علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه دوشنبه 15 آبان

جالب انگیز:
همواره زمانهایی فرا می رسد که باید میان تماشاگر بودن و عمل کردن یکی را برگزید... و این معیار انسان شدن ماست!

آلبرکامو/ نویسنده فرانسوی

سلام دیدگاهی های جان
ای جان!
هم اکنون به دیدگاه دوشنبه 15 آبان چیکار کردین؟ نزول اجلال نمودندی!
کماکان حال خوبتون آرزومه

بفرمایید دم در بده!
( خو جانم، یکم آراااامتر، عه عه! همین کارها رو می کنین آیفون تصویری می ذارن دیگه)

راههای باز پیامگیرانه:
یک : از فرهنگ و منش "راحت طلبی" چه می دانید؟ چقدر از آن را در خود سراغ دارید؟ چه اندازه اهل جستجوی راهها و کارهای جدید و سخت امتحان نشده هستید؟ کار را از سوی بزرگش می گیرید یا لقمه را؟ آخر و عاقبت فرد و جامعه ای را که از ابتدا به دنبال روزهای تعطیل تقویم؟ انداختن کار بر دوش دیگران؟ پیچاندن و از زیر کار در رفتن است و تازه آن را ارزش و زرنگی می داند و افراد پرتلاش را "خرکار" می خواند و مسخره می کند، چگونه می بینید؟!

دو: چقدر از لذتهای "دنیای آشپزی" بهره مند هستید و آن را تجربه کرده اید؟ آیا به جایگاه " اجتهاد" و " خود ابتکاری" در آشپزی رسیده اید؟ و دستور "العمل پنهان و خودساخته" در مواردی دارید؟ از غذاهای محلی و بومی خودتان چقدر اطلاع دارید و آنها می طبخید؟ ( ووو جنگ همیشگی دیدن برنامه آشپزی در برابر اخبار و فوتبال، در خانه شما چند/چند است؟)

همدستان هم داستان ما:
مهسا حیدری 17 ورامین
مهین 24 شوووش تر
لیلا 37. ته کلاسی
الهه 26 کرمانشاه
و سینا 31 مراغه

شانلی21 اردبیل:
مامورچشام کورشد20دقیقه است زدم پیام نماکه به روزبشه و مثل مهتاب صفحه به صفحه بروزشدن روببینم ولی انگارمنده از این شانسها ندارم. کورشدم. توچطور ازصبح تاشب زل میزنی به مانیتور پیام می خونی؟

سیمرغ 16الشتر:
وای مامور دارم بروز شدن دیدگاه رو می بینم اونم شب تولد 16سالگیم.

فاطمه رضایی. باغملکی:
ماموری شعر پایانی دیدگاه اشکم رو در آورد ... چون لر زبانم کامل فهمیدمش .... ممنون که گذاشتی این شعر رو .

پری29 پرند:
ماموری جان خیلی شرمنده ام ولی این نوبت دیدگاه اصلاو اصلا جالب نبود! نمی دونم چرا ولی به دل من ننشست! بعد دو روز انتظار،منتظر دیدگاه بهتری بودم!

جوكار از خفر:
على آقا دلت بسوزه. چن روز هست كه رفته خونه اون پسرش. حالا مادر زن دار میشى تا منم بهت بخندم.اره داداچ اینجوریاس.اى خدا زود على ما زن بگیره منم بخندم بهش.

على24 اهواز:
مامورى منظورت از اینکه برم تو سایه بشینم یعنى منم برم ازدواج کنم؟خب باشهههه! حتما ولی شمام بگو: اللهم ارزق على حوریه تک دانه و ... شعرآخر دیدگاه درباره شهید غواص، عالى بود اشک آدم رو درمیاره ممنونیم.

فاطمه 19ساله از ایذه:
داش علی رو دیدی از طرف من بهش بگو ،حالا که دوست داری امیدوارم به جاش یه مادر زن گیرت بیاد با همون خصوصیاتی که گفتی. آمیییییین... شعر پایانی خیلی دگرگونم کرد،تا نرفتم امامزاده آروم نشدم،چقدرم لهجه آبادونی شرینه،عاشق لهجه های مختلف نقاط کشور هستم، وای مخصوصا آذری با اینکه هیچی ازش سر در نمی یارم ولی یه آرامش خاصی بهم دست میده.

سپیده/22/شهرقدس:
مأموری منم مثل دوستمون صفحه به صفحه به روزشدن باشگاه رودیدم ساعت 22:58.کلی به جوابات خندیدم مخصوصأجوابت به داداش محمد از اصفهان،خداخیرت بده که مارو شاد می کنی واقعأ این حجم ازثواب که ازخندوندنمون بدست می یاری به نظرمن وصف نشدنیه... یادم رفت غذاهای شمالیمون رو نام ببرم، باقلا قاتق،ماهی شکم پر،ترش واش،میرزاقاسمی، مرغ ترش وکال کباب...

مهسا حیدری 17 ورامین :
وایییی فاطمه جون دمت گرم. احساس مادری بهت دست داده که غذا کم باشه میگی سیرم و نمی خوری؟ ولی یه بار مامانم غذا درست کرده بود گوشتش کم بود... آقااا این رفیق بی کلک، نشست جلومون ووو گوشتهارو تا ته خورد! چرا؟ که ما سر خوردن گوشت دعوامون نشههه‬‬‬! ... ماموری منم دارم به روز شدن باشگاه رو می بینم چه باحالهههه! ساعت 22:58

مامور معذور:
خیله خب حالا! زیارت قبول! همچین می گن دیدم دیدم! انگاری که ستاره دنباله دار "هالی" رو دیدن! ( حرکت ستاره دنباله دار هالی در آسمان هر 75 سال یکبار با چشم غیر مسلح ممکن است! ... علاقمندان این لحظه ناب، هر وقت دیدین صفحه بعد جلد دیدگاه عوض شد. صفحه به صفحه برید جلو و عوض شدن( لود شدنش) صفحات رو ببینید شاید که حالیده و هالیده شوید)

آسنات17رودان :
خب چرا موضوع راحت طلبی رو با آشپزی گذاشتی؟ فکر کنم این هفته، قراره خانواده ها غذای خوب بخورند! ... آشپزیم افتضاحه! البته خودم اینطور فکرمی کنم. راحت طلبیم هم متوسط.

سمیه رحمانی 17 مهاباد :
والا پدرم اصلا که نمی ذاره ما برنامه آشپزی ببینم. میگه بعضیا نون شب ندارن بخورن. اینام هر روز یه چیز جدیدی درست می کنن!

نغمه رفسنجون :
طفلی این خواهرم نه که شنیده بود توی فسنجون هم رب میریزن !! خب اونم ریخته بود... منتها رب گوجه !

شیما مریوانی:
ذاهای محلی ما کلانه با دوغ. شلکینه. آش دوغ .آش ترخینه .دلمه هستش تو خونه مام تا فوتبال و فیلم باشه از برنامه آشپزی خبری نیست.

مهین24شوشتر:
وقتى توخونه تنها باشم همه كارها روتنهایى انجام میدم(حتى آب وغذادادن گوسفندا ومرغهاوتمیزكردن لونشون) وسابقه داشته خونه روتكوندم!!اما اما اگه آبجیا باشن همه چى تقسیم،نهایتش غذامىپزم و ظرف مىشورم،اینجور مواقع عاشق لقمه آمادم!ولی در کل عقیده دارم کارعار نیست،کسی که جنم کار کردن نداره بقیه رو خرکار میدونه و میگه کار مال تراکتوره...جامعه که افراد آسایش طلب داره درجا نمی زنه بلکه پس رفت میکنه و بی عرضگی خودشون رو به حکومت و جامعه نسبت میدن،ریسک کردن رو دوست دارم و از تغییر و انجام کارهای جدید لذت میبرم که همیشه این ریسک و تغییرات پذیرفتنی و قابل انجام نیست. ماموری طرز تهیه غذاهای بختیاری بفرستم میدرجی آیا؟

مامور معذور:
هزار در صد!

فاطمه/19/ اندیکا:
از غذاهای محلی ما بختیاری ها کباب بختیاری،پلوماش، توچیری که یک نوع نون محلیه و خیلی غذاهای خوشمزه دیگه میشه اسم برد. خودم چنتاش رو بلدم درست کنم. خیلی کم پیش میاد آشپزی کنم ولی درکل دست پختم خوبه.

ستیا16.دیاربلوچ:
قبلنا به آشپزی خیلی علاقه داشتم عاشقش بودم اما الان کسل کنننده شده.غذای محلی ما شوربا.کشک زابل هست...

مینا دختر دی:
غذای محلی ما که منحصر به منطقه ماست... کوبمه هست که با بلغور،گوجه و رشته درست میشه وخیلیم خوشمزه اس...تو خونه ما که کسی در ساعاتی که اخبار پخش میشه حق نداره نفسم بکشه حتی...(کلا کنترل یا دست باباست یا مامان) باشگاهم به زور قرص خواب دادن به خانواده می خونم...خخخ.

رویا18 اردبیل:
وای نگو ( مامور معذور: نه بذار بگم! تولوخداااا) من به شخصه عاااااشق آشپزیم، ولی نه راستش تا حالا غذا یا طعم جدیدی نتونستم كشف كنم! از غذاهای محلی هم خب: آش میوه و آش گیلدیك و حورا و قویماخ تا حالا نخوردم، ولی تعریفش رو زیاد شنیدم ولی آش دوغ و پیچاق قیمه و خشیل و خییییییلی دوست دارم،و اینكه نه تا حالا در مورد شبكه ها بحثمون نشده.و در آخر: بله آدم راحت طلبی هستم!

سمیرا 27 ماسال:
آشپزیم عاااالیه همه چی بلدم,غذاهای من درآوردی هم خیییلی دارم بعضی وقته برا شام درست کردن دغدغه ام اینه چی رو با چی قاطی کنم بشه شام...غذاهای محلی هم خیلی داریم ولی کباب محلیمون هوش از سر آدم میبره,نون زرین ما هم عالیه خودمم همه غذاهای محلیمون رو بلدم,عشقم آشپزیه,همه برنامه های آشپزی رو هم دنبال می کنم.

میلاد رضایی 19 اسلامشهر:
( پیام دومی بعد از ده ماه) کسی میون دخترا یا پسرای باشگاه هست که بیاد با من تو غذا پختن مسابقه بده؟ دستش بالا. مامانم میگه هرکی زنت بشه عشق می کنه به خاطر آشپزیت....

مامور معذور:
مامور معذور: یگان ضربت دیدگاه! یک مورد مشکوک به اغفال در در ملاعام در صحن علنی رویت می شه! هرچه سریعتر اقدام مقتضی را جهت پیشگیری و نه درمان، مبذول نمایید ... یگان ضربت: باووشه فقط یوخده معطلش کن، آخه ته این آبگوشت مون هنو مونده! ... حالا یعنی انقدر جدیه؟ زیادی تیلیت خوردیم اینه که سنگین شدیم! چیه؟ اصلا الان ضربتمون نمیاد خو!

سینا 31 مراغه:
من قرمه سبزی و آبگوشت و کوکو سیب زمینی درست می کنم یعنی در حد لالیگا، از غذاهای محلی هم آش اوماج خیلی محشره،با عدس وسیب زمینی و اوماج و چند تا تره از جلمه آویشن درست می شه،درمورد راحت طلبی هم یاد این شعر افتادم : بلبل به باغ و جغد به ویرانه تاخته است/هر کس به قدر "همت خود" خانه ساخته است!

محمدم 8 آبانی اصفهان:
به قول یه دوست که گفت : تو زندگیم هر وقت به یه دو راهی رسیدم, بدون استثنا می دونستم راه درست کدومه, ولی همیشه راه غلط رو انتخاب کردم می دونی چرا?! چون راه درست لعنتی همیشه سخت تر بود کربن اگه راه سخت انتخاب نمی کرد هیچوقت تبدیل به الماس نمی شد! کسایی که از زیر کار در میرن و یا کارشون به دوش دیگران می ندازند یه روز میاد که دیگه هیچ کس, هیچ کاری واسشون انجام نخواهد داد آدمای ناتوان و ضعیفی اند این یه ضد ارزش هست از فشار و ضربات مکرر و آزمون های سخت و گرم و سرد شدن در آن واحد و بدست اساتید مجربه که کاتانا (بهترین شمشیر دنیا ) ساخته میشه!

سحر14:
سلام ماموری .یه عذاب وجدانی گرفتم که نگو... وقتی فهمیدم معلم بودی میخواستم برم تو افق محو بشم .از پیامی که راجع به معلم و کاریکاتورش .فرستادم واقعا خجالت کشیدم ولی خب پیش اومد دیگه .حال تو ای معلم دلسوز به بزرگی خودت مرا ببخش .توبه توبه توبه.

صدیقه 33 معلم:
سلام و درود به همه خوبان عالم. آره البته که باشمام . صبحه بعد نماز خوابم نبرد رفتم سراغ باشگاه 3تاشبکه ،خواستم بگم خدا به من منت گذاشت که روزانه این همه دختر وپسر نوجوان رو تو کلاس به من سپرد تا از هر هزار کلمه علم یه کلمه هم اخلاق و عشق و احترام و صداقت و لطافت ازم یادگاری داشته باشند ،یه جور خستگی لذت بخش که کنار همه جور ناملایمات از جمله حقوق و کم لطفی و سر وصدا و درد حنجره ،می خوای هر روز بیشتر از خودت مایه بذاری،میشه حتی یه معلم محجبه بود اما مورد احترام و توجه خاص همه جور نوجوان این دوره ، چون رسوخ کردن در وجود دیگری نه از نگاه که از قلب و باوره ، خدایا برکت کارم و سلامت روح و جسمم رو افزون کن. بگذار آرام و درسکوت کاری کنم تو فرصت زندگیم برای دیگران و بعد به تو برگردم. همین.

ریحانه18تهران:
آخ آخ از راحت طلبی که نگو تو کلاسمون کرور کرور سراغ دارم سر همین درس نخوندن...کنکوریا تو رو خدا بخونین درسو.اگه سخت کوشین ک براتون سخت نیست اما اگه راحت طلبینم این یه سال جدی باشین و تا آخر عمر راحت! انقدر سخته درس؟

محدثه بچه اراک:
نه راحت طلب نیستم! ولی مشکل اینجاست که الان انقدر بی کار هستم و بی انگیزه، که نمیشه گفت آدم پر تلاشیم! ولی از زیر کار در نمیرم، وظایف خودم رو، روی دوش کسی نمیندازم! ولی باور کنین آدم های راحت طلب هم شاد ترن،هم بیشتر عمر میکنن!

لیلا 37. ته کلاسی:
مفهوم زندگی تلاش دائمی است! پس هیچگاه آرام و ساکت ننشین. چارلز داروین البته بیشتر منظورش خودم بودم!

راتا ناظری17:
صدای ذهن من: تو میتونی!توووو میتونی! فیزیک و ریاضی هم یه غذاست.وای نه!

مهشاد ازسراب:
آشپزیم صفره,ینی هیچی بلدنیستم,تاالان که18سالمه بهم گفتن فقط درس بخون,هرباراومدم یه چیزی یادبگیرم مامانم گفته برودرست روبخون لازم نیس اینچیزارویادبگیری!فقط درس,کنکور,درس.خسته شدم!!انصاف نیست من هیچ لذتی اززندگی نبردم!

رعنا 38 اصفهان:
راحت طلبی که الان مد شده،وقتی می بینن داری برای کاری به خودت زحمت میدی، میگن مگه بیکاری؟ خودت رو اذیت می کنی؟ .نه که زیادی همه چیز رو آماده بخوایم،نه مثل من که مهره های کمرم مشکل داره و دکتر برام دو ماه استراحت داده اما من دست خودم نیست، دو ماه که هیچ دو روز هم نمی تونم ... پس هر چیزی در حد اعتدالش خوبه،راحت طلبی تنبلی مدرن هست!

فرشته 22رشت:
تعریف نباشه من آشپزیم خوبه،آشپزی روهم دوست دارم ولی،ازیه طرف هم متنفرم ازش،چون وقتی خواهرم عروسی کرد،ازپانزده سالگی توخونمون من آشپزی کردم،مامانم خیلی کم آشپزی میکرد،حتی وقتی خونه خواهرم یاکس دیگه ای برم بازم آشپزی یاظرف شستن میفته گردن من،الانم دوماهه عروسی کردم بازم من میپزم ومیشورم،واسه همین بدم میاد چون من هیچ وقت استراحت ندارم،خب منم دلم می خواد بشینم یکی دیگه غذابپزه خونه تمیزکنه ظرف بشوره لباس بشوره،می خوام ببینم چه مزه ای داره استراحت،من ازبچگی با این کارا بزرگ شدم واسه همین دیگه دلم رو زده.

فاطمه 21 تبریز :
راحت طلبی یک نقص فرهنگیه یعنی فرد بدون تلاش انتظار رسیدن به موفقیت های مادی و معنوی رو داره خداوند در آیه ی 39 سوره ی نجم فرموده و ان لیس للانسن الا ما سعی برای انسان چیزی جز آنچه به سعی خود انجام داده نخواهد بود.... حالا سوال ما: زنی که هر روز با عشق و محبت برای همسرش غذا درست می کند. با هنر و ظرافت آن را تزئین میکند اما مرد یک تشکر ساده را نیز از او دریغ می نماید ! با این مرد باید چه کرد؟ جواب : سطل آب و کف را در چش و چال وی ول بدهید. اضافه کردن چند قاشق وایتکس نیز بلامانع است !

مهدی 17 قوشچی:
فلسفه زندگی انسان چیزی جز رشد و تعالی روحی و کمال معنوی نیست، راحت طلبی آفت بزرگیه برای کل زندگی انسان و اون رو کاملا بی خاصیت می کنه، چرا که مانع رشد و تعالی روحی انسان هست. آدم راحت طلب اصلا موفق به زندگی کردن نمی شه... در واقع اون فقط زنده است!

الهه 26کرمانشاه:
به غیر از پیشرفت تکنولوژی، نحوه تربیت پدر ومادرها هم توی راحت طلبی بچه ها تأثیر به سزای داره، جامعه ای که به سمت رواج راحت طلبی پیش بره بایدبراش تاسف خوردچون مردمش به لقمه حاضر وآماده عادت می کنن،یه جورایی همون هلو برو توگلوی خودمون،پس نه حرکتی هست نه برکتی و نه پیشرفتی،یه نوع مرگ تدریجی.

زهرا27 همدان:
بعضیهام برای راحت طلبی خودشون ماشین ظرفشویی می خرن...

مامور معذور:
واقعا ها! ... بعضیام هستن برای راحت طلبی خودشون می رن سوارهواپیما و قطار و ماشین و مترو می شن.. چه کاریه؟ پیاده بریم خب! صدسال پیش که همه اسب و استر و دراز گوش سوار می شدن، انقدر آلودگی هوا هم نبود ...خب: اون دراز گوش چه کم از ماشین بابا دارد؟! دستها را باید شست ... جور دیگر باید شپلقید!

نازی 27.اردبیل:
ادغام دوموضوع: بنظر من توآشپزی راحت طلبی اینه که آدم از روی دستور غذا بپزه وهیچ ابتکاری به خرج نده، باتخم مرغ وروغن ونمک همه بلتن نیمرو بپزن، مهم اینه که با اینها بتونی قرمه سبزی بپزی!!! یوهاها.

معصومه 16 از همدان :
پسته کیلویی پنجاه هزار تومنو کی باکشک قاطی میکنه؟!تو عیدمامانم پسته رو جیره بندی میکنه تاشب یلدا هم بمونه چه برسه به اینکه باهاش غذا بپزه! این یه اصل پایستگی پسته تو همه خونه هاس!

مریم 19جیرفت:
آجی نغمه از رفسنجون،کشک و مغز، طعمش عالیه! منتها ما با مغز گردو طبخ می نوماییم!

فرزانه نصرالهی:
دختر " کرد": دانه گریه, ولوشه, کوله کینه,دوخوا, نیسکین, خوژین, دوین, باقلو ولوش, قاورمه و... غذاهای محلی اورامانه تخت از استان کردستان هست. خواهر رویا ای همشهری عزیزم چی گفتی. الان من تو تهران از کجا کلانه گیر بیارم؟ با پیامت یاد زادگاهم افتادم آخ که چقدر دلم هواشو کرد. زنده باد کردستان همیشه قهرمان.

هیله خسرجی 20 شوش:
غذاهای محلی ما عربها: امفطح ، خورشت بامیه ، کبه ، پاکوره و شیرینی لگیمات ... یه نوع نون محلی محلی که با آرد برنج درست میشه به اسم سیاح که واقعا خوشمزس و خیلی ... ماموری خیلی اعصابم بهم ریخته هر کاری می‌ کنم گوشیم درست نمیشه پیام های طولانی تبدیل به پیام چند رسانه ای میشه و ارسال نمیشه .

مامور معذور:
ماموری اشک ریزان سجده شکر به جا می آورد... خدایا شکرت که مجبوره کوتاه کوتاه بفرسته... مامور پشتک زنان، یک دسته هزار دلاری را به عنوان ادای نذر می گذارد لب طاقچه!

نگار13:
الان من سرصبحی این همه غذا روازکجا بیارم؟ فقط باگذاشتن این بخش آشپزی آخخ دلم روآب کردی. منم حلوارده می خوام منم کماج می خوام. منم یتیمچه می خوام. هق هق حالامن مشهدی ایناروازکجا گیربیارم؟ باشه منم میگم شله مشهدی که شنیدین خیلی خوشمزس! دلتون نخوادروش هم قیمه می ریزیم!

ندا16ساله:
(از بکلیک ) از آشپزی متنفرم! موقعی که میخوام آشپزی کنم انگشتم می سوزه خمیر دندون میزنم مامانم میبین خودش میاد درست میکنه.

مامور معذور:
ببین الان ترتیب این بود:آشپزی شما/ سوختگی انگشت مبارک/ خمیر دندون/ آشپزی مامان/ شکم پروری ... برای اینکه تنفرت بیاد پایین بیشتر از این خودت رو توی زحمت ننداز... می خوای خمیر دندون رو ابتدا به ساکن بمال دستت و بگو: مامان! پس این غذای ما چی شد؟!

خاطره 25 سراب :
آشپزیم خوبه و دستپختم خوشمزه ، ولی تو خونمون از زیر بار آشپزی کردن فرار میکنم چون نمیخوام جزء وظیمه ام محسوب بشه . بعضی وقتا موقع آشپزی کردن مثل این مربی های برنامه ی آشپزی تیریپ مربیگری میگیرم و توضیح میدم مثلأ میگم کمی روغی میریزیم ، حالا سیب زمینی های خلال شده رو بهش اضافه میکنیم بعد کمی نمک و از این جور چیزا دیگه !!! و اینگونه آشپزی واسم لذت بخش می شه ! امتحان کنین وسطاش هم کلی به سوتی های خودتون میخندین .

سامیار18/تهرون:
من فقط ازبخش خوردن دنیای آشپزی لذت می برم و در خوردن به اجتهاد وخود ابتکاری رسیدم! گاهی وقتا یه ابتکاراتی می زنم که سرآشپزها هم بر اون واقف نیستن. دستورعمل پنهانمم نمی گم چون فقط واسه خودمه. ما که غذای محلی خاصی نداریم اما ازبس تخم مرغ خوردم گاهی وقتها ازتوی شیکمم صدای جیک جیک می شنوم... توخونه ما سه/ هیچ به نفع فوتبال تموم میشه!

سیما 19 گلستان:
از غذا های بومی ما ترکمنها؛ بورگ و چگدرمه اس که ته دیگش واقعا خوشمزه اس و شیرینی هامون ؛ قاتلمه ، بیشمه، تاتار چورگ و نون های محلی مون؛ یاغلی چورگ، قاورق ماش چورگ، قولاغ و چافاتی. به خاطر حجم سنگین درسام فعلا لا آشپزی ولی مامانم میگه تو هر چی درست کنی خوشمزه میشه . هعی یادش بخیر تو هم اندیشان امید دستور پخت کیک میذاشت چند بار کیک سیبش رو درستیدم. دلم براش تنگ شده.

مامور معذور:
برای کیک آیا؟!!

سینا 18 شهرک باغمیشه تبریز:
میگم ماموری ازت گلایه دارم سه ماه پیش که ما اسم طرفدار تیممون رو می نوشتیم پاکشون می کردی و بهمون می گفتی تراختور رو ننویس. الان نازی خانوم. از اردبیل می نویسن پرسپولیس چرا به ایشون چیزی نگفتی؟! به خدا ناراحت شدم.

مامور معذور:
عزیز جانم، با پوووووز ش شدید: خب بی خودی ناراحت شدی... همین علاقه شدیده که جلوی دید آدم رو می گیره وا. موضوع هفته مون مباحث فوتبالی بود. فقط هم یکبار درج شد... حالا فرصتی شد برای سوءاستفاده خودم!
شماها نه ها، اون پیشی و گلبه هه! یه نوع راحت طلبی دارن در این گروهها و رسانه ها مثلا در پیام نما... که شونصد و شصتاد بار، اون مدیر و مسئول و سایرین خودش رو تکه تکه می کنن و مسائلی رو توضیح می دن. باز یه عده انگشت مبارک رو در چشم راست طرف فرو نوموده از گوش چپ ایشان، دالی موشه می کنن...فراوون!

توی همین دیدگاه انقدرررر پیام میاد که چیزایی که توضیح دادی رو باز پرسیدن و جواب می خوان که واقعا می خوای زندگیت رو جواب کنی بلکه یوخده راحت شی!
ببشقیدا همه اون عزیزانی که پیام می دن من اینجاش رو نمی خونم، اونجاها رو رد می کنم، قبل هر اعتراض یا سوال، انگشت مبارک رو بگیرین سمت خودتون! نزدیکتر تر ، نزدیکتر تر! آها! ... شپلق برو تو چشم! حالا چه حالی داره؟!

ترانه 17ساله:
سلام . ماموری باورت میشه من و شوهرم سر اخبار دعوا می کنیم البته اینجوری که من دوست دارم اخبار ببینم و اون نه!! در ضمن من از آشپزی متنفرم ولی برعکس من شوهرم سرآشپزه...تفاهم رو حال می کنی؟!

رویا 16 بوکان :
من بعضی وقتها از خوابم هم می زنم تا فوتبال نگاه کنم ! دیگه چه برسه به برنامه آشپزی. والا بوخودا .

پریسا احمدی20انگوت:
والا توخونه مانه کسی اخبارگوش میده نه فوتبال میبینه ونه برنامه آشپزی،فقط سریال ودیگرهیچ کنترل تلویزیون همیشه دراختیارمنه به کسی هم نمیدمش فقط سریال میبینم و پیام نما میخونم بعله.

فاطمه سدنا 25پشت بام خیال:
من که بخوام از آشپزیم بگم ریا میشه.بعله اینجوریاس دیگه. هرکی خورده....... به به چه چه کرده!

مامور معذور:
باز خوبه که... یه لحظه ایجاد تعلیق شد. فکر کردم میخوای بگی: هرکی خورده... نفهمیده از کجا خورده!

آسمان18مشهد:
عاشق کیک پختنم و سفره آرایی من هر سال برای عید خودم شیرینی میپزم هیچ وقت از قنادی نمیخریم حتی خانوادمم کیکای تولدو ب من سفارش میدن ک براشون بپزم...

زهرا 20 دیار کریمان :
والا خدا رو شکر یاد ندارم توی اشپزی غذام بسوزه خوش نمک و ادویه درست میکنم خوراک مرغم به گفته اطرافیان حرف نداره غذامحلی کرمان اول ابگوشت بعد اشکنه ، کشک کله جوش ، شولی ، بزقورمه.

نازنین ازخوزستان:
هیچ لذتی از آشپزی نمی برم چه کاریه خو؟ درست کنی بدی بهشون تا فردا خون به جیگرت کنن البته دو ماه پیش که ماکارونی درست کردم همه رو اورژانسی کردم... تو خونه 100-0به نفع من و داداشیم. ولی باز انگار تمام برنامه ها همون لحظه ای شروع میشه که فیتبال داریم .بابایى اخبار،مامانیم برنامه اشپزی من و دادا فیتبال... الهى قوربون مادران ایران زمین برم که عشق چاشنی اصلی غذا هاشونه.کلا ما دخترا مامانا رو واسه همه چی شون دوست داریم اما پسرا فقط واسه دستپختشون خخخ.

سامان 17:
من از مادران این سرزمین، مخصوصا مادر خودم استدعا دارم، اگه مى شینین برنامه آشپزى می بینین و اگر اون غذا رو یاد نگرفتین. اصلا هیچ عیبی نداره. تو رو خدا بلند نشین بپزینش؛ آخه مادر من! چرا كدو تنبل و سویا و مربا و پیاز رو در قالب سوشى چینى نیم پز گردالی مى دى به خورد من بدبخت?! ما پسرا هم گناه داریم ! هوووع!

مسعود از سرزه سیریک:
دمت گرم لالا محمد اصفهانی،خوب حق مطلب رو ادا کردی لالا جان.. اصلا من جای دخترها بودم خودم همین فردا بایه دسته گل به خدمت می‌رسیدم . والاااا.. .تو این دور و زمونه پسری که آشپزی کنه اونم با عشششق ،کم پیدا میشه ،تازه اگه بگه به درد آینده اش می‌خوره که دیگه پیدا نمیشه...همین یه دونه اس..البته اینم بگم آاا همه می دونن که برترین آشپزهای کل دنیا مرد هستن!

پریا ترک قیزی:
راستی یه "دخترکاغذی" داشتیم ایشون چرا نیستن؟

مامور معذور:
ایشون ایام ابری، آفتابی نمی شن!... نه که بارون میاد احتمال خمیرشدگی فراوونه! نم دونه کجا گریزه! ( ما به دلایل مختلف که بارها گفتیم معمولا سراغ کسانی که نیستن رو نمی گیریم. فقط به یادشون هستیم. و امیدواریم حالشون بهترین باشه. فلذا اینجور سراغ گرفتنها بسیار زیاده از طرف رفقا. اما / ما درج نمی کنیم. به گیرنده تون / گیر نده)

راضیه ازشهرکرد:
وای من ازاشپزی وااااقعامتنفرم،واس من هیچ لذتی نداره واقعا،ولی ازغذاخوردن لذت میبرما ! ... راحت طلب نیستم وسعی می کنم سخت کوش باشم،من پزشک دانشگاه تهران بایدباشم!

مهدیس 21 مازندران :
با قیافه شطرنجی و بسی نادم : ریحانه جون با عرض شرمندگی من اصلا نمی دونم غذای محلیمون چیه؟اصن نمیدونم غذای محلی داریم یا نه!... شما درحال حاضر با یک شخص صددرصد راحت طلب روبرو هستین و از دیدنش لذت میبرین!خودمو میگما!فعلا به یه روش کاربردیه از زیر کار دررفتن اشاره میکنم. ساده ترین راش اینه که تشنج کنین. من یکی نگام کنه از تو چشاش بخونم که بخواد بهم کار بده تشنج میکنم طرفم میفهمه چه آدم لوچیم سرشو تکون میده و میره... تا روشهای بعدی بودورود.

الهام 19 ازسه قلعه:
حقیقتش هرچی فکرکردم دیدم واقعا نمی دونم غذای محلی شهرمون چیه؟ .من بااین که نوزده سال تواین شهر زندگی کردم ولی ازغذای محلیه شهرمون خبر ندارم! (مامور معذور: خخخ آخرش رو پاک کردم چون واقعا خنده نداشت!)

زهرایوسفی،16،کاشان:
رفقایی هم که ازباشگاه پرواز اومدن برن از توی دفترصندلی بگیرن وبرن ته کلاس! بدون هیچ سروصدایی ها! آ قربوش... شاید باورش برات سخت باشه امامن..من..ازآشپزی می ترسم.

مامور معذور:
والا با وجناتی که شماها دارین تعریف می کنین: آشپزی هم از شماها می ترسه!

فهیمه 26 شهر"یار":
می گن آشپزخونه قلب هرخونه ایه . که میشه توش قلب اعضای خانواده رو به دست آورد. غذا قبل از اینکه شکم رو سیر کنه باید اول چشم رو سیر کنه ، پس همون قد که طعم غذا مهمه تزیین غذا هم مهمه ! که باید توجه بشه بهش... غذاهای محلی شهر های مختلف رو هم بلدم و میپزم . هر دفعه یه طعم جدید رو با دست پخت من میشه تجربه کرد. مسلمأ بعد این همه سال خود ابتکاری دارم زیاااااد ! تعداد بالا هم برام کاری نداره . تا صد پرس غذا پختم بیست ! که برای نذری ازم خواستن برم براشون بپزم .. افتخارمه که نذری آقام امام حسین رو پختم.

لیلا26چالدران:
غذایی که مختص شهرما باشه کالجوشه ولی همه غذاهایی که دوستان اردبیلی وزنجانی وارومیه ای گفتن رودرست میکنیم غذاهایی سنتی که بیشتربچه های امروزی نمیخورن توخونه ماطرفدارداره ودخترم همیشه پایه سیرابی وکلپاچه ویتیمجه اونم باسیروماست هست.مثل خیلی ازخانم هامنم گاهی مواد رو باهم قاطی می کنم ویه چیز خوشمزه از آب درمیاد. مبتکری شدیم واسه خودمون. جنگ هم سراخبار و فوتبال داریم نه آشپزی.

ساناز چابهار:
ماموری من یککک غذاهای خوشمزه ای درست میکنم که همه کیف کنن. به جز انگشتای دست، انگشتای پاشونم بلیسن!

مامور معذور:
یعنی مهمون دعوت کنین می گین: غذا پس از دوش گرفتن و سنگ پا؟ ... نهههه؟! یعنی بعد از یک روز سخت کاری؟ نوموخوام اصلا! غذام رو بریزین توی ظرف می برم! ایششش. چندششش تا کجا؟!

خب خب خب
به پایان یه دیدگاه و همراهی با یه دیدگاه جماعت دیگه رسیدیم... پدرنازنین یکی از رفقای قدیمی دیدگاه به رحمت خدا رفته و گفته که راضی نیستم که چیزی ازم درج بشه... برای اون عزیز و همه رفتگان این جمع حمد و سوره ای قرائت می کنیم و امیدواریم که قدر همه رو تا وقتی که هستن بدونیم... این شعر رو که برام خیلی عزیز هست تقدیم می کنم به همه شما و با یاد همه درگذشتگان. با این امید و ایمان که همگی اونها جاشون پیش خدای بزرگ بخشنده مهربان بهتر از پیش ماست... یاحق.

نامدگان و رفتگان،از دو کرانه زمان
سوی تو می دوند هان،ای تو همیشه در میان
آه که می زند برون،از سر و سینه موج خون!
من چه کنم که ازدرون دست تو می کشد کمان؟!
هرچه به گرد خویشتن می نگرم دراین چمن
آینه ضمیر من جز تو نمی دهد نشان
ای گل بوستان سرا،از پس پرده ها درآ
بوی تو می کشد مرا،وقت سحر به بوستان
پیش وجودت از عدم،زنده و مرده راچه غم؟
کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان
پیش تو، جامه در برم نعره زند که بر درم
آمدمت که بنگرم،گریه نمی دهد امان
آمدمت که بنگرم،گریه نمی دهد امان!

شعر از :هوشنگ ابتهاج
با صدای: محمد اصفهانی
آلبوم ماه غریبستان

انتقاد، پیشنهاد و حمایت دررابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)

نظرات   

 
0 #107 زهره بانو ۱۸ قم 1396-08-20 09:39
ماموور
باور کن من از اوناش نیستم !
یه ده بیست باری که جواب و خوندم دیدم سر درنمیارم ول میکنم میرم بعدی ! باور کن ..!
:lol: ;-)
نه شوخی کردم :-)
جدی آدم فوضولی نیستم سرم تو کار خودمه ..یادم نیست جوابت به اسما چی بود که دوست داشتم بدونم ! وگرنه کلن اصلن اینجوری نیستم به خدا ..گیر کجا بود !!

بعدم من کجا پیام یواشکی بهت دادم ؟!!
چرا اذهان عمومی رو تشویش میکنی !؟!!
من یه چارتا دونه کامنت داشتم اونم گفتم تایید نشه همین ... !
والا ..! :-| ;-)

ینی دوست دارم قیافه ی اونی که بهش میگی اجازه ی شمام دست ماست و ببینم :D
نقل قول
 
 
0 #106 ماریه رستم زاده.20 1396-08-19 01:26
غذای من در آوردی زییییییاد دارم ولی الان یادم نیست....همین که یادم بیاد براتون موگوم...
نقل قول
 
 
0 #105 ماریه رستم زاده.20 1396-08-19 01:25
شیما جون اونجایی که گفتی دو دیگ! آشپزی ماریه....فلذا تعریف بود یا مسخره بازی؟؟:خخخ
نقل قول
 
 
+1 #104 ماریه رستم زاده.20 1396-08-19 01:24
وای وای وای....یه غذای من دراوردی دارم پدیییده....کوکو ی نان....بعله...ف لذا طرز تهیه....مغز نان را چرخ کرده به آن زردچوبه و فلفل البته به دلخواه...اضافه کرده...کمی سبزی معطر نیز افزوده...تخم مرغها را شکسته داخل مواد و سپس سرخ میکنیم و کوکوی نان آماده ست.امتحان کنید حتما.آشپزی با ماریه....خخخ
نقل قول
 
 
+1 #103 ماریه رستم زاده.20 1396-08-19 01:16
نقل قول کردن فریبا هشگرد:
انقد با احتیاط کامنت میذارم
بیشتر سعی میکنم ساکت یه گوشه بشینم
بعضیاشونو بعد کلی تایپ پاک میکنم
قابل تایید نبود خب نتایید
دعوا چرا

حرف حساب جواب نداره.موافقم باهات
نقل قول
 
 
+1 #102 ماریه رستم زاده.20 1396-08-19 01:09
ماموری باورت میشه تو این چند روز که نبودم کاملا مردم؟؟؟وقتی میگم مردم نه اینکه چیزی شبیه مردن باشه ها...نه....بخدا کاملا مردم....نفسم قطع شد و دست و پاهام کاملا سررررد.نمیدونم دعای خیر کی پشت سرم بوده که دوباره به زندگی برگشتم.شاید دعای مادر مریضم
نقل قول
 
 
+1 #101 ماریه رستم زاده.20 1396-08-19 01:07
همیشه دوس دارم غذاهای ساده بخورم چون فکر میکنم الان که دارم اینو میخورم خیلی از افرادی که وضع مالی خوبی ندارن و مجبور به خوردن غذای ساده ن منم باهاشون همدلم....ینی یه نوع غذا میخوریم
نقل قول
 
 
+1 #100 ماریه رستم زاده.20 1396-08-19 01:02
یه چیزی میگم شاید کسی باورش نشه اما من هییییچوقت دوست ندارم غذاهای آنچنانی و خوب بخورم چون موقع خوردن یه صدایی تو ذهنم میگه الان که داری اینو میخوری شاید کسی یه جایی دلش همین الان هوس همین غذایی رو کرده که تو داری میخوری فلذا اون غذا کوفتم میشه به قرآن.واسه همین غذاهای ساده رو بیشتر میپسندم
نقل قول
 
 
+1 #99 ماریه رستم زاده.20 1396-08-19 00:59
ماموری خیلی دوست داشتم تو بحث آشپزی شرکت کنم ولی به دو دلیل نتونستم...یک... اینکه شارژ نداشتم.دو...چند روزی بود حالم خیییلی بد بود در حد بستری.ببخش اگه نتونستم باشم مهربونم.شرمندتم
نقل قول
 
 
+1 #98 ماریه رستم زاده.20 1396-08-19 00:56
نقل قول کردن غزل از گیلان:
میگمااا...یه آقا دانیال هم از اصفهان
داشتیم هر دفعه می یومد میگفت یه
خبری ازم نمی گیرید :lol:
همین الان یهو یادشون افتادم...
رفتن یهو...یه آقا سخاوت هم
داریم که سر نمی زنن اصلنی! :-?
یه خاله ناهید داشتیم که خواهر زاده ها
رو به حال خود رها کردندی و رفتندی!
:sad: یه آقا حسن ناطقی هم داشتیم
که خیییلییی وقته نیستن...
یه ماریه خانوم هم داریم سر نمی زنن
چند روزه :-? وووو روح عزیز سایت!
عاطفه خانوم اصفهانی آخه چلا؟؟
نوموخوام...چرا نیستین!

ولی خیییییلی تعجبیدم که میدونی کیا از چه زمانی به بعد نبودن....و بیشتر خوشحال شدم...خخخ
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد