By Autson Web Design

علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه شنبه 23 دی ماه

جالب انگیز:
وقتی تاب و تحمل زندگی سخت می شود که آدم به دگرگونی وضعش می اندیشد...
ولی مهمترین و دشوارترین دگرگونی، که دگرگونی در "دیدگاه" خودمان است به ندرت به فکرمان می رسد و به سختی می توانیم این تصمیم را بگیریم!
لودیگ ویتگنشتاین/فرهنگ و ارزش

سلام دیدگاهیان جان
اول هفته ای بسیار پر امید و انرژی رو براتون آرزو می کنیم
به دیدگاه شنبه 23 دی ماه نیز نزول اجلال فرمودین...
بفرمایین !

همراهان سفت بگیر دیدگاهی:
زینب 20 روستای
هاجر 17 زاهدان
المیرا 17 زاهدان
هیوا 18
ووو مریم / روح و روان جوینده

موضوعات و مواضع و مواعظ هفته:
یک) حدس می زنین اولین پیامهاتون به دیدگاه ( از همین شماره تلفن) چی بوده؟ حرف حسابتون الان چیه؟ و اون موقع چی بوده؟ این تغییرات خوبه یا بد؟ علت و دلیلش؟
دو) خود خود شما چقدر آدم چیز نگه دار و قانعی هستین؟ چقدر اهل حرص زدن و تجملات؟ یا اصلا اسمش تجملات نیست؟ شیک و تک بودن و ارزش خود رو دونستن نشونه یه روان سالمه! چه چیزایی رو میشه جایگزین چه چیزایی کرد؟
سه) اگرررر می شد به عقب بر می گردم..... اگررررر می شد به فردا برم ....

طاهره ازکرمانشاه:
مامور تصمیم گرفتم همین یک هفته غیبت روبذارم کنار،اگه تونستم که برای خودم ازاون شکلاتهایی خیلی دوست می دارم می خرم ولی اگه نتوستم قول می دم جررریمه ام یک هفته نخوندن دیدگاه باشه! سخته جریمه اش ،"فقط به خاطرگل روی شما" ماکه به فکرخودمون نیستیم که.

مهتاب 18 کرمانشاه :
متاسفانه خیلى زود قضاوت می کنم و اینکه بعضى وقتا این قضاوت ها باعث می شن که یه تهمت هایى بزنم که خودمم پشیمون بشم حالا اگه این بار بتونم و پا به پاى بچه هاى دیدگاه این عادت ناپسند رو ترک کنم قول می دم به خودم سرسخت دنبال اون رمانى که مدتهاست دنبالشم بگردم و پیداش کنم در غیراین صورت 3 روز برنامه آشپزى می بینم!!!

زینب 20روستایی :
علاقمندان به ترک عادات بد زبان: 4دفترانتخاب کنین دفتراول حفره ها:
صفحه اول بنویس :آیاواقعا می خوای گناهان زبانی روترک کنی ؟ آیاحاضری برای ترک گناه و رسیدن به یه زندگی پرنشاط، سختی ترک گناهان زبانی روتحمل کنی ؟اگه جواب بله هست صفحه بعد رو بانام خداشروع کن صفحه بعد باخط درشت بنویس خدایا بنده ات قصد تغییرداردکمکش کن درجواب خودت بنویس من می تونم درصفحه بعد تاریخ امروز بزن شرح مختصری ازگناهات روبنویس .صفحه بعد هرچیزی که باعث میشه بری سمت گناهان زبانی بنویس صفحه بعد راه حل مثلا :اگه بافلانی بشینم غیبت میکنم پس بهتره تذکربدم یابحث روعوض کنم نشدرفت وامد روکم کنم ...دفتردوم :محاسبه نفس خط کشی کن بنویس تاریخ،صبح ،ظهر،شام ،امتیازیاپاداش وتنبه مثلانمازاول وقت صفحه های بعدی هم همین طور.دفترسوم :آرزوهاهست براخودت اتفاقات روز وروزهای شادی که باترک گناه درپیش داری آرزوهای بزرگت و... دفترچهارم :مکالمه ها.خودت باخودت حرف بزن...


فاطمه تنها:
پیشنهاد من رادیو جوان ساعت 18 برنامه کیلومتر 88.

سیده کوثر عجمى / کوهدشت:
"غیبت" مثل بسیارى از صفات تدریجا به صورت یک بیمارى روانى در میاد، به طورى که غیبت کننده از کار خودش لذت مى بره و از این که پیوسته آبروى این و اون رو بریزه احساس رضا و خشنودى مى کنه که این یکى از مراحل بسیار خطرناک اخلاقى هست این جاست که غیبت کننده باید قبل از هرچیز به درمان انگیزه هاى درونى غیبت بپردازد ؛ انگیزه هایى مثل بخل ، حسد ، کینه توزى ، عداوت و خود برتر بینى. باید از طریق خودسازى و تفکر در عواقب سوء این صفات زشت و نتایج شومى که به بار میاره این آلودگى ها رو از جان و دلمون بشوییم تا بتونیم زبان رو از آلودگى به غیبت باز داریم !

سیده ملورین16گلستون:
خب من که کسی رو با روحیات خودم پیدا نمی کنم...چه کنم؟ ( مامور: خب یه دونه باشی که... و فعلا موش خورده نشو! همین یه دونه هم دیگه تموووم میشه ) رابطه من باکتاب خوووبه خیلی خوب..عاما ازعضو کتابخونه بودن خوشم نمیاد..دوست دارم کتابی که خوندم همیشه در دسترسم باشه..ولی عضوکتابخونه بابامم..یه کتابخونه داره این هواا که تقریباهمشوخونده ولی خیلیاش سالم ونو به نظرمیرسن ومعمولاوقتی نمیفهمیدمشون هدیه میدادمشون این وراونور که مچم گرفته شد بابام گفت کتابایی که گرفتمو بدم و کووو کتاب؟!همه دست دوست وآشناواسه کادوتولد..نتیجشم این که تایه ماااه حق نداشتم ازجلو اتاق بابام رد شم..بد کردم کتابخوانی رودرسطح دوست و آشنا گسترش دادم؟!

فاطمه زهرا 15:
نمی دونم خوبه یا بد ولی اگه شروع به خوندن كتابی كنم،باید با چك و لگد من رو ازش جدا كنی،یعنی سر سفره هم باید بخونم! و گاهی صداها رو هم نمیشنوم كه در این گونه موارد مامانم نمیدونه عصبانی باشه یا خوشحال كه بچش كتاب میخونه!بعد این كه كتاب تموم شد هم تا دو روز بعد تو فكرشم و برا بقیه تعریف میكنم! در كل دلم برا خانوادم سوخت،چه قدر بهشون سخت میگذره!

پرنسس24دی:
من کتابای رمان زیاد دوست دارم ولی حوصله اش رو ندارم بخونم(!) واسه همین میدم زن داداشم می خونه بعدش ازش می خوام که مو به مو واسم تعریف کنه!

مامور معذور:
به به! هم اینک: معنی "زیاد دوست داشتن" هم به کلی در تمامی گردالی المعارف ها: رگ به رگ و رنگ به رنگ شد رفت! ... آره اگه "من و مون" هم کرد، بهش بگو آخه زن داداش( ایشش) من خوبی خودت / همچنین : رشد و تعالی این فکر و اون شعورت رو می خوام! .... باتچکر: یک فروند خوار شووور فرهنگ ساز فرهنگ پرور!

یه بزرگوار مهربون :
یه چیزی بهت بگم من رو می بخشی؟ میگم چون عذاب وجدان داره خفم می کنه! یه چند وقتی بود دیدگاه تازه افتتاح شده بود، من و زن داداشم که خیلییی دوستش دارم یه غیبت بد بد بد در موردت کردیم!!! گفتیم مسؤل این دیدگاه از این بچه پولدارای سوسول و بچه ننه و بی مزه است. الان به خودم می گم از کجا می دونستی تو که این حرف ها رو زدی؟ ولی الان شرمندتم این فکرهای مزخرف رو نمی کنم و به دلم نشستی و ..... به خودم میگم به تو چه ربطی داره! اون وقت ها خوب نمی شناختم حلال کن. بچه بودم و هستم عقلم اون موقع کوچیک بوده این چیزا رو درک نمی کردم چند روزه دارم فکر می کنم بگم بهت خجالت می کشیدم بعد به خودم گفتم وقتی اون حرف ها رو زدی خجالت نکشیدی الان که میخواهی حرف راست رو بگی و حلالیت بطلبی خجالت می کشی؟

فاطمه10آبان:
بهترین روز زندگی شما روزی است که تصمیم بگیرید زندگیتان متعلق به خود شما باشد. نه عذری .نه بهانه ای. نه تکیه به کسی. نه وابستگی،نه سرزنشی...این نعمت مال شماست، سفری شگفت انگیز، و فقط شما مسئول کیفیت آن هستید. آن روز،لحظه ای است که زندگیتان واقعا "آغاز" می شود.


ریحانه18تهران:
اگه کتاب رو می خونیم و می خریم که تو حرفامون الفاظ قلمبه سلمبه به کار ببریم که واقعا بسی جای تاسفه! اما اگه برای بهتر زندگی کردن و بهتر اندیشیدنه : تبریک میگم! شما جزء نیم درصد آدم حسابی های جهان هستید (مامور معذور: مرکز آمار خفن طور کی بودی تو؟ دل و دین و دیدگاهم سیاه شد که مادر) ... به قول مولامون: هنگامی که روایتی را شنیدید آن را بفهمید و عمل کنید نه آنکه بشنوید تا نقل کنید زیرا راویان علم فراوانند ولی عمل کنندگان به آن کم...!

نرگس صانعی18طهرون:
اینکه بوی کتاب روحس کنی خیلی قشنگه. اینکه ورق به ورق کاغذ رولمس کنی قشنگ تره.کلا اینکه کتاب بخونی خوبه. خودم که کتاب غیردرسی زیاد می خونم.

مهدیس 21 مازندران :
کاملا مشخصه که بیشتر هزینه ها برای خوراک و پوشاک میشه تا کتاب. امسال چون خیلیییی مشغله داشتم یچی حول و حوش بیست تا سی کتاب خوندم. یه خاطره فوق العاده بد دارم از کتاب قرض دادن. پنج شیش سال پیش با پول توجیبی هام سالی سه تا کتاب میخریدم که اول دبیرستانم من شیش تا کتاب داشتم دوستم به زورررر کتابامو ازم قرض خواست ( دقیق یادمه که داشتم کتابارو بش میدادم دستم و تمام وجودم میلرزید ) دیگه چشمم کتابامو ندید بهشم که گفتم گفت مامانم کتابارو انداخت! ای خداااا دوستشون داشتم یادش می افتم جیگرم آتیش میگیره... خیلی دوست دارم کتاب هدیه بگیرم ولی همشون برام بدلیجات میگیرن! عطرم نمیگرن که دلم نسوزه بدلیجات آخهههههه!؟

سپیدان بانو 20 / میانه :
درود ... رابطه ام با کتاب قشنگه، نمیگم عالیه یا همیشه می خونم، اکثرا کتاب های مجازی میخونم، کتاب هایی که به صورت فایل تو گوشیم دارم، از اونجایی که بعضی از مباحث روانپزشکی برام جذابه گاها به مطالعه اون ها می پردازم، بیشتر دوست دارم شعر بخونم و صدامو ضبط کنم...

مریم20بروجرد:
نمیدونم بعضیا چطور رمان های تلگرام رو می خونن؟! وسط یکیشون دختر عموم به دادم رسید،یه کتاب رمان بهم داد تازه فهمیدم رمان چیه... متاسفانه برنامه های تلوزیونی خیلی فرق زیادی با پیام بازرگانی ندارن، هر برنامه ای که شروع میشه اول تبلیغات می کنن بعد میرن سر اصل مطلب، حتی برنامه عموپورنگ.

فاطمه(خانوم خاص):
یه کار خوبی در راستای کتابخوانی که می تونیم انجام بدیم اینه که نسخه کتاب رو که قابل نصب کردن روی گوشیه بگیریم،شاید بگین: دهکی! ورق زدن کتاب یه حس و حال دیگه داره ولی معلوم نیست چندتا درخت قطع می شن! ... برای فرزندانتان لالایی نخوانید تا بخوابند/ کتاب بخوانید تا بیدار شوند! دکتر علی شریعتی ... خوشبخت کسی است که به یکی از این دو چیز دسترسی داشته باشد :کتاب خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند : از ویکتورهوگو.

اسرا17نقده:
درسته کتاب خوندن خیلی کار خوبیه ولی به شرطی که اون کتاب مفید باشه و روت تاثیر مثبت بذاره نه هر چرت و پرتی که معلوم نیست منظور نویسنده چیه!

پوریا _16 یاسوج:
هزینه ای که بابت خرید کتاب می پردازیم به مراتب پایین تر از هزینه هاییست که در آینده بابت نخواندن آن پرداخت خواهیم کرد.

هانیه نوش آباد ( پروازی ) :
(پیام دومی ) بنده از شبکه دوووو بگیر تا نسیم و آی فیلم و . . . اغلب برنامه ها رو می بینم . کلا من یا خوابم یا دارم تلویزیون می بینم یاااا پیام نما می خونم.

مامور معذور:
تعداد "یا " هات زیاد شدن ها ... ولی ما به هرحال ممنونیم که همه رو نگفتی و خلاصه اش کردی!

مهسا حیدری 9 بهمن :
من یه بار شاگرد اول که شدم بهم کتاب هدیه دادن ولی کتاب شعر بود منم زیاد اهل شعر خوندن نیستم دادمش به کتابخونه... فرق پیام نما با کتاب اینه که وقتی کتاب میخونی ورقه هاشو لمس میکنی ولی وقتی پیام نما میخونی دکمه کنترل رو خخخ! تفاوت ازین شفاف تر داریم؟ ... یه بار سرکلاس گفتم بچه ها کسی هس باشگاه بخونه؟ همه اول یه دل سیرررر خندیدن بعدا گفتن باشگاهو نمیخونن باشگاه رو می رن! فلذا منده متوجه شدم اینا کمپلت تعطیلن و سپس سکوت کردم که این سکوت منطقی تره...

هاجر/ 17 / زاهدان:
همه ما می دونیم که کتابها دارای آموزه های علمی هستند وما به دلیل عدم مطالعه عقب ترازچیزی که باید باشیم افتادیم. " اقرا" اولین کلمه ای بودکه نازل شد، درواقع خداوندقدرت علم رونشون مون میده که مانسبت بهش خیلی بی توجهیم... مردم غرب ازوقت شون به بهترین وجه استفاده می کنن وکم ترکسی پیدا میشه که بدون کتاب توی اتوبوس ومترو...نشسته باشه!ولی امثال ما برای علم ارزش قائل نیستیم وعلم اینجا فقط یک برگه و مدرک شده و برنامه وهدف درستی نداریم... درقرآن کلمه علیم224باروعلم375بارذکرشده.ما اصلا تو فکرتحقیقات علمی وعملی نیستیم.

المیرا/17/ زاهدان:
هریک ازمایک جامعه روتشکیل می دیم.اگرهرکدوم ازما ازخودمون شروع کنیم!! و دیگه غیبت نکنیم،دروغ نزنیم،قوانین راهنماو رانندگی رو رعایت کنیم،آشغال نریزیم ،...و فقط نگیم بایک گل بهارنمیشه. به نظرمن اگه کسی می خوادجامعه اش رو تغییربده باید اول ازخودش و خونواده اش شروع کنه. پس همه مون باید دست در دست هم بدیم تاجامعه ای خوب داشته باشیم.

هیوا 18 :
همین ده دقیقه پیش موقعیتی بود که می تونستم دروغ بگم ولی نگفتم ! یادته یه بار گفتی "چه آرامشی داره خودت باشی"؟ انصافا چقدرم لایک گرفتی شیطون! حالا دارم فکر می کنم که دروغ گفتن من رو از خودم دور می کنه و اونوقت دیگه حالم خوب نیست . ضمنا من هیچوقت نخواستم توی همچین تصمیم هایی واسه خودم جایزه و تنبیه بذارم ، اونجوری حس می کنم بیشتر فکرم به تنبیه و جایزه است و از انجام ندادن اون کار بد لذتی نمی برم. پس خود لذت درونمون رو عشقه!

مهدیه 19:
خب راجع به موضوع اول من عاشق کتابم فرقش رو نمی دونم. راستش پارسال حدودا 400 هزارتومن کتاب خریدم که 12جلدش هری پاتر بود. الانم داشتم به مامانم می گفتم کتاب می خوام . گفت: دیگه بچسب به درسات!

زهره76:
عضویت جامع کتابخونه یازده هزارتومن؟!! ... من که یه ماه پیش ثبت نام کردم چهارهزارتومن!

درنا:
ولی کتابخونه ی مرکزی تبریز واسه عضویت و تمدید 6 هزار تومن می گیره، البته اگه روز کتاب این کار رو بکنی، پول نمی گیرن. ولی اینم بگم یه بار از بوفه اش فلافل خریدم، خوشمزه بود. خخخخ. ارزش عضو شدن رو داره، فلافلاش خوشمزه ان. خخخ. (خواستم نمک بپاشم یکم)

مامور معذور:
آخ زخمم! آخ چشمم!

سیدعلیرضاموسوی19مشهد:
آبجی محیا بله شمادرست میگی یکی ازاقوام خودمون توالمپیاداقتصادرتبه دوم رودرجهان آورده والآن گچ کاری میکنه..اصلاهمین خانوم نصیبه حیدری شمادرجریانی این خانوم الان داره خیاطی میکنه؟مشکل ماداشتن مدرک عالیه نیست مشکل اینه ک باداشتن بهترین مدرک هم هیچکاره ایم.

نغمه رفسنجون :
مامور، یکی از بهترین دکترای رفسنجون، افغانی هستن، خیلی هم کارشون درسته دمشونم گررم.

معصومه 16 از همدان :
من کتابای زیادی خوندم از روانشناسی گرفته تا شعر و رمان! اما الان که با خودم فکر کردم دیدم پیش خدای خودم شرمنده م چون قرآن رو یه بارم ختم نکردم؛ ولی میخوام خوندنش روشروع کنم حتی شده روزی با یه صفحه! راستی کنترل زبان بازی جالبی به نظر میرسه برای امتحان کردن اراده و کنترل نفس پس منم هستم! از همین الان بسم الله!

راضیه ازشهرکرد:
می خوام به اونایی که میگن پول اضافی ندارن بدن جای کتاب بگم هممون بزرگترین،آرامش بخش ترین وآموزنده ترین کتاب رو داریم،چه کتابی بهتراز کتابیه که نویسندش اون کتاب رو واسه شخص شخیص خود خودت نوشته؟ ،کتابی که نویسنده اش داناترینه،چه کتابی بهترازکتابی که نویسندش خالقته؟!

نیلوفر 14 قم:
ماموری شرمندت شدم می دونی چرا نوشتم نیلوفری؟ آخه گفتم کسی حرف یه 14 ساله رو قبول نمی کنه و ........ بازم ببشین.

مامور معذور:
به راستی چه بسیار مموشکی هایی که نغز و پر مغز سخن رانند و چه پرشمار خرسهای گنده له ای که "خروش خموشی شان" بر همگان شیرین تر از قند و نباته/ شکلاته/ آبنباته! شله/ شله! اهممم ... فلذا : بار الها ما را در بند اسارت "نام و نان" مان "فرو" مگذار، بگذار یوخده "فرا" برویم خب... و بیشتر تر قد بکشیممممممم! آخ ملاااااجم! مادرررر! ( الکی مثلا من هی یوخده یوخده رشد و تعالی داشتم!)

نازنین ازخوزستان:
کتاب هدیه دادم و مامانم همیشه میگه باید به کتاب احترام گذاشت. میگه وقتی به معلمت که چیزی رو یادت میده احترام میذاری به کتاب باید صدبرابراحترام گذاشت.خواهرام فقط رمان میخونن واین اصلا درست نیست.جاهای آروم مثل باغ مکان های سرسبز به همراه موسیقی کلاسیک جون میده واسه کتاب خوندن.ما هر چقدر هم که بخونیم ولی بازهم یکی از هزاران چیز دنیا رو نمیدونیم در واقع هرکلمه ازکتاب خودش یه کتاب دیگه هست.بچه ها کتاب "همه به جهنم میروندحتی..!"رو از دست ندید.ماموری شبکه چهار شبکه مورد علاقه من هستش.پس لطفا شوخی نکنید باهاش که شوخی نداریم باهاتون. برنامه چارکتاب / ساعت بیست .

فاطمه رستاقی نیا:
"موری جون" این شبکه چهار خیلی مظلومه هاااا، من که از روزی که باشگاه هم اندیشان جمع شده.دیگه اصلا نگاش نکردم ردش میکنم اون وقت هام فقط به خاطر هم اندیشان بود.

زهرا 17 بیرجند:
گفتگوی روابط عمومی شبکه چهار با شما خیلی خنده دار بود...خخخ..تازه بچه ام خیلی رعایت حالتون رو کرد و شما رو با عکسای کارت ملی تون تهدید نکرد...والا..عکس کارت ملی من مثل اینه که یه ماهیتابه رو صاف کوبوندن توی صورتم...کوبوندن نه ها، کوووبوووندنننننن!

صدیقه 33معلم:
من یه تنه سهم کتابخونی خانواده و شهر رو به دوش میکشم همه جور کتابی میخونم و میخرم و امانت میگیرم ، یه دوره خواستم لذت و سرگرمی بهتری پیدا کنم دور شم از کتابهام رفتم نشد برگشتم تشنه تر از قبل ،خدایا اعتدالم ارزوست در همه امور.

رضا 19 لرستان :
داد نزن ، دود هوا نکن ، از تکه چوب های اطرافت قایق نساز... کتاب تنها نجات دهنده ی تو از جزیره ی تنهایی است!

سعید 27 ابهر :
صادقانه بگم هرچی هدیه بدم کتاب هدیه نمی دم ! دلم نمیاد کتاب خیلی خوبه خیلیییی! ... داداشا و آبجیای عزیز کتابهای استادمطهری و استاد شریعتی فوق العاده اند ، مطالعه کتابهای این دو استاد بزرگ را فراموش نکنیم. کلام انعکاس فکر است و گفتار آدمی از اندیشه او نشأت می گیرد ، آگاهی از تفکر و اطلاع از انسجام فکری و وضعیت روانی هر فرد از طریق بررسی سخنان وی امکان پذیر می گردد. مطالعه گفتار فرد مورد معاینه، از معمولی ترین شیوه های روان شناختی به شمار می آید و روان شناسان و روان پزشکان هنوز در انتخاب روشهای روان شناختی به این حقیقت توجه دارند که: سر من از ناله من دور نیست / لیگ چشم و گوش را آن نور نیست! / مولوی آغاز مثنوی... چه جالب ! ابجی اکرم 20 تو روستای ما حمام عمومی که بسته شد، کتابخونه شد! تغیر کاربری دادند، خیلی باحاله ، خخخخ.

ترلان 18جیرفت:
می خوام عضو کتابخونه بشم ولی نمی دونم کجا باید برم و چه چیز هایی لازم هست که ببرم؟!

مامور معذور:
واقعا سوال به جا و خیلی خاصی پرسیدی... بهههله! اولین حمام عمومی محل ... وانگاه : لنگ و لیف و سنگ پا و غیره و غیره! ( فقط شامپو رو با خودت نبرررر / می خوام بابت سوال دقیقت/ بریزم توی حلقومم ، به یاری حق بره توی گوش و مخم که راحت شمممم / بلکه حباب حباب بشم بترکم آروم بگیرم!)

نگین17،ایلام:
ماموری من منظورم این نبود که بخوام خودم رو توجیح کنم ....

مامور معذور:
نکن . توجیح نکن! نکن تو رو خدا توجیه! آخه : من یه حبابم / آرزو دارم! / تو پودرم کنی!

نگین17،ایلام:
ماموری یه زلزله ساعت11اومد وحشتناک جوری که کل خونه صدا می داد! بعد مامان داشت با خاله از اراک حرف میزد که من جیغ بنفش کشیدم مامان هم با من جیغ خاله هم پشت تلفن با ما جیغ می زد!!

آوا چگنی20 خرم آباد:
بله کتاب می خونم و تعریف از خود نباشه خیلی هم می خونم. البته مدتی میشه که بخاطر امتحانات اصلا وقت نکردم مطالعه کنم . کلا خیلی دلم میخواد به روز باشم وقتی دارم با کسی که بیشتر از من میدونه مکالمه میکنم کم نیارم یا حداقل اون شخص احساس کنه گفتگوی مثبتی با من داشته . نمیدونم این درسته یا نه ولی بهش اعتقاد دارم . ماهی حداقل دوتا کتاب میخرم , موضوعشم بیشتر رمان , تاریخ و روانشناسی و مخصوووصا کتاب شعر . اشعار مولانا و حافظ رو عاشقانه دوست دارم و بارها خوندم . بنظرم با این فرهنگ و تاریخ پر پیمون خداروشکر که ایرانیم.

عاطیناز 22:
اگرررر: یه مشت عاشق توی دیدگاه جمع شدیم! پس چرا سرانه مطالعه انقدر پایینه؟

سپیده/22/شهرقدس:
آها یادم رفت بگم ازشبکه چهار: "منبع موثق" هم نگاه می کنم با اجرای رضارفیع، یوخده طنزه جالبه لهجه آقای رفیعیم شیرینه،یه برنامه ایم اجرامی کردبه نام "قند پهلو" اوخی دوست داشتم. خواندن کتاب برای بار اول،آشنا شدن با یک دوست جدید است،ومطالعه مجدد آن به منزله ملاقات یک دوست قدیمی است."شکسپیر"

فاطمه 21 تبریز :
مدت کوتاهیه اعتماد به نفسم دچار ضعف شده و به قوت قبل نیست از طرفی وقتی تو باشگاه شما یا دوستان می گفتین از اهداف و احساسات بنویسین نمی دونستم دقیقا یعنی چی امروز که رفتم نمایشگاه کتاب در مورد این دو مشکلم که تا حدودی چند وقته ذهنم رو درگیر کردن کتاب انتخاب کردم کتاب شهامت از دبی فورد و کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد از هنریت کلاوسر پنجاه درصد تخفیف داشت و فقط شونزده تومن هزینه کردم کتاب های غیرروانشناسی رو می تونم امانت بگیرم و بخونم و اونایی که واقعا تاثیرگذار باشن رو بخرم . اما کتاب های روانشناسی باید مال خودم باشه تا چندین بار بخونمشون ، به موضوعاتشون فکر کنم و عمل کنم تا ازشون نتیجه بگیرم .

گلی بانو از کوهبنان:
خیلی دلم میخاد کتاب بخونم مخصوصا کتابای روانشناسی ولی مامان بابا پول برا خریدن کتاب رو دور ریختن پول میدونن البته ب جز کتابا کمک درسی. حتی مامانم حاضرنمیشه کتابخونه عضوم کنه از نظر مالی مشکلی نداریم کلا فکرش اینه ک تو کتابا چرتوپرت نوشته شده. این روزا حالم داغونه خیلی دوسدارم کتاب بخونم سرگرم شم چیزی یادبگیرم ولی مامان جان بدجور مخالفه.با کتاب پدر کشتگی داره.

منیره/18/کلاله:
سلام ماموری خداقوت.برنامه های مفیدی که من از رادیوجوان گوش می کنم و شنیدنشون روبه بچه ها توصیه می کنم ایناهستند. اگرکارهای روزمره فرصت کتاب خوانی رو ازتون گرفته شنبه تا چهارشنبه برنامه "کاوشگر" یه برنامه علمی با اجرای سیاوش عقدایی از ساعت9صبح تا حوالی10را ازدست ندین ... ویا اگر دنبال برنامه ادبی،فرهنگی و هنری هستین شنبه تا چهارشنبه از پونزده تا پونزده و سی برنامه "عصرمن" روباز هم با اجرای سیاوش عقدایی بشنوید. "رایوجوان پرمخاطب ترین شبکه ی رادیویی! "

مبینا17همدان:
وای آخر شبی اومدم از درس خلاص شم یکم رادیو گوش بدم/ الان رادیو جوان هم داره راجع به امتحانا میگه!اه شانسم ندارم من! ... عه؟دیدی چی شد؟! کتاب شازده کوچولورو چند ماهه دادم دوستم لامروت! نداده بهم..اوه اوه برم پیام بدم بگم بیاااار خخخ خوب شد یادم انداختی!

ستاره 19 الشتر:
ماموری سایت دیدگاه هم خوندم. اگر ناراحت نشید و نشن، یک هزارم دیدگاهی که توی تلویزیون می بینیم جذاب نیس برام. پس نظر می دم چون زیاد خوشم نیومد، ببخشید.

فوزی دخترکوردسرپلذهاب:
شعر آخردیدگاه واقعا عالی بود. توی دفترخاطراتم نوشتمش. واقعا دست مریزادماموری جون. به خصوص این قسمتش: ماییم و این سرنترس/دل رو به طوفان ها زدن/ ماییم و افتادن به خاک اما دوباره پاشدن/ خیلی جالب بود.

فقط درد و دل بود:
سلام مامورجان چه شعری درج کردی!چه شعری! بالاخره اشک منم درآوردی! همیشه فقط بغض بود و بغض...اما این بار نه! شعرانتهارو می گم!...مامورجان یه تصمیم وحشتناک مهم وسخت گرفتم!خیلی سخته...خیلی سخت... دلم یه کم آروم گرفت ازگفتنش... فقط درج نشه چون فقط یه درد دل بود.

زهرا27 همدان:
ماموری جالب انگیز چهارشنبه به من ربط داره واقعا خسته ام آنقدرغرق گذشته ام شدم به فکرآینده و زندگی خودم نیستم... مامورجونم مناجات حضرت علی (ع) رو توی گوشیم دانلودکردم هروقت گوش می کنم یک ساعت گریه می کنم و آروم می شم.

زهرا به توان 2 :
شخصیت هر کسی در نوع گفتار و طرز حرف زدن اون فرده. به فرموده مولا علی (ع): هر فردی زیر زبان خود پنهان شده است. کسی بدی دیگری رو بازگوکنه نشان دهنده شخصیت خودشه. خوبی ها رو بگه نشان از خوبی و خوش رفتاری خودشه.

نازی 28.اردبیل:
یه عادت بد زبانی که دارم دقیق نمی دونم اسمش چیه؟ ولی کسی یه اشتباهی بکنه هزار بار اشتباهش رو تو کلامم بهش یادآوری می کنم و هی میگم و هی میگم. آخر سر طرف میگه: غلط کردم دیگه نگو!!! ولی به هیچ عنوان حاضرنیستم ترکش کنم! کلا پیشبرد کارم با یادآوری اشتباهات طرف و نشون دادن راه از چاهه! می دونم کارم اشتباهه ولی خودم دانم وصاحب مجلس واونی که مخاطبمه و آزارش می دم و بعد میاد دست بوسی که تو متوجهم کردی! بازخورد مهمه وگرنه شاید خیلیا از رفتارو منشم اولهاش رنجیده خاطرشدن! اینو می ذارم اول لیست تو فرصت مناسب شاید به ترک کردنش فکرکنم ولی الان نه!خو چیه فعلا برنامه دارم برای چزوندن چند نفر!!! اصلا به تو چه مأموری تو مسائل خصوصی من و زبانم دخالت نکن!

مریم 19 دانشجوی روانشناسی:
پشت بیشتر گناه های زبان یه نوع خشم فرو خورده وجود داره! اینا مکانیزم منفی هستن که ضرر هایی هم دارن مثلا: توی دروغ همه اش اضطراب داریم که نکنه فاش بشه. باید حواسم باشه تو چه موقعیت هایی دروغ می گم؟ قبلا چیا گفتم؟... بهتره به جاش چیکار کنم که کمتر ضرر داشته باشه؟ و مهارت های ارتباطی درست چیا هستن؟ ... خودم چند وقتیه دارم تمرین می کنم پیش داوری نکنم. یا حداقل عینی تر با واقعیت برخورد کنم. خدا رو شکر تا حد خوبی موفق بودم. آرامش بیشتری هم دارم... آینده یه تصویر مبهمه که کسی کاملا نمی تونه تضمینش کنه.همیشه یه جمله ای رو به خودم میگم قبل از این که دیگران ردت کنند به خودت نه نگو.با تلاش و توکل به خداوند یاری رسان همه چیز قابل حله.

مامور معذور:
حتما می دونین عزیزایی که مبتلا به بیماری قند هستن وقتی عصبی و استرسی می شن، قندشون هم سربعا می ره بالا... یکی از عزیزانم متاسفانه بیماری قند داره... رفته بود پیش پزشک نه روانشناس یا روانپزشک ها ( اینش جالبه) بعد دکترجان بهش گفته بود: شما سعی کن درباره هیچ چیزی حدس نزنی! پیش داوری نکنی! پیش بینی نکنی! کلی از مسایل بیماری قندت هموار میشه!

علی17رشت معماری:
هیچ وقت توقع نداشته باش دیروزت مثل فردایت باشد و فردایت مثل دیروزت!(از امروز لذت ببر)

درج نکنی ها:
رفیق یادته چند وقت پیش بهت گفتم برای..... (یکی دیگه/ نه خودش) نذرکردم که ........ برای سه تابچه لباس بخرم امروزتصمیم گرفتم برم لباسها رو بخرم بعد ازظهر وقتم آزاده، هم یه پولی ازاون وقت پس اندازکردم هم دستم هست. می دونم تاعید مونده اما راستش می ترسم پولم روخرج کنم دیگه نتونم تا اون موقع پس اندازکنم. بچه هاروهم انتخاب کردم دوتا پسر یه دختر.درج نکنی ها.

شانلی21اردبیل :
من این حرفهاحالیم نیست روزتولدم بایدددد تودیگاه برام جشن بگیری! پس چرا تولد خوده دیدگاه روجشن گرفتی؟ مدیونی فکرکنی حتی به دیدگاه هم حسودی می کنم ... دادا سامان یه چی بهت یاد می دم انجام بدی! دیگه ازت عطر نمی خوان! هر وقت یکی ازت عطرخواست یا از عطرت استفاده کرد، بهش بوگو: ای وای من! مگه نمی دونی عطر جدایی می یاره؟ ( مامور معذور: چشم و دلم روشن! به به! وسط حضرت دیدگاه و دولوغگویی؟ اونم وسط شب تاریک؟ اون سیخ داغ رو بیار / کباب ببر! / بعدشم طرف نمی گه اگه بده چرا خودت می زنی پرفسور؟!) می دونی مردم حرفهای خرافی رو زود باور می کنن! امتحان شده / روغن خالص مار/ صد درصد گیاهی. شما کیفیت را ازما بخواهید. مام پول رو از شما می خوایم!

سامان 18 عجبشیر:
من احساس می كنم جدیدا دیدگاه تو اوتوبوس برگزار(!) میشه! همون كلاس بهتر بودا ... همش ترمز میكنه مامور. آقققققا من تو این شرایط دیدگاه دیگه آرامش ندارم کهههه .... من ته كلاسم رو موووخوام.

مامور معذور:
خب خب خب !
( دیدگاهی ها خیز سه ثانیه می روند / چند نفر موضع دفاعی می گیرند! ... چه کلاه کاسکت هایی که با هم زلف گره می زنند!)
عاماااا ... مامور هرهر کنان، بی ترمزگرفتن ، همچنان می خروشد و قام قام می کند و می گازد و زیر لب دوغ گازدار را بی دست انداز شش بار می تکرارد!

لاله 17 مشهد :
ماموری اون شاعری که کلید قلب و روح و روان من رو داره فریدون مشیری هستش که شما انگار(!) خیلی کم شعرهاشون رو دوست داری و کم ازش میگی! ... همون که میگه: گر نکوبی شیشه غم را به سنگ/ هفت رنگش می شود هفتاد رنگ! ... بیرون ز تو نیست هر انچه در عالم هست از خود بطلب هر انچه خواهی که تویی! معجزه ی زندگی خودت باش! ... با این زبون میشه مسخره کرد! با همین زبون میشه روحیه داد.. با این زبون میشه ایراد گرفت. با همین زبون میشه تعریف کرد! با این زبون میشه دل شکست. با همین زبون میشه دلداری داد! با این زبون میشه آبرو برد. با همین زبون میشه آبرو خرید! با این زبون میشه آتش زد با همین زبون میشه آتشی رو خاموش کرد!

نرگس15شهریار:
رابطه ام با کتاب خیلی خوبه. خیلی کتاب دوست دارم، آررره! فرقش اینه که هرموقع کتاب دستم می گیرم تمام خستگی های دنیا میاد تو بدن من و خوابم می گیره! اما وقتی پیام نما می خونم خیلی سرحال و پر انرژی ام. متأسفانه هزینه ای برای کتاب نمی دم چون مامانم معتقده من کتاب بخون نیستم که نیستم! اما من خیلی کتاب دوست دارم.عضو کتابخونه مدرسمون هستم، اطلاعات خودم رو بیشتر از اینترنت کسب می کنم. چندبار کتاب داستان به دختردایی هام هدیه دادم.3،4تا هم کتاب هدیه دادن بهم. برای یک هفته حاضرم فحش (!) دادن رو ترک کنم آخه وقتی عصبانی بشم کنترل زبونم از دستم خارج میشه و...

محمدم 8 آبانى:
برنامه بروز که در مورد فناورى و گجت هاى بروز دنیا هست شبکه 3 جمعه ها ساعت 13 ببینید مستند هاى علمى و تکنولوژى روز دنیا رو کاش رییس صدا و سیما بهش توجه کنه و بیشتر پخش بشه مستند استارت در مورد آزمایش ماشین هاى دنیا هست جمعه ها شبکه مستند ساعت 22 میتونید ببینید، مستند خانه هاى سبز هم قشنگ بود مهندسى سازه رو تو اروپا نشون میداد کاش دوباره پخش بشه.

زهرا 17 اصفان:
ترک گناه زبانی،مستلزم اینه که در مرحله ی اول خودت متوجه بشی اون کار ناپسند رو انجام دادی.دروغ گفتی،غیبت کردی...وقتی انقدر راحت این کارها رو انجام دادیم که دیگه اصلا به حسابمون نمیان؟ فرمودن: "حاسبوا قبل ان تحاسبوا " و شبا به حساب کارایی که در طول روز انجام دادید،برسید. خب من یا اصلا متوجه نشدم لا به لای حرفام غیبت هم بوده، تلخی و کنایه هم بوده، یا یادم نمونده! چه باید کرد؟

محدثه بچه اراک:
همیشه تو ذهنم یه آدم نترس بودم. آدمی که از مرگ نمیترسه. اما انگار این فقط تلقین های ذهنی من بوده! دیشب یه سوال برام پیش اومد! آیا من آماده رفتن هستم؟ به جوابشم رسیدم، نه نیستم چون هنوز توشه ای برای اون ور ندارم. زلزله تلنگر خوبی بود.

سحر16زنجان:
الآن که داشتم دیدگاه رومیخوندم به این نتیجه رسیدم که مادیدگاهی خودمون اگه کمرهمت ببندیم میتونیم سرانه مطالعه رو راست و ریس کنیم!!

خاطره 25 سراب :
سلام، خوبى مامورى؟ دیشب پیش مامان بزرگم مونده بودم مسواکم رو زدم گذاشتمش روی یخچال ، الان که رفتم دیدم در خمیر دندون بازه ! مسواکم هم خیس !!! پس با توجه به موقعیت و تحقیقات بنده نتیجه مى گیریم که مامان بزرگ دندوناى مصنوعیش رو با مسواک من شسته ! وااااااااى خداااااى من، به روش نمیارم چون میدونم ناراحت میشه، بیچاره خیلى وقته می گفت: باید دندونام رو بشورم خمیر دندون ندارم!

زینب17گرگان:
ماموری یه چیزی بگم؟ راستش من چندشم میشه کتابی رو که یکی دیگه خونده رو بخونم! نمیدونم چرا! تاحالا به کسی نگفتم...

سیمرغ16الشتر:
انسان های بزرگ قدبلندی ندارند جثه بزرگی ندارند پول زیادی ندارند آنها قلب بزرگی دارند!

مائده دوجی :
شکسپیر می گوید به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن!

مامور معذور:
چیزه! می گن این جمله رو گلفروشی سر کوچه ویلیام جون به نقل از ایشون رواج داده که: آررره جونم! مرحوم هر وقت از اینجا رد می شد با یه حالی این رو می گفت و در افق مثل "پودرشوندگان" می خرامید و می خزید و می رفت! ... آخه بازاری ها می دونن: "سرمایه در گردش" پول خیلی بیشتر سود می ده تا سرمایه در "خوابش" مایه تیله/ هی هی! ... فلذا نقل است که: سیلی نقد / به (بهتر) از حلوای نسیه! ( یه پرانتز و جمله حاشیه ای: ببینین قدیما وضع چی بوده که مثال اعیونی/ لاکچری شون "حلوا" بوده! ملت، نون نداشتن بخورن. درباره لباس پلوخوری هم که قبلا گفتم!)

خلاصه خدایا سرمایه در گردش که فدای سرم و سرش! محبت در گردش دلامون... شله! شله/ بیشتر و بیشترش کن! آسیاب تندرش کن! ... چو بر گورم بخواهی بوسه دادن/ رخم را بوسه ده کاکنون همانیم!) از مولوی! فقط لطفا خیس مالی نباشه! مور مورم میشه ها ! اه!

رفقای عزیز
فعلا شما رو به خدای بزرگ می سپرم
تا یه دیدگاه و یه دیدگاه جماعت دیگه
خودش رو کنترل کنین/ ازش مراقبت کنین
بهش جایزه بدین و دوستش داشته باشین که:
عشق به خویشتن خویش هم از اوجب واجباته! / دلم زیر نگاته! / انگاری نه آقاته؟! / تا صبح همین بساطه؟ / اوه اوه : چه قاط قاطه!

دمتون گرم
... و ممد حیات
و باز دمتون هم که لاجرم: مفرح ذات!
یا حق...

ای دل، تو در این واقعه دمسازی کن
وی جان، به موافقت سراندازی کن
ای صبر، تو پای غم نداری بگریز
ای عقل، تو کودکی برو بازی کن!!

رباعیات دیوان شمس/ مولوی

انتقاد، پیشنهاد و حمایت دررابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)
 


نظرات   

 
+4 #91 مهسا حیدری 17 ورامین 1396-10-26 12:15
نقل قول کردن هیله خسرجی۲۱ از شوش:
نقل قول کردن مهسا حیدری 17 ورامین:
بچه ها یه گربه تو حیاطمون هس همه چیزخواره!! بخدا داش ماکارونی میخورد!! اخه گربه و ماکارونی :o :o
ما هم سه تا گربه تو حیاطمون داریم به جون خودم هر چی گیر بیارن میخورن
یه بارم دیدم یکیشون گوووجه میخورد :lol: :lol:

عه پس طبیعیه اخه از اونروز تا حالا چشام همینجوررر باز مونده
نقل قول
 
 
+6 #90 مهسا حیدری 17 ورامین 1396-10-26 09:49
نقل قول کردن ماریه تونم:
خیلی حس خوبی دارما ماموری جونم....آخه من اولین باره خاله شدن رو تجربه میکنم....دعا کنین داداشم مزدوج بشن تا عمه نیز شوم....خخخ

خوشبحالت من که هیچوقت خاله نمیشم :cry:
نقل قول
 
 
+1 #89 هیله خسرجی۲۱ از شوش 1396-10-26 09:18
نقل قول کردن ماریه تونم:
خیلی حس خوبی دارما ماموری جونم....آخه من اولین باره خاله شدن رو تجربه میکنم....دعا کنین داداشم مزدوج بشن تا عمه نیز شوم....خخخ

قدم نو رسیده مباررررک ماریه جان :roll:
آره واقعا عمه شدن و خاله شدن خیلی حس خوبیه من که دوتا خواهر زاده دارم و یه دونه برادر زاده که جوووووونم به جون این سه تا وروجک بسته است
نقل قول
 
 
+1 #88 ماریه تونم 1396-10-25 22:45
خیلی حس خوبی دارما ماموری جونم....آخه من اولین باره خاله شدن رو تجربه میکنم....دعا کنین داداشم مزدوج بشن تا عمه نیز شوم....خخخ
نقل قول
 
 
+1 #87 باغملکی 1396-10-25 18:38
باهاتون قهرم ، چرا هیشکی
امروز تولد منو تبریک نگفت :cry: ،
واقعا نمیدونم چرا کسی امروز تبریک نگفت
....اهان اصلا امروز تولدم نبود. :P :-)
خخخخخ
نقل قول
 
 
+1 #86 هیله خسرجی۲۱ از شوش 1396-10-25 17:27
راستی ماموری همشهری و هم باشگاهیم نجمه منصوری بلاخره منو پیدا کرد اصن از جایی که حتی فکرشم نمیکردم پیدام کرد البته هنوز همدیگه رو ندیدیم ولی با هم در ارتباطیم
خیلی حس خوبیه اینکه با هم باشگاهیت در ارطبات باشی ;-) :roll:
نقل قول
 
 
+3 #85 هیله خسرجی۲۱ از شوش 1396-10-25 17:19
ممنونم از دوستان عزیزم درنا ، آرمیتا ، غزل ،
مهسا ووو زهره بانو که تولدم رو تبریک گفتن :roll: :roll: خیلی ذوقیدم به قول درنا
ممنونات و تشکرات :lol: :lol:
نقل قول
 
 
+1 #84 هیله خسرجی۲۱ از شوش 1396-10-25 17:11
نقل قول کردن مهسا حیدری 17 ورامین:
بچه ها یه گربه تو حیاطمون هس همه چیزخواره!! بخدا داش ماکارونی میخورد!! اخه گربه و ماکارونی :o :o
ما هم سه تا گربه تو حیاطمون داریم به جون خودم هر چی گیر بیارن میخورن
یه بارم دیدم یکیشون گوووجه میخورد :lol: :lol:
نقل قول
 
 
+3 #83 فاطمه۲۰ایرانی 1396-10-25 17:04
سلام خدا قوت :-)
زهرا خانم و هیله خانم و همه‌ی هم باشگاهی‌های زمستونی تولدتون مبارک.ان‌شاءالل ه در پناه خدا خوشبخت و عاقبت بخیر بشید.همیشه عشق باشد،همیشه برکت.یا علی
نقل قول
 
 
+5 #82 لاله 17 مشهد 1396-10-25 16:57
آرمیتاجون ممنون عزیزم لطف داری..
ان شالله با دعاهای شما :-)
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد