علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه شنبه 13آبان

سلام
دیدگاه شنبه 13 آبان پیشکش مهر نگاه شما عزیزانم
ارادت و احترامات فائقه

راههای باز پیامگیرانه:
یک : از فرهنگ و منش "راحت طلبی" چه می دانید؟ چقدر از آن را در خود سراغ دارید؟ چه اندازه اهل جستجوی راهها و کارهای جدید و سخت امتحان نشده هستید؟ کار را از سوی بزرگش می گیرید یا لقمه را؟ آخر و عاقبت فرد و جامعه ای را که از ابتدا به دنبال روزهای تعطیل تقویم؟ انداختن کار بر دوش دیگران؟ پیچاندن و از زیر کار در رفتن است و تازه آن را ارزش و زرنگی می داند و افراد پرتلاش را "خرکار" می خواند و مسخره می کند، چگونه می بینید؟!

دو: چقدر از لذتهای "دنیای آشپزی" بهره مند هستید و آن را تجربه کرده اید؟ آیا به جایگاه " اجتهاد" و " خود ابتکاری" در آشپزی رسیده اید؟ و دستور "العمل پنهان و خودساخته" در مواردی دارید؟ از غذاهای محلی و بومی خودتان چقدر اطلاع دارید و آنها می طبخید؟ ( ووو جنگ همیشگی دیدن برنامه آشپزی در برابر اخبار و فوتبال، در خانه شما چند/چند است؟)

همدستان هم داستان ما:
فاطمه زهرا 15
سینا 31 مراغه
زهرا 20 دیارکریمان
شیما 15 گنابادی

مارال 15 رشت:
وووواى آشپزى رو نگو که من عاششققشم.مخصوصا کیک درست کردن رو..البته باید متذکر بشم که در کیک پزى توانستم 4 کیک اختراع کنم: کیک خیار، کیک بادمجون، کیک پیاز و کیک نخود.باور کنین جدى میگم، همشون رو درست کردم و خوردم، اما بعدش...دو روز زیر سرم بودم..خخخخ.

سیما 68 زنجان:
غذای محلی شهر ما آش ترشه که خیلیم معروف وخوشمزه است.من تواین دوسال واندی که ازدواج کردم فقط یکبار درستش کردم وخوشبختانه خوب از آب دراومد.

حدیثم 15 میناب :
آشپزیم خوبه ، اما هر وقت چیزی درست میکنم پدر گرام میگوید ! اول به اورژانس زنگ بزنید بعد میل بفرمایید خخخخ... از غذاهای محلی مون هم " قلیه ماهی " که خیلیم معروفه تو استانمون و بیشتر اعیاد نوروز وقتی دور هم جمعن فک وفامیل ناهار میخورن ! امااا جالبه من اصلا قلیه ماهی ندوست و بلد نیسم بپزم.

ملیکا سلیمانی (پروازی) :
ماموری مرسی از اینکه تولد باشگاه پرواز رو تبریک گفتی. بیا این یه تکیه از کیک باقی مونده بود گفتم بدمش به تو...

هانیه نوش آباد ( پروازی ) :
(پیام اولی ) ایول مامور دمت گرم! ممنون که تولد باشگاه شیک و مجلسیه ما رو تبریک گفتی ! تو مرام ما پروازیا نیست که کسی بهمون یه لطفی بکنه و ازش تشکر نکنیم ...

رودابه روشنی کرمانشاه :
وووییی مأموری فقط باشگاه پرواز خوبه؟ باشگاه پیام 3 رو یادت رفت ؟!!! ما هم خوبیم شما و اوشون هم خوبن خووو .

فاطمه رضایی . باغملکی:
اعتراف می کنم آشپزی بلد نیستم. هیچ لذتی هم نداره ٬ آدم غذا درست کنه که دیگه اشتهای خوردن نداره ٬ یه بار مامان خونه نبود مجبور شدم غذا درست کنم یه ماکارانی درست کردم ( یادم که میاد اشتهام میکوره . یعنی کور میشه ) شده بود خمیر. بدون اینکه داداشم بفهمه ریختمش جلو مرغ و خروسهای همساده که اسراف نشه و آخرش سیب زمینی درست کردم .عاما عاشق بعضی غذاهای محلی مون هستم که ممکنه چند وقتی یه بار مادرجان درست کنه .

مامور معذور:
خو اعتراف نصفه نیمه را چییی فایده؟! اونوقت ببشقیدا مرغ و خروسهای همساده زنده موندن آیا؟ یا افقی شدن؟... نههههه! یعنی اونا رو هم دادین به گلبه های محل که...! ووو اونام حتی؟ .... ای بابا. می گم این هاپوهای محلتون چقذه کم رفتن! انصافا از یه جایی به بعد باید این چرخه "دیگر خوری" رو متوقف می کردی و گوشه و کناری، چالشون می کردی!... الان کدوم تیره حیوانی در منطقه تون باقی مونده احیانا؟! ... اونوقت شما با چه جسارتی داری با اسم و فامیلی خودت و محل مربوطه، پیام می دی؟ یعنی تا کی می خوای اطلبو العلم نومایی؟ من المهد ای اللحد؟!

زهرا 17 اصفان:
موضوع دو اشاره خیلی ریییزی داره به اینکه از بین بانوان دیدگاهی کی از همه کدبانو تره؟ خخ. برنامه ات واسه آقایون دیدگاهی چیه؟

سینا مراغه31:
من به دنبال اتاق خالی روزهای فردایم می گردم تا از اینجا بروم. بروم برای همیشه... ای کاش پیرزنی صاحب یک بز، دو مرغ و خروس و سگی بازیگوش، کاش او همسایه دیوار به دیوار اتاقم باشد... کاش دو سه تایی از درختان بلند سپیدار، چند تایی نارنج و چناری که کلاغی هر روز به سراغش برود در حیاطش باشد تا من هر روز به عشق گل رویشان بروم و پنجره را باز کنم...

مامور معذور:
آفرین برادرجان آفرین ...حالم رو خوب کردی. خدا حال دلت رو خوب کنه... به خاطر این حال خوب واژه ها و نگاهت ممنونتم عزیز... روزهای فردات آفتابی. (عاشق وقتهاییم که مرغ و خروسها با پاهاشون زمین رو کنار می زنن و مقتدرانه اطراف رو نگاه می کنن! انگاری که دارن تخم اتم می شکافن. الهی الهی! )

فرشته ....:
امروز صبح زهرادختر سه ساله ام درست موقع اذان بیدارم کرد. شادی از این قشنگ تر و بزرگتر؟ باورت میشه ماموری مدتها بود نماز صبحم قضا میشد. پاشدم دیدم صدای اذان همه جا پیچیده...ماموری حالم خوب نیست دکتر میگه افسردگیه. ولی من می ترسم به کسی بگم. اون وقت بهم میگن دیوونه .شما بگو چکار کنم؟ بیچاره زهرا ،اون فقط سه سالشه.....

مامور معذور:
خواهر عزیزم... مطلقا لزومی نداره کسی بدونه. اما هر کسی هم اینجوری با بقیه حرف بزنه عقده ها و ناراحتی های خودش رو می خواد تسکین بده... پایین آوردن بقیه به خیال بالا رفتن خود... پس به فکر حرف همچین آدمایی نباش مهم نیستن. خودت و نی نی جان مهمین... افسردگی غول شش سر نیست. درجات و حالات مختلف داره. مینور داره. ماژور داره. علت و دلیل داره. هرکدومش درمان خاص خودش رو داره.

پس حتما حتما اول به خاطر خودت و بعد دخمل عسلی، به درمانت توجه کن و ادامه بده. ممکنه مدتی نیاز باشه حتی از دارو استفاده کنی تا مثل چرخهای کمکی دوچرخه بچه ها، بهتر توی مسیر قرار بگیری و شتابت بیشتر بشه... بعدا اندازه اش رو کم و قطع می کنه. در کنارش هم باید به روانکاوی و مشاوره ادامه بدی تا مسائل ریشه ای بررسی بشن و راهکارهای مهارتی برای مواجه شدن باهاشون بگیری. یادمون نره ما اگر نمی تونیم شرایط رو عوض کنیم، راه و نگاه برخورد درست رو یاد می گیریم. قبلا هم توی دیدگاه گفته بودم خود من هم به تشخیص استاد جان، تحت درمان روانپزشک هم بودم. پس نه به حرف پوچ مردم اهمیت بده نه ازشون بترس. فقط خود خدا. خود خودش یار و یاورت مادر مهربون.

زهرا 20 دیار کریمان:
خوب و بد هرچه نوشتند به پای خودمان/ انتخابی است که کردیم برای خودمان/ این و آن هیچ مهم نیست چه فکری بکنند/ غم نداریم بزرگ است خدای خودمان! ( شعر پایانی دیدگاه مورخ14 شهریور95 )

تمام پیامها : بی نام:
مأموری.درحالی دارم پیام می دم که یه دستم گوشیمه و یه دستم زیرسر دختر کوچولومه که آروم خوابیده توی بغلم... جزء بزرگترین لذت های زندگیمه... امیدوارم دختردار بشی... شوهرمن جز اون دسته آقایونیه که سفره باید بذاری جلوش حتی بیشتر وقتها پهنش نمی کنه مثل یه کلفت باید بیارم وببرم! آخرین باری که ناجور دعواکردیم بعد چند روزقهر که اوشون کرد! و کلی گریه و زاری به من گفت: فقط به خاطر پدر و مادرته که از خونه نمی ندازمت بیرون! بمون توی این خونه ولی مثل یه کنیز!
بعضی وقتها که میگه دوستت دارم باورم نمیشه اما می ترسم که بهش بگم.. حس می کنم زندگیم داره آروم آروم ازهم می پاشه...دارم کم میارم...من برای این زندگی خیلی جنگیدم ولی خسته شدم. خسته.
البته خودم فکرمی کنم بیشتر مشکل از خودمه! شوهرم قلقش شکمشه! وقتی گشنشه دیگه هیچی سرش نمی شه.دعا یادت نره.

فواد زندی 63سنندج:
همسرعزیزم عاشقانه دوستت دارم و 12 آبان تولدت رو بهت تبریگ میگم... فدات فدات فدات فدات فدات...

مژگان سعدی کرمانشاه
اتفاقا همین الان خانواده داشتن مسابقه آشپزی نگاه می کردن منم آمدم طبقه بالا تلتکست بخوانم. نخیرم دعوا نداریم فقط من و یکی از برادرهام فیلم نگاه می کنیم اونم مهربونه با هم کنار میایم والا ولی الان خانواده نششتن. من اومدم بالا! هردو واحد دست خودمونه!

سحر 17ارومیه:
غذاهای محلی مون گوزلَمه،یتیمچه،یارماشورباسی که نه طرز پختشونو بلدم نه ازشون خوشم میاد وقتایی که مامانم اینا رو درست میکنه منم به ابتکارات خودم رو میارم اما یدونه دلمه داریم عاشششقشم یارپاق دلماسی خیلی خوشمزه اس اما حوصله پیچیدن دلمه ندارم خخخخ ... راستش من زیاد خودم از آشپزی خوشم نمیاد اما گهگاهی که دری به تخته می خوره و غذا درست می کنم بابام اینقد تعریف می کنه که از ذوق می میرم... خدایی دستپختم خوبم رو نمیکنم خخخ.ابتکارم در انواع پخت تخم مرغه با فلفل،با رب،با پیازداغ،با زردچوبه واقعا هم خوش مزه میشه ها.

مهسا حیدری 17ورامین:
تو خونه ما بیشتر سر اخبارو سریالها دعواست که به نفع ما تموم میشه و سریال مورد نظرو میبینیم .مامانمم دیگه اشپزی نمیبینه اخه قانع شده که فقط داره دستورالعمل غذاهارو مینویسه ولی لاعمل!! بابامم زیاد فوتبال نمیبینه مگه اینکه مهم باشه ‌و اینکه مامانم خونه نباشه! اوخی مظلوم خونه پدر...اخخخخخ گفتی آشپزی. بذار فقط انقدر از مهارتام بگم که یه بار داشتم تخم مرغ درست می کردم سوزوندمش!! ولی هم اکنون به درجه ای از کمال رسیدم که غذاهای خوشمزه با تخم مرغ میسازم که انگشتای دستتم باهاش میخوری!

سیده مریم:
لذتی که درآشپزی هست درخوردن غذا نیست.

معصومه 16 از همدان:
خونه ما سه هیچ به نفع اخبار! ما با این اوصاف گل به خودی زدیم! غذای محلی ما آش ترش و اماجه البته حلوا زرده و کماج رو وقتی باچایی بخوری میشه یه میان وعده یا عصرونه عالی! آب از لب و لوچه ام آویزون شد حالا این موقع شب از کجا حلوا زرده و کماج بیارم؟! ها؟

رویا 16 بوکان :
آخ آخ آخ ماموری نون های محلی کردستان رو خوردی ؟ ما بهش میگیم کلانه . وای که با ماست و دوغ محلی چه قدرر میچسبه . جان من است اووو ! آی که دهنم آب افتاد...

زهرا27 همدان:
من به آشپزی کردن چندان علاقه ای ندارم قبلناهرچی درست می کردم یا دستم می سوخت ویا غذا... اما بیشتردست پخت مامانم رو می پسندم اما برنامه آشپزی رانگاه می کنم ویادداشت می کنم ...غذای محلی ما آش اماج .آش رشته ،آش دوغ است من بیشتراین غذا را دوست دارم و بیشترترجیح میدم ظرف بشورم وآشپزی نکنم.

مامان مونا از اردبیل:
مساله همیشگی بعضیا : زنی که روزانه ده ساعت برنامه آشپزی تماشا می کند، شونصد پیام گروههای آشپزی را می خواند و بالاخره و آخرسر : برای شام نیمرو درست می کند... خب آیا زدن او با ماهیتابه جایز است؟ .... جواب: جایز است و مستحب آن است که ماهیتابه حتما داغ باشد!

فاطمه 19ساله از ایذه:
مامور جون. امشب شام درست کردم، خیلی خوشمزه، فقط یه کوچولو کم بود،واسه همین من گفتم؛ شما بخورید،من سیرم، هوووووومم، فکر کنم دیگه کم کم دارم مادر میشم!

رعنا 38 اصفهان:
مامور من انقدر به آشپزی علاقه دارم و با عشق اینکارو انجام میدم.البته اینم بگم من با مواد خیلی دم دستی و کم غذاهای خوشمزه میپزم،همیشه عقیده دارم یه کدبانو از کمترین امکانات بهترین استفاده رو میکنه.من خودم با مقداری آب قلم یه سوپ جو خوشمزه درست میکنم،ترشی و رب و لواشک و مربا خونگی و خوشمزه بدون مواد نگهدارنده و به صرفه.

یاسمن بانو از آشخانه:
آشپزی بهترین کار دنیاست باید چاشنی عشق قاطی غذات باشه تا خوب بشه غذا رو عشق که خوشمزه میکنه عین مامانا که غذاهاشون همیشه خوشمزه است.

وانیا29 شهریور:
آشپزی کردن رو خیلی دوست دارم،شاید باورتون نشه روزایی که حال ندار باشم اون غذا بنظرم خوب نمیشه ،واقعا غذایی که باشوق و عشق طبخ بشه یه چیز دیگه ست،غذای محلی کمابیش عاشق یکیشونم.

لاله 22 :
یکی ازدوستام همیشه میگفت وقتی میخوای کاری رو انجام بدی تموم احساست رو به نوک انگشتانت منتقل کن اونوقت اون کار باتموم عشق و احساس قلبیت انجام میشه وخیلی لذت می بری.

مامور معذور:
خب البته ما قبلاها هم بسی لذت می بردیما، ولی خب چشم، الانم بنا به فرموده یه امتحانکی می کنیم ... عشق جان بیا لطفا... سریعتر لطفا، عزیزان توی صف وایسادن... بیا در سرانگشتان من / متمرکز شو... متمرکز تر: نشونه بگیر! ووو: شششپلق! ( اوه اوه طرف با دیوار رفت توی کوچه!) ولی لامصب لذتش هم دوصدچندان شد! بعدی کیه؟!
( ببخش که نشد جواب بدم... چرا بخندم عزیز؟ برای اراده و ثبات قدمت دعا می کنم خواهرم) ... چیزه... به واسطه پیامهای بعدیت و این پرانتز، حالم یکم عوض شد و شعری یادم افتاد. ببخشید که الان داشتین می خندیدین ولی اگه توی دلمون عشقه، به این سیلی خوردنها هم نباید اعتنای چندانی کرد. باید مستحکم و امیدوار بود: درد فراق آمد و عشق از دلم نرفت/ ای روزگار سیلی محکمتری بزن! / از سجاد سامانی.

نغمه رفسنجون :
مامور حتما امشب موقع خوندن باشگاه باید کاغذ و قلمم کنار دستمون باشه دستور آشپزی بنویسیم ، هااان ؟! ... جاتون خالی ما ظهری نهار، کشک و مغز داشتیم ! طرز تهیه : اول مغز پسته رو خوب برشته میکنیم بعد با یه پیاز گنده با چرخ گوشت چرخ می کنیم بعدشم یکم روغن میریزیم و یکم تفتشون میدیم و آخر سر هم کشک و اضافه می نوماییم ! به همین سادگی، به همین خوشمزگی !! فکر نمی کنم بومی باشه ، هست ؟! نومودونم !

فاطمه السادات حسینی 19 بندرعباس:
ولی به خدااا خیلی سخته آشپزی. فرمولا و فوت و فناش از فرمولای فیزیکمون بیشتره... مامانا شما چطوری این همه فرمولو حفظ میکنین آخهههه؟؟ جدی میگم بخدااا..جل الخالق !

نسرین 21 اصفهون:
برنامه های آشپزی تلویزیون هم به اینصورته که پنج دقیقه آموزش میده ووو هشتاد و هشت دقیقه اش هم صرف تبلیغات میشه، چیز خوب که احتیاج به بازار گرمی نداره که!

ریحانم 19 لرستانم :
اووممم به به آشپزی ...این هفته قطعا میخوای دق بدی ما رو با این سوال!؟ در آشپزی به این درجه رسیدم : غذایی که درست می کنم رو نمیخورن مگه با مراسم ویژه دعا و صلوات قبل خوردن!! این چه سوالیه؟! اون کیه که از غذای محلی خودش خبر نداشته باشه؟مگه داریم؟! اگه کسی هست خودش رو معرفی کنه...اتفاق نادریه به نظرم ! من محل خودم که هیچی،تقریبا از همه نقاط ایران حداقل یه موردش رو میدونم. چه غذا و ذائقه ای دارن.ما همیشه غذا های منطقه و محلی خودمون رو درست میکنیم جزئی از برنامه غذاییمون هست که اصالت باید حفظ شه...تو خونه مون خلبان تلویزیون که خودمم هر چی بخوام رو میبینم. با اینکه عاشق اخبارم ولی آشپزی اگه باشه مخصوصا کیک و دسر حتما ترجیح میدمش به اخبار و فوتبال !

عاطفه 27 اصفهان:
بعد از رانندگی ، آشپزی واسه من لذت بخش ترین کار دنیاست. آشپزی هنریه که اگه حوصله و عشق چاشنیش باشه بهترین غذا رو میشه درست کرد. وقتهایی که بیحال و کسل هستید آشپزی کنید میبینید که چقدر سرحال میشید. بابای من سرآشپز امام حسین هست. بهترین غذاها رو میپزه دستور العمل زیاد داره که منم یاد گرفتم. خونه ما خداروشکر کسی اهل فوتبال نیست همه فقط اخبار نگاه میکنن.

نسیو:
آشپزی یه هنره و واقعا به تمرین نیازداره.من خودم عاشق آشپزیم بعضی وقتاهم یه سری چیزاروباهم قاطی میکنم که فقط خودم میتونم بخورمش.برنامه آشپزی هم نگاه نمی کنم وهرچی یادگرفتم از گروه هاوکانال های آشپزی توی تلگرام بوده.

على 24 اهواز:
( پیامهای بعد از سه هفته خاموشی) مامور کیف پولت چى شد پیداش کردى؟ ... خانم جوکار مادرشوهرتون تشریف بردن یا هنوز خونتون هستن؟ آخ آخ منتظرم بگى هنوز هست! خخ كاش می شد منم مادرشوهر می شدم! آخ آخ عروسم باید تا دوساعت کامل رو یه پا بایسته... 200تا دراز ونشست بره و هفت بار بگه: اگزیستانسیالیسم ... و سه بار هم بگه: آخ قربون مادرشوهرم برم الهى، اونوقته که میرم.

مامور معذور:
عزیز، دیگه وقتشه که یکم هم بری توی سایه بشینی... آقربونش فقط از کنار برو!

زهره پوربافرانی 18 :
ای زهرا جان 25 از نصف جهان! وقتی مامور حرف نمی زنه باشگاه هییچ جذابیتی نداره؟؟!! ... پس ما چی ؟!! هیچی؟! بابا حداقل میگفتی جذابیتش کمه لامروت !

نهال 30:
( بعد از سه ماه و نیم ) من وخواهرم از پیامی که راجع به "بائوبابها" بود خوشمون اومد.واقعاشازده کوچولو کتاب قشگیه.

کتایون19کرج:
مجرد بچه دار؟! عجبا خودت پودر شدی که هیچ! ما هم در کنارش به فنا رفتیم خخخخ... خیلی باحال بود کلی خندیدم خدا خفت نکنه!... اون تیکه آخر دیدگاه خب خب خب! خیلی خوشمان آمدندی عالی بودندی و اینک دیوونه کی بودی تو؟فقط خود خدا ؟! واقعا عجب ذهنی داریا بزن به تخته چشم نخوری برامون کار درست کنی وااا !

تارا:
(پیام اولی) جان من! بلندگوی ملخ کجاست؟... نه واقعا کسی که مجرده بچه اش کجاست؟ آخه خدایاااااا !!!!! من برم خودم رو پرت کنم پایین و بیام!

پژاره:
فقط از جیرجیرک نخورده بودم که اونم میسر شد! ولی خیلی عالی بود زنده باد... یکی از لذتهایی که از دست دادم معلمی بود! بچگی کردم وقتی تربیت معلم قبول شدم گفتم نمیرم گچ بخورم واسه چندرغاز! الان که دوست دارم معلم باشم که دیگه لا فایده!

مامور معذور:
منم که عاشقش بودم و هرجلسه با کلی کار فوق برنامه و فیلم و موسیقی و داستان صوتی و شعر و ضرب المثل و مسابقه و ... می رفتم سر کلاس و بیشتر زنگ تفریح ها حتی کنار بچه ها به کارهای غیر درسی و ادبی و هنری شون می رسیدم... جربزه و ثبات قدمش رو نداشتم! که ادامه اش بدم: چون متاسفانه واقعا دستمزدی که به معلمهای شریف می دن حق الزحمه اونهمه خون دل خوردن و اعصاب گذاشتن نیست... من که دووم نیاوردم! به امید روزی که سرانه پرداختی آموزش و توجه به آینده سازان این کشور کمی به زحمات بی دریغ اساتیدمون نزدیک بشه ... درود به شرافت همه معلمهای دلسوز و زحتمکش کشورمون از جمله آبجی زیبا و خواهر صدیقه و خاله ناهید خودمون در دیدگاه... ارادت شدید.

سحر14:
آخ ماموری نمی دونی چه عادت بدیه که موقعی که حوصله کلاس درس و نداری .کارت بشه کاریکاتور کشیدن از معلم مطالعات.... من خودم به شخصه چوب اینکارو خوردم .سر کلاس. معلم داشت درس می داد من داشتم کاریکاتورش رو می کشیدم آقا یهو گفت: سحر بلند شه واسه پرسش .منم خو اصلا هیچی بارم نبود که. گفتم من هیچی نفهمیدم.گفت: چطور نفهمیدی؟گفتم: آخه صداتون بهم نرسید! با این حرفم کلاس رفت روی هوا(آخه .... انگاری بلندگو قورت داده) و خلاصه به معلم گفتم بیاد نزدیک تر تا بشنوم و اونم اومد و... منم با خیال راحت شروع کردم به غذا خوردن و کاریکاتور کشیدن...

صدیقه 33 معلم :
(پیام اولی) سلام ممنون که هستید. هرشب میام و شما رو رصد می کنم. دوستتون دارم.

فاطمه زهرا 15:
راحت طلبی یعنی بخوای هرچیزی رو آسون و ساده به دست بیاری،یعنی انتظار داشته باشی با كمترین تلاش نتایج خوبی نصیبت بشه! راحت گرفتن زندگی با راحت طلبی فرق داره؛راحت گرفتن زندگی یعنی خودت رو با چیزای بی ارزش ناراحت و عصبانی نكنی و بتونی چیزایی كه داری رو ببینی و با تمام وجود اونا رو در آغوش بكشی!ولی در عین حال تلاشت رو هم برای بهتر شدن زندگیت بكنی.

افسانه 21 سلماس :
من که بیشتر دوست دارم سختی بکشم تا چیزی رو به دست بیارم. به نظرم لذت رسیدن بهش اون موقع بیشتره و قدرشو بیشتر میدونی ،کار کردن رو بیشتر دوست دارم چون معتقدم باید خودت اول شروع کننده موفقیتت باشی.

زهرا 18فارس:
مامور یاد یه حکایتی از اسرار التوحید افتادم که موضوعش درمورد دوری از زیاد خواهی و راحت طلبی بود. میگه:" هر که آنجا نشیند که خواهد و مرادش بود،(ضمه رو ب، فتحه رو و)، چنانش کشند( ضمه رو ک، فتحه رو ش)که نخواهد و مرادش نبود ( فتحه رو ن)

نیلوفر خراسونی :
(ساکن کرج از تربت جام) میگما ماموری از راحت طلبی و اینا گفتی بگم من یک عدد کوزت به تمام معنام و راحت طلبی اصلا تو ذاتم نیست و هیچ وقت کاری که وظیفمه رو به کسی دیگه نمیسپارم...راستش اصلا علاقه ای به آشپزی ندارم و تنها دلیل اینکه آشپزی می کنم به اجباره... چون مادرم شاغله و این وظیفه رو دوش منه و بدجوری هم سنگینه وزنش. از خلاقیت و ابداع هم که صفرم چون مسلما وقتی تو کاری علاقه نباشه خلاقیتی هم توش شکل نمیگیره البته دست پختم خوبه و بیشتر به شیرینی پزی علاقه دارم غذاهای محلی شهرستان ما تربت جام هم قلور توروش و قولور شیر هست البته به زبان خودمون وتاحالا درستش نکردم.

نیلوفر 19قزوین:
سایرین میگن دستپختم بد نیست خوبه.والا هنوز که اونقد به تبحر نرسیدم که بتونم غذاهای من درآری درست کنم از غذاهای محلیه قزوینم که میتونم به قیمه نثار که خیلی معروفه و بسیار خوشمزه اس اشاره کنم البته غذاهای دیگه ایم داره مثل دیماج که یجور پیش غذاس از غذاهای اردبیلم که اصالتا اونجایی هستیم پیچاق پلو آش دوغ و....خیلی غذاهای دیگه که شانلی و نازی از من خیلی بهتر بلدن.

نازی.پرسپولیسی.اردبیل:
من سابقه پنج ساله دارم توآشپزی،یعنی از اون دخترای نازپرورده توخونه پدربودم که هیچ غذایی قبل ازدواج نپخته بودم... چون هیچی از آشپزی بلدنیستم ودستور پختشون رو بلدنیستم پس ابتکارم بیشتره. یعنی امکان نداره مثلا فسنجان رو دوبار با یک مزه و رنگ یکسان درست کنم. هربار یه جور!ولی خوشمزه میشن غذاهام. به جان خودم!

پری29پرند:
ما اردبیلی ها آش دوغ مان خیلی معروف هست.یعنی استادم تو پختنش.حداقل دوهفته یه بار می پزم... والا اگه جنگی هم باشه سر دیدن جومونگ هست نه دیدن برنامه آشپزی یا فوتبال!!!اونم نود/بیست به نفع منه!

بهاره نظری/کرج:
ماموری داغ دلم رو تازه کردی: توی خونه ما که اخبار و برنامه های آشپزی50 / 50هستن... حالافکر کن من بدبخت هم باید دنبال یه درصدی باشم واسه فوتبال دیدن...

فرزانه نصراللهی تهرون:
تو خونه ما که اصلا از این جور جنگ ها وجود نداره چون مامان جونم برنامه ی آشپزی نمیبینه بابای گلمم که اصلا از فوتبال خوشش نمیاد,تمام!

زهرا چهره نما:
منده سیب زمینی سرخ کردم: شور شد/ بالاش خام بود پایینش سوخته!برنج پختم:هیچ فرقی با برنج نپخته نداشت!پس اوصیکم به نیمرو! غذای اختراعی: ماهی با پیاز حلقه شده با گوجه و روغن مخلوط می کنیم می خوریم! (حتما امتحان کنید.حالا هزینه ی شستشوی معده که چیزی نیست!)یهنی محاله ممکنه تلویزیون فوتبال پخش کنه و من بذارم کسی به کنترل نزدیک شه!مخصوصا اگه تیمای:پرسپولیس/رئال/آرسنال/لیورپول و(تیمای ملی)پرتغال/اسپانیا/ایران بازی داشته باشن.ینی همه چیز شونصد به هیچ به نفع فوتبال.

اسرا17نقده:
عرض به خدمت که الان خیلی ها هستن که حاضرن بمیرن ولی آشپزی نکنن!دوستان دستا بالا لطفا...بیااااا این همه!والا من خودم به شخصه عاشق آشپزی ام و دستپختمم بسی زیباست شکر خدا(ایییییییشششش)

شیما 15 گنابادی:
طرز تهیه دیدگاهی جماعت: 1 قاشق غذاخوری شوخ طبعی اسماگلی، 1 فنجون مهربونی سیده آرمیتا، 2 دیگ!: آشپزی ماریه، 1 قاشق غذاخوری جدی بودن عاطفه، 1 لیوان با نمک بودن نغمه، شونصد فنجووون هوش داداش محمد، هزارقاشق غذاخوری پرحرفی کفتر(مامور!)، 1 لیوان پیامای قشنگ زهرا بهشتی،ووو 3 فنجون صبر لاله! دیدگاه آماده سرو است، بفرمائید! حتی شما دوست عزیز!

محمد26:
به نظر من باوجود این محرومیت وفقر در مناطق ما مهم نیست که فوتبالی باشد یا نباشد باید اولویت رفع کمبودها باشد تا نشاط حاصل شود متاسفانه جوری که در رسانه ها به فوتبال پرداخته میشود به کمبودها ومحرومیت ها که با نصف این پولها هم رفع میشود پرداخته نمی شود.

فهیمه 26 شهر"یار" :
آبجی مژی فکر می کنه سرم بخاطر پیام اون تیر کشیده ! نه بابا من از اصل داستان ناراحتم ! امشب داداشم عکس دو تا بچه طفل معصوم رو نشون داد که باباشون حلق آویزشون کرده بود! ... دلیلش چی بود؟ همین کوفتی. باباهه شیشه زده بوده! یادم میفته از شدت ناراحتی نفسم تنگ میشه و گریه مو در میارررره... آخه هرچی هستی باش؟ و فقط باش؟!! بابای شیشه ای نبودنش بهتره! صد سال سیاه نباشه!

لیلا26چالدران:
ازنظرمن،راحت طلبی یعنی خوردن وخوابیدن وکمترین کار را دربیش ترین زمان انجام دادن وحتی انجام ندادن! خودم هم بیشترناراحت طلبم تا راحت طلب.اغلب اوقات سرپام. وکمترکارامروزم رومیسپارم به فرداوگهگاهی که میسپارم دیگه نمیتونم انجامش بدم. آخروعاقبت همچین جامعه ای هم سقوط درقعردریای بدبختی ها،بدهکاریها،نارضایتیها،عقب ماندگیها،وابستگی به بیگانگان وهرج ومرج وبی نظمیهاست.اگه هرکسی هر مسولیتی که داره به وقتش انجام بده جامعه روزبه روزرشدمیکنه و به پیشرفت وتوسعه میرسه.

سامیار18/تهرون:
من به شدت موجود راحت طلبیم اصلا اهل جستجوی راه های سخت هم نیستم. ازهمون اول سال به دنبال روزای تعطیلم ولی کارم رو روی دوش بقیه نمی ندازم من اینگونه فردی رو تنبل وعلاف می بینم.

محمدم 8 آبانی اصفهان:
آشپزی یه هنر فوق العاده است! من کلا آشپزی دوست دارم و آشپزیم خوب و خوشمزه ست که تو آینده خیلی بدردم خواهد خورد البته وزنم رو 70 هست بنظرم غذا وقتی خوشمزه میشه که با عشق و محبت و حوصله درست بشه البته نگاه و حتی القای کلمات هم تو مزه غذا دخیل هست کلا احساس تأثیر خودش رو همه چی میزاره! غذای بومی اصفهانم بریانی هست که خوشمزه ست زمان پخش فوتبال اروپا با آشپزی تداخل نداره گرچه مامان و اینا فوتبالم نگاه می کنند...

مامور معذور:
آقا شما دقیقا داری با روح و روان بعضیا چیکار می کنی؟... آیا این یه سناریوی از پیش نوشته شده است احیانا"؟... خو اینا رو خونواده هاشون سپردن دست ما ... عجب بساطی شده ها... بفرمایید آقا بفرمایید...ژیان نوک مدادی حرکت کن! متفرق شین دهه!

محمدم 8 آبانی اصفهان:
برای ساختن یک دنیای خوب باید مصالحی خوب به کار بریم: مثلا عشق. با مصالحی از قبیل: خشم و نفرت و جاه طلبی و آزمندی چگونه می توانیم یک دنیای خوب بسازیم؟! کریشنا مورتی.

مامور معذور:
عهههه! دارم بهت می گم حرکت کن ... رفتی با کریشناتون اومددددی داداااچچچ؟ ووو مامور با مدد جستن از اختیارات مامورانه اش یک دانه گاز دوغدار اشک آور، وسط دیدگاه ول می دهد...

پیسسسسسسس!


همه اوهو اوهو کنان می درن! چیزه! یعنی همون:در می رن!(یوخده هول کردم)
 

 

 

 

 

 





اکرم19:
راحت طلبی می تواند اثرات مخربی در زندگی انسان داشته باشد. کسی که زیاد احساس راحتی کند، از رشد، تلاش و خلاقیت باز می ماند.بیکاری و راحت طلبی نه تنها موجب پریشانی و فکر و خیال میشود بلکه کدورت و پشیمانی همیشگی و باطنی پدید می آورد. کار های سخت را به آدم های تنبل و بی تلاش و راحت طلب واگذار کنید زیرا برای انجام آن کار راحت ترین راه حل را انتخاب میکنند که شاید حتا به ذهن ماهم خطور نکرده است.روزتون مبارک دانش آموزای عزیز.

پریسااحمدی20انگوت:
بوخودا من آدم کارای سخت نیستم اصلاحسش نیست کارای سخت کنم،خلاصه کنم که من کلاآدم راحت طلبی ام ولی مگه به میل منه؟چه بخوام چه نخوام سختی ها بهم تحمیل میشه چه سختی کارباشه چه سختی زندگی.

اسما 17زاهدان:
متاسفانه فرد راحت طلبی هستم !و دربیشترمواقعه از انجام دادن کارهای سخت واهمه دارم ..مشکل شد دوتا.

رهابانوی گل:
راحت طلبی یعنی بخوای بدون زحمت ورنج به هدف برسی ومن احساس میکنم یکی ازعواملی که باعث بروزراحت طلبی دردنیای امروزشده پیشرفت تکنولوژی هست.اگه کاری روازسرعلاقه وحوصله انجام بدم وازانجام دادنش لذت ببرم حتی اگه اون کارسخت باشه بازم حاضرم انجامش بدم و تمام راه های ممکن روبرای رسیدن به هدفم امتحان می کنم هرچندگاهی بدم نمیادبه خودم سختی ندم وازانجام دادنش صرف نظرکنم که بعدش معمولاپشیمون میشم.احساس میکنم آخروعاقبت چنین جامعه ای رکود،عدم شکوفایی وپیشرفت وپویایی، کسالت وعدم نشاط وشادیوانواع بیماری های رو برای افرادجامعه به دنبال داره.

اسمع از سرزه سیریک:
تصور کن آدمی رو که یه هدف فوق العاده داره ،یه ایده توپ ،یه فکر بکر و یه استعداد شگرف ..اما نشسته کنج خونه ،بدون هیچ تلاشی وفقط منتظر یه معجزه اس تا اهدافش عملی بشه... افراد راحت طلب اینگونه اند ،فکر میکنن برای اینکه به موفقیت برسن ،باید حتما پول زیاد وپارتی خوب وافراد گوش به فرمان داشته باشن ،در واقع اونا اصلا حاضر نیستن بخاطر بدست آوردن یه لقمه تلاش کنن وفقط منتظرن یکی براشون لقمه بگیره و بذاره دهنشون واونا لذتشو ببرن.

مامور معذور:
خب خب خب...گرمب!

امروز روز دانش آموز بود، روز تسخیر لانه جاسوسی امریکا هم بود و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی... باید یادی کنیم از این مناسبت ها ... و همه ما به عنوان یک ایرانی باید بخونیم و بدونیم تاریخ این مرز و بوم رو... تا دوست رو از دشمن تشخیص بدیم تا از یک سوراخ دوبار گزیده نشیم.

خصوصا درمورد هم نسلهای خودم که کمتر از  اونچه باید به این مسایل توجه می کنن. خوبه که اگر درباره تسخیر لانه جاسوسی سوال می کنیم، درباره کودتای سال 32 هم بدونیم که انگلیس و امریکا با چه شیوه های کثیفی خواست ملت رو دور زدن.

الان چندان فرصت نیست. به امید خدا یه زمانی درباره تاریخ استعمار و استکبار هم صحبت می کنیم و چهره هایی که با خرجهای میلیاردی قراره بزک بشن... داغ و درد در این باره زیاده... اصلا هم معطوف به گذشته نیست. همین الان الانش دم از آزادی و دموکراسی می زنن اما میلیارد میلیارد به حامیان تروریستها سلاح می فروشن، ملت ما رو متهم می کنن و از تکه تکه شدن مردم بی پناه عراق و افغانستان و سوریه و یمن و ... ککشون نمی گزه... یه مثال: جالبه آقای اوباما که در مراسم یادبود کشته شدگان حمله اتمی در ژاپن شرکت کرده بود. در پاسخ خبرنگاران گفت: ما از این بابت متاسفیم اما عذرخواهی نمی کنیم!

به هرحال بی مناسبت نیست که یادی کنیم از همه اونایی که سختی چشیدن اما به راحتی و راحت طلبی نه بزرگی گفتن و مردم و کشورشون رو تنها نگذاشتن... یا علی و التماس دعا.


( بالهجه شیرین آبادانی خوانده شود)


ننه‌ش می‌گفت بواش قنداقه‌شو دید
رو بازوش دس کشید مثل همیشه
می‌گفت دستاش مثه بال نهنگه
گمونم ای پسر غواص می‌شه


ننه‌ش می‌گفت: همه‌ش نزدیک شط بود
می‌ترسیدم که دور شه از کنارم
به مو‌ می‌گف: ننه می‌خام بزرگ شم
برم سی لیلا مرواری بیارم


ننه‌ش می‌گفت نمی‌خاستم بره شط
می‌دیدم هی تو قلبم التهابه
یه روز اومد به مو گفت: بل برم شط
نفسم بیشتر از جاسم تو آبه


زد و نامردای بعثی رسیدن
مثه خرچنگ افتادن تو کارون
کهورا سوختن، نخلا شکستن
تموم شهر شد غرقابه‌ خون


ننه‌ش می‌گفت روزی که داشت می‌رفت
پسین بود؟ صبح بود؟ یادم نمیاد
مو‌ گفتم:بچه‌ای...لبخند زد گفت:
دفاع از شط شناسنامه نمی‌خواد


رفیقاش می‌گن: از وقتی که اومد
تو چشماش یه غرور خاص بوده
به فرمانده‌ش می‌گفته بل برم شط
ماها هف پشتمون غواص بوده!


ننه‌ش می‌گف جوون برگ سدرم
مثه مرغابیای خسته برگشت
شبی که کربلای چار لو رفت
یه گردان زد به خط یه دسته برگشت!


ننه‌ش می‌گفت‌: چشام به در سیا شد
دوای زخم نمک‌سودم نیومد
مسلمونا دلم می‌سوزه از داغ
جوونم دلبرم رودم نیومد


عشیره می‌گن از وقتی که گم شد
یه خنده رو لب باباش نیومد
تا از موجا جنازه پس بگیره
شبای ساحلو دمام می‌زد


یه گردان اومده با دست بسته!
دوباره شهر غرق یاس می‌شه
ننه‌ش بندا رو ‌وا می‌کرد، باباش گفت:
مو‌ گفتم ای پسر غواص می‌شه!


حامد عسکری

انتقاد، پیشنهاد و حمایت دررابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)


نظرات   

 
+1 #123 سارایی ۲۳ 1396-08-15 21:44
گوشت کیلو n تومنههه..
۳ کیلو چه عرض و طول کنم..
محووو شدندی..
حالا کی جواب این همههه آدمو میده؟
هااااننن..
ساراشون جوون بود ۲ متر قدش بود
دندوناش طلا بودد..
خولاصهه یه یلی بود در کرجستان :lol:
نقل قول
 
 
+1 #122 سیده آرمیتا 1396-08-15 20:16
اسماجانم خواهرگل وشیرین زبوونم؛من هرچی میگم درموردماموران بزرگوارعینه حقیقته؛خدامیدون ه اهل تظاهروخودنمایی نیستم.موفق باشی آبجی مهربوونم.
نقل قول
 
 
+1 #121 سارایی ۲۳ 1396-08-15 20:11
چرا اینجا چهره مشکوووککک ندالههه
من مشکوووکمممم.. :lol: :eek: :-x
چیزی نیست دکترا گفتن علائمم حاد نیست
قرصهامو نشسته خوردم :lol:
خوب منم درباره درج یه پیامم پرسیدم..
اتفاقا توهمین روزا :cry:
اصلا به من چههه :-?
برم کشکمو بسابم والا..
پس حالا من نبودم..توو نبودی..
کی بودههه..
من مشکوووکممم :lol: :lol: :lol:
نقل قول
 
 
+4 #120 لاله 17مشهد 1396-08-15 19:37
الهی فداتشم زهرا جونم بخاطر همین مهربونیت که امام حسین (ع) دوباره طلبیدت خوش ب سعادتت
برای منم دعا کن این دفعه که رفتم مجوز بده منم قبل عید راهی شم ان شاالله
نقل قول
 
 
+1 #119 فاطمه *مجنون 1396-08-15 19:25
:lol: سپاس از اینکه هستید و خواهید بود
:lol:
نقل قول
 
 
+5 #118 درنا خطیبی 1396-08-15 18:21
چه خبر بدی مأمور :cry: حالا خوبه تو سایت میذارین، ولی خب اونایی که به اینترنت دسترسی ندارن چی؟ مأمور لطفاً اگه باشگاه تو تلویزیون به روز نمیشه، اینجا هم نذار. اونا هم گناه دارن. خب تلتکست در اصل متعلق به تلویزیون هست. من عاشق پیام نمام ولی خیلی سخته که ما بتونیم بخونیم ولی اونا نه. خواهش می کنم تا به روز شدن باشگاه تو تلویزیون، صبر کنین. من واقعاً دلم نمیاد. خواهش می کنم.

--------------------------------
مامور معذور:
مشکل از خارج پخش شبکه بود
فرستنده های نودال مختل شده بودن و الان مشکل حل شده.
مطالب هم الان روی سایت هست و رفته برای ارسال پخش...

خطاب به اون یکی شون!
ای گلستانی عزیزم
اون ادبیات منطق و استدلال توش نبود
فقط عصبانیت و خشم بود
هیچ فایده ای هم در تایید موضع و جایگاهت نداره
فرو می ری...

ضمنا اون جور جواب دادن تایید و درج نمی شه
اگر هم بشه بنده نفر اول صف، همونجا جواب اون نوع پاسخ رو می دم... پودر طور.
حرفهای شمام درست اما واکنشت احساسی... الان کمی صبر پیشه کن و بحث رو شخصی و در مورد خودت ندون... این روحیه کلی شون هست. شما انرژیت رو صرف عوض کردن عزیزان نکن. راه خودت رو برو...

سارا هم دوباره نیاد وسطها ... این ساطور من کجاس؟!
نقل قول
 
 
+1 #117 سارایی ۲۳ 1396-08-15 17:01
اینجا..نرم افزارها کار می کنند..برای
نرم کردن اشکها..
آنجا سخت افزارها کار نمی کنند برای
سخت بودن کارها..
چه تناسخ عجیبی..
اینکه هیچ کدام سنخیتی ندارن..
خودش دنیایی از تفاهم است..هع

---------------------------
مامور معذور:
سارا خوبی؟
چی می گی؟
اوشون خودش می دونه و من... شک داریا!
کنار وایسا سه کبلو لاغر شدی دوباره!
نقل قول
 
 
+1 #116 سیده آرمیتا 1396-08-15 16:22
نقل قول کردن زهراڪریمے۲۱زادۀپاییز:
سلام عزیزان
ومامورعزیز
الهی که حال دل همگی خوب
وعالی باشه...
ماموری ببشقیدمن هنوزنتونستم
پیام بفرستم!
الان بفرستم خوب بیده؟!
یهنی الان که میخوایین
باشگاه روببندین!
وقت میکنیدبخونیدآیا؟

سلام عزیزم :-) چرانشه زهرای من؛خودم یه بارنزدیک سه بعدازظهر؛روزبه روزرسانی پیام فرستادم.همون شب مامورمحترم وبزرگوارپیامم رودرج کردند.یادمه بیش فعالم زده بودن!اصلاباورم نمیشد!موفق باشی نازنینم.
نقل قول
 
 
+2 #115 سیده آرمیتا 1396-08-15 16:16
نقل قول کردن لاله 17مشهد:
آبجی آرمیتا جونم قابلتو نداره عزیزم????

فداات گل قشنگم :-) الهی عزیزدلم غصه نخورآبجی نازنینم انشاالله زودی زودقسمتت میشه وپزشک محترمون اجازه میده.راهی کربلابشی.مطمئن باش قسمتت میشه زودی.دلم روشنه!خونواده ام سلامت برن وبرگردن عزیزجانم ;-)
نقل قول
 
 
+2 #114 زهرا ۱۷ مسافر کربلا 1396-08-15 16:06
یکی از دو سه تانی که تقریبا هر وخ دعا میکنم یادش می افتم زهرا جان بهشتیه...
زهرا جون خودت نرفتی عاما تو حرم اسمت رو بردم اون دفعه. راستی مامور اون عزیز متوقع درج دعا چی شد؟ خبری داری ازش؟!
پ.ن:معذرت که کلا مقیم باقالی هام کامنت میدما.نمیشه نگفت که آخه! راستی آخرشم نگفتی همون درک و بینش خوبه یا نع!

-----------------------
مامور معذور:
آره . عالیه... التماس دعا
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد