علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه شنبه 27 آبان

هموطنان جان!
سلام
و قبل از هرچیز خدا قوت و التماس دعا!

همچنین فرا رسیدن ایام سوگواری رحلت پیامبر مهربانی و اخلاق (ص) و شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام رو خدمتتون تسلیت عرض می کنیم... دیدگاه شنبه 27 آبان تقدیم نگاه پرمهر شما...

موضوع هفته:
یک) خود شما چقدر برای مقابله با حوادث غیر مترقبه و طبیعی (زلزله، سیل، آتش سوزی و ...) آمادگی دارید؟ آیا روی دادن چنین حوادثی در کشور ما دور از ذهن است؟ چه آموزشهایی در این رابطه دیده اید و چقدر به دنبال یادگیری آنها بوده اید؟ ارتباط شما با نهادهای امداد رسان مانند هلال احمر و آتش نشانی و ... چگونه است؟ آیا در دوره های آموزشی آنها شرکت کرده اید؟ چرا؟!

دو) چقدر نسبت به جامعه خود احساس مسئولیت می کنید؟ در سامان دادن و اصلاح اموری که در توان و پیرامون شماست چه گامهایی برداشته اید؟ چقدر با مراکز یاری رسان اقشار نیازمند، فرو دست جامعه آشنا و در ارتباطید؟ آیا امکان یا احتمال داشت که ما به جای آنها باشیم؟ در اینصورت چه انتظاری از افراد جامعه تان داشتید؟

سه) هویت یک فرد و جامعه چگونه تعریف می شود؟ اطلاع و ارتباط شما و هم نسلان شما با پیشینه فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و ... این مرز و بوم چگونه است؟ درباره دلایل شکل گیری " مد " در پوشش و آرایش جامعه چه می دانید؟!

پوریا_16_یاسوج:
سلام و سلام.اینقدر این فاجعه دردناک بود که نشد پیام ندم.قلبم درد اومد از این که کاری از دستم بر نمیاد همش تو ذهنمه ای کاش می تونستم کنارشون باشم. ماموری یاسوجم همون شب زلزله اومدا.

آرشام19زنجان:
( آهارمشکین) مامور من نفهمیدم ولی مامانم میگه شب که خوابیده بودم یهو صدا اومد بیدار شدم سرم گیج میرفت بعد یهو تموم شد اون لحظه نفهمیده بود زلزله بوده.

مامور معذور:
سلام برادر جان حذف شدن اسم روستاتون کاملا اتفاقی بود. شما من رو ببخش.

مهسا حیدری 17 ورامین:
واییییی ماموری دیدی چی شد؟ هم کرمانشاه زلزله اومد هم بیرجند هم اردبیل. چهارشنبه توی مدرسمون داشتن کمک جمع می کردن واسه زلزله زده ها.... یه عالمه وسیله جمع شد براشون امیدوارم بدستشون برسه...واقعا متاسفم واسه اون کسایی که به اسم کمک به کرمانشاهی های عزیز شماره حساب میدن تا پول بدست بیارن. این که دیگه اوج بیشعوری و بی فرهنگیه.

پریسا 20 انگوت اردبیل:
وای خدا الان ساعت بیست و سه و بیست و پنج دقیقه است. 5دقیقه پیش یه پس لرزه کوچیک اومد از ترس تمام بدنم لرزید،حالاببین هم وطن های مصیبت دیده مون چیا کشیدن! خدا به همشون صبربده واقعاخیلی وحشتناکه.

هانیه وکوثر/ خوی:
ماموری شبها از ترس زلزله خوابم بهم ریخته. همه اش میگم نکنه زلزله بیاد چکارکنم؟

اسرا17نقده:
اینجا هم زلزله اومد ولی به اندازه زلزله کرمانشاه شدید نبود با این حال خیلیا اون شب رو تو خیابونا خوابیدن!حالا ببین تو کرمانشاه چه خبره...قول میدم همه پس اندازمو بدم به هم وطنهای داغ دیده ام.

سهراب ازکرمانشاه:
کرمانشاه تسلیت...ما شیشه ایم باک نداریم ازشکست.گربشکنیم هرآن تیزتر شویم.تقدیم کرد زبانهای باغیرت.بخصوص زنان باغیرت کرد.زنده باشین... وقتی که پیام هم باشگاهی ها را خوندم.به قرآن بغض کردم.من از طرف مردم کرمانشاه وهرچه کردزبانه.ازتون تشکروقدردانی میکنم..به خصوص ماموری واسه شعرکردی اول باشگاه...

مبینا 16کرمانشاه:
(پیام اولی) از همه دوستای عزیزم ممنونم. به خاطر همدردیتون. خیلی داغونم دو تا از اقواممون رو توی سرپل از دست دادیم خودش و بچه یک ماهه اش! فوت کردن و زنش نجات پیدا کرده وقتی بهش فکر می کنم دلم آتیش می گیره. خدایا خودت کمکمون کن...کرماشانگم تسلیت.

سارا19ساله کرمانشاه:
...... خدایا کمکمون کن، بچه ها باورکنید دیگه تحمل شنیدن گریه بچه ها رو ندارم، دلم واسشون کبابه.

گلی بانو از کوهبنان:
....نفس گیر شده باشگاه. از شدت ناراحتی نمی خوام ادامه دیدگاه رو بخونم.بمیرم برای هموطنای کرمانشاهیمون... مأموری عصری با مامان رفتیم چندتا پتو دادیم هلال احمر برای زلزله زده ها. کاری که از دستمون برمی اومد. کاش یه سامانه بود که می شد پیام دادو به قیمتی که خودمون می خوایم از شارژمون کم کنه برای زلزله زده ها...

مهین24شوشتر:
این پیام آبجى فوزى که دیگه داغونم كرد! حتى از اینكه دارم دیدگاه مى خونم و دوستانم شاید نتونن و تلویزیون ندارند هم خجالت كشیدم، خدااایا خودت دلهاى دوستانم رو آروم كن. كمک ناچیز من به هموطنام پرداخت با ستاره 724مربع و به حساب هلال احمربود.

درنا:
راستی حال اون دوستمون که به تازگی پدرشون رو از دست دادن، چطوره؟ ... خیلی سخته که دوستای دیدگاهی مون پیام میدن ولی نمی تونن خودشون باشگاه رو بخونن...خب مأمور این موضوع ویژه رو چه جوری بگیم؟ اگه بگیم چیکار کردیم ریا میشه. نمیشه؟ میشه هااا. خب فقط به تو می گفتیم باز یه چیزی ولی به بچه ها،،، خب خوب نیست آخه. من ترجیح میدم نگم.

مامور معذور:
هیچ اتفاق بدی نمی افته که بگی. ریا نمی شه. به من بگی چه فایده، این همدلی و همبستگی و انسانیت مهمه... نگران نباش. برای همین نوبت قبل فامیلیت رو پاکیدم! باقیش هم که از کجا معلوم که واقعا "درنا" باشی یا "پرستو" یا "پروانه" ؟! فقط "کرکس" نباشیم صلوات! پس راحت باش ای حقیقت مجاز! ( روی میم یه بار فتحه و یه بارهم ضمه!)

درج نشه:
برادرم با رفقاش و اطلاع رسانی هاشون دارن شیرخشک می خرن.....که با یکی از رفقاش بفرستن کرمانشاه... انگار که همه دست به دست هم دادن.. بانی هر کی باشه..همه دستاشون رو به هم دادن....اینجا هم برادرم خودش و رفقا کمک می کنن بعد اطلاع رسانی بعد هم بفرستن ... نمی دونم خدا کنه همه اش به موقع برسه... سرما اونجا خیلی بده.. خدا کمکشون کنه.

زهرا به توان 2 :
من چون هیچ درکی از زلزله نداشتم ، وقتی زلزله شد ، خشکم زده بود . داداشم دست رو گرفته بود و می کشید دنبال خودش . من که رسما داشتم قبض روح می شدم ... همین جوری پا برهنه توی کوچه ماتم برده بود و داشتم می لرزیدم که داداش خان اومد دعوام کرد : که چرا زیر شیشه ها وایساده بودی ؟ نمی گی شیشه ها خرد میشه میره تو چشات ؟ اگه داداشم نبود حتما یه بلایی سرم میومد... اوضاع نسبتا آروم شده و اومدیم خونه ، همه جاش ترک خورده ، شیشه ها ، دیوار ، از همه بدتر سقف ! دیوار حیاط مون که رسما‌ خراب شده ... اما: من به غمگین ترین حالت ممکن شادم ... تو به آشوب دلم ثانیه ای فکر نکن!

حدیث 13آبسرد:
هم زلزله ترسناکه و هم پس لرزه . قبلا که توی آبسرد دوتا پس لرزه اومده بود، همگی بیرون ریخته بودیم و به فامیل زنگ زده بودیم که اگه خوابن ،بیدار شن بیان بیرون. حالا چه برسه به 497تا پس لرزه!

زهرا اردیبهشتی20ایلام:
...دو سه شبه خواب راحت نداشتیم و اونقدرخسته ام بود که همون موقع بااینهمه ترس خوابیدم؛مامان بیداربود میگفت ساعت6صبح و اینا وساعت حدودای8بازلرزش(خدایااا چرا تموم نمیشن!)میبینی مامور؛س لرزه ها شدن نزدیک500تا ... "قدر عافیت کسی داند/ که به مصیبتی گرفتار آید..." این چند روزه با وجود همه سختی هاش،یه خوبی داشت،اونم اینکه قدر خیلیییی چیزا رو فهمیدم،چیزایی که شاید قبلنا برام عادی بودن...

بهناز از بم :
(پیام اولی) سلام ماموری. درد مردم کرمانشاه رو فقط مردم بم می دونن و با این اتفاق درد مردم بم تازه شد... خداوند به هم وطنان کرمانشاهی عزیزم صبر عطا کند.

شانلی21اردبیل:
اون روستای توی اردبیل که نازی جان گفت، روستای مادرمنه! همه اعضای خانواده اش فوت کردن حتی دختربرادرش که فقط 6روزش بوده. زلزله هایی که من خودم شاهدش بودم جزئی بودن اماتاثیرات اون زلزله هنوزبعد21سال توی زندگیم هست. منم دوست داشتم مثل همه آدمای دیگه خاله ودایی واقوام مادری داشته باشم اما زلزله قبل ازاومدن من گرفتشون! من خودم تاحالاتجربه نکردم اما مامانم لحظه به لحظه داره اشک می ریزه میگه حالشون رو می فهمم... این روزهای سخت تموم میشه خونه هاساخته میشه دوباره زندگی تواون شهرهاوروستاهاجریان پیدامیکنه تنهاچیزی که ازیادکوچه خیابانهای کرمانشاه نمیره این همدلی وکمک های مردم ایران هستش که تاقرنهابوی این محبت توی کوچه و بازار شهر به مشام همه میرسه...

مژگان ساعدی کرمانشاه:
امروز رفتم بازار هرجا نگاه می کردم کمک های مردمی بود دلم شاد شدم... اخبار اعلام کرد تا حالا 497 پس لرزه کرمانشاه رو لرزانده ما که دیشب تا حالا پس لرزه نداشتیم فکر کنم برا اطراف شهر بوده شاید هم برامون عادی شده . کمک های مردمی شهرم همچنان برای زلزله زدگان شهرم ادامه دارد افتخار می کنم یه ایرانی و شهرنشین کرمانشاهی هستم... سلام ، رفیق گانم وتم تشکر بکم ولدان ارا دوای له ای روژیله ارا مان کردن . ترجمه : سلام ، دوستانم گفتم تشکر کنم از شما برای دعا هایی که این روزا برامون کردین . تــشــکــررررر . ماموری جون مردم کرمانشاه به چند زبون حرف می زنند.


اسما شفاعتی 15س :
ماموری جون تو چرا با ماها درد و دل نمی کنی؟ وقتی آدم با یک نفر در و دل می کنه... اونقدر سبک میشه که نگو...

مامور معذور:
آخه من خود به خودی خود! سبک هستم، دیگه بیشتر از این سبکیم نمی یاد خو، ولی: "دردم" از یار است و درمان نیز هم... ضمن اینکه: "درد" ما را نیست درمان الغیاث ... وانگاه: بود "درد" مو و درمون از دوست!... تازه اش هم : من "درد" تورا ز دست آسان ندهم! ... لیک فرمود: با درد بساز چون دوای تو منم! ... حالا همه همه: ای دررررد! ای بی درمووون! حالا یه کلام سوال ازت کردا: کشتی ما را (ساحل نیست!)


جوكار از خفر :
مامور من منظورم رو درست بیان نكردم و باعث سوتفاهم شد الان دوستان میگن جوكار چقد بی خیال زلزله زده ها است! من منظورم اینه كه اونایی كه پیرن و حتى جوون هستن ولى شرایط شهر رفتن ندارن با ماشین سیار راحت می تونن سهیم بشن برای كمك به مردم...

مامور معذور:
اتفاقا همون موقع پیامت رو برای جناب مدیر خوندم! گفتن این پیام رو درج نکنی آ، همه می خندن! گفتم منظورش اینه شرایط حداکثری ایجاد بشه برای جمع آوری کمکهای مردمی (هرچند شاید این کار چندان وجهه و ظاهر خوبی نداشته باشه) به هرحال فقط یکم گنگ گفته... اما درج پیامش، یه فرصتی هست برای تلنگر و اینکه یکم شوخی کنیم که اتفاقا حتی توی این شرایط، دل غمگینی شاید یه کمی هم بخنده ... ممنونم از همه رفقای خاکی و همدلی که اجازه می دن گاهی فضا رو تعدیل کنیم... همچنین بازهم به خاطر توجه رفقایی که مشفقانه و نه مچگیرانه راهنمایی می کنن سپاسگزاریم . سارا و اسما هم توجه داده بودن برای دو اشتباه متفاوت تایپی. دعا می کنم خدا فرصت بده همگی اشتباهاتمون رو بفهمیم و جبران کنیم. فرصتی که توی سایت هست اما وقتی رفت روی پیام نما خیلی سخته... چیزه! دنیا و عقبا! (ضمه روی دال و عین)

فاطمه. رفسنجان:
از خنده اشک توی چشهام جمع شد به خاطر: همیشه مشق باشد همیشه کتک باشد، عااااالی بود عاااالی، واقعأ ماشاالله به این ذهن خلاقت.

فاطمه 21 تبریز :
یادمه موقع زلزله ی بم خیلی کوچیک بودم مامانم واسم کلاه و شال گردن و دستکش صورتی بافته بود گفتم میخوام بدمشون به یکی از بچه های بم و همراه کمک های مردمی فرستادیم الان بزرگتر شدم هر کمکی در توانم باشه دریغ نمی کنم من و دوستام مشغولیم تنهات نمیذارم هم وطن ... مامور این طرح باشگاه که شبیه پرچم ایرانه خیلی قشنگه وا بیشتر به دل می شینه... عزیز جان ! اونجوری که شما زدی اون بنده خدا خودش رو هم فراموش کرد که.

فاطمه رضایی.باغملکی:
می دونم‌ می خواستی یکم جو سنگین و غمگین دیدگاه رو عوض کنی، اما مامورکم دیدگاه این نوبت خنده هامون هم تلخ بود...خنده من از گریه غم انگیزتر است! کانال پیام نمای دو‌هم همین موضوع رو داشت. ‌تنها کاری که به غیر از کمک مادی از دستم برمیاد.دعا و صلواته،ماموری پیش ما هم زلزله اومد خیلی ترسیدیم .یه پیام اومد که نوشته بود کودکانی که از بیمارستان مرخص شدن و خانواده هاشون رو از دست دادن به بهزیستی فرستاده شدن،آخ ماموری قلبم آتیش گرفت از این خبر...

مهدیس 21 مازندران :
... میشه مامانم راضی بشه پتوهایی که تازه برام خریده رو بفرستیم کرمانشاه؟ میشه بابام راضی بشه از شرکتش فقط چندتا کنسرو و یه سری مواد غذایی بیاره که بفرستیم؟ خداکنه بتونم راضیشون کنم... قشنگ معلوم بود پشت این مزه ریختنات یه دنیا اشک و بغضه... کاش سریعتر همه چی درست شه.

سارایی 23 البرزنشین:
فکر کنم بهترین مزه های دیدگاه این نوبت ریخته شد! مزه عشق و انسان دوستی... مزه نه من و افکارم.نه تو و افکارت. مزه اینکه انسانی...منم انسانم.. پس حس ات می کنم با تک تک سلولهام...توی وجودمی. نوازشت می کنم... تو سردت باشه منم می لرزم..گریه کنی اشکهام جاری میشه. بترسی منم دلهره تو رو دارم.. . و البته "مزه گس" از دست دادن عزیزانت... مزه اینکه شادیها وغم ها در هم تنیده شده.

فاطمه ادهمی 19 اصفهان:
نه بسته ام به کس دل
نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من...
ستاره ها نهفتن، در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست!
هوای گریه با من! هوای گریه با من!

مهتاب 18کرمانشاه :
فدای اون کوچولویی که مداد رنگی هاشو فرستاده بود ، فدای اون پسر کوچولوی گلی که کاپشنش رو فرستاده بود و گفته بود آقا پول ندارم اینو بدید به یه بچه که سردشه !... در حال حاضر مهم ترین نیاز مردم زلزله زده چادر، غذا و آب هستش هر کسی که مایل باشه میتونه کنسرو ، چادر ، لباس گرم و پتو رو به دست هلال احمر شهرشون برسونه تا بدست هلال احمر یا گروه های بسیج کرمانشاه برسه اینجا به محض رسیدن کمک های شما عزیزان اونا رو به سرپل ذهاب و قصر شیرین و ازگله و ... میرسونیم ، خود ماتا الان هم پتو هم کنسرو هم کمک نقدی براشون فرستادیم داداشم میگه به نظرم باید واسه بچه هاشون اسباب بازی بفرستیم تا تو این شرایط سرگرم بازی باشن به نظرت ایده خوبیه ماموری ؟

سپیده/22/شهرقدس:
دارم میرم شهریار عضو هلال احمر اونجام .شهرقدس نداره! واقعا فاجعه اس ها نه؟...مأموری فردا8صبح بایدبرم هلال احمر. خداکنه بهمون چادرو صندوق بدن بیایم شهرقدس وایسیم... باخوندن تک تک پیامای دوستای کرمانشاهیمون،ناراحتیم چندبرابرشد، بازخداروصدهزارمرتبه شکرکه سالمید،ازاین بابت خوشحالم دعاتون میکنم دوستای نازنینم... مأموری همیشه مشق باشد/همیشه کتک باشد!عالی بوداااااا بالاخره مزه یارانه فرمو ریختی؟! خخخ.

فاطمه انصاری.کرمانشاه:
ببخشید مامور حتی نمی تونم راجع به موضوع پیام بدم،روی ذهنم اصلا کنترل ندارم... برادرم توی هلال احمره. می گفت بسته های کمکی رو که باز میکنیم گریمون میگیره،اسباب بازی،عروسک،لباس نوزاد.ممنون از همتون دوستان،ایرانی هرجا که باشه بازم اون خوی همدردی و همدلیشو داره... کاش فقط میتونستم که برم اون مناطق زلزله زده، ولی نمی ذارن،فقط کسایی رو می فرستن که حرفه ای باشن..... قبل زلزله توی خونه نشسته بودیم و خیلی خوشحال می خندیدیم که ساعتمون شروع کرد به لرزیدن! یه لحظه فکر کردیم باز برادرم خورده به دیوار، بعد که دیدیم اون نیست مادرم جیغغغ کشید: زلزله است! ،هیچکس به فکر هیچ چیز نبود، فقط دویدیم! نزدیک در خونمون که شدم افتادم و پام پیچ خورد، ولی انقدر که کشته و زخمی و تلفات داریم که من خجالت می کشم بگم پام چقدر درد داره.

زهرا79:
سلام مامورمهربون و رفقای خوب دیدگاهیم،خانواده ی من از طریق یکی از سامانه هامقدار ناقابلی پول برای هموطنان کرمانشاهیمون فرستادن،منم به نوبه ی خودم برای شادی روح عزیزان سفر کرده و برای آرامش دل باز ماندگان قرآن میخونم وصلوات میفرستم.شرمنده که بیشترازین از دستمون برنمیاد...هویتم ایرانیه،یه دختر بختیاری ام.از ته دل همه ی اقوام سرزمینمون رو دوست دارم؛چون همه با پشتکار ودلیر وبا غیرتن.سایه ی ایرانمون مستدام. ..

نازی 27.اردبیل:
سلام دادی جون. به جان خودم نمیتونم برم"...."هروقت تونستم چشم حتما دادیلیه خودم.اینترنت می خوای برو خونه ما،رمز وای فای: سی ودو.پانزدهه...... عه! یوهاها فکرکردم داداشم قهرکرده جواب نمی ده. ههه نگو پیامم رو اشتباه فرستادم به دیدگاه! ... ستاره سه ستاره سه مربع! سامانه ی جمع آوری کمکهای نقدی هلال احمر هست.از پنج هزار شروع میشه تابرو بالا... ولی قشنگ همه دچار گرفتگی جو شدیم،یکی دو هفته که بگذره (فراموش می کنیم) بازهمون آب وهمون کاسه!

مامور معذور:
ستاره سه ستاره سه مربع ؟! الکی حرف توی حرف نیار! ... عمرا هم فراموش نمی کنیم! از امشب یه عده با گوشی دارن توی خیابونهای اردبیل می چرخن و توی گوشی هاشون هی می زنن: سی و دو. پانزده! / سی و دو. پانزده...

زهراپنجی:
زیاداهل حرف زدن وشعاردادن نیستم ترجیح میدم عمل کننده به حرفم باشم ونه حراف و...تواین چندروزباخیرهای محترم حرف زدم به موسسات مختلفی رفتم و تونستم حدودبیست میلیون واسه زلزله زده هاجمع آوری کنم درسته کمه ولی بازمی تونه یه کوچولو کمکشون کنه... ماموری به راهنماییت احتیاج دارم.راستش پولی که جمع شده الان توحساب منه.میخواستم بریزم به همون شماره حسابی که اعلام کردن ولی آقای محمدی یکی ازخیرهای محترم راضی به این کارنیست میگه بااین پول لوازم بخرم واسشون بفرستم حالانمیدونم چیکارکنم...

مامور معذور:
عزیز. حتما خودتون و افراد مشارکت کننده باید به تصمیم نهایی برسین. اما نکته مهم در این مواقع توجه اولیه به شرایط اورژانسی و حیاتی و بعد از اون: مدیریت منابع برای بهبود شرایط دراز مدت است... تشخیصش هم با شماست. شاید این خبر کمکت کنه :
مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان کردستان گفت: مردم از ارسال مواد فاسد شدنی، غذای گرم و هرگونه کمک غیر نقدی و وسایل کهنه و دست دوم به مناطق زلزله زده خودداری کنند.
"حسن خدابنده‌لو" در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: با توجه به ارسال بسیار زیاد اقلام غذایی و پوشاک از سراسر کشور هم‌اکنون این کمک‌ها به مرحله اشباع رسیده و در خطر فاسد شدن و دور ریختن هستند.
وی افزود: مردم می‌توانند کمک‌های خود را به‌صورت نقدی جهت خرید کانکس و وسایل گرمایشی برای فصل زمستان اهدا کنند تا با مدیریت بیشتر و بهتر در اختیار آسیب‌دیده‌ها گذاشته شود.
مدیر عامل جمعیت هلال‌احمر استان کردستان یادآور شد: نیازهای اولیه اسکان و تغذیه اضطراری مردم آسیب‌دیده هم‌اکنون تأمین شده و اگر کمکی ارسال شود باید جهت ایجاد سرپناه مناسب در فصل‌های سرما است.

سینا31مراغه:
مهمترین کار نسبت به عزیزان زلزله زده اینه که بعد از مدتی اینها رو فراموش نکنیم متاسفانه کاری که در ورزقان افتاد زمستان در راه است غم از دست دادن عزیزان برایشان کافیست دیگه نباید غم سرپناه و برف و سرما و خوراک به اینها اضافه بشه. آبجی مهسا آفرین به غیرتت.

مهسا 18قم:
چقدر خوبه که اینهمه ‌نوع دوستی بین مون هست... امروز که از مدرسه بر می گشتم پیاده اومدیم از کنار دوتا بیمارستان که سر راهمون بود رد شدیم که یه پسر کوچولو که معلوم بود مریض بود از کنارمون رد شد، بادستای کوچیکش بسته کمک گذاشت توی چادر کمکها. ازاون ورم کلی هزار تومنی و دوتمنی انداخت توی صندوق. رفتم پرسیدم: آقا کوچولو چه خوبه کمک می کنی. اینهمه پول رو از کجا آوردی؟ گفت پولهام رو جمع می کردم ماشین کنترلی بخرم، دیدم زلزله اومده امروز که اومدم دکتر از مامانم اجازه گرفتم بدم بچه های کرمانشاهی. آآآقا منم جو گیر، یهو گریه ام گرفت! و محکم بغلش کردم. مامانشم تازه اومده بود بیرون، ترسید داد زد: خانوم چیکار می کنی؟!!

پژاره:
سهم ما که حتما نباید یه چیزگنده باشه به قول بابا هموطنامون نیازاشون که فقط برای یک یا دو هفته نیست. تازمانی که نرفتن تو خونه هاشون باید کمکشون کرد، شده با جوراب بچگانه روسری و شال یه قوطی شیرخشک و لوازم بهداشتی کمک کنیم. هر کسی در حد توانش. حالا اونکه متمکن هست و بیشتر کمک می کنه خدا بیشتر بهش بده،نا امید نشیم که چون دوریم یا بضاعت مالی نداریم نمیشه.

سعید 27 ابهر :
مامور چهار عدد پتو بردم و به هلال احمر دادم و خون اهدا کردم ، تنها کاری که ازم برمی آمد...

زینب از خراسان:
سهم من و هم کلاسی هام تو کمک به مناطق زلزله زده این بود که پولی که قرار بود باهاش واسه ایام شهادت پذیرایی داشته باشیم رو مقداریش رو صرف یه پذیرایی مختصر کردیم و بقیه پول واسه زلزله زدگان بدیم

فرجامه بانو :
مامور دوستم که دید تو خودم هستم پرسید چی شده ؟دلت واسه زلزله زده ها شور میزنه ؟بهش گفتم آره .دلم خیلی خرابه .بعد گفت اصلا به من و تو چه ؟ گفتم دل همه هم وطنامون داره شور میزنه .گفت تو به من ثابت کن که به غیر از کس دیگه ای هم دلش شور بزنه . منم باشگاه رو بهش معرفی کردم .دو ساعت بعدش زنگ زده میگه آره واقعا حق با تو بود .برا خودش متأسف شده بود.

راتا ناظری17:
دیروز تا ساعت10صبح تونستم یه سری وسایل مدرسه وبهداشتی برای بچه ها به هلال احمر برسونم،دوست داشتم خون بدم ولی اینجا پایگاه نداره!

فاطمه عاشق آسمون:
راستش ماموری ریا نباشه من اولین کاری که کردم رفتم خون دادم و بعدشم به اندازه توانم لباس مواد غذایی و شیر خشک خریدم و یکی از آشنا ها هم یکم لباس گرم و یک چادر داد بهم و منم دادم به داییم تا ببره بده محل جمع آوریشون. آخه خودم نمی دونستم کجاست؟ این کمترین کمکی بود که می تونستم بهشون بکنم. امیدوارم هر چه زودتر خونه هاشون درست شه واقعا سخته اونم تو فصل سرما ! هموطنم تسلیت.

یک ایرانی:
هموطن کرمانشاهی سلام. سهم من و خونواده ام همین چند دست لباس گرم بود. من خودمم امسال رو میتونم با همین یه دست لباس گرم سر کنم. البته ارزش شما خیلی بیشتر از اینهاست اما همین از دستانمون بر می اومد.ان شالله هرچه زود تر حال و اوضاع کرمانشاه بهتر شه...

زهراکریمی22قم:
دوستان و فامیل وآشناها: "ستاره هفت.هشتاد. ستاره.یک مربع" رو معرفیش کردم، مهم ترین حسنی که داره اینه که علاوه برپرداخت راحت به اندازه ی هرمبلغی حتی مبالغ کوچیک میشه کمک کرد،همین مبالغ کوچیک درکنارهم می تونه کمک بزرگی بکنه.

مبیناکرمی14ساله:
(روستای بناب) .... مامیتونیم ازطریق شماره حساب های معتبر به هموطنان عزیزمون کمک کنیم تاشایداندک ذره ای ازدردشون کم بشه...

مهدیه18مراغه:
وقتی پیام مهتاب جون روازکرمانشاه دیدم اشک ازچشمام ریخت ولی ازیه طرف هم خداروشکرمی کردم که ابجی مهتابم حالش خوبه.

مهتاب 18کرمانشاه:
(بلافاصله بعد از پیام مهدیه/ با یک دقیقه فاصله) آبجی زهرا 18فارس مرسی از لطفت خانومی... من خوبم کرمانشاه خدا روشکر ولی همونطور که ماموری هم گفت: خیلی از هم وطنانمون در سرپل ذهاب، ازگله ، قصرشیرین چشم به راه کمک ها و همدلی ما هستن ! خود من با مامانم 7صبح میریم 7غروب برمی گردیم از طرف بسیج کمک های مردمی جمع می کنیم الانه که اول به دعای خیر ما بعدش به کمک هامون نیاز دارن .

آرام 7 مهر:
با تسلیت گفتن که دردی از کسی دوا نمیشه. باید وارد عمل شد. باید مرد میدان بود. حتی کوچیک ترین کمک ها هم باارزشه. پتو و مواد غذایی خشک دارای تاریخ مصرف و لباس های قابل استفاده تون رو دریغ نکنید.

مومنه 19شهرری:
....امروز یه خانمی انگشتر عقیقش روکه از مادربزرگش به ارث رسیده بود فروخت واسه زلزله زده هاپتو شیر خشک لباس بچه خرید برد هلال احمر وقتی یادم میاد گریه ام می گیره از این همه بخشندگی. منم درحد وسعم چهارتا پتو یه ذره شیر خشک لباس بچه خریدم بردم دادم حلال احمر.

نرگس 15:
سلام ماموری خوبی؟ ان شاالله که همیشه سالم و تندرست باشی. ماموری من همیشه باشگاه رو دنبال می کنم؛زلزله کرمانشاه با همه تلخی هایی که داره یه وجه خوب برای من داشت. من رو بیدار کرد.با اینکه حس نکردمش ولی انگار خواست یه چیزی رو به من بفهمونه. فهموند خدا رو من حس میکنم. که زندگی منم مثل همه آدمها تلخی های خودش رو داره اما چند روزه که دنیام شده یه آرامش پرازابهام ماموری وقتی برگردم به"...." میخوام همه چیزای بد رو فراموش کنم داد بزنم بگم من بابام رو دوست دارم. خدام رو دوست‌دارم من خودم رو هم دوست دارم. همه ی آدما رو دوست دارم. برات دعا می کنم. توام برام دعا کن همیشه دخترخوبی باشم... هر ندایی که ترا بالا کشید. آن ندا می‌دان که از بالا رسید/ هر ندایی که ترا حرص آورد. بانگ گرگی دان که او مردم درد! از مولوی.

هموطن 13 ساله:
..... توی این نوبت هم خندیدم هم گریه کردم خیلی! یعنی درستش اینه که دنبال حرف های باحالت بودم ولی تو بالاتر از اون رو بهم دادی! حس هموطن بودن رو آره. می خوام پولی رو که واسه کفش جمع می کردم رو بفرستم!

سیده آرمیتا28مازندران:
این خیلی خوبه درک مشترک ملی اتفاق بیفته؛ این حادثه الان بوجود اومده برای هموطنانمون؛شایداین اتفاق قراربود برای ما بوجود بیاد.ما نمی دونیم عاقبتمون چی میشه؛اینکه نگاه عقلانی ومنطقی مون رو ببریم بالا؛ اون عزیزانی که تواین شرایط بحرانی درکنارزلزله زده های عزیزهستندوحتی خودما؛بااین عزیزان بایدهمدلی کنیم.همدلی یعنی اینکه خودمون رو بذاریم به جای اونا و برای اون حس کاری کنیم! ... یه چنددستی لباس گرم؛مثل؛بلوز؛شلوار؛روسری؛کاپشن وشلواربارونی؛لباس بچه گونه؛عروسک!متکاویه سری خورده ریزخریدیم بردیم هلال احمر تحویل دادیم.ومقداری هم وجه نقد به حساب واریزکردیم.

اسمم رو ننویس:
در مورد موضوع ویژه باید بگم که من و خانواده ام پول فرستادیم باز هم پول جمع کنیم می فرستیم، بعدش کارایی که می تونیم انجام بدیم اینه که اگه پول داریم پول بفرستیم، اگه وسیله داریم، وسیله بفرستیم، بعضی ها شغل هاشون رو از دست دادن اگه می تونیم براشون شغل ایجاد کنیم، اگه بنایی بلدیم بریم کمکشون کنیم تا خونه هاشون رو بسازن، وسایل زندگی یه عده به کل نابود شده، اگه می تونیم وسیله تهیه کنیم براشون، بچه هایی که بی سرپرست شدن رو حمایت کنیم، اگه خونه اضافی داریم یه مدت بدیم بهشون تا بی سرپناه نباشن، خلاصه هر کی هر چقدر که میتونه کمک کنه، قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود، مثلا نگیم ده هزار تومن من به چه دردشون می خوره، خیلی هم به درد می خوره.

فاطماگل،اسلام آباد:
واقعا از مردم استانهای اطراف ممنونیم! امروزکلی ماشین سنگین به طرف سرپل رفت که مواد غذایی میبردن،پشت هرکدوم یه بنربامتن کرمانشاه تنهانیست، و اسم یه شهرنوشته بود! به نوبه خودم ازتون متشکرم.

شیرین13جیرفت :
امام رضا(ع)فرمودند:هرکس اندوهی را از مومنی برطرف کند،خداوند در روز قیامت اندوهش را بر طرف خواهد کرد.

لطفا مستور:
منده مقداری كمك نقدی با چند تا پتو وبالش نو كه مامانم واسم كنار گذاشته بود به نیت ایشان با مقداری خرما تحویل هلال احمر دادم٬ اعلام كردن كه به لوازم بهداشتی هم نیاز دارن... خوش به حالت كاش منم می دونستم كی به دستشون می رسه٬ونامه وشعری كه لای هر كدام از وسایل گذاشتم به دستشون می رسه یا نه؟

ساحل از تهران:
کمک به هموطن های زلزله زده بیشتر از آنها حال خودمونو خوب می کنه. خدا رو شکر می کنیم که در حد توانمون تونستیم کمک کنیم.

پری29پرند:
زلزله چیزیه که تا آدم خودش تجربه نکنه نمی تونه درکش کنه.سال 75که تو اردبیل زلزله شدمن یادمه... پیام فاطمه انصاری از کرمانشاه رو چندین و چند بار خوندم،وغمی که تو سینه داشتم چندین و چند برابر شد.... آیا تو سایت و یا هر جای دیگه میشه اولین و دومین ...بروز رسانی دیدگاه رو پیدا کرد و خوند؟من از مهر پارسال همراهتونم.سه ماه اول رو نخوندم.آیا آرشیو داره؟خیلی برام مهمه.

منیره/18/کلاله:
یه خواهشی ازت داشتم. میشه لطف کنی باشگاه روز دوشنبه رو دوباره بیاری روی آنتن؟ آخه من فکرکردم بخاطر عزای جان باختگان زلزله تعطیل کردین.خوب اطلاع رسانی نکردین پس من حق داشتم.الانم خیلی ناراحتم واسه اینکه حساس ترین باشگاه سال روازدست دادم درحالی تاالان یک نوبت باشگاه روهم ازدست ندادم...

مامور معذور:
در مورد برگشت دیدگاه هایی که گذشتن که چنین برنامه ای نداریم و نمی شه چنین انتظاری داشت اما در مورد شماره های ابتدایی دیدگاه که دوستان دیگه ای هم درخواست داشتن با همکار پشتیبان سایت پیام نما صحبت کردیم، شدنی هست فقط نیاز به صبر و یادآوری شما عزیزان داره...

همراهان عزیز روشن ضمیر و خوش قلب
باز هم به پایان یک دیدگاه دیگه رسیدیم... توی این ایام، اتفاقات گوناگونی پیش روی بود. لحظات تلخ ، لحظات شیرین... لحظات پر شکوه، لحظات ناگوار.... و در این بین، همیشه خدا هم افراد سودجو و افراد منفعت طلبی بوده و هستند و خواهند بود که فقط خودشون رو می بینن... یا افرادی که : تفرقه بیانداز و حکومت کن، راهبرد همیشگی خودشون و دولت مطبوعشون(!) بوده!

مهم اینه که ما کجا رو می بینیم. از قدیم گفتن: به خاطر یک دستمال، قیصریه رو آتیش نمی کشن... قبلا هم مثال زده بودم از حشراتی که باغ و گلستون رو رها می کنن و می چسبن به یه بخشهای خاص اسمش رو نبری! امیدوارم که متوجه باشیم که چه کسانی با چه اهدافی نگاه هامون رو به سمت چه جور دیدنی هایی سمت و سو می دن! گلها یا ؟؟؟ ...

بازهم ایام رحلت حضرت رسول اکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم / شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام رو خدمت همه شما تسلیت و تعزیت عرض می کنیم... و دیدگاه این نوبت رو با کمک پیام یکی از همراهان روشن بین و گشاده دست دیدگاه به پایان می بریم...
خدایا تو رو به وسعت و عظمتت قسم! در دست یافتن به بینش وسیع و نگاه عمیق و ضمیر روشن، یاریگر ما باش....

الهه 26کرمانشاه:
سلام خداقوت... جسارت من رو ببخشید مأمور اما به دوستان می خواستم بگم که اگر کمکی می کنید بیشتر به فکرلباس گرم مخصوصأ بچگانه و لوازم بهداشتی ولوازم گرمایشی باشید، من ازطرف همشهری هام ازهمه هم وطنهام تشکر می کنم و سپاسگزار لطفتون هستیم.

مأموری چندساعتی میشه برگشتم وتازه دیدگاه روخوندم،خیلی ازدوستان تشکر می کنم که به فکرهم وطنهاتون هستید، من صبح دوشنبه به عنوان عضوی ازهلال احمر، داوطلبانه رفتم سرپل (ذهاب)...واقعأ صحنه های وحشتناکی بود که تا آخرعمرم فراموش نمی کنم،اتفاقی که خیلی آزارم داد پدری بود که دوتا ازبچه هاش رو زیرآوار ازدست داده بود،شب دوم به علت نبود امکانات دم صبح سومین بچه اش ازسرما جان داد!

همین الان هم بایاد آوریش اشکام سرازیرشده،هرجا رونگاه می کردی آواربود وغم وغصه. به قول مادربزرگم انگارخاک مرده پاشیده بودن، روزچهارشنبه دیگه داشتم کم می آوردم،چند ساعت بعد از پیامی که برای دیدگاه فرستادم نزدیک غروب به فاصله چندساعت "دوتا نوزاد به دنیا اومدن" ! ... وقتی طنین گریه نوزادها توی چادر بیمارستان صحرایی پیچید انگار یه تلنگر بود برای من که باهمه این آوارها همچنان زندگی جریان داره و پیش می ره... صدای گریه اون نوزادها توی اون وضعیت برای من تبدیل شد به بهترین سمفونی زندگیم! که تاحالا شنیده بودم...

"دلم" شکسته تر ازشیشه های شهرشماست!
شکسته باد کسی کین چنینمان می خواست

شما چقدر صبور و چقدر خشماگین
حضورتان چو تلاقی صخره با دریاست

به استقامت، معنای تازه بخشیدید
شما نه مثل دماوند،او به مثل شماست!

بیا که از همه دشتها سوال کنیم:
کدام قله چنین سرفراز و پا برجاست؟

به یک کرامت آبی نگاه دوخته اید
کدام پنجره اینگونه باز سمت خداست؟

میان معرکه لبخند می زنید به عشق
حماسه چون به غزل ختم می شود زیباست

اگر چه باغچه ها را کسی لگد کرده
ولی بهار فقط در تصرف گُلهاست!

تخلص غزلم چیست غیرِ نام شما؟
ز یمن نام شما، خود زبان من گویاست
سهیل محمودی

انتقاد، پیشنهاد و حمایت دررابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)


نظرات   

 
+2 #50 م . م بانو 16 1396-09-01 12:14
این اسمو قبول داری مامور یا باید با بینندگان عزیز خداحافظی کنم ؟، تو لو خدا نندازم بیرون میرم وسط خیابونای تهران یه هیجده چرخ برنه بهم آسفالت شم هااااا حالا پول دیه رو از کجا میاری ؟؟؟؟؟ یو هاهاها
نقل قول
 
 
+1 #49 م . م بانو 16 1396-09-01 12:11
مامور میدونم دیگه نه پیامامو میدرجی نه کامنتامو تایید میکنی باشه مأمور هر جور دوست داری میدونم دیگه تو باشگاه جایی واسه من نیست اما من هبچوقت ترکتون نمیکنم همیشه باهاتون هستم مأمور مواظب خودت باش
نقل قول
 
 
+1 #48 م . م بانو 16 1396-09-01 12:00
حالاخوب شد یا کاملترش کنم جدا خیلی باحالی مامور خیلی خندوندیم مأمور من اگه اسممو نمینویسم دلیل دارم میدونم اینجا یه محیط دوستانه و پاکه من همه شما رو هم ابجی و داداش خودم میدونم اما مامور جان ببخش فعلا اسم کاملم رو نمیتونم بگم
نقل قول
 
 
+1 #47 فاطمه مجنون محزون 1396-08-30 18:51
نقل قول کردن غزل از گیلان:
به به سلاااااام سلاااااام سلااام :lol:
ما بازم مزاحم شدیم!
همگی خوبین!؟ :-)
چی خبرااااا؟؟ خخ من کلا تو کار احوال
پرسی ام و در باقالی ها به سر می برم!
;-) آوخ!...چقدر دوری از شماها سخته
وا! :sad: دلم تنگ شده بود :cry:
مأموری خوووبی؟؟ دماغ در اوج!؟
خسته نباشی...خووش بگذره :roll:
خدانگهدار...

****★****
هه منم با باقالیا استتار کردم مامور بهم گیر نده.
نقل قول
 
 
+1 #46 فاطمه مجنون محزون 1396-08-30 18:43
نقل قول کردن حانی از مازندران:
کسی کامنت نمیزاره :-| :sad: :o :o :o :o :o :-x :-x :-x

***★****
اهوم ....من که کلا حرفم نمیاد.
;-)
نقل قول
 
 
+2 #45 علاقمند دوغ گاز دار 1396-08-30 17:11
خیلی ممنونم ازت داداش مهدی خیلی آغایی واقعا خیلییی خوشبختم که منم جزو خودتون میدونین فدایی دارین به مولا
نقل قول
 
 
+1 #44 علاقمند دوغ گاز دار 1396-08-30 17:08
مامور این کامنتمو نزار (مامور معذور: نمونشه! می ذارم! چون نزار غلطه، شمام رعایت نمی کنی) فقط واسه خودت نوشتم مامور ببخش اسممو نمینویسم این یکی دیگه نمیشه شاید من جمیله حمومی ام استتار کردم میخوام ببینم درباره من چی میگید یوهاها

-------------------------------------------
مامور معذور دوبارکی:
نه اینم نمیشه
هرجایی قاعده و قانونی داره
شما اسمت به این قشنگی
چرا ننویسی؟
بعدم یه عده هنوز متوجه نشدن پسری ؟ دختری؟ هر دو گزینه؟
سنت رو هم نمی نویسی!
نمیشه که... بعدم بیرون حموم بحثش با داخل متفاوته.
در جریان هستین دیگه! پس انقدر استتار هم لازم نیست
اقلا باید بدونن طرفشون کیه!
فلذا نوبت بعدی حتما با یه اسم که مربوط به جانداران هست/ نه گازداران، پیام بده... وگرنه سرمنده اخلاق دوغ داریت ام من!
نقل قول
 
 
+1 #43 علاقمند دوغ گاز دار 1396-08-30 17:05
اوه اوه مامور خیلی ترسوندیم کلا احساس میکنم الان یه سطل اب و کف از تو تلویزیون میپاچه تو صورتم میشه میشه باشه دیگه فقط مامور صدات میزنم یوهاها
نقل قول
 
 
+2 #42 مهدی 17 1396-08-30 14:56
اوه مای گاد هیچکس منو دوست نداشت هق هق هق جدا از شوخی بددددجور دلم گرفته رفقا
---------------------------------
چرادوست دارم! سراغتم گرفتم ولی نبودی همشهری!
نقل قول
 
 
+3 #41 علاقمند دوغ گاز دار 1396-08-29 23:18
مامور کاش از اینجا اونجا معلوم بود هعی روزگار
باور کن اگه نیستم بخاطر کمبود چارجه ببشقید کمبود شارژ ه گفتم بعدا نگی علاقمند باهامون نیس
باور کن بیشتر از .................

----------------------------------
مامور معذور:
و آیا قرار نشد منده رو غیر مامور و مشتقاتش، چیز دیگه ای خطاب نکنی؟!

شد؟
نشد؟

میشه بشه؟!
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد