علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه چهارشنبه 19 مهر

جالب انگیز:
اگر می خواهی برای آدمهای طبقه بالا پز بدهی، زحمت نکش.
آنها همیشه به نظر حقارت در تو نگاه می کنند!
اگر هم می خواهی برای زیر دستهایت پز بدهی، بازهم زحمت نکش چراکه فقط حسودی شان را تحریک می کنی!

این نوع شخصیت دروغین، تو را به هیچ جایی نمی رساند. فقط یک قلب باز است که به تو اجازه می دهد در نگاه همه یکجور باشی! و رضایتمندی درون اجازه می دهد تا احساس زنده بودن داشته باشی! کاری که ماشین یا خانه نمی کند!
از رمان سه شنبه ها با موری نوشته میچ آلبوم

سلام رفقا
به دیدگاه آخر هفته هم خوش اومدین
نوبت قبل که روز کودک رو که به اکثر دیدگاهی ها تبریک گفتیم. دیروز هم روز جهانی "سلامت روان" بود. حالا به کیا تبریک بگیم؟ آها ! اوهوم! شما / شما / اوشون / ایشون . بله بله / خوبه خوبه! بریم سراغ این نوبت؟ بریم که داشته باشیم!

راههای مورد تایید پیامکانه:
یک. چقدر "خود خود خودتون" هستین؟ و چرا انقدر؟ ... چه جاهایی و با چه کسانی / بیشتر خودتونین؟ ... خود شما چقدر " خود خود دیگران" رو می پذیرید؟ چقدر سعی می کنین دیگران رو مطابق میل خودتون بسازین؟! چیزه! یعنی آخرش چی می شه؟!

دو. ( چیزه! لطفا با آب قند مطالعه شود. حتی شما دوست عزیز!)
به نقل از سخنگوی وزارت بهداشت در هفته اخیر:
هر روز 150 نفر از هموطنانمان بر اثر مصرف دخانیات جان می بازند! (هر نیم ساعت سه نفر) ایران در 181 کشور دنیا ارزان ترین قیمت سیگار را دارد. سالانه 500 هزار نفر بر اثر مصرف دخانیات بستری می شوند. هزینه سالانه ای برابر 11 هزار میلیارد تومان ( بله میلیارد تومان! ) پول و سرمایه کشور برای دود کردن این دخانیات دود می شود!

سه. به نقل از رییس پلیس راهور ناجا در هفته اخیر:
روزانه 43 نفر در تصادفات رانندگی فوت می شوند! ( هر 33 دقیقه یک نفر/ اگر نیم ساعته دیدگاه رو می خونین. آخرش فاتحه فراموش نشه) 50 درصد افراد در همان صحنه تصادف جان می بازند. چهل درصد تختهای بیمارستانی کشور را تصادفات به خود اختصاص داده اند. حدود هفتاد درصد فوت شدگان زیر 40 سال سن دارند. از سال هفتاد و هفت تا پایان نود و پنج/ 402 هزار نفر در تصادفات جان باخته اند و 4 میلیون و نیم نفر مجروح و نقص عضو شده اند. نکته : آمار فوت شدگان 95 نسبت به 84 ، با وجود افزایش وسایل نقلیه با 12 هزار نفر کاهش روبرو است...

همدلان دیدگاه و عصایان دست!
اکرم 19
اسماگلی 19
سیده آرمیتا 28
نازی 27
دخمل زمستون

بانو/ بم:
خود واقعی که نمی دونم چیه،ولی به نظرم من یه خر درونی دارم با این همه شکست بازم بهم میگه امسال سال آخره! بشین و بخون و کنکور بده.الانم می خوام هم مرغداری بزنم هم درس بخونم.از اونجایی که پول نداشتم رفتم تمام طلاهام رو فروختم تا باهاش بتونم گرم کننده سالن و ...بخرم. با 500جوجه دارم شروع می کنم.ان شاء الله ی روزی 500تا بشه 50000.

نفیسه21دانشجوی مترجمی, کرج:
خودت رارنگ زدی تا شبیه خاطرات این آدمهاباشی؟ شایدیادت رفته که این آدمها رنگین کمان رابادروغهای خود رنگ کرده اند! توبرای آنهاحتی معنی بی رنگی راهم نداری. کاش سیاهوسفیدبودی تاباورمیکردند توخودتی! ... ایش انقدرررر بدم میاد اینایی که نی نی های گوگولیشون رومی شونن روپاشون و فرمون میدن دستش! چراباجون این بچه بازی می کنن؟ واسه یه اسباب بازی قیمت گزاف خرج می کنن ولی یه صندلی کودک نمی گیرن؟! اه.

منم دوست دارم...
منم دوست دارم اگه درج شد اسمم نباشه هههه: بابام روزى حداقل دو پاکت سیگار مى كشه تازه، دیسک كمرو پوكى استخوان هم داره و كمرش رو عمل كرده منم ده/یازده ساله كه بودم و اون موقع فقط یه اتاق داشتیم آسم گرفتم به خاطر ابرهاى دودی/ سیگارى خونمون. وای چگده جالبه اسمت نباشه! نه؟ "سكرت باشگاه" خخخخ.

ماموری اسمم رو ندرجی:
خانوم شیما15 گناباد شمایکی از فامیلاتون فقط دوتا بچش یتیم ولی منکه پارسال هفت نفر رو توی یه تصادف از دست دادم شاید اگه یادتون بیاد اخبار استان هم نشون دادن بین زابل و زهک بود.

سینا مراغه31:
من ده سااااال خود خودم نبودم! اونم به خاطر یک نفر! الان طبق جالب انگیزت اون رو گم کردم تا خودم رو پیدا کنم ولی هنوز نتونستم...در مورد دخانیات هم نمیتونم چیزی بگم چون از اون یازده هزار میلیارد روزی هفت هزار تومان سهم منه، البته با عرض شرمندگی!

معصومه ایمانی:
خداییش راستش رو بگم خودم یه بارقلیون کشیدم ولی دیگه نه ها، ولی پدرم و چندتا ازعموهام سیگار می کشن. آخه حیف پول نیست که واسه این چیزاحروم میشه؟ واقعا ناراحت کننده است. مرض هم که با خودش میاره! سودی هم که نداره. واسه بقیه هم مضره هزارتا مشکل دیگه...کوگوش شنوا اعصابم خراب شد.

مامور معذور:
آیا می دونین بازدم دودش به مراتب سمی تر از خود دودی هست که حضراتشون استعمال می کنن؟! الان عدد سمومش رو یادم نیست/ جستجو هم لافایده... فلذا سعدی جان فرمود: مرا به خیر تو امید نیست / شر مرسان! ... یه شاهکاری هم چند وقت پیش رویت کردم. جناب پدر، نی نی جانش رو نشونده بود روی پاهاش، پشت فرمون کنج لبش هم سیگار! / خو می خوای طفلی رو بکشانی چرا در انظار عمومی و به صورت تدریجی؟ می خوای دل ما رو به درد بیاری؟! یعنی وسط خیابون هم باید از این عینکهای ضخیم جوشکاری بزنیم آیا؟

فهیمه 26 شهر"یار" :
تا وقتی کمبود محبت توی خونواده ها هست، تا وقتی اعتماد به نفسشون پایینه، قدرت نه گفتن ندارن، یه عده اهل خودنمایی هستند ، ادعا دارن شاخن ! برای کلاسش ، برای ژسش ،برای هر چیز بی خودی .. وضعیت همینه!

سارا 18 طاق بستان :
در هر دقیقه، بیش از 10 میلیون نخ سیگار در سراسر دنیا به فروش می رسد. در هر 8 ثانیه، یک نفر به علت عوارض ناشی از مصرف سیگار، در گوشه ای از دنیا می میرد. سیگار عامل ابتلا به 25 درصد از سرطان های منجر به فوت است. در بین عوارض و اختلالات قلبی نیز، سیگار نقشی 40 درصدی دارد...

ندا16ساله:
عوارض مصرف سیگار و دخانیات: نوددرصد موارد سرطان ریه ، 15تا 20درصد سایر سرطان ها، 75 درصد برونشیت مزمن... متاسفانه عادت سیگار کشیدن خود زمینه سازی بروز اعتیاد به مواد مخدر و الکل به ویژه در افراد جوان است.

مامور معذور:
برای جملات آخرش ممکنه بعضیا بگن دیگه نه تا اینجا ، ولی چرا، وقتی به سیگار و قلیون عادت کردی / نه آرامشی که خود ساخته است و اصلا درونی نیست و انقدر متکی به بیرونه... کلید یه شیوه دیگه از حل مسایل رو پیدا کردی! دنیای دلفریب جدیدی چشمک زنان، آغوش می گشاید! ( هشدار : علامت اسکلت!)

کتایون19کرج :
من خود خودمم ٬اصلا دوست ندارم رنگ عوض کنم (چند مدل باشم) همیشه سعی کردم رفتار و افکارم یکی باشه! متنفرم از آدمایی که چند مدلن وباهرکی یه جورن ...! (دوست دارم اونی که هستم باشم نه اونی که دیگران دوست دارن )

نغمه رفسنجون :
اگه علت معتادی اکثر جوونا به مواد مخدر رفیق ناباب باشه ! علت معتادی من به باشگاه ، شما رفیقای نایابین !! بهههههله !

زهرا 79:
ای جاااااانم ... می بینی آبجی لاله؟ با اینکه همدیگه رو نمی شناسیم اما چقدر همه همدیگرو دوست داریم...چقدر همه دلامون باهمه...من عااااشق باشگاهمونم؛ عاشق رفقای نابمونم ؛عاشق صداقت و صمیمیتمونم ... خیلی خدارر شکرکه هستید....

نسترن19یه پروازی:
ماموری یه دنیا سپاس که پیاممی درجیدی! من یکی از فعالان باشگاه شیک و مجلسی پروازم و از این بابت خیلی خوشحالم.از بدو تولد دیدگاه پا به پاتون اومدم اما زیاد پیام ندادم،خیلی ها رو باهاتون همراه کردم، اینم از سهم من! کلا از من به عنوان کاشف باشگاه ها یاد میکنن.خخ.

فاطمه 21 تبریز :
آبجی عاطفه جان یکم مهربون تر باباا ! بله کاملا متوجه شدم حق با شماست !... هق هق هق هق ماموووور...هق هق. این بحث خودشناسی چی بود آوردی تو زندگی من؟! هق هق! پیام قبلیم حس می کنم کم لطفی شدید خودم نسبت به خودم بود هق هق. آخه من بازیگر دیدگاه نبودم که به خدا حس و حالی که ازشون می گفتم واقعی بود هق هق اگه می گفتم شما یا بچه ها رو دوست دارم یا می گفتم کمکم کردین جدی بود نه نقش بازی کردن یا خودشیرینی! هق هق اگه راهکار می دادم الکی نبود سعی می کردم کمک کننده باشه هر چند اگر ناموفق هم بوده باشم هق هق اصلا من از بحث خودشناسی هیچی نمیفهمم! ذهنم درگیره بخدا هق هق!

مامور معذور:
یکم: یکم! صبر پیشه کن خب... هفت ماهه و اینا آیا؟ دویوم: ترس شدید از قضاوت دیگران آیا؟ همونایی که از خاکن و با خاکن و در خاکن آیا؟! خاک عالم مر مرا! ... سیم: اتفاقا جزو موفق ترین ها / با اراداه ترین ها و صدالبته صادق ترین هایی! اون پیام هم یه آدم بازیگر نمی نویسه هق هقو! / کور شه ماموری که مخاطبش رو نشناسه... شما خیلی زیادی به خودت گیر می دی اونم از نوع بی خودش! (موارد متعدده) ووو بابت اون دو واقعه ای که هیچ حق انتخابی توش نداشتی هم مدام چوب لای چرخ زندگی و ملاجت می ذاری! پس کمتر بچوب تا چوبیده نشوی! ضمنا هق هق و ... جقجقههه / سه متری جان! (مهدکودک: انتهای راهرو / زیر همکف!)

شیما 21:
ماموری من باحرفهای بچه ها دچار پارادوکس شدم! ( مامور معذور: حالا بیا این یه بار رو دچار "تضاد و دوگانگی و تناقض" بشو ای هموطن! سرت سلامت!) من خود خودمم ولی دوستان فکر می کنن نیستم چون نسبت به قبل خیلی تغییر کردم. من نقاب نذذذذذاشتم (!) فقط خود خودم بزرگ و عاقل شده. این تغییر انتخاب منه نه یه نقاب.

فاطمه / باز مانده دهه شصت :
خوب شداین موضوع روگذاشتی من واقعا هنوز نمی دونم خود واقعیم اینیه که هستم یا اونیه که دلم میخوادباشم؟ بایدخوب فکرکنم شایدچون هنوزخود واقعیم روپیدا نکردم شخصیت متزلزلی دارم.

لاله 17 مشهد:
بیا دیدی بالاخره ماهم به یه دردی خوردیم؟ دونفر از دوستان عزیزم رو روشن کردم؟ خوووش اومدین دوستای گلمممم! ... ای وای..خیلی شوکه شدم از پیام لاله 22...هق هق!

لاله 22 :
راستی ماموری یادم رفت به آبجی لاله تبریک بگم. عمیقا از ته قلبم واسش خوشحال شدم ... ماموری ماهمیشه فکر می کنیم مرگ واسه اطرافیانه/ واسه مانیست واسه همین به قوانین رانندگی توجه نمی کنیم و کمربند نمی بندیم، یا بدون گواهینامه رانندگی می کنیم... شخصی که باعث مرگ پسرعموم شد نه تنها گواهینامه بلکه بیمه هم نداشت و تازه داماد بود و بیست روز بود که ازدواج کرده بود!

سارایی 23 البرزنشین:
عمر همه لحظه وداع ست / وصدای پایت آخرین صداست... چقدررر غمناکه..... غم دوستت رو هم می فهمم چون تو یه جمعی باشی که فکر کنی اونا سطح تواناییشون از تو بالاتره... دوست داری خودت رو هم سطح کنی‌... در صورتی که اصلا از پشت پرده بی خبری ..که عه اونم مثل منه... پرده بر افتد؟!

زینب19:
با اینکه دوست ندارم دو رویی رو ولی خودم پیش خانواده نامزدم خجالتی و آروم وحرف گوش کنم، اما پیش خانواده خودم شر و آتیش پاره و..اصلا زمین تا آسمون فرق می کنم.

فاطمه 26:
...شاید از من بدت اومد که جوابم رو ندادی!

مامور معذور:
مطلقا ! عزیزجان! من کی باشم که از کسی خوشم بیاد یا بدم بیاد! فقط خود خدا ! جواب سوالت ساده است! بلد نبودم! آره بلد نبودم و نیستم! وقتی نمی دونم، چرا باید داد سخن بگشایم؟! شما درباره روابط شخصیت پرسیدی. هیچ ربطی هم به موضوع ما نداره. پیچیده هم هست. همون موقع هم خوندم و متعجبم که وقتی برادر نازنین شما ( که کمتر اینطوری پیدا می شه ) می گه بیا ببرمت پیش متخصص روانپزشک شما گوش نمی دی! ما نگفتیم کمک خواستن فقط از متخصص؟ من به حرف شما گوش نمی دم یا شما؟ من انبوه حرفهای شماها رو نمی خونم یا بعضی از شما چار خط پیام جدای شده ما؟ کجا رفتم؟! آها حالا بیام ندونسته و نشناخته چی بگم آخه؟! در پناه خدا خواهرجان. ارادت.

علی 15 از سه قلعه :
بعضی ها سکوتشان هم صدای دروغ می دهد !

ریحانه18تهران:
من فقط پیش خدام ومامانم خودمم.اونم به خاطر این که منو پذیرفتن همینطوری که هستم،باهمه خوبیا و بدیا و گناهام.اما بقیه میخوان تغییرت بدن تا بشی اونی که خودشون میخوان.مطابق میل اونا...

مادر45گیلان:
به نظرمن هیچ کس نمی تونه همه جا خودخودش باشه. یا شایدم من نتونستم! وقتی باپسرم هستم خود خودمم،تا راحت بتونه بهم اعتمادکنه.... توچندسال اخیر توروستامون خیلی تصادف موتوسیکلت داشتیم که نصفش فوتی بوده اونم بچه های زیر18سال. واس بچه ی سیزده ساله موتورسیکلت خریدن ولش کردن تو خیابون بچه روموتو درازکشیده فکرمیکنه همه دارن تشویقش میکنن آخه پدرگرامی فرداخدای نکرده اتفاقی افتادخودت گرفتارمیشی.

مبیناکرمی14ساله:
بیشتر باخانواده ام خود٬خودمم اما دربیرون مثل مدرسه بادوستام شاید نه نتونم خود٬خودم باشم.یعنی نمیشه که آدم بیرون باشه وخود خودش باشه..راستی دوستان چقدر بده که بتونی یه هفته کامل باشگاه روبخونی اما به دلیل نداشتن اعتبارکافی نتونی به عزیزترینت که باشگاه دیدگاهه پیام بدی؟ هفته قبل واقعا برام سخت گذشت چون اعتبارکافی برای پیام دادن به باشگاه رو نداشتم خداکنه که نصیب هیچکس نشه (بگوآمین)

لیلا 37/ ته کلاسی:
اگه شرایط رو یه جور ببینی و حساب کتاب کنی به این نتیجه برسی که خودت رو ندید بگیری بهتره! این کار رو می کنی؟ من این کار رو کردم پشیمون هم نیستم ولی خسته ام! می خوام زندگی کنم اون طور که دلم می خواد ... هیچ کاری رو بدون در نظر گرفتن قوانین خداوند تا اونجایی که می فهمیدم و درک می کردم انجام ندادم به خاطر همین ناراضی نیستم.

نازی 27.اردبیل:
(گلچین پیامها)هوایی که مأمور توش نفس میکشه ارزونی خودش.حرصم دراومد!... ووی شما چیزیت نشد که؟ از این به بعد شما بشین جلو که پدرگرام، مادرجانت رو به فنا نده. زن که گیرنمیاد ولی بچه........ !!! / باهمه خود خودمم و دورویی و ریا توکارم نیست ولی باهمون یه قلم یعنی مادرشوهرجانم خودخودم نیستم با اینکه ازش خوشم‌ نمیاد ولی ایشون انقدر باهام خوبه که مجبورم براش نقش بازی کنم...مثلا یه جایی که یه حرفی میزنه وبدم میاد به روش می خندم فقط بخاطر خوبیهاش!یا بخوایم بریم جایی واونم همراهمون میاد تودلم میسوزما ولی به روش نمیارم میگم: پیرزنه دلش میشکنه مرد بالاسرش نیست که بگردونتش...

پری.29.پرند:
( مامور: برای معاینه چشم یاسین کوچولو دارن می رن) مادر شوهرم هم داره با ما میاد که چشماش رو معاینه کنن.همه جا دنبالمونه. دیگه این بیمارستان رو هم راضی نمیشه من راحت و با آرامش برم و بیام. خدایا یه صبری هم به زبون و رفتار من بده بتونم خودم رو کنترل کنم. ولی ماموری می ترسم اینقدر خودم رو سر کوب کنم که یه جایی که نمی دونم کجاست؟ منفجر بشم ودیگه اونجاست که باید فاتحه زندگیم رو خودم بخونم!خدایا کمکم کن.

مامور معذور:
آره حق دارینا. سخته... ولی باخودم فکر می کنم واقعا جالب نیست که نازی و پری و بانوجوکار، هر سه، با حس مشابه درباره مادرشوهران عزیزشون، خودشون هم پسر دارن و پسرهاشون رو هم خیلیییی دوست دارن؟! یعنی ممکنه روزی روزگاری، تاریخ تکرار بشه؟!
الان مجالش نیست. برای من چندین بار شده چیزی رو در مورد کسی گفتم. بعد مدتی دقیقا رسیدم به همون نقطه ووو: له شدددم، پودرررر شدم! خیلی سنگین بود برام درک اون لحظه و فقط برگشتم به طرف گفتم حلالم کن نمی دیدم/ نمی فهمیدم! ( خدا رو شکر تا الان همه شون زنده بودن) یه بار به استادم مقابل رفقا خرده ای گرفتم/ چند سال بعد عینا همون رو شاگردم بهم گفت! مررررردم از تجسم حال اون موقع استادم! ... آره چرخش می چرخه / دقیق هم می چرخه! خدایا چرخ روزگار رو می چرخونی بچرخون! فقط پودرررر آخههه؟! میشه نشه؟!

یاس 16 باغملکی:
مامورررررر مگه بت نگفتم چطوری زیست بخونم؟ واسه چی ندرجیدی؟ الان از دستت انبار باروتم ! نزدیک بود تلویزیون رو بشکنم وای به حالت مامورررر اگه چهار شنبه نگی من می دونم وتو.....

فاطمه. باغملکی :
مامور بعضی راننده ها قوانین رو رعایت نمی کنن و باعث رخ دادن تصادف میشه ، دیروز عصر پسر یکی از آشناهامون که نوزده سالش بود، داشت از سربازی می ومد ماشیبنی که سوارش بود تصادف کرد ومرد.چهار نفر به خاطر سرعت زیاد راننده جونشون رو از دست دادن . راننده خودش زنده موند . چرا با این بی توجهی چهار خانواده رو عزادار کرد؟! بیشتر از همه دلم واسه اون بچه شش ساله که مرد سوخت .

رها 16 لرستان :
آمار تصادف واقعا وحشتناک هست. پیام فاطمه انصاری از کرمان رو خوندم بغضم گرفت. هشت ماه پیش مادر بزرگم رفته بود نون گرفته بود برگشت یه موتوری که رانندش یه پسر هجده ساله بود بهش میزنه و تموم میکنه . عموم ازش پرسیده بود: چی شد زدی بهش؟ گفت سرعتم زیاد بوده ندیدمش!

مهسا حیدری 17 ورامین :
آخ گفتی تصادففففف! من یه بار با داداشم سوار موتور شدم چشمتون روز بد نبینه اقااا این داداش منو جو گرفت گاااز میداد بعد منم ترسیدم چادرمو ول کردم داداشمو چسبیدم چادرمم پیچید دوره زنجیر موتور و شپلق خوردیم زمین حالا این ب کنار من از این میسوزم که داداشم هیچیش نشد من ضربه فنی شدممم.

هانیه کوثرخوی:
نود و نه درصد خودمم چون از دوروبودن متنفرم... خداشاهده وقتی آجیم اینا میخوان سوار ماشین بشن فاتحه شون رو میخونم! از بس باسرعت می رن. آدم هم نمیشه!

مامور معذور:
کار یه بار میشه! دیروز تصاویری دیدم که بدون اغراق می گم تا دقایقی زبونم بند اومده بود. همین هفته توی زنجان. وسط ظهر. خیابونها خلوت خلوت . یه موتوری بدون کلاه ایمنی با سرعت از چهارراه می گذشت. یه 206 هم باسرعت از طرف دیگه با سرعت/ آخه خلوته دیگه ! ... چنان زد به این موتور . بی هیچ اغراقی! موتور سوار دو متر عمودی رفت هوا. توی هوا سر و ته می چرخید! سه چهار متر هم به طور افقی پرت شد اون طرف. براساس اخبار واصله در جا تموووم! این بار واقعا فاتحه!

دخمل زمستون:
خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو؟!! / حالا جماعتی که خودش هر ثانیه یه رنگی ایه؟ / اره همین جماعت/ من برام دورو بودن خیلی سنگینه من خود خودمم! حالا جماعت هر رنگی می خواد باشه ... من اکثثثر مواقع خود خودمم مگر مواقع خاص،کلا ادم روراستیم حرفام و کارام دو تا نیست، دو رو نیستم که البته توی جامعه الان بیشتر مواقع این خصوصیتم باعث شکستم شده، ولی من هر چقدر هم شکست بخورم بازم خود خودمم... حالا اینو بگو مامانت چی شد؟

ملیحه19:
راستش این روزا خودم رو کاملا فراموش کردم پیش هر کسی دارم یه نقشی بازی می کنم.

ساحل از تهران:
برای اینکه دلی از من نرنجه،حرمت ها شکسته نشه،ترس از قضاوت دیگران و.....خیلی وقت ها خودم رو به ندیدن و نشنیدن ونفهمیدن می زدم.شده بودم نردبان ترقی دیگران! اما بعد از هم اندیشان (الهی دیدگاه به عاقبت اون دچار نشه صلوات)دیگه خود خودم شدم.دیگه تو هیچ کاری افراط وتفریط نمی کنم و در هر کاری حتی محبت کردن تعادل رو حفظ می کنم و یاد گرفتم که خودم باشم و برای خودم زندگی کنم نه برای دیگران وتحت تاثیر تفکرات دیگران و حالا مدتها خیلی خیلی احساس سبکی و آرامش می کنم.

فاطمه زهرا 15:
وقتی سر كلاس دینی سوال می پرسم و ابهاماتم رو میگم یه عده فكر می كنن كافرم! بعد تعجب می كنن كه نماز می خونم! چرا بعضی ها فكر می كنن كوركورانه می شه ایمان داشت؟ انقدرعجیبه كه سوال دارم؟ وااا!

مامور معذور:
به قول استاد مطهری : شک گذرگاه خوب اما اقامتگاه بدیه! اون طرف سکه یقین : شک خوش نشسته! تا نباشه به یقین نمی رسیم... اما نکته داره دوقبضه! یکی اینه که بریم دنبال جواب ( ولو نشینیم وسط راه که تامیون خبر نمی کند ) و دومی اینکه از اهلش بپرسیم ! یه کسی مثل حقیر سراپا تقصیر که توی راه خونه اش هم مونده چطور میشه / بشه بلد راه دیگرون... با ریسمون پوسیده حقیران نریم ته چاه : صلواااات!

پردیس دختر مغرور :
اگه درست یادم باشه چند سال پیش کلاس پنجم / شیشم که بودم اصلا نمی تونستم خودم باشم، چون می خواستم بابقیه دوست باشم و هروقت خود واقعیم می شدم میگفتن این خیلی مغروره، خیلی بیخوده و خیلی مثبته و ازم فاصله می گرفتن. ولی خیلی زود به خودم اومدم، الان که یه چند سالی می گذره من خودم شدم و به هیچ وجه حاضر نیستم که خودم رو تغییر بدم. از اون موقع تا الان خیلی عوض شدم، فهمیدم مثبت بودن خیلی خوبه، بیخودم که نیستم، و عزت نفس داشتن خوبه . این که نذاری همه زودی باهات پسرخاله بشن میگن مغرور بودن، خب پس من پردیس دختر مغرورم!

زهرا24کرمانشاه:
هرچی هستی همون باش هر چی نیستی نگو کاش….خود خودت باش!

پریا ترک قیزی:
هر رازی را به دوست مگو و هر آزاری را به دشمن مرسان! چه بسیار که دوستان به دشمنی برمی خیزند وگاه دشمنان دوست می گردند.

سمیه 19 :
داداش منم 24 سالش بود که متأسفانه گرفتار مواد شد . بابام چند بار بردش کمپ اما چون خودش دلش نمی خواست ترک کنه به محض اینکه از کمپ می امد بیرون دوباره مصرف میکرد ! اما الان با میل و اراده خودش خداروشکر دو ماه و چند روزه که پاکه .

مهتاب 18 کرمانشاه :
داداش مهدى مرادى خانومت با مامانتون خیییلى فرق داره , راستى پیش بند کفشدوزکى اونم پاى سینگ ظرفشویى چقققدر بهتون میاد تبریک منو بپذیر داداشى , فقط یه چیز دیگه با این پیام ظرف شستن که تو دیدگاه گذاشتى از صمیم قلب به درگاه خداوند منان عاجزانه دعات میکنم خانوم اینده ات دیدگاهى نباشه ! خخخ.

زهرا ... :
( گلچین پیامها) آهای اونایی که می گین خیلی ها سیگار می کشن الانم خوبن...عموی من سیگار می کشیدن و همین رو می گفتن...توی شهریور رفتم خونشون و قرار بود با بچه هاشون بریم کوه...رفتیم، اومدیم، با عموم ناهار خوردیم، تلویزیون نگاه کردیم ولی یهویی عموم گفت نفسم یکم تنگه و تا وقتی که آمبولانس رسید عموم توی بغل خودم و پیش چشم بچه هاش در سن 49 سالگی...رفت! .خودم بهش اکسیژن دادم، ماساژ قلبی ولی...عموم به دلیل ایست قلبی بطور خیلی ناگهانی در اوج شادی تموم کرد... یه مدت افسردگی گرفته بودم یه جورایی شوک زده شده بودم... با دمپایی و شلوار راحتی توی بیمارستان پشت در اتاق احیا واستاده بودم... با آمبولانس رفتیم و اونجا 45 دقیقه احیا کردنشون ولی فایده نداشت...خبر مرگ عمومو اولین نفربه خودم دادن یهویی اصلا نمیتونستم نفس بکشم که پرستارا به دادم رسیدن...خیلی بد بود خیلی..نمیخواستم بگم ولی نشد..عذرخواهم اگه ناراحت شدین...

محبوبه 26 کرمان:
مامور پناه بر خدا . یکی از بچه ها دنباله حرف شما از تعطیلی دیدگاه,از مسئول باشگاه همسایه پرسیده امکان داره روزی پیامنما تعطیل بشه و در جواب گفتن نه نمیشه انگاری خیالش راحت شد.

مامور معذور:
مامور پناه بر خدا؟ نسخه جدیدی از بنده هستندشون آیا؟... کوتاه بگم: ما نه دلنگرانی رو دوست می داریم و نه خواب خرگوشی رو... همچنین از خاموشی هم دل خوشی نداریما / آخه نه که آیین مون نیستندشون! ( دلتون بچیزه) فلذا این مدت یه کاری وقتی سه چهار باری شده ... چیزه. هیچی باشه! ایشون و اوشون بزرگترن! ووو مانیز امیدوار تا آخرین لحظه زندگانی! یعنی دقیقا همون موقع که قبض مون رو دادن خدمتمون و گفتن اینجا رو امضا کن / ولی ما سالم تحویلش داده بودیم بهت ها ! چیکارش کردی؟! / الا ای عزیزانی که صافکاری نمودین در حد بنززز که تمام جراحان " کائنات و حومه" می شناسنتون! روح و روانمون خونفشان نباشه صلوات!
پی نوشت:
چیزه! بوخودا اینم می گم و می رررم به یه سکوت سنگین! دیروز می خوندم ( بگم؟ نگم؟ چیزه؟ نچیزه؟) درباره این روان خونفشان! دومین علت مرگ و میر در کشور ( بعد از تصادفات رانندگی) نزاع خیابانی و دعواست! اصلا هم ربطی به اعصاب داغون خونفشان و مدیریت خشم نداره وا ! هی هی / من ررررفتم! ( تو دیفال)

فاطمه السادات حسینی 19 بندرعباس:
بررسی هام نشون میده که 90درصد تصادفها موقع رانندگی اتفاق میفته...نخندین؛ بحث جدیه... دهه!

نسرین/21 اصفهون:
برید کنار نخبه کشف نشده این مملکت اومد!خخخ. اگه جای این خودرو سازها بودما حداکثر سرعت همه ماشین ها رو با اغماض 40 کیلومتر در ساعت میذاشتم حالا این عشق سرعت ها هرچقدر میخواستن گاز بدن! باباجونم کوجا میخین برین! سرعت غیرمجاز در خوشبینانه ترین حالت ممکن به معنی گرفتن بلیط یکسره به اون دنیاست ها... اگه هر کدوم از ماها عکس عزیزمون رو روی سرعت مجاز در صفحه کیلومتر شمار می چسبوندیم شاید شیطون درونمون می نشست سری جاش! ( حتما میدونی دیگه! حرف ی در لهجه اصفونیا نقش کسره رو ایفا می کوند!) و با سرعت مطمئنه حرکت می کردیم. واسه جون همدیگه ارزش قائل بشیم لطفا.

زهرا حصاری15نیشابور:
آبجی فاطمه حالاخوبه فامیل شما17سالشه ورانندگی می کنه،یکی از پسرعموهام هم سن منه از13سالگی موتورسوار شدوازپارسال هم ماشین میرونه .از این لجم می گیره که تازه فامیل بهش افتخار هم میکنن... ایششش.

سپیده/22/شهرقدس:
یاد تصادفهای که منجربه مرگ آشنا،فامیل شده می افتم قلبم به درد میاد،همه شونم یا بر اثرخواب آلودگی و یاسرعت زیادشون بوده ،آخه تا کجابی احتیاطی؟ یه قانونیم هست که میگه: اگه تو قانون رعایت کنی شایدماشین پشتی یا بغلی رعایت نکنه وبی احتیاطی طرف گریبان گیرتوأم بشه،که این شامل حال خانواده ماهم شده، یه سری داشتیم می رفتیم شمال مراسم ختم شوهرعمه م،بابام باسرعت کم داشت رانندگی می کرد،که یه دفعه نفهمیدیم چی شدماشین پشتی مثل جت زدبهمون که پشت ماشین کامل جمع شد که من نشسته بودم، مام که به ماشین جلویی زدیم اماخداروشکرسرعتمون کم بودچیزی نشد، امابه شمال نرسیدیم چون چیزی ازماشین نمونده بود، ته حرفام اینه که ( اگه جاده ها و ماشین ها ایمنی ندارن) لااقل رعایت قوانین ازطرف مابه نحواحسن انجام بشه. اینجوری اگه خدانکرده اتفاقیم بیفته شایدشاید خسارت واردشده جبران پذیرباشه.

سجاد 18 کرمان:
به نظر من دلیل جان باختن هموطنانمان در تصادفات اینکه که فقط در شهر برای گواهینامه رانندگی آموزش دیده اند،نه در جاده ها،و این میتونه تاثیر گذار باشه.

فاطمه / نارنجستان:
راستی بنه! این دیگه چی بود وسط دیدگاه آخه؟ بعدشم این آیا آخر سؤالت چیکار میکنه آخه ؟ "به آخه منم گیر نده ! دلم خواست " ضمنا این خیلی خوبه که خودتم میدونی که همه ش داری ما بچه ها رو میپیچونی البت که گهگاه ! ها ؟ آها !. حالا هی برو، بگرد تا نشه دیگه کاری کرد ؟ ها؟ . ببخشید که بهت گفتم ببخشید ! ببخشید تازه یادم افتاد ببخشید رو دوست نداری بازم ببخشید بابت ببخشید خیلی ببخشید!

شیما 15 گنابادی:
امیر از نصفه باشگاه اومد از لج باهام خوند تا اسبی بشم!(خوشم نمیاد کسی با من بخونه) بهش میگم: بروووو..میگه نکنه نازی از اردبیلی؟! که میگی برووو! (آخه داشتم پیام نازی رو میخوندم )..بهش میگم آخه مگه من شوهر کردم که ماااادرشوهر داشته باشم؟؟! هیچی دیگه خودشم قبول کرد رد داده!

زینب 20:
خانواده هاراجع این مسایل حرف نمی زن چون فکرمیکنن خوب نیس چقدرخوبه شماتوضیح دادی... پیام زهرا پنجی و پژاره عالی بود . منم اشتباه متوجه شده بودم فکر می کردم دیدگاه نفسهای آخرشه و اگه نجنبیم ازدست میره و رئیس رو مقصرمی دیم. توعصبانیت بهش بدگفتم. بعدش که فهمیدم تصمیم گرفتم روزیکشنبه وسه شنبه روزه بگیرم.....

نازنین ازخوزستان:
(عوارض کشیدن سیگار وقلیان) خطر بیماری های تنفسی وآسم خطر پیدایش سرطان ریه ،دهان،حنجره ومثانه پیدایش بیماری های قلبی وعروقی،خطر ابتلای افرادی که فر دسیگاری با آنها زندگی می کند به آسم وسرطان ریه.

سهیلا درویشی 20 ارومیه :
به نظرم آدما تو هر شرایطی خودشونن، مسلما همه آدمها توی وجودشون و رفتارشون همه چی رو دارن، یعنی اینطور نیست که یکی صرفا فقط شیطون و شر باشه اون یکی غد و بد اخلاق، بلکه بستگی به شرایط و طرف مقابل داره مثلا طوری که با دوستمون راحتیم و باهاش صحبت میکنیم نمیشه که با استاد و دبیرمونم رفتار کرد! من توی خونه پیش دوستام و خاله هام شیطنتام فوران می کنن!

اسماگل 19 :
خودت باش،نه تندیسی که دیگران می خواهند.وقتی قالب فکردیگران میشوی،زیبامیشوی به چشمشان.اماقبول کن تمام مجسمه ها شکستنی هستند! ... هرجوری که هستیم،تلاش کنیم برای خودخوب شدن!تابرسیم به سرچشمه خوبی : "خدا".ازخودشناسی به خداشناسی می رسیم.

زهرا27 همدان:
راست حسینی بگم من قبلناخیلی فیلم بازی می کردم. پیش غریبه هازیادمعذب! هستم اما توفامیل خودمان خودمم چرابایدازشخصیت خودم فرارکنم چه معنی داره دروغگی بگم خونه ماکدام محل ماشینمان چیه.راستی مامورجان دایی بزرگم روزی سه پاکت سیگارمیکشه هرچی هم می گیم ای بابا ضررداره نکش گوش نمیده.

رعنا 38 اصفهان:
مامور درسته که ما مشاور نیستیم اما تجربیاتمون به درد بچه ها میخوره.دختر خانمی که میگی پسر خاله جان دوستت داره اعتیادشو ترک کرده،نوزده سال سنی نیست که برای ازدواج تصمیم گیری بشه چند وقت صبر کن .چه تضمینی وجود داره که ایشون بعد ازدواج و فروکش کردن احساسات سراغ مواد نره؟

مامور معذور:
اهم اهم ! اولندش : می دونم بعضی حرفها تلخ و سخته ولی باید گفته بشن . مخصوصا که آمار سنگینی وجود داره: ده در برابر نود! دومندش: که اون رو برای شخص مزدوج خواه گفتم! چون حضرات فکر می کنن عیب نداره. ازدواج می کنم درست می شه. بچه دار می شم درست می شه و صدتا دیگه از این درست شدن های غیر ریشه ای... به اینا می گن تغییر موقعیت نه حل مشکل! ... سومندش: کسی که به خاطر خودش ترک نمی کنه/ کسی که به خاطر دلیل دیگه ای غیر خودش ترک می کنه/ چار روز دیگه هم دلیل دیگه ای برای بازگشت و سقوطش پیدا می کنه! چیزی غیر از خودش! برای همه بیماران خصوصا آرامش و ثبات قدم و اراده این بیمارهای پاره تنمون، امشب هم دعا می کنیم!

یه دیدگاهی ازیه جایی:
سلام کسی که گفته بود ندرجی! هیچوقت نرو سمت اون البته اون بنده خداهم مریضه باید درمان شه.ولی من یه کسی رو می شناسم بااینکه شنیده بودطرف معتاده باورنکرده بود وازدواج کرد الانم بایه بچه فقط داره می سازه و می سوزه ودم نمی زنه! چون انتخاب خودش بوده! ولی خب بچه اش چه گناهی کرده که مهر بابا رو نمی بینه!؟ تروخدا درست فکرکنین وتصمیم بگیرین تصمیم الانتون آینده تون رو می سازه یا خراب میکنه!

سمیرا16قم:
نمی دونم شایداین پیامو خوندید فک کنیددخترغرغرو هسم ولی اینطورنیس...خواسم بگم ینی چی ک من هرچی پیام میدم انگارن انگار...انوقت توقع حمایت هم دارید..انوقت من زنگ بزنم واسع اینکه ادم حسابم نمی کنید تشکرکنم آیا؟؟؟

حدیث 13 آبسرد(تهران):
هر چی بیشتر پیش می ریم،اوضاع سخت تر و بغرنج تر میشه.مثلا اولین بار سه تا پیامک دادم،دقیقا هر سه تاش درج شد. اما الان هر روز باید ده یازده تا بدم. اصن این فعالا چه جوری دووم آوردن؟

مامور معذور:
خو بنده خدا اونا دامه! ( دام به معنی احشام و حیوانات نه که) یعنی تله جهت نمک گیری ! ( نه ولی راستش ما هیچ لیست سیاه و این چیزایی نداریم خطاب بعضی ها از جمله خاطره از سراب! پیام موثر منتشر می شه. یکم دل بدین به کار و خوب خوب باشین نه بد بد . تا درج بشود تا باشیده بشوید. ارادات و آقربونش تکاتکی سراسری)

وانیا29 شهریور:
بعضی مواقع علت تصادف بدبودن جاده ها هم هست ماتصادف کردیم به علت شن ریزی غیراصولی روی سطح جاده اونم توی پیچ ! ماشین لیزخورد وآسیب دیدیم. هنوزم اثراتش هست... راجع به !! ( مامور معذور: دودی که هم اکنون از سر بنده متخارج می شود جزو دخانیات نمی باشندی! راجع به/ نه راجب ) دخانیات هم بابام حدود30 سال سیگار می کشید بعدبه خاطر داداشهام ترک کرد ولی مشکل ریوی وحنجره پیدا کرد وبعدم یه بیماری سخت اسمش رو نبر! ، خیلی زجر کشیدو...بمیرم براش. خداروشکر داداشام حداقل بابام رو دیدن دیگه سمت این چیزها نرفتن.

یه مهربون خوش زبون:
بابادست خوش! تودیگه کی هستی؟ عمدا همون قسمت رو درجیدی تا دوباره خودت روخوب جلوه بدی؟ تا بقیه ازت دفاع کنن؟ باباوقتی اسمم روننوشتم یعنی ندرج دوهزاریت افتاد یا بندازمش؟

مامور معذور:
ببخشیدا علم غیبم یوخده تموم شده! شما که انقدر باحالی و دانا، چرا از نوشتن دو کلمه درج نشه دریغ می کنی؟ ضمنا شما و سایرین خیلی چیزها می نویسین. مگه همه اش باید درج بشه؟ مگه جا میشه؟ جاهم بشه/ اونوقت بشه شما پاسخگویی؟ اصلا میشه همچین چیزی؟ بعد اینهمه مدت بودنت، اینجوری گفتنت جالب بود برام. خودش رو ناراحت نکن. خوشبختیت آرزومه رفیق!

آسنات17رودان:
نظرلطفتونه! آسنات یعنی دختریکتاپرست.من بیشتر به خاطرترس ازواکنش بقیه خودواقعیم روبروز نمیدم وسعی می کنم بقیه روراضی نگهدارم.

سیده آرمیتا28مازندران:
( موضوع یک) به این کار می گن هنرخود واقعی بودن؛ این سفرزمانی شروع میشه که مااین ذهنیتی روکه میگن؛ نیازبه تاییدشدن واقعی هست رودرک کنیم.هممون به دنیااومدیم تامتفاوت باشیم؛برای داشتن یه زندگیه شادومنحصربه فرد؛بایدهمه ی اون چیزهایی که باعث تفاوت مون میشه رودرآغوش بگیریم؛نه اینکه اون روپنهان کنیم!چالش فعلی اینه که؛ساختگی وجعلی بودن آسونه؛بادقت راجع بهش فکرکنیم ببینیم که کپی شدن چقدرساده وراحته؛هیچ شجاعتی هم نمیخواد.اینکه ذهنمون روباحرفهای دیگران پرنکنیم!خودمون باشیم.

مامور معذور:
هیچی دیگه. حالا از فردا بساط داریم با خونواده دیدگاهی ها ... حضرات کرامات و هنرنمایی کم داشتن. از فردا : خل شدی مگه بچه؟ دوساعته باخودت چی کار داری می کنی؟ ... دیدگاهی ها : دالم تفاوت های خودمو در آغوش می کشانم! خو حالا نکشااااانم پس کی بکشاااااانم؟!

مامان مونا از اردبیل:
ماموری. مونا کمربند آبی تکواندوش رو هم گرفت. دیگه اصلا نمی تونم جلوش باشگاه بخونم میگه اول بیا تمرین بعد بخون!

فهیمه20مشهد:
آقای برادر مهدی از اون تیکه آخری که گفتی همسر گرامی من رو ببخش! معلومه ظرف که میشوری هیچچچچ! خونه هم جارو میزنی پوشک بچه هم عوض میکنی!

اسمع از سـرزه سیریک:
آقا ای کاش از اینجا ،اونجا معلوم بود ،اونوقت می دیدن این داداشمون مهدی مرادی که تا به حال واسه خودش یه چایی هم نریخته ومیگه ظرفا عمرا !!! بعد چند ماه ملاقه به دست پای گاز ایستاده داره قرمه سبزی بارمیذاره.. آخ یه حالی میده که نگو..خخخ.

ساناز ، آذر72 فومن:
دیروزت خوب یا بد گذشت؛ امروز روز دیگرى است، قدرى شادى با خود به خانه ببر؛ راه خانه ات را که یاد گرفت فردا با پاى خودش مى آید شک نکن.

اکرم19:
زندگی متعلق به منه پس اون جور که دوست دارم هدایتش میکنم. حرف های مردم تمومی ندارن پس چه لزومی داره از چیزایی که دوست دارم بگذرم که مبادا به شخصیتم لطمه(!) بخوره, من همیشه خودم هستم و خواهم موند,حتا اگه بد خطابم کنن.واسه خودم دوست داشتنی خواهم موند چون میدونم خود اصلیم هستم نه هزار رنگ در برابر هزار نفر, و خوشحال میمونم چون با نظر و میل دیگران زندگی نکردم .اگه بخشیدم,خندیدم,گریه کردم,همشون از ته قلبم بوده اگه چیزی را دوست داشته باشم برا به دست آوردنش هر کاری میکنم چون برام لذت بخشه.

یه اسمش میشه نباشه؟
... وای ماموری! آبروم رفت پیام قبلی رو واسه برنامه نود فرستادم.امان از گوشی ساده...

مامور معذور:
بابا کدوم آبرو؟! راحت باش! خودش رو اذیت نکن! ( مامور در پودر خون مخاطب نگون بخت/ در خویشتن خویش می غلتد! ) الهی الهی / همیشه پر امید و دلشاد باشینا. ببینمتون! قول؟... هشتاد/ سی؟

زهرا 17 اصفان:
سیگار هم مثل پفک می مونه،همه می دونن بده وا،عاما همچنان تولید و همچنان مصرف میشه! از رو نمی ریم خلاصه! / یه مطلبی هم بود میگفت برای اینکه مردم درست رانندگی کنن،یه بار هم به جای اینکه ماشینای لهههه شده و عکسای دلخراشششش نشون ملت بدین نوشته بزرگ بزنین،بنویسین: یکی منتظرته! ( مامور : خو ابلهههه ) با احتیاط رانندگی کن! امتحان کردنش ضرر نداره به نظرم.

الهه26کرمانشاه:
پیشاپیش پنج شنبه روز بزرگداشت حافظ،روبه شماکه از رفقای ایشون هستیدوهمه دیدگاهی هاتبریک می گم.

مامور معذور:
ممنون از لطف شما. الهی / الهی . بنده خدا حافظ! خداحافظ حافظ! آخه طفلی بغض کرد با حرف شما !
عزیزمون فرمودند: در اندرون من خسته دل ندانم کیست / که من خموشم و او در فغان و در غوغاست!
امیدوارم حال دلتون خوب خوب باشه و آخر هفته خوبی رو هم کنار خانواده محترم سپری کنین. راستی می دونین بدترین خیانت کدومه؟! خیانت آدم به خودش! به دلش! رو راست نبودن با خودش و اگه نتونیم خودمون هم با خودمون رو در رو بشیم! آخ دیگه اون چه شووووود!

ابر مستی تیره گون شد باز بی حد گریه کرد
با غمت گاهی نباید ساخت، باید گریه کرد!
امتحان کردم ببینم "سنگ" می فهد تورا
از تو گفتم با "دلم" ! کوتاه آمد گریه کرد!
کاظم بهمنی

انتقاد، پیشنهاد و حمایت دررابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)

نظرات   

 
0 #111 علاقه مند دوغ گاز دا 1396-07-24 22:42
وصیت نامه ی علاقه مند دوغ گاز دار با افتخار تقدیم میکند
به مامور بگید حسرت به دلم مونده ی بار جوابمو بده خخخ بابا و مامانمو بیارین تو سایت باشگاه عضو کنید ابجی نه ساله ام رو به جای من به خاطر کتک هایی که میزدم ازش عذر خواهی کنید همیشه هم یکی با اسم من به باشگاه پیام بده فقط یه چی یادم رفت بگم شاید من حالا حالا ها رفتنی نباشم یو هاهاها

------------------------
مامور معذور:
وصیت نامه نوشتن که بهترین کاره
همیشه باید یکی داشت
اما خب واقعنی بعضی حرفها جوابی نداره
یا اینکه فرصتی نیست برای جواب .
در مورد شما هم که چه فینگیلیشی پیام دادی چه صوتی
بهشون توجه شده. ولی انصافا جالبه رفقا هرچقدر هم باهاشون همراه باشی بازم می خوان! بعضیا هم ازم دلخورن که کاریش نمی شه کرد.
نقل قول
 
 
0 #110 علاقه مند دوغ گاز دا 1396-07-24 22:37
ببینم مامور خداییش چن تایین آخه سایت و باشگاه و تائید کردن کامنتا کار یه نفر نیس
نقل قول
 
 
0 #109 سیده آرمیتا 1396-07-23 15:59
چشمت بی بلاسارایی جانم لطف میکنی....زهره نازنینم شماانقدردخترمهر بوون ومودبی هستین که عزیزم.
نقل قول
 
 
0 #108 زهره بانو ۱۸ قم 1396-07-23 14:42
مامور مننن ؟!!!! :eek:
من و غرر؟؟!!! :eek: :eek:
نه نه اصلنننن ..
من فقط تجدید خاطره کردم همین ! :lol: ;-)

باشه عزیز باشه .. گردن من از مو باریک تر ..!
هرچی شما بگی مامور معذور حاکم بزررگ :-)
بعدشم
جون تو اصلنننن راضی نیستم صبونه نخورده کامنتا رو تایید کنی ! ...
شما یه کم زودتر پاشو ! که هم زودتر صبونه بخوری ،
هم زود تر کامنتا رو تایید کنی ;-) :lol: ;-)

ببخشید اگگرررر بدجنس شدم ;-) :lol:

مرسی بابت همه ی زحمتایی که تو ساعت اداری و خارج ساعت اداری و مرخصی و اینا میکشی ..خیییلییییی ممنوووونن :-)
اجرت با امام حسین :-)
نقل قول
 
 
0 #107 سارایی 1396-07-23 10:29
قرارمون؟ :o :oops:
من یاد ندارم! :cry:
حالا ماشینمو نبرید..
شرمنده..
یعنیا من برم حلالیت بگیرم بیام
ماشینمو میدید؟
خداییش این قرار رو یاد نداشتما.. :sad:
نقل قول
 
 
0 #106 سارایی 1396-07-23 10:20
نقل قول کردن سیده آرمیتا:
سارایی عزیزم ازطرف من به داداش رامون بزرگوارتسلیت بگین؛خیلی ناراحت شدم؛انشاالله دیگه غم نبینن...

**
به روی چشم
نقل قول
 
 
0 #105 زهره بانو ۱۸ قم 1396-07-22 22:03
یادش بخیر
قبلنا مامور وقتی سایت و به روز میکرد ،
کامنتا رَم تایید میکرد ..! :sigh:
ههععییی ... :sigh:
چه دوران خوبی بود .. :sigh:


مامور مدیونی اگه فکر کنی منظوری دارم ..!
:-* :roll: :sigh:
--------------------------------------------
مامور معذور:
الهی الهی ! غر غرو!
دیروز پیامهاتون تا ساعت اداری تایید شد دیگه!
به این ساعت اینجا نگاه نکنین
عقبه! ( قابل توجه غریبه آشنا / اسمت منشوریه ها ضمنا)
بعدشم همچنان اگر محل کار باشم و بشه قصدم بر تاییده

اما دیشب تا نه شب سرکار بودم
و دیگه وقت نبود و باید زود می اومدم
ماشالله بچه ها هم که هر چیزی بخوان می نویسن
یه نگاه کردم دیدم اوه اوه! چقدر کامنت! عمرا برسم!

شما خیلی چیزها هست که نمی دونین
گفتنش هم چندان جالب نیست
حالا این یه بار رو می گم . ببینین جالبه یا نه؟!
بعضی روزها من حتی حین مرخصی داشتم توی سایت فعالیت می کردم.
مثل همین امروز که هنوز صبحونه نخوردم!
پس لا نق و لا نوق و الخخخخ !
نقل قول
 
 
0 #104 ریحون 1396-07-22 20:58
قبلا یَنی شونصد سال پیش¿¡
خو من ندیدم ببقشید ????????????
نقل قول
 
 
0 #103 غزل از گیلان 1396-07-22 19:51
مأموری ببخشییییددد اون کامنتو تأیید
نکن لطفنی!..ببخشید ببخشید :cry:
ولی ناراحت شدم خب :-? :cry:
نقل قول
 
 
0 #102 غزل از گیلان 1396-07-22 19:45
این پست چیه مأمور خخخخخ..
این کامنت! :lol:
میشه غلط املاییمو درست کنی
مأموری...؟! :-? یا اگه خواستی کلا
تأیید نکن مهم نیست هق هق!
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد