By Autson Web Design

علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه شنبه 18 آذر

جالب انگیز:
برای "همدل" خود لازم نیست "همه چیز" را بگویی تا "اندکی" از تو را بفهمد...

بلکه
کافی است "اندکی" بر زبان بیاوری تا او، "همه تو" را دریابد...
نون نوشتن / محمود دولت آبادی

سلام / سلااااااااااااااام
در واقع سلامی: خاص، خالص، غلیظ و شدید
بازم ما / بازم شما و بازم اوشان
بازم روز از نو و روزی از نو

خدایا فقط به امید خود خودت ها !
پس:
بسم الله الرحمن الرحیم
و شروعی دیگر...

بیش فعالااان/دلاوران نام آوران:
هیوا 18
خورشید 40 تهران
نرگس سادات موسوی 18
معصومه 16 همدان
و مریم 19 دانشجوی روح و روان!

راههای باز پیامکی/ واقعکی:
یک: به هم صحیتی با چه کسانی علاقمند هستین؟ خودتون چقدر همصحبت و شنونده خوبی هستین؟ چه ویژگی هایی برای یک همصحبت خوب قائل هستید؟ ووو چیزه! ... از نگاه شما: در دیدگاه چه پیامهایی باید و چه پیامهایی نباید! نمایش داده شوند؟

دو: یک شغل مناسب چه ویژگی هایی دارد؟ شما و اطرافیانتان چه مشاغل و کارهایی را تجربه کرده اید؟ و چقدر بیکاری را؟ حاضرید چه مشاغلی را تجربه کنید؟ آیا سیستمهای آموزشی کشور به نسبت شرایط روز جامعه، نیروی کار موثر و مفید تربیت می کنند؟ آیا سطح انتظار افراد جویای کار با واقعیت های جامعه همخوانی دارد؟ نقش شما؟ و راهکار شما؟

فاطمه ادهمی19اصفهان:
(اوایل به سردبیر باشگاه مخاطبان "مسئول"می گفتند.بعد از دوماه از تاسیس باشگاه که طنازی سردبیر باشگاه گل کرده بود؛در جواب یکی از مخاطبین که اورا مسئول خطاب کرده بود،گفت:"جایگاه مسئولین خیلی بالاتر از ماهاست! بنده فقط مامورم و معذور!"پس از آن مخاطبین به شوخی او را مامور معذور خطاب می کردند) وای ماموری من نمی دونستم این رو!چه باحال شخصیتت بوجود اومده.

آراس از مراغه:
وای خواهر سیلوانا چه زندگی زیبا و رویایی دارین،شیر داغ ونون محلی توی هوای سرد...خوش به حالتون.کاش منم می تونستم مثل شما زندگی کنم ولی...خواهشا بازم از این قبیل پیام ها بفرستین.خیلی آرامش میده.

مهدیس 21 مازندران:
ملکه پاییز!! جان با این فانتزیت باید اسمتو میذاشتی ننه سفیدبرفی... چه خشنیییییی... آروم باش عزیزم... خوشم میاد همتون خلافتون سنگینه... یهنیااا شعر آخر دیدگاه ( محمدعلی بهمنی) خفن ناک با روح و روان آدمی بازی میکنه... شدیییید دوسش داشتمممم.

زهرا 17 بیرجند:
شعر آخر باشگاه منو یاد اون روزی انداخت که اصلا توی باشگاه صحبت نکردین و آخر باشگاه دو بیت اول این شعرو نوشتین، تاریخی هم که من اینجا نوشتم مال سوم مهر سال هستش...یادش بخیرررر... چرا اینقدر زود میگذره؟ اون بیت دفعه پیش روهم یه بار دیگه گفته بودین...بعضی شعرها هرچی هم بخونیشون سیر نمیشی از بس قشنگ و با مفهومن...

فرجامه بانو :
هووررراااا تلتکست وصل شد .بدو بدو بیا برای قطعی تلتکست دلیل بیار .زود ،تند ،سریع .زود باش دیگه .ای کاش علم اونقدر پیشرفت کرده بود که از همین جا با بیل می زدم تو ملاجت .

راتا ناظری17:
مامور چند وقت پیش که تلتکست ما خراب بود منم برداشتم به دیدگاه پیام بدم نوشته بودم: همین تو مونده بودی برام تو هم برو. آقا(اصطلاحه) میخواستم بفرستم برا دیدگاه فرستاده بودمش برای دکتر دوست بابام هیچی دیگه کلی خندیدم و به هیج جا هم درز نکرد!

سمیه رحمانی 20 چناران :
عرضم به حضورت که همه جور پیام باید نمایش داده بشه به جز بوق بوقی ها ( که منده را به شدت از کوره در می آورد ! ) به نظر من انتقاد با دلیل و بدون توهین خیلی هم خوبه چون به بهتر شدن باشگاه کمک می کنه.

رها:
از هم صحبتی باکسی خوشم نمیاد مخصوصا با مامیم. شنونده خوبیم!همصحبت خوب،ازنظر من کسیه که اول ازهمه به حرفای شخص گوش بده،شخص رو دریابه،فکراش رو بکنه،اون حرفایی که توی ذهنشه رو مزه مزه بکنه ببینه آیا حرفش درست هست؟ اینی که میخواد بگه طرف رو آروم می کنه؟و بعدش شروع کنه به صحبت کردن (البته اینایی که گفتم شامل حال شنونده خوب هم میشه) ودر آخر،پیام های نفراتی که خاموش بودن و الان می خوان فعال شن رو درج کنی(چون خودم هم هرچی پیام دادم درج نکردی!!) و اون کسانیکه از دیدگاه انتقاد می کنن، باید باید، درج شه چون به نظرمن دیدگاه رو باحال می کنه!

زیبا از خوی:
پیامهایی كه همش توهین و بی احترامی به ماموری و بعضی از دیدگاهی هاست نباید نباید! درج بشه٬ احساس می كنم توی دیدگاه داره مد میشه بعضی ها صرفاجهت درج پیامشون به هر طریقی متوسل می شن٬ازجمله توهین ٬بی ادبی وبی احترامی٬ ظاهرا هم نتیجه می گیرن٬انتقادخوبه اگه سازنده و از روی دلسوزی باشه همراه با رعایت ادب و احترام.

هانسه:
ازمن می شنوی تا میتونی پیامای انتقادی بدرج. پایه های اصلی هرباشگاهی رو انتقاد محکم می کنه. فکر می کنی دیدگاه گل بی عیبه؟ نه جانم، هزارعیب وایراد داره اما چون توصاحب مالی و با اعتماد به نفس بالا از نظرت کلاغ هم قناریه اون بندگان خدایی که انتقاد می کنن حق دارن چون جنابعالی داری حق مسلمشون رو زیر پالگد مال می کنی. تازه طلب کارانه هم برچسب حسادت و خودخواهی بهشون می چسبونی که تلاش درتخریب رفقای صاحب نام دیدگاهی دارن! اونا فقط مشتاق درج پیامشون هستن اما شما بی اعتنا هستی اوناهم به انتقادهای شیک و مجلسی متوسل میشن همچین با یه لحن ترحم(!) برانگیز و مظلومانه ای هم لبهات روعینهو یه بچه دوساله آویزون می کنی و میگی این تازه پیامای مجازشونه! باقیش روندیدین! بابا مقصرخودتی اوناروعصبی می کنی مجبورن برای آرامش خیالشون درشت بارت کنن، درضمن منتقدان واقعی اونایی هستن که افق دیدشون فقط تا سقف اتاقشون نباشه پیاماشون روبدرج به چشم می بینی چقدر تغییر می کنن...

فاطمه. رفسنجان :
اصلا دست به دیدگاه نزن، همه چی درست و سر جاشه، همینجوری که داره پیش میره عالیه، حتی درج پیام های بوق دار هم هراز گاهی لازمه که بفهمیم رضایت همه رو نم یشه جلب کرد...

فاطمه رضایی باغملکی :
مامورکم به نظر من "باید" پیام هایی درج بشه که اسمش محفوظه و در اوج عصبانیت به مامور حرفهای بوق بوقی "می زنه" و انتقاد اینکه چرا پیامام درج نمیشه و این حرفها، آخه من به این پیام ها غش غش می خندم ! اوایل عصبانی می شدم ولی همون بحثی که گفتی به قدبلند بگی کوتاه ناراحت نمی شه و... دیگه برام این پیام هاخنده آوره، ماموری بیشتر بدرج.

ملیک:
دوستی که ندارم. خواهر و برادر که ازم بزرگترن هیچ وقت یاد نگرفتم باهاشون حرف بزنم. پیش فامیل هم که می رم انگار ذره بین دستشونه توی حرکات و کلمات آدم دنبال یه چیزی می گردن که بهشون بر بخوره .فقط می دونم نباید اینجوری باشه کمی هم راز دار باشه لطفا.

مامور معذور:
عزیز، آخرش همچین گفتی لطفا ... دلم سوخت که... مامور می کوفد روی میز که: خو چرا سفارش ایشون رو نمی یارین آخههه لامصبا ؟! حتما باید... (این شوکر برقی من کو؟ انگاری همرام نیست! ای وای من) پس چیزه! حتما باید... حتما باید حکمتی داشته باشه که نمی یارین خووو! ... ماشالا ماشالا هوا هم که چقدر سرررد کرده! (و مامور زیر پوستی و خموشانه محو می گردد تا منفجریده نشود!)


فوزی دخترکوردسرپلذهاب:
همصحبت خوب کسیه که حرفات رو بفهمه درکت کنه حرفات رو جدی بگیره. مسخره ات نکنه وقتی چیزی بهش میگی یا درد دل می کنی به دیگران نگه کلا آدم رازداری باشه مثل بابایی خودم!

رویا 18 اردبیل:
من به هم صحبتی با مامانم رو خیلی دوست دارم...آخه من و مامانم خیلی كم حرف می زنیم! نه كه با هم قهر باشیما نه، ولی خب از بس كه مثل مادرو دخترای دیگه ننشستیم باهم حرف نزدیم باهاش احساس غریبی می كنم، یه جوری كه شده یه روز كامل باهم هییییچ حرفی نزدیم! وقتی به رابطه دوستام با مامانشون نگاه می كنم خیلی غبطه می خورم (به نظرم یه هم صحبت خوب باید آدم رو درك كنه نه سرزنش)

مهسا حیدری 17 ورامین:
پیامایی مثل: من تازه با باشگاه آشناشدم منم به جمعتون راه میدین؟ وای چرا پیامم درج نشده؟ آآآخ جون تولدمه! عه داشتم می رفتم مبال! گفتم قبلش حاضری بزنم! آخ ننه! عمه شدم/ خاله شدم/عمو شدم/دایی شدم! دو روزه! قلبم همزمان با شست پام تیر می کشههه! چه دارویی بخورم؟ بچه ام داره بدنیا میاد اسمش رو چی بذازم؟ میشه اسم کوچیکم محترمانه: چشمک بزنه؟ برام دعاکنین من که شوهر نمی کنم! یا 14سالمه بابام نمیذاره به عچچقم برسم کمکم کنین!.... اوووف این پیامهارو می خونم می خوام سرم رو بکوبم به سقف و دیفااال!! اینجور پیامها نباید درج بشن کیفیت باشگارو بدجووور میارن پایین.

آرشام19زنجان:
(آهارمشکین) پیامهای فوتبالی رو اصلا ندرج،انتقاد بی جا ندرج،غرغر الکی ندرج، پیامایی که باعث زدگی مخاطب میشه ندرج... دوست دارم پیامای طنز، کل کل دار ،مفهومی ،و پیامایی که حرص مامور رو درمیارن درج بشه دین دین دین باتشکر... ماموری من منظورم در مورد آرزوم از پروازکردن عاشقها، عاشقهای خیلی دور از هم بود دیگه. میشه یه بارم که شده ضایعمون نکنی؟ میشه؟نمیشه؟ اگه بشه چی میشه؟!

پریسام از اردبیل:
من هم صحبتی با همسرم رو خیلی دوست دارم و نهایت لذت رو می برم. چون تمام هوش و هواسش... ( مامور معذور: انگاری حواست! پرت شده وا) ... با منه، چشم تو چشم، دست تو دست تا آخر حرفام دستام رو ول نمی کنه.......... ( مامور معذور: بچه ها اون گنجشکه رو! ... نه؟!! پس اون سوسکه رو!)

نرگس سادات موسوی18مشهد:
هم صحبت خوب، فقط عشقم ...

نصف دیدگاهی جماعت:
ایشششششش ! ... بزن پیام بعدی ماموری! ااااااااه!

نرگس سادات موسوی 18مشهد:
یه دلیل دیگه جاموند مامور ...هولم نکن الان یادم میاد...آهان...اینکه توجامعه ما به مهارت اهمیت داده نمی شه و جوون بعد فارق التحصیلی میبینه: ای دل غافل، هیچ مهارتی که نداره هیچچچ، همون رشته خودش رو هم به صورت عملی هیچی نمی تونه اجرا بکنه، چرا؟ چون فقط واسه مدرک درس خونده...

رعنا 38 .... :
برادر بزرگم رشته جهانگردی خونده ( مامور معذور: کدوم دانشگاه؟) و الان هم برای فوق می خونه، از صبح تا عصر توی ( اسم یه اپلیکیشن مسافربری) مسافر جابجا می کنه،از عصر تا شب تو باشگاه ماساژوره... از فنی حرفه ای مدرک داره البته برقکار ماهری هم هست. برادر دومم رشته مواد، گرایش سرامیک از دانشگاه آزاد، توی سبزی خرد کنی کار می کنه، شبها هم توی سوپر مارکت فروشندگی می کنه، بالاخره زندگی خرج داره.

لیلا26 ... :
... باس بشینی پای درد دلای خواهرم وشوهرجانش که هردوباتحصیلات عالیه(ارشد)بامعدل بالاتودانشگاهای دولتی درس خوند وهردوبیکارن. آبجیم بچه داری میکنه وداماد مون زیردست بناکارگری.آبجیم همیشه غمگینه وپشیمون.همیشه بهم میگه خوب کاری کردی دانشگاه نرفتی.همیشه حسرت گذشته روداره که چراشش سال ازعمرشوصرف هیچ وپوچ کردهمش میگه کاش بجای درس یه هنری یاد میگرفت.خیاطی آرایشگری.همیشه دلم واسشون میسوزه.کاش بدونی بادوتا بچه وخونه اجاره ای وبیکاری ونداری توچه شرایطی دارن زندگی میکنن.همش فحش میده استادراهنماشوکه اصرارکرد بورسیه فوق روقبول کنه و ادامه بده آخه شاگرداول بود و واسه ارشد بورسیه بهش دادن. کاش خودش میتونست پیام بده ودرداشوبگه.آقا این مسولین چراهمش تعدا ورود دانشجوها رو زیاد میکنن ولی ازشغل خبری نیست؟!

مهتاب 18 کرمانشاه :
یه سرى پیام ها هستن که با خوندنشون آدم ناخوداگاه به فکر میره یعنى متن و محتواش یه طوریه که آدم رو وادار می کنه بهش فکر کنه این دسته پیام ها حتى بارها درج شدنشون جالبه به نظرم این دسته پیام ها درج شدنشون واجبه ...

فرشته 24بازی دراز:
سلام ماااموری خوبی رففیق؟ بلاخره یه تلویزیون قدیمی گیر آوردیم. تلتکسم دارره ها. ازذوقم چندتا جیغ بنفش کشیدم که به جان خودم موقع زلزله نزده بودما ... ماموری خیلی حرفادارم بزنم امانمیتونم همش رو بنویسم ،مثلااینکه اینجابعضی شباوروزاخخیلی سرده توچادرزندگی می کنیم واقعاسخته... یه سال وخرده ای یه دکل بی خود تو روستا نصب کردن آماده بودا اماوصلش نمی کردن تا 22بهمن پارسال نصب شد! باز اینجا به زورخط میداد. آنتن دهیش ضعیف بود اینترنتم که هیچی باید می رفتی بالای پشت بوم !!تا " اچ" بشه... اما الان یه هفته ده روزبعدزلزله دکل اینترنت پرسرعت آوردن...

زهرا25 نصف جهان:
بچه هاهمگی خدارو شکر بگیم که در کرمان با اومدن زلزله چیزی نشد و هموطنانمون سالم هستند. واقعا خوشحال شدم... نشد روشن باشم. بذار پای تنبلی بارداریم.همیشه باشگاه رو می خونم.همه تونم دوست دارم....

ساناز ، آذر72فومن:
سلام به همگی؛ برای اولین بار زمین لرزه رو حس کردم وای چه حس بدی بود.زمین لرزه چهار و هشت دهم ریشتری گیلان رو لرزوند.ماموری دیدی دوست شما حق داشت واقعا گیلان لرزید!

بهناز18ساله کنکوری:
در رابطه با زلزله بگم که: یکی از دبیرامون می گفت این که کسی می گه امروز یا فردا زلزله میاد کاملا درسته چون هر روز در هر منطقه وشهرزلزله های کوچکی اتفاق میوفته که به دلیل اینکه خیلی خفیف هستن مامتوجه نمی شیم...

مامور معذور:
بله دقیقا همینطوره ... زلزله همیشه هست اما شدت و قدرتش متفاوته و بر اساس تجربه مشخص شده: زلزله های هم اندازه و کمتر از: سه ریشتر رو حتی افراد بیدار و کاملا هوشیار هم متوجه نمی شن... بازهم عرض می کنم که: پیش بینی زلزله تا الان غیر ممکن بوده... پیش بینی هم یعنی اینکه دقیق بگی: یک:چه زمانی؟ دو: با چه قدرتی؟ و سه: کجا؟ زلزله اتفاق می افته وگرنه که شونصد بار بگی قراره زلزله بیادا، بعد یه بار همون روز هم نه ها، فرداش بیاد و بگی دیدی! دیدی! این که واقعا خیلی خنده داره! ... بیا: منم پیش بینی می کنم هفته آینده توکیوی ژاپن زلزله میاد! فقط محل دقیقش و اندازه اش رو "بهدا" می گم! وگرنه منطقه زلزله خیز زلزله نیاد چی بیاد؟
حالا سه تا ضرب المثل معروف باحال که در این مواقع استفاده می شه یادتون نره:
از کرامات شیخ ما چه عجب!/ پنجه را باز کرد و گفت: وجب! ... از کرامات دیگرش اینست/ شیره را خورد و گفت: شیرین است! ... او کرامات دیگری دارد/ برف را دید و گفت: می بارد!

هیوا 18 :
( پیام دومی) متاسفانه خیلی از ماها از رشته تحصیلی مون درست استفاده نمی کنیم و اون طور که باید اطلاعات و مهارتمون در اون زمینه تخصصی و عالی باشه ، عالی نیست و دلیلش هم اینه که هدفمون: بیشتر گرفتن مدرکه. همین باعث می شن کیفیت مشاغل توی جامعه بیاد پایین. به نظرم داشتن حتی 60 درصد مهارت در رشته هر فردی می تونه نبوغ و خلاقیت های زیادی رو در جامعه مون به وجود بیاره . و اگه اینطور بشه قطعا شاهد پیشرفت های ناناز و خوشملی خواهیم بود . البته اگه بشه بشه... هییییی!

جانان:
کسی که داری باهاش حرف می زنی باید بهت زل بزنه. اصلا نگاهت نکنه رشته کلام از کفت رفته! باید اونقد نگاهت کنه که آخر خودت بگی: خو چته چرا مثل چی زل زدی؟ آره! مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد مگه نه؟ بگو بعلللله! آ قربون آدم چیز فهم!

فرناز/21/زیباشهر:
درمورد هم صحبتی هم یاد سوره کهف افتادم و اون بیت شعرکه میگه پسرنوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد... بهت که قبلا راجع به(!) کلاسهای قرآن و بافتنی بافتن گفتم. خیییلی حس خوبیه چون واقعا به این کارها علاقه دارم و ازش لذت می برم و پول ناچیزی که ازبافتنی دستم می اومد خیلی برام ارزشمند بود، چون هم از کارم لذت می بردم هم کسب درآمدبودهم باخلاقیت چیزای دیگه هم می بافتم و می شد تنوع، هم از وقتم حداکثراستفاده رو می کردم،اما بعضی هاهم هستن زندگی میکنن تا کار کنن وخودشون رو وقف کار می کنن یابه قول فیلمها با کارشون ازدواج می کنن... پول اگر برای رفاهمون نباشه بعد مرگ به چه دردمون می خوره؟

سارا ازشیراز:
...من تدریس موقتی درمقطع ابتدایی بود،بیکاری روهم تجربه کردم وبیکاربودن رو ترجیح میدم به کاری که جداازعلاقه وتخصص باشه.اشکالی که به سیستم آموزشی ما وارده اینه که نیروهایی که تربیت میشن بجز حفظیات چیز دیگه ای توچنته ندارن وازنظر عملی خیلی ضعیف وارد بازارکارمیشن واین باعث میشه فرد زود ازکارخسته ودلزده بشه وازاین شاخه به اون شاخه بپره...

هیله خسرجی 20شوش:
یه شغل خوب، شغلیه که باید ازش لذت ببری و شغلی نباشه که فقط بخاطر پول در آوردن انتخاب کرده باشی،محیطش سالم و خالی از تنش باشه،هویتت رو ازت نگیره و بتونی تو اون شغل خودت باشی .

محمد27:
سلام من تا دیپلم بیشتر نخوندم. کارهای زیادی تا الان تجربه کردم: کارگری ساختمون رفتم، یک مدت قالیشویی بودم اینا کارای سخت بودن وبعدش رفتم کار آزاد که زحمتش کمتره البته چون فعلا مجردم استراحت هم زیاد می کنم چون به قول پدربزرگم هنوز صاحب ارباب نشدم.

شانلی21اردبیل:
متاسفانه توی سیستم آموزش کشور ماهیچ آموزشی برای کارکردن نیست. من ازحدود4سال پیش رسما کارکردن بیرون روشروع کردم. بدون اینکه تواون چندسال درس خوندن حتی با "قوانین کار" آشنا بشم اماخوب تابستونا دوران کودکی نوجوانی هرچندگاهی یه کارهایی می کردم مثلا فروشندگی، توی سوپرمارکت کارکردن، توی باغ سیب شوهرعمه که دیگه نیست زنبورداری، باغ سبزی اینا بعد مامانمم توی خونه برای اینکه درآمدی داشته باشه برای جهازعروسها لحاف وتشک درست می کرد که من ازش کامل یاد گرفتم کاری که الان کمترکسی بلده اولین بارهم که تنهایی لحاف روخودم دوختم10سالم بود...

درنا:
من با فاطمه مخالفم، شغل باید برای همه باشه، چه زن و چه مرد. در ضمن توی جامعه ما مگه چه تعداد زن کار می کنه؟ منصف باشیم ... مگه جز منشی گری و مامایی، معلمی و خیاطی و گاه فروشندگی شغل دیگه ای برای زن ها وجود داره؟ البته وجود داره ولی نه تا اون حد. سوال من اینه اگه زن کار نکنه کی می خواد آرایشگر زن ها باشه؟ کی می خواد معلم بچه ها باشه؟ کی می خواد ماما باشه؟ کی می خواد لباس زنونه بدوزه؟ می مونه منشی گری که اونم اکثر آقایون فکر می کنن افت داره واسشون منشی بشن. هر کی دوست نداره کار نکنه، ولی کسی نمی تونه حق مسلم یک فرد رو ازش بگیره. حقوق کم هم با نظارت دقیق حل می شه. همین فکرا باعث می شن دخترا رو به زور شوهر بدن، اگه هم طلاق بگیره یا شوهرش بمیره بره زیر خط فقر و محتاج کمک باشه...

زینب19:
من بافاطمه تاحدودی موافقم چون در اسلام هم رفع نیازهای بیرون خونه برعهده مرد هست و زن وظیفه داره به علاوه خانه داری به تربیت بچه هاهم برسه و این برای یک زن شاغل سخته. ازاون طرف هم واقعا توی بعضی کارها زنان خیلی موفق ترن ولی به نظرم زن خانه دار هم بهتره تحصیل کرده باشه.

الهه 26کرمانشاه:
بنده دقیقأ ده ساله که شاغلم بدون مرخصی تازه هشت سال هم هست که شغلم سختترشده،بله بنده خانه دارم،شغل به منزله فقط بیرون کارکردن نیست، همتون میدونیدکه طبق آموزه های دین مابعدازازدواج تامین مخارج خانه درحدعرف جامعه ازوظایف مردخونه است...

نفیسه21دانشجوی مترجمی,کرج :
برای آقایون شغلی خوبه که حقوق بالاوبیمه داشته باشه چون بعضیادرمقابل کارزیاد حقوق ناچیزی دریافت میکنن و برای خانوم هاهم کاری که هم در شان یک زن باشه هم این که پاره وقت باشه!

افسانه 21 سلماس :
بنده آرایشگر تشریف دارم و چند ماهی هست که باز کردم. شغلی که علاقه دارم بهش رو انتخاب میکنم که آرایشگری هست ،بیکاری مد شده در جامعه امروزی چه باسواد چه بیسواد و کارگر ساده، راهکار کارآفرینیه. چه دولت چه افراد خیر و کارآفرین...

آسنات17رودان:
شاغل بودن نه! کار نامتناسب. وگرنه معلمی یا سونوگرافی چه اشکالی داره؟ بعد نمیشه خانم متاهل درس بخونه؟ میشه ها؟حقوق هایکسان نیست آیا؟(خونومودونم خو!) بنظرم ساعت کاری کم وکارمتناسب واسه خانمها ضروریه.

نازنین ازخوزستان:
امروزمشاور مدرسه امون راجع به(!) همین شاغل بودن خانمها صحبت کرد.ایشون گفتند:همسرم معلمه وحقوق پایینی داره و تنهایی نمی تونه زندگی رو بچرخونه و حالا شاغل بودن من به درد خورده وبا حقوقم می تونم کمک خرج همسرم باشم. به نظرمن اصلا بد نیست که یک زن شاغل باشه اتفاقا زندگی رو راحتر هم می کنه و یک زن هم میتونه شاغل باشه ودرکنار شاغل بودنش زن خونه ام باشه.والبته بعضی ازخانمها مجبورند که کارکنن حالا به هردلیل...

معصومه 16 همدان :
.... شرایط بعضی چیزا رو ایجاب می کنه! مثلا بعضیا مجبورا کار کنن، یا بعضیا بی سرپرست یا بدسرپرست هستن، بعضی وقتها نیازها بیشتر از درآمده و زن و مرد باید برای درآوردن خرجی پا به پای هم کارکنن، و کارکردن به انسان ارزش میده که نمیشه این موارد رو نادیده گرفت.... آموزش و پرورش ایراد زیاد داره و من که خودم دانش آموزم خوب میفهمم چه خبره! مثلا آموزش کلا از پرورش جدا شده همه تلاش مدرسه درس و نمره س در حالی که مهارت ها اخلاقی مهم تر وبا ارزش ترن!

اسمش درج نشه:
شغلی که بهش علاقه و عشق داشته باشی بهترین شغله.بیکاری واسه ما خونواده های کارگر تا دلت بخواد بوده همیشه از زمستونا میترسم میگم نکنه باز اون اتفاقای دو سال قبل تکرار بشه.وای خدایا از بیکاری بابام ،عمم از تهران واسمون مواد غذایی میفرستاد یعنی در این حد وحشتناک. اسمم درج نشه.

زهرا به توان 2 :
چند وجه داره : یک ، خود خانم دوست داره کار کنه و این حس مستقل بودن بهش اعتماد به نفس می ده . دو ، شرایط زندگی ایجاب می کنه که خانم هم پا به پای مرد کار کنه . سه ، با کارش مشکلی نداره ! چهار : دیگران و خانواده اش با سر کار رفتن اش مشکل ندارن . ولی قرار شد رو راست باشیم دیگه: ناباروری در خانم های شاغل بیشتره به دلیل استرس و فشار کاری که در محل کار وجود داره !

آتنا مهر78:
به نظر من یک شغل خوب شغلیه که علاوه برحقوق مناسب وساعت کاری خوب شرافت مندانه هم باشه که این از همه مهم تره،بابای من تاحالا چایی فروشی کرده،مسافر کشی کرده و توی سوپرمارکت هم کار کرده و تا دلتون بخواد بیکاری رو تجربه کرده...

اکرم19:
بسوزه "پدر بیکاری" که هر چی فساد و خلافه از همین بیکاری شروع میشه. آدم نون حلال در بیاره اما بره کوه بکنه! چه اشکالی داره؟

مامور معذور:
مامور با حرکتی کماندویی و مامورانه، به سرعت با یک سطل "آب و کف" و دو سطل "شن و ماسه" پدر شعله ور "کار" را می خاموشد! و عاقل اندر سفیهانه می گوید: بچه ها باید بیشتر دقت کنین به ناله و نفرین هاتون، اومدیم و گرفت: یارو گر گرفت! ... بعدشم! با هرکسی "کار"! دارین خو به خودش کار داشته باشین! پدر و خواهر و مادرش چه گناهی کردن آخه؟! ... که ناگهان فرد "گل آلود خاموش شده" از جا بر می خیزد! ... کارگردان "کات" می دهد! عوامل فیلمبرداری! جمع می شوند که: این دیگه از کجا اومد وسط کار؟ صحنه رو چرا به هم می زنی؟ کلی خرج مواد "اشتعال زای نسوز" ! شده بود ابله! .... مامور مبهوت معذورانه اطراف را می نگرد! ... پدر بیکاری اصلی، سوخته و جزغاله با چشمان نیمه باز از سر کوچه بالایی به او می نگرد! با یه کلمات غیر رسانه ای زیر لب که : بووووق کشتی تقدیمت! کشتی منو!

آآآ معصومیا ! 24 :
داداش؟! مثلا یه درصدفکر کن مامور پسر باشه! آخه کدوم پسری تا این حد توانایی ابراز همدردی داره؟! یکی به من بگه من سرم رو به کدوم دیفال بکوبم؟ از این به بعد بهت بگم آبجی ماموری؟!

اسمع سرزه سیریک:
ماموری جون خدا خیرت بده، دو روز دنبال اسم واسه" بره مون" می گشتیم... حالا اسمش رو گذاشتیم "آهانیا" ! و حتما وقتی بزرگـ شد بهش میگم : اسمت رو مأموری گذاشته...من خودم موقع ساختن خونه مون بنایی رو تجربه کردم.رنگ آمیزی در و پنجره و دیوار رو هم خوب بلدم و کاشی کاری رو در حد اعلاء بلدم.. دختر همسایه مون پشت فرمون ماشین های سنگین می شینه ، منم دوست داشتم بلد می بودم ... البته که منم ماشین رو خیلی خوب می رونم ، منتها این ماشین کنترولی ها رو...

مارال 15 رشت :
یک شغل مناسب باید اولا در تخصص فرد باشه، دوما هم فضاى کارى سالمى داشته باشه.پارسال معلمم مریض شد و من شغل معلمى رو یه هفته تجربه کردم و واقعا خسته شدم.

زهراکریمی22قم:
....این آموزشگاه های فنی وهنرستان های فنی واقعا مفیدتروعملا کاربردی ترهستن. اگه انقدر توی ذهن ما نمی گنجوندن که رشته های فنی وحتی هنری مختص شاگردای سطح پایین تره وضع خعلی بهتربود! ... تصمیم گرفتم برم آموزشگاه نسخه خوانی وداروشناسی تابتونم مشغول کاربشم،خداروشکرپرسیدم بازارکارش بدنیست...

ستاره 19 الشتر :
پارسال با میل شال وکلاه بافتم ،گفتم به داداشم بذاره تو مغازه اش بفروشه یه درآمد کوچیکی داشته باشم نذاشتن ،گفتن می خوای آبرومو نو ببری وووو... خواستم دامپروری صنعتی بزنم زمین تایید نشد ، یه گاوداری داریم خالیه. خواستم توش پرورش جوجه راه بندازم (جوجه کوچیک بخرم بزرگ کنم درکنارش از این دستگاها که پرمرغ می کنن داشته باشم )پرکنده بفروشم هیییییچ کدوم اینا اسپانسرم نمی شن، حتا در حد دو میلیون ، با اینکه می تونن. الانم تو فکر کاشت زعفرانم اینو حتما عملی می کنم .... پس مشکل اطرافیانن که همش می گن درسسسسس!

زهرا 25کرمانشاه:
من کلا1روز سابقه کار اونم تو یک تولیدی دارم!جاش خوب نبود محیطش قاطی بود و ناسالم به گروه خونیم نمی خورد بدون تسویه گفتم شمارو بخیر مارو بسلامت!محیط و امنیت محل کار واسم تو اولویته! وای اگه حقوقشم نجومی باشه چه شود! الانم منتظرم! دعا کن این دکتره بزنگه! قراره واسه پرستاری از بچه7ساله یک دکتر برم ایلام روزی20 هزار تومن!

مریم عباسی فر23رومشگان:
خواهرم خیاطی روتجربه کرده کارخیلی خوبیه الانم این کارومیکنه،من دوست داشتم شغل معلمی روتجربه میکردم ولی حیف که نشد.البته پرستاری روبعدمعلمی خیلی دوست دارم شایداین یه جورایی بشه.

بیتا بانو:
محدثه خانم، بستگی داره شغل آزاد چی باشه! خیلی هاش اونقدر درآمد کم داره که توانایی بیمه کردن ندارن و بعد سن پنجاه سالگی کاسه ی چه کنم دست می گیرن! . به نظر من مهمترین ویژگی حتی قبل توجه به نیاز جامعه برای انتخاب رشته تحصیلی و شغل، توجه به توانایی جسمی و شرایط روحی هست... مناسب ترین شغل برای خانم ها: پزشکی و پرستاری و معلمی هست...

خورشید،40،تهران:
یه شغل مناسب با شرایط روحی وجسمی فرد سازگاری داره و فرد شاغل از انجامش راضیه وبهش عشق می ورزه، بیشتر اطرافیانم به دلیل نداشتن پارتی! باوجود تحصیلات خوب شغلهای آزاد دارن به خصوص رانندگی آژانس،خودمم که به لطف همسرم! شغل شریف خانه داری نصیبم شده!خیییلی به تدریس ادبیات وتاریخ علاقمندم،متاسفانه با مدرک گرا کردن جوونها وعدم مهارت آموزی لازم در رشته دانشگاهی، نیروی کار مفید تربیت نمی شه واکثرشون در شغلهای غیر مرتبط با تحصیلات مشغول می شن تا درآمد داشته باشن،راهکارم اینه که فرزندامون رو به هنرستانای فنی یا کار دانش ببریم تا در کنار علم مهارت بیاموزند! البته اگه مثل قدیما پسرها اوقات فراغتشون در جایی حرفه آموزی کنن برای آینده شون موفق ترن!

فاطمه 21 تبریز :
کارهایی که تجربه کردم : تهیه ی ترشی جات ، خرد کردن و بسته بندی سبزی ، شیرینی پزی ، مامانم تابلوهای زیبایی میکشه یمدت نقاشی با رنگ روغن رو ازش یاد گرفتم ، الان مامانم مزون داره ، خیاطی میکنه و طراحی لباس انجام میده منم در کنار درس و دانشگاه هر وقت مامانم نیاز به کمک داشته باشه میرم مزون بهش کمک می کنم .

مریم 19 دانشجوی روانشناسی:
اسکینر میگه: تعلیم و تربیت آن چیزی است که باقی می مونه،وقتی که بقیه چیزها فراموش می شن.نظام آموزشی هم به جای حافظه محوری باید روی مسایل بنیادی و کاربردی تمرکز کنه.و از اصول رشد و تحول هم بهره ببره... شغلی مناسبه که در جهت گرایش و توانمندی های فرد تنظیم بشه و با ویژگی های شخصیتی او همخوانی داشته باشه.مثلا یه آدم درون گرایی که مسئول "روابط عمومی" باشه، مشکل بتونه موفقیتی حاصل کنه.

مامور معذور:
مامور می رود تا دنیای درون خود را بکاود بلکه خود را بیابد...

(دنبال بقیه جمله نگردید/ مامور در "دورون" خود می گمد و اطلاع دیگری از وی در دست نمی باشد! ... حالا دیدگاهی ها یکصدا : بابا عمیق! بابا بی سر و ته ... بابا گندله! ... عاشقا در خویش بنگر/ سخره مردم مشو : مولوی)

جوكار از خفر:
یه شغل مناسب اول نون حلال داره و دیگه اینكه استرس و نگرانى برا از دست دادنش نداریم و در كل شور و شوقش رو باید داشته باشیم برا حاضر شدن و سر اون كار رفتن.

مومنه امیری 19شهرری:
...معتقدم یک خانم تحصیل کرده میتونه زندگی بهتری داشته باشه وبچه های خوب تری تربیت کنه نسبت به یک خانم شاغل.نمونه اش خواهرم پرستاره یعنی ها دختراش کور شدن از بس با تبلت بازی کردن . ولی اینکه بیکاری مردها بخاطر شاغل بودن خانم هاست کاملا اشتباهه یعنی اگه خانم ها سرکار نرن دیگه وضع بیکاری خوب میشه؟!

سحر18 :
منم بانظر خانم فاطمه مخالفم! مثلا یه کشوری مثل چین که بیکار کم داره، زن شاغل نداره؟ نخیر! بیکاری کشورما دلیل اصلیش نبود تولید داخلیه! به خاطر قاچاق و واردات بی رویه و نخریدن کالای ایرانی توسط مردم خودمون، دولت هم نمیتونه جلوی واردات و قاچاق رو بگیره چون دست های پشت پرده به دولت فشار میارن.

سولماز 25رشت:
...شوهرم میگه کاش به جای درس خوندن میرفتم دنبال کارازاد ،پولام جمع میکردم مثل دوستام مغازه میگرفتم وضع زندگیم بهترازاین بود...ماموری همه چی توی دنیای ماشده پارتی و رشوه ورابطه ،اوناکه کسی رو دارن خودشون رو بالا می کشن کسایی مثل ماهم که "جزخدا" کسی رونداریم ازصبح تاشب باید حمالی کنیم تاشاید از نگاه بچه مون شرمنده نشیم. من ازوقتی ازدواج کردم دارم تابلوفرش می بافم و قناعت می کنم. شوهرمم ازصبح تاشب سرکاره اما باز زندگی ساده مون لنگه. البته ما پشتمون بهم دیگه گرمه ماموری. تاعید توی مغازه کارمیکنه اماعید عذرش رو خواستن. ماموری باید دوباره آواره این شهرواون شهر بشیم دعاکن برامون...

ساحل از تهران:
از هم صحبتی با خدایم لذت می برم.بخوام باهاش حرف بزنم،نماز می خونم .بخوام خدا با هام جرف بزنه، قرآن رو با دقت بامعنی می خونم. اما شنونده و راز دار خوبی برای دیگران هستم؛ به خصوص برا بچه ها ،نمی دونید چه کیفی داره وقتی شنونده درد و دلای بچه گونه اونا می شی،آخر سر با اون زبون شیرنشون میگن : آخیش راحت شدم،ممنون گوش کردی !!

مهشاد ازسراب:
به من باشه که کل روز رو روزه سکوت می گیرم. علاقه زیادی هم به هم صحبتی با دیگران ندارم,شایدده کلمه درروز به ندرت حرف بزنم,خدا نکنه یه آدم پرحرف گیرم بیفته که دیگه واویلا میشه!ولی با وجودکم حرف بودنم شدیدا پرجنب وجوشم ونمی تونم یه لحظه یه جا وایسم...

محمدم 8 آبانى اصفهان:
به نظرم یک هم صحبت خوب تمرکز و حواسش رو، روی حرفهاى طرف مقابلش می گذاره، گاهى وقت ها هم با "تکان دادن سر" و گفتن بله نشان میده که گوشش با شماست از حرف هاى طرف "سوء استفاده" نمى کنه و حرفهاش فقط همون جا پیش خودشون می مونه و جایى بازگو نمى کنه و اینکه شماتت یا قضاوت نمى کنه و صادقانه راهنمایى می کنه.

مامور معذور:
مامور به سیکس پک عضلانی پشت گردنش دستی می کشاند (حالا نکشاند پس کی بکشاند؟!) ووو لبخند مغرورانه حال به هم زنی تحویل می دهد که بی بین من دیگه کی بودم! عاما "یه ی هو" عضلات گردنش می گوراند به هم! در حدی که: نفس کشیدن سخته/ از جا پاشیدن سخته!

رفقای عزیزم
همراهان صبورم
خاطرتون عزیزه
ارادت
به یادتون هستیما...
( یه لحظه فکر کنین ماهم بخوایم نباشیم؟ مگه شماها می ذارین؟ آخ ددم یاندی!)

چیزی بگو بگذار تا هم صحبتت باشم
لختی حریف لحظه های غربتت باشم!
ای سهمت از بار امانت هر چه سنگین تر
بگذار تا من هم: شریک قسمتت باشم!
تاب آوری تا آسمان روی دوشت را
من هم ستونی در کنار قامتت باشم
از گوشه ای راهی نشان من بده، بگذر
تا رخنه ای در "قلعه بند فطرتت" باشم
سنگی شوم در برکه آرام اندوهت
با شعله واری در خمود خلوتت باشم
زخم عمیق انزوایت دیر پاییده است
وقت است تا پایان فصل عزلتت باشم
صورتگر چشمان غمگین تو خواهم بود
بگذار همچون آینه در خدمتت باشم!
در خوابی و "هنگام" را از دست خواهی داد
معشوق من! بگذار زنگگگ ساعتت باشم
پیشنهاد: سارایی/ البرزنشین
شعر از: حسین منزوی

انتقاد، پیشنهاد و حمایت دررابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)

نظرات   

 
+1 #108 م.م بانو 16 ارومیه 1396-09-22 16:17
نقل قول کردن 2003★fatmeh★:
اهای علاقمند به دوغ گاز دار(ووووویییی دهنم اب افتاد)شوما مگع نوزده سالت نبود؟
:-* :oops:

نقل قول کردن 2003★fatmeh★:
اهای علاقمند به دوغ گاز دار(ووووویییی دهنم اب افتاد)شوما مگع نوزده سالت نبود؟
:-* :oops:

نقل قول کردن 2003★fatmeh★:
اهای علاقمند به دوغ گاز دار(ووووویییی دهنم اب افتاد)شوما مگع نوزده سالت نبود؟
:-* :oops:

ده آبجی فاطمه من تا حالا نگفتم 19 سالمه شاید اشتباه شده یو هاهاها
نقل قول
 
 
+1 #107 هیله خسرجی۲۰ازشوش 1396-09-21 00:07
نقل قول کردن زهرا اردیبهشتی:
جییغ جیییییییغغغغغغغغ :cry:
هی من میخوام هیچی نگم هی نمیشه

ازگله باز لرزید
دو باااار
اینجام احساسش کردیم :cry:

خدایاااااااااا
باز امشب رو با دلهره باید سرکنیم انگار

زهرا جان میفهمم و درک میکنم حق داری واقعا خیلی سخته . عزیزم برای آرامشتون دعا میکنم .
نقل قول
 
 
+1 #106 2003★fatmeh★ 1396-09-20 22:59
اهای علاقمند به دوغ گاز دار(ووووویییی دهنم اب افتاد)شوما مگع نوزده سالت نبود؟
:-* :oops:
نقل قول
 
 
+1 #105 لیلا. ته کلاسی 1396-09-20 22:46
نقل قول کردن فریبا هشگرد:
فریبا خانم دیدم به عبارت بزنم به تخته اشاره کردی و من امروز یه مطلبی در این مورد به چشمم خورد از صحتش خبر ندارم ،میگفت این ضرب المثل انگلیسی هست و منظور زدن به تخته ی صلیب برای حفاظت از بلایا و اشاره کرده بود که چه خوبه از ماشاالله خودمون استفاده کنیم ببخشید پا کردیم تو کفش بزرگان! اخ پام پیچ خورد خو این کفشه خیلی بزرگ بود

........................
کلید اسراااااار
این قسمت پا کردن تو کفش بزرگان
سلامن! بیهوش!
من! از بس خندیده غش کرده
نقل قول
 
 
+2 #104 ماریه رستم زاده 20 1396-09-20 22:11
نقل قول کردن م.م بانو 16 ارومیه:
مأمور جواب بدی جواب ندی چیزی بگی چیزی نگی عزیزی فدایی داری مامورررررر

ولی خدا وکیلی جریان سکوت ماموری چیه....واسه منم جالب شدها.
نقل قول
 
 
+2 #103 ماریه رستم زاده 20 1396-09-20 22:00
نقل قول کردن فریبا هشگرد:
میگما بچه ها بیایین باهم دعوا کنیم
حالا که ماموری نیس
اصا غر بزنیم
غرااااااااا
شاید ماموریو به حرف اوردیم
نظر مثبتتون چیه

ما خودمونو اینجا تیکه تیکه هم کنیم تا مامور صلاح ندونه نمیحرفه آبجی جان.فلذا قدر خودمونو خودمون بیشتر بدونیم....
نقل قول
 
 
+2 #102 سارایی ۲۳ 1396-09-20 19:29
نقل قول کردن 2003★fatmeh★:
نقل قول کردن سارایی۲۳:
نقل قول کردن fatmeh★2003★:
عجبم :o

با این همه فاصله.... :-x

عطرت

در نفسهای من
نفس میکشد‌...!
******★*****
:D بخند مامور....اصن به تموم شاعرا گفتم زکی با این شعر گفتنم
:P :D

***
زیباست..آبجی همینطور ادامه بدی
موفقیت پیش روته..
❤❤❤

******★*****
:D ممنون از لطفت اما این شعرهای من حتی ارزش خونذن ندارن! :zzz

◇◇◇
هیچ وقت خودتو دست کم نگیر هیچچ وقت
:-* :-*
نقل قول
 
 
+3 #101 زهرا اردیبهشتی 1396-09-20 19:22
ماموری به خودم قول دادم دیگه راجع به زلزله حرفی نزنما :sad:
ولی چون در جریان این قضیه ای میگمت
اون کارشناسها و دستگاه ها و اینا بود گفتم ؟!
اونا که برگشته بودن تهران
امروز باز
یه هئیت دیگه اومدن برا بررسی سرابله مون!
پدری جان به اون دوستش (که تو فرمانداریه و در جریانشونه) زنگ زد
میگه اون دستگاه قبلیا جوابگو نبودن و علتش مشخص نشده
دستگاه پیشرفته تر آوردن و تو ده تا نقطه حساس شهر نصب کردن
گفتن احتمالا تا هفته بعد میگن دلیلش رو):

آخه چرا اینجوری میکنن خو؟!
چرا نمیگن دلیلش چیه؟!
دلهره تا کییییییییی؟!
ماموری؛
میشه دعا لطفا ؟!
خوااااهش میکنم
دعا کن ختم به خیرشه دیگه
نقل قول
 
 
+3 #100 زهرا اردیبهشتی 1396-09-20 19:12
جییغ جیییییییغغغغغغغ غ :cry:
هی من میخوام هیچی نگم هی نمیشه

ازگله باز لرزید
دو باااار
اینجام احساسش کردیم :cry:

خدایاااااااااا
باز امشب رو با دلهره باید سرکنیم انگار
نقل قول
 
 
+2 #99 2003★fatmeh★ 1396-09-20 18:45
مامور با اون دوستم که کات کرده بودم در جریانی دیه امشب اشتی کردیدم.
سعی میکنم کاری و که مامان باباش براش نکردنو بکنم....
خیلی سخت داره خودشو نشون میده اما من میدونم یه دلش دریاس
خدایا هوای تموم بچه های طلاقو داشته باش.‌..
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد