• slide-0.jpg
  • slide-2.jpg
علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه دوشنبه 18 دی ماه

جالب انگیز:
منشا اشتباهات ندانستن نیست! اعتقادات کورکورانه است!
خوزه ساراماگو

سلامی از اعماق جان
خوش اومدین رفقا
اینجا دیدگاه دوشنبه 18 دی ماه 96

بیش فعالان دیدگاهی:
ستاره 19 الشتر
باران خانوم کرمان
الهه 26 کرمانشاه
ووو نرگس 15

موضوعات هفته:
یک) رابطه شما با کتاب چگونه است؟ فرق مطالعه کتاب با خواندن مجله یا روزنامه یا پیام نما و... در چیست؟ نسبت هزینه کرد سال گذشته شما برای کتاب در مقابل مثلا خورد و خوراک و پوشاک و ... چند به چند بوده؟ چرا؟ آیا عضو کتابخانه ای هستید؟ تجربیات، دانش و اطلاعات خود را چگونه کسب می کنید؟ چرا؟ چند کتاب هدیه داده اید و چند کتاب هدیه گرفته اید؟

دو) (مرور موضوعات دیدگاه 95) برای یک هفته حاضرید کدامیک از رفتارهای ناشایست زبان را ترک کنید؟ بدگویی کردن؟ دشنام دادن؟ تهمت زدن؟ غیبت کردن؟ هرزه گویی کردن؟ ووو دروغگویی؟! ( برای خود یک پاداش و یک تنبیه مشخص کنید و اثرات این سعی و خطا را مشاهده و ارزیابی کنید)

سه) کدامیک از برنامه های صدا و سیما را پیگیری می کنید؟ چرا؟ برنامه های مفید و موثر کمتر شناخته شده رادیو و تلویزیون را به دیدگاهی ها معرفی کنید ( با ذکر شبکه، ساعت پخش و حال و هوا)

باران خانوم کرمان:
کاش به جای یک هفته ترک عادت بدمون می تونستیم یک روز فقط سکوت کنیم.به شخصه تا قبل از خوندن باشگاه در حال تهمت و غیبت بودم وقتی رسیدم به موضوع، اول متعجب بعد شرمنده شدم... خوب فکر کردم پیشنهادتون رو می پذیرم. اول دوست نداشتم در رابطه با این موضوع پیام بفرستم اما می خوام خودم رو به این چالش دعوت کنم تنبیه در نظر گرفته شده:با هربار فراموش کردن این قولم یک روز به هفته مذکور اضافه میشود... وای عاشق کتابم،خب تعداد صفحات کتاب بیشتره و ما رو به چالش طولانی تری دعوت می کنه خود من به شخصه وقتی کتاب می خونم مخصوصا رمان ازقوه تخیلم خیلی استفاده می کنم البته ماندگاری نکات کتاب تو ذهن بیشتره،کتاب رو تو هر زمان و مکانی میشه خوند راحت تر میشه باهاش رابطه برقرار کرد.کتاب یه قصره پر از گنج وقتی به کتاب خونه میرم یه قصر انتخاب میکنم و کلی باگنجام خوشم وقتی کتاب میخونم از همه عالم و آدم به دور می شم...

آروشا 17زنجان:
اینجا کتابخونه نداره،اطلاعاتم رو از تله تکست ها کسب می کنم خدایی هرچی بخوای اینجا پیدا میشه دیگه چه کاریه آدم بره کتاب بخونه... مامور راستش‌ دو ماه فکرنکنم بتونم دروغ نگم...اول یه هفته بعد دوهفته هی اینجوری دروغگوییم رو ترک میکنم. چه موضوع خوبی انتخاب کردی واسه این هفته من غیبت کردن و دروغگویی رو این هفته میزارم کنار، باشد تا رستگار شوم به قول خودت .

ریحانم 19 لرستانم:
من وکتاب رابطه مون به لطف امتحانات خیلی خوب شده الانم کنارم خوابیده ! نه عضو کتابخانه نیستم متاسفانه،ولی مطالعه کردن کتاب رو هیچوقت ترک نمیکنم! جز کتاب درسی کتاب دیگه نگرفتم هزینشم کم نیست برا خودش !...برای یه هفته سعی می کنم همه رفتارهای صحیح زبانی رو رعایت کنم ! که انشاالله راه راست رو در پیش بگیریم و واسه همیشه ترکشون کنم .

مامور معذور:
نه دیگه نشد که بشه... مرحله به مرحله/ قدم به قدم و آهسته و پیوسته... سنگ بزرگ نشانه چیست آیا؟ ... زدن؟ خوردن؟ بردن؟ نزدن؟ خواهند زد؟... آقای گودرزی؟ میشه سوالتون رو یه بار دیگه عنوان کنین؟! ااااه!

درنا :
من یه رفتار بدی دارم اونم فحش دادنه، عصبی شم بزرگ و کوچیک، آشنا و غریبه واسم فرقی نمی کنه، فحش میدم. خیلی دوست دارم این اخلاق بدم رو بذارم کنار، دارم تلاشم رو می کنم. خودمم واقعا دوست ندارم این جوری باشه ولی خب وقتی عصبی می شم بد دهن می شم.

زهرا میرزایی/20/تهران:
جان پسرم تا جایی که من خودم و میشناسم نه از کسی بد میگم نه دشنام میدم نه تهمت میزنم نه هرزه گویی و نه دروغ فقط بعضی وقتا غیبتی میکنیم ،خیلی سعی میکنم که این کار زشت و انجام ندم ولی بعضی وقتا پیش میاد دیگه، این هفته رو می خوام سعی کنم که غیبت نکنم...

سارایی / البرزنشین:
درج کردی که چی بگی؟ منم یه بنده خدام. کاش گمنام بودم. کاش مثل داداشیام راحت و بی صدا بود مرگم... گمنامی یه عشقی داره که تو بودن نیست.. من دعا می کنم برا همه...و عاشق دعاهای بچه هام...خدا حفظشون کنه.. حتی اونایی که باما سرد شدن... من تو واقعیتمم برای کسایی که تو زندگیم آزارم دادن دعا می کنم... تو خلوتم می گم خدا اونارو هم دلشون رو نرم کن.

پژاره:
توی بحث ترک گناه که از محرم امسال شروع شد من یه شهید مدافع حرم رو واسطه قرار دادم و شاهد بر خودم که گناه نکنم،توی نحوه پوشش و ظاهر بیشترتر موفق بودم تا الان شده4ماه... رادیو رو آخر شبها گوش می دم وقتایی که حالم بده شبکه قرآن که تلاوت داره، بعضی مواقع رادیو جوان و اینجا شب نیست 12به بعد، اونم دوشنبه شب و پنج شنبه شبهاش بیشتر گوش میدم... این شعرای خوشگل حافظ و سعدی رو از کجا میاری؟!!منم دیوان حافظ و بوستان سعدی رو همیشه می خونم چرا این ابیات نیستن؟!هستن و من نمی بینم؟!

نغمه 28 رفسنجون:
آخ موضوع سهههه! میدونی مامور،عشششق منه بخش شبانگاهی چهارشنبه شب های رادیو پیامه! نخ سوزن یه رب! آخرش. ساعت یک ربع به ده ! دمشون گرم واقعا خسته نباشن برنامه شون عالیه ، عاااالی .

هانیه/ شیراز" پروازی":
سلام خیییییلی جوابت به سامان 18 عجبشیر قشنگ بود و البته قابل تأمل! برادرم بپا "دامنت لکه دار نشه".

رفیق کم پیدا:
س جوابت به برادر طاووس عالی بود دمت گرم درج نشه لطفا.

سامان 18:
...از توصیفت سلفی گرفتم گذاشتم جلو چشمم یادم نره ولی واقعا بی شوخی حرفت برادرانه و جدی بود. یادم می مونه همیشه. ممنون عزیزی... من حاضرممم دشنام دادن رو ترک کنم. واقعا همه بهم میگن همه جا مخصوصا تو مجازی که پسر خیلی خیلی خوب و گلی هستم )البته اینو خودمم میدونم گلی از گلهای بهشتم نیاز به گفتنشون نیست.ولی گاها آره... میشه بدون فحش و مشت حل کرد مشکلات رو، نمی دونم ببینم چه میشه آخرش! یعنی می شه یه لیورپولی دید و آروم موند؟! میشه؟ نمی شه؟

فاطمه 19 ایذه:
بمیری مامور،من سه روزه از بس گریه کردم،یه اقیانوس جدید تحویل جهان دادم،واسه اینکه از این شماره........ سه تماس بی پاسخ روی گوشیم بود،،فکر کردم شما زنگ زدین، ولی زهی خیال باطل،شمارهه مال اونجا نیست،،یعنی یه جورایی گریه کردن سر قبر خالی،اه حیف شد، اشکام می تونستند یه جای دیگه به دردم بخورن.

عاطفه17اصفهان:
آخ داداش علیرضاموسوی حرف دلم رو زدی! مامان منم میگه: می خوای درس بخونی که چی بشه؟مگه میتونی به جایی برسی؟ مگه میذارن تو،یه جایی مشغول بکار بشی؟رشته ام انسانیه خیلی دوست دارم روانشناس بشم،به خدامعدلم هیچ موقع از19به پایین نشده،ولی وقتی مامانم اینجوری میگه به خودم میگم واقعا براچی باید درس بخونم وقتی اینده ای ندارم! ولی واقعادرس خوندن روخیلی دوست دارم و تلاشم رو برای رسیدن به هدفم می کنم هرچندکه مامانم هی بگه: افغانستانی ها به جایی نمی رسن! به خدا دارم با گریه این پیام رو می نویسم.

مومنه 20شهرری:
واقعا واسه خودم متأسفم، اخه الان که فکرکردم دیدم امسال تواین ده ماه شاید کنار خرج مخارج خونه که پولش از حساب گذشته فقط وفقط، 35هزارتومنش صرف خرید کتاب شده که اونم رفتیم قم یه موعود نامه خریدیم. البته کتاب های درسی کمک درسی مربوط به کار زیاد خریدیم ولی کتابی که صرفا برای مطالعه بخریم همون موعود نامه بوده. اگرچه من کتاب های درسیم رو هم به زور می خونم.

مهدی 17 قوشچی:
عادت کردیم متن کوتاه بخونیم...توی پیام نما یا فضای مجازی و حتی سایت پیام نما پیغام های طولانی رو رد می كنم و نمی خونم!ا ونوقت از من توقع دارید كتاب به اییین طولانی رو بخونم؟! یعنی واقعا وقتش نیستا اهل كتاب بودم قبلا زیادم بودم بارها از كتابخونه عمومی شهرمون جایزه كتاب خوان و عضو فعال گرفتم.اما الان به خاطر درس و مقش زیاد كتاب غیر درسی نمی خونم...ایشالا بعد كنكور!

مهسا 19کرمان:
کتاب زیاد میخونم یه جورای کتاب خوندن رو دوست دارم واسه همین هر وقت که فرصت کنم میرم کتابخونه و از کتاب های اون جا استفاده میکنم و بیشتر رمان میخونم، و از برنامه های تلویزیون شبکه آی فیلم و برنامه از لاک جیغ تا خدا البته الان دیگه پخش نمیشه.سرم بالاست چون بالا سرم خداست.

تنها/ لرستان پرسپولیسی:
فرق کتاب با خوندن پیام نما اینه که کتاب بیشتره و پیانما طولی نمی کشه به پایان برسه و خوبی پیام نما نسبت(!) به کتاب یکی اینه که نظر خیلی ها رو در مورد یک موضوع می فهمی و درج شدن پیام خودت هم که چیزی دیگه است! خخخ.

مینوشکلاتی 18:
انقدر که روی درج پیاممون دقت و تاکید داریم ،روی تغذیه و زندگیمون نداریم... حالا "خرمنم" کجا بود تو این حال و احوال .

مرضیه اثرکار 13:
ماموری اگه پیامم درج نشد خودم رو از پشت بوم انداختم زمین خودت جواب پدرومادرم رو باید بدیا. خوب من پنج ماه هست باشگاه رو می خونم چند بار پیام دادم درج نشده ولی آبجیم یه بار پیام داد شد. اسمش رو که دیدم می خواستم بمیرم!

مامور معذور:
اااای خدایا این دلهای پاک رو از ما نگیر! بگیری نالاحت می شما! ... و همچنین نقل است که: خدایا مرا از شر دوستانم ( و اقوام درجه یک نیز، سببی/ نسبی/ بد وارث، ابن سبیل) محفوظ بدار، از پس دشمنانم خودم بر میام! ( لااقل تکلیفم باهاشون روشنه!)

علی17رشت معماری:
بنظرم بهترین دوست انسان می تونه کتاب باشه من کتاب علمی تخیلی دوست دارم و می خونم هزینه ی خرید کتاب من در مقابل خورد و خوراک یا پوشاک ممکنه کم باشه اما صفر نیست عضو کتابخانه ای نیستم من دانش و اطلاعات خودم رو بیشتر از اینترنت می گیرم... من از برنامه های صدا و سیما فقط شبکه خبر رو پیگیری میکنم و پیام نمای شبکه پنج(باشگاه دیدگاه)آبجی زهرا منم خوشحال شدم که آرزو هامون شبیه هستش امیدوارم به آرزوتون برسین...

زهرا 17 بیرجند:
راستش من خودم جدیدا کتاب که نخوندم ولی روزنامه چون اشتراک داریم زیاد می خونم ولی اینکه کتاب بهتره یا مجلات و روزنامه؟ پاسخش کتابه، چون کتاب یک مبحث رو به طور کامل توضیح می ده و از اول تا آخرش راجع به یک موضوع واحده ولی روزنامه ها به هر مطلبی یه گریزی زدن و ازش رد شدن، بنظرم اگه واسه سرگرمی میخواین که روزنامه و مجله خوبه ولی اگه میخواین یه مطلب رو عمقی یاد بگیرین باید حتما کتاب بخونین. مثلا توی روزنامه نوشته خوردن سیب بسیار مفید است ولی اگه ما بخوایم بدونیم چرا، خودش چند تا کتاب مفصله.

زهراحصاری15نیشابور:
هر وقت اسم کتاب وکتاب خوانی میادخجالت می کشم آخه تاحالاریالی واسه خریدن کتاب خرج نکردم وعضوهیچ کتابخونه ای هم نیستم نفرین آمون برمن خخ. .من ازجاهایی که غیبت می کنن دورمیشم ولی وقتی دلم از کسی پرباشه، غیبتشومیکنم و وقتی کسی رواعصاب نداشته ام راه بره حرفای بوق بوقی به زبون میارم. اگه بتونم اینارو واسه یه هفته ترک کنم،برای خودم گوسفندقربونی می کنم.

فاطمه عبیداوی19:
من عااااشق كتابم به خصوص كتابای علمی امامتأسفانه دسترسی چندانی به كتاب ندارم بهم نخندین اماتاحالاكتابخونه نرفتم خیلی دوست دارم برم امانمیتونم كتابخونه مدرسمون هم كه كتابای جالبی نداره تاحالا فقط 6 تاكتاب خوندم!

زیبا ازخوی:
منده رابطه ام باكتاب، خیلی دوستانه٬صمیمانه وعاشقانه ست٬تعجب می كنم چرا آقای سروش صحت منده رو به برنامه كتاب باز دعوت نكرده؟هزینه كتاب منده بیشتر ازخورد وخوراك نباشه كمتر هم نیست٬غذای روح برام مهمه٬ولی هزینه پوشاك یه كم بیشتره٬چرا؟چون لباس گرونه... بلی که عضو كتابخونه هم هستم٬ولی كتابهایی كه بیشتر دوست دارم٬حتما می خرم كه مال خودم باشه٬اطلاعات وتجربه ام روعلاوه بركتاب ومجله از طریق برنامه های مختلف تلویزیونی٬استفاده از دانش وتجربیات اهل فن٬مشاوره وگاهی هم از طریق اینترنت...از برنامه های تلویزیونی مجله صبحگاهی حالا خورشید٬شبكه سه٬صبحی دیگر٬شبكه آموزش٬دورهمی٬شبكه نسیم٬به خاطر قالب تركیبی موضوعات اجتماعی٬فرهنگی٬ هنری وخانوادگی٬ گاهی هم حوالی امروز ومسابقه پلاك 5 ونسیم آوای شبكه نسیم رو می بینم٬وسریال لیسانسه ها.برنامه سمت خدا هم عالیه كه بنده الان توفیق دیدنش رو ندارم.

فرزانه نصرالهی دختر کورد:
سری جدید هشدار برای کبری 11 اومده، پنجشنبه ها و جمعه ها ساعت 19 از شبکه ی پنج سیما . برای اونایی که عاشق سرعت و هیجان هستن! ... ببینید درسته که خوندن پیام نما اطلاعات عمومی ما رو میبره بالا ولی هیچی به اندازه ی این جذاب نیست که یه کتاب بگیری دستت و ورق بزنی و بوی ورقه های کتاب رو استشمام کنی و اینکه انگشتات به کلمات کتاب برخورد کنه و با بندبند وجودت اونارو حس کنی!

مامور معذور:
بابا دراماتیک! بابا خیال برانگیزاننده احساسات پاش! ولی دیگه انصافا هر کاری کنیم با کلمات "برخورد" نمی کنیم که! "بی بین" فقط خودمم و خودت و هشتاد میلیون، آره خواجه حافظ شیرازی هم داره از اون ته تها، لبخند ملیح می زنه، میگم ناقلا نکنه شما داری "خط بریل" می خونی؟! شایدم "نسخ" پارینه سنگی و میخی خدمتتونه؟!

زهرا به توان 2:
برنامه های رادیویی: جمعه من(طنز) رادیو جوان ،جمعه ها ساعت 9:30 . پیچک(طنز) ، جمعه ها رادیو جوان ساعت 16 ، دنگ و دونگ (طنز) شنبه تا چهارشنبه شبکه رادیویی جوان ساعت 14:00 .... داشتم رادیو گوش می دادم، چشم هام رو بسته بودم، دراز به دراز، خواب ناز و شیرین داشت می اومد تو چنگم، بعد آقاس گویندهه یهویی گفتش : دارید گوش می کنید دیگه؟ تا نیم ساعت بعدش یه لبخند جدا نشدنی رو لب هام بود. یعنی از کجا می دونست داره خوابم می بره ؟

زهرا79:
ماموری جونم جات خالی امروز از مدرسه که برمی گشتم یه کوچولو برف می اومد.رفتم بین راه یه مجله خریدم،آخه من مادرم تمامی مجلات رو دنبال می کنن،ماهم ازشون یادگرفتیم. من چون درس دارم وقت نمیکنم کتاب غیر درسی بخونم اما خب مجله کم حجم تره واوقات استراحتم میخونمش.هم داستانهاش آموزندست هم مطالب علمی پزشکیش.بنظرم پیام نما و مجله و...هیچ فرقی باهم ندارن چون همشون مطلب آموزنده دارن و مهم یادگیری اونهاست.

فاطمه السادات حسینی19 بندرعباس
یه زمانی بود اگه تلویزیون کسی تلتکست داشت انگار بوگاتی داشت ! رسما آدم حساب نمی کرد کسی رو ...

اسمع 20سرزه سیریک:
تعداد کتابایی که خوندم خییلی زیاد نیست..فکر می کنم ‌،با بیست سال سن ،تعداد کتابای خوبی که خوندم از بیستا بیشتر نباشه..تا به حال پیش نیومده حتی یه ریال هم واسه یه کتاب خرج کنم.چون ما اصلا نه تو سرزه و نه سیریک که شهر بزرگی هم هس حتی یه دونه کتاب فروشی هر چند کوچک هم نداریم و واقعا این جای تاسف داره..جالبه همین افراد مسئولی که الان واسه کتابخونه دار شدنمون تو سرزه (که این همه پیگیریم) تلاشی نمیکنن،چن وقت بعد میان ومیگن :اینهمه ضعف فرهنگی جوونامون از کجا اومده!! چرا تا این حد به فضای مجازی وابسته شدن!چرا بجای اینکه دوتا بیت شعر فاضل جان نظری حفظ باشن، ترانه های بی سر و ته ورد زبونشونه(البته خیلی از موسیقی ها هم خوبن و من خودم طرفدارشونم)..انصافا اگه انتظار یه جامعه فرهیخته و اون مدلی داریم باید یه فضایی باشه که سوق دهنده به اون سمت باشه دیگه..حالا درسته تو این دور و زمونه فضای رسانه ای بسی گسترده است و آدما برای انسااان بودن میتونن از رسانه های مختلف استفاده کنند... ولی کتاب خوندن یه حال و هوای دیگه ای داره و حکم پسته تو ظرف آجیل رو داره.

آتنا مهر78:
من عاشق کتاب خوندنم ولی نمی دونم چه کتابی بخونم که مفید باشه و اطلاعات عمومیم رو بالا ببره،به نظرم کتاب خوندن با روزنامه خوندن و مجله خوندن تفاوت آنچنانی نداره ولی خب کتاب خوندن لذت بیشتری داره،نسبت هزینه کرد پارسال من برای کتاب نسبت به خورد و خوراکم 2به 1000بوده آخه جدیدا به کتاب خوندن علاقه مند شدم،متاسفانه عضو هیچ کتابخونه ای نیستم،دانش و اطلاعات و تجربه هم تا یه حدی از طریق تلوزیون و پیام نما و..... به دست میاد دیگه.

عاطفه 28 اصفهان :
کتاب خوندن به جز اینکه بهترین سرگرمیه اطلاعات عمومی رو بالا میبره دایره لغات رو وسیع و توانایی کلامی رو افزایش میده. تمرکز، خلاقیت، هوش، اعتماد بنفس، قدرت آنالیز و حتی انضباط فردی رو هم افزایش میده و کسالت و افسردگی بیخوابی و استرس رو از بین میبره همچنین باعث شناخت خودمون و دنیای اطراف میشه... شبکه مستند مستنداش همه واقعا خوبن. شبکه سلامت هم برنامه حال خوب رو دوست دارم. شبکه چهار برنامه معرفت رو همین الان گذاشته دارم میبینم. فیلم و سریال هم اصلا نگاه نمی کنم. انصافا شبکه چهار بهترین شبکه هست. فقط اگه پیام بازرگانی نداشت دیگه نور علی نور بود.

مامور معذور:
انصافا این بخش آخر رو برای خود شبکه چهار هم بفرستیا. نذار اشکهاشون رو با لبه آستین شلوارشون پاک کنن. طفلکی ها کارشون از همه سخت تره... وگرنه خانم نیوشا ضیغمی رو بیاری باهاش شوخی کنی که منم بلدم! البته بعضی برنامه ها که دیگه واقعا نیازی به شوخی ندارن! اهم اهم و ایششش ترکیبی!

زهرا 15:
می دونی مامور،بزرگترین معجزه زندگی من این بود كه با كتاب آشنا شدم و از اون جایی كه خیلی تنها بودم كتاب تبدیل به یكی از بهترین دوستای من شد.اگه خانوادم من رو با كتاب ها آشنا نمیكردن،شاید من هرگز تو این نقطه ای كه هستم نبودم.وقتی كتابی رو می خونی در واقع داری حاصل تجربیات یه انسان رو می خونی.با كتاب ها پرواز می كنی به دور دست ها،از دروازه های اندیشه و خیال فراتر میری و میتونی چندین بار زندگی كنی... اوركا اوركا! مامور شبكه پنج از شنبه می خواد سریال وضعیت اضطراری رو نشون بده!یوهو!من عاشق این سریال های دكتریم!در ضمن هنوز ساعتش اعلام نشده كه بگم...

دخمل زمستون:
والا من از این تلویزیون خیلی برنامه خوب ندیدم، هر شبکه یک برنامه ای گذاشته که اکثرا با آشپزی همراه اونم یه مرد !!! ماشاالله مردا یه پا خانوم شدن.... یک برنامه رادیویی هم هست که خییلی دوسش دارم،اسمش اینجا شب نیست از رادیو جوان موج اف ام 88فکر کنم ساعت 12شب باشه تا یک و نیم.

مهلا امینی 16 :
رابطه من با کتاب بسی عالیه، به خصوص وقتی که درس ها اجازه بدن !!!! اجازه بدن نمیتونم از کتاب دور شم ، رمان های ژول ورن ! وااای درجه یکن... شما کارمند نیستی؟ پس چرا شبها هم میزنگی بچه ها یا به روز می کنی؟ خب روز چشه؟ شب وقت استراحته، مأموری سلامتی ایز وری ایمپورتنت!

مهدیس 21 مازندران :
تا خرمنت نسوزد احوال ما ندانی ... چه شعر قشنگی... وااااییی چه بده زنگ بزنی و جواب ندن... تجربه نکردم این حس رو ولی خودمو جای پژاره میذارم دلم می خواد با کش خودم رو دار بزنم! ... اهل بدگویی و دشنام و تهمت اصلا نیستم... غیبتو خیلیییی تلاش می کنم که رعایت کنم و ازش دوری کنم امیدوارم که تا حالا موفق شده باشم و از این به بعدم باشم... عاماااا دولوخ! آدم دروغگویی نیستم که اساس زندگیم رو دروغ باشه ولی یه وقتایی برای پیچش اطرافیانو باز کردن از سر خودم دولوخ می گم! ولی از الان شروع می کنم به کار کردن رو خودم در این مورد.

مهشاد / سراب:
دوستم بهم گفته هروقت غیبت کردم یکی بزن پس کله ام,امروزداشت غیبت میکردآنچنان زدمش که دومترپرت شدجلو,فکر کرده همچین فرصتی از یادم میره! عمرااا! ... بیشتراوقات فراغتموباکتاب پرکردم,یه دوست بینظیرکه بدون هیچ حرفی همراهیت میکنه,عضوکتابخونه عمومی شهرمون هستم و اکثرکتاباش روخوندم. ازتلوزیون هم فقط پیامنماش من روجذب می کنه چون ساکته ومثل بعضی فیلماصدای گوش خراش نداره.

ستوان برسم جنوبی:
اهل مطالعه نیستم ولی تادلت بخوادکتاب رمان و شعر می خونم دوم وسوم راهنمایی همیارکتاب وعضوکتاب خونه بودم برنامه های تلویزیونی روهم دنبال نمی کنم ولی یه وقتایی برنامه ی کتاب باز رو نگاه می کنم.

نفس 21 ابهر :
یه مدت فقط رمان می خوندم که می تونم بگم از صدتایی که خوندم فقط سه تاش ارزش خوندن داشت ٬یه روز یه برنامه دستم رسید که کتابهای پیشنهادی رهبری بود. بیشتر اون کتابارو خوندم که بیشترش در مورد دفاع مقدس بوده. عالی بودن٬خودمم عضو کتابخونه شهرمون هستم تازه هم کارتم رو تمدید کرده بودم اما الان دیگه وقتش رو ندارم. پسر کوچولوم گاهی اوقات اجازه نمیده سرم رو بخارونم .من یکی از آرزوهام اینه که کتاب هدیه بگیرم!

مامور معذور:
به یاری خدا، به این بل بل چراغ، الهی که کسی شما رو به آرزوت برسونه که شمام آرزوی یکی دیگه رو جامه به تن و بدنش بپوشانی و چرخه رو بچرخونی ... اما خدایا! بار الها، نه فقط توی این زمینه ها ، کلا " دست بده ی ما" رو هم اندازه " دست بگیر ما" مقوی بگردان! نذار از نامتوازن بودن و نامتناسب بودن، این روح و روانمون رنج ببره! پس: تناسب اندام گشاده دستی و مطالبه گری مون آرزوست... گذشته از این حرفها توی تهران چند سالی هست که "مراکز مبادله کتاب" رونق گرفته، به این معنی که کتابی رو که خوندی و مستفیض و مزین شدی / می بری اونجا و می گی برو بغل عمو/ من برم برات یه بستنی بخرم، الان میام! ( هی هی هی) بعد مسئول اونجا، کتابها رو مثل "الیور توئیست" ردیف و به صف می کنه و بهشون سوپ می ده و قیمت گذاری می کنه و در رو روشون می بنده... اما نترسین چراکه بعد از یه مدتی مثل جودی آبوت، یه بابای خیلی لنگ درازی می یاد و می برش و بقیه اش هم خب ... خب بفرمایید... بفرمایید متفرق شین! بچه بزن اون کانال! دهه! این لیوان رو کی گذاشته این وسط! اکه هی!

الهه 26 کرمانشاه:
سلام خداقوت،من اصولا کتاب هدیه می دم ودوست دارم کتاب هدیه بگیرم وعضوکتابخونه هستم،هزینه خریدکتاب سال گذشته روباعرض پوزش نگم بهتره،چندوقت پیش که تودیدگاه گفتیدکه بعضیااصلأکتاب مشاهیرکشورمون رونمی خونن بهم برخوردچندوقت رفتم سراغ شاهنامه جناب فردوسی اماسختیش به کنارکمی خشن بودالان چندوقته باجناب سعدی خلوت نموده ام،ولی فعلأدرحدخوندن ابیات ایشونه معنی ومفهومش روهنوزدرک نمیکنم،یه سوال برام پیش اومده،اون زمان مردم آنگونه گفتگو می نموده اند؟

محیا / تهران :
هانسه جان آبجی گلم کی گفته هر کی آرزو می کنه یعنی داره خودش رو گول میزنه اصلا در لغت نامه ی دهخدا هم آرزو قوت معنا شده به نظر من که آرزو امید میاره امیدوارم حالت همیشه خوب باشه و اون آرزویی رو که گفتی مامور میدونه و من هم فهمیدم چیه! لطفا تغییرش بده. به نظر من اگر امید دادن حتی الکی بتونه به یک نفر زندگی دوباره بده دادن همین امید بهترین کار دنیاست که اگه ماموری الان پیام منو درج کنه و بهم امید بدهکه بازم پیامم درج میشه ازش ممنونم ( اینم راه جدید درج شدن پیام ) بدرج تا آبجی هانسه بخونه.

مامور معذور:
انصافا هانسه که گفت آرزوم رو مامور می دونه، لحظاتی فکر کردم تا یادم اومد! نمی دونم شماها چه جوری از اونجا که اینجا و اووشون جا، معلوم نیست، تشخیص می دین چی به چیه؟ کی به کیه؟ که بعدش هم فرمودین آرزوت رو لطفا تغییرش بده! ... دیوارجان بر سرم بباران آجرانگیت را!

نرگس 15:
این نوبت دیدگاه خیلی بردم تو فکر. یعنی ممکنه شرایط منم مثل اون دوستی باشه که گفت حالا می بینه محدودیتای پدر و مادرش به جا بودن؟ ... تنبیه یا تشویق خاصی برای خودم در نظر نگرفتم ولی همین که فکر می کنم می بینم یه موقعیتی بوده که من می تونستم دروغ بگم ولی نگفتم، خودش احساس خیلی خوبی بهم می ده! ... یعنی منم به این درک می رسم که زندگی فقط درسه و بس؟ و نیازی نیست نه کلاس هنری برم نه ورزش؟ یا مثلا دوست فقط برای مدرسه ست و ارتباط دیگه ای با اونا به دردی نمی خوره؟

مبینا17همدان:
با موضوعات این هفته دوباره یادم افتاد چرا از دیدگاه رفتم،چون واقعا دیدگاهی نداشتم،من اصلا زندگی نمی کنم تا کنکور، که حالا بخوام کتاب بخونم، تلویزیون ببینم!! نظر چی بدم؟ شما بوگو!

ساناز ، آذر 72 فومن:
از اون جایی که عاشق آشپزی و کارای هنری هستم برنامه هایی رو بیشتر پیگیری میکنم که در این زمینه باشن از این برنامه ها چیزای زیادی یاد گرفتم. برنامه های خوب که زیادن ولی به دیدگاهی های عزیز برنامه ی "رادیو شب" هر شب ساعت 23 از شبکه شما رو معرفی می کنم. این برنامه انرژی مثبت و امیدی که داره حال ببننده رو خوب میکنه.

سخاوت20تهران:
من زیاداهل تلوزیون این چیزا نیستم ولی چندتا برنامه روپیگیری می کنم..یکیش برنامه چشم شب روشن (شبکه 4) با اجرای علیرضا بدیع هست...تو سایتش نوشته شنبه تا چهارشنبه ساعت23ولی بعضی اوقات بهم‌ریخته پخش میشه... رابطه با کتاب دیگه معمولی شده..اون شورواشتیاق سابق نیست..قبلا تو مترو تواون شلوغی و له شدنا کتاب دستم بود وداشتم میخوندم ولی الانا خیلی مثل قبل پیگیر خوندن نیستم. الانم دارم کتاب صدسال تنهایی گابریل گارسیا مارکز رو میخونم البته قبل ازاینکه درگیر امتحانات بشم..خیلی کتاب قشنگیه اخه تصویرسازیا عالیه واقعا ذهن آدم رو حالت می ده..هم حس خوب و تفکرات خوب.

زهراکریمی22قم:
برنامه معرفت شبکه چهارساعت نوزده واقعاعالیه و بحث های فلسفی وعرفانی در اون مطرح میشه یه بارم دررابطه بااختیاروتقدیر گفتگوداشتن که واقعاعالی بود...وبرنامه ی رادیوشب شبکه ی شماساعت بیست وسه که درادامه ی برنامه ی رادیوهفت شبکه آموزشه که قبل ترپخش می شد..درهر قسمت داستان کوتاه یا شعر یا گفتگویی پخش میشه وپخش موسیقی به نظرم برنامه ی خوبیه ودوستش دارم. وبرنامه های ثریاوپایش شبکه یک که گهگاه می بینمشون وخب مخاطب خاص خودشون رودارن وتهران بیست شبکه پنج ساعت بیست.

شیما16 گناباد :
مهربووونکم خودت حاضری کدومیک از رفتارهای زبانیت رو بذاری کنار؟

مامور معذور:
اینجا فقط من سوال می کنم آقا ! ( و چراغ آویزان بالای سر متهم رو تکان تکان می دهد) متهم توی قیافه می رود... مامور یک سطل آب و کف سیاه کارکرده و سرررررد را می ولد توی چش و چال طرف... ووو: قیافه از او، برون می رود! ( اوممم! بدترین رفتار زبان رو: دروغ گفتن می دونم، فلذا اوشون را به چالش و پاشش و غرش دعوت می نومایم)

هاجر / زاهدان:
یه نوشته جالب دیدم که بهش ایمان پیدا کردم و مطمئنم که قطعا همینطوره..."دروغ هیچگاه سودی ندارد"...امکان داره تو هرچیزی سودباشه ولی توی دروغ به هیچ وجه!

ستاره 19 الشتر:
چرا وقتی اسم "زنا و هرزگی" میاد همه فراری می شیم؟ و یه کار خیییییلی زشت و زننده می بینم! اما دروغ ،غیبت،تهمت و... نه ؟؟؟چون ازبچگی برامون جا نیفتاده که دروغ وغیبت و.... کلید ورودی خیلی کارهای دیگه هستن (مخصوصا اگه عادت بشن) و خییییلی زشت وزننده هستن،آدم روبه لجن می کشن،آرامشمون رو سلب می کنن،کاش برامون جا بیفته که مثلا وقتی دروغ می گیم درونمون، روح و روانمون از یه بوزینه به مراتب زشت تر میشه...حالا اگه بوزینه هم نه، ولی اورانگوتان و گودزیلاش حتمیه!

مریم نصیری سرعین:
می دونی ماموری من وقتی با دوستام هستم اصلا خود به خود غیبت میکنیم اخه حرف دیگه ای نیس که بزنیم !مثلا چی بگیم؟ وقتی یکی لباسش زشت بوده بگیم قشنگه؟خب اینم که میشه دروغ اصلا حرف نزنیم بهتره.

نرگس 20 مارلیک :
اینکه نمی تونیم گناهان زبانی مثل غیبت رو ترک کنیم به نظرم از ضعفمونه. من خودم از این رفتار خودم واقعا بدم میاد اما وقتی نمی تونم در برابر حرفهای ناحقی که بهم می زنن، جواب درستی بدم می شینم به غیبت پشت سرشون یا بد و بی راه گفتن...وای خیلی ازدست خودم نابود وکلافه ام ... همه از دست غیر ناله کنند/ نرگس از دست خویشتن فریاااااااد!

زهرا 16 طارم:
من الان دقیقا 2روز و 5ساعت و 47دقیقه است دارم تمرین می کنم "قسم خوردن الکی" رو بذارم کنار. نمی دونم جزو رفتارای ناشایست زبانی هست یا نه ولی این زو می دونم قسم عین نون پنیر نیس که راحت بخوریش. بعد اینم دیروز از عزیزجونم شنیدم که گناه کبیره محسوب میشه. داداشمم میگه توی حرف زدن،شبیه این داش لوتیا شدی!

اسما17زاهدان
ماموری جان من بیشتر اطلاعاتم رو از تلوزیون و معاشرت های روزانه ام کسب می کنم ،ماموری الان درسا (قیافه ات! بامزه شد بیا درس ها) شده معضل والا اصلا نمی شه کتاب خوند کتابخونه مدرسم که چند وقته که درش قفله! ... خیلی ها دوست دارن کتاب بنویسن،و خیلی از همون خیلیا کتاب نمی خونن جالبه نه؟

آذر22تهرانپارس:
من کتاب زیاد دارم.تو اقوام ما همه چی رو مفت می خوان.من اومدم دست به یه عملی زدم خفن.ازشون دعوت کردم بیان یکی ازکتابام رو امانت ببرن بخونن اونام قبول کردن.بعدازمدتهاجوری شده بود برای خرید کتاب اصرار میکردن منم میبردمشون جایی که خریده بودم حالا اونا بیشتر ازمن کتاب می خونن! مابه چیزایی نیازداریم که خودمون بی خبریم. بایدبیشتراهمیت بدیم مطالعه بیشتراز هرکس واسه خودمون مفیده.دیدم که میگم.

خاطره 25 سراب :
کتاب خوندن رو خیلى دوست دارم، بهم آرامش میده ، اسم چندتا از کتاب ها رو تو ذهنم دارم اما متاسفانه به دلیل اینکه مثل اکثر روستاها تو روستامون کتابخانه نداریم و به کتابخانه ى شهرمون هم دسترسى ندارم از لذت خوندنشون بی نصیب موندم ، به نظر من کتاب خوندن یک جورایى نشونه فرهنگ و شخصیت هر فرد هست ، لذتى که تو مطالعه از روى کتاب و ورق زدنش هست با هیچ چیز دیگه اى نمیشه مقایسه کرد و در آخر با نهایت شرمندگى و چهره اى شطرنجى باید بگم که متاسفانه خیلى به ندرت پول واسه خرید کتاب خرج می کنم ، انشاءالله که این موضوع تلنگرى بشود براى بنده و امثال من.

شهناز28 زنجان:
آخرین كتابی كه خوندم؟یادم نمیاد چندسال پیش بود. توكتابخونه ام عضوهستم ولی تاحالااستفاده ای نكردم، پیام نماخوندش راحته هزینه ای ام نداره تواین گرونی توهزینه خوراكمون موندیم، هزینه كتاب روازكجا بیارم،ازوقتی كه با سه تاباشگاه شبكه ها آشناشدم چیزای زیادی یادكرفتم.

مامور معذور:
البته که شما لطف دارین به ما و کم لطفین به کتاب... چند روز پیش به "محمد 8 آبانی" گفتم الان اینجا هم می گم. ماه پیش رفتیم کتابفروشی خانه هنرمندان. یه کتاب تخصصی سینما برداشتم. سیصد صفحه بود. پشتش زده بود هفت هزار تومن! به کتابفروش گفتم اینا قیمتش درسته؟! گفت بله همینه... برداشتم. کتاب شلوارهای وصله دار آقای رسول پرویزی( که قصه عینکم رو تو کتاب فارسی مدرسه ازش خوندیم) اون رو هم بعد مدتها یافتیدم! پشت زده بود چقدر؟ شش هزار تومن! حدود صد و هشتاد صفحه بود. باز به فروشنده گفتم: اینم قیمتش همینه واقعا؟ گفت بله! گفتم: خب الان بری میدون انقلاب تهران. از این پیتزا و ساندویچ داغونها بخری که قیمتش بیشتره که. گفت: همینش هم ملت نمی خرن! یه نگاهی به تیراژ کتاب و سال چاپش بنداز( و سرت رو پایین تر تر بنداز و دم فرو بند ای چی چیزک)
اما جدای از اینها، میشه عضو کتابخونه شد که عضویتش واقعا قیمت هنگفتی نداره. من خودم معمولا کتاب از رفقا و نزدیکان قرض می گیرم. اسمشون رو یادداشت می کنم و عینا، عین آمار تمیز و نظیف پس می دم. اگر بدونیم آثار فرهنگی غذای روح ما هستن و یک جمله یا یک کتاب می تونن دید و زندگی متفاوت تری رو برای ما بسازن، رفتارمون رو اصلاح می کنیم حتما، قطعا... و انصافا!

فائزه...:
"مرا با حقیقت بیازار اما هرگز با دروغ، آرامم نکن!" رومن رولان

فرزانه نصرالهی دختر کورد:
دو مشکل بزرگ در جامعه ما وجود دارد: نخست اینکه همه من هستیم و ما را به رسمیت نمی‌شناسیم، و دوم اینکه کتاب نمی‌خوانیم . از مصطفی رحماندوست.

عاطیناز 22:
عشقمون دوطرفه ست(کتاب رو میگما)خوندن کتاب به تفکرعمیق و مکث بین مطالب نیاز داره.بلی عضوکتابخونه دهخدا الوندم هزینش که10به1!

سعید 27 ابهر :
من اصلا علاقه ای به برنامه های تلوزیون ندارم ، به نظر من برنامه های تلوزیون اصلا جذاب نیستن ، تنها برنامه ای که دنبال می کنم و دوستش دارم ، برنامه دورهمی که انصافا خیلی جذابه... هرسال هزینه خوبی واسه خرید کتاب می کنم ، عضو کتابخانه هستم و علاقه شدیدی به کتابهای داستان دارم. اگه تعریف از خود نباشه، من علاقه زیادی به مطالعه دارم، کتابخانه کوچکی دارم، که کتابهای خوبی در آن موجود است.

مهتاب 18 کرمانشاه:
آدمهاى موفق توى خونه هاشون کتابخانه هاى بزرگ دارن و بقیه تلوزیون هاى بزرگ.

نفیسه21دانشجوی مترجمی,کرج:
یه اخلاقی دارم که خودم خیلی دوسش دارم,اونم صداقته, پس از دروغگویی فاکتورمیگیرم.اما غیبت کردن رودارم ولی خب زیادنیس,عملیاتوازامروزشروع میکنم.پاداشمم یه شاخه گل رزو مریم!

مامور معذور:
خب خب خب / زارررپ
( نصف دیدگاهی ها با ملاج می رن توی شیشه! )
از نوبت قبل که درباره چشم انتظاری نوشتم یه فکرایی اومد سراغم... یه عزیزایی. یکیش یکی از عزیزانم که چند سال پیش توی سانحه سقوط هواپیما از دست رفت... خانواده اش فقط ازش یه دکمه، یه لا پیرهن، یه نشونه می خواستن اما چیزی عایدشون نمی شد... شما بگو تنها یه قبر که برن بالای سرش و فقط گریه کنن... و داغ و دردشون به این واسطه خالی نمی شد و تازه اونجا بود که واقعا حال خیلی ها رو فهمیدم!

دیدم بی انصافیه ازشون یادی نکنیم... همونایی که سالها چشم انتظار موندن. اونایی که حتی حسرت داشتن یه مزار به دلشون موند. چشمشون به در سپید شد و سر آخر رفتن پیش عزیزانشون... پس دیدگاه این نوبت رو تقدیم می کنیم به همه اونایی که از همه چشم انتظار تر بودن... پدر و مادرهای شهدای مفقود الاثر و از اون طرف: خود خود شهیدای گمنام که اونام خیلی چشم انتظار بودن و هستن...

امیدوارم که همگی پاسدار واقعی حرمت خون اون عزیزان باشیم! این جمله هم شامل حال ماست و هم مسئولین!
ارادت . یا علی مدد.

تنگ غروب / فصل بهار
یه کوچه باغ / یه پنجره
یه "قلب پیر" پر از امید
"باشوق تو" منتظره

باگوشه های چارقدش
اشکاشو پنهون می کنه
اما نگاش غصه هاشو
از دور نمایون می کنه!

منتظر پرستوها
خبر بیارن از گلش
اما نمی دونه اونام
خبرندارن از گلش

اون گل سرخ تو تاریکی
ستاره شد شبو شکست
خورشید روشنی شد و
رفت و تو آسمون نشست

اما هنوز فصل بهار
با صد هزارتا خاطره
یه قلب پیر، پر از امید
باشوق تو منتظره
نشسته پشت پنجره!

باگوشه های چارقدش
اشکاشو پنهون می کنه
اما نگاش غصه هاشو
از دور نمایون می کنه!

با شوق تو
شعر: سهیل محمودی
با صدای محمد اصفهانی

انتقاد، پیشنهاد و حمایت دررابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)

نظرات   

 
+5 #113 زهره ۱۸ اسفراین 1396-10-21 14:09
آقا یه چیزی! :-*
ما عوض اینکه خودمونو درست کنیم ؛ چرا همش میگیم مامور تائید نکن؟! این نظرات حقیقت ماست و خب اگه قرار بود تائید نشن چرا مینویسیمشون اصلا؟!
اصلا به دعوا و بحث های پیش اومده کاری ندارم...
میخوام بگم مهم اینه که ما بتونیم با "دیدگاه" های متفاوتمون به خوبی و خوشی کنار هم زندگی کنیم!
پیرشیم همه با هم ایشالا :lol:
نقل قول
 
 
+1 #112 عاطفه19بوشهر 1396-10-21 13:19
نقل قول کردن سخاوت 20تهران:
آقا اصلا من بی فکر و باقالی......مدلش اینه شما ناراحتی دلت نمیخواد برو پیامای داداش محمد رو بخون....
اه اه اههههههههذ اینقدر که اعصابم خرد میخوام این کامپیوتر باخاک یکسان کنمممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

داداش سخاوت جان خودت عصبی نکن .خخخ به قول یکی از دوستان بعضی حرف باید سکوت کرد .بهتره تا به خودت فشار بیاری .درست نمی گم ماموری
نقل قول
 
 
+8 #111 عاطفه19بوشهر 1396-10-21 13:17
بچه ها دعوا نکنید .بخدا سره اینکه دختر برنزه یا پسر هیچ فرقی نمی کنه داداش سخاوت یه چیز گفت آبجی عاطفه هم جواب داد دعوا رو کش دار کردن خوب نیست .ماموری بهتره یه بار موضوع باشگاه درباره دعوا و کنترل خشم باشه همینم خودش از گناهان زبان .موفق باشید
نقل قول
 
 
+7 #110 هیله خسرجی۲۰ازشوش 1396-10-21 12:56
نقل قول کردن مهسا حیدری 17 ورامین:
بچه ها زشته بسه دیگه دعوا عه ماموری چرا این پیامارو تایید میکنی ؟ خاهشا دیگه پیامای تیکه دار و اوناییکه ممکنه ب کسی بربخوره تایید نکن

منم دقیقا موافقم ، ماموری لطفا به حرفمون گوشبده و هیچوقت همچین پیامهایی رو تایید نکن .
نقل قول
 
 
+3 #109 سخاوت 20تهران 1396-10-21 12:03
ازمامورگلی و همه ابجیا و داداشای دیدگاهی بجز شخص موردنظر بخاطر بدصحبت کردنم معذرت میخوام...ببخضید واقعا البته بجز اون شخص مورد نظر...
ولی بنظرخودم همچین برخوردی لازم بود هرچند بد و ناپسند......... ...
نقل قول
 
 
+22 #108 مهسا حیدری 17 ورامین 1396-10-21 11:36
بچه ها زشته بسه دیگه دعوا عه ماموری چرا این پیامارو تایید میکنی ؟ خاهشا دیگه پیامای تیکه دار و اوناییکه ممکنه ب کسی بربخوره تایید نکن
نقل قول
 
 
+3 #107 ب مثل بیتا 1396-10-21 00:52
خو من حرفم نمیاد
بقیه چی؟
یعنی هیچکس نیست حرف بزنه و شما تایید کنی؟
یا همه حرفشون نمیاد؟!
نقل قول
 
 
+10 #106 ب مثل بیتا 1396-10-21 00:39
ما آدم ها دو تا سبد با خودمون داریم.
یکی جلومون آویزونه، یکیش رو پشتمون آویزون کردیم!
نکات مثبت و خوبی هامون دو می اندازیم توی سبد جلویی، عیب هامون رو توی سبد پشتی!
وقتی توی مسیر زندگی داریم راه می ریم فقط دو چیز رو می بینیم: خوبی های خودمون و عیب های نفر جلویی!
پائولو کوئیلو
نقل قول
 
 
+12 #105 فریبا-هشگرد 1396-10-21 00:27
مهربون باشیم باهم دیگه
درست نیست اینجور باهم صحبت می کنین
من دخالت نمیکنم اما موقع عصبانیت فقط باید سکوت کرد چون بعدا از حرفی که زدیم پشیمون میشیم
اصا موضوع دیدگاهم همینه ها
کنترل زبان من خودمم این مشکلو دارم
زود ناراحت میشما قضاوت می کنم البته با یه تفاوت که بیشتر به خودم بدوبیراه میگم
نقل قول
 
 
+5 #104 ب مثل بیتا 1396-10-21 00:19
اوه اوه
من برم پناه بگیرم!!
:-*
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد