• slide-0.jpg
  • slide-2.jpg
علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه شنبه 14 بهمن

جالب انگیز:
بزرگ ترین خیانتی که می توانی در حق کسی کنی این است که او را در یک امیدِ نشدنی و محال ، حبس اش کنی و بگذاری انتظار بکشد!
ژان فرانسوا لیوتار

ضمن عرض "س" و الف و الف!
به "خ" همه "ش" "ب" عزیز
الف دارم، اول هفته تون، س از خ و خ... عه!
( اتاق فرمان با تامیون می رود توی جملات تنبلانه مامور و ایشان لاجرم: رتته!)

بیش فعالان سهامدار:
سیده آرمیتا 28 مازندران
فاطمه ادهمی 19 اصفهان
زینب 21 روستایی
ووو فاطمه زهرا 15

موضوعات این هفته:
یک: چقدر اهل "امید" و چه اندازه اهل " نا امیدی" هستین؟ چه نتایجی به دست آوردین؟

دو: "مطالب زرد" چه ویژگی هایی دارند؟ چقدر اهل مطالب و اخبار و متن های زرد هستین و چه میزان محتوای کاربردی و مستند و موثق و راهبردی؟ چرا؟ با ذکر مثال!

آسنات24بهمن رودان:
سلام امروز دیگه اومدیم خونه جدید.منم می خوام زندگی جدیدی رو شروع کنم.رفتم بزرگسالان ثبت نام کردم وبرای نمایشگاه یه عالمه گل سر درست کردم... قراره سی درصد فروشم گلهام بره واسه کرمانشاهیای گل... دعاکن شنبه بتونم حسابی بفروشم!

فوزی دخترکوردسرپلذهاب:
دم همه مردم خوب و دلسوزکشورمون گرم که هنوزم با گذشت تقریبا 80 روز از زلزله (ازگله و کرمانشاه) بازم فکرما هستن واقعا ممنونیم . زور زور( خیلی خیلی) سپاستان دکم آبجی الهه/ الهی دشمنت شرمنده باشه همین که به فکرماهستی یه دنیا ارزش داره خداپسرکوچولوت ایلیاجون رو برات حفظ کنه... فقط کاش مسئولین هم یه لحظه بچه های مناطق زلزله زده رو به جای بچه های خودشون فرض می کردن. ای کاش دیگه "سرما" نمونه و بره!

زهرا /18/ فارس:
مامور من که منظورت رو از موضوع دوم نفهمیدم ولی کلا از رنگ زرد متنفرممممم! چون هروقت یه لباس زرد می پوشم دردومرض میاد به جون طفلی من !!!... آها مامور حالا فهمیدم موضوع دو چی شد چون دیدگاه رو کامل خوندم!

فاطمه السادات20بندرعباس:
امسال، برای بار سوم می خوام کنکور بدم!...هیچوقت نا امید نشدم.مطمئنم که بالاخره میشه.تو میتونی مسخرم کنی! تو میتونی بهم بخندی! ولی بهت قول میدم خودت بلند شی و به افتخارم دست بزنی!

مهین24شوشتر:
ماموری ازشب یلدا نامزد کردم،یعنی از برج آذر حرفش بود،اول مامانش اومد بعد مامان و باباش،یک ماه بعد خودش اومد،دیدیم و پسندیم! اصلا بهشون سخت نگرفتیم،یه انگشتر ساده انتخاب کردم،قراره اسفندماه هم عقد وعروسیم باشه،عقد رو گفتم تو محضر. بعد یه جشن کوچیک توی خونه خودمون...یه لباس ساده و پوشیده با یه چادر سفید هم گرفت برام البته خودم انتخاب کردم،گفتم واسه جشنمون هم سازو دی جی و از این چیزها نمی خوام، اونم قبول کرده البته فعلا بقیه(!) اعتراض کردن...

فاطمه 21 تبریز :
راستی مامور امروز یه مهمونی ویژه دعوت بودیم و منم لباس تکراری پوشیدم! شیک و ساده... اصلا هم درد نداشت و اینکه نمردم ! به قول شما جل المخلوق!

مهتاب 18کرمانشاه :
هر کسی واسه گذروندن زندگیش به امید احتیاج داره، بالاخره هر کدوم از ما به یه چیزی امیدواریم مثل امیدوار بودن واسه یه آینده خوب ، امیدوار بودن واسه داشتن یه موقعیت شغلی مناسب ، امیدوار بودن واسه رسیدن به کسی که دوسش داریم و ... که هر کدوم از اینا خودش به تنهایی میتونه انگیزه ی ما واسه زندگی کردن باشه ، خود منم به خیییلی چیزا امیدوارم و اصلا واسه همین امیدهامه که زندگی می کنم.

اسم نمی خواد!
نا امید بودم یه زمانی خیلی بد,شبا بیدار بودم روزا می خوابیدم. 6ماه کاسبیم این بود روزا قرص خواب/ شبهام کلا خواب نداشتم. راه نجات پیدا نکردم فقط وقتی به خودم اومدم 6ماه گذشته بود...هیچی از اون6ماه یادم نیست!هیچکی هم نپرسید آخه چته! دلم برای حال اون روزهام می سوزه.اسم هم نمی خواد!

زهرا رحمتی22اندیمشک:
(دختر زاگرس) نوشتی برگردین به راه صواب دیدگاه دلم خواست(!) بپیامم، راجع به امید: آری به خدایی که دراین نزدیکیست،به درس خوندنم،به ازدواجی که 76روز باهاش فاصله دارم،به درج شدن پیامم دردیدگاه،وبه سالم موندن دستگاه جدیدمامور امید دارم.راجع به خبرزرد :من کلا اهل هیچ خبری نمی باشم کلا اخبار رسمی روهم گوش نمیدم اما پیگیری خبر زرد فقط وقت تلف کردنه.

فاطمه .ازبازماندگان دهه شصت:
آدم امیدواری هستم به دیگران هم تاجایی که میتونم امید منتقل می کنم (ھمون انرژی مثبت) بعضیا قانع می شن که امیدچیزخوبیه بعضیام به حرفام پوزخندمیزنن وھی ھرچی بیشترامیدمیدم ھی بیشترحرف ناامیدکنندہ میزنن منم واسه اینكه انرژی منفی شون انرژی مثبتم رو خنثی نکنه یاسکوت میکنم یافراااررر...

گلی بانو ازکوهبنان:
من 80درصد زندگیم رو نا امیدم20درصد دیگه اش هم بین امیدواری و نا امیدی ام. راهی رو در پیش نگرفتم چون زورم به مشکلاتم نمی رسه. چون تو مسیری قدم گذاشتم که می دونم اشتباهه!! ولی توان به عقب برگشتن رو هم ندارم. تا حالا شده کاری بکنی بدونی اشتباهه ولی نتونی برگردی عقب؟ زورت نرسه که درستش کنی اشتباهاتت رو؟ حال الان من اینه: بری بالا برج میلاد خودت رو پرت کنی پایین! چقدر می تونی امید داشته باشی زنده می مونی؟!

سمیه از کهک:
ماموری حرف امید و نا امیدی شد/ یاد خودم و شوهرم افتادم. من همه اش حرفهای نا امید کننده می زنم که چرا چهار ساله ازدواج کردیم خدا بهمون بچه نمیده؟ شوهر بیچاره ام که از دستم امان نداره، میگه تو کارهای خدا حکمتی هست که ما نمی دونیم. اگه بچه نمیده نا امید نباش...

ام البنین16جیرفت:
در بدترین روزها هم امیدوار باش: همیشه زیباترین باران ها از سیاه ترین ابرها می بارند!

پریا ترک قیزی:
وقتی همه چیز رو به راهه که امیدواری معنا و ارزشی نداره... امید تنها زمانی ارزشمنده که همه چیز در بدترین شرایطش باشه، پس بیاین هیچوقت نا امید نشیم به ویژه در اوج ناراحتی و تاریکی...

فاطمه ادهمی19 اصفهان:
تهه نا امیدی رو توی این بیت شعر از "حامد عسگری" دیدم:
ما که هی زخم زبان از کس و نا کس خوردیم
چه تفاوت که به ما زخم تبر هم بدهند؟!

زینب 21روستایی :
خوب و بد هرچه نوشتند به پای خودمان
انتخابی است که کردیم برای خودمان
این و آن هیچ مهم نیست چه فکری بکنند
غم نداریم : بزرگ است خدای خودمان!
مهدی فرجی

مهدی مرادی:
من آدم نا امیدی بودم مدت ها پیش اما الان نیستم نا امیدی برادر شیطانه...

مهدیه 13کوهدشت:
در رابطه با حرفی که مأمور در جواب پریا ترک قیزی گفته بود: مردی نزد شیخی رفت وگفت که هرچقدر به همسرم اصرار می کنم نماز نمی خواند،گفتم برایت طلا می خرم باز هم قبول نکرد.شیخ گفت:حرف حسابش چیست؟ مرد گفت:می گوید تو نماز بخوان تا من هم بخوانم! پریا جان تو اول باید خودت امید داشته باشی تا حرفت بر روی دیگران اثر بذاره.

مامور معذور:
البته خودسازی یه مقدار سخته و زمان بر و ریشه ای... خب چه کاریه؟ راههای آسون تر و تنبل دوستانه تر سلاغ ندالین؟! ... چیزخورشون کنیم چی؟! آره حتما همیشه یه راههایی هست برای ما افراد خععلی زرنگ و کم فرصت! کوته فکر نه ها ... بابا کلی آدم دارن از همین راهها پول در میارن خو! ورد و نوشته چی؟ به جای اینکه بخوام یه مسیری رو "شلپ و شلپ" و عرق ریزان برم که یوخده سختمه و حس و وقتش نیست، یه چیزی بنویسم بندازم توی حلق خودم یا طرف که زندگی "گل فشان" بشه؟! میشه بشه؟! آخ جونم! چقدر تقدیم کنم؟! ( چیزه! جایی سراغ ندارین یه کلیه ام رو بفروشم ولی یکم عقل و شعور برای خودم بخرم؟! تولوخدا، واسه مریض می خوام! )

اسما 76:
من را با خودم بیشتر از این درگیر نکن! من آخرشم خود ناشناخته از دنیا می رم ببین کی گفتم! هربار بهش فکر کردم به هیچ نتیجه ای نرسیدم که هیچچچ، بیشتر افت کردم! کلاس خودشناسی با حضور اساتید مجرب سراغ ندارید؟ ... حقیقت درون؟؟!!!؟! هعییییییی... خیلی پیچیده است. به نتیجه نمی رسم!... امید داشتن خیلی خوبه منتها امید واقعنی! مثلا من درس نخونده میرم سر جلسه امتحان ولی امید دارم که از یه جای نامعلوم بهم امداد غیبی برسه و من قبول شم!!!! الکی مثلا چال رو لپت رو فراموش کرده بودی... باوشه! ولی قبول کن وقتی داشتی اینارو می نوشتی یه "سوز به دلتون" خاصی تو چشمات موج می زد، هی...

مامور معذور:
چشماتون موج دار می بینه! ( بهش فکر نمی کنم چون قیافه ما با یه چال لپ کارش راه نمی افته! / خوبه؟ الان بهتری؟ )

سامان 18 عجبشیر:
.... امید بیش از حد هم تنبلی میاره یه جوری که انگار نیازی به کاری نیست و قراره به هدفت برسی و موفق بشی، یه بارم به امید اینکه برف داره می باره و فردا قراره تعطیل باشه، گرفتم خوابیدم و امتحانهای فردا رو نخوندم، بعد فردا صبح رو با لگد مادرانه ای بیدار شدم دیدم که: یا خود خدا برف که نباریده هیچ! ساعت 8 صبحه / از مدرسه زنگ زدن به بابام گفتن که: عالیجناب رو بفرستین بیاد. مدرسه ما شبانه روزیه یعنی حتی اگه سنگ هم از آسمون بباره تعطیل نمی شه این عزیز بزگوار! آقققا هیچی دیگه، ووو من رفتم و توی یه روز در کسب سه تا یک و دو و چهار "موفق" شدم. هی هی!

نیلوفر/تربت جام .....:
من یک سال توی مرز امید و نا امیدی بودم و بالاخره امیدم پیروز شد ولی الان نا امیدم و هروز به امید اینکه یه روز بابام میاد و میگه: "می ذارم بری مدرسه" روزهام رو می گذرونم... امید داشتن الکی دردی رو دوا نمی کنه باید کاری کرد.

آوا چگنی 20 خرم آباد :
باشگاه رو خوندم یکم ذهنم درگیر شد, اگه یه آدمی توی بدترین شرایط بازم امیدوار باشه که یه راهی پیدا کنه، باید بهش بگن خوش خیال ؟! معمولا هیچ اتفاقی نمی تونه من رو کاملا از پا دربیاره , بعد از تخریب بلافاصله میرم تو فاز بازسازی. همیشه یه راهی هست چون خدایی هست! حالا فوق فوقش اگه واقعا مشکل بزرگی باشه ترجیح می دم یه چندساعتی بخوابم تا یکم ذهنم آروم بشه بتونم فکر کنم و چاره ای بیندیشم. نمی دونم درسته یا نه ولی مدیریت بحران من در همین حده! امیدواری در اوج خسارت.

فاطمه 20 ایذه:
با اینكه صبرم زیاده، ولى پیش اومده كه امیدم به 10 درجه زیر صفر هم رسیده اما سریع خودم رو كشیدم بالا...

شانلی 21اردبیل:
عده ای هم دائم می نالند که: "گل سرخ" خار دارد ولی ما باید خوشحال باشیم که: خارها هم گل دارند! ... وای خدااااا ... نمی دونی که چی شد؟! داشتم پیام زهرا23چالوس رومی خوندم که گفته بود چندش ننویسین و باردارم و ... حالا نگومامان هم داشته می خونده (چون همیشه فارسی رو هجی می کنه و بلند می خونه) داشت بلند و کشدار می خوند: "من باردارم" یهوعموحبیب که خواب و بیداربود، بلندشد گفت: زن داداش! بارداری؟ ... همه شوکه شدیم! یکم بهم زل زدیم و بعد یهوخونه ازخنده ترکیددددد!

آنی از بندرعباس:
الان ازخودت /خودم و خودمون نا امید شدم زیرا اصلا محتوا مدنظرتان نیست. دوصفحه می نویسی کسالت(!) بار.بعد می گی منتقدهاهمش فحش(!) می دن. خورشید امیدم غروب کرد/ به امید طلوعش!

سیدعلیرضاموسوی 19مشهد:
تا حالابه درصد امید توی وجود خودم فکرنکرده بودم ولی حالاکه دقت می کنم مشاهده می فرمایم که:بعله بنده خیلی به خودم و آینده شغلیم امیدی ندارم اما...اما به زندگی امیدوارم وبا امیده که زنده ایم،یه دوست خیییلی عزیز دارم که خیلی نا امیده حتی به ادامه زندگیش، کاش بتونم با استفاده ازتجربیاتتون بهش کمک کنم.

نسرین قزوین20:
امیدوار! چونان قایقی که دراین طوفان / به شوق غرق شدن رهسپار امواجم!

واسه درج نمی گه:
مامور به خدا واسه درج نمی گم اما شما تغییرم دادی. خیلیییی. از وقتی با باشگاه نابمون(!) آشنا شدم زندگیم تغییر کرد ! به خیلی چیزها امیدوار شدم منی که نا امید بودم و خودم رو ته دره می دیدم ! هفته پیش که حرم امام رضا(ع) بودیم گفتم خدایا من نمی خوام کسی وقتی که نباشم بگه یه زمانی بودم ! می خوام همیشه باشم اما این دیدگاهیا اینقدررر غرق خوشی بشن که فراموشم کنن ! آرزوم خوشبختی شما و همههه دیدگاهی هاست! خیلی چیزها ازتون یاد گرفتم. از آرمیتا مهربونی از لاله صبر از شانلی و مامان مهربونش بخشش و از همه و همه! شاید اون روزا غرغر می کردم که چرا علاوه بر بیش فعال شدن پیامم هم درج نشده اما از دیروز خیلی فررررق کردم دیگه اون پیرزن غرغرو نیستم! ... چشششممم ما همچنان پیام میدیم رفیق ! با ندرجیدن "نا امید" نمی شیم !

پژاره,کوهدشت:
امید آخرین چیزی است که می میرد!... واقعا همه کارکنان دولت راحت طلب نیستن. خیلی هاشون به سختی کار می کنن, این حرفم از روی تعصب نیست,مامانم پرستاره, تو زلزله های اخیر که همه کنار خونوادشون بودن,مامانم و همکاراش بیمارستان آماده باش بودن بخاطر حوادث احتمالی و برای مردم... منم تاچند سال پیش فکر میکردم شهدا از آسمونا اومدن!تا اینکه با شهدای حرم آشنا شدم...همین حوالی کنار ما....

مهشاد:
زهرا رسما به معلمها توهین کرد,مامان بابای من هردومعلم هستن...مامانم معلم کلاس اوله. ازمدرسه که برمی گرده واقعا نای حرف زدن هم نداره,حقوقشون هم نگم که بهتره,ماموراینجور پیامایی که توهین می کنن روخواهشا درج نکن! واقعا ناراحت شدم!

الی18گیلان:
(پیام اولی) مامورعزیزجان ممنون بابت دفاعت از قشر فرهنگیان.راستش پیام قبلیش رو که خوندم با یه قیافه ی بهم ریخته ای رفتم سراغ گوشی که جواب بدم ولی جواب شما رو خوندم آروم شدم.من پدر و مادرم هردوفرهنگین و شاید بخاطر شغلشون خیلی وقتایی که باید کنارم می بودن نبودن! وشاهد تموم زحماتشون و درنهایت حقوق ناچیزشون هستم.خواهشا انقدر بی انصاف نباشیم!

مامور معذور:
خواهش ولی کاش برای رفتن سمت گوشی با یه حالی! در پی بهونه های دیگه هم برویم تا رویده و روییده و جوانیده شویم!. من یه زمانی افتخار داشتم که معلم بودم. پدرمم هم .... و بسیاری از خانواده و خاندان مون... راستش معلمها نیازی به دفاع ندارن، ایشان را باید درک کرد... چراکه رسیدگی به حقوق مادی و معنوی این عزیزان، تضمین کننده رشد و تعالی نسلهای فعلی و بعدی و سرانجام میهن و جامعه خود ماست! فلذا هر گلی که بزنیم به سر خودمون زدیم!

مرضیه اثرکار 13:
انسان دونوع معلم دارد: آموزگار و روزگار ٬هرچه با شیرینی از اولی نیاموزی، دومی با تلخی به تو می آموزد. اولی به قیمت جانش دومی به قیمت جانت!

عاطیناز 22:
...توی این دوره و زمونه زیبایی هم ارزشه! وقتی واسه ورود به تربیت معلم شرط قد و وزن گذاشتن! پس فردا که داوطلب زیاد بشه لابد می گن: فقط کسایی که چال گونه دارن بیان و بقیه پر. شمابحث رو عرفانی کردی.

زهرا به توان 2 :
این دفعه رو واقعا واجب العرضم : تو کشور ما بالا ترین حقوق رو پزشکان دارند، شاید براتون جالب باشه که، در کشور فنلاند ، بالا ترین حقوق رو نسبت به پزشکان معلم ها دارند! چون معتقدند که این معلم هست که اون پزشک رو تربیت می کنه و وارد اجتماع می شه ! خیلی برای تعلیم و تربیت کشور شون ارزش قائل هستند، ولی متاسفانه ما، این کار رو نمی کنیم و دم از فقر فرهنگی می زنیم.

اسماعیل از اراک:
( پیام اولی) امید؟ به چی؟ به کی؟ فقطخدا مگه بهمون رحم کنه! مسئولین هم که میفرمایند: تقصیرقبلی هاست، وضع مردم همچی بد نیست و سیاه نمایی می کنن: به تمام مقدسات کرایه مغازم 700هزارتومانه،:با 20میلیون بدهکاری خرج زندگی و2تا بچه.....دیروزکل دخلم شده 1500تومان! 4سال پیش روزبدش، تاشب 500هزار تومن فروش داشتم.

درنا. خ :
هنوز تو نخ و کوک دوستمونم، آخه چه جوری می تونن باهاش این جوری بد رفتاری کنن؟ کاش تو دنیا، بدی نبود، مشکل نبود، خنده بود و خوبی. کاش هیچ چشمی گریون نمی شد، هیچ دستی مشت نمی شد، هیچ ابرویی خم نمی شد، هیچ شکمی گرسنه نمی شد، هیچ خونی ریخته نمی شد و هزاران، هزار هیچ های دیگر...

نازیلا.28.اردبیل:
ولی چال گونه فقط اونجاش که طرف تو همه عکسهاش فقط یه ژست داره و می خنده تا چال مبارکش رو به رخ ما بکشه!

زهرا 17 بیرجند:
( بخشی از یک! پیام 30 خطی/ مگه میشه؟! ) ..... علمی هست اتفاقا! می دونین که چند نفر می رن عمل زیبایی می کنن به خاطر همین چال گونه؟ الان من می تونم کسی رو عمل کنم تا چال دار بشه؟ نه چون علمش رو ندارم! زیبایی شناسی هم شاخه ای از علمه...سوما: باشه/ اصلا علمی نیست، اطلاعات عمومی که هست ان شاالله؟! چهارما : باشه/ اصلا به درد نخور. شما چرا پیامش رو درج کردین؟ ، اصلا اونم درج شد ولش کنیم چرا اون جوابای اشتباه بچه ها رو درج کردین؟! همون اول می گفتین این به درد ما نمی خوره و تمام........

مامور معذور:
حالا سوال ! ( من که اصلا نه/ عددی نیستم اما ) اگر کسی که بر همه امور واقف است و اشراف دارد، تمام جوابهای زندگی مان را از همان لحظه تولد تمام و کمال می داد و فرصت تجربه کردن را از ما می گرفت، زندگی ما و دنیا شکلی و چگونه می شد؟! ... یا اگر تمام مجرمان و خطاکاران به محض اینکه فکر اشتباهی به ذهنشان خطور می کرد تا یکساعت سرجای خود قفل می شدند! و دستشان هم اوخ و جیز! زندگی چه ارزش و معنایی؟ و چه طعم و رنگی داشت؟!

شایسته 24:
این حرفها فقط توی فیلما و قصه هاست. نقطه امید من زیرصفره. باور من(!) بر این است ...شماها کنار گود نشستین و دلتون خوشه، شکم سیر ازگشنه چه خبر داره؟ ،آدمی که معلوله چه امیدی می تونه داشته باشه؟، هرجا میری ازنگاههای بعضی اشخاص نمی تونی سربلند کنی، اینقدر خدا خدا کردم/ چرا یه دفعه نگفت خرت به چنده؟

فاطمه زهرا 15:
دیشب داشتم به خودم می گفتم: چرا من باید مشكل داشته باشم ولی اون دوستم نه؟چرا واقعا؟ كه بعد یادم اومد سر كلاس زیست، پرسش کلاسی داشتیم، یكی از دوستام عالی جواب می داد ، عالی و معلم هم خیلی به وجد اومد و سوالای سخت تری می پرسید،اون لحظه همه دلشون می خواست جای اون بودن، با این كه سوالها سخت تر می شد اما اون عالی جواب می داد و معلم هم خیلی خوشش اومد، باعث افتخار خودش هم بود... بعد یكی دیگه اومد،معلم كه دید اون خیلی بلد نیست هی سوالا رو آسون تر كرد تا اون بتونه جواب بده و فكر نمی كنم كسی دلش می خواست جای اون باشه! با وجود این كه سوالا راحت تر شده بود! اما هیچ لطفی نداشت! بی مزه بود! مطمئنا خدا بی حكمت كاری نمی كنه و حتما واسه بهتر شدن و رشد و تعالی ماست.البته با این وجود همه اینها، امیدوارم برای هیچ كسی اتفاقات بدی پیش نیاد.

آتنا مهر78:
جدیدا خیلی به زندگی امیدوار شدم! سه سال پیش که مامانم می خواست "پیوند کبد" انجام بده چون وضعش خیلی وخیم بود و قلبش هم مشکل داشت، دکتر گفته بود فقط پنج درصد! احتمال داره که مامانم سالم از اتاق عمل بیرون بیاد! ولی من همیشه توی قلبم یه نوری بود و مطمئن بودم مامانم حتما حالش خوب می شه که خداروشکر همونطور هم شد و الان مامانم حالش خوب خوبه،الانم وضعیت مالی مون خیلی بده! حتی یه نون ساده هم به زور می تونیم بخریم، موقع شام و ناهار که می شه مامانم همه اش استرس می گیره که چی بذاره؟ ولی من مطمئنم که یه روزی این بی پولی ها و نداری ها تمومممم می شه، شک ندارم که روزای خوب توی راهن!

ندا16ساله(بکلیک)
دست داداشم رفته بودش تو دستگاه! امیدوار بودم که خوب خوب می شه ولی دکتر گفت: مثل روز اول نمیشه، ناامید شدم... خدا را شکر قطع نشد ولی مثل اون یه کی دستش سالم نیست, بعضی موقع ها که نا امید میشم یه ندایی بهم میگه: ندا! امیدوار باشه خدا بالا سرت هست، خود خودش دستت رو می گیره!

سیده کوثر عجمى 15 کوهدشت :
امید دارویى است که شفا نمى دهد، اما درد را قابل تحمل مى کند .امید مهم ترین رمز حیات بشریت است! بى امید زندگى محال است بى امید نمى توان عاشق بود عشق به خالق بى همتایى که نا امیدى را از جنس خود نمى داند.

سیده آرمیتا28 مازندران:
زمانی که پزشک معالجم بهم گفت: دچاربیماری قلبی حاد شدی/ وضعیت قلبت به شدت نامساعده.... توی اون لحظه دنیا روی سرم آوارشد! به شدت نا امید بودم و فقط گریه می کردم!هفته دوم رفتم معاینه کرد و گفت: دخترم باورم نمیشه؛ توی باراول درحین معاینه نصف قلبت ازکار افتاد وبه مرحله ایست! رسیدی. مرگت حتمی بود! اما الان می بینم خیلی بهتری! الان دلیل گریه هایی که می کنی رو متوجه نمی شم؟! پزشکم گفت: براثرسانحه ای دچار معلولیت جسمی وحرکتی شدی... چندین عمل جراحی روی من انجام شد.وقتی متوجه شدم پاهام دیگه حرکت نمی کنه... شایدهفتصدبار! بلند شدم و افتادم زمین! ولی نه! نا امید نشدم.همون شدا ! فرموده های پزشکم تلنگرخوبی بودن برام.ازاون لحظه به بعدتمام زندگیم دیگه شد سراسرشادی وامید. روحیه ام عالی، الحمدلله با امیدی که داشتم 90درصد مشکلات قلبم بهبود پیدا کرده!

مبینا17همدان:
اگه نا امیدی یه دایره باشه من مرکزشم! میدونم گناه بزرگیه ولی خدا می گه: از تو حرکت از من برکت! خب من که دوهفته است حرکتی نکردم که خدا برکتش رو نشونم بده، پس توقعی هم ندارم، فقط خدا به دل مامان بابام رحم کنه که نشکنه! و در آخر : "لا راهکار" جز کوشش و اراده و انگیزه مضاعف!

ستاره 20(!) الشتر:
چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و و قتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند : دیگر چاره ایی نیست .شما به زودی خواهید مرد . دو قورباغه حرفهای آنها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند تا از گودال خارج شوند. اما قورباغه های دیگر دائما به آنها می گفتند که دست از تلاش بردارید چون نمی توانید از گودال خارج شوید ? به زودی خواهید مرد . بالاخره یکی از قورباغه ها تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت . او بی درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد... اما قورباغه دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد . بقیه قورباغه ها فریاد می زدند که دست از تلاش بردار اما او با توان بیشتری برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد و بالاخره از گودال خارج شد. وقتی از گودال بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند : مگر تو حرفهای ما را نشنیدی؟ معلوم شد که قورباغه ناشنوا است و در واقع او در تمام راه فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند!

المیرا/17/زاهدان:
زندگی سختههههههههه.... ولی تواز آن سخت ترررررررررری.

جوكار از خفر:
مامور واقعا بحث جالبیه.نا امیدى خیلى درد بدى هست درد بى درمونه. هر كه گرفتارش شد یادش باشه درمانش خواندن قران هست همین .

ناهیدهستم ازهلیلان:
رک و راست آبجی بگه برات الان دقیقا توفاز نا امیدی ام بدجور،ولی ته ته قلبم یه چیزدیگه میگه،میگه توهمون چیزی نمیشی که الان هستی توهم یک روز به امیدخدا دست رؤیاها و آرزوهات رو می گیری و می خندی "نخندین مسواک گرونه"،درکل یه گوشه نشستن وغصه خوردن ونا امیدشدن هیچ دردی ودرمان نمی کنه نمونه اش مثل من،راستی راهکارم اینه با آدمایی که همیشه حرف از ناا میدی می زنن کمترجلوس بنمایید... مأموری آخرپیامم رونوشتم جلوس بنمایید خوشم نیومد به جاش بنویس کمتر رفت و آمدداشته باشید، ببخشید( مامور معذور: بش گفتم!)

ریحانم 19 لرستانم:
این مطالب زرد واسه سرگرمین دیگه. والا کار که نیست اکثرا هم بیکارن چه بخوان چه نخوان کشیده می شن ط ف همچین خبرایی!

شیما 77 بلوچستان :
منم خو ندن مطالب زرد رو دوست دارم و لی به شرط ا ینکه حقیقت داشته باشه در غیر این صورت خوندنش هیچ ارزشی نداره .

نفیسه22کرج:
همیشه حواشی و مطالب زرد برای مردم جذابتره حتی اگه دروغ یا شایعه باشه! وطبعاوقتی استقبال بیشترباشه گسترشش هم بیشترمیشه. من یه شخص معمولیم ودوست ندارم کسی واردعمق زندگیم بشه یه چهره ی معروفم همین طوره دیگه,چرا حریم شخصی هموزیر سوال ببریم وقتی تعجب جان هست؟ من خودم به شخصه به این چیزاتوجه نمیکنم وقتی هم میشنوم جوری عکس العمل نشون میدم که بدونن برام مهم نیست وادامه ندن بحث رو...

زیلان میلانی 22 :
آره من مطالب زرد رو می خونم به خصوص در مورد فوتبالیست ها...

اسرا17 نقده:
خیلی برام مضحکه! برم دنبال زندگی شخصی این و اون که چی بشه؟! به من چه که جناب گلزار ساعت چند عطسه می کنه؟! زندگی هر کس به خودش ربط داره، اصلا شاید اون راضی نباشه من جزئیات زندگیش رو بدونم...

زهرا ازقوچان:
به نظرم واردشدن به حریم شخصی چهره ها (سلبریتی ها) اصلا درست نیست.کسی هم که این اخبار رو منتشرمی کنه ازصحت وسقمش مطمئن نیست و بیشتر مواقع شایعه ای بیش نیست.که خدارو شکرمن زیاد(نود درصد) اهلش نیستم.

باران خانـوم کرمان:
حاشیه ها فقط در حد سرگرمی خوبن و در همون حد هم بمونن.....مثلا اینکه غذای مورد علاقه فلان فوتبالیست چیه؟! جالبه ولی اینکه از خصوصی ترین مسائلشون سر در بیاریم این دیگه بی احترامی به حریم خصوصیشون میشه....وای به حال دگران که که این حواشی را درست،تبلیغ و تکثیر می کنند...

هورام 17 خوزستان:
سلام. خوبین؟ امید به خدا خیلی خوبه تهش نا امیدت نمی کنه. من اصلأ پیگیر هیییچ اخباری نیستم( به جز یارانه ) اخبار زرد هم گاهی که دوستام درموردشون صحبت میکنن فقط نظرم رو می گم.... راستی من اصن ازچیزای چندشی که می گین حالم بدنمیشه دیگه بدتر از سوسک خوردن که نیست. فرض کن شاخ هاش ازنون بزنه بیرون روغن ازش چکه کنه و زبریشون زیرزبونت خرچ خرچ البته بعدش خلال دندون واجبه بعضی هام هستن خالی خالی می خورن به این صورتکه شاخک هاش رو میگیرن ازعقب.........

مامور معذور:
خب ظاهرا خیلی سوسک دوست داشتی که انقدر با جزییات و ولع توضیح دادی... نقل است همه با همون چیزایی که دوست دارن محشور می شن! .... فلذا خوش بگذره! ... البته نقل است : وصف العیش: نصف العیش!

سپیده/22/شهرقدس:
ای وای ...مأموری جدیدا نمونه به دست می چرخن این ور و اون ور، هی بالا و پایین، که ببینن کجا باید تحویل بدن! ... مأموری توی آزمایشگاه دانشگامون ،برای آزمایش نمونه، برامون نمونه مصنوعی می ساختن،باراول نمی دونستیم تعجب کردیم گفتیم این همه نمونه ازیه نفر بعیده ...خخخ! ... اینجاست که "نظامی گنجوی" می گه:در نا امیدی بسی امید است،پایان شب سیه سپید است... عه "ژیلبرنربرون" هم می خوادیه جمله بگه، بوگوجانم نا امیدی یعنی دوست نداشتن خود ،دیگر هیچ. آباریکلا به دوتاتون، بچه ها قانع شدین؟!

بیتا بانو:
از اهل زمانه عار می باید داشت
وز صحبت شان کنار می باید داشت
از پیش کسی کار کسی نگشاید
امید به کردگار می باید داشت!
ابوسعید ابوالخیر(از نت کش رفتم! هی هی)

زهرا چهره نما:
درصد امیدواریم به نا امیدیم شصت به سی هست.اون ده درصد هم خستم! و با این اوصاف مقصدم:(ایشالا) باشگاه های اروپا!

زهرا 17 اصفان:
و از رحمت خدا مأیوس نشوید، که تنها گروه کافران از رحمت خدا مأیوس می شوند! سوره ی یوسف_آیه ی 87 ... گفت:جز گمراهان،چه کسی از رحمت پروردگارش مأیوس می شود؟ سوره ی حجر _ آیه ی 56.... در وجود انسان بیم و امید باید به یک اندازه باشه. اگه بیم و ترس بیشتر باشه،ناامیدی مانع حرکت میشه و اگه امید بیشتر باشه،امید بی جا باز هم باعث ایستادن از حرکت میشه و جلوی تلاش انسان رو می گیره.

تک پردیس باشگاه:
....اصلا من اگه فرد امیدواری نبودم به تو پیام نمی دادم، والا! واسه درجش صبر ایوب به میزان لازم و امیدواری اندازه اقیانوس اطلس! من فقط توی دنیا از یه چیز نا امید شدم، اونم درج شدن پیامم تو باشگاه..... دیگه یه درصدم شک ندارم پیامم به دستشون نمی رسه.

مهدی 17 قوشچی:
گر هیچ نشانه نیست اندر وادی
بسیار امیدهاست در نومیدی
ای دل مبر امید که در روضهٔ جان
خرما دهی، ار نیز درخت بیدی
مولانای جان!

زهرا از فریدن:
از این به بعد دوتا قول را نمی دم: یک. قول نمی دم همیشه باشم. دو: قول نمی دم همیشه راجع به موضوعات حرف بزنم!

مامور معذور:
آبجی جانم، دست شمام درد نکنه. چند وقت بود این نگرانی افتاده بود به جونم و نصفه شبها جیغ کشان و هذیان گویان و بر سر زنان، از خواب می پریدم که پس چرا زهرا این دوتا قولهاش رو نمی ده یه دوری بزنیم؟! ... الان خیالم آسوده شد! این جام و تندیس عهد و قسم و سوگند و قول "غول نشان" رو هم رفتنی از واحد تامین "قول و کادو" تحویل بگیریا ننه! تدارک دیدن زشته!... عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم/ زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم؟! / گفته بودم که به دریا نزنم دل اما / کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟! (قیصرجان)
با اینهمه ما همیشه امیدواریم که شما خوبان باشین و خوب هم باشین و به این قول هاتون وقعی ننهید که فرمود: وفا به وعده نکرد از هزار یک آری/ هزار وعده خوبان یکی وفا نکند!

خب رفقای جان
امیدوارم که ....
که؟ خب چی بگم؟ چی نگم؟!
امیدوارم که ... امیدوار باشین!
فقط همین! که خودش یک تنه یک لشگره!
آره. امید دلتون پر فروغ! دوشنبه با موضوعات جدید این هفته خدمت می رسیم!
پس عجالتا چی شد؟
امیدتون پرفروغ! و دلتون چاق! اهممم!
نه چیزه! دلتون پر امید، امیدتون پر فروغ و دماغتون چاق!
آره اینجوری بهتره!
عرض ارادت و احترام تکاتکی
یاحق...

گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
ور نه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود
اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش
که به تلبیس و حیل دیو مسلمان نشود
عشق می‌ورزم و "امید" که این فن شریف
چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود
دوش می‌گفت که فردا بدهم کام دلت
سببی ساز خدایا که پشیمان نشود
حسن خلقی ز خدا می‌طلبم خوی تو را
تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود
ذره را تا نبود همت عالی حافظ
طالب چشمه خورشید، درخشان نشود!
حافظ جان

انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)

نظرات   

 
+19 #42 لاله 16 مشهد 1396-11-16 22:20
زهرا جون عااااااااااااال یییییییی ام آبجی
عاااالی ;-)

خیلی هم که طبیبان ناز میکنند! طلب دارن انگاری :-*
فعلا و حالا حالاها که کارم دستشون گیره !
امااااا طبیب اصل کاری خداجونمه که یه نگاهش میتونه از کل
طبیب ها بی نیازم کنه
گر نگهدار من آن است که من میدانم
شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد :-)

غزل جون کم سعادت شدیما نیستیا :-*
نمیگی دلتنگت میشم خو :sad:

سارایی جونم خوش اومدی دوباره گلم
صفا آوردی
:-)
نقل قول
 
 
+6 #41 مهسا حیدری 18 ورامین 1396-11-16 19:10
زهره بانو غزل جون و زهرا اردیبهشتی گل خیلی خیلی ممنونم ازتون ❤❤❤
نه زهره جون خیلی نگذشته تولدم ۹ بهمن بود :D
نقل قول
 
 
+5 #40 زهرا اردیبهشتی 1396-11-16 18:18
نقل قول کردن سارایی ۲۳:
نقل قول کردن زهرا اردیبهشتی:
سلام
حال و احوالتون نیک مهربونا :)

♡♡♡
قلب مهمانخانه نیست که آدمها بیایند
دو سه ساعت یا دو سه روزی در آن بمانند
و بعد بروند. قلب لانه ی گنجشگ نیست
که در بهار ساخته بشود و در پاییز باد آن را
با خودش ببرد..
❤قلب❤ راستش نمی دانم چیست؟!
اما این را می دانم که فقط جای آدمهای
خیلی خوووووب است ;-)
# نادر ابراهیمی


آخر ای دوست نخواهی پرسید /
که دل از دوری رویت چه کشید ؟!

چقدر خوبه که اومدی :)
نقل قول
 
 
+6 #39 سیده آرمیتا/مازندرون 1396-11-16 17:04
رفقای نازنینم خیلی متشکرم ازمحبت همگی تون گل های قشنگم :zzz امیدوارم همیشه سلامت وپایدارباشید.ال حمدلله غزل جان حال پدرگرامی تون خوبه.
نقل قول
 
 
+7 #38 مهسا حیدری 18 ورامین 1396-11-16 14:17
وای ممنونم بچه ها خیلی خوشحالم کردین :D ارمیتاجون درناجون و لاله جون ممنونم ازتون❤❤❤ :D
نقل قول
 
 
+7 #37 غزل از گیلان 1396-11-16 11:38
من در این
خلوت خامـوش سکوت...
اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم

ای مـامور :lol: :lol:
#سهراب سپهری :)))
نقل قول
 
 
+6 #36 زهرا اردیبهشتی 1396-11-16 10:36
نقل قول کردن لاله 16 مشهد:
نقل قول کردن زهرا اردیبهشتی:
سلام
حال و احوالتون نیک مهربونا :)

سلااااااااامممممممم خوبی عزیزم؟
کم پیداییی... دل تنگت بودم :(


سلام مهربانو
خوبم ؛ خوبی ؟!
هستم کم و بیش
درگیر انتخاب واحدم
اینقده اعصابم خورده که حد نداره
رشته حقوق رو کلاسهاش رو اکترونیکی کردن تازگیا
هررررچی انتخاب میکنیم باز حذف میشن
خستمه خیلی :sad:
منم دلتنگتم لاله گلی :)
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد :)

سیده خانوم سلام :)
یه دونه باشی کلا:)
خداحفظت کنه

اسماجان و مهسا جان تولدتون مبارکا باشه قشنگا :D
هرچی آزوی خوبه مال شوماها ;-)
نقل قول
 
 
+3 #35 سارایی ۲۳ 1396-11-16 10:36
نقل قول کردن زهرا اردیبهشتی:
سلام
حال و احوالتون نیک مهربونا :)

♡♡♡
قلب مهمانخانه نیست که آدمها بیایند
دو سه ساعت یا دو سه روزی در آن بمانند
و بعد بروند. قلب لانه ی گنجشگ نیست
که در بهار ساخته بشود و در پاییز باد آن را
با خودش ببرد..
❤قلب❤ راستش نمی دانم چیست؟!
اما این را می دانم که فقط جای آدمهای
خیلی خوووووب است ;-)
# نادر ابراهیمی
نقل قول
 
 
+3 #34 سارایی ۲۳ 1396-11-16 10:28
مومن با محبت جان می دهد
و با عشق زنده می شود
عشق و محبت فرد را شهید می کند.
"شهید دوست شدن" بهتر از کشته شدن
به دست دشمن است.
تمام شیعیان امیر المومنین سرانجام با محبت
شهید می شوند.
# مصباح الهدی ۱۱۵
◇◇◇
ایام سوگواری بانوی بی نشان
مادر گمنامان
یاس کبود
تسلیت...
التماس دعا فرج
اللهم ارنی الطلعه الرشیده
نقل قول
 
 
+3 #33 سارایی ۲۳ 1396-11-16 10:23
سلام جانان ها
از اونجا که منده خسته و کوفته
نه کوفته قلقلی ها!
آمده ام ..
کامنتمو اونور جا گذاشتم!
یهنیا دست آدم به یه چیزهایی نخوره
بیتره!
حالا کی دست ما خورد رفت رو نوبت
قبلی خدا داند!!!!
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد