• slide-0.jpg
  • slide-2.jpg
علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه 20 دی ماه

جالب انگیز:
ما به آدمهایی محتاج هستیم که به آینده فرزندانشان فکر کنند نه به گذشته پدرهایشان!
محمود دولت آبادی

سلام همراهان ارجمند
با یه دیدگاه دیگه چی؟ باهم همسفر این جاده ایم!
تلق و تولوق / شالاپ و شولوپ!

سفت گیرندگان و ول نکردگان دیدگاه:
ستاره 19 الشتر
محمد 8 آبانی
سعید 27 ابهر
و جانان/ از نمی دونم کجا!

مسیرهای آفتابی/ مهتابی گفتگو:
یک) رابطه شما با کتاب چگونه است؟ فرق مطالعه کتاب با خواندن مجله یا روزنامه یا پیام نما و... در چیست؟ نسبت هزینه کرد سال گذشته شما برای کتاب در مقابل مثلا خورد و خوراک و پوشاک و ... چند به چند بوده؟ چرا؟ آیا عضو کتابخانه ای هستید؟ تجربیات، دانش و اطلاعات خود را چگونه کسب می کنید؟ چرا؟ چند کتاب هدیه داده اید و چند کتاب هدیه گرفته اید؟

دو) (مرور موضوعات دیدگاه 95) برای یک هفته حاضرید کدامیک از رفتارهای ناشایست زبان را ترک کنید؟ بدگویی کردن؟ دشنام دادن؟ تهمت زدن؟ غیبت کردن؟ هرزه گویی کردن؟ ووو دروغگویی؟! ( برای خود یک پاداش و یک تنبیه مشخص کنید و اثرات این سعی و خطا را مشاهده و ارزیابی کنید)

سه) کدامیک از برنامه های صدا و سیما را پیگیری می کنید؟ چرا؟ برنامه های مفید و موثر کمتر شناخته شده رادیو و تلویزیون را به دیدگاهی ها معرفی کنید ( با ذکر شبکه، ساعت پخش و حال و هوا)

المیرا/17/زاهدان:
آیا می دانید مطالعه یک کتاب،تجربه یک زندگی است؟ با پول می توان کتاب خرید ولی شعورو دانش خریدنی نیست!

فرناز/21/زیباشهر:
کتاب خیلی دوست دارم ومیخونم و همیشه توکیفم یه کتاب هست که حتی توتاکسی یاسالن انتظارمطب پزشک می خونم اماعضوکتابخانه نیستم چون حقیقتش حسودم دوست دارم کتاب مال خودم بشه! کتابهایی که میخرم روشون تاریخ میزنم،درموردهدیه تاحالاهدیه ندادم اماامانت دادم ماه رمضان امسال یادت باشه برات گفتم دوره ختم گذاشتم باباییم برای همه خانوماکتاب قرآن هدیه خریدن الان کتابهامون همه یک خط هستن وآموزش راحتترشده. آخرین کتابمم ماه پیش خریدم کتاببیشعوری ازخاویرکرمنت بود. ازتامین اجتماعی که تخفیف نیم بهاخورده بود خریدم باقی پولش هم انداختم تو صندوقی که برای کمک به بیماران سرطانی بود.

معصومه 16 از همدان :
چه جالب دقیقا روز شنبه بعد از اینکه امتحانمو دادم با دوستم یه سر به کتابخونه زدیم و چندتا کتاب گرفتیم حتی یکی از کتاب هارو عصر همون روز تموم کردم و بعدم که تو موضوع کتاب رو گذاشتی! یه جمله از کتابه به نظرم قشنگ اومد ... " بدبختی از لحظه ای شروع میشود که آدم رازش را با کسی بگوید! "

فاطمه قادری ام 17:
من یکی از گناه های زبانم اینه که متاسفانه مثل آب خوردن قسم می خورم چون بابا ،مامانم گاهی اوقات حرفام رو باور نمی کنن و من مجبورم قسم بخورم، اونم از اون قسم های گنده مثل : به یگانگی خدا ، به خدای آسمانها و زمین. ماموری جون می خوام این گناه رو ترک کنم فقط چیزه، می خوام یه تنبیهی واسه خودم در نظر بگیرم ولی نمی دونم چه تنبیهی؟ یه چند تا تنبیه بهم پیشنهاد می کنی.

مامور معذور:
معذوریان، آخ جووون گویان آب لب و لوچه اش را با "لنگ زبل خان" می پاکد! و کف دستانش را به هم می مالاند! ملچ و مولوچ! تالاپ و تولوپ! شدیدا بدجنسی مرا فورانیدی! خدا زلال معرفتت را مشعشع و تابان بگرداند!
کلا به نظر من، نذر و خیرات و در اینجا حتی تنبیهی بهتر تره که خیری برای خلق الله هم توش باشه، اگرم نه ! معرفت و نگاه و بینشی برای خود اون فرد به ارمغان بیاره! فلذا این دفعه سیخ داغ و یه مشت فلفل و سطل آب و کف رو به گوشه ای می نهیم! ( بینش دادن که فقط سیخ داغ، دید آدم رو جوری بااااااااززززز می کنه: بسته نشدنی) . همیشه آرزوم بوده در صورت امکان، قاضیان محترم هم محکومیت افراد رو به نحوی: انجام فعالیت و خدمات اجتماعی برای کمک به جامعه قرار بدن. اخیرا با ابتکار و تشخیص قضات محترم، خبرهایی رو شاهد هستیم که از تبدیل مجازات عمومی ( نه با شاکی خصوصی) به خدمات عمومی حکایت می کنه. الحمدلله.

شانلی21اردبیل:
واقعیت اینه وقتی بچه بودم مامانم می گفت: هروقت دروغ گفتی انگشتت روگازبگیر،منم همیشه این کار رو می کردم برای همین هروقت دروغ می گفتم مامان اینا زود می فهمیدن. ( مامور معذور: الهی چه بچه زلالی! ولی چه خنده دار می شدا، فکر کنین همه ناخودآگاه اینجوری بودن. بچه! درسهات رو خوندی؟ / بله خوندم و دستش را گاز می گیرد!/ یا مثلا هرکی دروغ می گفت از دهنش حباب صابون می اومد بیرون، چه دنیای کف آلودی می شدا !) ازاون وقت هم مونده توی ذهنم الانم اینکارومی کنم غریبه هامتوجه نمی شن اماخانواده زود می فهمن جریان چیه، الان باخودم می گم کاش مامان فقط برای دروغ گفتن این کار رویادم نمی داد. کاش یادم می دادهروقت کاربدی کردم زبونم! روگاز بگیرم آخه خیلی تاثیرداره هروقت دروغ می گم این گازگرفتن باعث می شه به خودم بیام خیلی جاهاهم باعث شده برگردم راستش رو بگم حتی اگه به ضررم بوده. ( مامور معذور: مامور نیم نگاهی به سیخهای داغ روی اجاق الهی می کند، و دستپاچه آب دهانش را نمی داند بدهد پایین یا بالا! تبخیررر نشو مامور، دووم بیار!)

زهرا /16/ بویین زهرا :
من و دوستام خداییشا از اون وقتی که سال 95 این موضوع گذاشته شد ، دیگه سعی کردیم غیبت و بددهنی و بذاریم کنار... تا حدودی هم تونستیم یعنی بددهنی که کلا حذف شد ولی خو ماموری غیبت الان دیگه خیلی خیلی کم شده عاما بالاخره دخترا که باهم جمع باشن هاهاهاها... جایزه م که قرار شد هرسری یکی یه چی بگیره برای همه حالا پاستیل و لواشک و اینا... من یسری یه قوطی سرلاک گرفتم براشون رفتم حیاط با تلفن حرف بزنم اومدم رنگشم ندیدم.

مهسا حیدری 9 بهمن :
میدونی ماموری... من سوتی زیاد می گیرم بعدم می گم به بشوخی و این حرفا وووو دورهمی می خندیم بهش!! نمی دونم اخلاق بدیه یا نه؟ ولی دوستام که ناراحت نمی شن تازه همش صدام میک نن میگن بیا چرت و پرت بگو بخندیم! دیگه توقع دوستان از من در همین حده !!

مهدی قوشچی از ابوطالب17:
یکی از روشهای ترک گناهان زبانی: "چله گرفتن" برای اون عادت ناشایسته: روی کاغذ یه جدول 40 خونه ای بکشین و هرروز که موفق شدین اون گناه رو انجام ندین، یه خونه رو علامت بزنین. اگه اون عادت مثل غیبت یا دروغگویی و...رو تکرار کردین یه جدول از نو رسم کنین و دوباره شروع کنین. جریمه و تنبیه بهتون کمک می کنه...مثلا اگه غیبت کردید خوراکی مورد علاقتون رو یا یه مدت نخورید یا کارایی که دوست دارید رو یه مدت انجام ندید...یا برعکس اگه موفق شدید یه زمانی طولانی اون رفتارهای ناشایست زبان رو انجام ندید به خودتون هدیه بدید تا بیشتر تر برا کنار گذشتنشون ترغیب شید!

زهراپنجی:
ماموری جون عمه ات دوباره منووارداین بازیای پیچیده نکن من تازه دوره ی یک ماهه روتموم کردم دیگه حسش نیست دوباره شروع کنم والا.

نگین17ایلام:
ماموری من تاحالا هیچ سعی و تلاشی برای بهتر کردن خودم و زبونم نکردم ،منم مثل همه ( مامور معذور: همه آیا؟ آها اینجوری خودت رو آروم می کنی؟! خب همه بدن! منم یکیش!) مثل همه غیبت می کنم، دروغ، میگم اما بعد از چند دقیقه عذاب وجدان می گیرم و اگه آشنا باشه بهش می گم.

محدثه بچه اراک:
پیام نما یا مجله فقط برای سرگرمیه و موندگار نیست اما کتاب آموزنده و فهمیدنیه، گاهی انقدر جذب یک کتاب میشم که فقط یک روز کافیه برام تا یک کتاب 300صفحه رو بخونم.

سهیلا درویشی 20 ارومیه :
من عاشق کتاب خوندنم دست به قلمم خوبه، از یه کتابی خوشم بیاد شده تا صب میخونمش، کتاب یه مزیتی که داره اینه که میشه حسش کرد لمسش کرد، بارها هر موقع دلت خواست خوند، ولی فقط خودتی و خودش ولی پیام نما یه دنیا موضوعات تپل و رفقا و ایده های خوب! امسال فقط 60هزار برا کتاب خرجیدم متاسفانه، برا کسی کتاب نخریدم، ولی دوم ابتدایی که میخوندم بم زلزله اومده بود برا بچه های بم نامه نوشتم تو استان برگزیده شد بهم کتابی به اسم سلام بوی بهشت که زندگینامه امام خمینی بود هدیه دادن.

شیما 21:
خطاب به دوستی که گفتن آرزو امید الکی و گول زدنه! باید بگم همین امید الکی ما رو سرپا نگه داشته به گفته ی اسکاروایلد: آرزو سرابی است که اگر نابود شود همه از تشنگی خواهند مرد!

مریم20بروجرد:
عاشق کتابما ولی به خاطر تنبلی بیش از حد خیلی اهل کتابخونه نیستم برای همین به دختر عموم که خونشون تهرانه سفارش میدم هروقت اومد میاره. یعنی اینطوری بگم که تنبل های قبل از من همه سوءتفاهم بودن.

مهتاب 18 کرمانشاه :
من همیشه در برابر کتاب از خود بیخود میشم !هزینه پارسال من واسه خرید کتاب نسبت به خوراک و پوشاکم تقریبا 40 به 60 بوده , اهل مطالعه ام و واسه پیدا کردن جواب کوچیکترین سوال هام فقط به کتاب مراجعه میکنم توى خونه مون هم یه کتابخونه بزرگ داریم که از رمان و شعر ایرانى بگیر تاااا کتاب هاى علمى تخیلى و... توش پیدا میشه... به بعضیا هم میگى پیام نما می خونى مطالبش خوندنى و مفیده ها ؟ پوزخند می زنه میگه: کى پیام نما می خونه بابا ! بهشون میگى کتاب می خونى؟ میگه اى بابا , حوصله دارى تو هم ! میگى تلگرام و اینستا که می رى؟ با افتخار می گن مگه کسى هست که نداشته باشه !!! ... بعد می گیم چرا سرانه مطالعه کشورمون انقدر پایینه ؟!

رضا 19 :
سلام به همه ، نسبت به گذشته رابطه ام با کتاب خیلی بهتر شده به طوری که الان در حال خوندن دو تا کتاب هستم ! واقعا باعث پیشرفتم شده و کتاب خوندن یه اولویت مهم تو زندگیمه ، خیلی جالبه امشب یکی از رفیقام می گفت : رضا کاش من به جای سرک کشیدن تو سایت ها و کانال ها و . . . مثله تو کتاب می خوندم . امسال هم از اول مهر به بعد هفت هشت تا کتاب گرفتم ولی متاسفانه نتونستم اون طور که باید بخونمشون.

فاطمه19ساله یه شهریوری:
من عاشق کتاب خوندنم از کتابخونه کلی کتاب میارم و می خونم خوندن کتاب خیلی برام لذت بخشه، فقط یه بار کتاب هدیه گرفتم و دو بارم کتاب هدیه دادم.

پوریا_16_یاسوج:
اتفاقا واسه یکی از دوستام و معلم سابقم قراره کتاب بگیرم پس فردا برم مدرسه راهنماییم برای تجدید خاطرات... ماموری من فقط باید درس بخونم چون فهمیدم تو این جامعه باید از لذت های آنی گذشت.

مهدی مرادی:
راستش رو بخوای من از وقتی مدرسه تموم شد دیگه لای کتابی رو باز نکردم! به خدا اصلا وقت نمی شه وگرنه می خوندم اما مطالعه خیلی خوب هست همه به مطالعه نیاز دارن، مسؤول جوون از حرف خواهرم ستاره 19 الشتر حظ(!) کردم خیلی خوب گفت.

ستاره 19 الشتر :
الان ازخودم پرسیدم چرا "هرزگی وزنا" واسه مون بد جا افتاده اما دروغ نه ؟ فکر می کنم چون "زنا وهرزگی" رو بد می بینیم چون به " آبرومون" ربط داره، اما دروغ می گیم چون اینطوری خطامون فاش نمی شه ،چون می دونیم خدا خطا پوشه، چون شخصیت خودمون برامون مهم نیست، آبرومون بیشتر مهمه ، من الان دارم با صداقت می گم: شخصیتم خییییییلی بیشتر از آبروم برام مهمه ،چون این حفظ آبرو فقط برای مردمه، اما حفظ شخصیت برای خودم وخدای خودمه. یه آدم "متشخص "با رذایل اخلاقی خیلی فاصله داره ، امیدوارم یه روز منم یه آدم متشخص بشم.

پژاره/ کوهدشت:
یادمه چند وقت پیش ها یه بخش کوتاه از شبکه خبر به نام "شما که غریبه نیستید" پخش می شد که اوضاع مهاجران محترم افغانستان بررسی می شد. ازنخبگانی که اینجا تحصیل کرده بودن و پزشک و مهندس و استاد دانشگاه شده بودن... پس بچه های افغانستان تا خدا هست امیدی هست، انصافا حضرت آقا هم هواتون رو دارن و بی مهر نیستن نسبت به شما، نمونه اش فرمان تحصیل تمام مهاجران افغانستان چه قانونی و چه غیر قانونی!

محیا تهران :
قابل توجه آبجی عاطفه و داداش علیرضا/ نصیبه حیدری دختر افغان که با خانواده اش به مشهد و بعد به مدرسه رفت، در پزشکی موفق شد در حالی که پدرش یک کشاورز بود و وضع مالی خوبی هم نداشتند. یا به گزارش خبر گزاری خاورمیانه: پسری افغانی به نام علی احمد خلیلی که در رشته فناوری اطلاعات در حال تحصیل هست و در زمینه امنیت فضای مجازی و مدیریت فناوری اطلاعات آی تی از علم بالایی بر خوردار است: در حال حاضر چندین طرح امنیتی در زمینه فضای مجازی به افغانستان داده و در زمینه طراحی وب و برنامه نویسی فعالیت می کنه و چند هواپیما رادیو کنترل و یک کواد کوپتر طراحی کرده...

هانیه از شیراز ( پروازی):
من خییییلی حرف های الکی پلکی می زنم یعنی هر چیزی تو مدرسه یا جایی می شه من باید واسه مامانم توضیح بدم و این موضوع علاوه بر هرزه گویی باعث گناهای زبونی دیگه هم میشه. من این کار رو به مدت یک هفته می ذارم کنار، اگههه که تونستم برای تشویق خودم اون چیزی که دوسش دارم رو می خرم، اگرم که نشد: برای تنبیه به مدت یک هفته می شینم هر روز دو ساعت "شبکه چهار" رو با دقت می بینم!!

مامور معذور:
روابط عمومی شبکه پنج سیما بفرمایید... عه! روابط عمومی شبکه چهارم سیما! چیطوری؟! چقده بزرگ شدی شیطون! شوهر نکردی؟! ... جانم؟! دیدگاه؟ کدوم صفحه اش؟! .... چیزه! اگه مثلا نشه چی؟ عه! کدوم عکسهامون رو؟ عکسهای شناسنامهههه مون رو؟ اوه اوه! چشم الان می گم جمله اش رو عوض کنن بذارنش جای تشویق! بابا فرهیخته پرور! بابا خاص! بابا بالای دیپلم!... حالا یه برنامه "خالتور" پخش کن عمو ببینه!

زهرا 17 اصفان:
یه حسی بهم میگه(مثل همون بش گفتمه) این هفته معرفی کلی برنامه های شبکه چهار و صحبات علمی/ روان شناسی انتظارم رو میکشه! اییی مااادر جان! ... با "عضویت جامع" میشه با یک بار عضو شدن،از تمامی کتابخانه های شهرداری کتاب گرفت. هزینه اش عم زیاد نیست،فعلا یازده هزار تومنه. به صرفه تره از کتاب خریدن... از دروغ گفتن بیزارم چون به نظرم کار ترسو هاست.بعضی وقتا با صراحت و صداقت جوری حرف زدم که بقیه تعجب کردن،اما چون چیزی به نظرم ارزش دروغ گفتن منده رو نداره،دروغ نگفتم. دبیر اقتصاد مون پرسید چی می گفتم؟ گفتم گوش نمی دادم. گفت چرا؟ گفتم: چون خوابم میاد! یه جوری چپ چپ نیگا کردا! چیه خو، دروغ می گفتم خوب بود؟

سینا31مراغه:
من برنامه حریم مهرورزی رو معرفی می کنم به نظر من دیدن این برنامه برای خانواده ها از جمله زوجهای جوان ضروریست. در این برنامه به مشکلات زندگی زناشویی و اخلاقیات از جنبه های مختلف بر مبنای سوالات پیامکی مردم پرداخته می شود.سه شنبه و پنجشنبه ها ساعت بیست و چهار شبکه آموزش.

جوكار از خفر شرقى:
من برنامه هاى صدا و سیما اصلا برام جالب نیست! یا رویایى هستن یا مصنوعى، فقط "حالا خورشید" اونم با اجرایى آقاى رشید پور رو دنبال می كنم .همه می دونن حالا خورشید ساعت هفت صبح از شبكه سه هست .

شهناز،28،زنجان:
همه برنامه های تلویزین رومی بینم! توخونه مون سهمیه بندی كردیم. صبح تاعصركنترل دست منه شب هم برای بابامه،داداشم و مامانمم که طفلی ها هرچی ما ببینیم می بینن، تصویرزندگی پخشش تازه شروع شده ساعت 13/45 شبكه دو.

محمدم 8 آبانى:
دنیام و همه چیزم به کتاب گره خورده که البته خیلى خوشحال هستم هر چى بیشتر کتاب میخونم بیشتر به این مى رسم که هنوز هیچى نمیدونم بنظرم روزنامه یا مجله خوندن بیشتر جنبه سرگرمى و تفریحى داره و خبر دار شدن از اطرافت... من عاشق کتابم بعد از خدا و خانوادم بهترین دوستم هست... همیشه تو خریدم کتاب هست بدون کتاب نمیتونم وقتى کتاب میخونم از دید یک نفر دیگه انگار به دنیا و افراد و اتفاقات نگاه می کنم. بیشتر کتاب هام موضوعش روانشناسى هست و دوست دارم اینبار یک کتاب تاریخى مطالعه کنم اگه جذابیت روانشناسى اجازه بده.

باران خانوم کرمان:
به لطف خوندن کتابهای مختلف علمی،برنامه های کاربردی و خوندن پیام نما همیشه توی هرجمعی معمولا هر بحثی باشه یه ریزه اطلاعات رو دارم.خواهرام با اینکه از من بزرگترن اما بیشتر مواقع به مشکلی که بر می خورن فورا منو در جریان می زارن تا کمکشون کنم....وقتی میگم چرا دوتا کتاب نمی خرین بخونید که اینجوری لنگ نزنید؟میگن تا تو هستی چرا ما از وقتمون بزنیم واسه چیزای الکی؟!

فاطمه(یه خردادی)آمل:
راستش من تا حالا خیلی کتاب هدیه دادم ولی فکر می کنم مورد استفاده قرار نگرفته باشه، چون نمی دونستم کتابی که دارم مثلا واسه دخترخاله ام می گیرم حال و هواش باید چی باشه؟ توی اتاق خودم یه کتابخونه پر کتاب دارم کهههه: نصفش هم هنوز نخوندم!

زهرا از چهاردانگه:
من عاشق مطالعه هستم کتاب مجله روزنامه همه پیام نماهاو...هر قدر هم بتونم کتاب میخرم حتی برای دختر چهار ساله ام تا عادت کنه به مطالعه.چند بار که از آقای بهمنی شعر گذاشتین خیلی خوشم اومد. کتابش رو حتما می خرم.

مامور معذور:
ای استاد بهمنی عزیز، ای معجون عشق و تغزل و شاعرانگی، یوخده بیشتر بر من بباران شاعرانگیت را، چیزه، با توجه به پیام بالا: هشتاد / سی آیا؟!
در ادامه مباحث رفقا در سایت پیام نما، هر کدوم از شعرای صاحب سبک و مطرح ادبیات ما جایگاه خودشون رو دارن. هرکسی در دل من جای خودش را دارد خو!... هیچکدومشون جای دیگری رو تنگ نکردن. اسم نمی برم/ ببرم/ می برما... همه شون عزیزن ولی از یه جایی به بعد حس می کنی شعر فلانی یه " آن " و "لحظات زلال نابی" داره که شمارو به هم نزدیک و عجین می کنه. در واقع اون شاعر و نویسنده کلید قلب و روح و روان شما رو توی دست داره. گاه تعمدا گمش می کنه و گاه محکم می چرخونش. آخ آخ آخ. وگرنه حافظ و مولوی و سعدی و خیام و عطار و ابوسعید و باباطاهر و... که به صورت پیش فرض: محبوب قلوبن و بحث قبل از شروع در نطفه خفه است!

یک چشم من اندر غم دلدار گریست
چشم دگرم حسود بود و نگریست
(گریه نکردن، ن: فتحه/ گ: کسره)
چون روز وصال آمد او را بستم
گفتم: نگریستی، نباید نگریست
(نگاه کردن. ن: کسره/ گ : فتحه)
ابوسعید ابوالخیر

سعید 27 ابهر :
در بهار وقتی گیاهان زیبا و سبز غنچه می کنند، دلم لک می زند بری یک جای خوش آب و هوا ، جایی که از کتاب و درس خبری نباشد و بتوانم بدوم و بازی کنم ، دشت و صحرا جای پرماجرایی است ! چه خوب است آدم مثل قهرمانان داستانها زندگی کند تا اینکه بخواهد سرش را به نوشتن کتاب گرم کند!! ( بابا لنگ دراز نوشته جین ویستر )

دخمل زمستون:
خوشم اومد هیچ کس از سریالای کره ای تعریفی نکرد،ههههه ،واقعا چرا دوباره جومونگ رو گذاشتن اخه؟ به خدا ملت کوچه پس کوچه های گوگوریو رو هم حفظ شدن... عه! این قصه عینکم رو ما امسال داریم چقدر قشنگ توصیف شده ... آخر دیدگاه خیلی باحال بود واقعا احساسی بود. اون کلمه آخر مسئولین رو که دیگه نگووو...

زهراکریمی22قم:
به شخصه به شهدای گمنام علاقه ی دیگه ای دارم یه احترام ویژه ومحبت خاصی نسبت بهشون دارم،حس میکنم خداخیلی دوستشون داشته... یادمه تویکی ازبرنامه هاکارزیبایی انجام داده بودن که خانواده هایی که شهیدمفقودالاثرداشتن یکی ازشهدای گمنام رو نه به جای فرزندشون به عنوان فرزنددیگه ی خودشون درنظرمی گرفتن... تصویراون مادرسالخورده که سرمزاراون شهیدگمنام اشک می ریخت ودرددل می کرد هیچوقت یادم نمی ره...

اعظم ی دی ماهی:
بااینکه عضو کتابخونه ی روستامون هستم ولی به دلیل فاصله طبقاتی(!!!) سه خیابون ازخونه تا کتابخونه حوصله رفتن به اونجارو ندارم ولی همیشه پیام نمای هرسه شبکه دو وسه و پنج روشخم می زنم و اطلاعات مفیدی راکسب می نمایم.

زهرا به توان 2 :
ماموری شرایط اینجا با اونجا ، فرق داره . شما تو شهری هستی که هر امکاناتی رو بخوای داره ، پارسال هم خودتون گفتید تهران الا ماشالله کتابخونه داره . ولی ما که روستایی هستم سخته برامون که بریم کتابخونه. من تو شهر شرایط ثبت تو کتابخونه رو که پرسیدم گفتن ، هر ده رو باید کتاب رو پس بیاری می تونی ؟ طبعا برام سخته رفت و آمد . و ترجیج می دم پول خرید کتاب صرف هزینه های زندگی بشه تا بیشتر از این به پدرم فشار نیاد . همین پیام نما هم کارم رو راه می ندازه خدا رو شکر...راضی به اذیت شدن خانوادم نیستم.

مامور معذور:
الهی الهی! منظورم رو شاید خوب نگفتم که شما نگرفتی! منظورم خود ایده "مبادله کتاب" بود اونم به صورت خودجوشیده... خودتون چندنفری، کسانی که روحیات و اخلاقتون با هم جوره، مثلا 5 نفر جمع می شین. اگر هر کدوم 2تا کتاب بخرین، فلذا انگار هر کدوم 10 تا کتاب دارین! 10 نفر بشین/ وانگاه 20 تا کتاب دارین! ... اگه نفری 3 تا کتاب داشته باشین/ 30 تا کتاب دارین! ... چیزه! پرتقال فروش! پیدا کن کتابخانه معرفتت چند کتاب دارد؟ عیب نداره حالا بر سر خویشتن مکوب! فرود بیاور!

زهرا27 همدان:
فاصله کتاب باپیام نمامثل شب و روزه! کتاب ذهن انسان رو بازمی کنه اما پیام نما، فضای مجازیه.

علی17رشت معماری:
من تا حالا 15تا کتاب هدیه دادم ولی فقط یه کتاب هدیه گرفتم خیلی برام با ارزشه درباره ی جن هستش همون چیزی که عاشقشم.خخخ... منم برای یه هفته حاضرم قسم خوردن رو بذارم کنار. خودمم نمی دونم چرا سر هر چیزی قسم می خورم؟ به نظرم خیلی رفتار ناشایستی هست و سعی می کنم بذارم کنار... کنارتر و خیلی کنار تر تر تر!

مهتاب دیانت20:
سلوم ماموری گفتی شوخی کردن با نیوشا ضیغمی که راحته...میگم یه وقت به آقای مدیری بر نخوره خخخ!

مامور معذور:
آقای مدیری که استاد مسلم در کار خودشون هستن، و همکلاسی/ دوستم نویسنده کارهای این چندساله شون از جمله همین کار در حال پخش که البته من نمی پسندمش!... امیدوارم ایشون برگردند به کارهای داستانی سابقشون مثل مرد هزار چهره و بیشتر تر امیدوارم سخت گیری های همه! روی آثار طنز هم کمتر و کمتر بشه تا شاهد خلاقیت روزافزون هنرمندان مون باشیم. کاری که ده تا جمله جدی می کنه/ یه جمله طنز نمی کنه! چیزه! حالا شایدم برعکس! خلاصه آره و اینا دیگه!

سامان 18:
کتاب هدیه میدادم ولی الان همش عطر میخوان ازم خخ.

دلارام 17 سلامی خواف:
کتاب خوندن خوبه ولی حوصله میخواد من کتابای درسی خودم رو هم به زور می خونم.

زهره 18 اسفراین:
کتاب که عاشقشم و منتظرم میان ترم دوباره روونه کتابخونه شهرمون بشم. اینجا رفتم چندتا کتابفروشی خوب یافتم... والا این ماه که به زور دارم خودم رو به آخر ماه می رسونم ولی دارم سعی می کنم هرماه یه کتاب بخرم.


درنا:
من دو سالی می شه که ماهی یکی یا دو بار میرم کتابخونه و هر بار 5 تا کتاب می گیرم. در کل ماهانه حداقل 5 تا کتاب می خونم با موضوعات متنوع البته نصف هنری. بعدشم باید بگم که چون کتابخونه میرم کتاب از بیرون نمی خرم. رابطه ام با کتاب خوبه ولی گاهی ممکنه کمتر از اون چه که گفتم کتاب بخونم. فرق کتاب اینه که تخصصی تر و علمی تر از روزنامه و ... است ... واقعا چرا روز دقیق تولدت رو نمی گی به ما؟

مامور معذور:
اهممم. با احترام به شما و ایشون و اوشون و همه شون... پارسال هم گفتم. اموال و اعصاب و وقت عمومی ملعبه و بازیچه خوش خوشان من و ما نباید بشه. لطفاااا همگی اصرار کردن رو مختومه کنین. تولد بازی توی دیدگاه منتفیه/ چه برای من چه شما/ ممنون از محبت شما و سایرین و اونی که رفته زیر میز پاستیل آورده! من که دیدم! سهمم رو بذاری کنار صداش رو در نمی یارم!

ریحانه18تهران:
"اگر همیشه راست بگویید نیاز نیست چیزی را به خاطر بسپارید!" ... بله عضو کتابخونم اما از اونجایی که عادت دارم کتابایی که قشنگن رو چندبار بخونم،پس مجبورم بخرم یا به دوستم سفارش بدم بهم هدیه بده خخخ.

زهرا 17 بیرجند:
از وقتی موضوع کتابو گذاشتی، داغ دلمو تازه کردی، اصلا افسردگی گرفتم..یک سال و شش ماه پیش یک اشتباهی مرتکب شدم که هر وقت یادش میفتم دلم میخواد بزنم زیر گریه...آقا من یه کتاب قصه داشتم مال اون دوران خیلی بچگیم که پدر جان بهم جایزه داده بود...یعنی عاشق اون کتاب بودم...همه کتاب قصه هامو دارم ولی اون یه چیز دیگه بود...هیچی دیگه یکی از دوستان دیدش گفت نمیدیش به من برم بخونمش..منم اغفال شدم دادمش..هنوز که هنوزه پسش نداده... عضو چند تاکتابخونه هستم منتها یکیش که کارتمو باید تمدید کنم زیرا که مهلتش تموم شده و اون کتابخونه دیگه هم تعطیل شده.

رودابه روشنی کرمانشاه:
موضوعتون داغ دل من روتازه کرد. کتابام که اگه بارشون می زدی ، یک وانت بارمی شدن، مامانم دوراز چشم من به زور تعداد کثیری ازشون رو به ضایعاتی داد و به جاشون پودر رختشویی گرفت!

مریم:
(پیام اولی) من عاشق کتابم،خیلی هم سریع میخونم،فرق خوندن کتاب باچیزای دیگه اینه که حس بهتری به آدم دست میده ومیتونی تمام احساسات وعواطفت روتوبرگ برگ کتاب جابدی که این حسونمیتونی توچیزای دیگه انجام بدی مثل "پی دی اف"، من بیشترین خرجم هم واسه کتابه وهمیشه به همه کتاب هدیه میدم.


سپیده/22/شهرقدس:
خخ نه مأموری، فقط کتابای فرزانه جون اینا، کلماتش برجسته است و آره اینا و مامانش اینا...

نیلوفر 14 قم:
ماموررر اگه یه بار دیگه اینطوری ترمز رو بکشی خانواده، جلو دیدگاه دعفات موکونه. بش گفتم!

مرضیه اثرکار18:
خیلی خیلی زیاد رمان می خونم . فکر آدم از مشکلاتی که داره آزاد میشه.

نسرین 32زنجان:
عاشق رمانم.همیشه حسرت پیام نما داشتن رو داشتم سال 80 تلویزیونمون و جدید و پیام نمادار کردیم معتاد پیام نما هستم.پیام نما از هر موضوعی داره تکراری نیس زود زود مطالب تغییر میکنه خودمون با ی پیامک یا تماس میتونیم درخواست داشته باشیم.برای خرید کتاب پول ندارم ولی تصمیم دارم عضو کتابخونه بشم.مجله هم مثل پیام نما خوب و به روزه و قیمتش هم مناسب.

نغمه رفسنجون :
عضو کتابخونه نیستم هر چی کتاب تا حالا خوندم رو هم خریدم، پدر یکی از کتاب ها رو در آوردم از بس خوندمش اونم کتاب فال حافظه ! فکر کنم اگه ازدواج کنم جناب حافظ جان هم یه نفس راحتی بکشن از دست من! پس برای اینکه جناب حافظ هر چه زودتر راحت شن بلند صلوااات ... یو هاهاها !! / خداییش سیاست رو داشتی مامور ؟!

اربابی ازمهرستان:
(پیام اولی) من که میگم مسائل دیگران به من مربوط نمیشه. برای همین هم غیبت نمی کنم. من به این جمله معتقدم که میگه:
آسایش دو گیتی تفسیراین دوحرف است / به من چه و به تو چه/ به تو چه و به من چه!

عاطیناز 22:
یه ماه پیش توی یه مراسمی جایزه های متنوعی بود که منم یکی از جایزه بگیرها بودم به آزاده گفتم کادو بزرگه رو کاش بدن به من.همونطور هم شد ولی وقتی بازکردم دیدم ساعته به کادوی دوستم که کتاب بود غبطه خوردم که کاش کتابو میدادن به من. من موندمو ساعت به چه بزرگی!!

زیبا از خوی:
ماموری جون٬ یه خواهشی می تونم ازتون بكنم؟ بلی! خودت گفتیا، نزنی زیرش،شما كدوم برنامه زنده تشریف دارین؟ نومو خوای بگی؟! دیشب یكی می گفت اگه یه روز ماموری روشناختین دیدگاه تون تعطیل می شه٬همون بلایی كه سر هم اندیشان اومد٬یعنی شناختن ماموری مساوی با تعطیلی دیدگاه! پس نخواستیم٬ شما همون غریب و آشنای ما بمون.فقط بمون.

مامور معذور:
ما که ارادتمندانیم خواهری. در این باره رفقا پیامهای زیادی دادن، جواب ندادن من، به معنی ندیدن و نخوندنشون نیست. اولا که رفتن هم اندیشان ارتباط مستقیمی با حضور توی برنامه زنده نداشت. دستور رییس سابق سازمان بود که پیام نماها کلا جمع بشن و طرحی نو در اندازند! که نه این شد و نه اون. شد اینی که می بینین: از اینجا مونده و از اونجا رونده... اما شما خودت با فرهنگ و فرهنگی هستی. می گیری چی می گم! من حتی اون موقعی هم که شاگرد داشتم هیچ ارتباطی رو بیرون کلاس برقرار نمی کردم. فوایدش از مضراتش به نظرم بیشتر بود ولی الان نه، شاگردام باهام در ارتباطن.

الانم بحث همینه. متاسفانه ممکنه در این موارد سوء استفاده هایی از هر دو طرف بشه که اصلا باز کردن این باب به صلاح نیست. به رفقای سایت هم برای همین تاکید کردم توی ساحت و مساحت دیدگاه باهم ارتباط بیشتر نگیرن. قبل از همه هم خودم بهش پایبندم. به رفقایی هم که زنگ زدم: اصلا در این باره حرفی نمی زنیم. چون اینجا دنبال دو کلام حرف حسابیم/ نه حواشی و جاده باقالستان. فلذا ارادت و پوزش یکایکی/ تکاتکی.

رها13مشهد:
(پیامهای معمول کذایی) ماموری خواهش می کنم، توروخدادرج کن! آبجی لاله17مشهد توروخدابه ماموری بگو شمارمو بهت بده! جون من موافقت کن...به خدا دوست خوبی برات میشم....هق هق. هق هق........

شیما 7 7 بلوچستان :
آخ جوون پس شما ر ه تون 02123511هست بهش زنگ می زنم ( الکی مثلا من نمی دونم شماره یک طرفه هست نمیشه)

اسمع 20سرزه سیریک:
ماموری ما واسه همه تبلیغ کنیم پس کی واسه ما تبلیغ کنه ؟؟؟.. پیام نما واقعا مظلومه..مث بچه مثبتا یه گوشه نشسته داره کارشو انجام میده ..اونوقت بایدم همیشه ترس اینو داشته باشیم که قطع نشه یهوو.. ماموری باور کن خیلی ها حتی نمیدونن پشت این دکمه " تی تی ایکس" روی کنترل، دنیای پیام نما وجود داره.. . دیروز واسه کاری رفته بودیم یه دبیرستان دخترانه تو سیریک ، کنجکاو شدم بدونم دیدگاهی داریم اونجا یا نه! وقتی پرسیدم ،به خدا خیلیا حتی نمیدونستن پیام نما یعنی چی و چگونه!!

زهرام:
(پیام اولی) سلام من زهرام ازبهمن سال پیش تاحالادیدگاه می خونم ... راستش ترجیحا سکوت رو انتخاب میکنم چون میگن بیشتر گناهان ادم از زبانشه پس سکوت بهترین کار است ... راستی منم مثل دوستمون فک می کردم دیدگاه هیچ تاثیری روم نداره ولی یه دفعه میبینم طرز تفکرم شده حرفایی که مامور می زنه.....

مامور معذور:
به خدای لامتناهی خطاپوش دستگیر پناه می برم! تو رو خدا انقدر من رو نترسونین/ نلرزونین! نصف شدم! خدایا از دست خودم و خودش به خودت پناه می برم! مددی!

مبینا17همدان:
کتاب”من پیش از تو“رو به یکی از دوستام هدیه دادم برای تولدش و خیلیم خوشحال شدم به یکی دیگه هم”گتسبی بزرگ“رو هدیه دادم ولی کتاب هدیه نگرفتم تاحالا... من اصلا از رادیو خوشم نمیاد با عرض معذرت ولی با تعریف زیاد بچه ها اولین بار رفتم تو برنامه های رادیو..خوبهه!

مومنه 20شهرری:
آفرین!!!! اصلا فکر نمی کردم رادیو اینقدر شنونده داشته باشه، درکنار همه برنامه هایی که بچه ها پیشنهاد کردن واسه گوش کردن منم شنیدن ودیدن رادیو آوا نما رو توصیه میکنم آخه هم آهنگ هاش قشنگه هم تصاویری که نشون میده خیلی خوشگله.

ساناز، آذر72 فومن:
رابطه من با کتاب خوبه. کتاب از موضوع خاصی پیروی میکنه کتاب رو هر زمان و حتی هزاران بار بخونی بازم تازگی داره. فرق کتاب با پیام نما این که از نظرات و دیدگاه افراد مختلف آگاه میشی از اینکه با دوستانی از سراسر کشورت حتی یک بار هم ندیدیشون از طریق پیام نما در ارتباطی جذابه.قطعا بیشتر از پوشاک که نیست ولی کم هم نبوده.قبلا عضو کتابخانه بودم ولی الان متاسفانه نه.

نسیو:
موضوعات این هفته بسیااار عالی هستن.کتاب زیاد خوندم اما تاریخ عضویتم توکتابخونه خیلی وقته تموم شده اما شما تلنگری شدید که برم برای تمدید.برای موضوع دومم نمیدونم داد زدن رفتارناشایست زبانی هست یانه چون عصبانی بشم صدام میره بالا.برنامه های تلویزیون هم چیزی رو نگاه میکنم که ارزش وقت گذاشتن داشته باشه.شادباشید.

نازی 28.اردبیل:
برنامه نگی که نگفتی از شبکه دو بعد ازخبر بیست وسی با اجرای خانم صادقی بسیار عالیه، برنامه زنان قصه ما هم خیلی عالی بود چند وقت پیش ازشبکه پنج دنبالش می کردم خیلی خوب بود... یه برنامه ای روگوشیم نصب کردم که اشعار همه شاعرهامون توش هست وهرکدومو دلم بخواد با یه کلیک میخونم.چندتا کتاب هم توگوشیم دارم کلا خوندن ازروی کتاب رو دوست ندارم کتاب همراه بهتره!

راضیه ازشهرکرد:
من عضودوتا ازکتابخونه های شهرمونم الانم که دارم این پیامومینویسم کتابخونه ام ودارم درس میخونم،کتاب درسی زیاد دارم وپولم زیادخرج کردم واسه کتاب درسی عاما شرمنده ی کتابای غیردرسی ام، ان شالله بعدکنکورحسابی از خجالتشون در میام.

اکرم20:
دبیرستان که بودم عضو کتابخونه شدم گفتن چند هفته دیگه کارتتون به دستتون میرسه.الان چند سالی میگذره اگه کارتی به من داده باشن کور شم اگه دروغ میگم خخخ پارسال یه کتابخونه داشتیم اینجا هیچکس نمیرفت کتاب بگیره،خودمم اصلا نرفتم میدونی چرا، چون کتابخونه رو تو حموم عمومی باز کرده بودن.اونجاهم بزرگ و ترسنااااک.درجریانید که جون آدم مهمتر از کتابه چون اگه یکی میرفت اونجا درجا یه سکته ناقص رو می زد!

خاطره 25 سراب :
پیام نما رو به هر فیلم و برنامه اى ترجیح می دم ، اما برنامه هاى تلویزیونى که دنبال می کنم عبارتند از:
مهد پویا، تام و جرى، خرسهاى محافظ جنگل، مترسک، میگ میگ، بره ناقلا، پلنگ صورتى، نقاشى نقاشى و الى آخر !!! خب چرا اینجورى نگاهم می کنین؟ به لطف داداش کوچولوى 6 ساله ام مجبورم همه اینا رو ببینم می فهمین؟ نه نمی فهمین! مجبوووورم!

رعنا 38 اصفهان:
مامور انقدر این چند روز درگیر امتحانات بچه هام شدم ، که دیدگاه دوشنبه رو همین الان با عجله خوندم.کتابهای درسی پسرم رو از حفظ شدم! از بس باهاش کار کردم،والا ما هم مدرسه می رفتیم کسی نمی دونست ما امتحان چی داریم حالا ما باید کارهای خودمونو با امتحانات بچه ها هماهنگ کنیم که به درسشون لطمه نخوره... انقدر هزینه های زندگی زیاده که پولی برای خرید کتاب نمیمونه.اگه کسی کتاب داشته باشه امانت میگیرم و میخونم که اونم خیلی کم پیش میاد،کتابخونه هم این نزدیکها نیست که عضو بشم.روزنامه و مجله خوبه اما هیچ چیز جای کتاب رو نمی گیره.

رها 14 اردبیل:
ماموری می دونستی یکی از دلایلی که من دیدگاه می خونم چیه؟ وقتی چندتا صفحه خالی بعد تموم شدن صفحه ها میذاری بعد یه چیزی مینویسیا/ خیلی می ذوقم!

جانان:
ما همیشه نیمه خالی لیوان رو می بینیم.به این معنیه که ما دوست داریم فقط بدی هارو پیدا کنیم ... بیاین واسه یک هفته این عادتهای بد زبانی رو ترک کنیم.اگه موفق شدیم، اونوقته که می بینیم چقدر سبکتر هستیم و چقدر زندگی شیرینه!اما اگر نتونستیم از پس این ترک عادت بربیایم،ازکسی گله وشکایت نکنیم که چرا وچرا وچرا؟چون ایراد در یه جای از خود ماست!

الی از اندیمشک:
روباه گفت:آدم هااین حقیقت رافراموش کرده انداماتونبایدفراموشش کنی.توتازنده ای نسبت به آنی که اهلی کرده ای مسئولی.تومسئول گلتی... شازده کوچولوبرای آنکه یادش بماند تکرارکرد:من مسئول گلمم.

مامور معذور:
دوستان و رفقا و همراهان عزیز... الو؟! آماده خب خب این یا نه؟
( مامور بر می گردد! همه کلاه کاسکت و کمربند ایمنی و ماسک شیمیایی! زدن، صدا نمی رسه به گوششون که! زکی)
رفقا، همه شما رو دعوت می کنم اگر دنبال یه حال خوب هستین همگی جمعه ها اذان ظهر، از شبکه پنج، مناجات محشر مولا امیرالمومنین علی علیه السلام رو باهم ببینیم. خیلی التماس دعا. خیلی هم ارادت.
بارالها ... ما خیلی کوچکتر از اونی هستیم که از گستره وجودت بتونیم دور بشیم! معرفت این "دیدگاه" رو هم بهمون بده و فهم و هضم تناقض ها و تضادهای این زندگانی رو بر ما سهل و آسان برگردان... آمین. یا حق!

دنیا پره گرگ جوون/ شکار شامشون نباش
به زخم هات خو کن ولی با گرگ ها هم خون نباش
شیر بزرگ بیشه باش / سمت هر آهویی نرو
تنها بمون اما با هر روباهی همسفره نشو
دنیا پره دوراهیه / نمیشه اشتباه نکرد
کدوم درختی می تونه گل کنه تو پاییزی سرد؟
اما هر آدمی یه جا/ با شادی رو به رو میشه
سپیده از سیاه ترین نقطه شب شرو(ع) میشه
ماییم و این سر نترس دل رو به طوفان ها زدن
ماییم و افتادن به خاک اما دوباره پا شدن
ماییم و این سر نترس دل رو به طوفان ها زدن
ماییم و افتادن به خاک اما دوباره پا شدن
باید بتونی با غمت با زخمهات سر بکنی
دنیا تو مشتته اگه خودت رو باور بکنی
دریا نیازی نداره بزرگیشو ثابت کنه!
هیچ صخره ای نمی تونه رودخونه رو ساکت کنه
پاییز یه وقتا می تونه یه باغو زیباتر کنه
گاهی یه گریه می تونه دنیا رو شعله ور کنه!
پرستو کل عمرشو تو تب و تابه سفره
با پر زخمی پر زدن یه وقتا با شکوه تره!
ماییم و این سر نترس دل رو به طوفان ها زدن
ماییم و افتادن به خاک اما دوباره پا شدن
ماییم و این سر نترس دل رو به طوفان ها زدن
ماییم و افتادن به خاک اما دوباره پا شدن
با صدای رضا صادقی

انتقاد، پیشنهاد و حمایت دررابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)

نظرات   

 
+2 #77 ماریه تونم 1396-10-25 22:18
ماموری اومدم پیش مامانم هم از اون مراقبت میکنم هم از آبجیم...اخه خواهر زاده دار شدم...بععععله
نقل قول
 
 
+1 #76 سیده آرمیتا/مازندرون 1396-10-24 19:11
نقل قول کردن م.م بانو 16 ارومیه:
نه ثروت تا کنون زاییده مردی
نه کاخ و قصر درمان کرده دردی
برو انسانیت را مشتری باش
قضاوت میشود با آنچه کردی.

خیلی خیلی قشنگ بودعزیزم.متشکرم .واقعاهیچ ثروتی بالاترازانسانیت نیست.سربلندباشی م.م جان!
نقل قول
 
 
+10 #75 م.م بانو 16 ارومیه 1396-10-24 14:10
نه ثروت تا کنون زاییده مردی
نه کاخ و قصر درمان کرده دردی
برو انسانیت را مشتری باش
قضاوت میشود با آنچه کردی.
نقل قول
 
 
+2 #74 ب مثل بیتا 1396-10-24 00:05
شب خوششش
و به امید بهترینها و بهترین حال برای همه ی همه ی دیدگاهی ها و شما
:roll: ;-)
نقل قول
 
 
-1 #73 زهره بانو ۱۸ قم 1396-10-23 15:54
نقل قول کردن مهدی:
[quote name="زهره بانو ۱۸ قم"]
سلام شما چرا معذرت بخواید شوخی و توهین زمین تا آسمون فرق میکنه ...شما در جواب شوخی این جمله رو گفتی ولی...در ضمن انتقاد هم با توهین خیلی فرق میکنه!بیای بگی لطفا کمتر در حاشیه باشید و درمورد موضوعات فعال باشید کجا و بیای بگی شما پسرا اعتماد به سقف دارید و از فکرتون استفاده نمیکنید و ابلهید و ....کجا؟!


سلام :-)
خیلی خوشحالم که از حرف من ناراحت نشدید..
دیگه تا همین جاش به من ربط داشت :roll:
ارادت :-)
نقل قول
 
 
+7 #72 ب مثل بیتا 1396-10-23 15:14
طفلی همکارت!
صدا رو بهونه سرما می کنه!
شمام که جوش آوردی... سرما رو حس نکردی!
اوشونم حتما تا الان سرما خورد دیگه!
:-*
:lol:
نقل قول
 
 
+11 #71 باغملکی 1396-10-23 15:13
کتاب های بریان تریسی رو
واقعا دوست دارم ،کتابی از ایشون که درباره
موفقیت بود رو دوسال پیش خوندم
خیلی جملات جالبی داشت ک
به ادم انگیزه تلاش بیشتر میداد
اولین کتابی بود ک هدیه بود..
یادش بخیر خانم دکتر بهم
هدیه داد :-) ;-)
نقل قول
 
 
0 #70 زهره بانو ۱۸ قم 1396-10-23 15:06
نقل قول کردن سخاوت 20تهران:

زهره خانم من از حرف شما و این چیزا ناراحت نشدم من از طرز صحبت کردن اون خانم اعصابم قاطی پاتی شد...


خداروشکر .. :-) :o

نه ینی واسه قسمت اول حرفت خداروشکر :roll: ;-)
ارادت
نقل قول
 
 
+14 #69 درنا 1396-10-23 14:42
در ضمن مأموری راست میگه. خود ما وقتی تو سایت دعوا می شه، آتیش بیار معرکه می شیم، عوض این که صلح بر قرار کنیم. طرفداری می کنیم و این جوری می شه.
نقل قول
 
 
+7 #68 سیده آرمیتا/مازندرون 1396-10-23 13:07
نقل قول کردن لاله 17 مشهد:
آرمیتاجون چقدر دلم برات تنگ شده بود
خوبی آبجی جونم؟
ممنون عزیزم ♥♥
خیلی ذوق کردم بهم گفتی آبجی :roll:
خیییلی دوستت دارم :-)

قربوون دلت نازنینم :-) خواهش می کنم.الحمدلله خوبم لاله جان.انشاالله شماهم سلامت باشی.من هم دوستت دارم آبجی بزرگوارم :-) انشاالله همیشه شادباشی.
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد