علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه چهارشنبه 24 آبان

کرمانشانکم،ای شار شیرین
نفس کم دیرم، ارای زار و شین
همدیاریم، ها ژِیر آوار
کم بتکن خاک،وه‌ ای کردوار

کرمانشاهم
ای شهر شیرین
برای زاری و عزایت
نفس کم می آورم
هم دیاری ام (هم وطنم) زیر آوار است!
کمتر خاک را تکان بده
(کمتر زمین را بلزران)

سلام هموطنان عزیز
بابت مشکل فنی پیش آمده عذرخواهی می کنیم
و ازتون خواهش می کنیم در دیدگاه چهارشنبه 24آبان ماه باز هم همراه ما باشید...

موضوع ویژه:
راههای همدلی و کمک به عزیزان هموطن زلزله زده... کارهایی که خودمون انجام دادیم و کارهایی که میشه انجام داد...

فردین. جامشاوان تبریز:
(پیام اولی) کرمانشاه جان ... تسلیت!

زهرا سادات حسینی.یزد:
تسلیت می گم به تمام هموطنان کشورم. چون هویت ایرانی یعنی هم درد و هم دل بودن با یکدیگه، وحدت داشتن، یاری رساندن به هم دیگه و تعصب داشتن برای کشور و هموطنان! ایران تسلیت باد!

پژاره. کوهدشت:
پهلوانان هرگز نمی میرند...هر بژی کورد...ما هم دلمون، جونمون لرزید، چه کنیم جز دعا برای صبوری قلب بازماندگان و سلامتی مجروحان... ما هم از یکشنبه خواب و خوراک نداریم!جدی می گم، چون کوهدشت غرب لرستانه و چسبیده به کرمونشاه و ایلام، بعد اون زلزله تلخ که برقها رفت و ریختیم توی خیابونها ما هم چنان پس لرزها رو داریم طبق اعلام فرمانداری تا حالا75مصدوم داشتیم!

پریا ترک قیزی:
ماموری خوشحال شدم که خوندم دوستای دیدگاهیم سالمند. خداروشکر... و تسلیت کرمانشاه و سرپل ذهاب... تسلیت ایرانم!

محمدم 8 آبانى اصفهان:
اتفاق دلخراشى بود. واقعا نمی دونم چى بگم؟! دیگه غذا از گلوم پایین نمیره. خیلى ناراحتم ان شالله خدا به همه مردم کرمانشاه صبر بده و تسلیت می گم. امیدوارم تمام هم باشگاهى هاى کرمانشاهى و خانواده هاشون سلامت باشند و یه خبرى از خودشون بدهند.

نازی 27.اردبیل:
دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد
شاید "به زیر آوار" فرهاد رفته باشد!

فاطمه.رفسنجان :
امروز دارم خیرات درست می کنم به نیت همه رفتگان مخصوصأ کسانی که در زلزله جونشون رو از دست دادن ، و برای حل مشکلات زلزله زده ها سوره یس میخونم ، اینم سهم من...

ماریه رستم زاده 20 زاهدان:
واقعا باید جای اونا باشیم که بفهمیم حالشون رو.و الا هرچقد که بگیم درکشون میکنیم عمق فاجعه ای که واسه شون پیش اومده رو نخواهیم فهمید.

هیله خسرجی 20 شوش:
من دیگه واقعا نمی تونم تحمل کنم. دارم از نگرانی دق می‌کنم. ماموری حالت خوبه ؟ کاش مثل چند هفته پیش از قبل اطلاع رسانی می کردی.

مامان مونا:
مامور جون نکنه بالاخره مامور تاسیسات دانشگاه اومده توی آسانسور گیرت انداخته؟! ...که باشگاه دوشنبه بروز نشد؟!

مامور معذور:
آفرین آفرین به این ذهن خوش طبع... خیلی خوب بود... کارت درسته مادر! اما بازهم عذرخواهی می کنم بابت مشکل سیستم های پخش... ولی هر بار یه جایی مشکل پیش می یاد. خیلی وقتها هم قبل از اونکه شما متوجه بشین رفقای فنی مون حلش می کنن ... مثل همین شنبه که حتی توی سایت اعلام کردم معلوم نیست پیام نما به روز بشه... این بار هم مشکل جوری باود که حتی یه متن ساده هم نمی شد بفرستیم و از دوشنبه ظهر به بعد هیچ بخش پیام نمای ما نشد به روز بشه تا ظهر چهارشنبه اما از همون دوشنبه شب باشگاه روی سایت بود و اونجا توضیحاتی چند! دادم. کماکان ارادت و احترام ویجه!

سپیده/22/شهرقدس:
سلام مأموری ازبس زدم دیدگاه دیدم بروز نشده بود کورشدم. دیشب گوشی داداشم روگرفتم که ببینم ازسایت تون هم بروز نشده؟ تا اینکه دیدم بروزشده و شما خوبید. خیالم راحت شدکه شما مطالب رو فرستاده بودید.

فاطمه 26:
از سایت پیام نما خوندم تون. شکر خدا بچه ها بودن. پیام مژگان کرمانشاهی هم بود. دیشب تقریبا این موقع زلزله اومد اینجا منم پیام نما می خوندم.تکون هم نخوردم از جام... یادمه راهنمایی بودم یه سال زمستون خیلی زلزله اومد. یه مدت مجبور بودیم توی حیات بخوابیم ( مامور معذور:الهی الهی! می دونم توی این شرایط بغرنج، موندن توی حیاط، گاه در واقع به همون معنی موندن در حیات هست! چه بد که هیچوقت این اشتباه نگارشی، انقدر درست و با مسمی نبوده! پس لا اشکال. تنت سلامت جوان جان وطن) روزا هم نمی تونستیم بریم داخل. زود هر چیزی می خواستیم، ور می داشتیم و می پریدیم بیرون. وای که چقدرررر بد بود.

سیده آرمیتا28مازندران:
مامور لطفا پیام رفقای کرمونشاهی و ایلامی رو امشب درج کنید.تا ازحال و احوالشون بیشترآگاه بشیم. که توچه وضعیتی هستند. ان شاالله خدا روح همه عزیزان هموطنی که درزلزله ازبین رفتند.با امام حسین (ع) محشورکنه. به بازماندگانشون صبرعظیم و به بیمارانشون شفای عاجل عنایت کنه وهرچه سریعتر آرامش به دیارشون برگرده ان شاالله.

زهرا 17 بیرجند:
خدایا، خدای عزیز و مهربون، به همه کسایی که در حادثه زلزله غرب کشور، مرگ خانوادشون عزیزانشون همسایه هاشون دوستانشون و هم شهری هاشونو دیدن صبر جزیل عطا کن... هیچ کدوم از این 400 و اندی نفر، فکرشو نمی کردن که در حادثه زلزله، توی خونه و در کنار خانوادشون به جایگاه ابدیشون کوچ کنن پس مرگ خبر نمیکنه...مامور جان حلالمون کن از کجا معلوم تا چند ساعت آینده ما هم زنده باشیم.

درنا خطیبی:
میگم یعنی میشه دیگه هیچوقت نشنویم که یه عده ای بگن" باز خوبه که فلان اتفاق برای ما نیفتاد ؟!

سعیده 19 لیکک :
دلم خونه برای مادری که تو ویرانه های خونش زمینو چنگ میزد و دنبال پاره تنش بود.تسلیت هموطنان داغ دیده ام.

سوارا دهانی سرباز بلوچستان:
( روستای گونگان) وای خیلی ناراحت کننده است،تسلیت می گم به بازماندگان کرمانشاهی ما روهم تو غمتون شریک بدونید.


اسرا17نقده:
حفظ هویت یعنی الان که هموطنامون دچار مشکل شدن بهشون کمک کنیم حالا چه نقدی چه غیر نقدی نه که بشینیم خونه و بگیم:به من چه دولت کمکشون کنه!خو انسانیت کجا میره پس؟(مامور از ته قلبم ناراحتم!!!)

شانلی21 اردبیل:
سلام مامورنمی دونم چی بگم؟ خیلی برای "هم وطنهای کردم" ناراحتم. ازوقتی شنیدم فقط دارم گریه می کنم. کاش کاری ازدستم جز ابرازهمدردی بر می اومد. خانواده عروس عمم که توی "سرپل ذهاب" بودن فوت کردن. ازدیشب رفته اونجا حال مامانمم که اصلا خوب نیست. آخه همه اعضای خانوادش رو توی زلزله از دست داده.

فهیمه 26 شهر"یار" :
سلام رفیق جان. بلخره شارژ شدم! خیلی وقت بود بی شارژی نکشیده بودم ! امروز حقوقمون واریز شد و اول از همه مبلغی رو واریز کردم برای عزیزهای کرد زبانم که کمک کوچیکی کرده باشم بی نهایت ناراحتم براشون. من کرمانشاه رفته بودم بی اندازه مهربون و خوش زبان. خدا پشت و پناهشون باشه.

سعید 27 ابهر:
داداشا و آبجیا ! وقت کمکه هر کی میتونه یا علی، رفتم خون دادم، اوی منفی بدجور نیازه، بازم تسلیت میگم به همه ایران.

زهرا اردیبهشتی20 ایلام:
این حس و حالی که این دو روزه داشتیم رو الهی که هیچکس تجربه اش نکنه...تلخه تلخ...سخته سخت...زلزله اصلی سرپل ذهاب بود، اینجا که همش 4/5ریشتر بود اینقدر ترس ودلهره داشتیم اونا چی کشیدن؟! الهی بگردم...تسلیت میگم و واقعا با تمام وجودم داغدارشون هستم...واقعا دست و دلم به پیام دادن نمیرفت بس که حال روحیم داغون بود(الهی شکر...ازلحاظ جسمی سالمیم ولی روحی) ... این دو شب کلا تو چادر و ماشین بودیم...پس لرزه ها هنوزم ادامه داره(گاهی تا حدود4/5) همین الانشم چنان لرزید که برق و لوسترهامون نصفه کنده شدن...ماموری حلالم کن! ببشقید زیاد اذیتت کردم! دعا کن این پس لرزه ها تموم شه و این روزامون ختم به خیر شه...لا حول ولا قوة الا بالله... ما به هرکی توایلام ومهران واینا زنگ میزنیم میگن پس لرزه ها خفیفه؛ولی اینجاشدیده! فکرکنم به خاطراینه که شمالی ترین شهر استانیم ونزدیکیم به سرپل خیلی؛دیشب پس لرزه اش خیلی شدیدبودتاصبح نتونستیم بخوابیم...

فاطمه انصاری.کرمانشاه:
نمی دونید اینجا چه خبره! ،قدر آرامشی رو که خدا بهتون می ده رو بدونید، توی یه ثانیه میشه این آرامش از بین بره... کرمانشاه عزیزم از هشت سال جنگت بگویم؟ یا از گرد و غبار و آلودگی هوایت؟ یا می توانم خباثت های کور داعش را پنهان کنم؟ فقط غم زلزله ات کم بود!

مژگان ساعدی کرمانشاه:
ماموری جونم بیا زلزله ما رو آواره کوچه و خیابون کرده اون وقته شما نمیای تو رو خدا بیاین! ... ایران تسلیت / کرمانشاه تسلیت... این شماره حساب " 99999 " بانک تجارت است برای کمک های نقدی به هم وطنان آواره کوچه و خیابونم با این هوای سرررررد بدون آب و غذا در استان کرمانشاه . سهم من از جامعه کمک ناچیز و نقدی به کردنشین های بی پناه شهرم کرمانشاه . سهم شما برای هموطنان؟ ... خواهرم بهم گفت : تو که قبلا چقدر باهوش بودی؟! الان چرا کلا گیج شدی؟ میگم : مثلا الان چند درصد گیج شدم؟ میگه: شیش دانگ! خخ. مامور ببخش اگر دو کلام باهات حرف نزدم باور کن چیزی نفهمیدم. شما هم باهوش بودیا به محض اینکه متوجه شدی (صدا خوب نمی یاد) زودی خداحافظی کردی!

فاطماگل،اسلام آباد:
وای مأمور،کی باورش میشه قیامت رو باچشمای خودم دیدم! اول زمین شروع به لرزیدن کرد،تابلندشدیم بریم توحیاط برقارفت،نه مثه ی تاریکی ساده تاریکی مطلق!وقتی رفتیم توکوچه،فقط صدای جیغ بود چشم،چشمونمیدید! یه دفعه همزمان با لرزش زمین آسمون یه رعدوبرقایی میزدکه برای ی لحظه کل منطقه رو مثه روز روشن میکردباورت نمیشه ستاره هااونقدبزرگ ونورانی شده بودن که حس میکردم الانه که به زمین برسن! .... واقعادست این مهندسایی که بیمارستان شهرمارو درست کردن،درد نکنه!اینقدخوب بود که نمای بیرون ساختمون کامل ریخته بود،اتفاق خاصی نیفتادفقط مجبورشدیم ساعت یازده شب کل تخت هارو با مریضها ببریم توی خیابون چون احتمال ریختن ساختمون بود! عکسشو که دیدین توی اخبار؟

زهرا 18 فارس:
سلام، منم به نوبه خودم درگذشت تعدادی از هموطنان عزیزمون در کرمانشاه رو به تمام مردم کرمانشاه و ایران تسلیت می گم.ماموری خیلی نگران آبجی مهتاب و دیدگاهی های کردمون هستم انشاالله سالم وسلامت باشن.

مهتاب 18کرمانشاه:
مردم هم استانیمون ... پدر و مادرهای زیر آوار مونده ... جیغ زدنای دوستم که خودش اینجا خوابگاه بود و پدرش تو سرپل زیر آوار مونده بود ... داد میزد ، باباشو میخواست ... حال دلمون خیلی بده دعامون کنین ... چقدر روزها زشت شدن ، دیگه خونه و خانواده ی خیلیا از هم پاشیده شد ، شهرمون عزادار شده ... ای کاش بگذرن این روزا!

فهیمه 26 کرمانشاه شهرک تعاون
سلام مسئول و دوستان اینجا کرمانشاهه. یکشنبه شب اینجا زلزله اومد. شدت زلزله به حدی بود که وحشت همه رو گرفته بود همون لحظه برق هم رفت فکرکنم نزدیک 20 ثانیه بود که ادامه داشت. ما رفتیم توی کوچه کفش هم نپوشیده بودیم من تاحالا اینجور زلزله ای رو احساس نکرده بودم. یه لحظه احساس کردم داره قیامت میشه شهادتین رو به جا آوردم ... اینجا اضطراب رو تو چهره همه مردم می بینی!

سارایی 23 البرزنشین:
موضوع یک این هفته ( احساس مسئولیت درمورد جامعه) دقیقا مصادف شد با این حادثه زلزله اخیر... واقعا میگن تو عمل باید ببینی چی تو چنته داری، نه به حرف و سخندانی... الان وقتشه همه از خودمون نپرسیم؛ بلکه به عملمون نگاه کنیم.احساس مسئولیتمون چقدر بود؟ چقدر خودمون رو گذاشتیم جای زلزله زده ها؟ گریه ها بسه؛ همت و عمل چقدر بوده؟ اگه توابین اون زمان به یاری مولا امام حسین(ع) میرفتن بهتر بود یا اشک ندامت بعدش؟ تا وقت از دست نرفته، اشکهاتونو پاک کنید، هنگامه ی عمله..جمع آوری اقلام مورد نیاز، کمکهای نقدی... حتی کساییکه خودشون بضاعت مالی ندارن؛ میتونن از اعتبارشون استفاده کنند؛ همش نقدی نیست که، میتونن از بقیه بخوان و کمک ها رو جمع کنند یاعلی به همتتون..یااااعلی.

مهسا 18قم:
سلام وتسلیت به هم وطنان عزیزم. باشگاه به روز نشد از سایت خوندم داشتم اخبار رو نگاه می کردم متوجه شدم هنوز خیلی از هموطنانمون از کمک ها بی نصیب موندن ... خدایش به غیرتم بر خورد پاشدم تموم پتوهای جهازم رو با هرچی وسیله به درد بخور بود دادم به یکی از دوستامون که بخاطر خانواده اش عازم اونجا بود. هرچی پول داشتیم هم دادم واسه کمک اما متاسفانه مبلغ چندانی نیست. خیلی دلم می خواست وضعمون بهتر باشه تا بیشتر کمک کنم اما فقط همین از دستم بر می اومد.

دخترجنگل:
...واقعا آدم دلش می گیره... ساختمان نوساز استاندارد هم بخوره توی سرشون. یعنی اینا وجدان ندارن؟ باید چند نفر دیگه بمیرن تا اینا كارشون رو درست انجام بدن؟!

فوزی دخترکورد سرپلذهاب:
( پیامها به ترتیب) سلام ماموری جون و آبجیا و داداشا... توی سرپل ذهاب زلزله بزرگی اومده یه عالمه کشته داشته. به خدا همه مون آواره شدیم! توروخدا برامون دعا کنید که دیگه زلزله نیاد... آخ هنوزم پس لرزه میاد از همه مردم عزیزم تشکر می کنم به خاطر کمک ها وخوب بودنشون. واقعا به دادمون رسیدن ممنونم. التماس دعا... ماموری نمیدونم اینا درج میشه یا نه؟ چون دیگه ما که تلویزیون و خونه نداریم! فقط دعامون کنید ( مامور معذور: هموطن عزیزم! خواهر خوبم! بعد از خوندن و دیدن پیامت دیگه چطور میشه کار کرد؟... مگه این گریه امان می ده؟! ان الله مع الصابرین... طاقت بیارین ما تنهاتون نمی ذاریم! ) / / / سلام ماموری جون... 3روزه زلزله زده.... هیچ کسی به دادمون نرسیده! فقط کمکهای مردمی رسیده! ما توی یکی از روستاهای سرپلیم... توی دشت ذهاب... پس این مسئولین کجان؟

زهرا27 همدان:
وای خدایا شکرت که می بینم دوستان کرمانشاهی دیدگاه سالمند. انگاردنیا را بهم دادن... داماد بزرگمون نانوایی دارن خودش شاطرن از طرف هلال احمر براشون نون می پزن برای زلزله زده ها... ماهم پول ریختیم و پتو هم فرستادیم.

مادر45گیلان:
خدارو شکر دیدگاه به روز شد. ولی حال ماموری وهمه بچه هامثل حال من خرابه. خداصبر بده به مردم کرمانشاه.خدایا این چه مصیبتی بود خدایا زمستان در پیشه. هواسرده... مردم زلزله زده سرپناه ندارن. خدایا خدایا! خودت به دادشون برس... مردم ایران بازهم گل کاشتن.

سیده ملورین15:
به خاطربروز نشدن باشگاه پریشون حال بودم..الان بروزشد وخوندم پریشان حال ترشدم..چقدر سخته..درکش واسه منی که تجربه نکردم مشکله..چقدر دردناکه عزیزت رو زیرآوارازدست بدی.. خونه زندگیت روی سرت آوارشه و آواره بشی..و چقدر سخت ترکه تنها کاری که ازدستت برمیا ددعا باشه..می گن خداوقتی مصیبتی به کسی میده صبرشم همراهش میده... اونایی که رفتن که رفتن وغمی بردوش ندارن... اما بازمانده هایی که عزیز ازدست دادن بیشتر زجر می کشن... ازخدا واسه تون فقط صبر می خوام... همین و همین.

زهراکریمی22قم:
امیدوارم این پس لرزه های لعنتی هم زودترتموم بشن. 270 مرتبه پس لرزه عددکمی نیست و واقعاوحشت آوره، براشون از ته دلم دعا می کنم... مردم اون کشورروبااون ویژگی هامیشناسن،زبان فارسی مهم ترین عامل هویت ملی وایرانی محسوب میشه ویکی ازعوامل پایداری تشکیل میده وهویت افراددرسطح جامعه رومعرفی می کنه...

اسماگل 19 جنوب غرب :
ایرانم،هموطنم،تسلیت!...درباره هویت واقعیم وکندوکاوبرای پیداکردنش بایدبگم که:رفتن رسیدن است،درواقع همین که برای یافتنش،تلاش کنم ازخیلیهاجلوترم.حضرت علی"ع":خدارحمت کندکسی راکه بداند ازکجا آمده،درکجاهست وبه کجامیرود!"خدادرقران:قطعاگرامی داشتیم فرزندان ادم را....وبربسیاری افریدگان خود،برتری شان بخشیدیم."چه جایگاهی بهترازاشرف مخلوقات بودن؟کلی ترین هویت ما،هویت انسانی ماست.

ستاره، الشتر :
راستی چه جالب همه ما قبول داریم زبان جزئی از هویتمون هست،از اون طرفم قبول داریم بی هویتی برابر با مرگه.اما میدونی جالبترش چیه اینه که؛ هممممممون کلمات انگلیسی و وارد فارسی کردیم واستفاده میکنیم....با عرض پوزش حتی شما مامور گرام.

فاطمه دختر بهار:
هویت؟ هویت دیگه واسمون نمونده که ... هویتمون رو این غربی ها ازمون گرفتن. حتی غذاهامونم دارن می گیرن ازمون. هات داگ بجای آبگوشت! پیتزا به جای قیمه به اون خوشمزگی! اگه دروغ می گم بگین دروغ میگی .

طیبه ازلرستان:
هویت من زبان مادریمه که داره فراموش می شه. لباس محلیمه که متاسفانه رغبتی برای پوشیدنش ندارم... غذای محلی ای که بعضی مواقع حتی اسمش رو هم نمی دونم. چه برسه به پختنش... آوازو نواییه که میلی به شنیدنش ندارم! هویت من فرهنگ و سنتیه که داره ازتکنولوژی جا می مونه!

زهره پوربافرانی :
کسایی که هویت ندارن، واسه استفاده "هر کاری" بهترین گزینن! .... خیلی سخته که بخوام خودم رو بذارم جای یه کودک کار .. ولی اگر بودم از مردم انتظار داشتم همون یه ذره غروری که برام مونده رو نشکنن... چه تلخ که موضوع یکمون تو این روزها واقعی تر شد... و این سوال اینطوری هم میشه که : احتمال داشت ما به جای آنها ( زلزله زده ها ) باشیم؟ ... امیدوارم هرکسی هر کمکی ازش برمیاد انجام بده و خیلی زود حال و احوالشون بهتر بشه...

مارال 15 رشت:
من خیلى در جامعه احساس مسئولیت می کنم و در این مورد کارهاى زیادى در حد توانم انجام دادم.مثلا روز تولد دوستام همراه کادو اون ها رو عضو کتابخونه میکردم.رو به روى خونمون خوابگاه دختران بى سرپرست هستش و ما در حد توان به اونجا کمک میکنیم.تازه با دختراش دوست هم شدم.خیلى دختراى شاد و سرزنده و مودبى هستن.همش با خودم فکر میکنم اگر من جاى اونها بودم چه رفتارى انجام می دادم.هر وقت اونجا میرم، قدر داشته هام رو بیشتر می دونم.

زهراپنجی:
امروز روز تاسیس باشگاه هم اندیشانه. سال نود که مصادف باعیدغدیربود باشگاه هم اندیشان تاسیس شد. دلم خیلی واسه اون موقع ها تنگ شده...کرمانشاه تسلیت نمی خواهد،کمک میخواهد....

مهدیس 21 مازندران :
چقدر دیدگاه این سری غمگین بود...دلم گرفت...امیدوارم همه سلامت باشن.

عاطفه 28 اصفهان:
ان شالله که امشب باشگاه خوب دربیاد... دلم واسه مزه ریختنت تنگ شد... امیدوارم امشب بریزی...

مامور معذور:
مامور چند بار جمله آخر را خیره خیره، می نگرد و آب دهانش را می خواهد بقورتد اما گویی گیر کرده! ... امشب بریزم آیا؟... آخه مگه یارانه است؟!

فاطمه ادهمی 19 اصفهان:
سلام دوستی خبم! حالدون چیطورس؟ خیلی وختس بت پیام ندادما، دلتنگتونیم. میگما یوخده این فضا دیدگاه رو شاد بنما! دلمون پوکید که. آ راسی میشه یه بار موضوعی در مورد اینکه چرا حرف مردم برا ما مهمه و بهشون گوش می دیم و نمی خایم این چند روز زندگی رو بخاطری دلی خودمون سر کنیم! واقعا چرا؟خیلی از زندگیا واس خاطری همین قضیه از هم پاشیدس!

مامور معذور:
بی بین! جخ تازه اومدم باشگاه رو شادیش کنم که دیدم آخر پیامددد! گفتی چرا نمی خایم! به حرف مردم توجه نکنیم و راحت و رها باشیم!؟ خب الان تکلیف من چیس؟ شمام جزوی از مردمی وا! بهت گوش کنم یا نکنم؟ الو؟ گوش می کنی یا نمی کنی؟ ( مامور معذور باخودش) گوش می کنه؟ نمی کنه؟ گوش کنم؟ نکنم؟

حرف ها دارم اما... بزنم یا نزنم؟
با توام، با تو! خدا را! بزنم یا نزنم؟
همه حرف دلم با تو همین است که:دوست
چه کنم؟حرف دلم را بزنم یا نزنم؟
گفته بودم که به دریا نزنم دل اما
کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟
از ازل تا به ابد پرسش آدم این است:
دست بر میوه ی حوا بزنم یا نزنم؟
به گناهی که تماشای گل روی تو بود
خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم؟
دست بر دست همه عمر در این تردیدم:
بزنم یا نزنم؟ ها؟ بزنم یا نزنم؟
قیصر امین پور

داره فراموش می کنه؟
مامور جالب انگیز نوبت گذشتت از مصطفی مستور (انتخاب زندگی ها) خیلى خوب و معنى دار بود. ممنون ولى من از پولدار بودنش منظورى نداشتما! فراموش كردم اون دختر رو. حالم خوبه الان؛ همه فهمیده بودن یه چیزیم شده همش مى گفتن: چرا مثل همیشه نیستى؟ چرا پكرى؟ رنگت چرا پریده؟ به چى فكر مى كنى؟ اگه اون من رو واقعا مى خواست باید "نه" مى گفت. پسر عمو كه سهله باید به كل دنیا نه مى گفت، بگذریم ان شاالله خوشبخت بشه، منم تا كى غصه گذشته رو بخورم؟.... من قبول دارم اون حرفى كه مى خواى بهم بزنى رو، آره. سن و سالم كمه( مامور معذور: الان کلی ها توی کف بودن که از روی سنت بفهمن کیه؟ ولی ما خودمون فیلمنامه پلیسی پخش شده داریم داداچ!) الان باید من فقط درس بخونم... دارم فراموشش مى كنم!

مامور معذور:
نخیرررر! تو "داری" فراموش نمی کنی اونم هی!... کاملا مشخصه که "داری" بازی در میاری! فلذا نیاز به "کمک هول دهنده" داری شاید که "فرا موش شانده" شوی! حالام بگیر تا گیرانده شوی! ( مامور معذور با یک چوب خوش تراش خوش دست- که بیشتر به دسته جارو می ماند- ضربه عمودی – افقی کاتدار، بر میانه ملاج وی فرود می آورد.... یککک جوری که حالا فرود نیاورد پس کی بیاورد؟!)
بخت برگشته مذکور،پس از صرف ضربه فنی مامورانه تا انتها، باخنده غیرعادی می گوید:
آخ که من همیشه عاشقت بودم "کاپی جان"! یعنی یه روز باشگاه "پیام سه! " رو نخونم کلهم اجمعین بدنم درد می گیره! تازه شم، حالم هم از هرچی مامور و معذوره به هم می خوره! ایشششش!... الهی که همیشه مشق باشد/ همیشه کتک باشد!

سپیدان بانو 19 / میانه:
خخخخ... بعد مدتها که داشتم باشگاه رو می خوندم، با ولع داشتم به تک تک پیامها نگاه می کردم که رسیدم به اسم : مهدی بانو و پیام ابتکار آشپزی! خدا ازت نگذره مهدی. نیم ساعت روی ویبره بودم فقط... بخوام با خودم صادق باشم، زیاد نسبت به جامعه احساس مسئولیت ندارم، چون یجورایی درتوانم نیست که، برا اصلاح امور پیرامونمم فقط یه اعصاب داغون و سردرد موند برام چون نمیتونم افرادی که در اطرافم هستند رو به کاری مجبور کنم، با هیچ یک از مراکزی که گفتید در ارتباط نیستم چون اختیارش رو ندارم متاسفانه، خو وقتی به کل خاندانم نگاه میکنم وشرایط زندگیم میبینم که یک در هزارم امکان نداره که کودک کار باشم، و اگه بودم انتظار داشتم وقتی منو می بینند نگن آخیی و الهی و حیوونی.

بی نام پیام اولی:
سلام من این روزها افسردگی گرفتم می خواستم بدونم چه چیزی برای افسردگی خوبه؟ خواهش می کنم جوابم را بدین.

مامور معذور:
عزیز! برای حال خوبت دعا می کنم. من که نمی دونم شما بر اساس چه شواهدی اینطور قطعی به این نتیجه رسیدی؟! اما اگر منظورت از چی خوبه؟، جوشونده و معجون و عصاره و اینهاست من که نمی دونم! شمام اگه پیدا کردی به ما بگو! ... فقط و فقط تنها راه درستش مشاوره حضوری با متخصص روانشناس یا روانپزشک هست... البته امثال بنده که یکم تنبل تشریف داریم و فقط اهل مداوای بیماری های جسمی هستیم و در کنارش پول خرج کردن برای خورد و خوراک و پوشاک و ... بیشتر دنبال همون جوشونده و اینا هستیم، چون هم هزینه اش کمتره هم دیگه نیازی نیست اینهمه رااااه بیوفتی، توی این حال و هوا بری خدمت مشاور! درسته که یوخده تلخه ولی همونجا که نشستی می ری بالا و تموم! یهو زندگی شیرین می شود! والا!

جوكار از خفر :
مامور كاش یه ماشین سیار توى روستاها، كمك جمع می كردن واسه مردم زلزله زده اون موقع ما هم می تونستیم كمك كنیم .

مامور معذور:
خواهر من! خب ای خواهر من! آخه الان چه جوری خودم رو کنترل کنم؟ فقط بدون که پیامت شاهکار بودا ! ... حالا بی زحمت این یه دفعه رو شما خودت برو به سمت محلهایی که کمک های مردمی رو دارن دریافت می کنن... مثل دفاتر هلال احمر در شیراز ... خدا خیرش رو بیاره توی زندگیتون! ... لطفا ! ... میشه؟

وانیا29 شهریور:
تسلیت به بازماندگان داغدار زلزله دیده،خیلی نگران و غمزده هستم براشون خدابهشون صبر بده ،هرکس در حد توانش میتونه خواهشا کمک کنه، مشارکت اجتماعی اینجور جاهاست که نمایان میشه!

ریحانه18تهران:
واقعا دلخراش بود حادثه تلخ کرمانشاهیامون..فقط کاش همدردی هامون در حد پیام و فضای مجازی نباشه! هرکدوممون در حد توان کمک کنیم. حتی با یه خون دادن ساده...ان شاالله که دیگه داغ نبینیم! سخته... لوازمی مثل پتو،چادر،کنسرو،آب معدنی،داروهای ضروری و شیرخشک بچه اقلامی ان که هلال احمر تحویل میگیره...دعا یادمون نره...

آرشام19زنجان:
من دیروز پنج تا پتو و ده تا چراغ قوه با باطری خریدم فرستادم کرمانشاه. هموطنان عزیزم شرمنده تونم که بیشتر از این نشد کمک کنم…. بیش از صدباره دارم پیام زهرا به توان 2‌رو میخونم و گریه می کنم. هم خوشحالم حالتون خوبه وهم ناراحت به خاطر وضعیتتون. از ته دل براتون دعا می کنم....

زهرا به توان2 کرمانشاه :
گر که باشم روزگاری ماندگار/ می گذارم این سخن را از برایت یادگار / می نویسم روی کوه بیستون نازنین / زنده باد ایران من، یاران خوب روزگار... ممنون از همه هم مهینان نازنینم و بچه های باشگاه به خاطر همدردیتون !

دخترکاغذی23ایلام:
سلام ماموری... شب یکشنبه مرگ رواحساس کردیم... واقعا شب وحشتناکی بود... واقعا وحشتناک بود برقها رفت زمین عین گهواره تکون می خورد. واقعا ترسناک بود.

سارا19کرمانشاه:
ماموری اولین بار قسمت شد که لحظه ای پیام بدم که دیگه نمی تونم باشگاه رو بخونم. چون تو چادریم ولی بهتر دونستم الان ازتون کمک بخوام ... واقعا اینجا خیلی به کمکهای شما نیازداریم رفقا، کرمانشاه کمک میخوااااد... کمککک!

سمیه رحمانی 20چناران :
الهی بمیرم هموطن!
توی این هوای سرد کوهستانی پاییز، شب را چطور به روز می رسانی؟ خدایا خودت کمک شون کن .

زهرا غلامی 16 شاهین دژ:
کرمانشاه تسلیت...خیلی دردناکه و غم بزرگیه، لطفا تو فضای مجازی با این اتفاق دردناک شوخی نکنین.کرمانشاهیا،کرد زبانهای عزیز، ما به شما بدهکاریم، بدهکار شجاعت شما در طول هشت سال جنگ دفاع مقدس. یادمون نرفته که شما جنگیدین برای آزادگی...

مریم نصیری سرعین:
از وقتی کرمانشاه زلزله اومده دارم آتیش می گیرم میسوزم وقتی میبینم خودم جلو بخاری گرم نشستم و اونوقت هم وطنام دارن میلرزن از سرما . وقتی آب میخورم خجالت می کشم غذا می خورم خجالت می کشم . خدایا دلم رو آروم کن خدایا بهت نیاز داریم بچه ها تو رو خدا هر کاری می تونین بکنین من از شبی که بخوابی و خونت سرت آوار بشه بیم دارم از بچه هایی که دیگه پدر مادر ندارن خجالت میکشم از مادرایی که اشک میریزن خجالت میکشم خدایا خفظشون کن.

مامور معذور:
خب هموطنان عزیز و دلسوز و همراه
ممنونیم که بازهم فرصت بودن و دیده شدن رو به دیدگاه و دیدگاهی ها دادین...
دوستانی که گفتن کاری از دست ما بر نمی یاد قطعا اینطور نیست ... هرکسی به میزان وسع و همتش می تونه توی همین شرایط هم مفید باشه... و در کنار تصاویر سخت و تکان دهنده ای که می بینیم ، لحظات ناب و زیبای همدلی و نوع دوستی هموطن ها هم به دست مون می رسه... خصوصا دیدن کودکان معصومی که در هر حالتی، در دنیای کودکانه شون و در لحظه، مشغول زندگی هستن!

حتما ما می تونیم مفید باشیم و حتما به اندازه خودمون مسئولیم و وظیفه داریم.
حتما اگر یه تیم ده نفره شد، می شه با همت و تلاش و امید، ورق رو برگردوند... و مردم نجیب و غیور و وقت شناس کشورمون این فرصت ها رو هیچوقت از دست ندادن... امیدواریم مردم و مسئولین همه در کنار هم، تلخی ها و سختی های این غم سنگین رو کمتر و کمتر کنن...

مردم عزیز کرمانشاه اشک و لبخند این روزهای ما بسته به لحظه لحظه بودن شماست ... با پر پر زدن شما و عزیزانتون ماهم پرپر زدیم . اشک ریختین اشک ریختیم. ناله کشیدین فریاد زدیم و مطمئن باشین تا انتهای این دوی ماراتن، تنهاتون نمی ذاریم!


اشک شوق یعنی وقتی با همت دوستان عزیز کرمونشاهیت، ظهر کمک برای زلزله زده ها بفرستی، شب به دست هموطن هات رسیده باشه... خدایا هر چی که به ما دادی، از کرم و جود خودت بخشیدی... پس هر وقت که خواستی بگو کجا؟ تا دو دستی تقدیم بندگان عزیزت کنیم... این توفیق و افتخار رو را از ما نگیر...

توی این حال و روزگار، خودمون رو می سپریم به خودت که صاحب مجلس کل کائنات فقط خودتی و مدد می گیریم از ولی عصرت، صاحب الزمان عج الله تعالی فرجه...

بیا که آینه روزگار، زنگاریست
بیا که زخم زبانهای دوستان، کاریست!

به انتظار نشستن در این زمانه یاس
برای منتظران، چاره نیست: ناچاریست

به ما مخند! اگر شعرهای ساده ما
قبول طبع شما نیست: کوچه بازاریست

چه قابها و چه تندیس های زرینی
گرفته ایم به نامت که کنج انباری ست!

نیامدی که کپرهای ما کلنگی بود
کنون بیا که بناهایمان طلاکاریست

به این خوشیم که یک شب به نامتان شادیم
تمام سال اگر کارمان عزاداری ست

نه اینکه جمعه فقط صبح زود بیدارند
که کار منتظرانت همیشه بیداری ست!!

به قول خواجه ما در هوای طره تو:
"چه جای دم زدن نافه های تاتاری ست؟"

نه این که جمعه فقط صبح زود بیدارند
که کار منتظرانت همیشه بیداری ست!!
سعید بیابانکی

انتقاد، پیشنهاد و حمایت دررابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)

 

 

 

 

ای که دستت می رسد کاری بکن

پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار!

سعدی


نظرات   

 
+2 #25 فاطمه مجنون محزون 1396-08-29 09:28
نقل قول کردن لاله 17مشهد:
کاش به جای دلم،نفسم می گرفت و تمام...!! :cry:

***★***
نبینم غمتو خواهری ....
دل...ای دل... :cry:
نقل قول
 
 
+1 #24 زهرا سادات حسینی.یزد 1396-08-27 17:29
سلام :cry:
یک چیز جالب بگم بهتون آیا؟
دیدین فضا مجازی میگن یخوده (کسره ی )
ما یزدیا این کلمه ورد زبون مون هستش فقط فتحه داره روی ی :-|
هیچی دیگه فقط خواستم بدونید :-) خسته نباشی ماموریییی
نقل قول
 
 
+1 #23 سمیه از قم 1396-08-27 16:51
زهرا کریمی جان میبینم که همشهری من هستی عزیز :-)
نقل قول
 
 
+1 #22 سمیه از قم 1396-08-27 16:48
سلام و درووود من
ب همه اونایی که این پیام منو میخونن. سلااام بچه هااا.امیدوارم حال همگیتون خوب باشه . خیلی وقت بود سراغ دیدگاه نیومده بودم. ایام شهادت رو ب همگی تسلیت عرض میکنم
نقل قول
 
 
+1 #21 لاله 17مشهد 1396-08-27 14:23
کاش به جای دلم،نفسم می گرفت و تمام...!! :cry:
نقل قول
 
 
+10 #20 لاله 17مشهد 1396-08-27 14:22
گاهی وقتا تنهایی طولانی میشه،معیار دوست داشتن آدمها هم عوض میشه..
یهو میبینی که اون آدم ،گلدون گوشه اتاقشو با دنیا هم عوض نمیکنه!
نقل قول
 
 
+6 #19 سارایی ۲۳ 1396-08-27 11:50
بچه ها با عروسکها بزرگ میشن..
یه عده ای محروم از داشتن اسباب بازی اند
یه عده غرق در وسایل بازی مختلف..
یه عده عروسکهاشونو تو دلشون نگه می دارند..
زود بزرگ میشن!
میفهمن که باید بخاطر زندگی بهتر اطرافیانشون
پدر ومادرشون ..دست از عروسکهاشون بکشن!
بلند شن و جلوتر از توان اصلیشون بار زندگی رو
بدوش بگیرند..
یه بچه هایی هستند که از دنیا فقط پدر میخوان
و سر بریده نثارشون میشه :cry:
بچه ها میفهمن حتی اگه غرق بازی کودکانه باشن..
بچه ها میشنون..می بینن..
بچه های اینروزای زلزله زده، حالشون خوب نیست
اونا بازی میکنن..اونا تو بازیهاشون الفبای درد رو
هجی می کنند..
کاش کودکی هایمان باقی می ماند..کااش
تا برای هر رنجی، هر شوقی، هر گریه ای
می گفتند: بچه است دیگر..
یاد بچه های جنگ زده بخیر..
یاد همانهایی که درس را رها کردند..
کودکی را..
تا با الفبای از وطنم دفاع میکنم آینده ساز
کشور باشند..
شهدا زنده اند..زندگان را فراموش نمی کنند!
نقل قول
 
 
+2 #18 سارایی ۲۳ 1396-08-27 10:13
زندگی سخت تر از حادثه ای دلگیر است
زندگی مرد جوانی ست که در دل پیر است
زندگی طعنه به انسانیّتی قلابی ست
زندگی آب گل آلوده ی رودی آبی ست
زندگی بی خبر از دغدغه ی سهراب است
پشت دریاش فقط آدمیّت کمیاب است
زندگی دلهره هایی ست پر از بی خوابی
زندگی فاصله هایی ست پر از بی تابی
زندگی کودک پر روست که دستش سنگ است
زندگی خفّت و خواری و سراسر ننگ است
زندگی خانه ندارد همه اش دربدری ست
زندگی رحم ندارد.. عجب او بی پدری ست
زندگی خودکشیِ حوصله با بنزین است
زندگی منطقه ی جنگی و از دم مین است
زندگی میوه ی کالی است ، پر از کرم سیاه
زندگی دختر پیری ست پر از حسرت و آه
زندگی ثانیه هایی ست که از غم سیر است
زندگی یک میعان است که بی تقطیر است
زندگی خستگی از بودن و درجا زدن است
زندگی مرد غریبی ست که درگیر تن است
زندگی راه درازی ست که باید بروی
آخرش خانه نشینی ست که باید بشوی
زندگی منتظر خودکشی و کوچ من است
زندگی پوچ تر از مثنویِ پوچ من است
# علی صفری
نقل قول
 
 
+8 #17 سارایی ۲۳ 1396-08-27 10:02
ایام سوگواری رو تسلیت می گم..
الهی بحق و حرمت این ۳ عزیز؛ زمین
به آرامش برسه..
تا هموطنامون از رنج و اضطرابشون کاسته شه :sad:
نقل قول
 
 
+1 #16 سارایی ۲۳ 1396-08-27 09:55
سلام.
تو قانون حمورابی که مربوط به چند هزار
سال پیش هستش
یه بندی وجود داره که گفته:
هرگاه خانه ای فرو بریزه؛ مالک خانه کشته
بشه، معمار یا سازنده آن خانه محکوم به مرگ هست.
***
حالا برا ماییکه چند هزار سال پیش همچین
قانونی داشتیم..الان نباید برای ساختن
غیر اصولی خانه ها مجازات داشته باشیم؟
دیگه بعضیا وجدانشون کار نمیکنه!
شاید از ترس مرگ خودشون کارشون رو درست
انجام بدن.
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد