حرفش اه اه اه ینی شخصیت هرچی دختروبرد زیرسوال... ازدباج ؟ پخخ بابا دهن ماهنوز بوی شیرخشک میده که!

کوثر پور رمضان 16:
و آقامون علی آقا 24 از بابل : خوب من تازه یه هفته است که متاهل شدم . اونم الان سه روزه شوهرم (پسر داییم) ماموریته. پس نمیتونم نظردقیق بدم ملاکم برای ازدواج اخلاق بود و احترام که خداروشکر تاحالا که حفظ شده برای اینکه زندگیمو حفظ کنم حتما از مشاور کمک میگیرم.چون منو همسرم هردو جوونیم و بی تجربه بی کمک دیگران حتما شکست میخوریم.

شهناز،28 از ... :
سلام جایی كه من زندگی می كنم دختری به سن من رو دیگه برای ازدواج انتخاب نمی كنند! درنتیجه ملاكی هم ندارم.زندگی برام مفهومی نداره.

غزل از گیلان:
آقا محمد26 بیا ، بیا که این موضوع فقط مختص خودته ها خخخ..آره واینا...من الان ایشون رو فقط با یه لبخند ژکوند پیروزمندانه ای تصور می کنم!

محمد26:
سلام مامورجان.بله ازدواج .هرچند فعلا دغدغه من نیست! اما سابقه چند خواستگاری رو دارم هرچند در منطقه ما دختران برای ازدواج سن کم دارن وبه نظرم آخرش مجججبور می شم باهمین شرایط یکی رو بگیرم و بعد پنج / شش سال زندگی و بزرگ شدن همسر آینده بعدا ببینیم که به درد هم میخوریم یا نه !

مامور معذور:
خو در انتخاب خود دقت کنید، پس گرفته نمی شودا . تعویض هم نچ ! رنگ بندی هم نداره ! آقا اصلا نداریم ! بفرمایید بیرون بفرمایید! ( تازه اونم بعد پنج شیش سال؟؟! ایششش ! )

آرزو و میثم زوج خوشبخت:
سلام ملاک من واسه ازواج اخلاق خوب خوش تیپ بودن و اینکه آدم نمازی و پاکی باشه . من خداروشکر شوهرم دقیقاهمون کسی هست که دنبالش می گشتم. برای ازدواج آگاهی که زیاد داشتم آخه تومنطقه ای که ماهستیم دخترهای 11و12ساله ، شوهردارن .

بزرگترین دغدغه الانم اینک بتونیم یه خونه برای خودمون بگیریم و تجربه زیاد ندارم آخه هنوز یه ماه نمیشه ازدواج کردم . راستش رو بخوایدبا ازداوج من و شوهرم نه خانواده اون راضی بودن نه خانواده من . واسه همین ببین خانواده و عشقم مجبور بودم یکی روانتخاب کنم...

نسرین21 اصفهون:
نگید مهم ما دو نفر هستیم! ازدواج تنها پیوند شما دو نفر نیست، پیوند دو خانواده و فرهنگ است. بنابراین اگر اختلاف فرهنگی دارید، اگر خانواده هایتان مخالف این ازدواج هستند، فکر نکنید آنها حق اظهار نظر ندارند و باید در حاشیه باشند تا شما و نامزدتان به هم برسید. حتی مهم تر از آن، زرنگ بازی در نیاورید و به خانواده هایتان اطلاعات غلط ندهید تا این وصلت سر بگیرد. وقتی بعد از ازدواج تفاوت ها آشکار شد یا واقعیت هایی که پنهان کرده بودید بر ملا شدند، روزهای طوفانی زندگی شما هم شروع می شود.

اسممو درج نکن ماموری:
هیچ درک درستی از ازدواج نداشتم تو سن کم با بچگی .کور کورانه ازدواج کردم....خواهشی ک دارم با انتخاب و آگهی و شناخت قبلی ازدواج کنید ...اخلاق مهمترین رکن زندگیه ...اونی نبود ک خودشو نشون داده بود بعد ازدواج با یه آدم عوضی روبه رو شدم ..الان 11ساله که دارم مثل چی حسرت گذشته ام رو می خورم ...توی سن کم ازدواج از روی احساسه نه عقل.

سمیه ر 19 :
هیچ وقت فکر نمی کردم که تو سن 15 سالگی عروس بشم ! معیاری هم برای ازدواج نداشتم چون اصلا بهش فکر نمی کردم تنها دغدغه فکریم درس بود اصلا نفهمیدم چیشد تو یک چشم بهم زدن زندگیم و آینده ام نابود شد...

الهه26کرمانشاه:
ملاک من برای ازدواج اخلاق وایمان بود که به نظرم درست وموثربوده اما صادقانه چون سنم پایین بود اصلا آگاهی نداشتم، بزرگترین تجربه ای که به دست آوردم اینه که توی زندگی سه چیزلازمه: محبت،گذشت، صبرو بردباری، دغدغه ام فقط آینده پسرمه... ازدواج فقط پیوند دونفرنیست بلکه پیوند دوخانواده است، پس نه میشه خانواده رو نفی کرد نه حذف،خانواده شرط اصلی یه ازدواج موفقه وخیلی تاثیرگذاره.

محدثه بچه اراک:
به نظرمن آدمها دو دسته ان! دسته ی اول بی عقل ها و نادون هایی هستن که هدفشون از ازدواج صرفا، فقط و فقط رسیدن به عشقشون و کسیه که دوستش دارن!(مثل خودم!) دسته ی دوم هم آدمایی هستن که هدفشون غیر از اینه! … یادمه یه دوستی میگفت خوشبخت، اونیه که به عشقش برسه،.ولی اصلا اینطور نیست! دوست داشتن بخشی از زندگیه! بعد ازدواج انقدر مشکل هست که عاشقی یادتون میره! ...

خانواده که خیلی مهمه! اگر حتی یک درصد بابام و بقیه راضی نبودن عمرا ازدواج نمیکردم! بابام دوتا پیراهن از من بیشتر پاره کرده! پس بیشتر از من میفهمه! ما که با رضایت همه و در صلح وصفا ازدواج کردیم وضعمون اینه! خدا به داد بی عقل هایی برسه که بدون رضایت خانواده ازدواج کردن!

باران ازساوه :
ملاک من واسه ازدواج اخلاق خوب: شوخ طبعی،غیرتی و همینطور کاری بودن بود که خداروشکر همسرم همه چی تمومه وتوی زندگیمون خیلی تاثیرداشته. بزرگترین تجربه ام هم این بوده که تاجایی که می تونم باهمسرم خیلی مهربون باشم،حرفهاش روبا جون و دل بشنوم و بپذیرم. چون همیشه به صلاح بوده و خیلی به همسرم احترام می ذارم... هیچ جوره نمیشه حضور وتاثیرخانواده هاروحذف کرد. 3ساله ازدواج کردیم و با تموم نداری و بیکاربودن همسرم ساختم تا الان که خدارو شکرتوی یه شرکت معتبرکارمیکنه و روزی حلال میاره خونه . به خاطرزحماتش هم دستاش رومی بوسم. دغدغه فعلی مون خریدن ماشین وبچه دارشدنه.

زهراکریمی21:
ملاکم برای ازدواج اول ازهمه اینه که طرف مقابلم تاحدزیادی شبیه خودم باشه!(ازنظرظاهری نه وا! آخه اونقداهم پرتوقع نیستم!!! آره واینا!) از نظراخلاق،رفتار،تفکرات واعتقادات شبیه هم باشیم ونظراتمون نزدیک به هم باشه ودرکل برون گراباشه واحساسات وحرفاش روبه راحتی بیان کنه و ...

مامور معذور:
ماشالله خواهر گلم، ماشالله ! یعنی مثنوی هفتاد من نوشتیا ... تریلی که هیچی سفینه فضایی هم نمی کشش! آفرین البته که این خوبه ! خوبه که بدونیم حداقل در واژه ها چی می خوایم؟ ... این مرحله اول بود. در مرحله بعدی باید این مفاهیم، مختصات و جزییات و "ما به ازا" بگیرن... و این اصولا یکی از مشکلات این ملک و سراست... تعریف من از آزادی یه چیزه و تعریف شما ( نه شما نه، شما ) یک چیز دیگه! بهههله ! ایشون نهایتا منظورش اینه که آخر خط: بره میدون آزادی، عکس بگیره!

خب دیگه ماهم رسیدیم به آخرش !
قربون دستت اون رفیقمون رو هم صدا بزن جا نمونه.
ماشالله خواب که نیست ! انگار روح از بدنش پرواز کرده و گویی خود از اول نبودندی!

خب فعلا در پناه خدا...
راستی :
فقط یک بار دیگه می خوام به دست و پاهاتون بیفتم ( اوه اوه از این محافظهای کلسیم ها) ای بعضی ها ، جان امواتتون! مامور رو زنده زنده کفن پیچ کردین این پیامکهاتون رو چند رسانه ای نفرستین. کوتاه کوتاه، مقطع و متنوع... اگر دیدگاه براتون مهمه! بعدا نگی نگفتی! ببینین این نکات رو چند بار گفتم!

هزار بار گفتم
با این بادهای هرزه نپر
به آنها نخ نده!

حالا
بالای آن دکل
با سیمهای لخت فشار قوی
دست و پنجه نرم کن...

باد بادک جوان!

از: سعید بیابانکی

***انتقاد، پیشنهاد و حمایت دررابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)
 


نظرات   

 
0 #234 فاطمه 2003 اشق مامور 1396-06-26 20:54
به افتخار داش دانیال و مرد شدنش بزن دس قشنگه رو
منم مرد شدم ....جنسیت مهم نی که ‌.....!
نقل قول
 
 
0 #233 فاطمه 2003 اشق مامور 1396-06-26 20:52
دیگه نگران قد کوتام نیستم.چون امروز یهویی یاد حرف دبیرمون افتادم که گف(با زبون گوینده تبلیغات بخون هیجانش بیشتره):دیگر از کوتاهی قد خود رنج نبرید چون پیدا میشن اقایونی که علاقمند به دخترا ریزه و پیزه هستند.کم کم دارم راه پاک و مقدس محمد26 رو در پیش میگیرم.
الهی العفو الهی العفو :-*
کم کم دا
نقل قول
 
 
0 #232 فاطمه 2003 1396-06-26 15:40
داداش حتما خیلی باهات بد تا کرده که اینجوری بد داری با خودت تا میکنی.من درد نارفیقی و عشق کشیدم هر دو تاشونم به بدترین نوع...ولی الان ببینمشون خیلی ازشون تشکر میکنم.اونا با وجود نفهم بودشون خیلی چیزا رو بهم فهموندن.درس بگیر ازش نه انتقام از خودت که چرا به سادگی رامش شدی.اگه از شهریور به خاطر خاطرات بدت متنفری من از تموم ماهها باید متنفر میبودم.اگه داستانت عاشقیه که منم حرفای زیادی دارم چون تجربش کردم اونم به بدترین شکل!
نقل قول
 
 
0 #231 سیده آرمیتا 1396-06-26 15:00
فاطمه جان عزیزنازنین؛این چه حرفیه خواهرخوبم؛ممنون ازبزرگواریتون؛ش مامحبت دارین؛مگه من چه مدلی حرف میزنم؟عشق میچکه!!!!!!!
نقل قول
 
 
0 #230 سیده آرمیتا 1396-06-26 14:54
داداش سخاوت محترم خدانکنه نالان باشید.چه کسی گفته فیلم بازی کنی؟!چقدردرمورد سرکوب احساسات توباشگاه حرف زده شد؛که چه عوارضی داره؛من نمیگم خاطرات بدرومیتونیم فراموش کنیم.ولی خب میتونیم کمتربهشون فکرکنیم.دوراه دارین!یااینکه انقدراون خاطرات تلخ رو؛تومغزتون بیاریدودرذهنتون باافکارتخریب کننده بجنگین؛یاافکارم نفیه وخاطرات بدذهنتون پیروزمیشه وکم کم ازشمایه فردافسرده؛عصبی میسازه؛بالاخره آدم روزمین میزنه!مریض میکنه؛چون برشماتسلط پیداکرده ویه جورایی اون افکاربده؛روتون حریف شده.یاشمابایدکا ری کنید.انقدرافکار مثبت روجایگزینش کنیدوهروقت اون خاطره هااومدتوذهنتون؛ ازش دوری کنید.باافکاربدت ون دعواکنید.به خودتون تلقین کنیدومدام تکرارکه دیگه شمادرذهن من جایی ندارین.جلوی آینه وایسین.باخودتون بلندبلندحرف بزنید.بذارین تخلیه بشین.چراسرکوب میکنید؟درموردش حرف بزنیدگریه کنید.ولی نه اینکه این افکارمخرب زندگیتون رو؛تحت الشعاع قراربده.زندگی کن؛سرنوشت همین بودواون اتفاق بایدمی افتاد.پس باغصه خوردن چیزی درست نمیشه.حال رودریاب وبه آینده ی روشنی که انشاالله درانتظارتون هست فکرکنیدوموفق باشید.
نقل قول
 
 
+1 #229 مبینا17همدان 1396-06-26 14:31
نقل قول کردن سخاوت نالان...:
آنقدم بحث قد نکنین...خودم ازهمتون درازترم 190قد بلندتر نبود...؟؟؟

اهم اهم
هعی بد نیست :lol:
من با پسری که 165 عه و میگه 175 ام چکار کنم؟؟؟
آیا واجب نیست متر بیارم و انداره بگیرم و ضایعش کنم
شهر ما ماشاالله همه نخودی اند
با مامانم که میرم بازار همه آدما در سایه منن
:lol: :o 8)
نقل قول
 
 
+1 #228 مبینا17همدان 1396-06-26 14:28
نقل قول کردن سخاوت نالان...:
ت جواب پیام 187 عرض کنم کخ آبجی سارایی که گفته من باشما قهرم نه واقعا کی گفته بگو تا با نانچیکو رنگارنگش کنم....من تو عمرم باهیچ احدی قهر نکردم الا دوتا خواهرام...حتی اگه کسی دیگه هم باهام قهرکنه من میرم منت کشی تا این لوس بازی ادامه دار نباشه....درباره خواهرامم من باهاشون قهر نمیکنم ولی اونا چرا تا دلتون بخواد اما من که عمرا منت دختر جماعت نمیکشم... :oops: والا بخدا...شده بکسی سرسنگین و نامهربون برخورد کنم ولی قهر تو مرام ما نیست...به قول استاد اخلاقمون بچه شیعه نورچشمیای ماهستن...

دختر جماااااعت :-? :-?
سکوت میکنم که این سکوت منطقی تره
:lol:
نقل قول
 
 
+1 #227 فاطمه 2003 1396-06-26 10:13
زهره جان حله خواهری! :-)

_شیما گلی دقیقا کی مشهدی؟ :oops:
_ ارمیتا که حف میزنه اصن عشق میچکه از کلماتش.خواهش گلم
نقل قول
 
 
+1 #226 سخاوت نالان... 1396-06-26 01:53
آنقدم بحث قد نکنین...خودم ازهمتون درازترم 190قد بلندتر نبود...؟؟؟
نقل قول
 
 
0 #225 سخاوت نالان... 1396-06-26 01:52
آبجی سیده شما لطف دارید همه حرفاتونم درست ولی آیا میشود من فیلم بازی کنم...؟؟؟
خو من حال روحیم داغونه باید قبول کنم که داغونم دیگه اینکه فیلم بازی کنم نمیشه...سعیمم میکنم بااون چیزایی که میشه حالمو خوب کنما ولی انگار،اینام دیگه جوابگو نیستن...درباره چمعه ها هم که دیگه عادت کردم باید ساخت...افکار مثبت هست اما اون تلخیا رسوب بسته تو فکر و یاد ادم...منم ادمیم که هیچی رو بروز نمیدم..پیش همه لب خندون اما درون داغون...انشاالل ه که دل همتون بی غم لبتون خندون و حالتون آفتابی باشه...
نقل قول
 
 
0 #224 سخاوت نالان... 1396-06-26 01:47
شیما خانوم عاشق اون بنده خدا مگه بارفیکس قد بلند میکنه....؟؟؟؟
مایه زمان سه ست 80تایی بارفیکس میرفتیم اگه اینجوری باشه که قد من الان باید چهارمتراینجورا باشه....بارفیکس و لیمیت به همه عضلات بدن حتی پا و حتی ماهیچه هایی مثل زبان و فک فشار میاره ولی رو قد آنچنان تاثیری نداره ممکنه تو چندسال نهایتا 3سانت بلند کنه ولب زیربغلی میارهآی زیربغل میاره آی زیربغل میاره...من سرهمین نفس،داشتنم رو عضله زیربغلم خودمو ممنوع البارفیکس کردم خخخخخ باورتون بشه چون راسته :D
نقل قول
 
 
0 #223 سخاوت نالان... 1396-06-26 01:38
نمی رنجم اگر کاخ مرا ویرانه می خواهد
که راه عشق، آری طاقت مردانه می خواهد

کمی هم لطف باید گاه گاهی مرد عاشق را
پرنده در قفس هم باشد آب و دانه می خواهد !

چه حسن اتفاقی ! اشتراک ما پریشانی ست
که هم موی تو هم بغض من آری، شانه می خواهد

تحمل کردن هجر تو را یک استکان بس نیست
تسلی دادن این فاجعه میخانه می خواهد

اگر مقصود تو عشق است، پس آرام باش ای دل
چه فرقی می کند می خواهدم او یا نمی خواهد؟


هعی روزگار نامرد....
نقل قول
 
 
+1 #222 سخاوت نالان... 1396-06-26 01:34
آبجی سارایی منده باکسی قهر نیستم اما این چندوقته یکم بی حوصله و کلافه و کسلم...تاحدی که مربی باشگاهمم فهمیده...نمیدون م چمه فقط خونه نشستم شعر میخونم شعر میخونم شعر میخونم و بازم شعر میخونم....باشد که آرام شوم...
نقل قول
 
 
+1 #221 سخاوت نالان... 1396-06-26 01:31
اما درباره حذف و اضافه بگم که خوشم نمیاد اونموقع درسامو تغییر بدم یا نباید انتخاب میکردم یا که انتخاب کردم تا تهش باید برم اینم یه نمونه از اخلاقای گند بنده هستش که میدونم بد انتخاب واحدم ولی بازم میخوام بخونم...فکرشو.ک ن برنامه امتحانات تو یه روز سه تا درس ریاضی ، آمار ، اصول حسابداری امتحان دارم بعد فرداش درس تحقیق درعملیات امتحان :cry: یعنی ازاین سخت ترم مگه داریم ...ولی من تغییرش نمیدم انتخابش کردم تا تهشم باید برم...
نقل قول
 
 
0 #220 سخاوت نالان... 1396-06-26 01:28
ت جواب پیام 187 عرض کنم کخ آبجی سارایی که گفته من باشما قهرم نه واقعا کی گفته بگو تا با نانچیکو رنگارنگش کنم....من تو عمرم باهیچ احدی قهر نکردم الا دوتا خواهرام...حتی اگه کسی دیگه هم باهام قهرکنه من میرم منت کشی تا این لوس بازی ادامه دار نباشه....درباره خواهرامم من باهاشون قهر نمیکنم ولی اونا چرا تا دلتون بخواد اما من که عمرا منت دختر جماعت نمیکشم...والا بخدا...شده بکسی سرسنگین و نامهربون برخورد کنم ولی قهر تو مرام ما نیست...به قول استاد اخلاقمون بچه شیعه نورچشمیای ماهستن...
نقل قول
 
 
0 #219 سخاوت خسته دل.... 1396-06-26 01:24
‍ دیدی که سهل بود شکستن برای تو؟
دیدی که سخت نیست، شدم من فدای تو؟

دیدی که لحظه های شبم بی تو گریه بود
دیدی که مردم از تب موی رهای تو؟

آری قبول میزند این نبض زندگی
اما چه فایده نروم در سرای تو؟

دیروز من گذشت، امروز هم، ولی
خواهم که نگذرد نفسم بی هوای تو
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد