By Autson Web Design

علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

شنبه 16 دی ماه

جالب انگیز:
عجیب نیست که یک کتاب بعد چندین بار خوانده شدن، چاق تر می شود؟!
گویی چیزی لابه لای صفحه هایش جا می ماند... چیزهای مثل: احساسات، افکار و صداهای ما!
کرنلیا فانکر

سلام و صد سلام
درود و صد درود


دیدگاه دوشنبه به خاطر مشکلات فنی پخش چهارشنبه عصر تقدیمتون شد و چون دوسوم مخاطبین دسترسی به سایت پیام نمای شبکه پنج نداشتن، به احترامشون همون دیدگاه روی آنتن رفت چراکه بازخورد پیامهای دوشنبه هم به خوبی به دستمون نرسیده بود فلذا یه دیدگاه کم مایه آماده می شد. بنابراین با عرض پوزش امیدواریم که دستگاه جدید، بالاخره تحویل و نصب و کابل برگردون و غیره و غیره بشه تا جون بنده به لبم نرسیده!

ضمنا نکته:توی پیام نما وقتی پیامها آماده و صفحه بندی شده،ارسال می شه خیلی سخته که یک کلمه و یک صفحه یا یک توضیح بهش افزود یا ازش کاست! البته ما این کار رو هم بارها کردیم اما زمانبر و وقتگیره که چهارشنبه نمی شد که بشه... این بود که فقط توی سایت توضیح و عذرخواهی تقدیم شما شد.

توی این نوبت سعی بر اونه که بیشتر شنونده بیانات گهربار رفقا باشیم... فلذا همچنان باشیددد که باشیممم!
هم اکنون دیدگاه شنبه 16 دی ماه.... چی؟
اووووومدش! (بیگیر کنار داداچ!)

بیش فعالان دیدگاهی:
آسنات 17 رودان
سعید 27 ابهر
زهرا چهره نما
زهرا 17 اصفان
و فائزه ...

موضوعات هفته:
یک) رابطه شما با کتاب چگونه است؟ فرق مطالعه کتاب با خواندن مجله یا روزنامه یا پیام نما و... در چیست؟ نسبت هزینه کرد سال گذشته شما برای کتاب در مقابل مثلا خورد و خوراک و پوشاک و ... چند به چند بوده؟ چرا؟ آیا عضو کتابخانه ای هستید؟ تجربیات، دانش و اطلاعات خود را چگونه کسب می کنید؟ چرا؟

دو) (مرور موضوعات دیدگاه 95) برای یک هفته حاضرید کدامیک از رفتارهای ناشایست زبان را ترک کنید؟ بدگویی کردن؟ دشنام دادن؟ تهمت زدن؟ غیبت کردن؟ هرزه گویی کردن؟ ووو دروغگویی؟! ( برای خود یک پاداش و یک تنبیه مشخص کنید و اثرات این سعی و خطا را مشاهده و ارزیابی کنید)

سه) کدامیک از برنامه های صدا و سیما را پیگیری می کنید؟ چرا؟ برنامه های مفید و موثر کمتر شناخته شده رادیو و تلویزیون را به دیدگاهی ها معرفی کنید ( با ذکر شبکه، ساعت پخش و حال و هوا)

 


کلثوم محب زاده:
(پیام اولی) سلام من نزدیک دوماهه که باشگاه رو می خونم. میشه گفت که خیییییلی باحاله در مورد موضوع هم بگم که من بیشتر استعداد هام رو می شناسم... (پیام دومی) بیا یه بارم که من ولخرجی کردم و به پیام نما پیام دادم بروز نشد مامور چیزی شده؟؟؟ خدا کنه که نشده باشه. من هر وقت پیام نما رو می خونم انقدر می خندم که دل درد می گیرم. ممنون از بودن همه تون.

سپیده/22/شهرقدس:
خخخ ای وای می گم نکنه دیدگاهمون هم فیلترشده و باید روی تلویزیون هم فیلترشکن نصب کنیم؟ هوم مأموری؟ ... خوبه یگانه 15تاکید داشت که هرطرفی هستی نری تو خیابون،الان ما نمی دونیم توراچه شده است؟ رفتی خیابون،قصد داشتی بری غیب شدی،مام یه جورایی سرگردونیم. با اموال عمومی مون (مأمورعزیزمون) چیکارکردن؟!

مامور معذور:
خب مگه شماها خبردار نشدین که:
آتیش زدن به این دلم / توی بیابون منزلم ... نه این وری و نه اون/ هرجا برم دیگه ولم ... با اون شوخی اولت/ از خندیدن، شل شلم! داور می گه لافایده/ توو آفسایدی،جونم! گلم! ... بذا بدونن/ همه بخونن/ قلباشونو بجنبونن: کوهو می خوام صاف بکنم/ دریاها رو سر بکشم، جار بزنم همه بدونن/ از عشقتون خل خلم! ( و در این هنگام مامور بی کالری، از شدت هوار و فغان، می غشد چه غشیدنی!)

زیبا ازخوی:
آفرین عجب شعری سرودی٬خوشمان آمد٬فكر نكن نفهمیدیم داری خیلی شیك تبلیغ شلغم رو می كنیا! خودت خواستی! ماست رو نخور با شلغم/هی بگیری درد وغم/ اگه خوردی یه دونه/ سفت توو گلوت می مونه! شلغم چه فایده داره؟/ درد و ورم میاره...از آسمون پاره/ خیار و شلغم می باره! خیار یار چناره؟ / اوه اوه مخم می خاره! ... خوبت شد؟ راستی تخلص تون چیه؟ استاد شلغمیان؟!

درج نشهه:
سلام بر ماموری جان جانان خودمون... حرص نخور جانا می دونستم تقصیر تو نیست...دیدگاه رو از سایت خوندم بسی خوشحالم که خوبی و اونجا بروز کردی ولی گویا دستگاه همکاران گرام کمال همکاری رو نداشتن تا ماهم بروز شیم ..از پریشب تو فواصل درس خوندنم یعنی تو وقت استراحت ،همش اومدم سرک کشیدم و رفتم،نبودین... ولی خوب شد سایت رو خوندم، یکم حالم جور نبود که سارایی جونم یه پیشنهاد(خوندن سوره نور با معنی) به یکی از بچه ها داده بود منم اجراش کردم و الان بسی دگرگونم و دعا گوی سارایی جون شدم...البته دیدگاه خوندن از سایت حال نمیده...بایددد قشششنگ بشینی تو حد غیرمجاز جلوی تلویزیون،بزنی صفحه به صفحه بخونی و بقیه همینجور هی غرغر کنن...تو هم الکی هی بگی بوخودا همین آخرین صفحه اس خخخخ...

هانسه. دخمل املاکی:
مامورکجایی؟ تورو خدا نمیری یه وقت، باشه؟ لااقل فعلا نمیرتا بعد یه کاریش می کنیم باشه؟... آروز یه چیزکاملاغیرممکن ومحاله آدم فقط با آرزوکردن خودش روگول می زنه. من به آرزو اعتقاد ندارم آدم فقط با تلاش و پشتکارخودشه که به خواسته ها وهدفاش می رسه. همین و بس. من درحال حاضرهیچ آرزویی ندارم چون می دونم بی فایده است. هیچ وقت نمی تونم بهشون برسم قبلناخیلی آرزوداشتم ولی الان که عقلم بزرگ شده فهمیدم که الکی عمرم روصرف آرزوکردن و رویاسازی هدردادم هرچی که ازخداخواستم آرزوکردم بهش برم نرسیدم که هیچ یه بلاومصیبت بزرگ هم سرم آوارشد. به خداخسته ام ازاین زندگی و آدماش الان فقط یه آرزودارم که اونم حقمه! بایدبهش برسم. فکر کنم توبدونی اون آرزوچیه؟ آخه قبلابهت گفتم.اگه یادت باشه پس دیگه هیچ وقت اسم آرزو و آرزوکردن رونیاربه مردم الکی امید نده.

عاطیناز 22:
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ داداشم "کیس" وصل کرده و فوتبال می زنه( دیگه دیره/ دیگه دیره)

نازنین 15 خوزستان:
ما وقتی یه آرزوی بزرگی داریم نباید فقط آرزو باشه بلکه تبدیلش کنیم به هدف و وقتی هدفمون شد، هر کاری که مارو به هدفمون برسونه انجام می دیم .به جای اینکه ازخدا گله کنیم خودمون وتوانایی هامون روبیشتر بشناسیم تابه هدفمون برسیم.ماموری دقیقا من الان کجای زندگیمم؟!خب الان به در کمدم تکیه دادم و دارم واست می نویسم.خخ. جدا ازشوخی چه جوری بفهمیم کجای زندگیمونیم؟! بافرمول لطفااا!

هیله خسرجی 20 ازشوش:
تقریبا به بیشتر آرزوهام رسیدم. همه امکاناتی که الان در اختیارم هستن یه زمانی برای من فقط در حد یه رویا بودن، اوایل شاید از داشتنشون خوشحال بودم ولی الان عادی شدن برام. آرزویی که الان دارم اینه که یه روزی بتونم کارگاه خیاطی برای خودم راه بندازم و خیلی انگیزه دارم برای خودم راه بندازم و خیلی انگیزه دارم برای این کار، صد البته برای من دست یافتنی هست چون همه چیز بستگی به تلاش خودم داره. اگه بخوام حتما بهش می رسم.

ساناز،آذر72 فومن:
من خیلی از کارها رو فکر می کردم نمی تونم انجام بدم مثلا خیاطی ولی حالا به نحو احسن انجامش می دم. خیلی آرزو ها داشتم که الان برام عادی شده، نه اصلا روند خوبی نداره. همه ی آرزو های فعلی من دست نیافتی هستش خب معلومه چرا چون برای رسیدن به آرزوهام به پول نیاز دارم.

بانو/ بم:
از بچگی عادت کردم وقتی چیزی جذبم می کنه تا تمومش نکنم ول کن نیستم، مثل الان که دارم در مورد گاو تو اینترنت سرچ می کنم.وقتی داشتم باشگاه می خوندم، ترسیدم! گفتم نکنه منم مثل اون قومتون یا اون عزیزی که هی تصمیمش عوض میشه باشم! ولی نه من با فکر کردن به شرایط،تصمیم می گیرم، مطمئنم ده سال آینده از داشتن گاو داری با کلی کارگر کیف می کنم.

سیمرغ16الشتر:
پارسال به عنوان بهترین داستان نویس توی مسابقات سطح شهرستان انتخاب شدم ولی هیچی که هیچی! حتی جایزه اول شدنم روهم ندادن. اون دوست عزیزمون راست گفت: وقتی پی به استعداد درونت می بری ولی کسی نیست که تو رو تشویق کنه اصلا دلت به استعدادت نمی ره وهمونجا خاموشششششش میشه.

سعید 27 ابهر:
جان گریفیث نام مستعار جک لندن (1876 _ 1916) نویسنده مشهور آمریکایی است ، متولد سانفرانسیکو ، دوران کودکی دشواری داشت، برای کمک به خانواده، شغل های گوناگونی داشت ( روزنامه فروشی کارگری درلباسشویی پیشخدمتی در کافه های بندری و کارگری در کشتی ) گاه نیز به سبب ولگردی به زندان می افتاد، برخی از آثارش ، آوای وحش، گرگ دریا، طاعون سرخ، سپید دندان، مارتین ایدن، جان بارلی کان و غیره،بیشتر آثارش سرگذشت شخصی اوست... یکی از رفقا با دخترخانمی نامزد شده و توافق کردن بعد از عقد برن کربلا و زندگیشون شروع کنند، آرزوی من پیدا کردن همسری با این مشخصات است، چون توی روستای ما با رسم و رسوم غلطی که رایج است! حداقل 100 ملیون پول برای ازدواج لازمه ! خانه و ماشین و شغل که جای خود دارد.

ترنیوس/ لاهیجان:
آرزو و رویا به توانایی واستعداد وصله و همینطور بر عکس... آرزوهای من، فنا باور و توانایی من، فنا انجام دادنی است!

فرزانه نصرالهی دختر کورد:
عجبا! واقعا عجبا! حالا ببین دیدگاهیاچقدر پیام انتقاد می فرستن که نهههههه موضوعات خعلیم خوبه اگه نمیخوای نخون,ولی خب اینم نظر شخصی من بود,نه خیررررر مامور، خودمم اصلا از این موضوعات بی اساس و پایه که اصلا اهمیتی نداره و صرفا جنبه ی تفریح رو داره خوشم نمیاد چه برسه بخوام پیشنهاد بدم.فعلا درگیر امتحاناتم وقتی سرم خلوت شد راجع بهش فکر میکنم,ولی تولوخدا منتظر جواب من نباشیا,همیشه که من نباید باشم تا راه و رسمشو بهت یادم بدم مامورکم! ( " ک" از نوع تحبیب) پس خودت بگرد از انباری چن تا خوبشو بیار آ قربونش!

الهه /کرمانشاه:
موضوع پیشنهادی من کدوم رنگ رنگین کمون رو ازلحاظ روانشناسی دوست دارید؟؟؟ (صرفا جهت لجبازی کردن و سربه سرگذاشتن مأمور) ... شایدبراتون عجیب باشه اما آرزوهای من اصلأ شبیه آرزوی کسی نیست،شاید دلیلش اینه که با اینکه پدرم کارگر روزمزد بود و تو زندگی کمبودهای زیادی روحس کردیم اما برام تبدیل به حسرت نشد چون پدری دارم که باتموم سختی زندگی توخونه همیشه لبخندبه لب داره ومادری که قناعت وصبرش الگوی زندگی چهارتادختراشه و زندگی عاشقانه و محبت وآرامش زندگیشون جای خالی همه چیز روپرکرده بود،باگذشت بیش ازسی ازسال اززندگی مشترکشون هنوزصدای هیچ کدومشون بلندنشده وکارشون به دعوانرسیده،آرزوی من هم همچین زندگی مشترکی بوده که به لطف خدابعدازده سال این آرامش ودلخوش برام عادی نشده...

اینکه گاهی بعضی از آرزوهاعادی می شن،دلیلش بازی وفریب این دنیا و روزگاره که یه زمانی یه آرزوی داریم ورویاپردازی می کنیم... باید یاد بگیریم که درلحظه زندگی کنیم و از همون لحظه نهایت بهره روببریم وفریب فرصتهای آتی رو نخوریم.

لاله 17 مشهد:
عجب دنیای گردی... مامانم مریضه ماموری حالش خوب نیست حالا نوبت منه ازش مراقبت کنم فشارش هی بالا پایین میشه تب می کنه و سرش گیج میره، آزمایشاش خداروشکر خوبه ولی خب قند داره دیگه... اینه که سرم شلوغه. ننه بزرگ خونه الان من شدم!

نجمه منصوری درشرف17شوش:
یادمه چند سال پیش از تنهایی و نبود همدم آه و ناله می کردم. آرزو داشتم یه کسی رو پیدا کنم که حرف دلم رو بفهمه. الان خیلی ها اطرافم هستن که بی هیچ چشمداشتی دوستم دارن خداروشکر.

آسنات17رودان:
فراموش کردن آرزوهایی که قبلا بهشون رسیدیم واسه ادامه زندگی لازمه،وگرنه همه درجا می زدن و پیشرفتی حاصل نمی شد، طمع با این بحث فرق می کنه!... دوم تجربی که بودم مدرسه مون یه حیاط بزررگ داشت من هم هرزنگ تفریح می رفتم یه گوشه اش رومی کشفیدم!بقیه بهم می خندیدن!ولی انقدررر حال می داد که نگو: یه لونه قمری،نه تاگل قاصدک،درخت زرد آلو وسنجد، برگهای درخت بزرگه ریخت رفتم توش خوابیدم! فرداش دیدم همه اش روبردن... گریه کردم.سرخسهای پشت خوابگاه!یادش بخیر!

اسما گل:
یک پرنده استعداد پرواز داره،اما تاوقتی توی قفس هست نمی تونه پروازکنه.درواقع استعدادهای ما،تنهازمانی کاربردی هستن که درجایگاه حقیقی مون باشیم.پس جایگاه واقعیمون روپیداکنیم تا استعدادها فرصت ظهوروبروزپیداکنن. یادت باشه،آب تنهاوقتی جاری میشه،که سد روازجلوش برداری.

علیرضاموسوی19مشهد:
موضوع استعدادها آتیشم می زنه،من هرآرزو وخواسته که داشتم به خاطرشرایط گذاشتم کنار،به خاطرمخالفت خانوادم بی خیال استعدادم تو ورزشهای رزمی شدم. درصورتی که می دونم اگه پشتم می بودن بی شک می تونستم بهترین بشم،ازطرفی اونامخالفت می کنن چون ازمهاجرهای افغانستانی تویهیچ کاری استقبال نمی شه و برای موفقیت مجبورم برم کشورخودم که هیچ پیشرفتی نداشته تا حالا،خلاصه اش کنم دیگه حتی وقتی فکری میاد توسرم به زبون نمیارمش...

فاطمه 21 تبریز:
ممنون بابت جالب انگیز دل انگیزی که انتخاب کردی به دلم نشست . وقتی سخن خداوند و یا ائمه بزرگوارمون رو می خونم ته دلم یقین صد در صدی هست که این حرف ها خود خودشه... بابت پیام هایی که از ابتدای پیدایش دیدگاه فرستادم و گله از خانواده ام بود عذر می خوام اما واقعیت اینه که من نفهم بودم ! یعنی واقعا رفتارشون رو درک نمی کردم چند روزیه که فهمیدم اکثریت سخت گیری ها و محدودیت های اعمال شده حق بنده بوده فلذا نوش جانم ! اما تمامی پیام ها از عمق جانم بر انگشتان مبارکم جاری و نگاشته شد که آن روز ها حد درک بنده در همون اندازه بود! زیر خط فقر! الان دیگه فهمیدم! فهیم تر شدنم آرزوست! خدایا می شه که بشه؟

سارایی 23 البرزنشین:
من همیشه به خودم می گم مامور انقدر کار می کنه، واسه خانواده اش هم وقت می ذاره؟ کسی که خودش به خانواده انقدر تاکید داره؟

باران خانوم کرمان:
من دقیقا نقطه اول زندگی هستم بدون هیچ پیشرفت چشم گیری ناشکر نیستم ولی هر وقت خواستم یه تکونی به خودم بدم یه نیروی جلومو گرفته بیشترش هم از کم لطفی خانواده و اعتماد نکردنشون بوده از درس و مدرسه بگیر تا یاد گرفتن یه هنری برای سرگرمی البته زیاد هم تقصیر اون بیچارها نیست این از فرهنگ سست جامعه است باعث شده آسته برن آسته بیان...

سامان 18 عجبشیر:
استعدادهام رو تا حدودی می شناسم ولی واقعا وقت و شرایطش رو نداشتم به رسد و کمال برسونمشون خخ بعضیاشون رو مثل چنتا ورزش تا یه حدی ادامه دادم و با اینکه موفق هم بودم ولی ازم حمایت نشد، باو من دو بار اول شدم یه بارم سوم تو شطرنج شهرمون این حقم نیست تو شطرنج دانش آموزی راهنمایی تا رقابت کشوری رفتم رتبه های خوبی هم آوردم. می دونم کلا مثلا در مقابل هرکسی چه جوری از استعدادهایی که دارم استفاده کنم و اون کرکس مقابل طاووس نباشم، البته من کلا خودم طاووسم ها! وای چین و چین دامنم. بقیه استعدادهامم قابل ذکر در دیدگاه نیست...

مامور معذور:
برادرم، در مسیر زندگی، باد و طیفون و چاله و چوله فراوونه، فلذا بپا "دامنت لکه دار نشه!"

مهدیس 21 مازندران :
از آرزوهایی که داشتم اون کوچولو موچولوهاش برآورده شد که هیچ وقت برام عادی نشدن... با حرف زهرا 17 اصفان شدیداااا موافقم... آرزویی که تو همون وقتش برآورده نشه هیچ جذابیتی نداره و از برآورده شدنش ذوق نمی کنی تجربه کردم که می گم... از آرزوهای دست نیافتنیم می تونم به یه مورد اشاره کنم که اینه که حسابداری و هرچه زودتر تموم کنم و دوباره کنکور بدم و روانشناسی بخونم و ان شاء الله که با همت و تلاش فرااااوووون دست یافتنیش می کنم... بقیه آرزوهای دست نیافتنیمو نوموگم! هیچم آخرش شکلک درنیاوردم!

عاطفه 28 اصفهان:
همه حرفات و جوابهایی که به مهشاد دادی درسته درست ! اما اینکه خانواده باید برای موفقیت، استعداد فرزند رو هم الویت قرار بده هم خیلی مهمه و اینجا حق با مهشاده !... خردمند به کار خویش تکیه کند و نادان به آرزوی خویش. ( امام علی ع )

نفیسه21دانشجوی مترجمی,کرج:
همیشه آرزوهام رو می نویسم بعد پایینش می نویسم امضای خداپای تک تک آرزوهات عزیز دلم.کلا این مدلی ام باخودم,وقتی بهشون می رسم نمی فهمم تا این که دفترم رو می خونم, نوشتن حس عجیبی به آدم می ده. یه زمانی آرزو داشتم دکتر بشم فقط به خاطربابام,درس می خوندم اما بی انگیزه چون خودم نمی خواستمش بهش نرسیدم.الآن یکی از آرزوهام اینه مثل بلبل انگلیسی حرف بزنم ,بارون و برف بباره,آدم برفی درست کنم.

پری.29پرند:
یه روزی تنها آرزوم داشتن یه خونه از خودمون بود! خدا رو شکر دارمش ولی الان می گم کاش خونه ام بزرگتر بود تا راحتر بودم! به نظرم ذات انسان سیری ناپذیر هست.هر چیزی داشته باشی برات عادی میشه و چشمت دنبال نداشته هات می گرده!

مهسا 19کرمان:
آرزو که خیلی دارم یکی از آرزوهام رفتن به کربلاست و اینکه امسال حوزه علمیه قبول بشم،آن چه ویرانمان می کند پاییز نیست بلکه حوصله های کوچک و آرزوهای بزرگمان است.

زهرا چهره نما:
در حال حاضر فقط و فقط یه آرزو دارم که تبدیلش کردم به هدف و دارم برای رسیدن بهش تلاش میکنم.امکانات نیست حمایت نیست سخته ولی غیر ممکن نیست.من دارم تلاشم رو میکنم.هر روز تو خونه تمرین می کنم.با وجود مخالفت ها با وجود بی امکاناتی.ولی من دارم برای هدفم میجنگم.من دلم میخواد فوتبالیست شم.همه میگن دخترو چه به فوتبال!ولی من تلاش می‌کنم و می زنم تو دهن همه اونایی که اینو میگن!جمله دختر رو چه به فوتبال به اندازه ی جمله مرد که گریه نمی کنه مزخرفه.پیام داداش علی رو دیدم خیلی ذوق کردم که یه نفر پیدا شد آرزوش تقریبا عین مال من باشه.ولی خب داداش علی فرق داره.اون پسره و اصن تو این مملکت فوتبالو ساختن واسه پسرا.... شاید یه روزی همین منی که الان دارم مینویسم خانوم گل جهان نشم؟ مگه کسی میدونست سامانتا کر قراره خانوم گل فوتبال جهان بشه؟طارمی هم آرزوش بود 10 دقیقه،فقط 10 دقیقه تو هوایی تنفس کنه که بازیکنای پرسپولیس توش تمرین می کنن؛همون طارمی شد آقای گل لیگ.من خودم رو با "سامانتا کر" یا طارمی یا هر کس دیگه ای مقایسه نمی کنم فقط می گم من می تونم می تونم می تونم.می تونم و تلاش می کنم.

سحر14:
ماموری والااا تا اونجایی که می بینم و می دونم خودم اصلا استعدادهام رو کشف نمی کنم.دیگران کشف میکنن .مثلا کلاس هفتم که بودم والیبال بلد نبودم و از والیبال متنفر بودم . معلم ورزشم گفت نه:تو استعداد داری و بایدبری. خلاصه رفتم وعاشق والیبال که شدم هییییچ واسه کشوری هم انتخاب شدم ولی به خاطر قدم نشد(قدم کوتاه نیستاااا. ولی 160واسه والیبال کمه)

حدیث 15 "دخت بهار":
بزرگترین ناتوانی ما ، کوتاه آمدن است و امن ترین راه کامیابی، دیگر بار تلاش کردن است!

فائزه...:
سلام،استعداد که همه دارن ولی اکثرا امکانات رشد استعدادشون وجود نداره بعضیام اصلا بهشون توجه نمی کنن چون تو محیطی رشد کردن که استعداد جزء اولویت ها نبوده از نظر من این ضعف آموزش و پرورشه که باعث شده از7سالگی این ذهنیتو داشته باشیم که هرکی بتونه 4کلمه حفظ کنه یا بگه دودوتا چهارتا میشه و 20بگیره باهوش و با استعداده و حتی قابل احترامتر و با بقیه فرق می کنه منم 20زیاد گرفتم ولی وقتی فهمیدم 20ام معنای دیگه ای داره که وارد مقطع جدید شدم...این پیام رو می دم شاید معلمای آجیم ببینن. تو رو خدا جایگاه و شخصیت و هوش بچه ها رو با نمره نسنجید. آجی من کلاس هشتمه، شبها کابوس بیست نشدن می بینه!

آذر22تهرانپارس:
عشقی عشق! دمت گرم رفیق! جات عزیز پیش خدا. درجه یکی به خدا.

معصومه 16 همدان :
امید داشتن به زندگی بزرگترین دلیل آرزو کردن است...به نظرم هر چقدر که بیشتر آرزو کنیم به تعداد آرزوهای بیشتری هم می رسیم و هم اینکه خدا با اون همه عظمتش حیفه که ازش چیزای کوچیک بخوایم! از ته قلبم آرزو می کنم که همه مون عاقبت به خیر بشیم مخصوصا مامور!

محدثه از مشهد:
سلام. من هر تعریفی که از شما کردم رو پس می گیرم. اصلا به شما ربطی نداره که هر کسی به باشگاه چقدر پیام می ده. به نظر من شما باید قدردان این باشین که ما بین مشغله هایی که داریم بازم پیام می دیم حتی سالی یه دونه. شما خیلی راحت به خودت اجازه می دی دل آدمارو بشکنی... واقعا برات متاسفم عزیز مهربون.

محدثه بچه اراک:
بعد محمد 8آبان اصفهانی و داداش سخاوت! علی 17رشت معماری،! با این که تعداد آقایون خیلی کمه ولی پیاماشون عالیه… تچکر تچکر! راستی من هرکتابی که میارم رو یه برگه کوچمولو باشگاه رو معرفی می کنم میذارم داخل کتاب، اینجوری تبلیغ هم میشه.

منظرپاکنهادی ازگیلانغرب:
سلام ممنون از اینکه بخش آشپزی به روزرسانی شد.

پژاره:
021-23511 شما بودین آیا؟ اگه شما بودین که جییییغ اگه نه که هق هق!

مامور معذور:
بلی بلی ... چهارشنبه شب که دیدگاه جدید نداشتیم و وقتم یکم آزاد شد طبق معمول به چند نفر از فعالین دیدگاه تلفن کردم. شما که بر نداشتی. سامان از عجب شیر/ آنتن نمی داد. ستاره از الشتر و محمد 8 آبانی از اصفهان جواب دادن و یکی دیگه از قدیمی های دیدگاه که اسمش رو نمی برم و قرار شد کمتر خودش رو اذیت کنه! خودش باشد تا رستگار شود! بازهم به رفقای عزیز می گم هیچ چیزی "استرس زا تر" از پنهون کاری نیست و هیچ چیزی آرام بخش تر از اینکه: خود خودت باشی... با این حال هر عزیزی هرجور راحته. برای ما که فرقی نمی کنه.

زهرا 17 بیرجند:
وقتی بچه بودم آرزو داشتم پنیر فروش بشم! نمی دونم چرا ولی همیشه توی بازی ها هم پنیر فروش بودم... وقتی هم که رفتم دبستان هر وقت دبیرستانی ها رو می دیدم یه حس عجیبی بهشون داشتم حس می کردم اونا خیلی بزرگن و آرزوم بود که دبیرستانی بشم...حالا سال آخر دبیرستانم ولی حس آن چنانی ندارم و دبیرستانم اون گل و بلبلی که فکر می کردم نیست، الان به کمتر از دکترا راضی نمیشم خلاصه اینکه اون موقع ها خیلی هدفا و خوشی های کوچیکی داشتم که وقتی بهشون فکر می کنم خندم می گیره...ای کاش هیچوقت بزرگ نمی شدیم.

شانلی21اردبیل:
وقتی بچه بودم مدام رویای بزرگ شدن داشتم بی خبرازآنکه دنیای بزرگترها پراز سختی هاست... کاش برگردم به بچه گی هایم.

زهراحصاری 15نیشابور:
یادش به خیریه زمانی مسئول آبدارخونه و سالن مدرسه بودن آرزومون بود. من همیشه بعد نمازام میگم خدایاشکرت به خاطرداشته ها ونداشته هام.که داشته هام نعمته و نداشته هام حکمت.جایی که من درحال حاضر ایستادم،حالم خوبه،زندگیم خوبه و مهم تراینکه هوای دلم عالیییه، درنتیجه خوشبختم.

زهرا 17 اصفان:
بیشتر هدف دارم تا آرزو. خب بین این دو تفاوت های ظریفی هست. اینکه منده بشینم و بگم کاش در آینده فلان اتفاق بیفته،صرفا در حد همون آرزو باقی خواهد موند. عاما اگه با برنامه ریزی،برای رسیدن بهش تلاش کنم،اون وقته که واسه زندگیم هدف دارم. در واقع آرزو ها می تونن محرکی باشن برای داشتن آینده ای بهتر و ما رو سوق بدن به این جهت که حالا که خواستار چیزی هستیم، تلاش کنیم بهش برسیم. نه که دست روی دست بذاریم و بگیم دست نایافتنیه.

رضا :
راستش معمولاباشگاه روازسایت می خونم واقعا مثله همیشه عالیه. خداقوت. پیام فوزی ازسرپل ذهاب خوب بود..... آدم تنها در دوزمان قدر چیزی رامی داند: قبل به دست آوردن و بعد ازدست دادن. کلا بعضی وقتها لازمه یه اتفاقایی بیفته تابیشترقدربدونیم و قانع باشیم. مثل همون داستان که یه مورچه دانه ای روبه دوش داره یهو نسیمی میاد ودانه از دوشش می افته ،می ایسته ومیگه:خدایابعضی وقتها یادم می رود که هستی کاش بیشترنسیم بوزد!

زهراپنجی:
چرامن به باشگاه پیام میدم ارسال نمی شه؟ یعنی به دستت نمیرسه؟... ماموری خداروشکرفرداکلاس نهضت خانوماتموم میشه همشون قبول شدن... ماموری بذاریه اعترافی بکنم سه روز بعداز اینکه اون دوری ازگناهان زبانم تموم شد قشنگ نشستم یه دلی از عزادر آوردم...خسته نباشم واقعا.

سیده آرمیتا28مازندران:
جالب انگیز قبلی واقعا من روتحت تاثیر قرارداد.خدا به فریادمون برسه!ماموری عزیزم دارم تلاشم رومی کنم. کم کم گناهان زبانی رویکی یکی ترک کنم... ببخش باران!تومیباری وما؛هی شسته نمی شویم!!

ریحانه18تهران:
جالب انگیز دیدگاه زیادی سنگین بودا... کمرم شکست! اگه اینطوری باشه همه توی جهنمیم... انقدر که دخالت کردیم تو زندگی بقیه... خدایا پوزش. خدایا عفو! ... شاید چیز کوچیکی باشه اما امسال تازه فهمیدم چقدر تو تقطیع شعر تبحر داشتم و نمیدونستم...رو هوا وزنشو میگم..به قول جناب مولانا،مفتعلن مفتعلن کشت مرا...

رعنا 38 اصفهان:
واااااای مامور چقدر این صندلیای دیدگاه کثیف بود از کت و کول افتادم،یادم باشه دفعه دیگه پول بذارم تو کیفم مجبور نشم صندلی پاک کنم.

زهرا27 همدان:
چیزی که سرنوشت انسان رامی سازد استعدادهایش نیست انتخابهایش است!

فاطمه.رفسنجان:
مأموری منظورت از عادی شدن چیه؟ یعنی نسبت بهشون بی تفاوت شیم؟ اگه منظورت اینه که نه أصلأ آرزوهای براورده شدم برام عادی نمیشن و نخواهند شد وقتی که آرزوت رو با چشم هات ببینی و خداروشکر کنی این یعنی برات عادی نشده.

مبینا17همدان:
واای آرزو داشتم یه تبلت داشته باشم ولی الان 4 ساله دارم و تقریبا 3 ماهه که کلا خاموشه و استفاده نمی کنم! باورت نمیشه! گاهی حتی با دست ادای بازی کردن با تبلت رو درمی آوردم! ... چقدرجالب آرزوها تغییر می کنن الان آرزوم قبولی تو کنکوره 4 سال دیگه میشه خشک بودن پوشک بچه!!(مثلا 4 سال وگرنه کم کم 10 سال)

نغمه 28 رفسنجون :
خیلی خوبه که آدم آرزو هاش رو یه جایی یادداشت کنه،چون یادمون میره خیلی از چیزایی که الان داریم ، یه روزی آرزومون بودن اما الان یادمون رفته و به چشم مون نمیان و مدام به خدا غر می زنیم که چرا هیچی به من نمی دی؟

شیما 16 گناباد :
می دونی؟ بعضی وقتا آرزوهایی که بهشون رسیدی برات عادی میشن اما درست بعضی وقتا برعکس ! آرزوهایی که بهشون نرسیدی برات عادی می شن! شاید دیگه میخوای اذیت نشی ازاینکه یه روز آرزو بودن و تو بهشون نرسیدی! ... می خواستم بیام تکواندو مامان بابام مانع شدن. گفتم یا من یا هیچ! با خنده گفتن هیچ!! گفتن داغون میشی توی تکواندو...گفتم: نع!! من فقط همین رو می خوام ! خلاصه رفتم... بعد از سه سال مدال استانی آوردم، خوش خوشانشون بود که توی جمع بگن بچه مون مدال داره ! حالا هی می گم من بچه شمام؟ چون پنج سال پیش بین من و هیچ؛ هیچ رو انتخاب کردید! بازم می خندن!

مهدی مرادی21 اردبیل:
تنها رویا و آرزوم اینه که یه دقیقه بابام رو بغل کنم. هرگز هم عادی برام نمیشه.

آروشا:
یکی از آرزوهای دست نیافتنیم از بچگی اینه که مثل مرد عنکبوتی از روساختمونهای بلند بپرم این ور و اون ور و تار عنکبوت درست کنم.هنوزم که هنوزه یکی از آرزوهامه.

مهتاب دیانت 20:
به جای اینکه آرزو کنید کاش شخص دیگری بودید به آن چیزی که هستید افتخار کنید. هرگز نمی دانید چه کسی به شما می نگریسته درحالی که آرزویش این بوده که کاش جای شما باشد.

مومنه 20شهر ری:
من حدودا به نصف آرزوهام رسیدم البته من همیشه اندازه همت وتلاش خودم آرزو می کنم هیچوقت آرزوهای عجیب و غریب دور از عقل ومنطق نمی کنم که می دونم بهش نمی رسم یکی از آروز هام این بود که خونه بخریم که خریدیم و بتونم درسم رو ادامه بدم کنکور رشته ای که دوست دارم قبول بشم که الان دارم سخت درس می خونم تاکنکور 98. من آرزوهای دور دست نیافتنی ندارم فکر می کنم به همه آروزهام برسم.

نفس از ابهر:
سلام به همگی. در حال حاضر همه آرزوهای من منتهی میشه به پسرکوچولوم امیرعباس٬ که چند روز دیگه میشه دوماهش. آرزوم دیدن عروسیش و مادرشوهر بازی درآوردن!

هاجر. زاهدان:
.... به همه این آرزوهام رسیدم! ولی حالاخیلی بهشون بی توجهم. من تسلیمم! باچشمای خیس سجده شکر به جامیارم.آرزوهام رویادم رفت ولی خدا خیلی خوب یادشه.

فرجامه بانو :
آرزو های زیادی داشتم که الان برام خیییلی عادی شده .دانشگاه رفتن،داشتن آپارتمان پنج طبقه ،دیدن عمو ارسلان ،قبول شدن تو کنکور ،عضو دیدگاه شدن ،و کلی دیگه که چاکر خدا جونم هستم که برآورده شدن .هدف الأنم رو مأمور می دونه بر گردوندن یکی از اقوام که بقیه اش بماند.

مارال 15 رشت :
من از جایگاهى که در زندگیم دارم، راضى نیستم، چون به نظرم همیشه باید تلاش کنیم و خودمون رو ارتقا بدیم، به جایگاهى که داریم قانع نشیم!

بهار حسینوند. دزفول :
اگر خود را باور داشته باشی! اگر بدانی که کیستی؟ چه میخواهی؟ چرا میخواهی؟ اگر خود را باور داشته باشی! با اراده ای پولادین! با نگرشی بس سازنده! می توانی به خواسته هایت، دست یابی! می توانی زندگی را از آن خود سازی اگر بخواهی...

على اصغر 22 سرباز کازرون:
اگه یه گرسنه به دنبال یه لقمه اندازه دهنش باشه به سیرى میرسه... ما همیشه دنبال بهترین ها هستیم اما همون قدر سعى نمی کنیم که خودمون هم جزو بهترین ها باشیم... ویلیام شکسپیر میگه یا به اندازه آرزوهایتان تلاش کنید یا به اندازه تلاشتان آرزو کنید... ابتدا باید جایگاه خودمون رو بشناسیم، به جایگاه خودمون برگردیم و سپس با توکل، تلاش کنیم.

مامور معذور:
( ترمز دستی را می کشاند)
خب خب خب...
خوش اومدین... دیگه بایسسس برم به خانه و خانواده و خاندان برسما... خوششش اومدین.
ولی چیزه! بازم بیاین ها... اینجا یکی همیشه هست! که تا وقتی که هست! چشم انتظارتونه!

خدا رحمت کنه رفتگانتون رو و حفظ کنه خانواده ها و بزرگتر هاتون رو... قدیما که تلفن همراه نبود، مادربزرگ نازنینم، عادتش بود هر وقت یکم دیر می رسیدیم خونه شون، می اومد دم در کوچه، چادر به سر و چشم انتظار، رسیده و نرسیده از دور می گفت قربونتون برم! این دلم هزاااار راه رفت که! پدرجانم هم می گفت: خوب مادر من! هر وقت بیایم، بیرون که نمی مونیم! میایم داخل! می گفت: شما حال من رو نمی فهمین! به سنم برسین/ به دردم نرسین.

خلاصه... آره و اینا! بیشتر بازش نکنم بهتره! همه تون عزیزین! قهر و غیره اینجا جایی نداره! ووو تا دوباره برگردین چشم انتظارتونم عزیزای من! کماکان مومنانه! احترام و ارادت.


جان من! جان من فدای تو باد
هیچت از دوستان نیاید یاد
می روی و التفات می‌ نکنی
سرو هرگز چنین نرفت آزاد
تو بدین چشم مست و پیشانی
دل ما باز پس نخواهی داد
مرغ وحشی که می‌رمید از قید
با همه زیرکی به دام افتاد
(همه از دست غیر ناله کنند
سعدی از دست خویشتن فریاد!)
سعدی


انتقاد، پیشنهاد و حمایت دررابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)


نظرات   

 
+2 #109 مهسا حیدری 17 ورامین 1396-10-23 13:40
نقل قول کردن زهرایوسفی:
نقل قول کردن مهسا حیدری 17 ورامین:
ماموری میدونی تو ب زبون افغانی میشی نِلقَی :D ینی بچه کوشولوخخخخ از دوستم یاد گرفتم اینو

خواهری اون نیلقه هست نه نلقی.ممنون بخاطره گفتن زبون ماافغانی ها

خواهش عزیزم اها ببخشید اخه من از دوستم پرسیدم گف اینجوری نوشته میشه
نقل قول
 
 
+2 #108 زهرایوسفی 1396-10-23 10:53
نقل قول کردن مهسا حیدری 17 ورامین:
ماموری میدونی تو ب زبون افغانی میشی نِلقَی :D ینی بچه کوشولوخخخخ از دوستم یاد گرفتم اینو

خواهری اون نیلقه هست نه نلقی.ممنون بخاطره گفتن زبون ماافغانی ها
نقل قول
 
 
+1 #107 زهرایوسفی 1396-10-23 08:27
سلام بچه هابرگشتم!راستی۱ ۸بهمن تولدمه گفتم تاازالان توفکرکادوباشیدا .؟!! :lol: :P
نقل قول
 
 
+1 #106 ماریه رستم زاده 20 1396-10-20 00:05
نقل قول کردن فاطمه۲۰ایرانی:
سلام،خدا قوت :-)
برنامه‌ی دورهمی شبکه‌ی نسیم که از ساعت ۱۱ شب به بعد پخش می‌شه،اونم فکر کنم از سه شنبه تا جمعه
مستند خانه‌ی ما شبکه‌ی نسیم که ساعت ۸ شب به بعد پخش می‌شه،جمعه‌ها،سه تا خانواده باید هزینه‌های یک ماه‌شون رو مدیریت کنن،هم شاد و سرگرم کننده‌است و هم در مورد صرفه جویی و قناعت و مدیریت هزینه‌های خانواده است،خیلی جالبه
برنامه‌ی دستپخت شبکه‌ی یک که ۷:۳۰ شب به بعد پخش می‌شه،از چهارشنبه تا جمعه،مسابقه‌ی آشپزیه

ابجی دورهمی از چهارشنبه تا جمعه پخش میشه ساعت یازده شب ...
نقل قول
 
 
+1 #105 ماریه رستم زاده 20 1396-10-20 00:01
ماموری اونجا که گفتی از خودتون مایه بذارید نه این کمینه...بخدا فکر کردم گفتی واسه ماریه کمین بذارید...قلبم از جاش کنده شد یهو...گفتم وا...ماموری چشه؟خوب که نگاه کردم دیدم ای دل غافل چی بوده و جی خوندم.خخخخ
نقل قول
 
 
+2 #104 ماریه رستم زاده 20 1396-10-19 23:44
میخورد بر سنگفرش شهر، ضربه ی سم ستور باد پیمایش، میخورد خورشید، بر فراز تاج زیبایش.....بقیه شو بخونین....این همون شاهزاده ی سوار بر اسب سپید رویاهاتونه ها....فلذا از دستش ندید ضرر میکنید.از من گفتن بود...بعدا نگید نگفتی
نقل قول
 
 
+1 #103 ماریه رستم زاده 20 1396-10-19 23:39
ولی به همه تون توصیه میکنم حتما حتما حتما شعر «رویا» ی فروغ فرخزاد رو بخونین.خواهشا.. ..هنوزم که هنوزه نتونستم شعری پیدا کنم که بیشتر از اون دوسش داشته باشم حتی شعرهای استاد نظری.
نقل قول
 
 
+1 #102 ماریه رستم زاده 20 1396-10-19 23:37
نقل قول کردن سخاوت 20تهران:
سهراب سپهری شاعری هستش که به هیچ وجه من الوجوه من شعراشو نمیخونم....مگه چی بشه یه خط یا دوخطشوبگیرم بخونم....واقعا تا وقتی استادفاضل نظری هست میشه رفت سراغ کسی دیگه....نه واقعا میشه؟؟؟ معلومه که... . بجای اینکه چندین کتاب شعر بخوانید، کتاب های استاد نظری را چندین بار بخوانید...والسلام الکیم بامن بحث نکنید....

الان طرفدارای سهراب جون میان میزنن خاکشیرت میکنن ها؟؟؟ من خودم هم سهراب میخونم هم فروغ فرخزاد.درسته که فاضل نظری بی نظیره از نظر من و شما ولی دلیل نمیشه که بقیه بد باشن یا خوب نباشن.
نقل قول
 
 
+1 #101 ماریه رستم زاده 20 1396-10-19 23:35
نقل قول کردن سخاوت 20تهران:
سهراب سپهری شاعری هستش که به هیچ وجه من الوجوه من شعراشو نمیخونم....مگه چی بشه یه خط یا دوخطشوبگیرم بخونم....واقعا تا وقتی استادفاضل نظری هست میشه رفت سراغ کسی دیگه....نه واقعا میشه؟؟؟ معلومه که... . بجای اینکه چندین کتاب شعر بخوانید، کتاب های استاد نظری را چندین بار بخوانید...والسلام الکیم بامن بحث نکنید....

اتفاقا من فکر میکنم یه بار عمقی بخونیم بهتر از اینه که صد یا بیشتر بار سطحی بخونیم و رد شیم...فلذا اوصیکم به خوندن هر چقد کتاب که دلتون میخواد اما عمقی عزیزای دلم.شاد باشید
نقل قول
 
 
+1 #100 ماریه رستم زاده 20 1396-10-19 23:33
نقل قول کردن سخاوت 20تهران:
سهراب سپهری شاعری هستش که به هیچ وجه من الوجوه من شعراشو نمیخونم....مگه چی بشه یه خط یا دوخطشوبگیرم بخونم....واقعا تا وقتی استادفاضل نظری هست میشه رفت سراغ کسی دیگه....نه واقعا میشه؟؟؟ معلومه که... . بجای اینکه چندین کتاب شعر بخوانید، کتاب های استاد نظری را چندین بار بخوانید...والسلام الکیم بامن بحث نکنید....

اها الان فهمیدم بحث سر چیه؟سر این کامنت؟داداش سخاوت زدی تو فاز با من بحث نکنیدها....یکی میاد باهات بحث میکنه که هییییچ ، کاری میکنه که کلمه ی بحثو حتی بفراموشی تا بدونی همه که ما نمیشن.والا.یوها هاهاهاها
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد